اختلال وسواس فکری و عملیدکتر روانشناس خوب

درمان قطعی وسواس فکری و عملی

[vc_row][vc_column][vc_column_text]

توجه

در بخش انجمن سایت، فضایی فراهم آورده‌ایم تا کسانی که مایل هستند، در این فضا به‌صورت ناشناس با یکدیگر گفتگو کنند و سوالات خود را مطرح نمایند. ضمن آنکه دکتر سنایی نیز در این انجمن و فضا، همراه شما خواهند بود و به سوالات احتمالی شما در این زمینه پاسخ خواهند داد.

لینک ورود به انجمن

انجمن وسواسی‌های گمنام

غلبه بر وسواس فکری و عملی

سوالی که در ذهن اکثر افراد وسواسی وجود دارد آن است که:

چکار کنم وسواس فکری نداشته باشم؟

چگونه وسواس فکری را ترک کنیم؟

برای وسواس فکری باید چکار کرد؟

آیا وسواس فکری درمان قطعی دارد؟

آیا وسواس فکری عملی درمان قطعی دارد؟

 

تیم تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی برای درک بهتر محتوا، پادکست مربوط به درمان وسواس فکری و عملی را برای شما تهیه کرده است:

 

پادکست درمان وسواس فکری و عملی شدید

 

پادکست درمان وسواس  👇🏻

 

برای غلبه بر اختلال وسواس فکری و عملی خفیف تا متوسط، درمان شناختی رفتاری و به‌ویژه مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) و برای اختلال وسواس متوسط تا شدید، ترکیب دارو درمانی و مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) توصیه می‌شود که در ادامه به‌طور مشروح توضیح می‌دهیم.

ولی پیش از مطالعه درمان وسواس فکری عملی توصیه می‌کنم برای شناخت بیشتر وسواس فکری خود، مقاله اختلال وسواس فکری عملی را مطالعه کنید تا بهتر بتوانید راه‌های غلبه بر وسواس فکری عملی را درک کرده و در نتیجه به خود کمک کنید.

درمان شناختی رفتاری وسواس فکری عملی

اکثر افراد مبتلا به وسواس فکری و عملی نشانه‌های وسواس خود را از دیگران پنهان می‌کنند. دلایل پنهان‌کاری را می‌توان به‌طور خلاصه در این ترس دانست که ممکن است دیگران فرد وسواسی را آنگونه که خودشان او را در نظر می‌گیرند، در نظر آورند (به‌عبارتی «دیوانه، بد یا خطرناک») و از بیمار دوری کنند. لازم است ارتباط درمانی قوی با بیمار برقرار شود تا او نشانه‌های خود را روشن بیان کند. زیرا این امر در تعیین هدف‌های درمان و در نتیجه درمان بسیار موثر است.

درمان قطعی وسواس فکری و عملی

لازم است بیمار درک کند که افکارش بی‌اهمیت هستند و در درمان تأکید بر آنها نیست. آنچه مهم است معنایی است که فرد به افکار خود می‌دهد. به‌طور مثال، فردی که فکر وسواسی آزار جنسی یک کودک را دارد؛ به‌دلیل این افکار، خود را انسان پلید و بدی می‌داند (حتماً انسان بدی هستم که این افکار به‌ذهنم می‌آید) و این در حالی است که او کنترلی بر فکر خود ندارد.

اهمیت معنا دادن به افکار در افراد وسواسی

معنایی‌که فرد وسواسی برای فکرش قائل است، تمرکزش را بر فکر وسواسی بیشتر کرده و این افکار بیشتر به‌ذهنش می‌آیند. بیمار باید درک کند بر افکارش کنترلی ندارد و مسئول افکارش نیست و تنها بر رفتار خود کنترل دارد و از طریق کنترل رفتار، افکار مزاحم و ناخواسته نیز تغییر می‌کنند.

مهم است که بیمار درک کند افکار مزاحم به‌ذهن اکثر افراد خطور می‌کند، ولی در بیمار وسواسی به‌دلیل اهمیت و معنایی‌که برای افکارش قائل است، این افکار به‌طور مداوم به‌ذهنش بازمی‌گردند. هرچقدر فرد بیشتر تلاش کند افکارش را سرکوب کند، این افکار بیشتر به‌ذهن می‌آید. (تمرین: تلاش کنید تصویر یک فیل صورتی را از ذهنتان دور کنید. تمام تلاشتان را کنید تا تصویر فیل صورتی را از ذهن بیرون کنید. می‌بینید که تلاش بیشتر باعث می‌شود تصویر فیل صورتی در ذهنتان بماند.)

ضمناً بیمار باید بداند افراد وسواسی دیگری هستند که افکار وسواسی از نوع دیگری در ذهن دارند. این امر کمک می‌کند تا بیمار درک کند تنها ارزیابی افکار است که آنها را ازهم متمایز می‌کند. مثلاً فردی‌که افکار وسواسی کودک‌آزاری دارد، وقتی متوجه شود افراد دیگری افکار مزاحم و ناخواسته درباره زیر گرفتن دیگران، تصاویر خشونت‌بار یا مستهجن، توهین به‌مقدسات و … دارند (درحالیکه خود، این افکار مزاحم را ندارد) درک می‌کند که آنچه افکار مزاحم را از هم متمایز می‌کند، نحوه ارزیابی‌شان است.

ارزیابی یک فرد وسواسی، با اضطراب یا دیگر احساسات منفی و تلاش برای کنترل یا خنثی‌کردن افکار مزاحم تداعی می‌شود. درحالی‌که یک ارزیابی با بار خنثی با اضطراب کمتر و تلاش کمتر برای کنترل تداعی می‌گردد. هدف به اشتراک‌گذاری افکار دیگران با بیمار، عادی‌کردن وجود مزاحمت‌های فکری ناخواسته و اهمیت ارزیابی‌های خنثی‌ است. در نمودار زیر اهمیت ارزیابی را در دو مورد نگرانی می‌بینیم.

درمان قطعی وسواس فکری و عملی

نمودار اهمیت ارزیابی در دو مورد نگرانی

 

همانطور که پِردون و کلارک و همکاران گفته‌اند، فراوانی افکار و تصاویر در پی تلاش برای کنترلشان، بیشتر می‌شود. شما با تلاش برای فکر نکردن به افکار ناخواسته، سهواً توجّه بیشتری به افکارتان می‌کنید که باعث می‌شود این افکار بیشتر به خاطر شما بیاید. در حالیکه فردی که به وسواس فکری عملی دچار است میزان فراوانی بیشتر افکار جنسی خود را مدرکی می‌داند که نشان می‌دهد در حال تبدیل شدن به یک فرد خطرناک است و بنابراین بیشتر باید مواظب افکارش باشد.

خطای شناختی بیش برآورد احتمال خطر

خطای شناختی دیگر افراد وسواسی، بیش برآورد احتمال خطر است. به‌طور مثال، در ذهن فردی‌که وسواس چک کردن دارد، اگر قبل از ترک خانه اجاق گاز را چک نکند، به احتمال ۷۰٪ منجر به یک آتش‌سوزی گسترده می‌شود. نمودار زیر کمک می‌کند تا فرد میزان صحت احتمالش را درک کند. همانگونه‌ که مشخص است، میزان این احتمال در واقعیت بسیار کمتر از تخمین فرد وسواسی است. در وسواس‌های فکری دیگر نیز می‌توان شبیه این نمودار احتمالات را تهیه کرد. به‌طور مثال، چند درصد احتمال دارد من به یک کودک، آزار جنسی برسانم؟ چند درصد احتمال دارد کسی را زیر گرفته باشم؟ چقدر احتمال دارد میکروب از این طریق وارد بدنم شود؟ چند درصد احتمال دارد اگر عددی را به‌خاطر نسپارم، شخص دیگری آسیب ببیند؟

مورد احتمال
۱. باز بودن اجاق گاز ۱/۱۰۰
۲. شی‌ء قابل اشتعال در نزدیکی اجاق گاز ۱/۲۰
۳. آتش گرفتن چیزها ۱/۵
۴. زنگ خطر دود، کار نکند. ۱/۱۰۰۰
۵. نبودن هیچ‌کس در خانه ۱/۵
۶. گسترش آتش ۱/۲
۷. آتش‌سوزی بزرگ

مواجهه و جلوگیری از پاسخ در درمان وسواس عملی و فکری

مواجهه‌سازی اصلی‌ترین و موثرترین روش درمان وسواس فکری و عملی می‌باشد.

معجزه درمان وسواس 

مواجهه سازی معجزه درمان وسواس است. به‌طور مثال، اگر به وسواس تمیزی دچار هستید، باید به کمک درمانگر ترغیب شوید تا با چیزی که از نظر شما آلوده است، تا حد امکان تماس برقرار کنید (مواجهه) و سپس به‌مدت یک تا دو ساعت از شستن دست یا پا خودداری کنید (جلوگیری از پاسخ).

اگر وسواس فکری شما آن است که آیا در حین رانندگی کسی را زیر گرفته‌اید و به این جهت، کل مسیر را دوباره بر می‌گردید تا مطمئن شوید کسی را زیر نگرفته‌اید، باید در مسیرهایی که فکر زیرگرفتن در شما بیشتر ایجاد می‌شود، مانند جاده‌ای که دست‌انداز دارد و یا عابر پیاده زیاد عبور می‌کند، رانندگی کنید (مواجهه) ولی نباید از آینه به عقب نگاه کنید و یا دور بزنید تا مطمئن شوید کسی را زیر نگرفته‌اید (جلوگیری از پاسخ).

مواجهه‌سازی یا همان معجزه درمان وسواس، نوعی رفتار درمانی است که به تدریج افراد را در معرض موقعیت‌هایی قرار می‌دهد که برای تحریک وسواس‌هایشان در محیطی امن طراحی شده‌اند. وقتی شروع به انجام مواجهه‌سازی تحت‌نظر روانشناس می‌کنید، وسواس‌ها در کوتاه‌مدت هنوز هم یک چالش باقی می‌مانند، اما دیگر طاقت‌فرسا نیستند. با انجام به موقع و مرتب مواجهه‌سازی، افراد از چرخه وسواس و اجبار رها می‌شوند و معجزه درمان وسواس نمود می‌یابد.

مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی را در دو قانون زیر می‌توان توضیح داد:

۱. تا آنجا که می‌توانید با چیزهایی که از آن می‌ترسید، روبرو شوید و اجتناب نکنید.
۲. از انجام آدابی (مانند چک کردن، شستن، قرینه کردن) که به شما در حین مواجهه‌سازی احساس بهتری می‌دهد، اجتناب کنید.

کلید مواجهه‌سازی: خوگیری

اگر به منزل دوستان خود که در نزدیکی مکانی شلوغ زندگی می‌کنند، رفته باشید؛ لابد تعجب کرده‌اید که چگونه آنها در این مکان پرسروصدا زندگی می‌کنند، چنان که گویی صدایی نمی‌شنوند. به این پدیده خوگیری گویند. نکته کلیدی در درمان وسواس آن است که در صورت ادامه دادن تمرین‌های مواجهه‌سازی و جلوگیری از پاسخ، اجبارها و فشارهای درونی پایان می‌یابند. اما شدت کاهش اجبارها در افراد با سرعت متفاوتی صورت می‌گیرد. در گروهی از افراد، اجبارها در ساعت‌های ابتدایی تمرین و در گروهی دیگر تنها پس از هفته‌ها تمرین سخت کاهش می‌یابد. نکته مهم آن است که فیزیولوژی و روان انسان به‌گونه‌ای است که راهی بجز خوگیری ندارد. تنها مساله مهم، پافشاری بر انجام تمرین‌ها است.

باید آگاه باشید که در حین مواجهه‌سازی، اضطراب شما افزایش می‌یابد و اگر بتوانید با اضطراب مواجه شوید و تا زمان فروکش کردن اضطراب، با آن کنار بیایید؛ در غلبه بر وسواس خود موفق خواهید شد.

مقاومت در برابر تمایلات و یا افکار وسواسی به‌جهت انجام آداب رفتاری (رفتار وسواسی) در درمان وسواس فکری و عملی تا زمانی که این تمایلات در شما فروکش کنند، به بدن و ذهن شما می‌آموزد که بدون انجام آداب نیز می‌توان احساس بهتری داشت، در حالیکه شما پیش از آن به ذهن و بدن خود آموخته بودید که تنها با انجام آداب رفتاری است که می‌توانید احساس بهتری داشته باشید. به‌عبارت دیگر، ذهن و بدن شما به انجام این آداب شرطی شده بود.

نکات کلیدی در مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی

۱. افکار وسواسی، احساس پریشانی و اضطراب، و رفتار وسواسی سه مقوله متفاوتند. شما بر رفتار وسواسی‌تان می‌توانید کنترل داشته باشید، ولکن بر احساس و افکار خیر. مثلاً «آیا کسی را زیر کرده‌ام؟» و «آیا دستانم هنوز آلوده‌اند؟» افکار وسواسی هستند. شما در نتیجه این افکار، احساس پریشانی یا اضطراب می‌کنید. برای تسکین احساس ناخوشایندتان به چک‌کردن مسیر یا شستن دست می‌پردازید (رفتار وسواسی).

شما بر احساس و افکار وسواسی، تنها پس از کنترل رفتار وسواسی‌تان می‌توانید کنترل بیابید. پس از کنترل رفتار وسواسی، ابتدا احساس فشار و اضطراب شما کاهش‌یافته، سپس افکار وسواسی از بین می‌روند. آنها همزمان کاهش نمی‌یابند.

درمان قطعی وسواس فکری و عملی

همانگونه‌که در نمودار فوق می‌بینید، پس از مواجهه‌سازی احساس پریشانی و اضطراب و افکار وسواسی حتی افزایش نیز می‌یابند. ولکن با گذشت زمان و تمرینات بیشتر، روند کاهشی آغاز می‌شود.

۲. در درمان وسواس فکری و عملی حمایت یکی از اعضای خانواده یا یک دوست به‌عنوان حامی، شانس موفقیتتان را در مواجهه‌سازی افزایش می‌دهد. حامی به‌واسطه مشاوره در تعیین اهداف و تمرین‌ها، اطمینان‌دادن هنگام مواجهه‌سازی، تشویق‌کردن هنگام ناامیدی و شکست و یادآوری پیشرفت‌ها، به شما در تمرینات مواجهه‌سازی کمک می‌کند. فرد حامی مانع می‌شود دست از تلاش‌هایتان بکشید.

تحقیقات نشان می‌دهند اولاً فرد بدون حضور درمانگر و با کمک یک حامی نیز قادر به انجام مواجهه‌سازی می‌باشد. دوماً، سه‌چهارم کسانی‌که مبتلا به وسواس فکری عملی بوده‌اند، از طریق مواجهه‌سازی بهبود یافته‌اند. یک‌چهارم باقیمانده نیز قادر به اتمام روند مواجهه‌سازی به‌دلیل ترس‌هایشان نبوده‌اند. این امر نشانگر موفقیت چشمگیر مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی می‌باشد.

۳. مواجهه و جلوگیری از پاسخ باید حداقل یک‌ساعت به‌طول بینجامد. من مراجعان بسیاری داشته‌ام که می‌گفتند قبلاً هم در شرایط نشستن دست بوده‌اند یا مسیر رانندگی را چک نکرده‌اند، ولی هنوز وسواس دارند و افکارشان کاهش‌نیافته است. نکته اینجاست که مواجهه‌سازی کوتاه‌مدت نه تنها اثری ندارد، بلکه ترس‌ها را افزایش می‌دهد. شما باید در وضعیت جلوگیری از پاسخ تا زمانی‌که تمایلاتتان فروکش کنند–به‌مدت یک تا دو ساعت- بمانید تا بدن و ذهنتان درک کند بدون انجام آداب و رفتار وسواسی نیز می‌توانید احساس بهتری داشته باشید.

تعیین اهداف مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی

۱. برای تعیین هدفتان از درمان نمی‌توانید تنها به جمله‌های کلی مانند «می‌خواهم دست از شستن یا حمام‌کردن بردارم» یا «می‌خواهم دیگر قفل‌ها را چک نکنم» اکتفا کنید. اهدافتان باید مشخص و قابل ارزیابی باشند. مانند: «می‌خواهم زمان دوش گرفتنم را از ۴ ساعت به ۳۰ دقیقه کاهش دهم»؛ «می‌خواهم تنها پس از یکبار وارسی قفل، خانه را ترک کنم».

اینها اهداف بلندمدت شما می‌باشند. ولی نمی‌توانید به این اهداف بلاواسطه دست یابید، باید اهداف کوتاه‌مدتی نیز برای خود تعیین کنید. مثلاً ابتدا هدف کوتاه‌مدتتان رسیدن به‌زمان ۳ ساعت در دوش‌گرفتن است. این مرحله را آنقدر تکرار می‌کنید تا با این مرحله احساس راحتی کنید. سپس مواجهه‌سازی با مرحله بعدی را شروع می‌کنید.

گاهاً در مسیر درمان وسواس فکری و عملی بیمار نمی‌تواند به‌تنهایی برای خود اهداف بلندمدت تعیین کند. زیرا قادر به تشحیص نرم‌های معمول نمی‌باشد. در اینصورت لازم است بیمار از اطرافیانش بپرسد آنها مثلاً چندبار در هفته حمام می‌کنند یا چند بار قفل‌ها را چک می‌کنند. پس از تحقیق از اطرافیان، حال فرد می‌تواند اهداف بلندمدت واقع‌بینانه‌ای برای خود تعیین کند.

۲. در تعیین اهداف دقت کنید تا تنها روی یک نشانه کار کنید. بهبود یک نشانه خودبه‌خود روی سایر نشانه‌ها نیز تاثیر می‌گذارد. از وسوسه‌ی کار روی نشانه‌های متعدد بپرهیزید. مثلاً اگر روی وسواس اجتناب از اشیاء آلوده مانند حشره‌کش، گوشت‌خام یا سطل آشغال کار می‌کنید، وسواس شستشو نیز در شما بهبود می‌یابد.

۳. اولین نشانه را برای تمرین، بادقت انتخاب کنید.

هدفی تعیین کنید که بیشترین تاثیر را بر زندگی‌تان می‌گذارد تا انگیزه بالایی برای تمرین و مواجهه‌سازی داشته باشید. اگر وسواستان از دسته نظافت/ شستشو می‌باشد، نمونه‌ای که بیشترین آشفتگی را در شما ایجاد می‌کند، انتخاب کنید (مانند شستن دست‌ها ۲۰ مرتبه در روز، هربار به‌مدت ۱۰ دقیقه) و تنها روی همان کار کنید.

۴. اهدافتان را از آسان به‌سخت و میزانی‌که در شما اضطراب و پریشانی ایجاد می‌کند، رتبه‌بندی کنید. از مقیاس ۱۰۰ درجه‌ای واحد پریشانی‌های ذهنی (SUDS) استفاده کنید و اضطرابتان را از ۱۰۰ تا ۰ درجه‌بندی کنید و آن را در جدولی مانند زیر بنویسید.

جدول سلسله‌مراتب ترس‌های بابک

موارد SUDS
۱.دست‌زدن به کلیدهای برق در ساختمان‌هایی غیر از بیمارستان ۲۰
۲.استفاده از نرده‌ها و دستگیره‌ها در ساختمان‌هایی غیر از بیمارستان ۳۰
۳.لمس نرده‌ها، دستگیره‌ها و کلیدهای برق در بیمارستان ۴۰
۴.دست‌زدن به ستون‌های اتوبوس ۴۵
۵.لمس دستگیره‌های حمام (ورودی و نه خروجی) ۵۰
۶.دست‌زدن به پول ۵۵
۷.دست‌زدن به پول درحالی‌که مشغول خوردن با دست هستید ۶۵
۸.دست‌زدن به سطوح مرطوب، نزدیک به سینک در یک حمام عمومی ۷۰
۹.دست‌زدن به دستگیره حمام (خروجی) ۷۵
۱۰.دست‌زدن به دستگیره توالت ۸۵
۱۱.دست‌زدن به پایه توالت (به‌عنوان مثال ظروف) ۹۰
۱۲.بلند کردن صندلی توالت عمومی ۱۰۰

جدول فوق، ترس‌های بابک را از آلودگی به‌واسطه دست‌زدن به اشیاء ناپاک نشان می‌دهد. همچنین بر اساس سلسله‌مراتب ترس‌های بابک تهیه‌شده و از ترس اندک به ترس زیاد تنظیم شده است. بابک ابتدا از ترس‌های کم شروع به مواجهه‌سازی می‌کند و پس از موفقیت در هر مرحله، به مرحله بعدی می‌رود.

در ساخت سلسله‌‌مراتب و آغاز مواجهه‌سازی مهم است شروع کار با موردی باشد که اضطراب نسبتاً کمی را ایجاد کند و بیمار کاملاً مطمئن است آن را با موفقیت پشت سر می‌گذارد. گام‌های بعدی، تدریجی هستند. استقامت، کلید دوم موفقیت مواجهه‌سازی است. هرچه تعداد مواجهه‌سازی‌ها بیشتر باشد، ترس زودتر از بین می‌رود.

درمان قطعی وسواس فکری و عملی با استفاده از دارو

دارو درمانی وسواس فکری عملی با استفاده از داروهایی مانند کلومی پرامین، فلوکستین و فلووکسامین انجام می‌شود. به‌طور معمول هفت دارو برای درمان وسواس مورد استفاده قرار می‌گیرد. فلوکستین- آنافرانیل- پاکسیل- سه لکسا- لکساپرو- زولافت. همه این داروها سروتونین را در مغز افزایش می‌دهند.

دارو درمانی وسواس فکری عملی تنها بین ۲۰ تا ۴۰ درصد باعث کاهش نشانه‌های فرد می‌شود و تغییر عمده‌ای را موجب نمی‌شود. دارو درمانی دارای محدودیت است. بسیاری از بیماران به دارو درمانی پاسخ نمی‌دهند (حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد پاسخ بسیار اندکی به دارو درمانی می‌دهند)، گروه باقی‌مانده نیز به‌طور نسبی بهبود کمی در نشانه‌های وسواس نشان می‌دهند و در نهایت با قطع دارو به‌طور معمول علائم بیماری به‌سرعت باز می‌گردد. مهمترین مزیت دارو درمانی بر روش‌های شناختی رفتاری راحتی آن است. مسلما درمان رفتاری اضطراب زیادی تولید می‌کند و تلاش و استمرار بیمار را می‌طلبد.

اما با وجود موفقیت داروها در تاثیرگذاری، دلیل استفاده از روان‌درمانی برای درمان وسواس چه می‌باشد؟

۱. ۲۰ تا ۳۰ درصد افراد از مصرف دارو امتناع می‌ورزند. گروهی نیز به‌جهت عوارض جانبی که برای آنها دارد، دارو مصرف نمی‌کنند.

۲. در حدود ۲۵ درصد افراد نیز تغییرات اندکی به‌واسطه دارو در خود گزارش می‌کنند.

۳. با وجود تأثیر چشمگیر درمان دارویی در درمان وسواس فکری و عملی، ولکن ۲۰ تا ۳۰ درصد از علائم در فرد باقی می‌ماند و روان‌درمانی موجب بهبودی بیشتر علائم می‌شود.

۴. میزان عود در درمان وسواس فکری و عملی از طریق دارو بالا است.

 

جهت درمان وسواس خود می توانید کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از فروشگاه سایت تهیه کنید

 

کتاب خودیاری برای درمان وسواس- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

راه درمان وسواس فکری

روش درمان وسواس فکری چندان تفاوتی با وسواس عملی ندارد. تنها با توجه به چند نکته می‌توان به درمان وسواس فکری خالص پرداخت. وسواس فکری برخلاف وسواس عملی آداب آشکار خاصی ندارد و در نتیجه تنها می‌توان با توجه چند نکته به درمان وسواس فکری پرداخت.

افرادی که خواهان درمان وسواس فکری هستند باید توجه داشته باشند که آنها در عوض آداب رفتاری آشکار، دست به بعضی رفتارهای پنهان می‌زنند. از جمله این رفتارها عبارتند از: سرکوب فکر، جایگزین کردن فکر اضطراب‌زا با یک فکر دیگر یا با یک فکر متضاد، استفاده از تکنیک حواس‌پرتی. همه این کارها برای کاستن اضطراب در فرد صورت می‌گیرد و موجب تشدید وسواس فکری در بیمار می‌شود. زیرا هر قدر فرد از افکار اضطراب‌زای خود بیشتر فرار کند، بیشتر آنها را واقعی و دارای معنا می‌داند و این افکار بیشتر به ذهن او خطور می‌کند.

تمرین درمان وسواس فکری

فردی را تصور کنید که وسواس فکری همجنسگرایی دارد و مدام تصاویر و افکار همجنسگرایی به ذهن او خطور می‌کند و او برای مقابله با آنها این افکار را از ذهنش دور می‌کند و به چیزهای دیگری فکر می‌کند. این رفتار او باعث می‌شود این تصاویر با شدت بیشتری به ذهن او هجوم بیاورند. در تمرین درمان وسواس فکری او باید در هفته اول، این افکار را با جزییات هر روز بر روی کاغذ بنویسید.

درمان وسواس فکری و عملی- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

بهتر است او این کار را هر روز چندین بار انجام دهد. در هفته بعد باید این افکار را با صدای بلند بخواند و آن را ضبط کند. بهتر است متن نوشته حدود ۲ تا ۳ دقیقه باشد. سپس با استفاده از ام پی پلیر، هر روز به این صوت حداقل به مدت ۲ ساعت گوش دهد. با استفاده از قابلیت دستگاه ام پی پلیر می‌توانید صدای ضبط شده را بدون توقف بارها به‌طور تکراری بشنوید.

شما با انجام این تمرین درمان وسواس فکری دچار اضطراب خواهید شد. اضطراب در شما نشانه آن است که شما تمرین را درست انجام می‌دهید. با انجام هر روزه تمرین به‌تدریج اضطراب در شما کاهش می‌یابد. آگاه باشید که غلبه بر وسواس فکری امری تدریجی است و شرط موفقیت تحمل اضطراب و پشتکار است.

درمان‌شدگان وسواس فکری

نکته مهم آن است که درمان‌شدگان وسواس فکری پس از بهبودی احتمال دارد ضرورت عدم استفاده از تکنیک‌های حواس‌پرتی، فکر جایگزین و سرکوب فکر را فراموش کنند. آنها در شرایط استرس شدید برای کاهش اضطراب در خود ممکن است مجدداً از روش‌های قدیمی سرکوب فکر استفاده کنند.

اگرچه تنها یکبار به‌کارگیری این روش‌ها موجب نمی‌شود وسواس شما مجددا بازگردد، ولکن در صورتی که مراقب استفاده از این روش‌های قدیمی در مواجهه با اضطراب خود نباشید، وسواس مجددا سرو کله‌اش پیدا خواهد شد. مهمترین نکته در جلوگیری از عود وسواس آن است که بدانید پیشرفت در درمان وسواس فکری عملی یک مسیر خطی رو به بالا نیست.

بازگشت علائم و عود نیز قسمتی از فرایند درمان وسواس فکری و عملی است. درمان‌شدگان وسواس فکری عملی باید از نظر ذهنی برای این شرایط نیز آماده باشند و در صورت وقوع، خود را شکست خورده ندانند؛ زیرا در اینصورت ناامید شده و درمان را رها خواهند کرد. مسیر درمان مسیری سینوسی و همراه با فراز و نشیب می‌باشد. وقتی دچار لغزش می‌شوید، آن را بپذیرید و برای جلوگیری از وقوع مجدد آن در آینده، برنامه‌ریزی کنید. نگذارید علائم بزرگتر شوند.

[/vc_column_text][vc_empty_space][vc_masonry_grid post_type=”post” max_items=”9″ item=”basicGrid_NoAnimation” grid_id=”vc_gid:1631460776921-b6e96c70-14b7-1″ taxonomies=”757″][/vc_column][/vc_row][vc_row][vc_column][vc_empty_space][vc_column_text]

.

شما می‌توانید برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص درمان وسواس، کتاب «خودیاری برای درمان وسواس فکری- عملی به زبان ساده» نوشته‌ی دکتر کامیار سنایی را از فروشگاه سایت به‌صورت اینترنتی خریداری نمایید.
در صورتی‌که به‌دنبال دکتر روانشناس برای وسواس هستید، با شماره ۰۰۹۸۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ دکتر کامیار سنایی تماس حاصل فرمایید.

دکتر کامیار سنایی، روانشناس

منابع:

۱. بائر لی (۱۳۸۸). غلبه بر وسواس. ترجمه: لیلا کوهی و محمد دهگانپور. نشر رشد.

۲. هافمن، دیوید (۲۰۱۲). درمان شناختی رفتاری در بزرگسالان. ترجمه: کامیار سنایی. نشر ارجمند.[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]

3. سنایی، کامیار (1400). خودیاری برای درمان وسواس. نشر متخصصان

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 157 میانگین: 4]

دکتر کامیار سنایی

روانشناس، مشاور، هیپنوتراپ و عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی. خوشحالم که به یاری امکانات نوین تکنولوژی، می‌توانم با هموطنانم ارتباط برقرار نمایم. امکان دریافت سوالات شما در این سایت وجود دارد. تلاش خود را به‌کار می‌گیرم تا در زمان کوتاه و به صورت مقتضی، پاسخ آنها را ارایه نمایم. امیدوارم اطلاعات موجود در این سایت مورد استفاده شما واقع گردد. از نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما صمیمانه استقبال می‌نمایم.

نوشته های مشابه

‫1,101 نظرها

  1. دکتر با فکر وسواسی که ناشی از این فکر اذیتم میکنه چیکار کنم؟ میترسم زندگیمو خراب کنه! منو همسرم خیلی همو دوست داریم. به نظر شما این مدل مسائل و اینگونه حرفی که همسر من زده توی همه زندگی ها هست؟ من همش میگم هیچکس به زنش نمیگه من از تو خوشگل تر دیده بودم ولی تورو انتخاب کردم پس این ینی توهین

  2. دکتر واقعا یک حرف اونم در گذشته ارزش اینو داره که آدم بخواد به طلاق فکر کنه؟؟ من چرا دارم دیوونه میشم؟؟؟ با همسرم صحبت میکنم میگه به خدا منظورم این بود که از تو خوشگلترم دیدم ولی نتونستم قد تو دوستش داشته باشم

  3. سلام دکتر من وسواس خیلی اذیتم میکنه.شوهرم واقعا پسر خوب و خانواده داریه خیلی همو دوست داریم و زندگی خوبی داریم دو سال پیش قبل از نامزدی وقتی دوست بودیم یکبار دعوامون شد توی دعوا کلی غر زدم بهش گفت من قبل از تو دخترای زیادی دیدم که شاید از تو خیلی خوشگلتر یا پولدارتر بودن همه هم مثل خودت تک دختر بودن ولی هیچکدوم از اونارو دوست نداشتم این همش توی ذهن من رژه میره که چرا گفته این حرفو که اونا از تو خوشگلتر بودن ولی همیشه و همه جا مگه تو خوشگلترین دختری و از نظر زیبایی واقعا من دختر زیبایی هستم!از نظر شما این حرف بدیه؟ همش به طلاق فکر میکنم با اینکه عاشق شوهرمم و هیچوقت نمیخام حتی ازش جدا شم. خیلی دوسش دارم ولی این ی دونه فکر خیلی آزارم میده

    1. احتمالا قصد او بیان میزان علاقه بوده ولی با کلمات مناسبی بیان نکرده است.
      قرار نیست با یک حرف فکر طلاق بیفتید. ضمن اینکه مسلما در طول زندگی بارها با هم مشاجره خئاهید کرد و این طبیعی است و قرار نیست فکر کنیم مرا دوست ندارد

  4. سلام آقای دکتر. وقت شما بخیر.
    من گاهی اوقات وقتی به جای جدیدی مراجعه میکنم، بر اثر اضطراب دچار دلپیچه شدید میشم. به خاطر همین قبل از اینکه بیرون برم مکرراً دستشویی میرم تا مطمئن شم دچار این مشکل نمیشم. متاسفانه حتی گاهی اوقات از این می ترسم که در جلسات مصاحبه و مهمونی دچار این مشکل بشم و دایما به وضعیت گوارشی خودم فکر میکنم. لطفا در خصوص درمان راهنمایی بفرمایید. با تشکر از شما.

  5. سلام وقتتون به خیر خیلی خیلی متشکرم از راهنمایی های پر مهرتان من حدودا از سن 15 سالگی رفته رفته تا الان 21 سالگی هرسال عجیب تر شده چندتا وسواس هست بااجازه اولیش اینه به خودم میگم چرا از جایی که رایگانه مثل اینجا اخه چون نوشته دیدگاه بنویسم چرا سوال بپرسم نگرانم سوال بپرسم بعد به شما مدیون شم چون من زمانی که مدیون شم احساس میکنم باید اون دین ادعا کنم ولی اگه اون دین به قیمت تغییر چیزهای مهم من باشه چیکار کنم من زیاد دوست ندارم از چیزهای مهم خودم به خاطر عذاب وجدان یا مدیون شدن دست بکشم یا تغییر بدم واقعیتش من میترسیدم این سوال داخل جای عمومی بپرسم چون میگم نکنه وسواس من به باقی دوستان سرایت کنه و باعث فشار روی کسی بشم چون شاید باقی دوستان با همین سوال ها مشکلاتشون حل میشه ولی پرسیدم گفتم شاید کسی مثل من ببینه و با راهنمایی شما این مدل وسواس درمان شه به امید خدا خیلی خیلی متشکرم ازبی نهایت محبت تان

    1. راه درمان وسواس شما درهواست کردن از دیگران است. از دیگران بخواهید کاری برای شما انجام بدهند. سپس اگر فکر وسواسی به شما فشار آورد که جبران کنید در برابر آن فکر مقاومت کنید.
      اینکه این سوال را اینجا مطرح کردید با وجود آنکه وسواس بشما گفت نکنید بنوعی مقابله با وسواس است. هر کاری که وسواس به شما می گوید اگر انجام بدهی آرام می شوی نباید انجام بدهید. اجازه بدهید اضطراب را تحمل کنید ولی به وسواس عمل نکنید

      1. سلام اقای دکتر خیلی خیلی متشکرم از کمکتون خیلی خیلی لطف کردین طبق راهنمایی تون برای تحمل اضطراب من حتی با خواندن جمله ای که فرمودین (درخواست از دیگران) دچار حسی شبیه به اضطراب یا یه حس تنش زا شدم خیلی خیلی ممنونم از بزرگواریتون بی نهایت محبت کردین خیلی خیلی متشکرم متشکرم

  6. سلام آقای دکتر عزیز و بزرگوار
    بنده به مدته حدودا 2 ساله که به واسطه کار در بیمارستان و ویروس کرونا و همچنین وسواس ارثی دچار وسواس های متعددی از جمله وسواس به بیماری شدم که البته به کمک دارو درمانی و همچنین روان درمانی ارائه شده توسط شما درحال مداوا هستم. اما مسئله ای که خیلی منو اذیت میکنه اینه که بنده حتی پیش از کرونا و ابتلا به وسواس به بیماری یک سری آداب وسواسی داشتم که بارز ترین آنها وسواس های مذهبی هستن.. الان بیش از هر چیزی وسواس به مسائل مذهبی منو اذیت میکنه..
    منظور بنده این هست که چون خانواده و خیلی از اطرافیانم مذهبی صرف هستند و مدام درگیر مسائل حلال و حرام و بهشت و جهنم اند منم تا میخوام یک کاری انجام بدم که با ارزش های دینی من ناسازگاره سریع درگیری ذهنی پیدا میکنم.. نمیتونم تصمیم بگیرم در مورد دیدگاه های مذهبی خودم.. هرچقدر هم تلاش میکنم که دیدگاه منسجمی داشته باشم نمیشه.. میخوام آزاد باشم یک دفعه عذاب وجدان و حس گناه میگیرم.. میخوام مذهبی باشم بعد از چند روز که این رویه رو پیش میگیرم خسته میشم و به خودم میگم این چه کاره غیر عاقلانه ایه که من اینقدر ذهنمو درگیرش کردم ولش کن خدا اینقدر سختگیر نیست که تو به خودت سخت میگیری.شدم یک بام و دو هوا .. لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید ممنون میشم

    1. مشکل فرد وسواسی مانند شما کمال گرایی در باورهای مدهبی و ترس از اشتباه است. بخود یاداور شوید که کمال یک هدف است نه مقصد و من حق کامل نبودن دارم. هر روز تنها به مثبتهای خود فکر کنید و به موارد منفی و اشتباهات فکر نکنید زیرا مسیر رشد تاید بر خوبی ها است نه خطاها.

      1. ممنون از شما
        خدا بهتون خیر بده
        واقعا با متد شما من کلا الان دارو مصرف نمیکنم و حالم خوبه خداروشکر و با این راهنمایی های شما بهتر هم خواهم شد.

  7. سلام دکتر جان …من وقتی یک مشکلی برام اتفاق می افته ذهنم همش درگیرشه و کارهایم رها میکنم و حس حالی برای انجام دادنشون ندارم و فقط به مشکل فکر میکنم مثلا با دوست دخترم دعوا کنم دیگه درسم را نمیخونم و همش به دعوامون فکر میکنم و یا با کسی بحث بکنم همش ذهنم درگیر اون بحث است

    1. 1.یکبار فکرهای خود را بر روی کاغذ بنویسید و جواب بدهید. بارهای بعدی به خود بگویید من درباره این موضوع فکر کرده ام و موضوع جدیدی وجود ندارد.
      2. فکر کردن به موضوع را بتاخیر بیندازید. یعنی بخود بگویید من شب 30 دقیقه به این موضوع فکر می کنم. اگر شب حساسیت موضوع کم شده بود فکر نکنید در غیر اینصورت در 30 دقیقه فقط و فقط به موضوع فکر کنید و موضوعات دیپر فکر نکنید. بدین ترتیب ذهنتان یاد می گیرد تحت کنترل شما باشد

  8. سلام دوستان امیدوارم این حرفای من بهتون ذره ای کمک کنه. من دچار وسواس شدیدی بودم . از چیدن یه سری تصاویر تو ذهنم به توالی های عددی، مثلا 8 بار 16 بار 64 بار . و همیشه تا نزدیکش میرفتم و دوباره برمیگشتم . میگفتم اگه نکنم خانوادم یه چیزی میشه خودم یه بیماری سخت خدایی نکرده میگیرم . یا همش به خانوادم شک داشتم یا باید ده بار یه متن رو میخوندم یا حتی اون اواخر یادمه تصاویر جنسی و بد راجع به عزیزانم یا حتی افراد مقدس داشتم . اما دوستان فقط یه راه داره . نه دارو نه هیچ چیزی. توکل کنید به خدا و اینارو انجام بدید. وقتی وسواس بهتون دستور میده اینکارو بکن و نکنی فلان میشه . به خودت زمان بده. اون کارو نکن و فقط یه دقیقه فقط یه دقیقه بگو نمیکنم تا ببینم اتفاقی میوفته یا نه. فقط یه دقیقه . مطمعن باشید چیزیتون نمیشه. بعد از یه دقیقه اونو بکنید دو دقیقه. هر تصویر بدی یا فکر بدی اومد سعی نکنید بهش فکر نکنید یا با تصویر خوب اونو جایگزین کنید. اتفاقا بخندید بهش بگید اره اره تو خوبی . کاری نداشته باشید با هیچکدوم. فقط به خودتون ایمان داشته باشید. دو دقیقه رو بکنید 5 دقیقه . بنویسیدش رو کاغذ. بگید تونستم یه دقیقه رو دو دقیقه رو یا حتی 5 دقیقه رو. به خودتون افتخار کنید. فقط قوی باشید. نترسید از این زمانی که میدید. یه بار تجربش کنید. بگید قراره دور از جونتون بمیرید اگه انجام ندید اون وسواس و فکر و دستور رو ؟ عب نداره بشه اما یه دقیقه رو تجربه کنید . هیچیتون نمیشه. بعدش همینطور زمانو ببرید بالا. بازم میگم فقط یادتون نره با افکار و تصاویر تو ذهنتون مقاومت نکنید بذارید بیاد و بره و بخندید بهش بگید اره اره باشه . بهتون قول میدم موفق میشید. غمتون نباشه بچه ها

  9. سلام دکتر …سر کلاس درس وقتی استاد از دانش اموزای دیگر سوال میکنه ..بدن من لرزش داره و در ذهنم جواب سوال تا قبل رسیدن معلم خیلی تکرار میکنم …..ویا قبل از گفتگو با کسی ..چیزایی که میخوام بهش بگم در ذهنم مرور میکنم ..مثلا موقعی که می خوام وارد فروشگاهی بشم حرف هایی که میخوام با مدیر فروشگاه بزنم و چیزهایی که میخوام بخرم در ذهنم مرور میکنم ….دکتر مشکل من چیه ؟تشکر

  10. سلام دکتر.من دختر نوجوونی هستم که نزدیک یکساله (پنج ماه ولی نه بصورت مداوم)افکارم خیلی بد شده ارجب اینکه حس میکنم دیگران ذهنم رو میخونن اما خودشونو برای قضاوت کردنم نگه میدارن.ولی همین خیلی باعث شده اعصاب خورد شه و هرچن دقیقهای یکبار که یادش میوفتم گاهی وقتا بصورت ناخوداگاه پرخواشگری میکنم زیر لب چیکار کنمم؟

  11. سلام آقای دکتر خسته نباشید ، آقای دکتر من ۱۶ سالم است قبلاً هم خیلی به شما پیام دادم و جواب داده ای بسیار متشکرم ، آقای دکتر من ۲۲ روز از که دارم وسواس فکری خود را درمان میکنم ، استرس های زیادی داشتم اما الان یکم کمتر شده ، آقای دکتر من میخواستم تابستان درس هایم را مرور کنم اما نمی‌دونستم از کجا شروع کنم بخاطر همین این روند باعث استرس های زیادی در من شد و الان که سال تحصیلی جدید شروع میشه وسواس فکری دارم خیلی استرس دارم که نکنه (مثل تابستان امسال نتونم درس بخونم یا نکنه هر مطلب رو بخونم از یادم برود) آقای دکتر به این افکار هم اهمیت نمیدهم و باعث استرس در من هم میشه و میدانم استرس در درمان وسواس روند صحیح درمان است اما آقای دکتر من هیچوقت در مورد درس وسواس نداشتم به خاطر همین تحت تاثیر این افکار شدم ، خودم هم معدلم خیلی عالی است و درسم عالیه و میترسم این افکار در سال تحصیلی جدید درست باشه.
    میخواستم از شما بپرسم که آقای دکتر (آیا این افکار وسواس فکری است و چقدر این افکار درست است و چیکار کنم این افکار درمان شود)

    1. یک برنامه با نظر یک فرد دیگر برای درس خواندن تنظیم گنید و فقط بر اساس آن عمل کنید و هرگونه شک و تردیدی اگر بدهنتان راه یافت بخود بگویید اینها وسواس فکری است و توجه نمی کنم. بهیچوجه دوباره مرور نکنید چک نکنید و…فقط طبق برنامه ریزی ایتدایی خوئ عمل کنید. باقی موارد وسواس است

  12. سلام و عرض ادب آقای دکتر من ۱۶ سالم است ، آقای دکتر من یک سوالی داشتم ، آقای دکتر من تقریبا چند روز است حدودا ۷ روز که دارم وسواس فکری خود را درمان میکنم ، آقای دکتر استرس خیلی زیادی دارم در حدی که احساس میکنم این استرس بر مغزم دارد تاثیر میگذارد و اگه به این افکار جواب ندم ممکنه اتفاقی بیفتد ، میخواستم بدانم این استرس ها در دوران درمان طبیعی است چون میترسم این استرس ها موجب یک بیماری دیگه در من شود.

  13. سلام آقای دکتر من گوشی جدید گرفتم تقریبا یکساله نمیتونم ازش استفاده کنم چون موقعی که باهاش کار میکنم حس میکنم خرابش میکنم حس میکنم انگشتم رو محکم فشار دادم روش بعد هی فک میکنم که چجوری فشار دادم اون کار رو تکرار میکنم ر گوشیم بعد میگم بار اول فشار نداده بودما الان که امتحان کردم دیگه خراب شد یا مثلا دماغمو ۷ سال پیش عمل کردم هربار مادرم سرم عصبانی میشه حس میکنم دستش خورد به دماغم هی ازش میپرسم منو زدی تا قسم نخوره و هزار بار ازش پرس و جو نکنم راضی نمیش اونم اذیت میشه داد میزنه دوباره میگم ایندفعه زد حالم بدتر میشه یا اینکه من به دوای مورچه خیلی خیلی حساسم طوری که بهش دست بزنم چندین بار دستمو میشورم جدیدا بابای من شناسنامه ام رو‌ ازم خواست دادم بهش روز بعد ازش خواستم شناسنامه ام رو زیر تشک گذاشته بود پر از دوای مورچه ریخته بود دقیقا همونجا شناسنامه منو گذاشته بود اصلا دیگه انگار بدبخت شدم حالا شناسنامه ام نمیشه شست هربار بهش دست بزنم باید دستمو بشورم خیلی اذیتم آقای دکتر الان شناسنامه ام رو باید چیکار کنم مگه میشه بیخیال اونهمه پودر دوای مورچه رو شناسنامه شد؟؟

  14. سلام و عرض ادب دکتر یک سوالی داشتم ، آقای دکتر من میخواهم وسواس فکری خود را درمان کنم دو روز است که این کار را شروع کردم هر فکری که می آید اهمیت نمی دهم بعد آقای دکتر خیلی استرس و اضطراب میگیرم میخواستم بدانم استرس و اضطراب
    در درمان وسواس فکری طبیعی است.
    یک سوال هم داشتم ، آقای دکتر این استرس و اضطراب خودش ضرر ندارد یا باعث یک بیماری دیگه ای نمیشه ، آخه میترسم وسواس درمان بشه اما با شدت این استرس یک مرض دیگه بیاد.

  15. سلام و عرض ادب و خسته نباشید آقای دکتر امیدوارم که حالتان خوب باشد ، من ۱۶ سالم است و یک مشکلی دارم و خیلی ممنون میشم که کمکم کنید تا این مشکل را به لطف خدا حل کنم.
    آقای دکتر من افکار آزار دهنده ای دارم که نمیدانم این افکار از کجا می آیند ، تو سال تحصیلی هم داشم اما معدلم خیلی عالی شد ، تابستان شده و من میخواستم درس هام رو مرور کنم اما هر وقت برنامه ریزی میکنم این افکار به برنامه ریزی من گیر میده و آزارم میده (البته چون تابستان است یکم از تنبلی خودم هم است) ، و احساس میکنم که نکنه من یازدهم رو هم نتونم بخونم یعنی در مورد یازدهم هم افکاری آزارم میده ، در حالی که من واقعا عاشق درس هستم خیلی دوستم دارم ولی اسم درس اومدنی این افکار آزارم میده.
    خیلی ممنون میشوم که راهنمایی کنید که چه واکنشی با این افکار داشته باشم و این افکار چی است؟

      1. سلام و عرض ادب
        آقای دکتر من مدام احساس میکنم که دهانم بو میده با اینکه هز افراد نزدیک میپرسم میگن نه . ولی وسواس شدیدی پیدا کردم . مدام دستمو حلوی دهنم میگیرم یا ماسک میزنم و سعی میکنم خودمو عقب نگه دارم یا سرمو پایین بندازم که طرف مقابل ناراحت نشه . چکار باید کنم ممنون میشم راه حل بدید واقعا در عذابم

  16. سلام آقای دکتر ، اقا هستم ۶۰ سال دارم ، خواهش میکنم راهنمایی ام کن مغزم خسته است و شاد نیستم ، اصلا خنده نمی تونم بکنم ، چکار کنم که از خستگی مغز رها بشم ، ممنونم از پاسختون البته نشخوار فکری دلیلش است ، لطفا کمکم کنید

    1. ورزش کنید. ارتباط با دوستان و اشنایان را بیشتر کنید. احساس خستگی یک امر ذهنی است. شما باور کرده اید که خسته هستید و …رفتارهای جدید کنید.. ببینید افراد شاد و سرزنده چگونه زندگی می کنند. آنها را تقلید کنید. اگر چه در ابتدا سخت است ولی بتدریج ذهن رفتارها را باور می کند

  17. سلام دکتر وقتتون بخیر
    ببخشید دکتر من 16 سالمه و همش این وسواس ذهنی رو دارم که این کارای دنیوی واسه چیه وقتی تهش قراره بمیریم
    در واقع همش یاد مرگ می افتم همش دهنم درگیر میشه و مغزمو میخوره
    از اون ورم همش ناراحتم و ذهنم درگیره که با مرگگ کسایی که توی این دنیا دوستشون دارم چطوری مقابله کنم
    واقعا نمیدونم چیکار کنم دیگه کلافه شدم امیدوارم تونسته باشم منظورمو بهتون رسونده باشم
    مرسی

  18. سلام
    درهنگام گوش دادن به صدای ضبط شده میشه مشغول کاردیگه ای بود یا باید فقط به صدای ضبط شده توجه کرد؟

    1. سلام أقاي دکتر
      ممنونم از اینکه پاسخ صبورانه میدهید
      من یک اقا هستم ، مشکلم اینه که وقت گفتگو با همسرم و دخترم خیلی زوم میشم روی مطالبشون و اگر اشتباه صحبت کنند ، نمی تونم فراموش کنم و هرجوری شده باید باهاشون صحبت کنم تا متوجه اشتباهشون بشوند ، و بنوعی زودرنج هستم ، البته صاابیزاری هم دارم ، لطفا راهنمایی کنید ،

      1. شما نگران هستید اگر گوشزد نکنید به اشتباهات غیر قابل جبران ختم شود. باید اضطراب درون را تجمل کرده با خود گفتگو کنید که 1. دیگران حق اشتباه دارند 2. این نظر من است شاید روش آنها بهتر باشد 3. یک جواب درست برای همه وجود ندارد و همه چیز نسبی است 4. هیچ فاجعه ای اتفاق نمی افتد
        پس از این گفتگو ها از موضوع خود را دور کرده تا شرایط تذکر ندادن را راحت تر تحمل کنید. تمرین اینکار باعث می شود ذهنتان درک کند جتی اگر تذکر ندهید نیز اضطراب شما بتدریج کم شده و هیچ اتفاق بدی نیز نمی افتد. حتی اگر بیفتد نیز قابل جبران است

  19. سلام آقای دکتر.
    یه سوال داشتم خدمتتون.من مشکل وسواس دارم،توو سایتتون دیدم که روانشناس خوب معرفی میکنین، خواستم بدونم امکانش هست که روانپزشک خوب هم در ایران به من معرفی کنین که بشه تلفنی ویزیت شد.ممنون میشم.

    1. روانبزشک بهشکا دارو میدهد که باید نسخه داشته باشید برای تحویل از داروخانه. بنابراین بهتر است حضوری مراجعه کنید. ضمن انکه داروی وسواس مشخص بوده و بدون نگرانی می توانید نزد روابزشک در شهر خود بروید

  20. سلام آقای دکترمن یک ماه بودکه درگیر وسواس فکری شدید بودم ازنوع توهین به مقدسات به طوری که اظطراب شدیدی روتجربه کردم وحتی وزن هم کم کردم امابعد بامطالعه وشناخت خطاهای فکری به لطف خدابه طورمعجزه واری وسواس فکریم خوب شدولی الان یه حالت بیخیالی دارم انگارمغزم خالی شده ازفکروانگارچندسال ازاون قضیه گذشته یه حالت عجیبی توصیفش به نظرتون چرااین شکلی شدم ؟

    حالت مسخ شخصیت آیا؟

    1. شاید ذهن شما عادت به افکار زیاد و نگرانی داشته است و مدتی است این نگرانی ها کم شده و ذهن شما مانند همه افراد دیگر شده است که درگیر نمی باشد. این حالت ممکن است برای شما جدید باشد زیرا به یک ذهن شلوغ و همیشه درگیر عادت داشته اید

      1. ممنون که باحوصله مطالعه میکنیدوجواب میدید خداخیرتون بده

        امامتاسفانه اون حالت بیخیالی پایدارنبودوالان حالت های جدیددارم
        حالت غم امااظطراب کم بی انگیزگی وامیدنداشتن به آینده حس گناه نمیتونم به موضوعات مهم زندگیم فکرکنم وتصمیم بگیرم فکرم درگیرامامعلوم نیست چی به اطرافم بی توجه شده ام اصلا گذرزمان حس نمیکنم نمیتونم هیچ کاری کنم فقط توگوشی ام یاخواب دوست دارم گریه کنم به نظرتون ایناعلایم چیه؟
        واقعاچرابایدتواین سن اینطوری شم
        آیابه دکترمراجعه کنم ودارومصرف کنم
        واقعاخسته شدم ازاین وضعیت وتحمل مقابله ندارم

  21. سلام اقای دکتر
    من کتابتون خودیاری وسواس رو خوندم اما نتیجه ای نگرفتم،چون احساس میکنم وسواس من فرق میکنه با وسواسای عمومی که همه مردم دارن و وسواس من فقط فکریه . یه توضیحاتی میدم ، من سال کنکورم افسرده شدم و از دوروبریام کلمه بدردنخور رو زیاد میشنیدم و رفته رفته حساس شدم روی اینکه مردم دربارم چی فکر میکنن و کم کم در همه زمینه ها فکروحرف مردم برام اول شده بود و از بس زیاد شد دیگه الان به همه چی گیر میدم و به همه چی شک دارم که درسته یا غلطه نکنه اشتباه باشه هرکاری میخوام کنم یا میشنوم یا میبینم شک دارم و کل ۲۴ ساعت رو درگیرفکرم ، قرص که میخورم فقط بیحالم میکنه که فکر نکنم ولی نمیتونم فکرارو بیخیالشون بشم .مشاورم گفتن یه مدت بیخیال باش نسبت به این فکرا تا بیای بیرون از فکرا و یه نفس بگیر چون الان غرق فکری بعد که اومدی بیرون همه چیو تشخیص میدی . اما با این وضعینی که من دارم چطور بیخیال بشم اخه فکرم به سمت هرکاری بره شک و فکروسوال میاد درمورد همون کار.
    میگم شاید مشکل من ریشه داشته باشه و باید ریشه ای حل بشه . پیشنهاد شما چیه ؟ریشه ای باید حل بشه مشکلم یا باید بیخیال بشم تا از غرق فکرا بیام بیرون ؟مشکلم عزت نفس نیست؟

    1. شما دچار وسواس فکری هستید.هر زمان وسوسه اطمینان جویی به ذهنتان رسید به خود یاداوری کنید که اطمینان جویی وسواس من را بدتر می کند. سعی کنید شک و تردید خود را تحمل کنید. هرقدر این تمرین را بیشتر انجام دهید وسوا س شما بتدریج عقب نشینی می کند

  22. سلام
    اینومینویسم تااگه شده مشکل یه نفرحل شه من به خاطراین مشکلم توکل کردم به خدا چون عقیده دارم خدااگه یه سختی به بنده اش میده راه حلشم میده به خاطرهمون ازخودش خواستم وازمعصومین ومشکلم حل شدخداروشکرمیدونم حالم روزبه روز بهترم میشه تویی که این مشکل داری چراازخودش نمیخوای حلش کنه؟
    فقط اگه حالتون خوب شدبرامن ناچیزم دعاکنید

  23. سلام آقای دکتر اولش میخواستم تشکرکنم ازتون به خاطرکتاب فوق العادتون خیرببینین برای کسایی که هزینه یاشرایط رفتن به پیش روانشناس ندارندخیلی خوبه
    راستش من درحدیک جمله بدراجب خدادچارمشکل شدم قبلاهم مثلا چندسال پیش این جمله به ذهنم آمده بودولی بعدش شایدنهایت چندساعته ازذهنم پاک شده بودومشکلی برام ایجادنکرده بودتااینکه الان دوباره این فکربه ذهنم آمده اینم بگم که من پشت کنکوری هستم وداشتم برای کنکوردرس میخوندم وچندروزی بودکه استرس گرفته بودم تااینکه این فکربه ذهنم رسیدوشروع کردم باتمام نیروبه سرکوب وباهاش مقابله کردن وانجام روش های اطمینان طلبی وحواس پرتی که باعث شد که اضطراب شدیدروتجربه کنم اینم بگم که بعدازاینکه۳روزبودیاکمترکه این فکربه ذهنم رسیدکتاب شماروخوندم دیگه اون کاراروانجام ندادم الان یکم این فکربرام بی اهمیت شده ودیگه اضطراب شدید نمیگیرم
    فقط اینکه کلا۶روزدرگیراین فکره شدم وسوالم اینکه به نظرتون درس بخونم؟یافعلا نه به خاطراسترس
    واینکه یه سوال دیگه توروش مواجهه سازی دقیقا اون جمله رومیارم تو ذهنم واسترس شدیدی میگیرم آیااین روش درسته؟
    یااینکه میگیدمتن بنویسیددقیقاعین اون جمله روبنویسم وبخونم؟

    1. شما هر زمان فکر وسواسی بذهنتان آمد به خود بگویید من می دانم این فکر بخاطر وسواس فکری من است و هیچ اهمیتی ندارد. فقط یک فکر است که می آید و می رود.
      سعی کنید هزمان با درس فعالیتهای دیگر مانند ورزش منظم دیدن دوستان و معاشرت را نیز انجام دهید. تاکید زیاد بر درس اضطراب شما را بالا می برد و کارایی شما را اتفاقا کم می کند.

      1. آقای دکترخیلی ممنون ازجوابتون فقط به سوالم درمورداینکه چجوری مواجه سازی کنم جواب ندادید؟
        یه نکته دیگه اینکه آیاباوسواس آدم احساس افسردگی هم میکنه یعنی انگارافسرده میشه آدم وآیابادرمان وسواس مشکلات دیگه یعنی همین ناراحتی هم ازبین میره ؟
        یه سوال دیگه اینکه اگه دقیقا جمله بدراجب خداروبخوام بنویسم روکاغذروش درستی برای ازبین رفتن وسواس است؟
        خیرببینین که جواب میدین کمک شایانی میکنید

      2. ببخشیداگه یه راه ارتباطی معرفی کنین که بشه سوالات به طورمستقیم ازتون بپرسیم ممنون میشم چون بنده اهل روستام وواقعاشرایط مراجعه به روانشناسوندارم وکتاب شماروخوندم امایه سری سوال برام پیش اومده

  24. بازتاب: طرح واره آسیب پذیری –
  25. سلام دکتر ایا نوروفیدبک میتونه تا حد زیادی مشکل وسواس فکری رو حل کنه و اضطراب رو پایین بیاره

  26. اگه بخایم درک کنیم که افکار ما همش وسواس هست و واقعیت نداره ایا باید به روانپشک مراجعه کنیم یا خودمون هم میتونیم درک کنیم ایا تمرین خاصی نیاز هست یا مثلا تکلیفی؟

    1. مسلما در کنار روانشناس راحت تر می توانید مسیر را پیش بروید. ولی مطالعه درباره وسواس و انجام تمرینات کمک زیادی می کند.
      کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از فروشگاه سایت می توانید تهیه کنید

  27. سلام علیکم .
    من میدونم افکار وسواسی بی اهمیت هستند و کاری هم انجام نمیدم وقتی افکار وسواسی میرن
    من میبینم که اعصابم خورده یه خشمی و یه خورده اضطراب دارم باز این احساس باعث ایجاد افکار وسواسی دیگ ای در من میشود . من نمیدونم این خشم و اضطراب از کجا نشات می گیرد چگونه باید بشناسم سر منشا اش رو ؟

    1. تمرین تنفس شکمی یا تنفس دیافراگمی را 3نوبت تمرین کنید در طول روز. اضطراب شما را کم می کند.
      افکار خود را بر روی کاغذ بنویسید سپس از روی مقاله زیر خطاهای انرا تشخیص دهید
      https://dr-sanaie.com/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9/

  28. سلام جناب دکتر سنای مغز من با این که میدونم وسواس فکری دارم و همش این چیرا تو ذهنه و واقعیت نداره و قرار نیست واقعی بشه ولی همش داره افکارمختلف جنسی به ذهنم خطور میکنه ایا ذهن من وسواس سازه یا باید چه کار کنم دارو هم سه ماه مصرف میکنم مینویسم و گوش میدم ولی تمام که میشه دوباره یک موضوع جدید شروع میشه دیگه بریدم

  29. سلام دکتر اگه میشه لطفا پاسخ منو بدید ، من وقتی که ارضا میشم اگر ارضا توسط خودم صورت بگیره احساس میکنم استخونام از ظریف بودن به کلفت بودن تبدیل میشه و احساس میکنم چاق شدم و باد میکنم و حالم بد میشه چون میبینم که تغییر کردم و استخون بندیم طوری که میخوام نیست و سردرد و حالت تهوع میگیرم و یه احساس گرم دارم که حالمو بد میکنه اصلا به هیچکاری نمیتونم برسم تا دوباره حتما توسط خودم ارضا بشم تا برگردم به حالتی که میخوام تا حالم خوب بشه و احساسم یخ داشته باشم ، هرکاری میکنم نمیتونم خودمو قانع کنم که اگر ارضا بشم تغییری نمیکنم آخه واقعا تغییر رو میبینم و احساس میکنم مثلااحساس میکنم که دماغم بزرگتر شده. بعد میگم اصلا اوکی باشه استخونام تغییر میکنه من همیشه دوبار خودارضایی میکنم تا توی اون حالتی که دلم میخواد باشم و حالم بد نشه ولی میگم خدا به من هم استخون کلفت داده و هم ظریف ولی من ظریف رو انتخاب میکنم پس یعنی از این نعمت خدا که استخون کلفت باشه بدت میاد ؟ نا شکری و کِبر کردی ؟ باید چیکار کنم؟ آیا اینم وسواسه؟

  30. سلام جناب سنایی من تو جمع و اجتماع همش گرفتار افکار جنسی میشم حتی تو جمع خاننواده خودم بخدا داغون شدم نمیدونم چه کنم افکار رو ضبط کردم و گوش میدم ولی فایدا نداره دارو هم مصرف میکنم به نظر شما دیگه چه راهی داره چون اصلا قادر به کنترلشون نیستم

    1. باید بدانید این افکار بدلیل انکه تلاش می کنید از ذهن خارج کنید بیشتر بذهنتان هجوم می اورد. بخود بگویید ای افکار بیایید. اصلا اهمیتی برای من ندارید. من شما را تماشا می کنم و می دانم هیچ معنایی ندارید. فقط فکر هستید و معنایی ندارید
      کتاب خودیاری درمان وسواس را از سایت تهیه و مطالعه کنید

  31. سلام
    یه چیزی ذهنمو مشغول کرده و اون اینه که برای مثال در درس ریاضی یک شخص با یکبار خوندن اون درس رو یاد میگیره و نمره کامل میگیره اما یک فرد اون درس رو پنج بار میخونه تا نمره کامل بگیره یا یادگیری اش تکمیل شود.یعنی شخص دوم که استعداد کمتری دارد باید تلاش بیشتری کند.اما درنهایت اگر تلاش بیشتری کند میتونه نتیجه همون فرد بااستعداد را بگیرد. ولی این اومده تو ذهنم که فقط اون شخص اولی که با یکبار تلاش یاد میگیره و استعداد بیشتری داره،لیاقت اون یادگیری و نمره رو داره و اگر کسی با تلاش بیشتر به اون برسه حق اون شخص رو به گونه ای ضایع کرده.چیکار کنم

    1. ویژگی تلاش کردن نیز یک قابلیت و استعداد است که همه افراد دارای آن نمی باشند. هوش تنها یک فاکتور برای موفقیت است. تحقیقات شان می دهد فاکتورهای مهم تری نسبت به هوش برای موفقیت وجود دارد. وازه زیر را در گوگل سرچ کنید تا متوجه نقش آن در موفقیت بشوید
      RECILIENCE

  32. سلام وقتتون بخیر.
    یه فکری چند وقتیه که ذهنمو مشغول کرده و با اینکه شاید از دید بقیه فکر بی اهمیتی باشه، باعث شده نتونم خوب درس بخونم و اون اینه که برای مثال در درس ریاضی یک شخص با یکبار خوندن اون درس رو یاد میگیره و نمره کامل میگیره اما یک فرد اون درس رو پنج بار میخونه تا نمره کامل بگیره یا یادگیری اش تکمیل شود.یعنی شخص دوم که استعداد کمتری دارد باید تلاش بیشتری کند.اما درنهایت اگر تلاش بیشتری کند میتونه نتیجه همون فرد بااستعداد را بگیرد. ولی این اومده تو ذهنم که فقط اون شخص اولی که با یکبار تلاش یاد میگیره لیاقت اون یادگیری و نمره رو داره و اگر کسی با تلاش بیشتر به اون برسه حق اون شخص رو به گونه ای ضایع کرده و اگر اینطور باشه نباید خیلی تلاش کرد چون حق یک فرد دیگه رو ضایع میکنیم.چه دلیلی برای غلط بودن این طرز فکر وجود داره؟بعد باخودم میگم جامعه نمیتونه به افراد بگه که کمتر تلاش کنند اما همه کسانی که با تلاش بیشتر از یکبار به چیزی میرسند حق یه آدم با استعداد تر رو ضایع کردند و نکنه منم همین کارو کنم. و باعث تردیدم شده.چیکار کنم؟این صفر یا صدی بودنه یا وسواس.چه دلیلی وجود داره که این فکر غلط باشه

    1. این می تونه نشانه اضطراب و نگرانی ذهنی شما باشه. اراده و تلاش مانند استعداد و قوای ذهنی یک فاکتور است. یعنی بعضی ها در ویژگی هوش و بعضی در ویژگی تلاش و اراده برتر هستند. موفقیت تک عاملی نیست و حاصلضرب عوامل متعدد است. یعنی اگر کسی هوشش بسیار بالا باشد مثلا 130 ولی اراده و تلاشش مثلا 20 از 100 باشد موفقیتش کمتر از کسی است که هوشش 100 باشد و تلاشش 60 است. زیرا ضرب این دو عدد بیشتر می شود

  33. سلام دکتر خوبین
    خواهشا پاسخ بدید به این مشکل من گرفتارم
    بنده وسواسی فکری شدید دارم
    مثلا یه وسیله میخرم نو آکبند همش فکرم درگیره نکنه فلان جاش انگشتم بهش خورده خراب بشه یا خش افتادع
    مثلا یه سیستم کامپیوتر نو آکبند خریدم،انگشتک خورده به سیم یا جایی ازش ، هزار با چک میکنم ببینم مشکلی نداره و با اینکه مشکلی نداره باز تو ذهنم فکرایی پیش میاد که نکنه سیم خراب شده یا …
    خواهش میکنم یه پاسخی بدید ، از شر این فکرای مسخره راحت شم ، توی جمع دوستام وسط بگو بخند یادم میفته کلا افسرده میشم

    1. سلام.وقت بخیر.ممنون میشم منم راهنمایی کنید.
      اقا 34 سالمه مجرد و دارای عقاید مذهبی هستم.البته تا قبل از این اتفاق فک میکردم ادمیم که متعادلم ولی یه اتفاقی برام افتاده که چند ماهه زنذگیمو تحت تاثیر قرارداده و ارزوی مرگ میکنم و با هر کی صحبت میکنم میگه شما وسواس داری و باید وسواس درمان بشه.
      من بخاطر نیاز جنسی قصد اردواج موقت با یه خانمی رو کردم و وقتی ادنجا رفتم بخاطر هول شدن و استرس و اینکه حرامی مرتکب نشم عقدو زود خونیدم بعد در اینکه از اونجا اومدم بیرون و بخاطر وسواس فکری و شکایی که همیشه دارم هی تو اینترنت سرچ میزدم ببینم کارم درست بوده یا نه که یه شبه ای برام بوجود اومدکه من مدتو مشخص کردم یا نه.اخه اگه مذت مصخص نشه تبدیل به عقد دایم میشه.از خانم سوال کردم میگه یکساعته بوده ولی چون خانم درستی نیست فک میکنم الکی میگه.با چند نفذه دیگه صحبت کذدم میگن نباید به شک اعتنا کنی ولی اذوم نمیشم.این خانم چون خانم درستی نیست احساس میکنم تمام ارتباطات بعدیکه بگیره حق الناسش گردنه منه….داذم دیوونه میشم انقدر فکرو خیال میکنم و به یه بن بست رسیدم.حس میکنم دنیا و اخرتمو ازدست دادم

      1. این افکار نشانه وسواس فکری است. باید با یک روانشناس درباره وسواسهای فکری خود مشاوره کنید زیرا اگر این موضوع هم حل شود موضوع دیگری ذهنتان را مشغول خواهد کرد. بنابراین مساله این موضوع نیست بلکه مشکل وسواس فکری شما است

  34. سلام وقتتون بخیر.
    یه فکری چند وقتیه که ذهنمو مشغول کرده و با اینکه شاید از دید بقیه فکر بی اهمیتی باشه، باعث شده نتونم خوب درس بخونم و اون اینه که برای مثال در درس ریاضی یک شخص با یکبار خوندن اون درس رو یاد میگیره و نمره کامل میگیره اما یک فرد اون درس رو پنج بار میخونه تا نمره کامل بگیره یا یادگیری اش تکمیل شود.یعنی شخص دوم که استعداد کمتری دارد باید تلاش بیشتری کند.اما درنهایت اگر تلاش بیشتری کند میتونه نتیجه همون فرد بااستعداد را بگیرد. ولی این اومده تو ذهنم که فقط اون شخص اولی که با یکبار تلاش یاد میگیره لیاقت اون یادگیری و نمره رو داره و اگر کسی با تلاش بیشتر به اون برسه حق اون شخص رو به گونه ای ضایع کرده و اگر اینطور باشه نباید خیلی تلاش کرد چون حق یک فرد دیگه رو ضایع میکنیم.چه دلیلی برای غلط بودن این طرز فکر وجود داره؟بعد باخودم میگم جامعه نمیتونه به افراد بگه که کمتر تلاش کنند اما همه کسانی که با تلاش بیشتر از یکبار به چیزی میرسند حق یه آدم با استعداد تر رو ضایع کردند و نکنه منم همین کارو کنم. و باعث تردیدم شده.چیکار کنم؟این صفر یا صدی بودنه یا وسواس.چه دلیلی وجود داره که این فکر غلط باشه

    1. ویژگی تلاش کردن نیز یک قابلیت و استعداد است که همه افراد دارای آن نمی باشند. هوش تنها یک فاکتور برای موفقیت است. تحقیقات شان می دهد فاکتورهای مهم تری نسبت به هوش برای موفقیت وجود دارد. وازه زیر را در گوگل سرچ کنید تا متوجه نقش آن در موفقیت بشوید
      RECILIENCE

  35. سلام آقای دکتر.پسری ۱۵ ساله دارم.مدت هشت ماهه دچار وسواس فکری شده.تحت نظر روانپزشک(مخصوص نوجوانان)سرترالین میخوره.میخواستم ببینم چه مدت طول میکشه تا بهبودی حاصل بشه.به شدت قبلا درس خوان بود ودر مدرسه تیزهوشان درس میخونه.اما از مهر امسال اصلا اهمیتی به درس نمیده و اصلا هیچی نمیخونه.میگه خیلی زود خسته میشم

    1. حتما ایشان را از مدرسه تیزهوشان خارج کنید. این مدارس برای فردی مانند پسر شما که آمادگی اضطراب و وسواس دارند مانند سم است. اینگونه مدارس بچه های سالم را نیز کاملا بیمار می کنند.
      حتما با یک روانشناس جلسات مشاوره را شروع کنند.
      مهم در حال حاضر سلامت روان پسر شما است و درس خواندن یا نخواندن هیچ اهمیتی ندارد. بهیچوجه بر روی او فشار درس نیاورید در غیر اینصورت سلامت روان او را از بین خواهید برد. سعی کنید احساس آرامش کند و اضطراب نداشته باشد

  36. سلام و وقت بخیر
    آقای دکتر لطفا کتاب خودیاری برای درمان وسواس فکری عملی به روش ACT هم تهیه و ارائه می کنید؟

  37. سلام اقای دکتر ۱۹ سال دارم و وسواس کل زندگیمو در بر گرفته جوری که انقدر که دست هام رو میشورم پوست دستم خشک شده و رنگش عوض شده وقتی راه میرم سعی میکنم دستم رو به جایی که از نظرم کثیف هست یا یک جسم کثیف روش بوده نزنم و اگر دستم با اون جسم برخورد کنه سریعا دستم رو میشورم و با دست های مشت شده راه میرم که کف دستم به جایی برخورد نکنه همش احساس کثیفی دارم هرروز حموم میرم ولی بازم بعد حموم هم احساس میکنم کثیف هستم چیز هایی که بیرون میبرم مثلا لباسم که بیرون میپوشم اگر تو خونه دستم بهش بخوره دستم رو میشورم کتابی که بیرون میبرم رو تو خونه بهش دست نمیزنم یا اگه دست بزنم دستم رو میشورم حتی جوری شدم که به خودم هم نمیتونم دست بزنم،دست به فرش رو زمین نمیزنم چیزی روی زمین بیفته با دست برنمیدارم.لطفا کمکم کنید

    1. کتاب خودیاری درمان وسواس را از فروشگاه سایت تهیه کنید و تمرینات انرا انجام دهید.
      این کتاب را به مادر پدر یا خواهر یا یک حامی خود هم بدهید بخواند تا در انجام تمرینات کمک کند به شما

  38. داکتر صاحب این موضوعات همیشه مرا آزار میدهد
    استرس
    اضطراب
    شک
    چیغ زدن و گریه کردن طفل
    آرن موتر
    و همه کوشش میکنم گوشه و تنها باشم آیا دوا دارد

  39. سلام جناب داکتر صاحب
    من همیشه در فکرم با جنگ هستم.هم چنان فکر میکنم اتفاق بد برای پیش میاید. و هم چنان اضطراب دارم همیشه از آینده نگرانم و گاگاهی بد بین میشوم آیا دوا دارد برای من توصیه کنید

  40. سلام وقتتون بخیر. یه سوالی درباره هوش پرسیده بودم که گفتین هوش افراد در زمینه های مختلف متفاوت است و اگر کسی هوش خوبی در موسیقی داره و سریعتر یاد میگیره، دیگران هم میتوانند با تلاش بیشتر همان میزان یادگیری را داشته باشند.
    اینکه دو نفر یکی با سطح توانایی بیشتر و تلاش کمتر و دیگری توانایی کمتر و تلاش و انرژی بیشتر به یک میزان نتیجه برسند، این باعث نمیشه که انگار حق اون شخصی که توانایی بیشتری داره ضایع شه یا چون استعداد بالاتری داره حتما باید نتیجه بالاتری بگیره؟

  41. سلام اقای دکتر توروخدا کمکم کنید من درس میخونم که این رفتار یا نمیدونم وسواسه چیه در من ظاهر شده کلا نمیتونم تمرکز کنم رو درسم حدود 6 ماه میشه هر کاری رو هم انجام میدم که از دست این افکار ها رها بشم نمیشه به همه چیز فکرم درگیر میشه چه حرف و رفتار کوچیک دیگران چه حرف های بزرگ کلا ذهنم درگیر میشه که چرا فلانی اینو اون روز به من گفت چرا چن سال پیش این کار شد اون حرف رو زدن به من و امثال اینا کلا فقط ذهنم درگیر حرف بقیه ک در رابطه من گفتن میشه به چیز هاکه در رابطه با منه خیلی موقع درس خوندن ذهنم درگیر میشه با این کار ها هم خودم شدیدا ناراحتم هم خانوادمو ناراحت میکنم ناخاسته تورو خدا راهنمایی کنید که چه جوری بتونم به همه چیز فکر نکنم ذهنم خود به خودی درگیرشون نشه

    1. 1. کشی دور دست خود ببندید هر وقت غرق فکر بودید کش را مجکم بکشید رها کنید تا کمی درد بکیرد. سپس بگویید بسه دیگه
      2. به خود بگویید این افکار هیچ کمکی به من نمی کند و اطلاعات جدیدی برای تجزیه تحلیل وجود ندارد و من همه اینها را قبلا بررسی کردم.
      3. به خود بگویید این افکار نشانه وسواس فکری من است و قرار نیست اتفاق بدی بیفتد.
      4. خود را به یک کار عملی مشغول کنید.

  42. در ضمن این استاد دانشگاه من به شدت هم عصبی هست و خیلی سریع جوش می یاره . کلاسهاش بسیار پر استرس هست و بچه ها ازش خیلی می ترسن .

  43. آقای دکتر یکی از اساتید من در دانشگاه به شدت رفتارهای هیجانی داره و خیلی وقتا وقتی عصبی می شه به صورت ناگهانی صورتش کاملا قرمز رنگ می شه . این فرد مدام در حرفایی که دانشجوها بهش می زنن دنبال یک نکته ریز می گرده و حرف کوچک دانشجو را به شدت بزرگ می کنه و به طرف مقابل حمله های وحشتناک می کنه. باید به شدت از حرف زدن با این استاد راهنما خود داری کرد . چون توی هر حرف شما دنبال یک لغت یا کلمه می گرده که اون لغت را بسیار بزرگ کنه و از کاه کوه بسازه و بیشتر وقتا از همین حرفهای پیش پا افتاده که دانشجوها بهش می زنن ماجراهای بسیار بزرگ و جدیی می سازه که می تونه به دانشجوها ضربه های شدید و غیر قابل جبران بزنه و حتی مسائل را تا سطح آموزش دانشکده بالا می بره و مشکلات آموزشی برای دانشجو ایجاد می کنه. این استاد بیشتر وقتا به همین حرفهای دانشجوها تا هفته ها فکر می کنه. این استاد به شدت با بقیه اساتید دانشکده هم درگیره و باهاشون سر ناسازگاری داره . خیلی از اساتید دوست ندارن ایشون در دانشگاه باشن. این استاد توی دهنش هم هیچ حرفی را نگه نمی داره و دائما در حال انتقال خبرهای سطحی و بی ارزش به این ور .و اون ور هست که همین کارشون باعث دو به هم زنی بین افراد می شه . روی هر خبری هم که واسه این ور و اون ور می بره کلی دروغ و برداشتهای ذهنی خودش را می ذاره و خبر را با کلی شاخ و برگ اضافی به مردم انتقال می ده . این فرد آیا بیمار روانی هست . اگ هست چه نوع بیماری روانیی داره ؟

  44. سلام جناب دکتر
    من کارشناس آزمایشگاه هستم و مشغول به کارم ولی متاسفانه یک فکر وسواسی دائم با منه که نکنه نمونه مریض هارو باهم قاطی کردم و جوابا اشتباه شد و باعث خطر به یک بیمار شدم این افکار باعث شده نتونم رو کارم تمرکز کنم لطفا جواب بدید و یک راهکار بهم پیشنهاد بدید

    1. به خود بگویید این نشانه وسواس فکری است و خطور یک فکر بذهن هیچ معنایی ندارد. مثلا اگر فکر کشتن کسی بذهن بیاید دلیل بر میل و احتمال کشتن نمی شود. بگویید این فقط یک فکر است که دست من نیست. اگر توجه کنید بفکر بیشتر می شود این فکر
      مقاله درمان خطاهای شناختی را در سایت مطالعه کنید و خطاهای فکری تان را یادداشت کنید

  45. سلام اقای دکتر وقت شما بخیر من دختری ۲۹ ساله هستم که متاسفانه دیگه هیچ امیدی برای ادامه دادن به زندگیم نمیبینم. تمام زندگی من در ترس خلاصه شده. ترس از دست دادن پدر و مادرم.ترس از دست دادن همسری که ندارم. ترس اینکه یه روزی بی پول بشم و هزاران فکر دیگه. من میدونم درگیر وسواس فکری هستم به مدت ۲سال هم افسردگی داشتم.وضعیت افسردگیم بهتره ولی وسواسم نه. همش میارسم بابام بمیره( وزنش بالاست سیگارم میکشه). هی استرس دارم همین الانه که سکته کنه و بمیره. و ماهم مرد دیگه ای توی خونه نداریم و بیچاره میشیم… به گذشته که فکر میکنم میدونم دلیل ترس امروزم چیه ۳سال پیش با زنگ تلفن از خواب پریدم که یکی پشت تلفن مگیفت دایی جونم بخاطر سکته فوت کرده…و ۳سال تمامه من خواب و خوراک ندارم. پارسال هر جوری بود پدرم رو بردم متخصص قلب گفت مشکلی نداره. الان همش میگم نکنه توی این مدت رگاش گرفته باشن؟ نکنه بمیره؟ و اینکه مادرمم قلبش رو عمل کرده. من از صبح با ترس بیدار میشمتا شب که بخوابم. باورتون میشه سر سال تحویل خداروشکر میکنم میگم اخیش… امسالم بخیر گذشت و زنده موندن؟؟ خستم اقای دکتر زندگیم متوقف شده. من دانشجوی زرنگی بودم پر از شور بودم عاشق زندگی کردن بودم. ۲ساله میخوام کنکور دکتری بدم نمیتونم حتی ۱خط حفظ کنم. با تمام دوستام کات کردم.. به روایت دوست و اشنا دختر زیبایی هستم همه زیبایی . هوش. توانایی های منو تحسین میکنن ولی من از خودم متنفرمممم و دلم میخواد بمیرم. ببخشید طولانی شد

  46. سلام آقای دکتر وقت بخیر من مشکل وسواس فکری و افسردگی دارم آیا میتونم سرترالین مصرف کنم

  47. سلام وقتتون بخیر.یه سوال داشتم.آیا همه افرادی که بهره هوشی نرمال دارند در همه دروس زیست شیمی و..یادگیری خوبی دارند؟تفاوت شخص متوسط با یک فرد باهوش تر چیست؟هر دو توانایی یادگیری همه دروس را دارند اما فرد باهوشتر یادگیری سریعتر و استدلال بیشتری دارد؟

    1. هوش می تواند در زمینه های متفاوت باشد. کسی اگر هوش ریاضی دارد دلیل بر بالا بودن هوش موسیقی یا هوش ورزش در او نمی شود. اما اگر شخصی هوش مثلا موسیقی دارد در زمینه موسیقی یادگیری سریعتری دارد. ولی فرد دیگر هم با تلاش بیشتر می تواند همان یادگیری را داشته باشد.
      تحقیقات نشان می دهد پشتکار عامل مهم تری در پیشرفت است تا هوش

      1. ممنونم که پاسخ دادین.من همیشه معدلم نوزده و هشتاد به بالا بود اما در سال آخر دبیرستان که باید به شیوه تستی و نکته ای درس میخوندم، مخصوصا در درس زیست فقط صرفا کتاب و جزوه خوندم و تست کار نکردم.و این تستی نخوندن درس زیست باعث شد که در آزمون های تستی مدرسه در این درس صفر و زیر ده درصد بزنم.هیچوقت هم آزمون ها رو با پاسخنامه تحلیل نکردم که اشتباهاتم رو پیدا کنم.الان دائم فکر میکنم که اگه به شیوه درست و تستی درس میخوندم واقعا میتونستم درصد خوبی کسب کنم یا نه.یا با خودم میگم از کجا به خودم اثبات کنم که اگر به شیوه درست میخوندم میتونستم مطالب رو مفهومی و خوب یاد بگیرم ودرصدم بالا باشه و همش درمورد هوش سرچ میکنم و این موضوع رو زیر سوال میبرم.آیا این وسواسی بودنه؟ممکنه کسی مثل من که ریاضی رو پنجاه درصد زدم ولی زیست رو خیلی کم، هوشش در زیست خوب نباشه؟

    2. سلام من ۲ ماهه یه فکری ذهنمو مشغول کرده ( روراست باشم ، دارم از بین میرم)
      من ۲ ماه پیش وقتی که بیدار شدم از خواب کش شلوارم کمی شل شده بود ، و با خودم میگفتم نکنه التم رو در اوردم یا رو به بالا شده آبرو برام نزاشته ، ۲ ماهی از اون موضوع میگذره و من دارم حس میکنم از همه چی عقب موندم ، اگه نظری دارید بگید شاید نجاتم دادید .

  48. بازتاب: اختلال وسواس فکری و عملی – ابزار صنعتی حسنی
  49. سلام اقای دکتر من فلوکستین ۲۰ خریدم البته روانشناس نرفتما ۵،۶سال قبل از اون نسخه که دکتر داده بود استفاده کردم اون موقع وسوسه در مورد خدا بودم قبلنم بهت گفته بودم بهتون اون نوقع هم استفاده کرده بودم بعد تموم شدن قرض دوباره فکرا اون موقع ۱۵ سال قبل میاد یادم مامانم میگه اگه منم دائما برم تو مغزم به اون روز فک کنم هم فکر بد میکنم هم حالم بدتر میشه میخواستم بدونم اسم قرضی هست که اصلا به اون روزا فک نکنم خیلی برام فکر شده در حالی که میدونم وقتی بیان مغزم بازم حالم بد میشه اماا دوباره فک میکنم دوباره مثل اون روزا میشم ترو خدا جواب سوال من بدین اگه الانم خوب بشم میدونم ایندم دوباره بهش فکر میکنم

  50. سلام روزتون بخیر من یه دخترم و ۱۷ سالمه و این که امسال کنکور دارم و یکم فشار رومه و بخاطر نبود وقت نتونستم به روان پزشک مراجعه کنم من اختلال کندن مو دارم و همین طور این که کلا خیلی خیلی زیاد به همه چی فکر میکنم مطالبتونو خوندم و همین طور سعی کردم نظرات رو هم بخونم ببینم ایا کس مثل من هست یا نه میخوام بدونم ربطی به وسواس داره یا نه و من باید چیکار کنم. این که کلا موقع درس خوندن همیشه افکار عجیب غریب میاد تو ذهنم مثلا این که اگه یکی از دوستام خودکشی جلوی من ریکشن من چه جوری خواهد بود یا اگه من یهو حالم بد شه تو یه جایی ریکشن بقیه چه جوری خواهد بود و بیشترشون مربوط میشه به توجه کردن دیگران به من و همین طور این که اگه بخوام یه کاری بکنم مثلا با معلمی حرف بزنم تمام چیز هایی که باید بگمو یه بار توی ذهنم مرور میکنم و تمام ریکشن های معلمم رو نسبت به خودم اون لحظه در نظر میگیرم گاهی وقتا اینقدر فک میکنم درباره ی حرف هایی که قراره بزنم و چیز های خوبی به ذهنم میرسه از ترس این که ممکنه این چیزهایی که به ذهنم رسید اون لحظه یادم بره دیگه پشیمون میشم از انجام اون کار! ه بخشیش هم کلا خیال پردازیه که مثلا اگه یه یه بچه ی یتیم بودم و فلان آدم قیمم میشد یه جوری میشد.. این افکار خیلی خیلی خیلی زیاد وقتمو میگیرن و نمیتونم زیاد خوب درس بخونم و وقتی یه ساعتی از روز میشه و میبینم وقت زیادی ندارم کلا ولش میکنم میرم سراغ گوشی یا کارایی کع باعث بشن استرس این که امروز درس نخوندم یا برای آزمونم اماده نیستم کمتر بشه بعد موقع درس خوندن هم حتما باید توی گوشم دستمال بذارم که صدایی نشنوم و همین طور وسواس تو خوندن دارم خیلی زیاد حرف زدم ببخشید کلی چیز های دیگه هست که نگفتم و میترسم از بس زیاد حرف زدم جوابمو ندید! ولی خیلی ممنون میشم یکم کمکم کنید خودم درس خوندنو دوست دارم و دوست دارم موفق شم امسال و سال مهمی برامه و یکمم کمالگرایی دارم منم مدرسه ی نمونم ونوشته یه دختری به نام رها رو همینجا خوندم یکم حس میکنم منم شبیه اونم

    1. بله کمالگرایی دارید. ریشه کمالگرایی وسواس است. یعنی باید کمی اضطراب خود را کم کنید تا وسواس ظاهر نشود در شما زیرا اگریاد نگیرید نسبت به موضوعات سهل گیرانه تر برخورد نکنید فکرهای وسواسی سروکله اش پیدا می شود.
      ورزش کنید منظم- مدیتیشن کنید.
      مقاله درمان اضطراب را بخوانید
      سعی کنید به ابعاد دیگر زندگی بغیر از درس اهمیت بدهید

  51. سلام من پسرم و ۲۰ سالمه ، دوسال پیش تو یه دعوایی ترسیدم و کوتاه اومدم و هیچی نگفتم اما بعدش نتونستم قبول کنم که ترسیدم تو اون دعوا بخاطر همین گفتگوی ذهنی داشتم همش و یک لحظه ام حواسم جمع نبود همش تو فکرو خیال بودم که به خودم ثابت کنم که نترسیدم و کم نیاوردم ، انقدر فکرافشار آوردن که الان نه تنها اون دعوا تو فکرمه بلکه چیزای عجیب و غریب میاد به فکرم مثل ترس چیه اصلا چرا باید بترسیم ، کلا سوالای چرا و چگونه در مورد همه چیز میاد به ذهنم دکترا گفتن وسواسه اما این چه نوعشه؟هیچیو نمیتونم قبول کنم اصلا قانع نمیشم هرچقدرم دلیل بیارم باز همینم ، اصلا تو لحظه حال نیستم غرق فکرام انگار سرم زیر آبه ، قرص خیلی خوردم جواب نداد به نظر شما شوک بزنم یا چیکار کنم؟؟

    1. وسواس شما از نوع وسواس کامل نبودن است. یعنی می ترسید از اینکه نکنه کامل و عالی عمل نکرده باشم. برای شما در این حوزه خود را نشان داده است. باید مانند همه انسانها قبول کنیم که قرار نیست در هر شرایطی بهترین کار را باید انجام بدهیم. انسان هستیم و محدود. ناکامل بودن خود را بپذیریم. ترس از کامل نبودن می تواند از محبت مشروط در خانواده بیاید. البته دلایل ژنتیک نیز می تواند موثر باشد

  52. سلام آقای دکتر
    من یه وسواس کلی دارم اونم اینکه اگه یه کار رو انجام ندم، یه اتفاق بدی میفته. حالا این اتفاق بد میتونه هرچیزی از جمله کر شدن کور شدن زشت شدن، آسیب رسیدن به اعضای خونواده و … باشه. تو اکثر چیزا میتونم بیخیالش شم؛ ولی تو بعضی چیزا هی تو فکرمه تا جایی که مجبورم انجامش بدم بلکه از ذهنم بره… اما متاسفانه تو برخی چیزای دیگه هم با انجامش ممکنه مجدد دچار وسوسه شم جهت تکرار!
    این مورد تو خودارضایی بیشتر اتفاق میفته تا جایی که به چندین بار پشت سر هم میرسه! الا مجدد تو همین حالتم و حتی واسه بعدی و بعدی و بعدی هم ذهنم پیشبینی کرده و گفته تو بار فلان تمومه!
    نکته اینه که باور دارم این افکار درست نیسن؛ ولی مشکل اینه که چطور الان از این فکر خلاص شم و این احتمالو هم ندم که وجود این مسئله توی ذهنم باعث اتفاق افتادنش نشه؟! ذهنه دیگه هی تو فکرت باشه ممکنه روی بدنت هم تاثیر بزاره…

    1. در درجه اول باید به خود بگویید این تنها یک فکر است و قرار نیست اتفاقی بیفتد. من وسواس دارم و این افکار تنها نشانه وسواس من است.
      نکته بعدی انکه هر قدر کارهایی که فکر وسواسی می گوید بیشتر انجام بدهید وسواس شما بیشتر می شود.
      کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از فروشگاه سایت تهیه و تمریناتش را انجام بدهید

  53. سلام آقای دکتر خداقوت ممنون از سایت عالیتون من یه دختر28ساله هستم که بخاطر مشکلم 10ساله دارم عذاب میکشم من دوران دبیرستانم متاسفانه یکی از همکلاسیهام با من برخورد بدی کرد و منم اون لحظه خیلی بهم فشار اومد صورتم سرخ شد تپش قلب استرس ولی با همون حال جوابشو دادم و خیلی خیلی بهم اون چند دقیقه سخت و پرفشار گذشت (چون من اصلا دعوایی نبودم ) و بعد از اون جریان من هروقت دارم درس میخونم اصلا کتابو که باز میکنم موقع تمرکز اون اتفاق تو ذهنم هی تداعی میشه و همزمان دچار استرس و سنگینی و تنگی نفس میشم و بعد ناراحت میشم عصبی و متنفر میشم از اون شخص و اونو مقصر میدونم لطفا بهم بگین من چم شده این مشکل من دقیقاچیه چرا موقع تمرکز اون فکرلعنتی همراه با استرس سراغم میاد الان ده ساله آرزو ب دل موندم که یه بار دیگه بتونم مثل سابق با تمرکز و لذت درس بخونم شاید باورتون نشه ولی حتی موقع مطالعه به یکسری کلمات هم میرسم ذهنم باز اونو یادم میاره مثلا وقتی به کلمه ترس میرسم ذهنم میگه دیدی اون روز ازش ترسیدی یامثلا به کلمه ی دانشگاه که میرسم ذهنم میگه اگه اونم باهات تو دانشگاه همکلاسی بشه چی خواهش میکنم کمکم کنید اقای دکتر

    1. باید بفهمید اون خاطرات برای شما چه معنایی دارد. آیا فکر می کنید انسان بدی هستید؟ ایا اون خاطره یعنی من مهربان نیستم؟ و یا…این رفتار شما با یک اصل فکری شما در تضاد بوده است. البته این اصل لزوما درست نمی باشد. با مطالعه مقاله درمان خطاهای شناختی در سایت فکر زیرین خود را پیدا کنید تا ببینید چه فکری به شما اضطراب می دهد.
      ضمن آنکه چه رفتارهایی می کنید برای فرار از این خاطره و فکر. نباید این رفتارها را تکرار کنید زیرا باعث شدیدتر شدن فکر می شود. باید از خاطره و فکر فرار نکنید. خاطره را بر روی کاغذ چندیدن بار بنویسید و در لحظه نوشتن ببینید چه فکرهایی بذهن شما می رسد

  54. سلام ، توروخدا راهنماییم کنید اقای دکتر ، من پسری هستم ۲۰ ساله که دوسال پیش یه جا بحثم شد و من کوتاه اومدم ، ولی بعدش نتونستم قبول کنم که کم اوردم ، بعد فکرایی اومد تو ذهنم و من نتونستم باهاشون کنار بیام و ب همین خاطر نتونستم اون موضوعو فراموش کنم هرکاری میکردم هرچیزی میخوردم ، هرجایی میرفتم حواسم جمع نبود و همش یه موضوع حل نشده تو ذهنم داشتم که نمیتونم بیخیالش بشم،فکره خیلی برام سنگین بود و منو غرق خودش کرده بود ، انگار سرم زیر آبه و نمیتونم نفس بکشم و نمیتونم خودمو بکشم بیرون از آب و همه جا تاریکه،دکترا گفتن وسواس فکریه اما هیچ قرصی روم اثر نکرده،کم کم فکرام بیشتر شد الانم به زمین و زمان گیر میده ، ذهنم مثل دیوونه ها ازم میپرسه این چیه؟اون برای چیه؟یا اونو چرا گفتی ؟اینکارو چرا انجام دادی؟ بعد منم هرچقدر میگردم نمیتونم سوالای ذهنمو حل کنم و اصلا نمیتونم قانع بشم ، دکتر این چه مشکلیه که من دارم اگه وسواسه پس چرا هیچ دارویی به من جواب نمیده ؟دکتر چی شد که من نتونستم یدفعه کم اوردنو قبول کنم؟یدفعه چرا این فکرا اومد چرا قبلا نبود؟دکتر لازم به ذکره قبل اینکه اینطوری بشم افسرده هم بودم ،اقای دکتر الانم احساس میکنم سرم زیر ابه و بزور خودمو تکون میدم و اصلا حواسم پرت نمیشه و همش غرق فکرام احساس میکنم باید مغزم یه تکونی بخوره تا خوب بشم ، بنظر شما شوک جواب میده؟

    1. باید بفهمید اون خاطرات برای شما چه معنایی دارد. آیا فکر می کنید انسان بدی هستید؟ ایا اون خاطره یعنی من مهربان نیستم؟ و یا…این رفتار شما با یک اصل فکری شما در تضاد بوده است. البته این اصل لزوما درست نمی باشد. با مطالعه مقاله درمان خطاهای شناختی در سایت فکر زیرین خود را پیدا کنید تا ببینید چه فکری به شما اضطراب می دهد.
      ضمن آنکه چه رفتارهایی می کنید برای فرار از این خاطره و فکر. نباید این رفتارها را تکرار کنید زیرا باعث شدیدتر شدن فکر می شود. باید از خاطره و فکر فرار نکنید. خاطره را بر روی کاغذ چندیدن بار بنویسید و در لحظه نوشتن ببینید چه فکرهایی بذهن شما می رسد

  55. سلام وقت بخیر
    پسری 10 ساله دارم و متوجه شدم از این که مادرش ناراحت نشه به من که پدرش هستم محبت نمیکنه
    چون میترسه مادرش دلگیر شه و حسودی کنه چرا به شخصه دیگه ای محبت میکنه !
    بنظر شما تهواره ای داره یا میبایست به مشاور مراجعه کنیم ؟

    1. احتمالات:
      1. رابطه شما با همسر مشکل دارد
      2. مادر با رفتارهای خود این توهم را بوجود اورده که فرزند نسبت به همسر اولویت دارد. یعنی مادر بطور روشن شما را در اولویت قرار نمی دهد و او خود را رقیب می داند.

      1. سلام من ۱۵ سال قبل وسوسه فکری داشتم که فقط جلوی چشمام مینوشتم ینی با تصوراتم اون سال بعد یه ماه فهمیدم دیگه حلوی چشمام نمیره چن ساله اینحوریم بیش چن روانشناس رقتم خوب نشدم میدم تصورات دهنته اما اینطور نیس میشه راهنماییم کنین

    2. من ۱۵سال قبل وسوسه بودم و جلوی چشمام مینوشتم و یه مال بعدش دیدم این نوشتنیا جلوی چشمام نمیره چن بار رفتم روانپزشک گفتن تصورات ذهنته اما بخدا اینطور نیس حتی اگه هم بادم نباشه مبینمش

  56. سلام اقای دکتر ممنونم ک به سوالات پاسخ میدید
    اقای دکتر من با وجود اینکه دکتر زیاد میرم و میدونم مشکل جسمی ندارم ولی اگ رو زبونم یا گلوم یه جوش بزنم یا یه خراش برداره هزار تا فکر ناجور میاد تو ذهنم یه سره فلش میندازم تو دهنمو نگاه میکنمو فقط تو ناحیه دهان و گلو میترسم بقیه جاها برام مهم نیست خاستم بدونم این هیپوکندریاس یا نوسوفوبیا؟

      1. اخه دکتر وقتی میرم دکتر و معاینه میشم وقتی دکتر میگه چیزی نیست تا یه مدتی ارامش رو بدست میارم بعد دباره ترس و افکار مزاحم میان سراغم خایتم بدونم این تو بیماری وسواس طبیعیه؟

        1. سلام خانمی هستم خانه داروسواس شستشوگرفتم مدام دستام میشور فکرمیکنم دستام کثیفه خواهشاراهنمایی کنیدچکارکنم زندگیم داره ازهم میپاشه

      2. سلام دکتر ایا امکان دارد وسواس فکری که مدتی زیادی باما هست خودبهخود ازبین برودیا فرد بیمار به این نتیجه برسد که افکارشهیچ اهمیتی ندارند و افکار از بین بروند؟

      3. سلام .بنده مشکل واسواس پیدار کردم مثلآ یک کار را چند بار انجام‌ میدم چکار کنم حل بشه این واسواس فکري ممنونم

      4. بعصی موقع ها میکم حوا بخاطر یه سیب اشتباهی از بهشت بیرون شد و زمین به وجود اومد ادمای که گناه کردن این دنیایا دنیای دیگه چه غذابی تو انتظارشونه

    1. میگم نوشتنی جلوی چشمام نمیرن ۱۵ ساله یعنی دیگه بهش عادت کردم بهش
      طوری که هر وقت به کسی یا چیزی نگاه میکنم میچرخن این نوشته ها

      1. عزیز جان اینی که نوشته ها جلوی چشمت واقعا وجود دارن به نظر زیاد ربطی به وسواس نداره. از روی نوشتارت هم احتمالا زیاد دچار خوانش پریشی باشی. این قضیه خیلی جدیه. شما به احتمال زیاد دچار یه عارضه ی مغزی هستی با بری پیش متخصص اعصاب و ام ار ای و آزمایش بدی. معمولا یک مشکل فیزیکی مغزی باعث میشه اعداد یانوشته رو واقعی ببینی

        1. نه من یادمه وقتی وسوسه بودم فقط جلوی چشمام مینوشتم ینی با تصور فش میدادم اگه از کسی عصبانی بودم الان این نوشتنیا کلن هستن جلوی چشمام

        2. این نوشتتی واقعا با یه وسوسه که جلوی چشمانم می‌نوشتم به وجود اومد

  57. سلام وقت بخیر
    وسواس بوسیله هیپنوتیزم درمان میشود؟
    تشکر
    اگر جوابتون مثبت هست شما انجام میدید؟

      1. سلام من چن وقتی هست که فکر میکنم یک اختلال روانی پیدا کردم به طور مثال به یک اتفاقی که هرگز در گذشته نیفتاده بیش از حد فکر میکنم طوری که مغزم بهم میقبولونه که اون اتفاق افتاده و حتی براش عذاب وجدان هم میگیرم فکر میکنم وسواس فکری باشه واقعا داره دیوونم میکنه میشه راهنماییم کنید چگونه درمانش کنم

        1. بله وسواس فکری است. ببینید برای اینکه این فکر به ذهن شما نرسد چه کارهایی می کنید. نباید ان کارها را بکنید.
          کتاب خودیاری برای درمان وسواس فکری را مطالعه کنید

      2. سلام دکتر
        وقتی فکر وسواسی سراغم میاد اضطراب خیلی زیادی بهم وارد میکنه اما من رفتار وسواسی انجام نمیدم اما درحین حال اصطرابم فروکش نمیکنه ؟