درمان وسواس فکری و عملی

درمان وسواس فکری و عملی

Author : Dr. Kamyar Sanaie

برای اختلال وسواس فکری و عملی خفیف تا متوسط، درمان شناختی رفتاری و به‌ویژه مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) و برای اختلال وسواس متوسط تا شدید، ترکیب دارو درمانی و مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) توصیه می‌شود که در ادامه به‌طور مشروح توضیح می‌دهیم. ولی پیش از مطالعه درمان وسواس فکری عملی توصیه می کنم برای شناخت بیشتر وسواس فکری خود مقاله اختلال وسواس فکری عملی را مطالعه کنید تا بهتر بتوانید به خود کمک کنید.

درمان شناختی رفتاری

اکثر افراد مبتلا به وسواس فکری و عملی نشانه‌های وسواس خود را از دیگران پنهان می‌کنند. دلایل پنهان‌کاری را می‌توان به‌طور خلاصه در این ترس دانست که ممکن است دیگران فرد وسواسی را آنگونه که خودشان او را در نظر می‌گیرند، در نظر آورند (به‌عبارتی «دیوانه، بد یا خطرناک») و از بیمار دوری کنند. لازم است ارتباط درمانی قوی با بیمار برقرار شود تا او نشانه‌های خود را روشن بیان کند. زیرا این امر در تعیین هدف‌های درمان و در نتیجه درمان بسیار موثر است.

لازم است بیمار درک کند که افکار او بی‌اهمیت هستند و در درمان تأکید بر آنها نیست. آنچه مهم است معنایی است که فرد به افکار خود می‌دهد. به‌طور مثال، فردی که فکر وسواسی آزار جنسی یک کودک را دارد؛ به‌دلیل این افکار، خود را انسان پلید و بدی می‌داند (حتماً انسان بدی هستم که این افکار به ذهن من می‌آید) و این در حالی است که او کنترلی بر فکر خود ندارد. معنایی که فرد وسواسی برای فکر خود قائل است، تمرکز او را بر فکر وسواسی بیشتر کرده و این افکار بیشتر به ذهن او می‌آیند. بیمار باید درک کند که بر افکار خود کنترلی ندارد و مسئول افکارش نیست و تنها بر رفتار خود کنترل دارد و از طریق کنترل رفتار، افکار مزاحم و ناخواسته نیز تغییر می‌کنند.

مهم است که بیمار درک کند افکار مزاحم به ذهن اکثر افراد خطور می‌کند، ولی در بیمار وسواسی به‌دلیل اهمیت و معنایی که برای این افکار قائل است، این افکار به‌طور مداوم به ذهن او بازمی‌گردند. هر چقدر فرد بیشتر تلاش کند این افکار را سرکوب کند، این افکار بیشتر به ذهن می‌آید. (تمرین: تلاش کنید تا تصویر یک فیل صورتی را از ذهن خود دور کنید. تمام تلاش خود را کنید تا تصویر فیل صورتی را از ذهن بیرون کنید. می‌بینید که تلاش بیشتر باعث می‌شود تصویر فیل صورتی بیشتر در ذهنتان بماند.)

در ضمن، بیمار باید بداند که افراد وسواسی دیگری هستند که افکار وسواسی از نوع دیگری در ذهن دارند. این امر کمک می‌کند تا بیمار درک کند تنها ارزیابی افکار است که آنها را از هم متمایز می‌کند. به‌طور مثال، فردی که افکار وسواسی کودک آزاری دارد، وقتی متوجه شود افراد دیگری افکار مزاحم و ناخواسته درباره زیر گرفتن دیگران، تصاویر خشونت‌بار یا مستهجن، توهین به مقدسات، به‌خاطر سپردن چیزهایی به‌جهت جلوگیری از آسیب به دیگری و … دارند (در حالیکه خود، این افکار مزاحم را ندارد) درک می‌کند که آنچه افکار مزاحم را از هم متمایز می‌کند، نحوه ارزیابی آنها است. ارزیابی یک فرد وسواسی، با اضطراب یا دیگر احساسات منفی و تلاش برای کنترل یا خنثی کردن افکار مزاحم تداعی می‌شود، درحالی‌که یک ارزیابی با بار خنثی با اضطراب کمتر و تلاش کمتر برای کنترل تداعی می‌گردد. هدف به اشتراک‌گذاری افکار دیگران با بیمار، عادی‌کردن وجود مزاحمت‌های فکری ناخواسته و اهمیت ارزیابی‌های خنثی‌ است. در نمودار زیر اهمیت ارزیابی را در دو مورد نگرانی مشاهده می‌کنیم.

همانطور که پِردون و کلارک و همکاران گفته‌اند، فراوانی افکار و تصاویر در پی تلاش برای کنترل آنها، بیشتر می‌شود. شما با تلاش برای فکر نکردن به افکار ناخواسته، سهواً توجّه بیشتری به افکار خود می‌کنید که این امر باعث می‌شود این افکار بیشتر به خاطر شما بیاید. در حالیکه فردی که به وسواس فکری عملی دچار است میزان فراوانی بیشتر افکار جنسی خود را مدرکی می‌داند که نشان می‌دهد او در حال تبدیل شدن به یک فرد خطرناک است و بنابراین بیشتر باید مواظب افکارش باشد.

خطای شناختی دیگر افراد وسواسی، بیش برآورد احتمال خطر است. به‌طور مثال، در ذهن فردی که وسواس چک کردن دارد، اگر قبل از ترک خانه اجاق گاز را چک نکند، به احتمال ۷۰٪ منجر به یک آتش‌سوزی گسترده می‌شود. نمودار زیر کمک می‌کند تا فرد میزان صحت احتمال خود را درک کند. همانگونه که مشخص است، میزان این احتمال در واقعیت بسیار کمتر از تخمین فرد وسواسی است. در وسواس‌های فکری دیگر نیز می‌توان شبیه این نمودار احتمالات را تهیه کرد. به‌طور مثال، چند درصد احتمال دارد من به یک کودک، آزار جنسی برسانم؟ چند درصد احتمال دارد کسی را زیر گرفته باشم؟ چند درصد احتمال دارد میکروب از این طریق وارد بدنم شود؟ چند درصد احتمال دارد اگر عددی را به‌خاطر نسپارم، شخص دیگری آسیب ببیند؟

مورد احتمال
۱. باز بودن اجاق گاز ۱/۱۰۰
۲. شی‌ء قابل اشتعال در نزدیکی اجاق گاز ۱/۲۰
۳. آتش گرفتن چیزها ۱/۵
۴. زنگ خطر دود، کار نکند. ۱/۱۰۰۰
۵. نبودن هیچ‌کس در خانه ۱/۵
۶. گسترش آتش ۱/۲
۷. آتش‌سوزی بزرگ

مواجهه و جلوگیری از پاسخ در درمان وسواس فکری و عملی

مواجهه‌سازی اصلی‌ترین و موثرترین روش درمان وسواس فکری و عملی می‌باشد. مواجهه‌سازی چگونه انجام می‌شود؟

به‌طور مثال، اگر به وسواس تمیزی دچار هستید، باید به کمک درمانگر ترغیب شوید تا با چیزی که از نظر شما آلوده است، تا حد امکان تماس برقرار کنید (مواجهه) و سپس به‌مدت یک تا دو ساعت از شستن دست یا پا خودداری کنید (جلوگیری از پاسخ).

اگر وسواس فکری شما آن است که آیا در حین رانندگی کسی را زیر گرفته‌اید و به این جهت، کل مسیر را دوباره بر می‌گردید تا مطمئن شوید کسی را زیر نگرفته‌اید، باید در مسیرهایی که فکر زیرگرفتن در شما بیشتر ایجاد می‌شود، مانند جاده‌ای که دست‌انداز دارد و یا عابر پیاده زیاد عبور می‌کند، رانندگی کنید (مواجهه) ولی نباید از آینه به عقب نگاه کنید و یا دور بزنید تا مطمئن شوید کسی را زیر نگرفته‌اید (جلوگیری از پاسخ).

مواجهه‌سازی ذر درمان وسواس فکری و عملی را در دو قانون زیر می‌توان توضیح داد:

۱. تا آنجا که می‌توانید با چیزهایی که از آن می‌ترسید، روبرو شوید و اجتناب نکنید.
۲. از انجام آدابی (مانند چک کردن، شستن، قرینه کردن) که به شما در حین مواجهه‌سازی احساس بهتری می‌دهد، اجتناب کنید.

کلید مواجهه‌سازی را می‌توان خوگیری دانست. اگر به منزل دوستان خود که در نزدیکی مکانی شلوغ زندگی می‌کنند، رفته باشید؛ لابد تعجب کرده‌اید که چگونه آنها در این مکان پرسروصدا زندگی می‌کنند، چنان که گویی صدایی نمی‌شنوند. به این پدیده خوگیری گویند. نکته کلیدی در درمان وسواس آن است که در صورت ادامه دادن تمرین‌های مواجهه‌سازی و جلوگیری از پاسخ، اجبارها و فشارهای درونی پایان می‌یابند. اما شدت کاهش اجبارها در افراد با سرعت متفاوتی صورت می‌گیرد. در گروهی از افراد، اجبارها در ساعت‌های ابتدایی تمرین و در گروهی دیگر تنها پس از هفته‌ها تمرین سخت کاهش می‌یابد. نکته مهم آن است که فیزیولوژی و روان انسان به‌گونه‌ای است که راهی بجز خوگیری ندارد. تنها مساله مهم، پافشاری بر انجام تمرین‌ها است.

باید آگاه باشید که در حین مواجهه‌سازی، اضطراب شما افزایش می‌یابد و اگر بتوانید با اضطراب مواجه شوید و تا زمان فروکش کردن اضطراب، با آن کنار بیایید؛ در غلبه بر وسواس خود موفق خواهید شد.

مقاومت در برابر تمایلات و یا افکار وسواسی به‌جهت انجام آداب رفتاری (رفتار وسواسی) در درمان وسواس فکری و عملی تا زمانی که این تمایلات در شما فروکش کنند، به بدن و ذهن شما می‌آموزد که بدون انجام آداب نیز می‌توان احساس بهتری داشت، در حالیکه شما پیش از آن به ذهن و بدن خود آموخته بودید که تنها با انجام آداب رفتاری است که می‌توانید احساس بهتری داشته باشید. به‌عبارت دیگر، ذهن و بدن شما به انجام این آداب شرطی شده بود.

نکات کلیدی در مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی

۱. افکار وسواسی، احساس پریشانی و اضطراب، و رفتار وسواسی سه مقوله متفاوت هستند. شما بر رفتار وسواسی خود می‌توانید کنترل داشته باشید، ولکن بر احساس و افکار خیر. مثال: «آیا کسی را زیر کرده‌ام؟» و «آیا دستانم هنوز آلوده هستند؟» افکار وسواسی هستند. شما در نتیجه این افکار، احساس پریشانی و یا اضطراب می‌کنید. برای تسکین احساس ناخوشایند خود به چک کردن مسیر و یا شستن دست می‌پردازید (رفتار وسواسی).

شما بر احساس و افکار وسواسی، تنها پس از کنترل رفتار وسواسی خود می‌توانید کنترل بیابید. پس از کنترل رفتار وسواسی، ابتدا احساس فشار و اضطراب شما کاهش یافته و سپس افکار وسواسی از بین می‌روند. آنها همزمان کاهش نمی‌یابند. نمودار آن را می‌توان در شکل زیر مشاهده کرد.

همانگونه که در نمودار فوق نیز مشهود است، پس از مواجهه‌سازی احساس پریشانی و اضطراب و افکار وسواسی حتی افزایش نیز می‌یابند. ولکن با گذشت زمان و تمرینات بیشتر، روند کاهشی آن آغاز می‌شود.

۲. در درمان وسواس فکری و عملی حمایت یکی از اعضای خانواده و یا یک دوست به‌عنوان حامی، شانس موفقیت شما را در مواجهه‌سازی افزایش می‌دهد. حامی به‌واسطه مشاوره در تعیین اهداف و تمرین‌ها، اطمینان دادن به بیمار در هنگام مواجهه‌سازی، تشویق کردن بیمار در هنگام ناامیدی و شکست و یادآوری پیشرفت‌هایتان، به شما در تمرینات مواجهه‌سازی کمک می‌کند. فرد حامی مانع از آن می‌شود که دست از تلاشهایتان بکشید.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهند که اولاً فرد بدون حضور درمانگر و با کمک یک حامی یا دوست نیز قادر به انجام مواجهه‌سازی می‌باشد و دوماً، سه چهارم کسانی که مبتلا به وسواس فکری عملی بوده‌اند، از طریق مواجهه‌سازی بهبود می‌یابند. یک چهارم باقیمانده نیز قادر به اتمام روند مواجهه‌سازی به‌دلیل ترس‌های خود نبوده‌اند. این امر نشانگر موفقیت چشمگیر روش مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی می‌باشد.

۳. مواجهه و جلوگیری از پاسخ باید حداقل یک‌ساعت به‌طول بینجامد. من مراجعان بسیاری داشته‌ام که بیان کرده‌اند قبلاً هم در شرایطی قرار گرفته‌ام که نتوانسته‌ام دست‌هایم را بشویم و یا مسیر رانندگی خود را چک کنم، ولی هنوز وسواس دارم و افکارم کاهش نیافته است. نکته آن است که مواجهه‌سازی کوتاه‌مدت نه تنها اثری ندارد، بلکه ترس‌های شما را افزایش می‌دهد. شما باید در وضعیت جلوگیری از پاسخ تا زمانی که تمایلات در شما فروکش کنند – به‌مدت یک تا دو ساعت- باقی بمانید تا بدن و ذهن شما درک کند که بدون انجام آداب و رفتار وسواسی نیز می‌توانید احساس بهتری داشته باشید.

تعیین اهداف مواجهه‌سازی در درمان وسواس فکری و عملی

۱. برای تعیین هدف خود از درمان نمی‌توانید تنها به جمله‌های کلی مانند «می‌خواهم دست از شستن یا حمام کردن بردارم» و یا «می‌خواهم دیگر قفل‌ها را چک نکنم» اکتفا کنید. اهداف شما باید مشخص و قابل ارزیابی باشند. مانند: «می‌خواهم زمان دوش گرفتن خود را از ۴ ساعت به ۳۰ دقیقه کاهش دهم» و یا «می‌خواهم تنها پس از یکبار وارسی قفل، خانه را ترک کنم». اینها اهداف بلندمدت شما می‌باشند. ولی شما نمی‌توانید به این اهداف بلاواسطه دست یابید و در نتیجه باید اهداف کوتاه‌مدتی نیز برای خود تعیین کنید. به‌طور مثال، ابتدا هدف کوتاه‌مدت شما رسیدن به زمان ۳ ساعت در دوش گرفتن است. شما این مرحله را آنقدر تکرار می‌کنید تا با این مرحله احساس راحتی کنید و سپس مواجهه‌سازی با مرحله بعدی را شروع می‌کنید.

گاهاً در مسیر درمان وسواس فکری و عملی بیمار نمی‌تواند به تنهایی برای خود اهداف بلندمدت تعیین کند، زیرا قادر به تشحیص نرم‌های معمول نمی‌باشد. در اینصورت لازم است بیمار از اطرافیان خود بپرسد که آنها به‌طور مثال چندبار در هفته حمام می‌کنند و یا چند بار قفل‌ها را چک می‌کنند. پس از تحقیق از اطرافیان، حال فرد می‌تواند اهداف بلندمدت واقع‌بینانه‌ای برای خود تعیین کند.

۲. در تعیین اهداف دقت کنید تا تنها بر روی یک نشانه کار کنید. بهبود یک نشانه خودبه‌خود بر روی سایر نشانه‌ها نیز تاثیر می‌گذارد. از وسوسه‌ی کار کردن بر روی نشانه‌های متعدد بپرهیزید. به‌طور مثال، اگر بر روی وسواس اجتناب از اشیا آلوده مانند حشره‌کش، گوشت خام و یا سطل آشغال کار می‌کنید، وسواس شستشو نیز در شما بهبود می‌یابد.

۳. اولین نشانه را برای تمرین، با دقت انتخاب کنید. هدفی را تعیین کنید که بیشترین تاثیر را بر زندگی شما می‌گذارد تا به این ترتیب انگیزه بالایی برای تمرین و مواجهه‌سازی داشته باشید. اگر وسواس شما از دسته نظافت/ شستشو می‌باشد، یک نشانه از آن که بیشترین آشفتگی را در شما ایجاد می‌کند، انتخاب کنید (مانند شستن دست‌ها ۲۰ مرتبه در روز، هربار به‌مدت ۱۰ دقیقه) و تنها بر روی همان یک نشانه کار کنید.

۴. اهداف خود را از آسان به سخت و میزانی که در شما اضطراب و پریشانی ایجاد می‌کند، رتبه‌بندی کنید. از مقیاس ۱۰۰ درجه‌ای واحد پریشانی‌های ذهنی (SUDS) استفاده کنید و اضطراب خود را از ۱۰۰ تا ۰ درجه‌بندی کنید و آن را در جدولی مانند نمونه زیر بنویسید. جدول زیر، ترس‌های بابک را از آلودگی به‌واسطه دست زدن به اشیا ناپاک نشان می‌دهد. این جدول بر اساس سلسله مراتب ترس‌های بابک تهیه شده و از ترس اندک به ترس زیاد تنظیم شده است. بابک ابتدا از ترس‌های کم شروع به مواجهه‌سازی می‌کند و پس از موفقیت در هر مرحله، به مرحله بعدی می‌رود.

موارد SUDS
۱.دست‌زدن به کلیدهای برق در ساختمان‌هایی غیر از بیمارستان ۲۰
۲.استفاده از نرده‌ها و دستگیره‌ها در ساختمان‌هایی غیر از بیمارستان ۳۰
۳.لمس نرده‌ها، دستگیره‌ها و کلیدهای برق در بیمارستان ۴۰
۴.دست‌زدن به ستون‌های اتوبوس ۴۵
۵.لمس دستگیره‌های حمام (ورودی و نه خروجی) ۵۰
۶.دست‌زدن به پول ۵۵
۷.دست‌زدن به پول درحالی‌که مشغول خوردن با دست هستید ۶۵
۸.دست‌زدن به سطوح مرطوب، نزدیک به سینک در یک حمام عمومی ۷۰
۹.دست‌زدن به دستگیره حمام (خروجی) ۷۵
۱۰.دست‌زدن به دستگیره توالت ۸۵
۱۱.دست‌زدن به پایه توالت (به عنوان مثال ظروف) ۹۰
۱۲.بلند کردن صندلی توالت عمومی ۱۰۰

 

در ساخت سلسله‌‌مراتب و آغاز مواجهه‌سازی، مهم است شروع کار با موردی باشد که اضطراب نسبتاً کمی را ایجاد کند و بیمار کاملاً مطمئن است آن را با موفقیت پشت سر می‌گذارد. گام‌های بعدی، تدریجی هستند. استقامت، کلید دوم موفقیت مواجهه‌سازی است. هرچه تعداد مواجهه‌سازی‌ها بیشتر باشد، ترس زودتر از بین می‌رود.

درمان وسواس فکری و عملی با استفاده از دارو

کلومی پرامین، فلوکستین و فلووکسامین از جمله داروهایی هستند که برای درمان وسواس فکری و عملی به‌کار می‌روند. اما با وجود موفقیت داروها در تاثیرگذاری، دلیل استفاده از روان‌درمانی برای درمان وسواس چه می‌باشد؟

۱. ۲۰ تا ۳۰ درصد افراد از مصرف دارو امتناع می‌ورزند. گروهی نیز به‌جهت عوارض جانبی که برای آنها دارد، دارو مصرف نمی‌کنند.

۲. در حدود ۲۵ درصد افراد نیز تغییرات اندکی به‌واسطه دارو در خود گزارش می‌کنند.

۳. با وجود تأثیر چشمگیر دارو در درمان وسواس فکری و عملی فرد، ولکن ۲۰ تا ۳۰ درصد از علائم در فرد باقی می‌ماند و روان‌درمانی موجب بهبودی بیشتر علائم می‌شود.

۴. میزان عود در درمان وسواس فکری و عملی از طریق دارو بالا است.

 

برای آنکه روش‌های عملی درمان وسواس فکری را بهتر درک کنید، مقاله درمان وسواس با کمک خود را مطالعه کنید.

منابع:

۱. بائر لی (۱۳۸۸). غلبه بر وسواس. ترجمه: لیلا کوهی و محمد دهگانپور. نشر رشد.

۲. هافمن، دیوید (۲۰۱۲). درمان شناختی رفتاری در بزرگسالان. ترجمه: کامیار سنایی. نشر ارجمند.

 

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، اسفند ۹۶.

درباره مدیریت سایت

۱۹۱ نظر

  1. دکتر سلام خدمت شما و اطلاع رسانی های دقیق.خواستم بدونم شما رفتار درمانی در منزل رو هم انجام میدید یا نه چجوریه.ممنون جواب بدید.

    • سلام. منظور شما به گمانم دادن تمرین برای انجام تمرینات رفتاری در منزل است. این روش درمانی بنام سی بی تی خوانده می شود که در صورت لزوم انجام می شود.

  2. سلام آقای دکتر
    خواهر من به وسواس فکری دچار هست
    یعنی مدام افکار خود را نسبت به دیگران زیر سوال می بره
    آدم مذهبی نیست اما همش می ترسه غیبت نکنه، یا وقتی در مورد کسی حرف می زنه بدجنسی نباشه و …
    مدام با من صحبت می کنه
    من خودم از بچگی یک سری اصول رو خیلی رعایت می کنم، غیبت نمی کنم، دروغ نمی گم، سعی می کنم آدم ها رو قضاوت نکنم و…
    ولی از بس که خواهرم ناراحته و مدام می گه اگه کارهای من درسته پس تو چرا این کارها رو نمی کنی، به دروغ بهش می گم ببین منم این کارها را می کنم یا این افکار رو نسبت به بقیه دارم
    حتی گاهی اوقات پیشش پشت کسی حرف می زنم و… تا آروم شه
    اما این مساله داره رو من تاثیر می ذاره
    اصول زندگی من انسان بودن، آسیب نرسوندن به بقیه و قضاوت نکردن، بوده و هست اما با حرفهایی که حالا در مورد من می زنه(که تو هم پس بدی و چون موقعیتش را نداشتی تا حالا اینقدر خوب بودی و یا ریز شدن در خصوص روابط انسانی تا حد خیلی جزئی) داره حال منو بد می کنه
    احساس می کنم پاکی و زلال بودن رو داره ازم می گیره، چیزی که خیلی براش تلاش کردم
    باید چی کار کنم؟

    • عزیزم قرار نیست شما نمایش بد بودن بدی. همین که به انسان بودن و ناکامل بودن خودت آگاه بشی یعنی اعتراف به ناقص بودن خودت نیز داری. خواهرت هم باید درک کنه که ما انسانها در مسیر کمال باید قرار داشته باشیم و کامل نیستیم. این پیامی است که شما باید به خواهر بدی. پیام دیگر باید این باشد که خوبی ها و بدی ها در ما نسبی است. ما در بعضی چیزها بهتر و در بعضی چیزها کمتر خوب هستیم. باید به ضعف و ناتوانی خود بعنوان انسان اگاه بشویم. نباید این پیام را بدهید به خواهر که من هم بد هستم. خیر. ما بد و خوب مطلق نداریم.

  3. سلام و خسته نباشید.آقای دکتر من توی خانوادمون فشار روحی زیاده و من عصبی شدم و متاسانه روی ارتباطم با نامزدم تاثیر گذاشتهایشون کمبود محبت داشته در خانواده ولی در ازاش به من محبت میکنه ولی راستش من نمیدونم چجور محبت کنم چون خیلی خشکم..ایشون از شرایط من آگاه نیست و راستش دوست ندارم بدونه که تشنج توی خونمون هست.ایشون خودشون همبن مشکلاتو دارن ولی با من خیلی عالی برخورد میکنن.من خانوادمو زیاد به خاطر شرایشون باشون اوکی نیستم.نه اینکه بدم بیاد ولی اون چیزی نیستن که من دوست دارم.نامزدم فردیه که زود عصبی میشه ولی خیلی عالیه در برخورد با من.مثلا اقای دکتر من یکی دو تا واقعیت هست که باید بهشون بگم ولی دوست ندارم بگم تا رسمی تر شیم(راجع به خانوادم.بهشون نگفتم چون خجالت میکشیدم از اینکه چیزی بگم،راستش فک کنم راجع به یکیشون دروغ گفتم مطمءن نیستم).و اینکه به خاطر شرایط برادرم که بیمار هستند و بهداشت رو رعایت نمیکنند مبتلا به وسواس شست و شو هستم.بهم کمک کنید چجوری عصبی بودنم رو کاهش بدم.پیش روانشناس هم نمیتونم برم.ممنون ازتون

  4. سلام آقای دکتر.من مبتلا به وسواس شست و شو هستم.و بسیار از این موضوع رنج میبرم.پوست دستم به شدت خشک شده.اما آقای دکتر دلیل وسواس بنده یکی از دلایلش رعایت نکردن نظافت از سوی برادرم هست.توی کامنت ها خوندم که از اطرافیان بپرسید.سایر اعضای خانوادم معتقدن هستن که نظافت رو رعایت نمیکنن ولی چون ایشون بیمار هستن بهشون چیزی نمیگن.اصلا به وسایل برادرم دست نمیزنم.اگر بزنم باید حتما دست هامو بشورم.راجع به وسواس باید بگم که مثلا از دستشویی توی دانشگاه یا بیرون استفاده نمیکنم اگر استفاده کنم برگشتم خونه همه ی وسایلم رو میشورم.مرتب وسایلمو تمیز میکنم.دست هامو با یک مایع دستشویی که دارم حتما میشورم،با صابون حس تمیزی ندارم. باید خدممتون عرض کنم که در خارج از خونه این رفتار هام خیلی کمه یعنی از این که مثلا یه وسیله رو خونه اقوام دست بزنم فک نمیکنم که کثیفه.واقعا نمیدونم چیکار کنم.مادر و خواهرم مرتب بهم تشر میزنن.به روانشناس هم نمیتونم مراجعه کنم.با سپاس از شما
    .

    • سلام. وسواس شما ارتباطی به برادر شما ندارد بلکه بیشتر به محیط متشنج خونه ارتباط دارد. دلیل اینکه در خانه وسواس شما بیشتر است احتمالا فشار و استرس بیشتری است که در خانه وجود دارد. وسواس در شرایط استرس و تشنج بیشتر می شود. بهتره هر چه زودتر شرایط خونه رو برای نامزد خود بیان کنید تا فشار و استرس از دوش شما براشته بشه. بهتر است با صداقت وارد زندگی بشوید. درمان شما همانطور که در مقاله توضیح دادم مواجه سازی است. یا باید پیش روانشناس بروید و یا اینکه مطالعات کاملی در این زمینه بکنید تا خودتان بتوانید بر مشکل فایق بیایید. هیچ راه معجزه گونه ای وجود ندارد.

  5. سلام اقای دکتر من ب غسلم زیاد شک میکنم و ب شوست وشو زیاد شک میکنم هرقدر انجام میدم بازم فکر میکنم کارم درست نبوده راست فکر میکنم یکی برام میگی کارت اشتبها هست دوباره انجام بیدی واقعآ خسته شدم ازین وضعیتم خاهش میکنم یک راه حل برام بگید تشکر

    • سلام. من راه حل وسواس را بطور کامل در ۳ مقاله ای که در اینباره نوشتم توضیح داده ام. لطفا مطالعه دقیق کنید و موارد انرا انجام بدهید.

  6. سلام اقای دکتر من خانمی هستم ۴۳ ساله که به خاطر مشکلاتی که تو زندگی با همسرم دارم کلا دخترم از زندگی کردن با منو پدرش خسته شده و با مادر وپدر م زندگی می کنه و پناه برده به اونها و جدیدا میبینم که مدام دستهاشو می شوره و می گه اضطراب دارم استرس دارم یا به من می گه که نزدیک به وسایلم نشو و مدام هم فیلمهای ترسناک نگاه می کنه اقای دکتر این موضوع منو به شدت ناراحت کرده بفرمایید که من چطوری می تونم مشکل دخترمو حل کنم چون نگران دخترم هستم راهنمایی کنین من ساکن رشت هستم

    • سلام. مسلما بهتر است دختر خود را نزد یک روانشناس ببرید تا پیش از انکه وسواس او شدید نشده است به درمان ان بپردازد. ضمن انکه باید محیط ارام و کم استرسی برای او مهیا شود. هرقدر اضطراب بیشتری داشته باشد وسواس او بیشتر می شود. ورزش منظم انجام بدهد. مقاله من در زمینه درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنید. ریشه وسواس اضطراب است. بنابراین اضطراب کمتر مساوی وسواس کمتر است.

  7. سلام دکترجان،،،من یه دختر جوونم،،،از کودکی خجالتی بودم از حقم دفاع نمیکردم،،،همیشه حقو به دیگران میدادم،،،چون همه رو مثل بابام میدیدم خب اون همیشه ترسناک بوده واسم،،،منو تو فامیل مظلوم خطاب میکردن البته این جایگاه خوب و رفیعی بود واسم چون با قشنگی ازش یاد میکردن،،،منزوی بودم و از بازیهای هیجانی متنفر،،،الان خیلی پشیمونم چرا اونطوری بودم و بسیار افسرده که چرا مقل دیگران سروزبون ندارم یا مثلا نمیتونم حقمو بگیرم،،مثال میزنم براتون،،،میریم یه مغازه فروشنده جنس خرابشو داده بهم هرکی جای من باشه میره میگه و…ولی من میترسم که شاید فروشنده از دستم ناراحت شه،،،فروشنده ای که اصلا منو نمیشناسه،،،همیشه مشغول جلب رضایت دیگران بوده ام..یا مثلا وقتی مامانم یه چیز رک به کسی بگه از خجالت سرخ میشم که نکنه طرف ناراحت شه،یه مثال دیگه اینکه همیشه خیلی چیزارو دوست داشتم بخرم ولی خب بابام یه کم ناخن خشکه و دادوبیداد که نه گرونه فلانه خب خواهر کوچیکم همیشه جیغ و داد میکرد که میخوامش نهایتا هم میخریدن واسش ولی من سعی داشتم بابام دعوام نکنه و مورد خشمش قرار نگیرم و تکرار کنه که وای چه دختر چشم و دل سیری دارم من!!و نمیخرید واسم،،،الان مامانم سرزنشم میکنه که همش این چیزارو یاداوری میکنم واسه خودم ولی من خسته شدم،،،میخوام اعتماد بنفس دار بشم،،مثل بقیه

  8. سلام دکتر سنایی،من هروقت مشکلی پیش میاد واسم میام اینجا کامنت میذارم،،،شما از معدود افرادی هستید که انسانیتتون زنده س چراکه با مشغله زیاد جواب کامنتها رو میدید..واقعا ممنون،،،جناب دکتر من در آستانه ورود به دانشگاهم،،بخاطر کنکوری که پشت سر گذاشتم وسواس شدیدی گرفتم و روحیه م خراب شده الان خب خفیفتر شده اما چون یک زمانی داشتم اینو به خودم میگم که دیگه هیچوقت زندگیت قشنگ نخواهد بود،،این وسواسو هم دارم که هروقت احساس خوبی دارم بهم میگه تو باید حالت بد شه،،یه اتفاقی میفته یا یه وسواس جدید قراره بگیری و شادی من محو میشه همون آن!!!مثلا حس میکنم با وسواس نمیتونم کنار بیام،دوست ندارم بپذیرم من وسواسی ام،،،متنفرم ازینکه این عنوانو بگیرم،،،بیشتراز اون متنفرم ازینکه ناخواسته و ژنتیکی از پدرم به ارث بردم،،چرا باید این سیاهیی رو قبول کرد??خب ۲۰قشنگترین سن آدماس،،،دلم نمیخواد با وسواس و کوفت و درد بگذرونمش،،،همش استرس دارم که عمرم نکنه تبباه شه،،مقاله کمالگراییتونم خوندم و خیلی کمالگرا بودم ولی الان کمتر ولی انگار منجر شده به ناامیدی از آیندم دیگه!خواهش میکنم یه راهی بفرمایید من کسی رو ندارم باهاش مشورت کن

    • سلام عزیزم. شما باید زندگی تون ابعاد مختلفی داشته باشد و محدود به یک یا دو حوزه (تحصیل) نباشد. باید ورزش کنید-تفریح کنید- معاشرت با دیگران داشته باشید- در فعالیتهای عام المنفعه اجتماعی شرکت کنید- برای موفقیت دیگران وقت بگذارید و….در اینصورت شما زمینه های زیادی برای موفقیت دارید و بنابراین در صورتی که در یک حوزه دچار مانع شوید مضطرب نمی شوید زیرا در ناخوداگاه می دانید که حوزه های دیگری دارید که در انها موفقید. به اصطلاح همه تخم مرغهای خود را در یک سبد نگذارید. هرقدر اضطراب شما کم شود وسوواس شما کمتر می شود.
      در باره اینکه هرزمان به شادی می رسید نگران خراب شدن ان هستید دلیلش ان است که فکر می کنید اگر زیادی شادی کنید و در حین شادی به ناخوشی محتمل فکر نکنید حتما بلایی سرتان می اید و همه خوشی را از بین می برد. بعبارتی یعنی به خود می گویید اگر همیشه احتمال اوضاع بد را بدهم لااقل شکه نمی شوم. به خود بگویید این تنها یک فکر غلط است و هیچ مبنایی ندارد

  9. سلام آقای دکتر اخیرا یه حالتی برام پیش اومده که راستش نمیدونم چجوری بگم ,به گوشه ها وسواس پیدا کردم یعنی اگر گوشه کمد یا گوشه فرش یا هر گوشه دیگری دیدم باید بهش دست بزنم خیلی اعصاب خردکن و استرس آوره
    شما چه راه حلی پیشنهاد میکنید

    • سلام. راه حل گوش نکردن به وسواس است هر جند در ابتدا دشوار بوده و شما را کلافه می کند. هرقدر به دستورات وسواس بیشتر گوش دهید وسواس در شما قوی تر می شود

  10. سلام دکتر،،،آقا من پدرم وسواس همه جوری داره،من بچه بودم بابای همه ریلکس باحال اهل دل ولی بابای من یه فرد متعصب عصبی روانی همیشه همیشه دعوا میکرد با مادرم،،،سر ریزترین مسایل بشدت وحشت میکنه استرس میگیره،دادو بیداد،،،،فلانی چرا سفره پهنه هنوووووووووز مثلا،،،ما بچه های بدبختشم استرسی بار اومدیم،،،الان من امسال میرم دانشگاه و خلاص میشم از دست این پدر ولی بفرمایید درکل بچه این پدر با چه رویه ای باید باهاش برخورد کنه?ما رو دیونه کرده،راستی خیلی تسلط داره روی ما،،،ما هیچچ گونه آزادی و تحرکی نداریم چه از لحاظ اجتماعی بودن چه هرچی،،،بعد شما تصور کن هم روت مسلط باشه هم آدم وحشتناک و عصبی و خشکی باشه،ما چه کنیم?توروخدا راهنمایی کنید

    • سلام. شما باید تلاش کنید تا از لحاظ مالی و روانی مستقل بشید. هر قدر زودتر استقلال پیدا کنی تسلط او کمتر می شود.

  11. سلام آقای دکتر
    برادر من دچار وسواس فکری هست. اینجا سوالم در مورد خودمه نه برادرم. سه ساله درگیره، بیشترین جنبه وسواسش هم نسبت به یکی اعضای خانواده است(نسبت به کارها، حرفاش و…). یک دور پیش روانپزشک و روانشناس رفته و دارو مصرف کرده کمی بهتر شده اما باز رها کرده چون می گه این دو مورد حالم رو بد می کنه و بهم این باور رو می دن که واقعا مشکل دارم(یک ساله دیگه درمانو ادامه نمی ده اما خوبه بدتر نشده).
    مشکل من اینه که زندگی را برای همه ما خیلی سخت کرده. فقط می ره سر کار، میاد می خوابه می ره ورزش می کنه و همین، کوچکترین کمکی در خونه نمی کنه، همه چی باید آماده براش سرو بشه، حتی غذایی رو که خورده جمع نمی کنه، دست به سیاه و سفید نمی زنه، و هر کی مشغله خودش را داره اما انتظار داره ما براش کارهاشو انجام بدیم و اگه ندیم خیلی ناراحت می شه و غر می زنه
    مدام کووچکترین رفتار آدم رو زیر سوال می بره
    سوال می پرسه و وقتی جواب می دم می گه نه اینجوری به من جواب نده، اینجوری حرف نزن باید یا جواب ندی یا اونجوری که من می خوام جواب بدی
    هیچگونه احساس مسئولیت نداره، کوتاهی های زیادی داره ولی وقتی کوچکترین مساله را بهش می گی مدام تو رو می کوبه که مگه خودت داری چی کار می کنی و…
    برادر من یک آدم بینهایت مهربون بود اما الان تبدیل شده به یک آدم سنگدل متوقع همیشه طلبکار
    ببخشید خیلی طولانی شد
    عاشقشم اما دیگه نمی تونم این رفتار رو تحمل کنم، چی کار باید کرد؟ آیا من خیلی آدم بدی هستم؟

    • سلام. موضوعی که مورد سوال شما است بیش از آنکه موضوعی روانشناختی باشد موضوعی اخلاقی است. اینکه به چه میزان رفتارهای برادر را تحمل کنی بستگی به توان و تحمل شما دارد. اما شاید بتوان حضور برادر را تمرینی بجهت تقویت قوای صبر و تحمل در شما دانست. موضوع مهم تر آن است که در صورتی که در جایی رفتارهای برادر از توان شما بیشتر است نباید بهیچوجه احساس گناه کنید. زیرا این موضوعی طبیعی است که گاها صبر و تحمل شما تمام شود.

      • ممنون از شما، خیلی پاسختون آرامش بخش بود
        من وقتی سوالم رو نوشتم مطلب رو کامل نخوندم اما الان کامل خوندم، در مطلب بالا هم نوشته شده که یک حامی می تونه به روند درمان کمک کنه و برادر من هم می گه فقط صحبت با تو آرومم می کنه چون درک میکنی، منو می شناسی و قضاوت نمی کنی و… و راهکار درست بهم می دی
        اما من به دو دلیل این صحبت ها را کم کردم و اجازه نمی دم صحبت کنه
        اولی برای اینکه زمانیکه می رفت پیش روانشناس یک جلسه باهاش رفتم و روانشناس به من گفتند پیش تو مظلوم نمایی می کنه تا محبت بخره و حرفاش با تو روند مثبت نداره و براش ضرر داره
        دومی هم اینکه حرهای برادرم برای من مضحکه یعنی می دونم از وسواسش هست و جوابهایی که بهش می دم و آرومش می کنه واقعیه اما هم یک مورد رو ۱۰۰ بار تکرار می کنه که عصبی کننده است و هم در طولانی مدت، باعث ایجاد افسردگی شدید در خودم می شه و نمی دونم چرا اینقدر حالم بد می شه
        چی کار باید بکنم

        • عزیزم حتی اگر بر فرض محال (باور من چنین نیست) مظلوم نمایی نیز بکند باز نشانه مشکل در اوست که مجبور می بیند خود را از این راهکار استفاده کند و بنابراین فرقی در اصل قضیه که ایشان مشکل دارد نمی کند. اگر صحبتهای شما برای او آرامش بخش است و شما توان و صبوری اینکار را دارید حتما به وی گوش دهید.

  12. سلام اقای دکتر خیلی ممنون از مطالب مفیدتون .ببخشید بنده دوسالی هست که فهمیدم باید برای زندگیم برنامه ریزی کنم اما همین شده بلای جونم .می ترسم که نتونم درست عمل کنم و وقتم تلف بشه و به ارزو هام نرسم یا مثلا وقتی می خوام هنگام مطالعه تمرکز کنم میترسم که این قدر داخل درس فرو برم که بقیه کارهام یا حتی خانوادم یادم برود .یا از اولی که شروع به مطالعه میکنم می ترسم کارهای روز یادم برود اصلا تمرکز ندارم .کلا واسه شروع هرچیزی ترس ایندش رو دارم که خراب کنم .ممنون میشم کمک کنید.

  13. سلام‌دکتر،پسری ۲۳ ساله هستم ۴ سال پیش افکاری جنسی راجب محارم تو ذهن میادو برام خیلی عذاب دهنده هستند،و ب مرور این افکار هنگام خودارضایی و اوج باز برام‌من پیش میان و به محض خطور افکار تخیل جنسی رو منحرف میکنم و سریع خودارضایی تموم میکنم ولی گاهی کنترل خودمو از دست میدم و نمیتونم تخیل رو تغییر بدم خیلی عذاب وجدان دارم‌ ،ایا وسواس یا بیماری هست یا چیز دیگر،متشکرم

    • بله. مشکل شما وسواس فکری است. سعی نکنید از فکرتون فرار کنید چون هر قدر بیشتر بخواهید فرار کنید بیشتر این افکار به ذهن شما میرسد. آگاه باشید که این افکار اولا بذهن همه افراد میرسد ولی از آنجایی که مانند ما حساس به این فکر و موضوع نیستند این افکار می آید و میرود . ولی چون شما این افکار را گناه الود و خود را مقصر و گناهکار می دانید و در نتیجه سعی می کنید هر چه زودتر از این افکار رها شوید این افکار بیشتر به ذهنتان می آید و وقتی می اید رهایتان نمی کند. بدانید که وجود این فکرها در ذهنتان بمعنی این نیست که شما تمایل به رابطه جنسی با محارم دارید بلکه بالعکس نشانه ان است که شما بیش از اندازه به این امور حساس و فرد بیش از حد اخلاق مداری هستید.

  14. دکتر ممنون میشم جواب سوال قبلی رو لطف بفرماید

  15. سلام دکتر،من ۱۹ سالمه،،ببینید من خیلی توقع احترام دارم از دیگران و وقتی بهم بی ادبی بشه خیلی ناراحت میشم،،،دیدین میگن هرچی باشخصیت تر باشی کمتر ناراحت میشی?با این حساب من خیلی بی شخصیتم،،امروز ما اومدیم مسافرت مثلا،خواهرم که ۴ سال کوچکتر از منه خیلیی بی ادبی میکنه بهم و من اصلا توقع بی ادبیاشو ندارم،،امروز چون بهم بی ادبی کرد من خیلی زیاد عصبانی شدم یه احساس بدی بهم دست داد و اونقدر دادوبیداد کردم که مسافرت رو به کام کل خونواده تلخ کردم،،،چکار کنم بنظرتون،،مشکل من چی هستش?من خیلی ناراحتم ازین بابت.

    • سلام. مشکل در عزت نفس است. کسی که عزت نفس داشته باشد ارزش خود را منوط به احترام دیگری نمی کند. ولی وقتی ما ارزش خود را منوط به احترام دیگران می کنیم بسرعت ناراحت و دلگیر می شویم.
      مقاله رشد و افزایش عزت نفس را در سایت مطالعه کنید

  16. با سلام من مادرم چند سالی هست که دچار وسواس شست شو شده و وقتی دستش را زیر آب میبره دیگه نمیتونه بیرون بیاره و ی چیز را خیلی میشوره وقتی میره دستشویی خیلی طول میکشه تا بیرون بیاد قبل از دست زدن به شیر آب اون رو میشوره بعدش هم همینطور و موقع شستن با ی حالت زجرآوری با خودش صحبت میکنه و انگار التماس میکنه با خودش هم زیاد صحبت میکنه خیلی دلم بحالش میسوزه حمام که میره سه چهار ساعت طول میکشه تا بیرون بیاد پدرم هم وقتی این حالت را میبینه مدام باهاش دعوا میکنه پدرم هم شخصیت عصبی داره و دچار نوعی وسواس فکری هست من شهرکرد زندگی میکنم روان شناس خوبی نمیشناسم لطفا کمک کنید

    • سلام. متاسفانه کسی را در شهر شما نمی شناسم. مقاله را خودتان با دقت بخوانید و سعی کنید به مادر کمک کنید

  17. سلام . مدتیه ک افکاری به سراغم میان ک تم جنسی دارن (مثلا رابطه حنسی با محارم و یا رابطه افرادی از خانواده ام) و وقتی این افکار به سراغم میان احساس خیلی بدی پیدا میکنم (ترس,اضطراب,عذاب وجدان)
    بنظرتون با چه روشی(غیرازدارو) میتونم این افکار رو متوقف کنم یا بهتره بگم چطور حال بهتری داشته باشم؟
    درضمن اینم بگم ,من نوجوونم

    • سلام عزیزم. مهمترین چیز برای رها شدن از این افکار اینه که بدونی تعداد زیادی از ادم ها در دوره ای این افکار به ذهنشون میاد و تو تنها فردی نیستی که این فکرها رو داری. نکته دیگه اینکه بدونی تو هیچ کنترلی رو فکرهات نداری و این فکرها نشانه این نیست که تو ادم بدی هستی و یا قصد اری با محارم ارتباط برقرار کنی. اتفاقا برعکس چون تو نسبت به این موضوع بسیار حساس هستی و بسیار اخلاقی هستی این موضوع مدام در ذهنت میاد. بنابراین سعی نکن این فکرها رو از ذهنت دور کنی چون اینکار تنها باعث بیشتر شدن اونها میشه. به خودت بگو این فکرها خودشون میان و خودشونم میرن. هیچ ارتباطی هم به من ندارن.

  18. سلام وقت بخیر .. من مدتیه که ی چیو ک میخونم مدام باید تکرارش کنم مخصوصا تیکه های اخرو و واقعا برام زجر اوره ولی نمیتونم انجامش ندم چه راهکاری رو پیشنهاد میدید؟

    • سلام. این حالت نشانه افزایش اضطراب در شما است. باید بطرق مختلف از جمله ورزش و تنفس شکمی اضطراب خود را کم کنید. مقاله درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنیدتا راههای آنرا بطور کامل مطالعه کنید. در عین حال می توانید ییش روانپزشک بروید و دارو بگیرید. شاد باشید

  19. سلام اقای دکتر میشه خواهش کنم پزشکی در تهران به من معرفی کنین که با رفتار شناختی کمک به بیمار وسواس فکری و عملی بکنه ممنون میشم

    • سلام .متاسفانه امکان معرفی در سایت وجود ندارد. لطفا با شماره ۰۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ تماس بگیرید تا یک رواندرمانگر در تهران به شما معرفی شود.

  20. سلام اگه بخوام مشکلمو اینجا مطرح کنم شما میگین چیکار باید کنم؟روانشناس خوب هنوز پیدا نکردم

    • لطفا دوباره پیام خود را بفرستید

      • سلام جناب دکتر من مدتی هست که وسواس شدید فکری و شستشو گرفتم همش فک میکنم باید دستمو بشورم همه جا کثیفه اگه یکی از توالت خونمون استفاده کنه مثلا مهمونا دیگه تا همه جارو نشورن من از توالت استفاده نمیکنم .مشکلم اینجاس که همش میترسم ایدز بگیرم در صورتی که میدونم امکانش نیست و اصن ربطی نداره حتی میدونم اون فردی هم که از توالت خونه ما استفاده میکنه هیچ زیماری خاصی نداره ولی بازم این افکار ذهنمو درگیر میکنه حتی دست به دستگیره در خونه هم میزنم یه چیزی هی بهم میگه اگه این کثیف باشه ایدز میگیری میدونم خیلی مسخرس ولی دست خودم نیست لطفا بگید چطور باهاش کنار بیام

        • سلام. در مقاله بطور کامل توضیح دادم. هر قدر بیشتر به افکار وسواسی خود عمل کنید آنها جدی تر می شوند و باور شما مبنی بر درست بودن آنها بیشتر می شود. باید بطور تدریجی مواحه سازی کنید یعنی وقتی فکرتان می گوید الان دستشویی نرو زیرا…باید اتفاقا به دستشویی بروید. البته در ابتدا افکار وسواسی خود را درجه بندی کنید و ببینید انجام ندادن کدام یک اضطراب کمتری به شما می دهد و بتدریج با انهایی که اضطراب بیشتری می دهند مواجه سازی کنید. ۳ مقاله درباره درمان وسواس در سایت نوشته ام که توضیح کاملی دارد.

  21. سلام.من حدود شش سالی هست ک انواع مختلف وسواس دارم،اما بدترینشون ک منو از پا در اورده شستشو هس،، ب چند روانپزشک هم مراجعه کردم هرکدوم قرص هایی تجویز کردن که اخرینشون آسنترا بود شاید خیلی کم تاثیر گذار بود،اما دیگ چاره ای ندارمو خودمو با این قرصا گول میزنم،،کتابای زیادی هم خوندم مقاله شما رو هم خوندم برای مواجهه هم خیلی سعی کردم گاهی اوقات جواب هم میگیرم اما مشکل خیلیی اساسی ک دارم اینه ک هرچقدر هم به خودم میگم ک اشکال نداره بذار کثیف بمونی،سعی میکنم و با وسایل و رفتار و کثیفی خیلی ها کنار اومدم،،اما هرچقدرررر تلاش میکنم سه چهار نفر توی زندگیم هستن ک نمیتونم با کثیفیشون کنار بیام حتی بارها تو ذهنم مردنشونو و ب آرامش رسیدن خودم با مردن اونا رو تصور کردم،،حس میکنم با حذف کردن اونا از زندگیم دیگ هیچ اثری از وسواس نمیمونه اما عضو ثایت خانوادمم و من قراره تا اخر عمر باهاشون در ارتباط باشم،،میخوام بدونم این مشکل وسواس منه یا مشکل از کثیفی بی حد اون ها،،صحبت با اونها اصلااا راهکار نیس چون ادم های با فهمی نیستند،حس میکنم در لجنی زندگی میکنم ک با مرگ ب ارامش میرسم،،من طمع زندگیو هیچ وقت نخواهم فهمید

    • سلام. من میزان وسواس و میزان رعایت نظافت را توسط آنها نمی دانم. راهکار آن است که از دیگران سوال کنید که بنظر آنها این شرایط اطرافیان شما طبیعی است یا نه. چه درصدی از افراد در این حد از نظافت زندگی می کنند. حتما به یک روانشناس مراجعه کنید تا با کمک او بتوانید بر وسواس خود غلبه کنید. وسواس شستشو راحت ترین وسواس بجهت درمان است. بنابراین کمک بگیرید تا بر آن غلبه کنید.

  22. ی روانشناس خوب و خبره تو رشت میشه معرفی کنید که هزینش زیاد نباشه

  23. با سلام خدمت جناب آقای دکتر
    بسیار سپاسگزارم که جواب نظراتمونو میدین
    راستش من قبل از این که بابت وسواس دارو بخورم حالم گاهی خوب بود گاهی بد گاهی احساس عاشقانه داشتم گاهی هم هیچ خبری از عشق نبود ولی پرحرف و ولخرج و آدم پرخاشگری نیستم دکتر قبلیم برام رهاکین با کلردیازپوکساید نوشته بود ولی چون کامل خوب نشده بودم دکترمو عوض کردم الآن این دکترم برام فلوکستین ۱۰ روزی یکی کوئتیاپین ۲۵ صبح نصف شب کامل و شبام نصف رهاکین ۵۰۰ میخورم
    الآن یه مدتیه (بعد از خوندن کتاب راز) گاهی خوبم ولی تو این حالتم افکار وسواسیم ولم نمیکنن بعد از این که خوبم انقد افکار وسواسی میاد تو سرم که گریم میندازه بعد دپرس میشم خواستم ببینم باید قرصامو عوض کنم یا این به خاطر کتابیه که خوندم من جدیدا کتاب راز رو خوندم با خوندن این کتاب احساس امیدواری بهم دست داده ولی انرژی مثبتم پایدار نیست. البته انرژیش مثل یه روزنه امید تو دلم میمونه نه این که بگم مثل دیوونه ها خیلی شاد بشم. (شادی ای که قابل کنترله)
    بعدش هم آقای دکتر من آدم کلن درونگرایی هستم.
    یعنی احتمال داره من دوقطبی داشته باشم؟
    اگه دوقطبی باشم اون وقت چیکار کنم؟ برای درمان وسواسم همین کارا کافیه؟
    از اون موقعیم که با قانون جذب آشنا شدم میترسم چیزای بدو با ذهنم جذب کنم از یه طرفم نمیتونم بیخیاله اون انرژی ای بشم که با این کتاب به دست آوردم
    لطفن راهنماییم کنین ممنون میشم

    • سلام. من در جملات شما نشانه ای از وسواس ندیدم بلکه انچه بیشتر مشهود بود تغییر خلق و روحیات شما بود. دارویی که به شما دادن نیز نشان میدهد که تشخیق دو قطبی داده اند. مقاله درمان دوقطبی را در سایت من مطالعه کنید.
      برای شما کتابهایی مانند راز که جنبه علمی ندارند و فقط صرف تهییج مخاطب نوشته شده اند می تواند مناسب نباشد. مقاله من در این زمینه ها می تواند به شما اموزش بدهد.

  24. سلام اقای دکتر
    میشه خواهشا لطف کنین جوابمو سوالمو بدین؟
    ممنون میشم ازتون
    سوالم این بود
    سلام خسته نباشین
    اقای دکتر من یه دختر ۱۹ سالم که یه مدت هست وسواس رو دارم مثلا همین رانندگی که به کسی زدم یا نه
    یا چک کردن گازها و چک کردن در خونه که ایا بستم یا نه
    و کلا هم ادم پر استرس و اضطراب هستم
    الان ولی یچیز دیگه داره منو اذیت میکنه اینه که من الان با یه اقا پسری دوساله تو رابطم و اول هم واقعا انتخابشون کردم و معیارامو هم داشتن
    که رفتم تو رابطه
    الان یه مدته حدودا یکبار_دوبار در ماه
    من دو سه روز حالم بده و بخودم میگم دوستش دارم؟ بعد که جواب خودم میدم میگم انتخابش کردی ولی باز یه حسی میاد میگه نه دوستش داری یا نه؟ نداری .
    خیلی اذیتم اقای دکتر
    به خودم میگم شاید بی ثباتی باشه ایا بی ثباتی هست؟ و اگه بی ثباتی هست ربطی به وسواس داره یعنی اگه وسواس خوب بشه این فکر و رفتار هم خوب میشه؟
    و یه چیز دیگه هم هست . اینه که همیشه میگم اگ خوب بشم شاید جدابشیم یا شاید نخوامش
    خیلی میترسم
    اقای دکتر زندگیمو نابود کرده این افکار

    • سلام. پاسخ شما داده شده است.

      • سلام من ی ادم بشدت استرسی هستم و با اینکه دوست دارم ازدواج کنم اما نمیتونم چون هر لحظه ی حسی دارم ی بار حس میکنم طرفو دوس دارم ی بار حس میکنم چهرش واسم منفور میشه حالم بهم میخوره اینقدر که فکر کردم واسم شده مثله وسواس یا تلقین هی میگم اینو میخوام؟نمیخوام؟چیکار کنم اصلا از درس از زندگی افتادم به این میگن وسواس فکری؟

        • سلام. نشانه هایی که دادید احتمالا کمالگرایی در شما است. مقاله درمان کمالگرایی را در سایت مطالعه کنید تا ببینید به چه میزان با شما شباهت دارد.

  25. سلام آقای دکتر من از چند سال پیش متوجه شدم که وسواس فکری دارم.دکتر روانپزشک رفتم و دارو هم خوردم تا زمانی که دارو میخورم بهترم ولی تا قطعش میکنم بدتر میشم .ینی تا چند وقت خوبم ولی دوباره میاد سراغم.ینی من تا آخر عمرم باید دارو بخورم؟
    میشه کمکم کنید خیلی با خودم کلنجار میرم که باهاش مبارزه کنم نمیشه…اصا زندگی برام زجر اور شده…
    آیا درمان قطعی براش هست؟

    • سلام. ورزش مداوم و منظم (ورزشهای هوازی مانند شنا- دو- پیاده روی – دوچرخه ۵ روز در هفته بمدت حداقل ۴۵ دقیقه) همان کاری را انجام میدهد که داروهای ssri مانند سرترالین- فلوکستین و…انجام می دهند. در کنار ورزش شناخت درمانی بهمراه مواحهه سازی درمان های موثری هستند

  26. خیلی عالی بود

  27. سلام خسته نباشین
    اقای دکتر من یه دختر ۱۹ سالم که یه مدت هست وسواس رو دارم مثلا همین رانندگی که به کسی زدم یا نه
    یا چک کردن گازها و چک کردن در خونه که ایا بستم یا نه
    و کلا هم ادم پر استرس و اضطراب هستم
    الان ولی یچیز دیگه داره منو اذیت میکنه اینه که من الان با یه اقا پسری دوساله تو رابطم و اول هم واقعا انتخابشون کردم و معیارامو هم داشتن
    که رفتم تو رابطه
    الان یه مدته حدودا یکبار_دوبار در ماه
    من دو سه روز حالم بده و بخودم میگم دوستش دارم؟ بعد که جواب خودم میدم میگم انتخابش کردی ولی باز یه حسی میاد میگه نه دوستش داری یا نه؟ نداری .
    خیلی اذیتم اقای دکتر
    به خودم میگم شاید بی ثباتی باشه ایا بی ثباتی هست؟ و اگه بی ثباتی هست ربطی به وسواس داره یعنی اگه وسواس خوب بشه این فکر و رفتار هم خوب میشه؟
    و یه چیز دیگه هم هست . اینه که همیشه میگم اگ خوب بشم شاید جدابشیم یا شاید نخوامش
    خیلی میترسم
    اقای دکتر زندگیمو نابود کرده این افکار

    • سلام. مقاله درمان کمالگرایی را مطالعه کنید. احتمالا مشکلات فکری شما در رابطه با شخص مقابل از کمالگرایی است

  28. با سلام مجدد میخواستم بپرسم برای درمان وسواس مذهبی باید چه کار کرد؟
    مثلن اگه وسواس به این داشته باشیم که آیا دوست دختر داشتن در صورت رعایت حدود شرعی از نظر اسلام حرامه یا نه و هی تو ذهنمون این تکرار بشه و حتی اگه توجیه هم بشم ولی دوباره تو فتوای مراجع بگردم ببینم چی میگن و عذاب وجدان بگیریم که دوست دختر داریم
    یا مثلن در مورد شنیدن آهنگ این قضیه برام پیش بیاد
    و یا پرداختن خمس پولی که در آینده به دست خواهم آورد
    میخوام ببینم تکلیفم چیه من با این افکارم چی کنم؟
    با تشکر از شما جناب آقای دکتر سنایی

    • سلام. موضوع وسواس تفاوتی در نحوه درمان ان نمی کند. هر فکری که بطور مکرر در ذهن تکرار شود و انرژی و وقت زیادی از شما را بگیرد وسواس است. باید با یک روانشناس صحبت کنید تا نحوه و روش زندگی خود را مورد مداقه قرار دهید.

  29. سلام وقتتون بخیر باشه.ببخشید من یه برادر ۱۶ساله دارم که دچار وسواس فکری شده واینکه مدام دستاشو میشوره شلوار گشاد میپوشه و زیرپوش استفاده نمیکنه و سوال و افکار خیلی بی موردی واسش بوجود میاد طوری که نسبت به خیلی چیزا و با خیلی از اطرافیان کلا ارتباط نداره تلویزیون نگاه نمیکنه با اینکه خیلی بچه خونگرم و اهل بازی بود البته از بچگی یخورده جدی بود رفتاراش بزرگتراز سنش بود نسبت به هم سن و سالاش. ولی نزدیک به یک ساله اینجوری شده مشاوره بردیم اما بعد دو جلسه دیگه نرفت هرکاریم میکنیم به باشگاه یا یه سرگرمی مشغول شه قبول نمیکنه اگه ممکنه راهنماییم کنید خیلی همه نگرانشیم ممنون از محبتتون

    • سلام. با اطلاعات حداقلی که دادید نمیشه تشخیص درستی داد. احتمال دارد تنها وسواس باشد و البته احتمالات دیگری نیز مطرح است که باید با مراجعه به دکتر تشخیص داده شود

  30. با سلام و عرض خسته نباشید
    بنده حدودا ۷ ماهه که بابت وسواس دارو مصرف میکنم وسواسم حدودا دوسال و نیم پیش از کنکور شروع شد اون موقعا میترسیدم نکنه یه بیماری لاعلاج بگیرم الآن عوض شده مثلا گهگاهی موقع خواب میترسم نکنه خوابم نبره بعد فردا روز خوبی نداشته باشم اولش دکتر سرترالین برام نوشت بعدش عوض شد به سدیم والپروات با سدیم والپروات ۳۰ ۴۰ درصد خوب بودم ولی این اواخر زیاد حالم خوب نبود رفتم پیش یه دکتر دیگه برام گفتم شاید اوضاع تغییر کنه ولی الآن حدود یه هفتس میگذره ولی بازم تغییر چندانی حس نمی کنم به نظرتون روان درمانی انجام بدم بهتر نیس به جای این همه قرص؟
    از روابطم با دوستام ناراضی ام حس میکنم دارن بهم زور میگن البته یه عده شون و خودم از ترس این که دعوا نکنم چون از دعوا میترسم یا به خودم صدمه ای نرسه دعوا نمی کنم موقع دعوا هم میترسم به,طرف صدمه وارد کنم در نتیجه اصلن تصمیم میگیرم دعوا نکنم.
    شبا هم گهگاه زود خوابم نمیبره
    دیگه از قرص ناامید شدم نمیدونم چکار کنم؟

    • سلام. حتما به یک روانشناس باتجربه مراجعه کنید. مشکل شما با شناخت درمانی راحت تر درمان می شود. دارو بیشتر کنترل مشکل است و نه درمان آن. شما باید سطح اضطراب خود را پایین بیاورید. مقاله درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنید . تمرینات مقاله وسواس را انجام دهید.

  31. سلام اقای دکتر ببخشید من یه وسواس خیلی بدی گرفتم تروخدا کمکم کنید من همش فکر میاد تو ذهنم که داره الان بوی بدی میاد و نکنه که این بوی من باشه وهمیشه هم این بو رو احساس میکنم خیلی گوشه گیر شدم هیچ جا نمیرم تا نکنه یه وقت کسی بفهمه به خاطرش خیلیی استرس میگیرم دارم دیونه میشم همیشه هم تا این بو رو احساس میکنم خیلی روی رفتار کسانی که نزدیک من هستن توجه میکنم و با کوچکترین حرکت از انها با خودم میگم دیدی ابروت رفت فهمیدن تروخدا کمکم کنید از همه چی کنار کشیدم تروخدا

  32. سلام من یه مشکلی دارم اونم اینه که وقتی میخاد خوابم ببره بصورت وسواس وار و استرس اور همش میگم الان چجوری میخاد خوابم ببره و لحظه ای که میخاد خوابم ببره میگم وای الان خوابم مبره بعدشم خودم خودمو از خواب بیدار میکنم ینی نمیزارم خودم بخابم و زندگیمو مختل کرده چگار کنم بنظرتون؟ اصلا شایع هست؟

    • سلام. باید با یک روانشناس صحبت کنید تا ببینید خواب رفتن چه معنایی برای شما دارد و نشانگر چیست. احتمالا می تواند ترس از مردن و یا ترس از از دست دادن کنترل باشد. باید سایر ویژگی های شما چک شود که نشانه کدام است

  33. سلام وسواس من راجع به خود موضوع وسواس هستش. همیشه از این می ترسم که نکنه نتونم افکار وسواسیم رو کنترل کنم و تمرکزم رو از دست بدم. همین ترس باعث شده که شب و روز بهش فکر میکنم و نمیتونم ولش کنم. دارو هم مصرف میکنم کلومپرامین ۲۵٫

  34. سلام وسواس من راجع خود وسواس هست. همیشه از این میترسم که وسواس باعث بشه ذهنم مشغول باشه و نتونم تمرکز کنم خود این موضوع باعث میشه که ساعت ها بهش فکر کنم. دارو هم میخورم کلومپرامین ۲۵٫

    • موضوع فکر وسواسی هر چیزی می تواند باشد. درباره شما خود وسواس است. وقتی انسان بطور ارادی قصد کند به چیزی فکر نکند آن فکر بیشتر در ذهنش می اید. این امری مشخص است. اکنون اگر تلاش کنید به فیل ارغوانی رنگ فکر نکنید این فکر بیشتر بذهن می اید. هرچه بیشتر تلاش کنید فیل ارغوانی را از ذهن دور کنید بیشتر در ذهن می ماند. اما اگر اینکار را رها کنید فیل ارغوانی از ذهن شما دور می شود. درباره وسواس نیز همینطور است.

  35. سلام جناب دکتر. ممنونتون میشم جواب بدید.

    راستش من اولین بار تقریبا پارسال افکار ترسناکم (نکنه من آسیب برسونم به خانوادم) اومد تو ذهنم و یک ماهی خیلی حالم بد بود.(البته بیس وسواس فکنم از چندسال قبلش داشتم…مثلا تکالیف دانشگاهمو خیی چک میکردم) اونموقع هیچ اطلاعی از بیماری وسواس فکری نداشتم. بعد ی ماه خود ب خود خودش خوب شد. تا اینکه دوباره بعد از ۶ ماه یهو اون افکار اومد تو ذهنم. و اینبار هم بعد ۳-۴ هفته خودبخود خوب شد.
    تااینکه عید امسال با شدت خیلییی بیشتری سراغم اومد و به طرز وحشتناکی میترسم ازشون. اینبار سرچ کردم فهمیدم وسواس فکری هست اینا و هیچوقت واقعی نمیشن. اولش میترسیدم با یه جسم خاصی بهشون آسیب برسونم. بعد الان چند روزه مدل ترسم عوض شده و اون جسمه از ذهنم رفته و بجاش این اومده که کلا آسیب برسونم. همش نوسان داره ترسهام و سردرد بدی دارم طی روز و حوصله هیچکاری و هیچکسیو ندارم. و واقعا وقتی افکار میاد و از جسمی میترسم، حس اسیب رسوندن به عزیزانم بااون جسم کاملا واقعی میشه.
    راستی اینم بگم من یه مدتیه که خیی زود از خیلی از رفتارهای بقیه و خانوادم عصبی میشم و حساسم و حس میکنم حالم بد میشه.
    علاوه بر ترسهایی که گفتم این ترس های زیر رو هم دارم:

    نکنه اینا همش وسواس فکری نباشن و من یه مشکل دیگه داشته باشم که فرق داشته باشه و واقعا آسیب به بقیه (خانوادم) برسونم؟
    حالا که اینقدر زود رفتار بقیه (از جمله خانوادم) حالمو بد میکنه، نکنه واقعا ازشون بدم میاد و کلافم میکنن و بنابراین بهشون آسیبی برسونم؟
    نکنه اینا واقعی بشن؟
    نکنه واقعا بد شم؟

    • سلام. اولا باید بدانید که افکار وسواسی در شما وقتی اغاز و یا زیاد می شوند که دچار استرسهایی در زندگی شوید. زیرا پایه وسواس اضطراب است. هر قدر اضطراب شما بیشتر شود وسواسهای فکری شما نیز بیشتر می شود. باید به روشهایی مانند آنچه در مقاله راههای درمان اضطراب اورده ام اضطراب خود را کاهش دهید.
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

      نکته بعدی آن است که شخصیتهای وسواسی اتفاقا بخاطر اخلاقی بودن بیش از حد است که دچار وسواس می شوند زیرا آنها نمی توانند بپذیرند که می توانند در ذهن خود نسبت به دیگران خشم بورزند و انها را بزنند و…و چون اینرا نمی پذیرند این افکار مدام در ذهن انها می اید. مانند آنکه شما بخواهید تصویر یک فیل ارغوانی را از ذهن خود دور کنید. هر قدر بیشتر تلاش کنید بیشتر به ذهن شما می اید. فرد وسواسی نیز تلاش زیادی می کند افکار اسیب را از ذهن خود دور کند و بنابراین بیشتر به ذهن او می اید. اما فردی که وسواس ندارد نیز این افکار گاها بذهنش می اید ولی از انجا که انها را طبیعی می داند تبدیل به وسواس نمی شود. اتفاقا باید بدانید اگر همه انسانها نیز احتمال اسیب به دیگران و بستگانشان را داشته باشند در مورد افراد وسواسی این احتمال وجود ندارد. پس خیالتان جمع باشد که اتفاقا اخلاقیلات شدید شما است که منجر به این افکار در شما شده است و نه بی اخلاقی. شاد باشید

  36. اگر وسواس زیر گرفتن کسی را داشته باشیم با وجود چند سال درذهن بودن قابل درمانه؟

  37. سلام من دچار وسواس فکری طوری که داره توی همه کارام نشر پیدا می کنه مثلا اسم کسیو که فوت شده میشنوم یا عکسشو میبینم هزار بار میگم خدا بیامرز اس و فکر میکنم اگه نگه گناه کردم یا بعد غذا صد بار تشکر میکنم در ماشین و چند بار چک میکنم و … لطفا راهنمایی کنید چطور درمان بشم

    • سلام. راه حل شما در درجه اول مواجهه سازی و در ثانی شناخت درمانی است. باید موارد مندرج در مقاله را بطور دقیق مطالعه کنید و آنها را اجرا کنید. وسواس شما عملی است و براحتی بیشتری قابل درمان است. اگر تمایل به تلاش ندارید می توانید فعلا برای مسکوت کردن حالات خود نزد روانپزشک رفته و دارو دریافت کنید. مقاله ذیل در روند بهبود توسط خود به شما کمک می کند.
      https://dr-sanaie.com/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3/

  38. همیشه فکر میکنم کسی رو زیر کردم و برمیگردم نگاه میکن قرآن رو دور کردم تمام داروها ودعاها را خورده وانجام دادم اسرار کوانتومی آقای افلاکی رو دیدم شفا پیدا نکردم که نکردم دارم دیوانه میشم شما آخرین راه رو یاد بدین این واجهه درمانی چیست توضیح بدین که خیلی راحت یاد بگیرم

    • درباره شما مواجهه درمانی یعنی وقتی فکر کردید کسی را زیر گرفته اید به هیچوجه بر نگردید و دوباره آن مسیر را چک نکنید. با خود بگویید من می دانم که وسواس دارم و این فکر که کسی را زیر کرده ام از افکار وسواسی من ناشی می شود. به مسیر خود ادامه دهید. باید اینکار را هر زمان فکر زیر گرفتن به سراغتان آمد انجام دهید. بدانید هر قدر بیشتر دور بزنید و محل را چک کنید وسواس شما شدیدتر می شود و هر قدر جلوی فکر وسواسی بایستید و به آنچه از شما می خواهد پاسخ ندهید، وسواس خاموش می شود. مقاله زیر را با دقت بخوانید و مراحل آن را انجام دهید.
      https://dr-sanaie.com/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3/

  39. فقط خواهشا زودتنر درمان کنین خواهشا نذارین بره تو ضمیر ناخود اگاهتون اخرین روش الکتروشوک درمانی هست که میتونه ضمیر ناخوداگاهتونو بازسازی کنه

  40. سلام به همه ی دوستانی ک وسواس فکری دارن اومدم یه راه حل صددرصد بدم که کامل خوب بشین منم مشکل وسواس داشتم و ارادم کامل از بین رفته بود دیگ دین و اعتقاداتمم کامل از دست داده بودم دوستان اول یه خاطر نشان کنم بهتون ک نه دارو به صورت بلند مدت کاری میکنه نه دکتر من خودم اول بگم ک هیچ اعتقادی به خدا نداشتم میخوام واقعیتو بگم خوب گوش کنین ولی اخرش همه امیدم شد خدا دیدم کاری از دست هیشکی بر نمیاد خلاصه راه حل ما برا ۴۰ روز هسش دلیل وسواس فکری هم اینه ک شما چاکراه هایی دارین در بدنتون ک توازن اون ها به دلایلی محدود شدن هرروز نمازتونو بخونین و بعد از نماز خوندن سوره ی بقره رو به صورت سه صفحه ای بخونین حواستون باشه۴۰ روز باید ادامش بدین من کامل نتیججه گرفتم اضطرابمم به همین شیوه درمان کردم واقعیتش الان یادم نمیاد اختلال فکریم دقیقا چجوری بود ارتباطم با بقیه مثل روال قبل شده و ب زندگیم برگشتم دوستان فقط خواهشا اگ نتیجه گرفتین حتما برام دعا کنین امسال سومین کنکورم هسش یا حق….

  41. سلام من پسر جوانی هستم ۲۶ ساله که حدود شش ماه پیش بخاطر ترس و اضطراب شدید که بهم گفتن حملات پنیک هست نتونستم نامزدم رو نگه دارم و باعث شد جدا بشیم.بعدا روانپزشک به من گفت وسواس فکری داری. خیلی مطالعه کردم و فهمیدم این افکاری که دارم وسواس هست. یه مدت دنبال درمان شناختی بودم ولی با توجه به هزینه بالایی که داشت نتونستم برم و فقط یه مدت دارو درمانی کردم. من کاملا افکار وسواسی خودمو میشناسم ولی خیلی وقتا میان سراغم نمیدونم میتونید جایی معرفی کنید هزینه مناسبی داشته باشه.و اینکه من توی یک مقاله خوندم که این وسواس از موجودات غیر ارگانیک وارد ذهن انسان میشه(جن) ایا این درسته!? من خیلی تو کار و تخصصم فعال بودم همیشه و تمرکز خوبی داشتم ولی الان دو سه ساله اصلا تمرکز خوبی ندارم و واقعا اون شور و انگیزه سابقم رو برا پیشرفتم و تخصصم ندارم و میدونم که این بخاطر این افکار هست. وقتی میخوام یه موضوعی رو بخونم مدام چک میکنم ببینم ایا این موضوع ب درد میخوره یا نه یا اینکه نخونم یا بخونم.

    • سلام جانم. بهیچوجه وسواس فکری ربطی به جن و… نداره. شما می توانید با مطالعه دقیق و بکار بستن تمرینات مقاله درمان وسواس فکری بر مشکلات خود غلبه کنید. باید بدانید که سطح پایه اضطراب در شما بالا است و این منجر به پانیک و وسواس می شود. ورزش منظم انجام دهید. ورزشهای هوازی. مقاله راههای درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنید.
      از سوی دیگر باید با افکار غلط خود مقابله کنید. راه و روش اینکار در مقاله درمان خطاهای شناختی که در انتها لینک انرا قرار می دهم وجود دارد. شما اگر انگیزه و انرژی کافی برای درمان خود بگذارید با افزایش اگاهی می توانید بر وسواس خود غلبه کنید. اگرچه رواندرمانگر مسیر را کوتاه تر و سریعتر می کند ولی افزایش اگاهی و انجام تمرینات می تواند به شما کمک کند خودتان بر مشکل غلبه کنید. چند مقاله ای که من در سایت برای درمان وسواس قرار دادم همان مواردی است که با مراجعان خود کار می کنم و واقعا می توانید با استفاده از انها خود را درمان کنید.
      https://dr-sanaie.com/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9/
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

  42. سلام خسته نباشید دکتر.
    من قبلا روانشناسم احتمال داد دچار ocd هستم و ارجاع به روانپزشک داده شدم، ولی نتونستم به روانپزشک مراجعه کنم. وسواس شست و شویی و نظافت ندارم. ولی جدیدا سطح استرسم بی‌دلیل خیلی زیاد شده، فکرهای مخرب وحشتناک منو رها نمی‌کنه، فکر از دست دادن نزدیکانم شبیه کابوس شده، گاهی اوقات با شماره ناشناس با پدرم تماس می‌گیرم تا صداشو بشنوم آروم شم. خواب‌های آشفته زیاد می‌بینم، امروز از فکر زیاد قلبم درد گرفت و یاد تشخیص روانشناسم افتادم و با جستجو به مطالب شما برخوردم، آیا این استرس‌ها و افکار با دارو درمان می‌شن؟ من دوباره باید به روان‌شناس مراجعه کنم یا روانپزشک؟
    با تشکر از شما که وقت برای پاسخ‌دهی به سوالات گذاشتید.

    • سلام. در درجه اول شما مقاله ای که در لینک زیر می گذارم مطالعه کنید تا ببینید چه مقدار درباره شما مصداق دارد. در ثانی شما باید سطح اضطراب کلی خود را کم کنید. وسواسهای فکری در شما نتیجه بالا رفتن سطح اضطراب در شما می باشد. ورزش- تنفس دیافراگمی- ریلکسیشن و…به شما کمک زیادی می کند. (مقاله راههای کاهش اضطراب را در انتها قرار می دهم). اما مهمترین راه غلبه شما بر وسواسهای فکری انجام ندادن آنها است. یعنی وقتی برای پدر نگران می شوید نباید اقدام به تماس کنید. ذهن شما باید یاد بگیرد تا در حالت عدم اطمینان قرار بگیرد. هر چقدر بیشتر ذهن خود را مطمئن کنید بیشتر از شما می خواهد و در نتیجه وسواس شما شدیدتر می شود.
      باید به یک روانشناس مراجعه کنید اما در عین حال می توانید دارو نیز مصرف کنید تا استرس شما پایین بیاید. دارو اثیر موقت دارد اما اگر نزد رواندرمانگر بروید یاد می گیرید چگونه بر وسواس فکری خود غلبه کنید. بنظر می رسد وسواس شما شدید نییست و می توانید با رواندرمانی بر آن فائق ایید.

      https://dr-sanaie.com/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%DA%AF%DB%8C/

      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

  43. سلام دکتر جان
    مادر من ۵۸ ساله است و دچار وسواس فکری شدید شده به طوری که شب ها نمی تونه بخوابه هر کاریم کردیم تا هیبنوتیزم بردیم ولی جواب نداده داءم سوال تو ذهنش در میاد از هرکسی هم میپرسه
    <سوالاتشم تقریبا در هر ظمینه ای است یه سوالو جندین بار میپرسه و هی به طرف مقابل تاکید میکنه که گفتم ها؟…
    اصلا نمی دونیم چیکار کنیم دارو مصرف میکنه ولی درست نمیشه ازتون التماس میکنم اگه راه چاره میدونین کمک کنین من هم جبران میکنم بعضی وقت ها انقد سوال میپرسه که تپش قلبش میره بالا نفسش تنگ میشه شرایط خیلی بحرانیه

    • سلام. شما خیلی واضح توضیح ندادید. آیا یادش میره که سوال پرسیده؟ میدونه که سوال رو داره چندین بار میپرسه و نمی تونه جلوی خودش بگیره؟ چون ممکن نشانه الزایمر در ایشان باشد و نه وسواس. محتوای سوالهای او چیست؟ آیا در مجموع فرد مضطربی بود؟ قبلا دچار وسواس از نوع دیگری بود؟ آیا جدیدا دچار استرسی شده است؟

      • سلام آقای دکتر
        عرض کنم خدمتتون اصلا الزایمر نداره خودش میدونه که یه سوالو چند بار می پرسه و بعد هم ناراحت میشه هروقت سوالو جواب میدی یه سوال دیگه میپرسه جوابم نمیدی ناراحت میشه میگه دارم عذاب میکشم بعد حاش وخیم میشه
        محتوای سوالاش تو هر زمینه هست بیشتر مذهبیه و وسواس امر به معروف و نهی از منکر داره
        جدیدا اصلا دچار استرس نشده اضلا تو خانواده هیچ مشکلی نداره از هیچ بابت نه فرزند ونه همسر و نه مشکل مالی هیچی

        • عزیزم ایشان وسواس فکری داره. هم دارو میتواند استفاده کند و هم اینکه باید با یک روانشناس و درمانگر جلسات داشته باشند. ایشان باید بدانند که هرچقدر بیشتر سوال بپرسد و پاسخ بشنود وسواس او بیشتر می شود. باید اطرافیان با جواب دادن وسواس او را شدیدتر نکنند. البته پیش از پاسخ ندادن باید موافقت او را نیز جلب کنند. ضمن انکه باید با مشاور درباره موضوعات امر به معروف و خوب و بد و نسبی بودن مفاهیم خوب و بد مشاوره کنند. اگر مشاور کسی باشد که ایشان او را قبول داشته باشند بهتر است.

  44. جناب دکتر همونطور که گفتم من پارسال هم کنکوری بودم،و خیلی تو اینترنت سرچ میکردم.. تا جمله ای از قبیل اینکه حتما باید دارو مصرف شود یا غیرقابل درمان بودن وسواس میدیدم از خودم ناامید میشدم منتها بعد از کنکور باتوجه به استرسم از نتایج بازم سرچ کردم که اتفاقی مقاله شمارو دیدم و تاحالا بیش از ۲۰ بار شاید خوندمش و بهترینش بود و با زبان ساده ای به من گفت که قابل درمانه تو دیونه نیستی و میتونی برگردی به شرایط قبلت!بعدشم با کتاب شفای زندگی لوییزهی آشنا شدم و اون هم امید منو بیشتر کرد،،،الان دوماه به کنکور مونده و استرسم داره زیاد میشه،،دارم سعی میکنم کمالگرا نباشم ولی تلاشمو کنم،،،بنظرم باور ما درباره قابل درمان بودن وسواس خیلی مهم و موثره،همونطور که این چندماهو من آرامش داشتم،،،الان بنظر شما چه رفتاری بهترین تاثیرو درمن داره?من خودم یه کار دیگه ای هم که جدیدا میکنم اینکه خیلی خودآگاه سعی میکنم استرسو دور کنم که ۷۰ درصد موثره ولی خب یکم نگرانم!ممنون میشم راهنمایی بفرمایید دکتر سنایی عزیز

    • سلام جانم. در پاسخ قبلی هم نوشتم که ورزش برای شما بسیار موثره. ضمن انکه باید بدونی کنکور تمام زندگی نیست. انسان پر تلاش رو هر جا و در هرکاری بگذارند موفق میشه. باید بخودت بگی کنکور هم اگر نشد هزار تا راه برای موفقیت وجود داره. چون وقتی فکر می کنی تمام خوشبختی و موفقیت تنهااز راه کنکور می گذره استرست بالا میره. و استرس باعث وسواس فکری میشه. باید حتما به سایر قسمتهای زندگی هم توجه داشته باشی. از جمله تفریح و دیدن دوستان. اینطوری اتفاقا کارایی و تمرکز تو بیشتر میشه. وسواس همونطور که گفتی کاملا قابل کنترله. شاد باشی

  45. با سلام،،،من پشت کنکوری هستم،،،سالهای قبل علایم خیلی خفیفی از وسواس داشتم تا اینکه سال قبل شدید شد،،،وسواس روی اینکه اگر دست چپم رو بذارم کنار کتاب نمیتونم تمرکز کنم یا اگر یه ذره ای رو ببینم جایی باید سریع تمیزش کنم،،،خیلی خنده دارن،،خب با همین مقالتون خیلی نسبت به پارسال بهتر شدم اما چون داریم به کنکور نزدیک میشیم استرسم بالا رفته و باز ظاهر شدن این علایم،،،بهترین راه بنظرم صرفا توجه نکردن و ادامه دادن مطالعه هست،حالا از شما جناب دکتر هم یه دلگرمی میخواستم!یه چیزی که همیشه اذیتم میکنه اینکه من عین دیونه هام ولی دوستام که هوش کمتری هم دارن خیلی سالمند.

    • سلام عزیزم. شما اضطرابت باعث میشه که فکرت دچار وسواس بشه. حتما مرتب ورزش کن. پیاده روی راحت ترین کاره. ۴۵ دقیقه در روز. خوشبختانه گفتی داری با وسواس هات مواجهه می کنی. هر چقدر کمتر تحویلشون بگیری بیشتر ضعیف میشن و از بین میرن. ولی اگر بهشون توجه کنی و مثلا وقتی گفت اونجا کثیفه تمیز کن تو اقدام به تمیزی کنی وسواست دفعه بعد زودتر سراغت میاد و قویتر میشه. خیلی خوشحالم که تو این قانون رو متوجه شدی و داری انجام میدی. تنفس دیافراگمی یا شکمی هم در مواقع وسواس کمکت می کنه. در مقاله ۱۰ راه درمان اضطراب میتونی بخونی.

  46. سلام و خسته نباشید
    من خواهرم پشت کنکور یکساله وسواس فکرى گرفته و شدیدا حساس شده به صدا که سکوت باشه واسه درس خوندن تهدید به خودکشى میکنه و یکبار قرص خورد دیونه مون کرده خواهش میکنم شماره تلفن روانشناسى که بهمون کمک کنه و تو این زمینه تجربه داشته باشه بهمون بدید

  47. سلام آقای دکتریک سال هست خدمت سربازی را تمام کردم ودر ۱۹ فروردین تمام کردم ولی هی به خودم میگم که ای کاش ۱۹دی ماه ۹۶ تمام می کردم که یک ماه استراحت میکردم و۱۹ بهمن ماه۹۶ کار پیدا میکردم وسال ۹۷ را خوب شروع میکردم وکار داشتم آیا وسواس فکی است بایدچیکار کنم ممنون

    • سلام. باید هر زمان این افکار به ذهنت امد به خودت بگی باز افکار غلط و وسواسی سر و کله اش پیدا شد. من می دانم که هیچ فرقی نداشت که یک ماه دیرتر یا زودتر تمام می کردم. الان باید برای کار پیدا کردن اقدام کنم.
      هر زمان این فکرها امد بجای فکر کردن به انها شروع کن به اقدام جهت پیدا کردن کار. مثلا هر زمان این فکرها شروع شد برو در روزنامه ها دنبال کار بگرد. یا زنگ بزن به اطرافیان و…بجای فکر اقدام کن. در اینصورت افکارت کم و ناپدید می شود.

  48. سلام اقای دکتر پیرو پبام قبلم راجب پسر بیست ساله ام شما فرمودین به شکل دیگری وسواس خودشو نشون میده میشه بپرسم امکان داره چه اتفاقی بیفته و ایا باید داروهارو ادامه بده ممنون از کمکتون وایا اصلا میشه اسمشو وسواس گذاشت یا خیر البته خیلی شستشو انجام میده دکتر هولاکویی گفتن این خشم فرو خورده است

  49. سلام اقای دکتر پیرو پبام قبلم راجب پسر بیست ساله ام شما فرمودین به شکل دیگری وسواس خودشو نشون میده میشه بپرسم امکان داره چه اتفاقی بیفته و ایا باید داروهارو ادامه بده ممنون از کمکتون

  50. سلام اقای دکتر پسر بیست ساله من چندساله به پدرش وسواس داره هرکی یا هر چیزی که به پدرش ارتباط داشته باشه وسواس داره متاسفانه روان کاو نتونسته کمکی کنه ناگفته نماند شدیدا پدر و اقوام پدرش متنفره متاسفانه پدرش هیچ وقتی براش نمیزاشت و البته توجهی هم بهش نمیکرد گاهی باخشم و نفرت ازش حرف میزنه ناگفته نماند تشنج در منزل بیشتر مواقع بود و من اضطراب رو در پسرم میدیدم ولی شرایط و اتفاقات جوری بود که کنترل کردن این تشنج امکان نداشت هفت ماه فلوکسامین سیصد و یک ماه هالو پریدول نیم خورد وچون جواب نگرفت قطع کرد بعد از دوماه با شدت بیشتری وسواس به سراغش اومد و الان دوماهه مجدد فلوکسامین سیصد میخوره و جوابی نگرفته پیشنهاد شما چیه دوست داره درس بخونه ولی میگه از این خونه متنفره و اگر مستقل بشه حالش خوب میشه ناگفته نماند وسواسش فقط و فقط در منزله و بیرون مشکلی نداره

    • سلام. من مطمئن نیستم که پسر شما وسواس دارد یا مشکل چیز دیگری است. اما بهترین راه غلبه بر وسواس مواجهه با موضوع وسواس است. بطور مثال اگر فردی وسواس تمیزی دارد باید به چیزی که فکر میکند الوده است نزدیک شود. اگر به پدر وسواس دارد باید سعی کند به پدر نزدیک شود. راه درمان وسواس فرار نیست چون وسواس را بیشتر می کند. اما اگر انگونه که گفتید اسیب و رنج زیادی را متحمل می شود و از سوی دیگر ندیدن پدر حال او را خوب می کند و مشکلی برای او ایجاد نمی شود بهتر است او را دور نگاه دارید از پدر. البته احتمال دارد وسواس او بصورت دیگری خود را نشان دهد.

  51. خسته نباشید من دچار وسواس فکری هستم ولی به خاطره اینکه میترسم دارو مصرف کنم و بهش وابسته بشم هیچ وقت دکتر نرفتم آیا این قرص ها وابستگی میاره؟ من روزبه روز هم احساس میکنم دارم بدتر میشم و حتی چیزی منو خوشحال نمیکنه نصبت به همه چیز بی تفاوت شدم واین افکار همش تو ذهنم میچرخه و اذیتم میکنه

    • سلام. گاهی موضوع انتخاب بین خوب و بد نیست بلکه بین چیزی که بد است و چیزی که بدتر است باید انتخاب کرد. مطمئنا وسواس در مواقعی که شدید و یا متوسط است بسیار بدتر از اثرات جانبی دارو است. ضمن آنکه مصرف دارو به شما کمک می کند تا بتوانید با وسواسهای خود مقابله کنید و پس از مدتی تمرین بدون دارو بتوانید وسواس را کنترل کنید. البته گروهی از افراد ترجیح می دهند بدون مصرف دارو و با تلاش بیشتر و در کنار یک درمانگر به مقابله با وسواس بپردازند.

  52. سلام اقای دکتر. من چند سال فکرهامو میشمردم. ولی الان خیلی ازیت میشم. بخاطر اینکه سه داداش کوچک خونمون دارم. البته شانزده سالشه. من خیلی ازشون سوال میکنم. حساسم که راجب من حرف نزنن. هی میپرسم چه گفتین. اینقد خانوادم دعوام میکنن. ولی نتونستم خودمو درست کنم که نپرسم. اگر نپرسم. حالت ناراحتی شدید. بی حوصلگی بی حالی پیدا میکنم. راستی چند بار میپرسم. خیلی زود رنجم. و یه فکر که منو ازار بده اصلا نمیتونم از مغزم بیرونش کنم. ایا نیاز به دارو دارم. یا باید خودمو کنترل کنم که نپرسم. تو رو خدا کمکم کن

    • سلام جانم. می توانید هم با دارو و بدون دارو کنترل خود را شروع کنید. بهترین راه نپرسیدن است. هر چه قلقلک ذهنی به شما می گوید بپرس تا ارام شوی، به خود بگویید درست است که الان کمی بظاهر ارام می شودم ولی در بلند مدت این خارش ذهنی باز بیشتر از پیش می شود. وسواس را هر چه بیشتر تحویل بگیرید شدیدتر می شود و هر چه کمتر به آن پاسخ دهید ضعیف تر می شود. دارو برای ابتدا به شما کمک می کند که با احتمال بیشتری به وسواس پاسخ ندهید و بتوانید جلوی پاسخ دادن خود را بگیرید. وسواسهای خود را درجه بندی کنید و ابتدا از موارد کمتر شدید شروع کنید. وقتی کمی قوی شدید، به موارد شدیدتر بپردازید. مقالات دیگر وسواس را نیز در سایت مطالعه کنید. آگاهی بیشتر به شما کمک می کند.

  53. باعرض سلام و خسته نباشید.پنج ساله ازدواج کردم با دختری که در خواستگاری نگفتن قرص اعصاب مصرف میکنن.و بعد متوجه بیماریهای دیگه شون شدم من جمله پرولاکتین بسیاربالا و….،به دکتر متخصص روانپزشک روانشناس مشاور طب اسلامی طب امروزی و…. مراجعه ها داشتم طی این پنج سال.ولی نتیجه نگرفتم.وسواس فکری شدید دارند.چون هرجا باشه فکر میکنه کسی رو کشته یا اسیبی زده پس هیچ جا نمیاد.کسی هم خونمون نمیاد.واین باعث تنهایی اش میشه ک براشم بده. حالا در موندم چکنم. جدا شم ازش گویا بهتر باشه.لطفا راهنمایی کنید

    • سلام عزیزم. متاسفانه بیان نکردن چنین موضوعی با اخلاق صداقت متناسب نمی باشد. اما یک کار غلط دلیل بر کار غلط از سمت ما نمی باشد. البته گاهی زمانها شاید جدایی انتخاب بهتری باشد. اگر بتوانید موافقت خودش رو جلب کنید برای درمان میتوانید بر غلبه بر مشکل گام بزرگی باشد. در ابتدا ایشان باید دارو مصرف کنند. سپس پیش رواندرمانگر متخصص وسواس ببرید ایشان رو. در نهایت از شوک هم می توانید بهره ببرید.

  54. سلام. من اختلال کم توجهی دارم و تو ذهنم یه شخصیت ساختم تبدیل شده به وسواس فکری و حتی عملی و کلا فامیل فهمیدن؛ یا شاید هم فکر میکنم چون مشترکات هست،این شخصیت یه زنه که با بحران وجودی مواجه شده، و کلا شروع کردم واکنش مخالف میدم . شنیدم تو فامیل این خودخواه شده البته اختلافات خانوادگی هم داریم ما لطفا کمکم کنید . ممنون

  55. با سلام خدمت شما من ۹ ماه است که مبتلا به وسواس فکری شدم و سه ماهه که تحت درمان روانپزشک هستم و دارو مصرف میکنم یک ماه اول فلووکسامین ۵۰ مصرف کردم و دوماهه فلووکسامین ۱۰۰ مصرف میکنم به نظر شما این قرص تاثیر گذاری خودشو چه زمانی نشان میده ممنون

  56. با سلام خدمت شما من ۹ ماه است که مبتلا به وسواس فکری شدم و هر اتفاق بدی برای دیگران میافتد وارد ذهنم میشود و مرا آزار میدهد و سه ماهه که تحت درمان روانپزشک هستم و دارو مصرف میکنم یک ماه اول فلووکسامین ۵۰ مصرف کردم و دوماهه فلووکسامین ۱۰۰ مصرف میکنم به نظر شما این دارو ها چه زمانی تاثیر گذاری خودشو نشون میده ممنون

  57. سلام وقت بخیر اقای دکتر. من پس از مرگ برادرم دچار حملات پانیک شدم و پس از درمان حملات توسط روانپزشک و روانشناس الان دچار وسواس فکری شدم همش فکر میکنم الان میمیرم یه لحظه هم این فکر از سرم بیرون نمیره تو رو خدا راهکاری بهم بدید

  58. سلام وقت بخیر اقای دکتر. من پس از مرگ برادرم دچار حملات پانیک شدم و پس از درمان حملات توسط روانپزشک و روانشناس الان دچار وسواس فکری شدم همش هم به این فکر میکنم که که هر لحظه فکر میکنم الان میمیرم تو رو خدا راهکاری بهم بدید

    • سلام عزیزم. این نشانه اضطراب زیاد در شما است. باید از طریق ورزش منظم و مدیتیشن اضطراب خود را پایین بیارید. مقاله مربوطه را در زیر بخوانید
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/
      ضمن اینکه احتمال زیاد حملات وحشت در شما همراه با فکر مرگ بوده است. الان دوباره آن افکار به ذهن شما متبادر می شود. باید به خود بگویید فکر مردن خودش می اید و می رود و هیچ خطری ندارد. هر چقدر بیشتر بخواهید فکر مردن را از خود دور کنید بیشتر به ذهنتان میاید. مثال: سعی کنید تا دو دقیقه به یک تلویزیون سامسونگ ۴۲ اینچ فکر نکنید. می بینید که هر قدر بیشتر سعی کنید از خاطر خود دور کنید بیشتر به ذهنتان می اید. در برابر فکر مردن هم مقاومت نکنید. بخود بگویید این تنها یک فکر محض است. قرار نیست برای من اتفاقی بیفتد.
      در نهایت احتمال دارد پس از فوت برادر خود را در خطر مرگ می بینید (احتمالا برادر از نظر سنی به شما نزدیک بوده) و یا خود را شایسته زندگی نمی بینید. این موضوع را باید با یک روانشناس گفتگو کنید.

  59. سلام دکتر من خانم متاهل هستم از وقتی بچموازپوشک گرفتم دچار وسواس طهارت شدم هم خودم وهم بچمو زیاد شستشومیدم.وسواس بعداز طهارت هم دارم شستن مکرر دستوپا.الان ۶ماهه اینطورم وقتی مضطرب بشم شدیدترمیشه.لطفا کمک کنید تشکر

    • سلام. عزیزم حتما ورزش کنید. مدیتیشن انجام دهید. از همه مهمتر آنکه بهیچوجه به حرف ذهن خود که می گوید کثیف هستید و نیاز به شستشو دارید گوش ندهید. هرقدر بیشتر با وسواس شستشوی ذهن خود مقابله کنید وسواس عقب نشینی خواهد کرد. مقاله زیر را نیز مطالعه کرده و عمل کنید.
      https://dr-sanaie.com/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3/

      • ممنون از پاسخ.فقط بگین ک وسواسم شدیده؟چون نسبت ب بقیه مسائل نرمالم مثلا نظافت منزل وغیره وسواس چک کردن هم ندارم.فقط این وسواس طهارت کلافم کرده. وحمامم بیشتراز یک ساعته واقعا ب گریه میفتم

        • عزیزم مهم تر اینه که اگر جلوی وسواس نایستید حتما شدیدتر و قوی تر میشه. وسواس ثابت نمی ماند، یا در حال شدیدتر شدن است و یا ضعیف تر شدن. اگر به حرف وسواس های خود گوش بدهید، شدیدتر و اگر با آنها مواجه شوید و مقابله کنید ضعیف شده و از بین می رود. راه های مواجهه سازی را در مقاله توضیح داده ام.

  60. سلام آقای دکتر خسته نباشید.من در ۷ سالگی وسواس گرفته بودم و صبح زودها قبل از مدرسه باید حتما حمام می رفتم و خانوادم منو پیش روان شناس بردند و متوجه شدیم که چون معلمم کمی با من نامهربان بودن من دوست نداشتم به مدرسه برم و می رفتم حمام این موضوع حل شد ومن با علاقه مدرسه می رفتم و حتی راهنمایی نمونه قبول شدم اما دبیرستان نمونه قبول نشدم و افت تحصیلی هم پیدا کردم و متاسفانه دوستای دورویی هم دارم من وارد هر دوستی میشم ینی خودمو هلاک میکنم اخر هم ضربه میخورم الان چندسالی میشه وسواس فکری،فکرای منفی، آشفتگی،پرخاشگر شدم،بهونه گیری های مختلف وقتی عصبانی میشم نمیدونم چی میگم هرچی از دهنم درمیاد میگم دو دقیقه بعد عذاب وجدان و پشیمون میشم وقتی درس میخونم اصلا تمرکز ندارم مدام به اتفاقات گذشته فکر میکنم مسائل کم اهمیت برام پیچیده میشه مثلا فلانی راجبم فکر بد نکنه و از این دست فکرها،قدرت نه گفتن هم ندارم خسته شدم آقای دکتر دوست ندارم وسواس فکری داشته باشم دلم میخواد آرامش داشته باشم و به روال قبل زندگیم برگردم خانوادم میگن بیا بریم پیش مشاور روم نمیشه دیدم شما جواب میدید گفتم ازتون راهنمایی بخوام ممنون میشم.

  61. سلام آقای دکتر، اینجانب مدتی هست مسائلی ذهنم رو درگیر کرده نمیدونم از دستش خلاصی پیدا کنم لطفا کمکم کنید راستش یکی از دوستانمون بیماری میسوفونیا داره چند روز پیش که حضوری باهم صحبت می کردیم بهم گفتن که دهانتان صدا میده خیلی منو ناراحت می کنه اینکارر و نکن؛ با حرف ایشون فکر کردم که شاید مشکل از من باشه که دهانم صدا داره یا خشکه صدا میده، برا همین از اون روز به بعد مکرر اب دهانم رو قورت میدم هر کاری می کنم نمیتونم این مورد رو ترک کنم تمرکزم ندارم اضطراب و استرس شدیدی گرفتم؛ مشکل من ایا وسواس فکری هستش بایستی چکار کنم خیلی ممنون میشم راهنمایی کنید

    • سلام عزیزم. شما اضطراب داری. باید خودت رو با ورزش و مدیتیشن ریلکس کنی. نباید نگران باشی. مدتی در ذهنت این فکر می چرخه ولی از بین میره. اصلا موضوع مهمی نیست. این موضوع برای افراد پیش می‌آید و سپس از بین می‌رود. اصلا جای نگرانی نیست.

  62. سلام.. من ۳۰ سالمه و تازه متوجه شدم وسواس فکری شدید دارم. از صبح که بیدار میشم هزاران فکر و اتفاق تو سرم میان و میرم بشدت کم حافظه شدم در حدی که وسایلمو خیلی زود به زود گم میکنم مخصوصا عابربانک هامو. فک کردن به موضوعات مختلف یک لحظه از سرم بیرون نمیره اگه یه متنی ببینم یا یه فیلمی ببینم بشدت خودمو جای نقش اول فیلم میزارم. یه مطلب بخونم دلم بسوزه میشینم فک میکنم و اشکم درمیاد. تو ذهنم با دوستان و آشناها مکالمه دازم. افکار جنسی زیاد میاد به سراغم. ترس از انجام کارای احمقانه رو دارم. دوست دارم یه گوشه بشینم و غرق افکارم بشم. اصلا کوچکترین تسلطی روی افکارم ندارم. تو جمع دوستام که هستم میترسم یه کاریو انجام بدم چون اونا به من میگن گیجی تو و نمیتونی یکاریو درست انجام بدی و این حرف اونا بشدت و بشدت رو من تاثیر میزاره و اعتماد بنفس منو نابود میکنه.اصلا از عملکرد خودم راضی نیستم و میدونم بجای کار میلنگه قبلنا فک میکردم شخصیتم اینجوریه و بیخیال میشدم ولی الان میدونم مشکل دارم. موقع رانندگی اصلا حواسم نیست چون غرق تفکراتم میشم و به محیط اطرافم توجه ندارم. تو ذهنم با خودم خیلی حرف میزنم و دوست دارم تو خونه راه برم و با خودم بلند بلند صحبت کنم. وسواس عملی من چک کردن کلیدهای محل کارم هستن و همچنین موبایلم یا هر شی دیگه ای مث کارت ملی که تو جیبم هست. اینم بگم سابقه بیماری اعصاب تو خانواده ما هست از هر دوطرف هم پدر و هم مادر. استرس زیاد میگیردم مخصوصا اگر از جانب دیگران تحقیر بشم. وقتی تو خیابون راه میرم سرم پایینه همیشه و غرق افکارم هستم بخاطر این سرم پایینه که اگه تو تفکراتم خندیدم کسی نبینه منو. قبلنا اینجوری نبودم الان دو سه روز متوجه این بیماری شدم و بشدت روحیم خراب. دوس ندارم قرص اعصاب بخورم. با یه روانپزشک مشورت کردم گفتش باید اول حدود یکی دو ماه درمان دارویی داشته باشی بعد جلسات نوروفیدبک خودتو شروع کنی.. آیا نرو فیدبک موثر هست برا بیماری من؟.. و آیا راهی هست که بدون خوردن قرص خوب بشم؟… بشدت کم حافظه شدم تورو خدا کمکم کنید. یه راهی پیش روم بزارید. با تشکر از شما

    • سلام عزیزم. مشکل شما اضطراب زیاد است. هر کاری که به کاهش اضطراب در شما کمک کند این حالتهای شما را نیز بهبود می بخشد. مقاله ۱۰ راه درمان اضطراب را در سایت من مطالعه کنید. دارو برای کوتاه مدت حتما استفاده کنید چون بنظر این مشکل در حال اسیب زدن به اعتماد به نفس و کاهش کیفیت خلق شما شده است. نورو فیدبک را نمی دانم دکتر برای چه چیز تجویز کرده اند. احتمالا ایشان در شما تشخیص ADHD داده اند. در حالیکه حواسپرتی شما می تواند ناشی از اضطراب تان باشد اگر در گذشته این حواسپرتی را نداشته اید.

  63. باعرض سلام،من ۸ساله ک وسواس فکری،عملی دارم،پیش چندتا مشاور و روانپزشک رفتم اما خوب نشدم،خیلی باهوشو استعداد بودم اما الان احساس میکنم یک دهم استعدادو توانایی۷،۸سال پیشم ندارم،به شستشو نظافت ازاین قبیل چیزهاوسواس ندارم،رو شمارش اعداد وسواس دارم وازمرگ میترسم،فکر میکنم اگر تعدادقدمهایم به این عدد نرسه اتفاق بدی میفته،کتاب خوندم مقاله خوندم یه مدت دارو هم مصرف کردم چندروز بهتر میشه اما دوباره تااسترسی میاد سراغم وسواسم میاد خوب نمیشم،بی زحمت راهنمایی میکنین دیگه خسته شدم واقعا،هیچی اززندگیم نمیفهم صب تاشب درگیر وسواسم،

    • سلام عزیزم. برای درمان وسواس به شما پیشنهاد می کنم مقاله زیر را که بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده دکتر جفری شوارتز در زمینه وسواس است را مطالعه کن و راهکارهای آن را به‌کار ببند.
      https://dr-sanaie.com/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3/
      نکته بعدی آنکه پایه وسواس اضطراب است. بهترین راه درمان اضطراب ورزش منظم است. ۴۵ دقیقه در روز. ۴ بار در هفته. ورزش‌های هوازی مانند شنا- دوچرخه- پیاده‌روی- دو. ورزش باعث تنظیم هورمون سروتونین در بدن می شود که علت کاهش اضطراب است. سروتونین همان هورمونی است که شما در داروهایی که از روانپزشک گرفتید وجود داشت. موارد دیگری نیز برای کاهش اضطراب وجود دارد که در مقاله زیر میتوانید مشاهده کنید.
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/
      وجود یک فرد حامی برای تشویق تلاشهایتان کمک زیادی به شما می کند. تداوم در تلاش بسیار موثر است. نباید راهی را تا نصفه بروید و رها کنید. کاری که بسیار در درمان وسواس انجام می دهند.

  64. سلام آقای دکتر.با تشکر از مطالب بسیار مفیدتون.من وسواس فکری شدیدی دارم به حدی که حتی وقتی کار های مورد علاقه خودم رو هم انجام میدم،دوباره افکار وسواسی مدام توی ذهنم هستند.من هر لحظه فکر میکنم که شاید با حرف هام یا کار هایی که انجام میدم،اونا رو ناراحت کنم یا بهشون آسیب برسونم.خیلی برام زجر آوره.در حالی که میدونم همه این فکر هاالکیه ولی انقدر توی ذهنم تکرارشون میکنم که واقعا تبدیل به یک مشکل خیلی بزرگ میشن.وسواسی باعث شده که توی هیچ یک از کارهام تمرکز نداشته باشم.تو رو خدا بگید چیکار کنم.احساس میکنم بیماریم اونقدر شدیده که باید دارو مصرف کنم.

  65. سلام آقای دکتر من رفتم ب دیدن معلمم با کلی دلتنگی و عشق و بهشونم گفتم ک معلم خیلی خوبی بودن و هستن وازشون خواستم شمارشون رو بهم بدن خندیدن و گفتن نه نمیشه حالا خیلی ناراحتم اخه خیلی دوسشون دارم خواهش میکنم ی راهکار بدید کمی از دلبستگیم کم بشه

  66. سلام وقتتون بخیر
    من از وقتی پدربزرگم فوت شد(من کلا از بچگی پیش پدربزرگم بزرگ شدم و ایشون پشتیبان زندگیم بودن)
    از اون زمان به بعد دیگه نخواستم که زندگی کنم و اصلا زندگی زهرا رو نمیخواستم و برای همین داخل ذهنم یه شخصیتی رو ساختم و بااون زندگی کردم و بعد از دوسال فهمیدم که دچار وسواس فکری شدم و نمیتونم ازش خلاصی پیدا کنم و الان موقع کنکورمه و خیلی داره بهم ضربه میزنه
    رفتم پیش یه روانپزشک مشهور و ماهر داخل شهرمون دوتا قرص بهم داد یکی الانزاپین۵ ویکی هم والپروات سدیم۲۰۰
    این قرص هاخیلی خوب بودن ولی وحشتناک خواب اور بودن برای همین به محض اینکه بسته ی داروها تموم شد دیگه مصرف نکردم
    میشه راهنماییم کنین که چطور میتونم خودم رو درمان کنم؟
    من دوجلسه پیش یه روانشناس رفتم و ایشون بهم یه لیستی دادن که داخلش موارد اختلالات شناختی بود و گفتن که براشون مشخص کنم که کدوم ها رو دارم و چون هزینه مشاوره خیلی برام سنگین بود دیگه ادامه ندادم ….اون مواردی که داشتم اینا بودن(ذهن خوانی-پیش گویی-فاجعه سازی-برچسب زدن-تفکردوقطبی-ناتوانی در تایید شواهد-برخورد قضاوتی)
    ممنون میشم اگرراهنماییم کنین

    • سلام عزیزم. چند سالته و این شخصیت چند وقته اومده در ذهنت؟ و چقدر از روز بهش فکر می کنی؟ ایا خلقت بالا و پایین می شه؟ یعنی روزهایی خوب و روزهایی بد؟

  67. سلام روزتون بخیر
    من مشکلی که دارم به صورت وسواسی تلگرام نامزدم رو چک می کنم و هر زمان که آنلاین باشه به هم میریزم در صورتی که اون همیشه جوری رفتار می کنه که من ازش اطمینان داشته باشم و کار مشکوکی نمی کنه
    این رفتار جوریه که به صورت پشت سر هم انجام میدم و هیچ کنترلی ندارم و هرچقدر هم که با خودم کلنجار می رم اثر نداره
    همچین زمانی که در مورد موضوعی با هم صحبت می کنیم بعدش فکر من بسیار مشغول می شه و برداشت های منفی از حرفاش می کنم در صورتی که بعدا مشخص میشه اینطور نبوده
    ترس شدید از دست دادنش هم همیشه همراهمه
    ممنون میشم راهنمایی کنید
    این نکته که من بیماری وسواس در تکرار کارها رو قبلا به صورت شدید داشتم و مادربزرگم دچار وسواس شدید بهداشتی بوده

    • سلام. عزیزم شما باید قانون ۱۵ دقیقه را انجام دهید. یعنی وقنی افکار وسواسی به شما فشار می آورد تا موبایل نامزدتان را چک کنید، باید ۱۵ دقیقه صبر کنید و بعد چک کنید. یادتان باشد هر قدر بیشتر در برابر فکر وسواسی خود کوتاه بیایید، وسواس شما بزرگتر می شود و پس از مدتی تنها به چک کردن موبایل او قانع نمی شوید. نوشته ای را که مطالب زیر در آن است، همیشه بعنوان یادآوری همراه خود داشته باشید. شما میتوانید افکار سالم دیگری را نیز به ان اضافه کنید:
      من فکر وسواسی دارم و باید جلوی انها بایستم- نامزد من همیشه قابل اطمینان است و این افکار غلط و وسواسی من است- من هیچ شاهدی برای فکر غلط خودم ندارم- من شواهد زیادی دارم که همسر من وفادار است- هربار که چک کردم حال من تنها در ان لحظه بهتر می شود و پس از مدتی بیش از پیش فکر وسواسی پیدا می کنم.- راه اطمینان من مقاومت در برابر فکر وسواسی و چک نکردن است.
      باید بدانید که پایه وسواس، اضطراب است. بنابراین هر انچه به اضطراب شما کمک کند وسواس شما را نیز بهبود می بخشد. ورزش‌های هوازی از قبیل پیاده روی- دو- دوچرخه و شنا به مدت ۴۵ دقیقه ۴ روز ذر هفته بسیار موثر است. سایر موارد را در مقاله درمان اضطراب مطالعه فرمایید. و در نهایت به یک درمانگر با تجربه مراجعه کنید. شاد باشید

      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

  68. آقا من به همه شما به توصیه میکنم اونم اینه که اگه اعتنا کنید روز بروز وسواستون بیشتر میشه و ممکنه وسواس های نوع دیگر هم بگیرید از تجربیات من برم که دیونه شده بودم اگر اراده قوی نداشتنم الان خوب نمیشدم انواعوسواس توی سه چار سال سراغم آمد تا اینکه دیگر تصمیم جدی گرفتم تا از شرش خلاص شم من فکر میکنم اولین راه برای شکست وسواس اراده هستش که اگه داشته باشد پنجاه درصد راه رو رفتید و بقیه راه ها زیر مجموعه ی همین پس همین الان که دارید میتوانید منتنو شروع کنید به خودتان بگید من مییبییینتتنتنووووووونممممممم
    یا حق

    • ممنون از اینکه تجربتون را با دیگران به اشتراک گذاشتید.

    • سلام اقای دکتر توروخدا جواب منو بدید ازتون ممنون میشم – من گذشته همسرمو متوجه شدم و گاهی یک سری سوالات تو ذهنم میاد که باید ازش بپرسم خیلیاش تکراریه بازم میپرسم و بعد از جوابشون الان یه مدته سوال نمیکنم اما دونه دونه ۴ بار با خودم با دلایل و منطق تکرار میکنم همون جواب های همسرمو و دومین مشکلم از پنجره اتاقم تا نیمه هی خم میشم جدیدا و همون ۴ بار رو میشمرم واقعا خودم میدونم ممکته بیفتم و اتفاقی برام بیفته اما انگار باید اون کار رو بکنم تووخدا برای اون دو مورد که گفتم کمکم کنید واقعا بیماران وسواس خیلی سخت تر از بیماری جسمیه ولی امادم که تلاش کنم خوب شم فقط راهنماییم کنید ممنونم

      • سلام. درمان شما از طریق پاسخ ندادن به افکار وسواسی است یعنی اگر ذهن شما را وسوسه می کند که از همسر درباره گذشته بپرسید، باید در قبال این وسوسه مقابله کنید و هیچ سوالی نپرسید. ذهن شما گمان می کند تنها در حالت یقین و اطمینان می تواند ارامش پیدا کند، ذر حالیکه ذهن شما باید یاد بگیرد در حالت شک باید زندگی کند. زیرا ما در دنیایی زندگی می کنیم که هیچ زمان به یقین نمی رسیم. هرچقدر بیشتر تلاش کنید تا به سوالهای ذهنی خود جواب بدهید، وسوسه ذهنی شما بیشتر می شود. درباره خم شدن و تکرار نیز همین روش کمکتان می کند. یعنی باید به خودتان کمک کنید تا آداب و مراسمی که فکر می کنید شما را ارام می کند را انجام ندهید. منتهی شاید در ابتدا نتوانید کامل اینکار را بکنید. باید درجه بندی کنید که انجام ندادن هر کاری چقدر اضطراب به شما می دهد و از پایین ترین سطح شروع کنید. توضیح بیشتر در مقاله درمان وسواس فکری و مقاله ای که لینکش می گذارم هست.
        https://dr-sanaie.com/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3/

  69. خیلی ممنون،فقط ایشون آقا نیستند خانم هستند۴سال از من بزرگترند و من همیشه علاوه بر رابطه شاگرد و معلم مثل دوست خودم میدونستمشون ولی همش ترس این رو دارم ک بهشون بگم ک دوستشون دارم رفتارشون باهام خوب نباشه باعث بشه خاطرات شیرین گذشته تلخ بشه برام،از طرفی هم میگم فوقش راحت میشم و حسرت این رو ندارم ک چرا بهش نگفتم

    • پس مشکل شما خیلی کمتر است. به راحتی به ایشان بگید. نباید نگران رفتار او باشید. یادتون باشه دوست داشتن دیگری نشانه قدرت و کمال است و نه ضعف. هیچ انسانی از اینکه نقطه قوت خود را به دیگری نشان بدهد احساس بد نباید بکند. مگر اینکه در فکر شما ابراز علاقه نشانه ضعف باشد.

  70. سلام آقای دکتر من دارم همه تلاشم رو میکنم ک وسواس فکریم رو ترک کنم ارتباطم با خدا واقعا ب من کمک کرد و مطالب شما هم خیلی مفید بودفقط ی مسئله ای هست ک میخوام ازتون مشاوره بگیرم پارسال من ی معلمی داشتم ک اختلاف سنیش هم با من خیلی کم بود سال اول تدریسشون بود من خیلی دوسشون داشتم اوایل فکر میکردم طبیعیه بخاطر اینکه با بچه ها دوست هست من انقدر دوسش دارم اگه دیگه نبینمش عادی میشه برام اخه معلم پیش دانشگاهی من بودند اما حالا ک یکسال میگذره و من دوباره دارم واسه کنکور میخونم اصلا نتونستم فراموشش کنم بلکه بیشتر عاشقش شدم خانوادم میگن برو مدرسه و ببینش و شماره اش رو بگیر اما من خجالت میکشم و چون خیلی احساسی هستم مطمئنم گریه ام میگیره چکار کنم آقای دکتر نه میتونم فراموشش کنم و میترسمم بهش بگم ممنون راهنماییم کنید

    • سلام عزیزم. ابراز علاقه یک خانم به اقا موضوعی مدرن است و در دیدگاه سنتی پذیرفته نیست. باید در نظر بگیری که طرف مقابل چقدر دیدگاه سنتی و چه مقدار دیدگاه مدرن دارد. این که شما اقدام کنید بخشی از رفتار مدرن است اما باید در نظر بگیرید که این تمام ماجرا نیست زیرا فردی که تفکر مدرن دارد مطمینا حق نه گفتن را برای طرف مقابل قایل می باشد و در نتیجه احساس بدی پیدا نمی کند. اگر شما برای نه شنیدن به اندازه بله شنیدن آماده هستید می توانید به راحتی اقدام کنید. اما اگر نه بشنوید به شما بر می خورد و نه را نشانه بد بودن و نابسنده بودن خود می دانید بهتر است اقدام نکنید.

  71. سلام
    خسته نباشید
    من دچار وسواس فکری عملی به مدت ۱۰ سال هستم
    به مشاور مراجعه کردم
    قیمت جلسات بالا و ایشون بعد ۳ جلسه به من راه کار ندادن
    بهشون گفتم چرا راه کار نمیدین و حرفاتون هی تکرار میکنین میگن افراد وسواسی به خاطر اضطراب زیاد باید حرفارو تکرار کنیم و این افراد کمال گرا هستن و نیاز به زمان زیادی برای درمان هست
    اگر این روش های گفته شده در سایت با مراجعه روانپزشک ادامه بدم امکان درمان هست؟
    غیر این مطالب موارد مهم دیگری هم هست که نیاز به رجوع به روانشناس داشته باشه ؟

    • عزیزم اگر موارد رو رعایت کنید می توانید بر وسواس غلبه کنید. درصد موفقیت وقتی بیشتر است که یک فرد حامی را در کنار خود داشته باشید. مادر پدر خواهر و یا دوست تا شما را تشویق به مواجهه سازی کند. تحقیقات جدید نشان می دهد در مغز فرد وسواسی مشکلی وجود دارد که باعث می شود مغز از یک موضوع به موضوع دیگر سویچ (یا شیفت ) نکند. محققین متوجه شده اند وقتی ذهن فرد بر روی موضوعی گیر کرد خود را به مدت ۱۵ دقیقه به فعالیت دیگری مشغول کند اندک اندک مغز ترمیم می یابد. بنابراین مثلا اگر به شستشو وسواس دارید و ذهن تان شما را وادار می کند به شستشو بچردازید باید این کار را به مدت ۱۵ دقیقه به تاخیر بیندازید. بعد از ۱۵ دقیقه اگر توانستید ۱۵ دقیقه دیگر نیز می توایند انرا تمیدید کنید. این تمرین باعث ترمیم مغز می شود.

  72. سلام
    من وسواس شدیدفکری دارم آقای دکترکارای عجیب غریب میکنم مثلاتوهمه چی ی الگوهایی واسه خودم تعیین میکنم (مثلا بااااید حتماروسریمو ک تامیکنم بزارم ی جای معین)وقسمت عذاب اور ماجرابرام اینه ک انگاریکی درگوشم میگه ک اگه این کارونکنی برات اتفاق بدی میفته…الانم ۱سالی هست وسواس اینو گرفتم ک خدایی نکرده زبونم لال یکی از اعضای خونوادمو از دست میدم
    خیلی دارم عذاب میکشم
    ممنون از پاسخگوییتون

    • عزیزم مواردی که فرمودید همه نشانه های وسواس است. اگر موارد گفته شده در مقاله رو رعایت کنید می توانید بر وسواس غلبه کنید. درصد موفقیت وقتی بیشتر است که یک فرد حامی را در کنار خود داشته باشید. مادر پدر خواهر و یا دوست تا شما را تشویق به مواجهه سازی کند. تحقیقات جدید نشان می دهد در مغز فرد وسواسی مشکلی وجود دارد که باعث می شود مغز از یک موضوع به موضوع دیگر سویچ (یا شیفت) نکند. محققین متوجه شده اند وقتی ذهن فرد بر روی موضوعی گیر می کند اگر فرد خود را به مدت ۱۵ دقیقه به فعالیت دیگری مشغول کند اندک اندک مغز ترمیم می یابد. مثلا وقتی فکر شما به شما می گه باید روسری را تا کنید این فکر را به مدت ۱۵ دقیقه به تاخیر بیندازید و انجام ندهید. بعد از ۱۵ دقیقه اگر توانستید ۱۵ دقیقه دیگر نیز می توانید ان را تمدید کنید. این تمرین باعث ترمیم مغز می شود.

  73. سلام جناب دکتر.حدود یکساله نامزد شدم.همسرم سه ماه قبل ازدواجمون عکس پسری رو لایک کرده بود.من به آون قضیه وسواس شدیدی پیدا کردم. بطوری که زندگیم داره نابود میشه. با اینکه میدونم خانومم عاشق منه.ولی همش اون قضیه تو ذهنمه.تورو خدا کمکم کنید

    • عزیزم حتما به یک روانشناس مراجعه کنید تا مشخص کنند در زیر فکر وسواسی شما چه چیزی قرار داره. میتونه این وسواس ناشی از ترس از دست دادن فرد مورد علاقه در شما باشه که در شما وجود داشته ولی چون رابطه عاطفی عمیق با کسی تا به حال نداشتید خودش ظاهر نکرده بوده. میتونه یک وسواس ساده باشه که از اضطراب شما ناشی میشه و میتونست خودش رو به هر شکل دیگری نشان بده. شاید باید دلیل گیر افتادن و در جا زدن فکرتون رو پیدا کرد.

  74. سلام اقای دکتر
    من به تازگی ازدواج کردم و متوجه شدم شوهرم وسواس داره.۲۷ سالشه
    دکتر روانپزشک داروهای اسنترا،ریسپریدون و کلومیپرامین دادن بهش
    وسواسش متوسطه و به گفته پزشک شدید نیست هنوز
    کمی از مصرف اینهمه دارو هراس داریم
    ممکنه با رفتار درمانی بهبود پیدا کنه؟ و نیازی به مصرف دارو‌نباشه؟

    • سلام. بله حتما بهتر است که به یک رواندرمانگر مراجعه کنند. رفتار درمانی و شناخت درمانی می تواند به ایشان کمک شایانی بکند. بعضی از وسواسها تنها به رواندرمانی جواب می دهد.

  75. سلام اقای دکتر یک مشاور قابل برای درمان وسواس های شتشو و تمیزی معرفی کنید. تشکر

  76. سلام اقای دکتر من واس فکردی دارم میرم داندان پزشکی میخواهن شلنگ را بزارم توی داندانم بزارم من حالم بهم میخورم راهنما کنیددستتان درد نکند

    • سلام. عزیزم باید دندانپزشک اشنا پیدا کنید و چند روزی بدون انکه بخواهید کاری انجام دهید انجا بروید و شلنگ را خودتان در دهانتان بگذارید. زمان و شدت اینکار را کم کم افزایش دهید.

  77. سلام
    شناخت درمانی و مدیتیشن چیست؟
    لطف کنید مفصل توضیح بدید؟

  78. سلام،آقای دکتر،ممنون که به سوالم پاسخ میدهید
    خواهری دارم ۴۸ ساله در یک شهرستان دور و محروم که از سالیان دور نوعی وسواس وارسی و شستشو را همزمان دارد لوازم منزل و لباسها و ظروف را چند بار وارسی می کند و در شستشو و بویژه حمام بالای یک ساعت و دو ساعت دارد و جدیدا” به بی نظمی خانه زیاد اهمیت نمیدهد یک سال پیش به روانپزشک مراجعه کردیم گفتند وسواس شدید است و دارو درمانی را شروع کردند و گفتند که یک سال زمان می برد که خوب بشود و دارو هاش رو به مرور کم کنیم که متاسفانه بیش از ده ماه دارو را مصرف نکرد و مجددا وسواس شدید شده و پیش پزشک هم مراجعه نمی کند. خواهش میکنم یه راهکار ارائه بفرمائید

    • سلام عزیزم. از طریق رفتاردرمانی مشکل خواهر شما کاملا قابل درمان است. بالاخص وسواس تمیزی و شستشو راحت ترین نوع وسواس برای درمان است. باید یک روانشناس قابل پیدا کنید. ۱۰ جلسه مشاوره برای درمان کافی است.

  79. سلام آقای دکتر، ممنون از مطلب مفید و راهنمایی هاتون،
    ۳۰ ساله هستم و مدت ۴سال تحت درمان دارویی برای وسواس بودم، حالم خیلی بهتر بود، اما اخیرا دچار استرس خیلی شدیدی میشم برای انجام کارهام، چه کارهایی مثل درس خوندن چه آشپزی، همیشه نگران زمان هستم، وقتی نگرانیم به اوج میرسه اصلا اون کار رو انجام نمیدم و بیشتر اوقات میرم میخوابم،
    الان بیشتر دنبال راهی هستم که خودم به خودم کمک کنم استرسم کم بشه و به کارهام برسم، میشه راهنمایی بفرمایید چه کارهایی میتونم بکنم و یا کتاب مفیدی هست تو این زمینه؟
    خیلی ممنونم

  80. خیلی ممنونم از پاسخگویی

  81. اقای دکتر سلام . خدا کنه جواب منوبدید .من یه اخلاقی دارم اینه که نمیتونم با ادمایی که نمیشناسم ارتباط برقرار کنم منظورم کسایی که توی فضای مجازی و یا هرمحیط که کوتاه مدت باشه شناختش … نمیتونم اعتماد کنم و احساس امنیت ندارم به هیچ وجه . و دائما فکر فکر توی سرم هست و به من نهیب میزنه تا ازش دوری کنم . واقعا این فکرا مثل عذابه …. و من دوری میکنم تا ارامش داشته باشم . و اینکه مثلا من یه ضعفی رو درون خودم حس میکنم … مثلا قدم کوتاهه … اگر کسی بهم بگه
     خود خوری شدید و احساس حقارت میکنم و سعی میکنم از اون ادم دوری کنم …. میگم واسه همینه که تنها هستم
     حتما بخاطر اینه که مثلا فلان ادم منو ترد کرد
     و اینکه حتی اگر موج منفی رو از سمت ادم ها حس کنم میگم حتما بخاطر فلان ضعف منه ….
     اینا خیلی ازارم میدن
    من توان پرداخت جلسات مشاوره رو ندارم گفتم شاید بهم راهکار بدید

    • سلام عزیزم. با شماره ۰۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ منشی تماس بگیرید تا یک جلسه ۳۰ دقیقه ای رایگان با یکی از روانشناسها داشته باشید. بفرمایید که بنده عرض کردم.

  82. سلام. آیا ممکن است اگر از وسواس در یک زمینه دست برداشتیم، در زمینه ای دیگر بروز پیدا کند؟

    • بله. احتمال آن وجود دارد. بالاعکس آن نیز صادق است. یعنی اگر فردی در زمینه ای بر روی وسواس خود کار کند در حوزه های دیگر نیز وسواس او بهبود می یابد. زیرا قسمتی از مغز بنام caudate nucleus یاد می گیرد که بر روی یک موضوع نماند و به فعالیت های دیگر بپردازد. بطور مثال اگر فرد درباره قفل کردن در وسواس چک کردن دارد ذهن او بر روی قفل کردن در می ماند و به فعالیت بعدی نمی رود. این مشکل مغز وسواس تولید می کند. اما تمرین باعث می شود مغز فرد یاد بگیرد بر روی یک موضوع نماند.

      • من وسواس زیادی روی ظاهر خود دارم. به طوری که بیش تر اوقات به لباس پوشیدن و ظاهر خود فکر میکنم. ولی کسی متوجه این موضوع نیست و بعضا تشویق هم میشوم. در حال حاضر دارم سعی میکنم تکنیک های گفته شده را به کار ببرم ولی نگرانم که وسواسم در زمینه دیگری بروز پیدا کند. در نوجوانی در درس خواندن وسواس داشتم. کاش راهنمایی میکردید چه طور ریشه کن کنیم وسواس را. آیا این تکنیک ها کافی است؟
        با تشکر قبلی

  83. سلام خسته نباشید.ببخشید من هم احساس میکنم وسواس فکری و عملی دارم گاهی اوقات مثلا ب کسی زنگ نزدم ولی احساس میکنم زنگ زدم و یا اینکه تلفن قطع شده یا نه،یا مثلا فلانی فلان فکر بد رو نکنه بارها اتفاقات گذشته رو مرور میکنم و ترس از اتفاقای بد آینده رو دارم و چک هم زیاد میکنم حقیقتش میدونم رفتارم اشتباهه کلی خانوادم و مطالب های انگیزشی بهم روحیه میدن اما نمیتونم وسواسیم رو ترک کنم خواهش میکنم کمکم کنید امسال کنکور هم دارم خیلی فکرم درگیر میشه.

    • عزیزم روشهای موجود در مقاله را بکار ببرید. ورزش و مدیتیشن کمک زیادی به شما می کنه. احتمال داره اضطراب امتحان باعث شده باشه شدت افکارتون رو بیشتر کرده باشه. همه چیز در کنکور خلاصه نمیشه. کمی زندگی و تفریح کنید. اوقات فراغت برای خودتان ایجاد کنید.

  84. سلام آیا شک و تردید نوعی وسواس فکری و عملی به حساب میاد ؟

    • شک و تردید اگر بصورت افکار تکراری باشد بله. یعنی فکر فرد بر روی یک مساله گیر بیفتد و نتواند به موضوع دیگری برود. ولی شک می تواند تکراری نباشد و فرد درباره موضوعات متفاوت تردید و بد گمان باشد که آن را می توان به مشکل در شخصیت مرتبط دانست.

  85. من افکاری دارم که شاید برای دیگران معنایی نداشته باشه،بیش از چهارساله که با استرس شدید روبرو ام،این افکار در چرخه بی نهایت تکرار میشن و ترس از جنون دارم موندم که چه کار کنم حس می کنم گاهی بدون فکر کردن هم استرس سراغم میاد گویا در ضمیرناخودآگاهم این نهادینه شده، امیدم رو از دست دادم واقعا کلافم

    • عزیرم هم می توانی از مشاوره یک درمانگر استفاده کنی و هم با بکار بردن مواردی که در مقاله ذکر شده به خود کمک کنی. ورزش کمک بسیاری به تو می کنه. به خودت بگو که فکر قدرتی بر روی من نداره. این فکر غلط من است که نگرانم مجنون شوم.

  86. سلام اگه ممکنه یه شماره تماس از دکتر بذارین تلفنی صحبت کنم

  87. سلام اگر وسواس شدید با مصرف دارو بدتر شود چه باید کرد

    • اگر وسواس به هیچ دارویی پاسخ نداد باید با شناخت درمانی و مواجهه سازی درمان شوند. شاید علامت خوبی باشد بر آنکه وسواس پایه فیزیولوژیکی ندارد.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

اختلال شخصیت وسواسی اجباری

اختلال شخصیت وسواسی اجباری چیست؟

تفاوت اختلال شخصیت وسواسی اجباری با وسواس فکری و عملی شخصیت عبارت است از الگوهای رفتاری مشخص و ثابت که به‌واسطه آن فرد دنیا، دیگران ...