حمله پانیک- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

حمله وحشت (پانیک)

Author : Dr. Kamyar Sanaie

درمان پانیک بدون دارو

حمله وحشت‌زدگی یا اختلال وحشت‌زدگی (پانیک)، عبارت است از وقوع عودکننده و غیرقابل‌پیش‌بینی حملات وحشت. لازم است تا حملات وحشت‌زدگی «غیرقابل‌پیش‌بینی» اتفاق بیفتند، بدین معنا که از نقطه‌نظر بیمار، چنین حملاتی به‌نظر به‌صورت غیرمنتظره یا بدون هیچ دلیل واضحی رخ می‌دهند.

برای آنکه حمله وحشت‌زدگی، اختلال وحشت‌زدگی یا پانیک تشخیص داده شود، لازم است تا فرد در قبال این حملات واکنش‌های خاصی از جمله نگرانی دائم درباره وقوع دوباره حملات یا نگرانی درباره عواقب حملات، اجتناب از فعالیت‌هایی که ممکن است سبب بروز احساسات فیزیولوژیکی مرتبط با وحشت باشند یا مشارکت در رفتارهای مرتبط با امنیت، از قبیل به‌همراه داشتن موبایل یا دارو را از خود نشان دهد. نگرانی درباره عواقب حملات ممکن است شامل ترس از حمله قلبی مرگبار یا بیهوش شدن جلوی دیگران شود. ‌

نشانه‌های حمله پانیک شامل موارد زیر می‌شوند: تعریق، تنگی نفس، تپش قلب، لرزیدن، درد یا ناراحتی در قفسه سینه، احساس خفگی، تهوع، ترس از مردن یا دیوانه‌شدن یا انجام دادن بی‌اختیار کاری، دگرسان‌بینی محیط یا دگرسان‌بینی خود، احساس سردی یا گرگرفتگی، بی‌حسی، سرگیجه یا غش.

اختلال وحشت‌زدگی (پانیک) را می‌توان همراه یا بدون بیرون‌هراسی تشخیص داد. طبق دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی، بیرون‌هراسی، اضطراب از موقعیت‌هایی است که در آنها فرار، دشوار (یا شرم‌آور) است و اگر فرد دچار حمله پانیک یا نشانه‌های وحشت‌زدگی شد، کمک گرفتن از دیگران دشوار می‌شود. نحوه برخورد با این موقعیت‌ها چنین است: یا از این موقعیت‌ها اجتناب می‌شود، یا با پریشانی شدید و نگرانی‌ درباره تجربه وحشت‌زدگی تحمل می‌شوند یا تنها در صورت وجود همراه در این موقعیت‌ها قرار می‌گیرند. موقعیت‌های رایجی که سبب بروز حمله پانیک می‌شوند، عبارتند از: انتظار در صف، مکان‌های شلوغ مانند فروشگاه‌ها یا سالن‌های سینما و تئاتر، تنها بودن یا سفر با اتوبوس، قطار یا ماشین.

بررسی مدل‌های شناختی موقعیت حمله پانیک

حمله پانیک یا اختلال وحشت‌زدگی به‌عنوان ترس اکتسابی از احساسات بدنی (ضربان قلب، سرگیجه، تهوع و …)، به‌ویژه احساساتی که با انگیختگی خودکار مرتبط هستند، تصور شده است. به‌عبارت ساده، افراد پس از آنکه دچار حملات پانیک شدند، نسبت به احساسات بدنی خود بیش از اندازه حساس می‌شوند و از هر احساس بدنی جزیی احساس خطر کرده و آن را به‌معنای احتمال شروع حمله پانیک می‌دانند. بنابراین کسانی که اختلال وحشت‌زدگی دارند، پس از تجربه حمله پانیک غیرمنتظره، نسبت به تجربه چنین حملاتی در آینده دچار اضطراب می‌شوند.

امّا اولاً چرا افراد، حملات پانیک غیرمنتظره را تجربه می‌کنند و چه چیز سبب می‌شود برخی افراد دچار ترس از تجربه حمله پانیک در آینده شوند؟ به‌عبارت دیگر، چه چیز برای اولین بار باعث حملات پانیک می‌شود؟

از نقطه‌‌نظر تکاملی، واکنش ترس یا وحشت‌زدگی (پانیک) در حضور موقعیت تهدیدآمیز، انطباقی است. فرض می‌شود وحشت‌زدگی یا وحشت‌زدگی غیرمنتظره (پانیک) در غیاب محرک تهدیدآمیز، در اثر تعامل رویدادهای استرس‌زای زندگی و آسیب‌پذیری‌های روانی و بیولوژیکی به‌وجود می‌آید. تمایل به تجربه احساسات منفی که اغلب برچسب روا‌ن‌رنجورخویی یا احساس منفی به آن می‌زنند، تا حد زیادی به ارث برده می‌شود و ثابت شده است که پیش‌بینی کننده حمله پانیک یا حمله وحشت‌زدگی هستند. این خلق و خوی به ارث برده شده احتمالاً به‌عنوان یک آسیب‌پذیری بیولوژیکی برای هم تجربه ترس – واکنش هشداری سریعی که شاخصه آن برانگیختگی قوی سیستم عصبی است – و هم تجربه اضطراب – یک حالت خلقی منفی که خصیصه آن، نگرانی درباره رویدادهای آینده و نشانه‌های تنش جسمی است، عمل می‌کند. عوامل محیطی در کودکی می‌توانند در شکل‌گیری اعتماد به نفس افراد به خودشان و توانایی‌هایشان در کنترل رویدادهای آتی زندگی نقش بازی کنند. چنین حس کنترل یا عدم‌کنترلی می‌تواند در تجربه ترس و اضطراب به‌عنوان یک آسیب‌پذیری روانی عمل کند. رویدادهای استرس‌زای زندگی از قبیل شغل جدید یا مرگ اعضای خانواده، ممکن است با آسیب‌پذیری‌های بیولوژیکی و روانی دست به دست هم داده و واکنش ترس احساسی یا حمله وحشت‌زدگی را تحریک کنند. استرس‌های متراکم شده در فرد که در طول زمان به‌واسطه رویدادهای استرس‌زای زندگی ایجاد شده‌اند، می‌توانند باعث بروز یک حمله وحشت‌زدگی (پانیک) شوند، اگرچه فرد به‌دلیل آنکه محرک تهدیدکننده آنی برای آنها وجود ندارد، آن را «غیرمنتظره» تلقی می‌کند.

حمله پانیک- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

پس از وقوع یک حمله پانیک یا حمله وحشت‌زدگی غیرمنتظره، چه عاملی باعث می‌شود این حملات ادامه یابد؟ همان آسیب‌پذیری‌های کلی که در بالا گفته شد، ممکن است در تعیین این ‌که آیا فرد پس از وقوع حمله، دچار «بیم اضطراب» درباره تجربه حملات آینده می‌شود یا نه، نقش بازی ‌کنند. علاوه بر آسیب‌پذیری‌های کلی در تجربه وحشت‌زدگی و اضطراب، باور بر این است که آسیب‌پذیری‌های خاصی هم وجود دارند که به شکل‌گیری حملات وحشت‌زدگی کمک می‌کنند. یک مثال، میزان حساسیت اضطراب است که بر طبق این اعتقاد، اضطراب و نشانه‌های آن، سبب عواقب مضر فیزیکی، اجتماعی و روانی، فرای ناراحتی فیزیکی یک دوره وحشت می‌شوند. آگاهی افزایش‌ یافته یا توانایی کشف احساس انگیختگی بدنی، آسیب‌شناسی روانی پیشنهاد شده دیگری است که مختص اختلال وحشت‌زدگی است. تجربه بیماری‌های روانی در کودکی (چه  در خود شخص و چه در والدینش)، به‌ویژه آن تجربیاتی که شامل اختلال تنفسی می‌شوند نیز ممکن است به یک آسیب‌شناسی روانی خاص برای اختلال وحشت‌زدگی، کمک کنند.

اضطراب درباره حملات وحشت‌زدگی یا پانیک آتی با ترس از حس‌های بدنی (ضربان قلبم بالا رفته، وای نکنه غش کنم) که همراه با حملات است، پیوند خورده است. فرد در ابتدا از بروز حس های بدنی خود مضطرب می‌شود و نگران است که مبادا منجر به وحشت شود، در این زمان، افکار اتوماتیک مانند فاجعه‌سازی (مثال: اگر دچار حمله شوم آبروریزی می‌شود) و احتمال بیش از حد (مثال: اگر بیرون بروم حتماً دچار حمله (پانیک) می‌شوم) باعث می‌شود که اضطراب فرد افزایش یابد و در نتیجه احساس‌های بدنی او مانند ضربان قلب و سرگیجه بیشتر شود. افزایش احساس‌های بدنی، افکار اتوماتیک او را تقویت می‌کند و فرد به درستیِ باورهای خود یقین بیشتری پیدا می‌کند و در نتیجه، این افکار قویتر شده مجدداً اضطراب بیشتری تولید می‌کنند. این دور خود تداوم‌بخش ادامه یافته تا آنکه از هر چند نوبت یک‌بار منتج به حمله پانیک می‌شود. همراه شدن احساس‌های بدنی با حمله، فرد را بیش از پیش شرطی کرده و در نتیجه حساسیت بیش از اندازه‌ای نسبت به احساس‌های بدنی خود پیدا می‌کند. در نتیجه احساس‌های بدنی که در همه افراد گاهاً به‌وجود می‌آید و پس از مدتی رفع می‌شود، برای فرد دارای اختلال پانیک معنای شروع حمله را پیدا می‌کند که این امر باعث آن می‌شود که فرد مجدداً در دور ذکر شده در بالا بیفتد.

چنین اضطرابی در مورد حس‌های بدنی، نقش اساسی در تداوم اختلال وحشت‌زدگی (پانیک) بازی می‌کند. حس‌ها می‌توانند ناشی از فعالیت جسمانی، موادشیمیایی مثل کافئین، محرک محیطی ترسناک، و تصاویر یا افکار اضطرابی باشند. وقتی حس‌های بدنی، مورد توجّه فرد مبتلا به اختلال وحشت قرار گیرند، ترسی را در او بوجود می‌آورند. این ترس، حس‌های بدنی را تشدید کرده و منجر به افزایش آن ترس می‌شود و به‌نوبه خود به‌عنوان یک چرخه خودتداوم‌بخش ترس و حس‌های بدنی، منجر به افزایش بیشتر حس‌های بدنی می‌شود که در نهایت منجر به حمله پانیک یا  حمله وحشت زدگی می‌شود. لذا، ترس از تجربه حس‌های بدنی برانگیختگی، به تحول یک حمله وحشت‌زدگی (پانیک) تمام عیار منجر شده و این باور را تقویت می‌کند که باید از این حس‌ها ترسید.

برای شرطی شدن فرد، گاهاً تنها یکبار همراه شدن احساس‌های بدنی با حمله پانیک کافی است و پس از آن، عوامل دیگری چون ایمنی‌جویی و اجتناب که در ادامه توضیح داده می‌شود، باعث تداوم اختلال وحشت (پانیک) می‌شود.

افراد مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی (پانیک) اغلب از این مساله آگاه نیستند که حملات پانیک می‌تواند به این روش (توسط حس‌های بدنی یا محرک درونی و بیرونی) ایجاد شود. این برای افرادی که دارای اختلال وحشت‌زدگی هستند بدین معنی است که حملات وحشت‌زدگی اغلب به‌طور غیرمنتظره و غیرقابل‌پیش‌بینی رخ می‌دهند. چون آنها نمی‌توانند نشانگان حمله وحشت‌زدگی یا حمله پانیک را پس از آغازش متوقف کنند، چنین حملاتی را غیرقابل‌کنترل می‌دانند. غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌کنترل بودن حملات یا حمله پانیک می‌تواند سطوح اضطراب مزمن را تقویت کند. سطوح بالاتر اضطراب مزمن می‌تواند از طریق افزایش فرکانس یا شدت بیشتر حس‌های بدنی مرتبط با اضطراب و همچنین افزایش توجّه فرد به حس‌های بدنی‌اش، احتمال حملات وحشت‌زدگی یا حملات پانیک پانیک آتی را افزایش دهد.

بعضی از مشکلات فیزیولوژیکی می‌تواند حملات پانیک را تداعی کند که باید به رفع آنها اقدام کرد. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. کمی قند خون: پایین بودن قند خون با ایجاد نشانه‌هایی مانند عرق کردن، تپش قلب، احساس ضعف، سرگیجه و غش و لرز، حملات وحشت را تداعی می‌کند. معمولاً افراد به تجربه دریافته‌اند که می‌توانند برای جبران قند خون خود وعده‌های غذایی بیشتری داشته باشند. گروهی دیگر نیز مواد خوراکی چون شکلات و نوشابه می‌خورند که مشکل این مواد آن است که باعث ترشح انسولین در بدن می‌شوند که به‌طور موقت، قند خون را افزایش می‌دهند و پس از مدتی به‌خاطر ترشح انسولین به‌جهت حفاظت از بدن در برابر قند اضافی، سطح قند خون از سطح ابتدایی نیز پایینتر می‌آید. بنابراین لازم است کمی قند خون درمان شود.

۲. پُرکاری و کم‌کاری تیروئید: پُرکاری تیروئید باعث بی‌قراری، تنگی نفس، تپش قلب و لرز و تعریق می‌شود که بسیار شبیه نشانه‌های بدنی حمله وحشت است. بنابراین با تداعی حمله وحشت، فرد را در دور ذکر شده در بالا می‌اندازد و فرد دائم نگران شروع حمله پانیک می‌باشد.

کم‌کاری تیروئید نیز باعث کاهش غلظت کلسیم و بالا رفتن غلظت فسفات در پلاسمای خون می‌شود که در موارد شدید، فرد دچار حالاتی شبیه حمله پانیک می‌شود.

۳. نشانگان کوشینگ: ناشی از افزایش میزان کورتیزول خون است که منجر به افسردگی و اضطراب می‌شود.

۴. نفس نفس زدن: اشاره به نوع تنفس کردن فرد دارد. به‌طور مثال، آسم در کودکی در بعضی افراد، نوع تنفس کردن آنها را تغییر می‌دهد.

۵. مسمومیت کافئین: مصرف زیاد کافئین نیز باعث ایجاد نشانه‌های اضطراب می‌شود که خود منجر به ترس از بروز حمله پانیک می‌گردد.

پاسخ‌های رفتاری به وحشت‌زدگی، به‌ویژه رفتارهای ایمنی‌جویی (مانند: آهسته گام برداشتن جهت بالا نرفتن ضربان قلب، بر روی ارتفاع نرفتن جهت عدم ایجاد سرگیجه، کم خوردن غذا به‌منظور جلوگیری از حالت تهوع) و اجتناب (بیرون نرفتن از خانه به‌جهت ترس از حمله، فرار از موقعیت‌های تنهایی) به‌عنوان عوامل تداوم‌بخش اختلال عمل می‌کنند. همانطور که پیشتر گفته شد، فرد دچار اختلال وحشت‌زدگی اشتباهاً باور دارد حمله وحشت‌زدگی باعث آسیب فاجعه‌آمیز جسمانی و روانی مثل حمله قلبی، دیوانه شدن، بیهوش شدن، یا از دست دادن کنترل خواهد شد. لذا، تجربه حملات وحشتی که در آن هیچ یک از این موارد رخ ندهد، قاعدتاً باید این باورها را تضعیف کند. با این حال، افراد دچار اختلال وحشت در رفتارهای ایمنی‌جویی خاصی درگیر می‌شوند که معتقدند آنها را قادر می‌کند از پیامد ترس فرار کرده یا اجتناب کنند. برای مثال، اگر فردی معتقد باشد طی حمله وحشت بیهوش خواهد شد، ممکن است بنشیند یا شئ‌ای را برای حمایت نگه‌‌دارد. درگیرشدن در رفتارهای ایمنی‌جویی مانع عدم‌تأیید ارزیابی‌های نادرست شناختی می‌شود، لذا به حفظ اختلال وحشت کمک می‌کند. همچنین ممکن است افراد در رفتارهای ایمنی‌جویی طراحی‌شده برای ممانعت از وحشت یا پیامدهای ترسناک آن درگیر شوند، رفتارهایی مانند همراه داشتن همیشگی داروهای ضداضطراب یا مسافرت به‌همراه افرادی که به آنها احساس ایمنی می‌دهد.

پاسخ رفتاری دیگری که باعث تداوم وحشت می‌شود، اجتناب آشکار است. افراد گرایش دارند از مکان‌ها یا موقعیت‌های خاصی که معتقدند احتمال حمله وحشت زیاد است، اجتناب کنند. اجتناب، مانع عدم تأیید ارزیابی‌های نادرست و فاجعه‌آمیز شده و این ترس را تقویت می‌کند که این موقعیت‌های خاص خطرناکند، و لذا احتمال دچار شدن به حمله وحشت در آن موقعیت‌ها در آینده افزایش می‌یابد. بعلاوه، اگر فرد از شرایطی که در گذشته حمله وحشت غیرمنتظره‌ای را در آن تجربه کرده بود، اجتناب کند، حملات آینده به‌طور اجتناب‌ناپذیری به شرایط جدید که پیشتر امن بودند نیز تسری خواهد یافت. بنابراین، حیطه شرایط ایمن محدود می‌شود، به‌طوری‌که اکثر مکان‌ها تبدیل به مکانی خطرناک می‌شود که در آن احتمالاً حمله وحشت رخ می‌دهد. این الگو می‌تواند اجتناب رفتاری و سطوح مزمن ادراک اضطراب را افزایش دهد.

 درمان پانیک

درمان شناختی‌رفتاری (CBT)، مداخله‌ای حمایت‌شده به لحاظ تجربی است. یک فراتحلیل شامل ۲۲ مطالعه درمان شناختی‌رفتاری برای اختلال وحشت‌زدگی یافت شد که در پایان درمان، ۶۳.۳ درصد افرادی که درمان را تکمیل کرده بودند، بهبود یافتند؛ درحالی‌که ۵۳.۸ درصد از افرادی که مقاوم به درمان بودند، بهبود پیدا کردند. هنگامی که ۱۲ تا ۲۳ ماه بعد از پایان درمان، دوباره سنجش انجام شد، این درصد به‌ترتیب به ۷۵.۳ درصد و ۷۱.۶ درصد افزایش یافت. علاوه بر کاهش نشانگان اضطراب و افسردگی، درمان شناختی‌رفتاری برای اختلال وحشت‌زدگی، بهبودی‌هایی را در شاخص‌های کیفیت زندگی ایجاد کرده و تأثیر مفیدی بر سلامت جسمانی دارد.

حین مقایسه درمان شناختی‌رفتاری با دارودرمانی برای درمان پانیک، فراتحلیل جدیدی از ۱۲۹ مطالعه نشان داد که این روش همانند دارودرمانی موثر بوده و به‌طور معناداری نرخ افت کمتری را نشان می‌دهد. یافته‌های فراتحلیلی بیان می‌کند در مقایسه با درمان شناختی‌رفتاری تنها، ترکیب این روش با دارودرمانی می‌تواند نتایج کوتاه‌مدت و نه بلندمدت را بهبود بخشد. یک آزمایش بالینی بزرگ نشان داد در پی عدم تداوم دارودرمانی، گروهی که هم درمان شناختی‌رفتاری و هم دارودرمانی را دریافت کرده بودند، مانند گروهی که فقط درمان شناختی‌رفتاری دریافت کرده بودند، خوب عمل نکردند.

درمان پانیک از طریق ۱. آموزش روانی، ۲. خودنظارتگری، ۳. آموزش تکنیک‌هایی مانند بازآموزی تنفس، ۴. بازسازی شناختی و ۵. مواجهه‌سازی (هم مواجهه‌سازی بدنی و هم مواجهه‌سازی در موقعیت طبیعی) صورت می‌گیرد که در ادامه مختصری از هر یک ذکر می‌گردد.

۱. آموزش روانی

در روش درمان پانیک از طریق آموزش روانی، درمانگر اطلاعاتی را برای کمک به تصحیح تصورات غلط مراجع درباره حمله وحشت‌زدگی و اضطراب و عادی کردن شرایط برای او ارائه می‌دهد و به او اجازه می‌دهد تا بداند درمان‌ پانیک مؤثر هستند. همچنین منطق فعالیت‌های درمانی متعاقب را ارایه می‌کند.

در جلسه اول درمان، درمانگر مطالب زیر را درباره حمله پانیک توضیح می‌دهد تا این حملات در ذهن فرد از حالت غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌کنترل خارج شود و تصورات نادرست فرد درباره‌ی نشانگان وحشت‌زدگی از جمله تصور دیوانه شدن از بین برود.

زمانی که اجداد ما در جنگل‌ها ساکن بودند، در معرض انواع بلایای طبیعی قرار داشتند. طبعاً اگر در شب با نگرانی از حمله شیر و پلنگ نمی‌خوابیدند، به چنان خواب عمیقی فرو می‌رفتند که حضور شیر و یا پلنگ را متوجه نمی‌شدند و طعمه آنها می‌شدند. بنابراین، ما نوادگان اجدادی هستیم که نگران خطرات اطراف خود بودند و در حالت گوش بزنگی قرار داشتند.

کارکرد اضطراب، حفظ بقای نسل است و هنگامی به‌کار می‌افتد که فرد احساس خطر می‌کند. حال این خطر می‌تواند واقعی و یا آنکه تصور فرد باشد. در این زمان، اضطراب در بدن فرد به‌کار افتاده و او را برای جنگ یا گریز (یا فرار) آماده می‌کند. یعنی در جایی که امکان حمله وجود دارد، حمله به عامل ترس و در غیراینصورت، فرار از عامل ترس صورت می‌گیرد. به‌منظور آماده کردن بدن برای جنگ یا گریز، تغییراتی در بدن انجام می‌شود؛ از جمله، افزایش انگیختگی دستگاه عصبی خودمختار که کنترل بسیاری از فرآیندهای بدنی ما مانند دستگاه قلبی- عروقی و معدی- رودی را بر عهده دارد. در هنگام اضطراب، جریان خون به‌سمت اندام‌های انتهایی بدن مانند دست‌ها، پاها و بازوها افزایش می‌یابد و از جریان خون به‌سمت سر و اندام‌های داخلی کاسته می‌شود. ضربان قلب و آهنگ تنفس سرعت می‌یابد و عمل هضم کندتر می‌شود. این تغییرات باعث ایجاد نشانه‌هایی چون افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، سرگیجه، گزگز انگشتان دست و پا، احساس ضعف و احساس تهوع می‌شود. این علائم همگی به‌معنای آماده باش بدن برای مواجهه با یک عامل خطر می‌باشد و خود، فی‌نفسه، خطرناک نمی‌باشد؛ چه که به‌جهت حفظ و بقای فرد به‌کار افتاده است و نه آسیب رساندن به آن. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این سیستم حفاظت از بقای فرد، بیش از اندازه حساس شود و مانند دزدگیری که حساسیت آن بیش از اندازه است، در زمان‌های غیرضروری و غیرمفید به‌صدا درآید.

در حمله پانیک مشکل فرد حمله‌های وحشت و بیم مداوم از وقوع یک حمله دیگر در هر لحظه است. حدود ۳ درصد از افراد دچار حمله پانیک هستند.

فرض محققین آن است که استرس متراکم شده، علت بروز اولین حمله پانیک است. استرس متراکم از جمله می تواند عبارت از تعارضات زناشویی، مرگ و یا بیماری نزدیکان، جراحی، بیماری‌های مهم، فشار محل کار و یا تحصیل و… باشد. استرس تراکمی در افرادی که ترکیبی از آمادگی‌های شخصیتی و شناختی برای اضطراب دارند و یا حمایت اجتماعی اندکی احساس می‌کنند باعث می‌شود تا فرد به رخدادهای منفی و استرس‌زای زندگی بگونه‌ای واکنش نشان دهد که ممکن است در برابر تهدید فیزیکی حیوانات درنده و یا مار نشان می‌دهد و در نتیجه دچار حمله شود.

در هنگام بروز حمله پانیک احساسات شدید بدنی (افزایش ضربان قلب تهوع سرگیجه تنگی نفس و …) بروز می‌کند. به‌دلیل ناخوشایند بودن این احساسات بدنی کم‌کم بیم امکان وقوع حمله‌های دیگر آغاز می‌شود. از آن پس فرد نسبت به احساسات بدنی خود حساسیت بیش از حد پیدا می‌کند و کوچکترین تغییری در ضربان قلب نحوه تنفس و … را دال بر شروع حمله می‌داند. تغییرات فیزیولوژیکی که گاه به گاه در بدن هر کسی بروز می‌کند، برای فردی که دچار حمله وحشت زدگی شده است معنای شروع حمله را پیدا می‌کند. به‌طور مثال، احساس سرگیجه، ضربان قلب و تهوع که ممکن است در هر فردی بروز کند و پس از چند دقیقه رفع شود در فردی که دچار حمله پانیک است به‌جهت شرطی شدن معنای شروع حمله را پیدا می‌کند.

دومین عامل در حملات پانیک عامل شناختی است. عامل شناحتی در قالب گفتگوهای درونی وارد عمل می‌شود: «وای اگر ضربان قلبم بالاتر برود چه؟؛ اگر غش کنم آبرویم می‌رود؛ در میهمانی حتماً دچار حمله خواهم شد؛ اگر دچار حمله پانیک شوم آنها چه قضاوت بدی درباره من می‌کنند؛ دارم دیوانه می‌شوم.»

این افکار منفی باعث تشدید احساسات بدنی می‌شود یعنی ضربان قلب را افزایش می‌دهد، سرگیجه را تشدید می‌کند و … . تشدید احساسات بدنی به‌نوبه‌ی خود باعث می‌شود افکار منفی فرد تقویت شود و او بر درستی باور خود مبنی بر شروع حمله بیشتر یقین حاصل کند و به‌خود می‌گوید پس درست فکر می‌کنم که دارم دچار حمله می‌شوم. درحالیکه این نشانگان به‌جهت چرخه منفی احساسات بدنی و افکار منفی است که در فرد شدت پیدا کرده است. در نهایت، برانگیختگی به‌حدی می‌رسد که گاهاً فرد دچار حمله می‌شود. هر چه تعداد این حملات بیشتر شود فرد بیشتر شرطی شده و نسبت به تغییرات بدنی خود حساس‌تر می‌شود. او دیگر تغییرات بسیار اندک بدن خود را نیز متوجه شده و آن را نشانه شروع حمله فرض می‌کند.

پس از عوامل فیزیولوژیک و عامل شناختی عامل سوم رفتاری است. پس از آنکه حمله پانیک اتفاق افتاد فرد برای مقابله با خطر وقوع مجدد آن، دو راهکار را اتخاذ می‌کند که هردو باعث تداوم بیشتر چرخه حمله پانیک در فرد می‌باشد: ۱. ایمنی‌جویی، ۲. اجتناب.

در ایمنی‌جویی فرد سعی می‌کند تا با بکارگیری چیزهایی که احساس اطمینان به او می‌دهند احساس خطر درونی خود را کاهش دهد. به‌طور مثال، هر جا می‌رود دوست و یا والدین خود را همراه می‌برد. در مورد هر مراجع باید تحقیق کرد که از چه عواملی به‌عنوان ایمنی‌جویی استفاده می‌کند تا پس از شناسایی موارد آن، اندک‌اندک مراجع بدون آنها با خطر تصوری خود مواجه شود. در برخی موارد استفاده از داروهای آرام‌بخش نیز به‌عنوان موارد ایمنی‌جویی محسوب می‌شود، زیرا فرد تصور می‌کند این داروها هستند که اضطراب او را کم کرده‌اند و بنابراین لازم است مواجهه‌سازی‌ها پس از مدتی در هنگام قطع دارو انجام شود تا فرد نسبت به‌خود احساس اطمینان پیدا کند.

در اجتناب فرد از حضور در مکان‌ها یا موقعیت‌هایی که معتقد است احتمال وقوع حمله پانیک زیاد است اجتناب می‌کند. این امر باعث می‌شود فرد هیچ وقت نفهمد که این موقعیت‌ها خطرناک نیستند بلکه فرض او تقویت می‌شود که اگر دچار حمله نشده است به‌خاطر آن است که از این موقعیت‌ها اجتناب کرده است. مشکل آن است که اجتناب تنها در یک محدوده باقی نمی‌ماند و دایماً گسترش پیدا می‌کند. در ابتدا فرد تنها می‌ترسد خارج از شهر دچار حمله شود و به خود می‌گوید برای آنکه دچار حمله نشود بهتر است خیلی دور از شهر نشود. ولی در صورتی که به فکر خود عمل کرده و اجتناب کند گفتگوهای درونی تهدیدآمیزتر شده و اینبار به او می‌گوید از کجا معلوم که داخل شهر نیز دچار حمله نشوی. پس از مدتی مجدداً گفتگوی درونی به او می‌گوید از کجا معلوم که در فاصله بیش از ۱ کیلومتر از خانه دچار حمله وحشت زدگی نشوی. و در نهایت به مرحله‌ای می‌رسد که فرد از خانه نمی‌تواند خارج شود زیرا فرد باور پیدا کرده است که اجتناب و ایمنی‌جویی او بوده که باعث شده است او دچار حمله پانیک نشود.

آنچه به فرد برای درمان پانیک کمک می‌کند، مواجهه با موضوع اضطراب است.

پس از آنکه، سه مؤلفه مهم ترس و اضطراب – نشانه‌های فیزیکی، افکار (شناخت‌ها) و رفتارها – و نیز چگونگی تعامل آنها در کمک به بقای اختلال وحشت‌زدگی آموزش داده ‌شد مراجعین تشویق می‌شوند نشانه‌های فیزیکی، افکار و رفتارهای مربوط به دوره اخیر وحشت خود را فهرست‌وار بنویسند و دریابند چگونه پاسخ‌های آنها ممکن است آنها را طولانی یا تشدید کنند. برای مثال، زمانی‌که تینا متوجه می‌شود ضربان قلب او تند شده است، این ترس بر او غلبه می‌کند که دچار حمله وحشت‌زدگی خواهد شد و غش خواهد کرد. این فکر هشداردهنده منتهی به ضربان قلب تندتر و دیگر نشانه‌های فیزیکی اضطراب شد که نهایتاً ترس او از داشتن حمله پانیک را بیشتر کرد. رفتار او (با عجله به خانه رفتن، جایی که امن است) این باور او که هر کجای دیگر ناامن است را تقویت می‌کند. توضیح داده شد که هدف درمان، قطع این چرخه منفی توسط پرداختن به سه مؤلفه اصلی اضطراب است: تغییر خودگویی‌ها یا باورها، کنترل واکنش‌های فیزیولوژیکی و رویارویی با اشیاء، موقعیت‌ها و مکان‌هایی که ایجاد ترس می‌کنند.

۲.خودنظارتی

در درمان پانیک از روش خود نظارتی به درمانجوها کمک می‌ شود به‌جای آنکه به‌صورت ذهنی درباره واکنش احساسی خود قضاوت کنند، به‌عنوان ناظر بیرونی آن را مشاهده کنند. خودنظارتی می‌تواند اضطراب را کم کند، درک واکنش‌های احساسی را بالا ببرد و احساس کنترل را افزایش دهد. برای نمونه، ارزیابی ذهنی تینا «من احساس اضطراب می‌کنم، پس به‌هیچوجه نمی‌توانم به خرید بروم» می‌تواند به‌صورت عینی اینگونه توصیف ‌شود: «قلبم تندتر می‌زند. فکرم این است که اگر به مغازه بروم، دچار حمله وحشت (وحشت‌زدگی) خواهم شد و غش خواهم کرد». از درمانجویان خواسته می‌شود یک فرم نظارتی را برای یک حمله اخیر وحشت‌زدگی کامل کنند که شامل جزئیات زیر است: احساسات فیزیکی، افکار و واکنش‌های رفتاری، همینطور موقعیتی که در آن حمله رخ داد و درجه بیشینه ترس.

 جدول خودنظارتگری را مانند جدول نمونه برای درمان پانیک خود به‌مدت یکماه پر کنید:

احساسات فیزیکی افکار واکنش رفتاری موقعیت حمله میزان اضطراب
تپش قلب- تهوع- تنگی نفس اگر بیرون بروم دچار حمله می‌شوم- آبرویم می‌رود- نمی‌توانم جلوی افتادنم را بگیرم و غش می‌کنم. در خانه می‌مانم. دوستانم از من می‌خواهند که پس از تولد بیرون برویم. ۹۰
تهوع- تپش قلب اگر غذا زیاد بخورم دچار حمله می‌شوم. احتمالا استفراغ می‌کنم. غذا بسیار کمتر از حد سیری می‌خورم. سر میز غذا ۹۰

 

۳. آموزش تکنیک‌های آرام‌سازی در درمان پانیک

بازآموزی تنفس به‌عنوان یک مهارت انطباقی در توقف واکنش‌های بیش از حد فیزیولوژیکی در درمان پانیک معرفی می‌شود. مکانیسم‌هایی که به‌وسیله آنها بازآموزی تنفس موثر واقع می‌شود و میزان مؤثر بودن آن برای وحشت‌زدگی، همچنان تحت بررسی هستند. با وجود این، مهم است که درمانجوها از آن به‌عنوان وسیله‌ای برای اجتناب از احساسات منفی استفاده نکنند. به درمانجو، تنفس دیافراگمی آموزش داده می‌شود: تنفس از شکم به‌جای سینه. قرار است درمانجو با شمارش دَم (یک) و فکر کردن به کلمه‌ی «آرامش» هنگام بازدم، روی تنفس‌ خود تمرکز کند. درمانجو برای نخستین هفته تمرین‌، باید با میزان و سرعت نرمال نفس بکشد. بعد از سه تا پنج دقیقه تمرین در جلسه، تکلیف بازآموزی تنفس برای هفته آینده به مراجع محول می‌شود: ده دقیقه تمرین، دوبار در روز در یک مکان راحت و آرام. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بیابید)

تکنیک دیگر مورد استفاده در درمان پانیک آرمیدگی تدریجی عضلات است. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بیابید).

۴. بازسازی شناختی

بازسازی شناختی، فرایند جابجا کردن افکار مضطربانه خودکار یا خطاهای شناختی (توضیح کاملتر را می‌توانید در مقاله تحریفات شناختی بیابید) با افکار واقع‌گرایانه‌تر است. این امر شامل آموزش خطاهای شناختی معمول در مورد اضطراب (بیش‌برآورد خطر و فاجعه‌سازی) به درمانجو و نحوه شناسایی افکار مضطربانه خودکار خود می‌شود. سپس، به آنها آموزش داده می‌شود چگونه این افکار را به‌عنوان فرضیه تلقی کنند و برای تأیید یا رد آنها، شواهدی جمع کنند. در نهایت، آنها تشویق می‌شوند فرضیه‌های جایگزین ایجاد کنند و برای تأیید و رد آنها شواهدی جمع کنند.

به مراجع توضیح داده می‌شود اگرچه افکار مضطربانه می‌توانند «خودکار» باشند و خیلی سریع و بدون آگاهی کامل رخ‌دهند، ولکن می‌توانند بر احساسات و اَعمال اثر بگذارند. محتوای این افکار، خاص است و ممکن است در موقعیت‌ها و زمان‌های مختلف، متفاوت باشد. متعاقباً، شناسایی یا پیش‌بینی محتوای خاصی که در موقعیت‌های خاص، اضطراب ایجاد می‌کند، اهمیت دارد.

به مراجع آموزش داده می‌شود از تکنیک «پیکان رو به پایین» برای شناسایی این افکار خودکار خاص، استفاده کند. این تکنیک اینگونه عمل می‌کند: درمانجویان از خودشان می‌پرسند، مثلاً در یک موقعیت فرضی، از چه چیزی می‌ترسند و سپس، تشخیص می‌دهند اگر این ترس‌ها واقعی بودند، چه معنایی داشتند و چه اتفاقی می‌افتاد. آنگاه، معنای افکار لایه‌های زیرتر بررسی می‌شود و این فرایند ادامه پیدا می‌کند تا فکر مرکزی خودکار مضطربانه شناسایی ‌شود. برای مثال، تینا در فرم نظارتی خود اینگونه نوشت که هنگام رانندگی، وقتی ضربان قلبش تند شد، ترسید؛ بنابراین ماشین را کنار زد و مادرش جای او پشت فرمان نشست. برای پرده برداشتن از فکر خودکار او، درمانگر باید از او بپرسد اگر قلبش به تندزدن ادامه می‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد. درمانگر در جواب تینا که می‌گوید: « این وحشتناک است!» می‌تواند بپرسد که او تصور می‌کند چه اتفاقی می‌افتاد که از نظر او وحشتناک است. مجدداً درمانگر در جواب به تینا که می‌گوید: «قلبم تندتر می‌زد، من شروع به لرزش می‌کردم و غش می‌کردم» می‌تواند بپرسد که از نظر او، اگر آن احساسات را واقعاً تجربه می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد. درمانگر می‌تواند این پرسش‌ها را ادامه دهد تا به باور مرکزی اضطراب او برسد، این باور که اگر ماشین را کنار نمی‌زد، غش می‌کرد، ماشین تصادف می‌کرد و خود و مادرش را به کشتن می‌داد. این توضیح داده می‌شود که شناسایی فکر خودکار، نخستین گام در بازسازی شناختی است و باید به‌عنوان بخشی از تکلیف خودارزیابی این هفته تمرین شود.

سپس، به مراجعین آموزش می‌دهند به افکارشان نه به‌عنوان حقایق مسلم، بلکه به‌عنوان فرضیه نگاه کنند. از روش پرسش سقراطی برای کمک به آنها در جمع‌آوری شواهد برای تعیین یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، استفاده می‌شود. برای مثال، تینا فکر می‌کند احتمال از دست دادن کنترل ماشین و تصادف‌کردن حین حمله وحشت زدگی نزدیک به ۱۰۰٪ است. از او سوال می‌شود آیا این اتفاق قبلاً هم افتاده است و آیا مدرکی برای وقوع یا عدم‌وقوع آن در دست دارد. پس از رسیدن به یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، در ایجاد افکار جایگزین به مراجع کمک می‌شود. برای تینا، یک فرضیه جایگزین ممکن است این باشد: من فقط در حال تجربه اضطراب هستم و هنگام تجربه افکار و احساسات بدنی مضطربانه، قادر به رانندگی هم هستم.

۵. مواجهه‌سازی

قرارگیری مکرر در معرض احساسات ترس‌برانگیز بدنی (مواجهه‌سازی بدنی) و موقعیت‌های ترس‌برانگیز (مواجهه‌ در موقعیت‌های طبیعی) برای رد ارزیابی نادرست شناختی و خاموش‌سازی واکنش‌های هیجانی شرطی به این احساسات و موقعیت‌ها از جمله اصلی ترین روش های درمان پانیک محسوب می شود. استفاده از بازآموزی تنفس و بازسازی شناختی برای مواجهه با این احساسات و موقعیت‌ها، تجربه‌های تصحیحی در اختیار درمانجوها قرار می‌دهد که با اجتناب یا فرار از این احساسات و موقعیت‌های ترس‌برانگیز، به‌دست نمی‌آیند.

در ابتدا مواجهه‌سازی فیزیکی انجام می‌شود تا باعث افزایش یادگیری درباره احساسات بدنی شود. به مراجعین گفته می‌شود احساسات فیزیکی آنها که برانگیزاننده اضطراب هستند، تحریک می‌شوند تا بیاموزند این احساسات مضر نیستند و می‌توان آنها را تحمل کرد. شرطی‌شدن حس‌های بدنی را به‌یاد آنها می‌آورند و اینکه چگونه تغییرات جزئی در فیزیولوژی می‌تواند آغازگر افکار مضطربانه و برانگیختگی فیزیولوژیکی بیش از حد در آنها، به‌دلیل جفت‌شدن پیشین حس‌های بدنی با حمله وحشت‌زدگی شود. به مراجعین یادآوری می‌شود اجتناب از تغییر در حالت فیزیکی یا اجتناب از فعالیت‌هایی که باعث تغییر در حالت فیزیکی می‌شوند (مانند اجتناب از دویدن به‌جهت آنکه ضربان قلب را بالا برده و تداعی‌کننده حمله وحشت زدگی می‌شود)، جلوی یادگیری اصلاحی را می‌گیرد، یادگیری مبنی بر این که نشانه‌های فیزیکی مضر نیستند و می‌توان آنها را تحمل کرد. توضیح داده می‌شود که اجتناب، ترس را تداوم می‌بخشد. آنها با رویارویی با احساسات بدنی که ناراحت‌کننده هستند، می‌آموزند که دیگر از این احساسات نترسند.

درمانجویان به انجام فعالیت‌هایی (برای نمونه، بالا رفتن از پله، چرخش، به نفس‌نفس افتادن و غیره) هدایت می‌شوند تا حس‌های بدنی تجربه‌شده در حمله وحشت زدگی را مجدداً تجربه کنند. آنها باید پس از اولین بار که متوجه احساسات بدنی خود می‌شوند، ۳۰ ثانیه فعالیت را ادامه دهند. سپس، حس‌های بدنی که داشتند، میزان اضطراب‌شان و میزان شباهت این احساسات را با احساسات بدنی حین تجربه حمله وحشت ثبت ‌کنند. یک فعالیت با درجه متوسطی از ترس و اندکی شباهت با احساسات واقعی ناشی از حمله وحشت زدگی برای تمرین مواجهه‌سازی احساسات فیزیکی در درون جلسات به‌کار می‌رود و به‌عنوان تکلیف محول می‌شود (تا سه بار در روز تمرین شود). به مراجعین آموزش داده می‌شود تمرین‌ها اینگونه کنترل ‌شوند: تحریک احساسات، ارزیابی میزان ترس، استفاده از بازآموزی تنفس و بازسازی شناختیِ مهارت‌های انطباقی. مراجعین باید به این پرسش‌ها در هر تمرین پاسخ دهند: آیا فاجعه‌‌ای که از آن می‌ترسیدند (مثلاً از دست دادن کنترل) اتفاق افتاد؟ آیا آنها از ترسیدن جان سالم به‌در بردند؟ آیا ترس‌ آنها با تکرار، فروکش کرد؟

پس از آن، توضیح داده می‌شود که نوع بعدی مواجهه‌سازی، مواجهه‌سازی در محیط طبیعی است: مواجهه‌سازی با مکان‌ها و موقعیت‌هایی که درمانجویان از آنها دوری می‌کنند یا با هراس وارد آنها می‌شوند. برای تکلیف، درمانجویان باید سلسله‌‌مراتبی از این موقعیت‌ها را با درجه‌بندی شدت ترس هر موقعیت، ترتیب دهند. سلسله‌مراتب رانندگی برای تینا (با نرخ‌های ترس در داخل پرانتز) ممکن است اینگونه باشد: نشستن در ماشین (۱)، یک مایل رانندگی با حضور مادر در ماشین (۳)، رانندگی به‌سمت فروشگاه محلی همراه مادر (۴)، ۵ مایل رانندگی در بزرگراه همراه مادر (۷)، رانندگی به‌سمت فروشگاه محلی به‌تنهایی (۸)، ۵ مایل رانندگی در بزرگراه به‌تنهایی (۱۰).

جلسات بعدی به نشانه‌های ایمنی اختصاص دارد که شامل این موارد می‌شوند: افراد و اشیاء خاص که باعث می‌شوند فرد در برابر اضطراب، از دست دادن کنترل، جراحت فیزیکی یا خجالت، احساس امنیت کند. در مورد تینا، خانه‌اش، والدینش و اسپری تنفسی، همگی نشانه‌های ایمنی بودند. به مراجع توضیح داده شد که کنار گذاشتن نشانه‌های ایمنی، تأثیر یادگیری مواجهه‌سازی را بهبود می‌بخشد. مراجع هنگام رویارویی موقعیت‌ها همراه با نشانه‌های ایمنی، همچنان باور دارد موقعیت‌ها خطرناک هستند، ولکن جلوی خطر به‌واسطه نشانه‌های ایمنی گرفته می‌شود. کنار گذاشتن نشانه‌های ایمنی با سلسله‌‌مراتب مواجهه‌سازی مستقیم، ترکیب می‌شوند.

خاتمه

تقریباً ۵٪ جمعیت، اثرات ناتوان‌کننده اختلال یا حمله وحشت زدگی را تجربه خواهند کرد؛ حالتی که اگر درمان نشود، نسبتاً مزمن خواهد شد. درمان‌های شناختی‌رفتاری برای درمان پانیک بسیار مؤثر هستند، اغلب درمانجویانی که تحت درمان CBT‌ برای درمان پانیک قرار می‌گیرند، نشانه‌های اختلال یا حمله وحشت زدگی و شرایط همراه‌ آنها بسیار کاهش می‌یابد و سلامت و شاخص‌های کیفی زندگی آنها پیشرفت می‌کند. این پیشرفت‌ها در انتهای درمان دوازده هفته‌ای مشاهده می‌شود و طی سال‌های بعد ادامه می‌یابد. با وجود این، این درمان‌ پانیک همیشه موفق نیست. تقریباً ۲۰٪ درمانجویان، درمان پانیک را زودهنگام رها می‌کنند و حدود ۲۵٪ از آنها که درمان پانیک را کامل کرده‌اند، پیشرفت معناداری نسبت به عملکرد پایه، نشان نخواهند داد.

نکته: برای درک بهتر اختلال پانیک توصیه می‌کنم مقاله اختلال پانیک را تحت کنترل درآورید را مطالعه کنید. درک شناختی هر چه بیشتر این اختلال، به درمان آن کمک می‌کند.

منابع:

۱.هافمن، دیوید (۲۰۱۲). درمان شناختی‌رفتاری در بزرگسالان. ترجمه: دکتر کامیار سنایی. نشر ارجمند.

۲. بارلو، دیوید اچ و سرنی، ای جروم (۱۳۹۰). درمان روان‌شناختی وحشت. ترجمه: آناهیتا تاشک. مرکز نشر دانشگاهی.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، مرداد ۹۶.

درباره مدیریت سایت

۱۱۴ نظر

  1. سلام اقای دکتر. من پانیکم به لطف مطالب شما نود درصد درمان شد. ولی جدیدا مشکل عجیبی برای من بوجود اومده اونم اینکه از هرچیز و هرکس عصبی میشم و خشم عجیبی تو وجودم میاد. نسبت به اکثر ادما حساسیت پیدا کردم و وقتی این خشم عصبانیت میاد تو وجودم که با حس اضطراب و استرس قبلیم فرق داره همش ترس اینو دارم که الان سکته میکنم ازین حالت جدید و خشم عصبانیت. و باز دوباره من درگیر یک مریضی روحی جدید شدم. ممنون میشم راهنماییم کنید

    • سلام. شما باید با یک روانشناس دلایل این تغییر حالت را بررسی کنید. ولی یک احتمال ان است که شما فردی هستید مهرطلب که سعی دارید کسی را ناراحت نکنید ولی از درون بسیار خشمگین. وقتی از دست کسی ناراحت می شدید از ترس انکه نکنه چیزی بگم و یا رفتاری نشان بدهم که باعث ناراحتی بشوم دچار وحشت و اضطراب می شدید که تبدیل به پانیک می شد. اکنون بنظر یاد گرفتید که خشم خود را بفهمید و متوجه شوید از دست دیگران ناراحت هستید. چیزی که قبلا انکار می کردید ولی در وجود شما بود. این یک مرحله رشد در شما است. ولی می توانید حال خشمهای خود را مدیریت کنید.

  2. سلام آقای دکتر خسته نبشین ممنون از اطلاعات مفیدتون
    من ۳۱سالمه و حدود ۱۰ماه هست ک استرس و ترس های بیخود دارم.یک شب از شدت دست درد و تنگی نفس و حالت تهوع بیدار شدم و حس کردم دارم سکته میکنم به درمانگاه مراجعه کردم و به دکتر قلب مراجعه کردم و بمن گفتن مشکلی ندارید و مشکل پانیک هست.اما از اون موقع به بعد میترسم تنهایی جایی برم و بزرگترین چیزی ک منو میترسونه ترس از رانندگی هست.همش فک میکنم ک در هنگام رانندگی حالم بد میشه.با اینکه چندین بار با این ترس مواجه شدم اما هنوز هروقت میخام برم بیرون از این مورد رنج میبرم.کلن طوری شدم که هرلحظه احساس مرگ میکنم و هرجایی که میرم حتمن باید بیمارستان نزدیک من باشه که اگه مشکلی برام پیش اومد خیالم راحت باشه.
    از طرف دیگر من قبلن خیلی شجاع و پرانرژی بودم اما الان کاملا دختری ناامید و ترسو شدم.حالا شوال من اینه ک مشکل من پانیک هست یا افسردگی؟ و واسه درمانش چه راهی رو بمن پیشنهاد میکنید؟چون واقعن این مشکل منو خسته کرده و طوری شده ک به خودم میگم مردن برام از تحمل اینچیزا راحت تره
    ممنون میشم اگه منو راهنمایی کنین

    • سلام. مشکل شما پانیک است که بدلیل اینکه درمان نکردید همراه شده است با آگورافوبیا یا بیرون هراسی. حتما به یک مشاور متخصص در این زمینه مراجعه کنید زیرا هرقدر مشکل کهنه تر شود ترسهای شما به چیزهای جدیدی پیوند می خورد و از چیزهایی که قبلا نمی ترسیدید خواهید ترسید زیرا ذهن شما ظرطی می شود. بنابراین به یک روانشناس مجرب سریعتر مراجعه کنید.

      • ممنون از پاسخدهی شما
        متاسفانه من پزشکی در این زمینه پیدا نکردم.ایا پزشکی در این زمینه در شهر شیراز میشناسین بمن معرفی کنید؟ممنون میشم راهنمایی فرمایید

        • شما هم نیاز به روانپزشک دارید(که براحتی می توانید در شیراز بیابید زیرا داروهای شما مشخص است و پیچیدگی ندارد) و هم نیاز به روانشناس متخصص در پانیک که پیدا کردن روانشناس خوب متخصص کمی دشوار است. بهتر است از دوستان و اشنایان و کسانی که نزد روانشناس رفته اند جویا شوید. متاسفانه من کسی را در شیراز فعلا نمی شناسم

        • ممنون و تشکر از جوابدهی شما
          من میخاستم ببینم حتمن باید برای این مشکل ارو مصرف کنم؟یا اینکه بدون مصرف دارو درمان میشم؟راستش من کلن با خوردن دارو مشکل دارم

        • در صورتی که جلسات مشاوره را بمدت ۱۲ جلسه منظم شرکت کنید و تمرینها را انجام دهید در مورد شما نیازی به دارو نیست . در نهایت درمان پانیک در اکثر موارد درمان غیر دارویی است.

  3. سلام اقای دکتر پدرم۷۳سالشه ازچندسال پیش مبتلا به دوقطبی بوده با رهاکین وریسپریدون تاحدزیادی قابل کنترل بودازپنج ماه پیش حملات پانیکش شدت پیداکرده و تمام طول روز بدنش بی حسه و حتی نمیتونه راه بره انگار فلج شده وبشدت ترس از مرگ داره و بی قرار و وابسته به اطرافیان شده.رهاکین بهمراه وریسپریدون اثر نداره بهمراه الانزاپین اثر نداره هالوپریدول اثر نداره تمام داروها رو مصرف کرده اثر نداره دکتر میگه بدنش مقاوم شده.بنظرتون چه دارویی رو به دکترش پیشنهاد بدیم؟

    • سلام عزیزم. من روانشناس هستم. شما باید با یک روانپزشک درباره داروها مشورت کنید. ورزش منظم می تواند بشدت به او کمک کند. بهتر است فعالیتهای هدفداری در زندگی برای خود ایجاد کند. هر قدر بیشتر بی هدف در طول روز وقت بگذراند احساسات بد او مضاعف می شود. از او بخواهید کارهایی را در خانه متعهد و متقبل شود. باید احساس مفید بودن بکند.

      • تقریبا تمام روانپزشک های اسنان حتی بیمارستان روانپزشکی بردیمش اما هیچ دارویی تاثیر نداره متاسفانه.شما میتونید یه روانپزشک باتجربه و باسواد توی استان اصفهان بهم معرفی کنید؟حتی دیگه توانایی راه رفتن ونشستنم نداره تمام شبانه روز ناله میکنه و داد میزنه میترسه و کمک میخاد

  4. سلام باعرض تشکر از مقاله بسیار خوبتون.من تقریبا سه سال پیش نیمه شب در حالی از خواب پریدم که هر دو دستم کاملا فلج شده بودن اما دنبال علت نرفتم تا یکسال بعد که بعد از یه تنش بعد از بیدار شدن از خواب بعد از ظهر متوجه شدم که تمام بدنم فلج شده و اصلا قادر به نشستن هم نبودم و زبانم گرفته و مبهم بود در حالیکه هوشیار هوشیار بودم و با وجود ناتوانی در صحبت و حرکت ولی همه اتفاقات و واکنشهای اطرافم رو میفهمیدم.این حالت تقریبا یک ساعت طول کشید ولی بعد از ان دوباره ایجاد شد این بار حالت تیک در دستانم هم داشتم و ناخواسته دستم به زمین کوبیده میشد و هیچ اختیاری در حرکات اندامم نداشتم .دکتر برام سرترالین و گاپاپنتین شروع کرد .خوابم خیلی بده و شبها خوابم نمیبره به جاش صبحها میخوابم .بیداری شبانه ام تا ساعت ۴ ،۵ صبح پیش رفته.گاهی احساس لرزش دارم انگار که زلزله اومده اونقدر که حتی به لوستر نگاه میکنم که تکون میخوره یا نه.ترس از دست دادن پدرومادرم رو به شدت دارم با وجود اینکه دو فرزند دارم.راستش خیلی اذیتم اصلا دوست ندارم این حالت تو جمع برام رخ بده.در ضمن میگرن هم دارم .لطفا بگید داروهایی که مصرف میکنم موثرن؟و درمان دیگه ای مثل مراجعه به روانشناس هم لازمه یا نه.بازهم تشکر ببخشید که طولانی شد

    • سلام. شما نفرمودید که تشخیص پزشک شما چی بود. من اطلاعی ندارم که مشکل شما فیزیولژیک است یا عامل روانشناختی نیز در آن دخیل است. اما چیزی که مسلم است ان است که شما اضطراب زیادی دارید. کاهش اضطراب به شما کمک زیادی می کند.

      • با سلام مجدد و تشکر از پاسخگوییتون.دکتر میگه اضطراب شدید و شوک عصبی.ام آر آی و نوار مغزم نرمال بوده.یه سوال دیگه اینکه در پانیک فلج موقتی با گنگی زبان رخ میده ؟

        • از علامتهای شایع پانیک نیست ولی در صورتی که اضطراب شدید باشد می تواند منجر به این دو نیز بشود.

  5. سلام روزتون بخیر
    مادر من در شب دچار حمله می شن، نمی دونم دقیقا پنیک هست یا نه
    به این صورت که یهو با فریاد از خواب پا می شن و گاهی اگر کسی اطراف نباشد خودشون رو می زنن چون حس می کنن خدای نکرده سکته کردند و بدنشون لمس شده و خودشون رو می زنن که از اون حالت لمس در بیان و ما باید بگیم خواب بوده و آب بدیم تا خوب شن و معمولا دستشون کرخت می شه یا حس کرختی داره(مثل زمانی که روی دستت می خوابی)
    از بعد مرگ خواهرشون هم این مساله شدت یافته
    در ضمن روز بعد هم اتفاق رو خیلی به یاد نمیارن
    من و مادرم هر دو مشکل بختک داریم من نمی دونم این همون بختک هست یا نه

    • سلام. بله این موضوع زبطی به پانیک ندارد و در اصطلاح بختک است. بختک یعنی جسم بیدار می شود ولی مغز هنوز بیدار نیست و توان دادن فرمان به جشم را ندارد و فاصله زمانی بین این دو که پس از چند ثانیه خوب می شود را بختک گویند. اگر مائر درک کند که این موضوع اولا یسیار شایع و در ثانی بی خطر است وحشت نخواهند کرد.

  6. .مطالبتون عالی وملموس بود..واقعا بهترین راه برای درمان این بیماری،آگاهی درباره آن است..
    یک سوال داشتم از حضورتون..اینکه علت سرگیجه های عصبی جز نرسیدن خون به مغز چیست؟و اینکه راهی فیزیکی برای درمان این نوع سرگیجه هست یا خیر؟غیر از موارد روان درمانی که فرمودید..

    • علت دیگری ندارد. دلیلش ان است که بدن خود را برای شرایط اضطراب آماده می کند و این شرایط نیازمند واکنش سریع است و واکنش سریع کمتر نیازمند تفکر و بیشتر نیازمند عکس العمل است بنابراین حجم بیشتر خون از مغز راهی دست ها و پاها می شود تا آماده واکنش شوند. این اتفاق را شما به حالت سرگیجه درک می کنید. مانند زمانی که ناگهان از تخت برمیخیزید و خون به مغز دیرتر میرسد و طبیعتا لحظه ای دچار سرگیجه می شوید.

      • سلام دوستان. منم حمله پانیک دارم خیلی عذابم داده. چ شبا ک از ترس نخوابیدم. ۴سال قرص اسنترا و کلونازپام مصرف مکنم. دو جلسه رفتم هیپنوتیزم درمانی خیلی تاثیر گذاربود. یدونم تو شهرمون انرزی درمانی هستش پیش اون مخوام برم ببینم چجوریه. اگ کمکی از دستم بر بیاد خیلی دوست دارم کمکتون کنم ازاین مشکل خلاص بشین.

  7. سلام آقای دکتر لطفا کمکم کنید من واقعا از دست این پانیک کلافه شدم خستم کرد دیگه افسرده شدم امیدی برام نمونده نمیدونم چیکار کنم با اینکه هیچ استرسی ندارم همیشه هستش دیگه واقعا غیرقابل کنترل شده از اینکه این حس لعنتی همیشه هستش خسته شدم از اینکه من تنها کسیم داره که عذاب میکشه متنفرم لطفا کمکم کنید
    واقعا به کمک یکی نیاز دارم…..

    • سلام. هر قدر اگاهی شما درباره پانیک بیشتر شود توان کنترل و مدیریت ان برای شما بیشتر می شود. مقاله درمان پانیک را در سایت مطالعه کنید. با یک درمانگر مشاوره کنید تا راههای غلبه بر پانیک را به شما آموزش بدهد.

  8. دکتر چرا حمله پانیک من انقدر طولانیه؟ مثلا خفگیم انگار دائمیه حتی یه لحظه هم قطع نمیشه مگه حمله پانیک نیم تا یک ساعت طول نمی کشه؟البته من یه دوره ی پر از استرس رو گذروندم یعنی تو این یه ماه خیلی استرس داشتم در ضمن من تنفسم از راه بینیم کوتاه میشه الان ساعت ۰۰:۴۲ دقیقه ست که من از ترس هنوز نخوابیدم میترسم نفسم بند بیاد

    • سلام عزیزم. یک دلیل طولانی شدن پانیک شما این است که دچار دور باطل می شوید. یعنی بطور مثال فکرتان ابتدا به سمت نفستان می رود و احساس می کنید مشکل دارید. سپس می ترسید و در نتیجه ضربان قلبتان بالا می رود و واکنش فیزیکی نشان می دهید که در نتیجه آن تنفستان تنگ تر می شود. این موضوع باعث می شود فکرتان باز بیشتر درگیر شود و افکار غلط خفه شدن تشدید شده و باورتان مبنی بر اینکه پس درست فکر می کردم که دارم خفه می شوم تایید شود. این موضوع باز واکنشهای بیشتر فیزیووژیک شما را باعث می شود و این دور برای مدتی ادامه پیدا می کند.

  9. با نهایت تشکر از دکتر عزیز ، مقاله بالا بسیار راهگشا و بسیار سودمند بود ، ممنونم از محبت های بی منت شما

  10. ته حلقم یه برامدگی به وجود اومده یه چیزایی عین تاول زده رفتم پیش دکتر گوش و حلق بینی بهم گفت عفونته انتی بیوتیک داد ولی خوب نشدم تازه بدتر هم شدم ممکنه این هم بخاطر استرس باشه؟

    • سلام. اگر دکتر تشخیص عفونت داده است و آنتی بیوتیک تاثیری نداشته ممکن است نیاز به درمان بیشتر و با مدت زمان بیشتری داشته باشید. اضطراب در مجموع سیستم ایمنی فرد را ضعیف می کند و بنابراین و نیز می تواند بهبود را به تاخیر بیندازد.

  11. گرفتکی عضلات هم مربوط به پانیکه؟ اینکه عضلات گردن و قفسه سینم میگیره جای نگرانیه؟ اخه وقتی عضلات قفسه سینم و گردنم میگیره احساس میکنم هر لحضه ممکنه خفه بشم یا نفسم بند بیاد

    • سلام. بله. اینها همگی تنها علائم اضطراب بالا در شما است. باید بدانید که اضطراب بدلیل حفظ و بقای بدن ایجاد می شود و نشانه ان است که روان احساس خطر کرده و با اضطراب سعی در حفظ جسم می کند بنابراین باید بدانید که اضطراب باعث خفگی در شما بهیچوجه نمی شود. تنها مدتی بطول می انجامد و تمام می شود.

  12. سلام من حدود سه سال پیش بهم خفگی دست میداد عضلاتم میگرفت طوری که خیلی سخت نفس میکشیدم همه جور ازمایش رو دادم تست تنفس و…. از لحاظ جسمی کاملا سالم هستم الان حدود هشت ماهه که دوباره دچار این مشکل شدم احساس خفگی بهم دست میده قند خونم دائما میاد پایین بی حال هستم و دائما احساس خواب الودگی میکنم از همه بدتر گرفتگی عضلاتمه تو قسمت قفسه سینه گردن و کمرم خواهش میکنم کمکم کنین

  13. اگه یه دکتر توی ایران باشه که کارش خدمت به مردم هست نه کاسبی کردن و جیب اینو اونو پر پول کردن اون دکتر کامیار سنایی هست. اقای دکتر با مطلبتون که راجب پانیک بود تو این یک هفته که سه بار خواندمش توانستم حدود هفتاد درصد به پانیک خود غلبه کنم و بیشتر از نصفی از راه درمان را رفتم. فقط تنها مشکلم در حال حاضر اضطرابه هست دیگه ترسی از پانیک ندارم و فقط اضطرابی هست که میاد تو بدنم و ساعتها می ماند خیلی وقتا بی دلیل و خیلی وقتا با یک فکر بی مورد که خودم از پوچ بودن اون فکر و تهی بودنش اگاهم اما نمیدانم چرا این اضطراب در وجود من میشینه و تا ساعتها بیرون نمیره و گاهی خیلی شدید هم میشه.چه راه حلی بمن میدهید. باتشکر از شما اقای دکتر سنایی

    • ممنون از محبت شما. در درجه اول باید بدانید که هرقدر اگاهی شما درباره بیماری تان بیشتر شود احتمال حمله و در نتیجه اضطراب کمتر می شود. هر چیز ناشناخته ای انسان را دچار ترس و اضطراب می کند. در هنگام حمله لازم است حقایق درباره پانیک را (مثال: قرار نیست اتفاقی برای من بیفتد- میاد و می رود- حمله پانیک برعکس انچه تصور می کنم بدن جهت حفظ و بقای من در قبال خطر تصوری انجام می دهد و…) در ذهن مرور کنیم.
      برای رهایی سریعتر از اضطراب باید تنفس شکمی انجام دهید ضمن انکه ورزش و سپس ریلکس کردن بدن کمک زیادی می کند. اگر منظم این کار را انجام دهید بدن یاد می گیرد که چگونه آرام شود. همانگونه که اکنون یاد کرفته است چگونه در حالت اضطراب باشد. بعبارتی شما باید ریلکس بودن را به بدن خود آموزش دهید. در اینباره به یک مقاله و یک فیلم در رابطه با درمان اضطراب در سایت مراجعه کنید.
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

      https://tamasha.com/v/n666l

  14. سلام. من جدیدا شروع به غذا خوردن که میکنم استرس شدیدی میگیرم ترسمم به این خاطر هست که نکنه خفه بشم یا غذا تو گلوم گیر کنه جری اضطراب میگیرم که از ترس اینکه باز پانیکم داره شروع میشه غذارو نصفه ول میکنم و پامیشم از سر سفره و شروع به راه رفتن میکنم. میترسم همینجوری پیش بره دیگه نتونم غذا بخورم. دکتر باید چیکار کنم؟؟

    • این قضیه فقط بخاطر شرطی شدن شما است. مصداق فرد مار گزیده که از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. راه چاره مواجهه سازی است. باید با خود حرف بزنید و بگویید ترس من تنها به این خاطر است که چند بار در حین غذا خوردن دچار پانیک شده ام. هرقدر بیشتر از غذا خوردن فرار کنید و یا راههایی را اختیار کنید تا مطمئن کنید خودتان را که اتفاقی برایتان نمی افتد متاسفانه ترس شما افزایش می یابد زیرا مغز شما به این نتیجه می رسد که حتما ترسناک اسن که این راهکارهای فرار و اجتناب را من انتخاب می کنم. حتما با یک رواندرمانگر و یک روانپزشک صحبت کنید. مشکل شما قابل حل است. ولی اجازه ندهید زمان بگذرد زیرا ذهن شما با گذشت زمان بیشتر شرطی می شود.

  15. سلام من ۲ ساله گه درگیر پَنیک هستم … دکترم گفته که علتش میتونه مصرف حشیش یا فوت پدرت باشه که البته مصرف حشیش و گذاشتم کنار …تو این دو سال پنیک هر هفته یا بعد از چند ماه میومده سراغم … من حدود ۳ ماه بود که این حمله بهم دست نداده بود و فک می کردم که درمان شدم ولی الان باز اومده سراغم … من باهاش کنار اومدم این حمله رو به عنوان یه تلنگر میدونم …چون برادر بزرگ تر هم این مشکل و دو سال داشت آگاهی دارم نسبت بی این قضیه و بیشتر اوقات بلدم که از این باتلاق در بیام …حدس میزنم علت بازگشت حمله کم تحرکی تو خونه موندن و بیرون نرفتن و مصرف زیاد سیگار باشه …
    من احساس می کنم با فکر کردن زیاد به مسائل نادرست . گذشته تلخ این حمله بهم دست میده… و سوالم این است که ایا من می تونم بدون مصرف دارو این مشکل و حل کنم چون قبلا هم اینکار و کردم و خواستم بپرسم که چجوری میشه ذهن پریشونم ارام شه و فکر و خیال نکنم … من فقط با این روش که به پنیک وقت بدم که کارشو تو ۱۰ دقیقه انجام بده و تموم شه یا با این تفکر که کسی تاحالا از پنیک نمرده یا دیوونه نشده خودمو و این حمله رو کنترل می کنم ولی دنبال یه راه و روش درمان نسبت به گذشتم یا اتفاقاتی ک برام افتاده و نوع پنیک و حساس بودنم نسبت به مسائلی که باعث تشدید بیماریم میشع میگردم.. ممنون میشم کمک کنید با تشکر:)

    • سلام. در درجه اول شما باید بر روی اضطراب خود کار کنید تا سطح اضطراب را کاهش دهید. مقاله درمان اضطراب را در لینک زیر مطالعه کنید.
      https://dr-sanaie.com/%db%b1%db%b0-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8/
      پانیک را می توان بدون دارو نیز درمان کرد که روشهای آن کاملا در این مقاله ذکر شده است. درمان پانیک لزومی به این ندارد که اتفاقات گذشته را تصحیح کنید. تنها کافی است که نوع نگاه خود را به گذشته تغییر دهید و متوجه شوید چه خطاهای شناختی در نگرش شما وجود دارد.(مقاله خطاهای شناختی را در سایت مطالعه کنید.)
      هر چقدر آگاهی شما نسبت به خود بیشتر شود تسلط بیشتری بر حالات خود پیدا می کنید و احتمال پانیک کمتر می شود.
      سبک بی تحرک و احتمالا بی هدف خود را نیز باید تغییر بدهید. دائما ورزش کنید. مشغول کاری شوید و یا مهارتی را فرا بگیرید. همه این موارئ بر کاهش اضطراب شما موثر است

  16. سلام من یک ماهی است دچار این مشکل شدم تپش قلب تنگی نفس وکرگرفتگی رفتم روانپزشک گفتند اضطراب ونشانه های پانیک است. دارو داده ایمی پرامین ۱۰ دوکسپین آلپرازولام ۰۵ ویک دارو برای برقراری پایه چون پاها هم خیلی بقرار شده بودن به نظر شما راه درمان دارویی همینه. غیر از درمان خود شخص وبیخیال شدن

    • سلام. حتما به یک رواندرمانگر نیز مراجعه کنید تا درمان غیر دارویی را نیز انجام بدهید زیرا از انجایی که ابتدای بیماری است براحتی بیشتری می توانید بدون دارو بر ان غلبه کنید

      • ممنون آیا تشخیص درست بوده

        • بایستی نشانه های کامل خودتون مرقوم بفرمایید تا تشخیص انجام شود

        • سلام وعرض ادب ممنون بابت پاسخگویی حالت دلشوره واضطراب دارم بی رمق میشم اشتها کلا به غذا ندارم غذا را می بینم حالت تهوع بهم دست میده بعضی مواقع یکی دوتا تپش قلب شدید همراه با داغ شدن قسمتی ازبدن حالت یت دست ها یا قفسه سینه بیشتر سر گردن اصلا نمیتونم از خونه برم بیرون بیحوصله وبی رمق هر دفعه احساس میکنم جایی از بدنم درد میکنه بیشتر طرف چپ قلبم که قلب گفت مشکلی نداری با اکو تست ورزش. بی قراری پاها موقع خواب واستراحت باید تکان بدهم پاهایم آیا این علایم پانیک است احالات پانیک است آیا داروهایی که دکتر داده درست است ایمی پرامین ۱۰ پکسولا آپودکسپین آلپرازولام ۰\۵ ضمنا متورال و آ س آ ۸۰ و قرص اترواستاتین برای جربی ویتامین ای ولیورگل هم برای فشار وچربه کبد هم میخورم. سن ۴۶ وزن ۸۵ لطفا راهنمایی بفرمایید در حال حاضر مشکلم همین اضطراب وافسردگی است که گفته پانیک است

        • ایا در تمام مدت دچار این حالات هستید و یا اینکه تپش قلب و گرگرفتگی می اید و می رود؟ بعبارتی آِا دچار حمله می شوید و بعد رها می شوید و یا اینکه داءمی است حالاتاضطراب؟ ایا ترس از اینکه دوباره دچار این حالات بشوید دارید؟

        • سلام ممنون حالت تپش قلب و گرگرفتگی بعضی مواقع می باشد دایمی نیست البته از زمان شروع درمان مثلا در طول بیست روزی که درمان شروع کردم یکی دوبار. بعضی مواقع به جای گرگرفتگی احساس سرما می کنم

        • بنظر پانیک است. ولی نکته مهم ان است که خیلی نگران اسم مشکل نباشید. موضوع ان است که شما دچار اضطراب همراه با افکار غلط و منفی هستید که باید تصحیح شود.

  17. سلام. مطلبتون رو خوندم و به خوبی فهمیدم و درک کردم که به برای درمان باید چیکار کرد. دیشب دوستم میخواست بره به قم برای کاری بمن گفت میای من هم چون این مطلب رو خوندم بالاخره رفتم بعد از مدتی خارج از تهران. وقتی از شهر خارج شدیم باوجود اینکه تمام این مطلبتون و اون یکی مقالتون راجب پانیک رو خوندم اما در تمام مدت سفر استرس تمام وجود من رو گرفته بود و فقط تمام سعیم رو میکردم که پانیک من به مرحله تپش قلب و تنگی نفس نرسه. موقع برگشت دیگه حالم خیلی بدتر شده بود و سعی میکردم حرف نزنم که نفسم نگیرد و از حرف زدن اجتناب میکردم. دیگه نیم ساعت اخر عرق سرد کردم و دستام میلرزید و وقتی از ماشین پیاده شدم مثل مرده متحرک بودم.و از دیشب حالم به کلی بدتر از روزهای قبل شده و مدام استرس دارم. نمیدونم چرا باوجود خواندن مطلبتون و درک کردنش باز هم نتونستم به کنترل دربیاورم پانیک رو و تمام مدت استرس بامن بود. نمیدونم خلاص میشوم ازین بیماری یا نه

    • سلام. خیلی عالیه که مواجهه سازی را شروع کردید. اما چند نکته: اولا قرار نیست شما تمام سعی خود را بکنید که حمله به شما دست ندهد زیرا هرقدر بیشتر اینکار بکنید استرس شما بیشتر میشه. باید بدانید که اگر حمله ای نیز اتفاق افتاد میاید و میرود و قرار است شما از بیرون نظاره گر آن باشید. و مقاومت در برابر آن نمی کنید. جلوی حمله را گرفتن یعنی اجتناب کردن از آن و این یعنی به ذهنتان پیام می دهید که حمله خیلی وحشتناک است در حالیکه پیامی که مواجهه سازی به ذهنتان باید بدهد آن است که حمله قابل تحمل است و انقدرها ترسناک نیست. شما دیروز مواجهه سازی کردید اما در حین مواجهه سازی باز اجتناب کردید. نکته بعد آنکه مواجهه سازی باید بتدریج شدتش اضافه شود . نکته اخر انکه مواجهه سازی حتما باید تداوم داشته باشد و حداقل هفته ای ۵ روز انجام شود تا بتدریج آثار آن نمودار شود.

      • دکتر من نمیدانم چرا حتما باید یه نظر بدم تا جواب شمارو ببینم. من در مورد غذا خوردن هم نوشتم. ایا بااین همه اضطرابی که هنگام غذا خوردن بهم دست میده درست است که به غذا خوردن بااون اضطراب شدید ادامه بدم؟؟

        • پاسخ شما را داده ام. بله حتما باید مانند قبل غذا خوردن را ادامه دهید و حتی نباید راهکارهایی برای اطمینان از خفه نشدن و… را انجام دهید.

  18. سلام ، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید .مامان من سابقه فسار خون دارن که کنترل شده است از لحاط قلبی هم مشکلی ندارن ، ایشون ۵۹ سالشونه …. از یک هفته پیش ایشون ناگهان دچار حمله به صورت زیر شدن ، تپش قلب شدید ،که همزمان با اون فشار و قند خونشون هم بالا میره …. احساس ضعف شدید هم میکردن که بلافاصله برای اینکه بهتر بشن چیزی میخوردن که این احساس لرز و برطرف کنه …. حالا میخوام بدونم ایشون هم دچار حمله پانیک شدن ،،،،? در طول این هفته چند بار این اتفاق افتاده و چند بارش در خواب بوده ….

    • سلام. احتمال دارد که ناگهان قند خون ایشان پایین آمده باشد. آنرا چک کنید. در غیر اینصورت احساس ضعف و لرز و تپش قلب و افزایش قند خون نشانه حمله وحشت می باشد.

  19. سلام آقای دکتر امیدوارم جوابم رو بدید. دوست من مبتلا به یک مشکلی است که دکتر هایی که در کشورش مراجعه کرده نتونستن به نتیجه برسند ولی بعضی از علائمش شبیه بیماری پانیک اتک هست. به گفته ی خودش وقتی حمله بهش دست میده اول از همه سرش شروع میشه به داغ شدن و شروع میکنه به عرق کردن ضربان قلبش بالا میره و نمی تونه نفس بکشه و بعدش حالت تهوع میگیره و استفراغ میکنه. در حین استفراغ ممکنه یک بوی خاصی مثل عطر به مشامش بخوره یا کسی لمسش کنه که استفراغش رو تشدید می کنه و همچنین فکر می کنه ارتباطش با دنیای واقعی قطع شده و در حال مردن هست. در اون لحظه حس می کنه بهترین کار خوابیدنه ولی وقتی می خوابه افکار منفی و غیر واقعی میان به ذهنش در حالی که اون لحظه نمی تونه تشخثص بده غیر واقعی هستن و باز هم با شدت بالا میاره. در مدت ۳ سال ۲۰ کیلو وزن کم می کنه. بوی عطر تشدیدش می کنه چون حساسیتش
    نسبت به بو بالا میره و خیلی قوی تر بو هارو حس میکنه. فکر میکنه بوی عطر مستقیم میره توی شکمش به جای ریه هاش . باعث میشه شدیدتر بالا بیاره. این حالت تهوع ها باعث به وجود اومدن مشکلات جسمی میشه چون در معدش چیزی بزای بالا آوردن وجود نداره. از ۵ سال پیش این مشکل رو داره ولی به مدت ۳ سال تجربش نکرده و فکر کرده رفع شده ولی الان به فاصله ی ۴ ماه دوبار تجربه کرده. به نظر شما به بیماری پانیک اتک مبتلاست؟خیلی ممنون از راهنماییتون.

    • سلام. بله به احتمال زیاد مشکل پانیک اتک است. حساسیت زیاد به بو ناشی از شرطی شدن ایشان است. بدلیل انکه تچربه حمله شدید است هر چیزی که در زمان حمله تجربه کرده است می تواند در ذهن او شرطی سازی شود. احتمالا در بار اول یا یک نوبت از حمله در اطراف او بوی خاصی بوده است. ذهن تصور می کند این بو باعث تچربه شدید حمله شده است بنابراین نسبت به ان حساس می شود. هرقدر بیشتر بخواهد از بو اجتناب کند باور او قوی تر می شود و حساسیت او نیز بالا می رود.

  20. سلام من مدت هفت سال این بیماری لعنتی رو دارم بعد از درمان شدن یک دوره بعد از یک ونیم سال بعد یعنی اوایل امسال بازهم اضطراب برگشت بیماری رو گرفتم ولی حمله ای نداشتم تورو خدا راه ومراحل درمان این بیماری چیه تورو خدا راهنمایی کنید اگه ممکنه

    • پس از اینکه درمان شدید همیشه باید مواجه سازی را انجام بدید و در برابر پانیک عقب ننشینید. ضمن آنکه ورزش منظم هوازی ۵ روز در هفته بمدت ۴۵ دقیقه فراگیری ریلکسیشن به شما کمک می کند. زیرا پس از درمان بازگشت پانیک معمولا بجهت یک دوره استرس و اضطرابی است که محتملا در زندگی شما پیش آمده است. باید اضطراب خود را با ورزش و ریلکسیشن کنترل کنید

  21. با سلام من ۲۱ سالمه و حدودا ده ماهه که دارم پانیکو تجربه میکنم و مشکلم تپش قلب شدیدمه که تا ۱۷۰ اینا میره صبحا. دکتر قلب بهم میگی مشکل از قلبت نیست. من پرکاری تیروئید هم دارم که کنترل شده و الان هم نرماله. یه دوره سه ماهه پیش روان پزشک رفتم ولی تاثیری نداشت الان هم آسنترا میخورم به دستور پزشک عمومی و دوباره پیش روان پزشک نرفتم. میترسم خیلی میترسم ایا پانیک من کهنه شده؟ من کل شبانه روز دارم باهاش دستو پنجه نرم میکنم دائما نبضمو چک میکنم خسته شدم.ایا خوب میشم

    • سلام. خیر پانیک شما کهنه نشده است و براحتی با مراجعه به یک روانشناس با تجربه قابل درمان است. هر قدر آگاهی خود را درباره پانیک بیشتر کنید کمتر دچار آن می شوید و شدت آن نیز کمتر می شود. تا می توانید درباره آن از منابع معتبر آگاهی بدست بیاورید

  22. سلام من ۲سال پیش مبتلا به پنیک شدم و خوشبختانه تحت درمان بودم تا اینکه نشانه های بیماری کاملا برطرف شد. ولی متاسفانه حدودا دوهفته هست که بیماری دوباره عود کرده. خیلی ناراحت و نامیدم. همه تلاشهام برای درمان بی نتیجه موند. الان باید چکار کنم؟

    • سلام. چرا گمان می کنید تلاشهاتون بی نتیجه بوده؟ ایا وقتی به سرماخوردگی دچار می شوید و پس از درمان بهبود می یابید و مجددا سال بعد دچار سرماخوردگی می شوید می توانید بگویید دفعه اول درمان من خوب نبود و یا ناکافی بود؟ بیماری روانی نیز بهمین ترتیب است. شما بار اول درمان شدید ولی احتمالا مجددا شرایط پر استرسی داشتید که دوباره دچار حمله شدید. پس لازم است مجددا درمان کنید. پس نگران نباشید.

  23. من چند سالیست تقریبا بعضی علائم پانیک مثل لرزش و تپش قلب و چندتا دیگه از علائمش رو هم دارم، ولی نمیدونم پانیک هست یا نه، امکانش هست من بتونم در این مورد صحبت کنم باهاتون و سوالاتمو بپرسم و علائمم رو بگم که بدونم مبتلا به پانیک هستم یا نه؟

  24. سلام
    من الان ۲ ماه هست که حالت های خوبی ندارم و خیلی نزدیک به مشخصه های شماست که در مقاله ذکر کردید
    الان ۲ ماه هستش که دچار ترس و اضطراب و دلهره ای هستتم که اصلا علتی هم براش نمیبینم و لی انقدر در کنترلش ضعیف و بی اراده هستم که احساس نا امیدی میکنم و فکر میکنم که حالم دیگه خوب نمیشه … هیچ انگیزه و انرژی ندارم و از همه چیز میترسم و گاهاْ دچار نفس تنگی میشم … تمام روز در فکر کنترلش هستم و شبها که میشه ترس تمام وجودم رو میگیره … بنظرتون قابل حل شدن هست؟ البته من ۴ سال پیش این حالت ها رو داشتم ولی کمتر شده بود یا اصلا خودشو بروز نمیداد ولی الان ۲ ماهه تشدید شده و حالم خوب نیست!!!!

  25. سلام
    من ٣سال هست درگیر اختلال پانیک هستم انقدر دکتر رفتم تا گفتن پانیک اتک دارم و الان سه سال درگیرم جدا بر اینکه خوب نشدم اضطرابهای بد هم به سراغم میاد تازه باعث شد بیکار هم بشم دوماهه دیگه بریدم منیکه از مرگ میترسیدم الان ارزوی مرگ دارم
    من کیش زندگی میکنم متاسفانه دکترها پروازی هستن الان باز یه دکتر دیگه می خوام برم
    دکتر عزیز میدونم دیگه فایده ایی نداره چون پانیک من کهنه شده

    • سلام. به هیچوجه اینطور نیست که چون پانیک شما کهنه شده نمیشه کاری کردو اینکه بنده عرض می کنم بهتره کهنه نشه بدلیل اینه که در اوایل پانیک بسادگی و تنها با رعایت چند نکته قابل درمانه. اما وقتی کمی زمان بگذرد لازم است فرد تمرینهای بیشتری بکند. حتما علاوه بر روانپزشک به یک درمانگر و مشاور خوب در کیش مراجعه کنید. اگر کسی را نیافتید با منشی تماس بگیرید تا جلسات انلاین از طریق واتس اپ با شما داشته باشیم. پانیک نیاز به همت شما دارد. مطمئن باشید بهبود پیدا می کنید. نکته: اتفاقا افرادی که از بیماری پانیک خود به ستوه امده اند بدلیل انکه همکاری بیشتری با درمانگر می کنند احتمال خوب شدن انها بیشتر است. بعبارت دیگر احتمال خوب شدن در دو سر طیف بیشتر است. کسانی که در اوایل دوره پانیک هستند و کسانی که بشدت از ان رنج برده و زندگی شان مختل شده است. شاد باشید.

  26. با سلام من شب موقع خواب حمله پانیک رو تجربه میکنم و این باعث میشه خوابم نبره در اون لحظه باید چکار کنم که خوابم ببره؟

  27. سلام من حدود یک ساله که حملات پانیک رو تجربه میکنم البته اکثر مواقع خفیفه ولی شدید هم میشه ، مشکلی ندارم برای بیرون رفتن(از بیرون رفتم نمیترسم) حتما باید برم دنبال درمانش؟(دارو درمانی‌و….) چونکه میگید پانیک نباید کهنه بشه .واقعا مشکلی ایجاد میکنه؟؟؟؟

  28. سلام دوستان بنده چندین سال درگیراین بیماری بودم چندین جارفتم چندین دکترومتخصص اعصاب وروان و…تابعدازگذشت چندسال کم وبیش بهترشدم ولی خوب نشدم.طی این چندسال اینقدفکرکردم تاراه حلی پیداکردم واولین باربرای خودم استفاده کردم …خوب که شدم هیچ باعث شده اعتمادبه نفسم امیدبه زندگی سرحالی سرشوقی به جرات بیشترازافرادمعمولی هم بشه وهیییییچ نیازی به دارو ودرمان ندارم.الان حدودچندساله که حتی گاهی اوقات پشیمونم که چرااون همه هزینه کردم اون همه ترس داشتم حالت خفگی داشتم حالت بیقراری تنگی خلق ….وفققققط تبدیل شده به خاطره برام.اینقداین راه جواب دادبرام که حاضرم مثلا یک شب به تنهایی دردل یه کوه بخوابم مثال که زدم یعنی باهرخطری …دوستان عزیزراه حل رادوست دارم بهتون بگم ولی این فضاکافی نیس وهرکسی دوست داشت میتونه به تلگرامم پیام بده تاکمکش کنم .هیچ انتظاری ازتون ندارم وچون خودم چندوقت زجر کشیدم دوست ندارم کسی دیگه هم ناراحت باشه وبیمارباشه.هرکسی ازدوستان مایل بودمیتونه امتحان کنه.انشالله ریشه کن کردن پانیک .یاعلی ایدی تلگرامم …..باتشکر اصلاح کردمایدی تلگرامم را.مرسی

  29. سلام پانیک وحملات اضطراب بیماری نیست تمام دوستان بنده چندین سال درگیراین بیماری بودم چندین جارفتم چندین دکترومتخصص اعصاب وروان و…تابعدازگذشت چندسال کم وبیش بهترشدم ولی خوب نشدم.طی این چندسال اینقدفکرکردم تاراه حلی پیداکردم واولین باربرای خودم استفاده کردم …خوب که شدم هیچ باعث شده اعتمادبه نفسم امیدبه زندگی سرحالی سرشوقی به جرات بیشترازافرادمعمولی هم بشه وهیییییچ نیازی به دارو ودرمان ندارم.الان حدودچندساله که حتی گاهی اوقات پشیمونم که چرااون همه هزینه کردم اون همه ترس داشتم حالت خفگی داشتم حالت بیقراری تنگی خلق ….وفققققط تبدیل شده به خاطره برام.اینقداین راه جواب دادبرام که حاضرم مثلا یک شب به تنهایی دردل یه کوه بخوابم مثال که زدم یعنی باهرخطری …دوستان عزیزراه حل رادوست دارم بهتون بگم ولی این فضاکافی نیس وهرکسی دوست داشت میتونه به تلگرامم پیام بده تاکمکش کنم .هیچ انتظاری ازتون ندارم وچون خودم چندوقت زجر کشیدم دوست ندارم کسی دیگه هم ناراحت باشه وبیمارباشه.هرکسی ازدوستان مایل بودمیتونه امتحان کنه.انشالله ریشه کن کردن پانیک .یاعلی ایدی تلگرامم….

  30. آقای دکتر من خیلی حالم بهتر شده ولی الان عروسی دوستم شهر دیگه اس.و خیلی برام مهمه که حضور داشته باشم‌.ولی اون ترس دور شدن مثل اینکه هنوز دارم.پزشک هم نرفتم و خودم با ورزش کردن و کار کردن پیشرفت کردم.نظر شما چی هست؟

    • اگر وقت دارید حتما رفتن به شهر دیگر رو به مراحل کوتاه تر و راحت تری تقسیم کنید. بطور مثال در ابتدا سعی کنید به یک شهر نزدیک برای مدت کوتاهی سفر کنید. سپس کمی دورتر و با زمان بیشتر. دقت کنید هر مرحله ای که هدف گذاری می کنید باید نه انقدر ساده باشد که استرسی تحمل نکنید و نه آنکه انقدر سخت باشد که قادر به انجام نباشید. انجام این تمرینات شما را برای رویارویی با هر سفری آماده می کند.

  31. سلام آقای دکتر.من حدود دو سال پیش مواجهه شدم با این حالت.و چون نمیخواستم کسی فکر کنه که من مریض هستم پزشک نرفتم.تمام این حالات رو داشتم.ولی چون آدمی هستم که به راحتی تسلیم نمیشم شروع کردم به کار کردن و ورزش کردن.با اینکه اصلا نمیدونستم اسم این حالت یا بیماری چی هست.قبلا به میهمانی نمی رفتم چون می ترسیدم آبروریزی شود.فک میکردم فقط من هستم که این حالت را دارم.دنبال این بودم که بفهمم اسم این حالت چی هست.حتی در مورد حالتم می ترسیدم حرف بزنم در حالی که الان میتونم به راحتی حرف بزنم.با گذر زمان حالت پانیک من خیلی کم شد و فقط در مواردی به وجود آمد.و بعد از دو سال فهمیدم اسم این حالت پانیک است.تنها چیزی که الان باقی مانده ترس از دور شدن از خانواده و خانه تا فاصله دور است.که با خواندن این مقاله متوجه شدم این حالت همان حالت دفاعی بدن است که بدون وجود خطری و به خاطر افکار منفی ایجاد شده.من دارویی مصرف نکردم .میخواهم با تمام وجود با این حالت مبارزه کنم و این افکار مسخره را کنار بگذارم.ما هیچیمون نیست فقط فکرمون مارو به اشتباه میبره.دنیا کوتاهه و لذت ببرین از زندگی.این حالت تا الان کسی رو نکشته.

    • سلام. ممنون از اینکه تجربه خود را با سایر دوستان مطرح کردید. مطمئنا به دیگرانی که با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند کمک بسیار می کند. سپاس

  32. پانیک کهنه نشه یعنی چه؟ نمیفهمم

  33. سلام از بیماری پانیک واقعا خسته شدم دو ماه دارم زجر میکم ۱۵ سالمه لطفا راه درمان مرا بگویید شما را به خدا قسم میدم مرا خوب کنید

  34. امیر حسین شعبانی

    سلام خواهش میکنم من الان دو ماه بیماری پانیک دارم بخدا خیلی داره اذیتم میکنه هر روز یه فکر میکنم نمی تونم اون ها رو به خانواده ام بگم چون ناراحت میشن خواهش میکنم مرا یه جوری یا هر پزشک خوبی باشه میرم خواهش میکنم مرو خوب کنین مغزم داره میترکه التماس میکنم

  35. سلام من ۱۴ سالمه و تقریبا یه ساله این حملات رو تجربه میکنم . چیزی که بیشتر اذیتم میکنه تنگی نفسه که همیشه هستش و دنبالمه.اصلا ولم نمیکنه.خیلی اذیتم.دوست دارم برگردم به دوران قبل از پانیک .خیلی اون موقع ها شاد بودم اصلا به چیزی فکر نمیکردم .الآن شب و روزم فکرم اینه که چجوری باید اینو درمان کنم و یا نکنه اینکه نتونم درمانش کنم. و دوست ندارم از دارو استفاده کنم چون عوارض داره . آیا میشه بدون دارو کاملا درمانش کرد؟

    • سلام عزیزم. تمرین تنفس شکمی به شما کمک زیادی می کنه. شما باید یاد بگیرید نفس های عمیق بکشید. نفس از شکم. در مقاله درمان اضطراب در سایت توضیح دادم. هر زمان احساس کردی احتمال حمله وجود داره دراز نشست برو و یا بدو. البته همه اینها در صورتی است که مشکلات فیزیولوژیکی مثل آسم و … نداشته باشی.

  36. سلام ،من‌ خانومم ومتاهل ،مجرد بودم که تو اوج جوونی پانیک گرفتم بیست یک سالم بود ،از جوونی فقط پانیک یادمه ،
    هشت ساله پانیک دارم هشت سال فقط دارو درمانی اولین بار یک شب بعداز نمایشگاه کتاب تهران به اصفهان دچار حمله شدم، به اشتباه پزشکان که فکرمیکردن عفونت معدس هرشب وروز بیمارستان بودم چون تهوع شدید ولرزبدن شدییید داشتم ۱۰ کیلو در عرض یکماه کم‌کردم ،دفع پروتین کلیه پیدا کردم اوضاعم داغون بود فقط مرگ جلو چشام بود ، تا یه دکتر که فرشته زندگی من بود یک شب تو بیمارستان به بابام گفت ببرش پیش روانپزشک اعصاب وروان ، رفتم ولی متاسفانه فقط دارو درمانی ،دکترم را عوض کردم بدتراز اون دوباره دارو درمانی تا اتفاقی با خانوم دکتر شیرزادی آشنا شدم که متخصص اعصاب وروان هستن دارو درمانی کردن ولی دوز ضعیف سیپرولکس ۱۰ نصف ظهرها و الانزاپین نیم ،یک چهارم شبها ،قبلا راناکس بمدت طولانی میخوردم که متاسفانه چون آرومم میکرد بهش وابسته شدم سعی کردم کمش کنم وقطعش کنم .بعدم معرفی شدم به روان درمان خانوم دکترمحمدی . الان نسبت به گذشته خیلی بهترم ولی پانیک واقعا درد خیلی بدیه هرچند وقت یکبار بدجور خود نمایی میکنه . من واقعا خسته شدم من واقعا درمانده شدم . مامانم خیلی پیرشد پا من روزگار سختی گذروندم.
    به همه کسانی که اول راه پانیک هستن پیشنهاد میکنم فقط روان درمانی کنن نزارن مثل من کهنه بشه که روان درمانی دیر جواب بده. الان خداوند را شاکرم که این مریضی را بمن داد چون
    فکرمیکنم شاید اگر پانیک نمی‌گرفتم بیماری صعب العلاج میگرفتم، ان شالله هیچ کسی این روزگار پانیک را تجربه نکنه.
    دوستان برای هم دعا کنیم تا زودتر خوب بشیم

    • ممنون از به اشتراک گذاری تجربیاتتون. بله خیلی مهم است که پانیک کهنه نشود و با ترسهای دیگر در ذهن پیوند نیابد.

  37. سلام آقای دکتر
    و سلام به همه ی کسانی که با یک بیماری که خود شخص بهش پر و بال میده
    برای اولین بار در محل کارم ( محل کارم جوری بود که از صبح تا عصر تنها بودم) مشغول بودم که یهو دیدم حالم داره یه جوری میشه و تمام چیزایی که هنگام پانیک میاد بهم دست داد …
    چشمتون روز بد نبینه، نمی دونستم چم شده یا داره چی میشه، به سختی نفس عمیق می کشیدم و مابقی چیزها که همه میدونن چی به سر آدم میاد .
    برگشتم خونه و با همسرم رفتم درمانگاه، به دکتر گفتم فکر میکنم من دچار حمله قلبی شدم (با ترس شدید در وجود خودم) ناگفته نمونه که خونه که اومدم دوباره همون جور شدم ولی خفیف تر ، یعنی سه مرتبه … تا قبل اینکه برم پیش دکتر .
    با ترس نشسته بودم پیش دکتر ولی بروی خودم نمی آوردم، دکتر خیلی عادی نبض و فشار و … من رو گرفت و راحت بهم گفت عصبی هستی؟
    با همین یک کلمه ی دکتر دیگه خودم فهمیدم که از کجا اب میخوره …
    شروع کردم درباره حالات عصبی جستجو کردن تا اینکه رسیدم به پانیک . دیدم آره خودشه .. من دچار همین حمله شدم، اون روز دور از جون فکر کردم دیگه تموم شدم … .
    حالا من به عنوان یه شخصی که پانیک رو تجربه کردم میخوام بگم چیکار کردم که نزاشتم بهم دست بده.
    من خودم نزاشتم دیگه اونجور بشم .
    من چون شناختمش و فهمیدم چرا و چطور پیش میاد جلوشو گرفتم .
    زیربنای این بیماری ترس هستش!! بله من توی یه اتاقی که برای اولین بار پانیک شدم میترسیدم که برم . اصلا مایل نبودم برم اونجا.
    ولی خب، غلبه بر ترس یکی از عوامل مهم بهبودی به شمار می رفت …
    یه روز به خودم گفتم فلانی نترس برو داخل همون اتاق قول میدم طوری نشه . خودمو راضی کردم به هر سختی که بود رفتم دوباره همونجا و برگشتم و به خودم ثابت کردم که این فقط یه فکر مسخره است ! این یه فکری هست که من دارم باهاش اذیت خودم میکنم .
    خلاصه پیشنهاد من، از چی و کجا میترسی؟ برو همونجا نترس، برو و به خودت نشون بده که طوری نمیشه و همش یه فکر مسخره بوده .
    سعی کنید ماوراء افکار خودتون رو حتما خالی کنید، یعنی هرچی توی فکر و سرت می گذره به یکی بگو، یه شخص مورد اعتماد پیدا کن هرچی هست بهش بگو، مورد اعتماد اگه نداری برو پیش مشاور .
    فقط خودت رو خالی کن. بگو نترس، هر چی هست توی سرت و به هرچی فکر میکنی بگو و تاثیر شگفت انگیزش رو ببین …

    از هر مکانی می ترسی برو . نترس. برو و ببین که هیچی نیست .

    ماوراء افکار خیلی مهم هستش. حتما حتما حتما اون رو خالی کنید تا رها بشید. تنها راه خالی شدن و رها شدن هم اینه که بازگو کنی و به زبان بیاریش، به یکی بگو …

    شدت و دفعات پانیک رابطه ی مستقیم داره با رمز و راز و افکاری که به تنهایی داری به دوش می کشی . خودت رو خالی کن و فریادش بزن بگو .. فقط با این راه حل می تونی نجات پیدا کنی همین!
    دوست من! این راه رو امتحان کن خواهش میکنم. بدون هزینه و راحت. فقط خودت به خودت کمک کن.
    من هم مثل شما هستم همدرد هستم، خیلی گشتم خیلی جستجو کردم و … .

    • سلام. خیلی خیلی از اشتراک تجربه مفید و ارزنده تون سپاسگذارم. دقیق و بدرستی به راه درمان اشاره کردید. وقتی این تجربه از سوی شما که خود مبتلا بودید عنوان می شود مطمئنا بسیار تاثیر گذار خواهد بود. مطمئن هستم راههای ذکر شده توسط شما می تواند به افراد زیادی کمک کند. سپاس

  38. سلام من ۲۰ سالمه و به تازگی حملات پا نیک بهم دست داده و من اصلا اطلاعی از این بیماری نداشتم الان تومرحله ایم که فک میکنم میخوام بمیرم یه بی حسی مطلق بهم دست داده اصلا نمیتونم تمرکز کنم همش میخوام بزنم زیر گریه یه بچه ی کوچیکم دارم موندم چیکار کنم بخواطر استرسی که داشتم این اتفاق برام افتاد

    • سلام عزیزم. اگر تازه برات اتفاق افتاده اصلا نگران نباش چون با مراجعه به رواندرمانگر می تونی به راحتی جلوش بگیری. پانیک تنها یک ترس خیلی خیلی زیاده. هیچ اتفاقی برات نمیفته. فقط ترس از اینکه نکنه اتفاقی برام بیفته فرد رو اذیت می کنه و میترسونه. و ترس از اینکه دوباره حمله تکرار بشه. حتما زودتر تا کهنه نشده مراجعه به رواندرمانگر بکن تا متوجه بشی که چیز خطرناکی نیست و فقط فکرهای خودته که داره اذیتت می کنه

  39. من یک دوره به صورت خفیف این مشکل رو داشتم و بعد از پیگیری و جستجوی خودم و نه توضیح پزشک متوجه شدم که بی خطره و کم کم بهبود پیدا کردم.با اینکه درمان دارویی رو ادامه دادم و با صلاحدید پزشک قطعش کردم اما بعد ۳سال به طرز وحشتناک و شدید و اضافه شدن تنگی نفس شدید و غیر قابل کنترل، درگیرم کرد. یک سال درمان دارویی و ۸ماه مشاوره هفتگی تاثیر خیلی کمی داشت. بعد از تغییر روانپزشک و داروها دو سه ماهه رو به بهبودی رفتم و واقعا شرایط بهتر شده اما با طولانی شدن انرژی روحی زیادی ازم گرفته و واقعا احساس درماندگی میکنم و فکر میکنم نمیتونم دیگه ازش بیرون بیام. متاسفانه خونه نشین شدم و بیرون رفتن. سوار ماشین شدن و تنهایی برام عذابه. بدترین درد به نظرم پنیک هست چون همه فکر میکنن سالمی و همه چی رو از کمبود شجاعت خودت میبینن و کل بار درمان و مواجهه با ترس به عهده ی خود بیماره و چون این بیماری اول روحیه رو ضعیف میکنه کار رو سخت میکنه. بعد از کلی سرچ راجع به این بیماری و درمانش این اولین و درست ترین توضیح و به نطر عملیترین روش درمانو ارائه داد. ممنون از شما

  40. سلانم ممنون از اطلاعتتون
    اما متاسفانه دکتر من فقط بهم دارو داد واصلا توضیحی. برام در مورد بیماریام نداد

    • آگاهی از نحوه ایجاد پانیک در بدن درصد قابل توجهی از درمان است. درصد زیادی از بیماران تنها با آگاهی و افزایش دانش خود از بیماری بهبود حاصل می کنند زیرا بیماری پانیک اصولا یک خطای شناختی است.

  41. سلام پانیک به طور کامل درمان میشه؟طوری که فرد بیمار کامل داروهاش رو بزاره کنار؟آیا برگشت داره؟

    • اتفاقا پانیک از جمله بیماری های روانی است که راحت تر قابل درمان است و فرد می تواند بدون دارو در سلامت کامل قرار بگیرد.

      • سلام آقای دکتر .من دو سال پیش این اتفاق برام افتاد ولی متاسفانه پزشک نرفتم.خوشبختانه من آدم پر انرژی هستم و شروع کردم به ورزش و کار کردن.الان پیشرفت کردم ولی ترسم کامل از بین نرفته.عروسیه دوستم شهر دیگه ای و ترس دارم که دور بشم
        نظر شما چی هست؟

        • اگر وقت دارید حتما رفتن به شهر دیگر رو به مراحل کوتاه تر و راحت تری تقسیم کنید. بطور مثال در ابتدا سعی کنید به یک شهر نزدیک برای مدت کوتاهی سفر کنید. سپس کمی دورتر و با زمان بیشتر. دقت کنید هر مرحله ای که هدف گذاری می کنید باید نه انقدر ساده باشد که استرسی تحمل نکنید و نه آنکه انقدر سخت باشد که قادر به انجام نباشید. انجام این تمرینات شما را برای رویارویی با هر سفری آماده می کند.

  42. بسیارعالی وکامل توضیح داده شده بنده تازمانی که دچاراین بیماری نشده بودم اصلا شناختی ازاون نداشتم واقعابیماری رنج آورو وحشتناکیه وتاکسی مبتلانباشه نمیتونه درک کنه انسان خودش روبین مرگ وزندگی میبینه وزندگی براش تلخ ودردناک میشه ولی به لطف خداودرمانهای ثمربخش دکترخوب ومهربانم سرکارخانم کیانی الان مدت دوساله که دارو درمانی انجام دادم اون کابوس وحشتناک ازم دورشده امیدوارم مطالب مفیدوپربارسایتتون برای کسانیکه ازاین بیماری رنج میبرن مفیدواقع بشه وهیچ انسانی به این بیماری دچارنشه.باتشکر

  43. فوق العاده بود ممنون بابت این مقاله

    • خوشحالم مورد پسند بود.

      • سلام آقای دکتر.. خواهش میکنم به سوال منم پاسخ بدید.. خواهرزاده من ۱۱ سالشه و دختر هست.. از زمان پیش دبستانی برای رفتن به مهد اضطراب داشت.. بعد کم کم بهتر شد.. در طول این ۱۱ سال هم گاهی دچار اضطراب و دلشوره میشه و بالا میاره.. تا اینکه دیشب ما رفتیم شهر بازی و سوار یه وسیله بازی شد که خیلی هیجان داشت.. البته اول قبول نمیکرد و دوست نداشت اما بعد دوبار بلیط گرفت یه بار با مادرش و یه بار هم با من سوار اون وسیله بازی شد و کلی هم بهش حال داده بود.. اما خواهرم میگه وقتی رفتیم خونه رفته مسواکش رو زده و بعد جلو آینه به خودش نگاه میکرده و یه جور مضطربی بوده.. نشسته روی مبل و خواهرم ازش پرسیده چی شده ؟؟ یهو گفته مامان‌ من میترسم.. میترسم بمیرم.. خانم معلممون گفته کره زمین‌در حال نابودیه.. خورشید داره از بین میره.. نه من نمیخام بمیرم.. وای مامان من میترسم. من نمیخام بمیرم. لباسش رو کشیده رو سرش و میگفته وای سرم داره منفجر میشه سرم‌ میسوزه.. خلاصه خواهرم میگه سریع پدرش و من بغلش کردیم و گفتیم هیچ اتقاقی قرار نیس بیفته مطمئن باش.. کم کم‌خوب شده.. آیا این حملات پانیک هست؟؟ آیا درمان داره؟؟

  44. عالی عالی خیلی سپاسگذارم

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*