اختلال پانیک

درمان پانیک اتک یا حمله وحشت

درمان پانیک بدون دارو

حمله وحشت‌زدگی یا اختلال وحشت‌زدگی (پانیک اتک)، عبارت است از وقوع عودکننده و غیرقابل‌پیش‌بینی حملات وحشت. لازم است تا حملات وحشت‌زدگی «غیرقابل‌پیش‌بینی» اتفاق بیفتند، بدین معنا که از نقطه‌نظر بیمار، چنین حملاتی به‌نظر به‌صورت غیرمنتظره یا بدون هیچ دلیل واضحی رخ می‌دهند.

برای آنکه حمله وحشت‌زدگی، اختلال وحشت‌زدگی یا پانیک اتک تشخیص داده شود، لازم است تا فرد در قبال این حملات واکنش‌های خاصی از جمله نگرانی دائم درباره وقوع دوباره حملات یا نگرانی درباره عواقب حملات، اجتناب از فعالیت‌هایی که ممکن است سبب بروز احساسات فیزیولوژیکی مرتبط با وحشت باشند یا مشارکت در رفتارهای مرتبط با امنیت، از قبیل به‌همراه داشتن موبایل یا دارو را از خود نشان دهد. نگرانی درباره عواقب حملات ممکن است شامل ترس از حمله قلبی مرگبار یا بیهوش شدن جلوی دیگران شود. ‌

حمله پانیک- تصویر ۱- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

نشانه‌های حمله پانیک

۱.تعریق

۲.تنگی نفس

۳.تپش قلب

۴.لرزیدن

۵.درد یا ناراحتی در قفسه سینه

۶.احساس خفگی

۷.تهوع

۸.ترس از مردن یا دیوانه‌شدن یا انجام دادن بی‌اختیار کاری

۹.دگرسان‌بینی محیط یا دگرسان‌بینی خود

۱۰.احساس سردی یا گرگرفتگی

۱۱.بی‌حسی

۱۲.سرگیجه یا غش.

اختلال وحشت‌زدگی (پانیک اتک) را می‌توان همراه یا بدون بیرون‌هراسی تشخیص داد. طبق دستورالعمل تشخیصی و آماری اختلالات روانی، بیرون‌هراسی، اضطراب از موقعیت‌هایی است که در آنها فرار، دشوار (یا شرم‌آور) است و اگر فرد دچار حمله پانیک یا نشانه‌های وحشت‌زدگی شد، کمک گرفتن از دیگران دشوار می‌شود. نحوه برخورد با این موقعیت‌ها چنین است: یا از این موقعیت‌ها اجتناب می‌شود، یا با پریشانی شدید و نگرانی‌ درباره تجربه وحشت‌زدگی تحمل می‌شوند یا تنها در صورت وجود همراه در این موقعیت‌ها قرار می‌گیرند. موقعیت‌های رایجی که سبب بروز حمله پانیک می‌شوند، عبارتند از: انتظار در صف، مکان‌های شلوغ مانند فروشگاه‌ها یا سالن‌های سینما و تئاتر، تنها بودن یا سفر با اتوبوس، قطار یا ماشین.

حمله پانیک- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

بررسی مدل‌های شناختی موقعیت حمله پانیک

حمله پانیک یا اختلال وحشت‌زدگی به‌عنوان ترس اکتسابی از احساسات بدنی (ضربان قلب، سرگیجه، تهوع و …)، به‌ویژه احساساتی که با انگیختگی خودکار مرتبط هستند، تصور شده است. به‌عبارت ساده، افراد پس از آنکه دچار حملات پانیک شدند، نسبت به احساسات بدنی خود بیش از اندازه حساس می‌شوند و از هر احساس بدنی جزیی احساس خطر کرده و آن را به‌معنای احتمال شروع حمله پانیک می‌دانند. بنابراین کسانی که اختلال وحشت‌زدگی دارند، پس از تجربه حمله پانیک غیرمنتظره، نسبت به تجربه چنین حملاتی در آینده دچار اضطراب می‌شوند و همواره نگران هستند که دوباره به این حملات دچار نشوند. بنابراین آنها برای جلوگیری از حملات پانیک به کوچکترین تغییرات در بدن خود بشدت حساس می شوند.

چرا دچار حمله پانیک می‌شویم؟

امّا اولاً چرا افراد، حملات پانیک غیرمنتظره را تجربه می‌کنند و چه چیز سبب می‌شود برخی افراد دچار ترس از تجربه حمله پانیک در آینده شوند؟ به‌عبارت دیگر، چه چیز برای اولین بار باعث حملات پانیک می‌شود؟

از نقطه‌‌نظر تکاملی، واکنش ترس یا وحشت‌زدگی (پانیک اتک) در حضور موقعیت تهدیدآمیز، انطباقی است. فرض می‌شود وحشت‌زدگی یا وحشت‌زدگی غیرمنتظره (پانیک اتک) در غیاب محرک تهدیدآمیز، در اثر تعامل رویدادهای استرس‌زای زندگی و آسیب‌پذیری‌های روانی و بیولوژیکی به‌وجود می‌آید. تمایل به تجربه احساسات منفی که اغلب برچسب روا‌ن‌رنجورخویی یا احساس منفی به آن می‌زنند، تا حد زیادی به ارث برده می‌شود و ثابت شده است که پیش‌بینی کننده حمله پانیک یا حمله وحشت‌زدگی هستند. این خلق و خوی به ارث برده شده احتمالاً به‌عنوان یک آسیب‌پذیری بیولوژیکی برای هم تجربه ترس – واکنش هشداری سریعی که شاخصه آن برانگیختگی قوی سیستم عصبی است – و هم تجربه اضطراب – یک حالت خلقی منفی که خصیصه آن، نگرانی درباره رویدادهای آینده و نشانه‌های تنش جسمی است، عمل می‌کند.

عوامل محیطی در کودکی می‌توانند در شکل‌گیری اعتماد به نفس افراد به خودشان و توانایی‌هایشان در کنترل رویدادهای آتی زندگی نقش بازی کنند. چنین حس کنترل یا عدم‌کنترلی می‌تواند در تجربه ترس و اضطراب به‌عنوان یک آسیب‌پذیری روانی عمل کند. رویدادهای استرس‌زای زندگی از قبیل شغل جدید یا مرگ اعضای خانواده، ممکن است با آسیب‌پذیری‌های بیولوژیکی و روانی دست به دست هم داده و واکنش ترس احساسی یا حمله وحشت‌زدگی را تحریک کنند. استرس‌های متراکم شده در فرد که در طول زمان به‌واسطه رویدادهای استرس‌زای زندگی ایجاد شده‌اند، می‌توانند باعث بروز یک حمله وحشت‌زدگی (پانیک) شوند، اگرچه فرد به‌دلیل آنکه محرک تهدیدکننده آنی برای آنها وجود ندارد، آن را «غیرمنتظره» تلقی می‌کند.

بنابراین به زبان ساده ۳ عامل در بروز پانیک اتک نقش دارند: ۱) ارث؛ ۲) محیط خانوادگی در کودکی؛ ۳) عوامل محیطی.

حمله پانیک- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

پس از وقوع یک حمله پانیک غیرمنتظره، چه عاملی باعث می‌شود این حملات ادامه یابد؟

آسیب‌پذیری‌های کلی که در بالا گفته شد (ارث- محیط خانوادگی- عوامل محیطی) ممکن است در تعیین این‌‌که آیا فرد پس از وقوع حمله، دچار «بیم اضطراب» درباره تجربه حملات آینده می‌شود یا نه، نقش بازی ‌کنند. علاوه بر آسیب‌پذیری‌های کلی در تجربه وحشت‌زدگی و اضطراب، باور بر این است که آسیب‌پذیری‌های خاصی هم وجود دارند که به شکل‌گیری حملات وحشت‌زدگی کمک می‌کنند. یک مثال، میزان حساسیت نسبت به اضطراب است. طبق این اعتقاد، اضطراب و نشانه‌هایش، سبب عواقب مضر فیزیکی، اجتماعی و روانی، فرای ناراحتی فیزیکی یک دوره وحشت می‌شوند. فرد پس از یک دوره حمله وحشت نسبت‌به کشف احساس انگیختگی بدنی خود حساس می‌شود که این امر خود منجربه آسیب‌پذیری در برابر حمله‌های وحشت بعدی می‌شود. آسیب‌شناسی روانی دیگر تجربه بیماری‌های روانی در کودکی (چه در شخص و چه در والدینش)، به‌ویژه تجربیاتی‌که شامل اختلال تنفسی می‌شوند نیز ممکن است به یک آسیب‌شناسی روانی خاص برای اختلال وحشت‌زدگی، کمک‌کنند.

اضطراب درباره حملات وحشت‌زدگی یا پانیک در آینده با ترس از حس‌های بدنی (ضربان قلبم بالا رفته، وای نکنه غش کنم) که همراه با حملات است، پیوند خورده است. فرد در ابتدا از بروز حس‌های بدنی خود مضطرب می‌شود و نگران است که مبادا منجر به حمله وحشت شود، در این زمان، افکار اتوماتیک مانند فاجعه‌سازی (مثال: اگر دچار حمله شوم آبروریزی می‌شود) و احتمال بیش از حد (مثال: اگر بیرون بروم حتماً دچار حمله پانیک می‌شوم) باعث می‌شود که اضطراب فرد افزایش یابد و در نتیجه احساس‌های بدنی او مانند ضربان قلب و سرگیجه بیشتر شود. افزایش احساس‌های بدنی، افکار اتوماتیک او را تقویت می‌کند و فرد به درستیِ باورهای خود یقین بیشتری پیدا می‌کند و در نتیجه، این افکار قویتر شده مجدداً اضطراب بیشتری تولید می‌کنند. این دور خود تداوم‌بخش ادامه یافته تا آنکه از هر چند نوبت یک‌بار منتج به حمله پانیک می‌شود.

حمله پانیک- تصویر ۳- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

شرطی شدن فرد نسبت به حمله پانیک

همراه‌شدن احساس‌های بدنی با حمله پانیک، فرد را بیش از پیش شرطی کرده و درنتیجه حساسیت بیش از اندازه‌ای نسبت به احساس‌های بدنی‌اش پیدا می‌کند. در نتیجه احساس‌های بدنی که در همه افراد گاهاً به‌وجود می‌آید و پس از مدتی رفع می‌شود، برای فرد دارای اختلال پانیک معنای شروع حمله پانیک را پیدا می‌کند که این امر باعث می‌شود فرد مجدداً در دور ذکرشده بالا بیفتد.

چنین اضطرابی در مورد حس‌های بدنی، نقش اساسی در تداوم اختلال وحشت‌زدگی بازی‌می‌کند. حس‌های بدنی می‌توانند ناشی از فعالیت جسمانی، موادشیمیایی مثل کافئین، محرک محیطی ترسناک، و تصاویر یا افکار اضطرابی باشند. وقتی حس‌های بدنی، موردتوجّه فرد مبتلا به اختلال وحشت قرار گیرند، ترسی را در او بوجود می‌آورند. این ترس، حس‌های بدنی را تشدید کرده و منجر به افزایش آن ترس می‌شود و به‌نوبه خود به‌عنوان یک چرخه خودتداوم‌بخش ترس و حس‌های بدنی، منجر به افزایش بیشتر حس‌های بدنی می‌شود که در نهایت منجر به حمله پانیک می‌شود. لذا، ترس از تجربه حس‌های بدنی برانگیختگی، به ایجاد یک حمله وحشت‌ (پانیک) تمام عیار منجرشده و این باور را تقویت می‌کند که باید از این حس‌ها ترسید.

برای شرطی‌شدن فرد، گاهاً تنها یکبار همراهی احساس‌های بدنی با حمله پانیک کافیست و پس از آن، عوامل دیگری چون ایمنی‌جویی و اجتناب که در ادامه توضیح داده می‌شود، باعث تداوم اختلال وحشت می‌شود.

افراد مبتلا به اختلال وحشت‌زدگی (پانیک اتک) اغلب از این مساله آگاه نیستند که حملات پانیک می‌تواند به این روش (توسط حس‌های بدنی یا محرک درونی و بیرونی) ایجاد شود. این برای افرادی‌که دارای اختلال وحشت‌زدگی هستند بدین معنی است که حملات وحشت‌زدگی اغلب به‌طور غیرمنتظره و غیرقابل‌پیش‌بینی رخ می‌دهند. چون آنها نمی‌توانند نشانگان حمله پانیک را پس از آغازش متوقف کنند، چنین حملاتی را غیرقابل‌کنترل می‌دانند. غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌کنترل بودن حمله پانیک می‌تواند سطوح اضطراب مزمن را تقویت کند و در نتیجه فرد همیشه و همواره ترس از وقوع مجدد حمله دارد. سطوح بالاتر اضطراب مزمن می‌تواند منجربه افزایش برانگیختگی بدنی و همچنین افزایش توجه فرد به حس‌های بدنی خود شود. افزایش حس‌های بدنی و افزایش توجه به این حس‌ها منجربه افزایش حتمال حملات پانیک پانیک در آینده می‌شود.

حمله پانیک- تصویر ۴- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

برخی مشکلات فیزیولوژیکی که تداعی‌بخش حملات پانیک هستند

بعضی از مشکلات فیزیولوژیکی می‌تواند حملات پانیک را تداعی کند که باید به رفع آنها اقدام کرد. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. کمی قند خون: پایین بودن قند خون با ایجاد نشانه‌هایی مانند عرق کردن، تپش قلب، احساس ضعف، سرگیجه و غش و لرز، حملات وحشت را تداعی می‌کند. معمولاً افراد به تجربه دریافته‌اند که می‌توانند برای جبران قند خون خود وعده‌های غذایی بیشتری داشته باشند. گروهی دیگر نیز مواد خوراکی چون شکلات و نوشابه می‌خورند که مشکل این مواد آن است که باعث ترشح انسولین در بدن می‌شوند که به‌طور موقت، قند خون را افزایش می‌دهند و پس از مدتی به‌خاطر ترشح انسولین به‌جهت حفاظت از بدن در برابر قند اضافی، سطح قند خون از سطح ابتدایی نیز پایینتر می‌آید. بنابراین لازم است کمی قند خون درمان شود.

۲. پُرکاری و کم‌کاری تیروئید: پُرکاری تیروئید باعث بی‌قراری، تنگی نفس، تپش قلب و لرز و تعریق می‌شود که بسیار شبیه نشانه‌های بدنی حمله وحشت است. بنابراین با تداعی حمله وحشت، فرد را در دور ذکر شده در بالا می‌اندازد و فرد دائم نگران شروع حمله پانیک می‌باشد.

کم‌کاری تیروئید نیز باعث کاهش غلظت کلسیم و بالا رفتن غلظت فسفات در پلاسمای خون می‌شود که در موارد شدید، فرد دچار حالاتی شبیه حمله پانیک می‌شود.

۳. نشانگان کوشینگ: ناشی از افزایش میزان کورتیزول خون است که منجر به افسردگی و اضطراب می‌شود.

۴. نفس نفس زدن: اشاره به نوع تنفس کردن فرد دارد. به‌طور مثال، آسم در کودکی در بعضی افراد، نوع تنفس کردن آنها را تغییر می‌دهد.

۵. مسمومیت کافئین: مصرف زیاد کافئین نیز باعث ایجاد نشانه‌های اضطراب می‌شود که خود منجر به ترس از بروز حمله پانیک می‌گردد.

رفتارهای اجتنابی و ایمنی‌جویی چگونه باعث تداوم حملات وحشت می‌شوند؟

پاسخ‌های رفتاری به وحشت‌زدگی، به‌ویژه رفتارهای ایمنی‌جویی (مانند: آهسته گام برداشتن جهت بالا نرفتن ضربان‌قلب، روی ارتفاع نرفتن جهت عدم ایجاد سرگیجه، کم‌خوردن غذا به‌منظور جلوگیری از حالت‌تهوع) و اجتناب (بیرون‌نرفتن از خانه به‌جهت ترس از حمله، فرار از موقعیت‌های تنهایی) به‌عنوان عوامل تداوم‌بخش اختلال عمل‌می‌کنند. فرد دچار اختلال وحشت‌زدگی اشتباهاً باور دارد حمله وحشت‌زدگی باعث آسیب فاجعه‌آمیز جسمانی و روانی مثل حمله‌قلبی، دیوانه‌شدن، بیهوش‌شدن، یا ازدست‌دادن کنترل خواهد شد. لذا، تجربه حملات وحشتی که در آن هیچ‌یک از این موارد رخ ندهد، قاعدتاً باید این باورها را تضعیف‌کند.

با این حال، افراد دچار اختلال وحشت در رفتارهای ایمنی‌جویی خاصی درگیر می‌شوند که معتقدند آنها را قادر می‌کند از پیامد ترس فرار کرده یا اجتناب کنند. مثلاً اگر فردی معتقد باشد طی حمله وحشت بیهوش می‌شود، ممکن است بنشیند یا شئ‌ای را نگه‌‌دارد. درگیرشدن در رفتارهای ایمنی‌جویی مانع می‌شود فرد درک کند حمله وحشت آسیب فاجعه‌آمیز جسمانی و روانی ایجاد نمی‌کند. زیرا او باور دارد اگر دچار فاجعه نشده، به‌خاطر آنست که مثلاً روی صندلی نشسته. یا آهسته گام برداشته و نه اینکه حمله وحشت آسیبی به او وارد نمی‌کند.

عدم‌تأیید باورهای نادرست درباره حملات وحشت به‌حفظ اختلال وحشت کمک‌می‌کند. ممکن است افراد در رفتارهای ایمنی‌جویی طراحی‌شده برای ممانعت از وحشت یا پیامدهای ترسناک آن درگیر شوند. رفتارهایی مانند همراه‌داشتن همیشگی داروهای ضداضطراب یا مسافرت به‌همراه افرادی‌که به آنها احساس ایمنی می‌دهد.

پاسخ رفتاری دیگری که باعث تداوم وحشت می‌شود، اجتناب آشکار است. افراد گرایش دارند از مکان‌ها یا موقعیت‌های خاصی که معتقدند احتمال حمله وحشت زیاد است، اجتناب‌کنند. اجتناب، مانع عدم تأیید ارزیابی‌های نادرست و فاجعه‌آمیز شده و این باور را تقویت می‌کند که این موقعیت‌های خاص خطرناکند. و لذا احتمال دچار به حمله وحشت در آن موقعیت‌ها در آینده افزایش‌می‌یابد. بعلاوه، اگر فرد از شرایطی‌که در گذشته حمله وحشت غیرمنتظره‌ای را در آن تجربه کرده بود، اجتناب کند، حملات آینده به‌طور اجتناب‌ناپذیری به شرایط جدید که قبلا امن بودند نیز تسری خواهد یافت. بنابراین، حیطه شرایط ایمن محدود می‌شود. به‌طوری‌که اکثر مکان‌ها تبدیل به مکانی خطرناک می‌شود که در آن احتمالاً حمله وحشت رخ‌می‌دهد. این الگو می‌تواند اجتناب رفتاری و سطوح مزمن ادراک اضطراب را افزایش دهد.

درمان پانیک اتک چیست؟

درمان شناختی‌رفتاری (CBT)، مداخله‌ای حمایت‌شده به لحاظ تجربی است. یک فراتحلیل شامل ۲۲ مطالعه درمان شناختی‌رفتاری برای اختلال وحشت‌زدگی یافت شد. که در پایان درمان، ۶۳.۳ درصد افرادی که درمان را تکمیل کرده بودند، بهبود یافتند. درحالی‌که ۵۳.۸ درصد از افرادی که مقاوم به درمان بودند، بهبود پیدا کردند. هنگامی‌که ۱۲ تا ۲۳ ماه بعد از پایان درمان، دوباره سنجش انجام‌شد، این درصد به‌ترتیب به ۷۵.۳ و ۷۱.۶ درصد افزایش یافت. علاوه بر کاهش نشانگان اضطراب و افسردگی، درمان شناختی‌رفتاری برای اختلال وحشت‌زدگی، بهبودی‌هایی را در شاخص‌های کیفیت زندگی ایجاد کرده و تأثیر مفیدی بر سلامت جسمانی دارد.

حین مقایسه درمان شناختی‌رفتاری با دارودرمانی برای درمان پانیک، فراتحلیل جدیدی از ۱۲۹ مطالعه نشان داد که این روش همانند دارودرمانی موثر بوده و به‌طور معناداری نرخ افت کمتری را نشان می‌دهد. یافته‌های فراتحلیلی بیان می‌کند در مقایسه با درمان شناختی‌رفتاری تنها، ترکیب این روش با دارودرمانی می‌تواند نتایج کوتاه‌مدت و نه بلندمدت را بهبود بخشد. یک آزمایش بالینی بزرگ نشان داد در پی عدم تداوم دارودرمانی، گروهی که هم درمان شناختی‌رفتاری و هم دارودرمانی را دریافت کرده بودند، مانند گروهی که فقط درمان شناختی‌رفتاری دریافت کرده بودند، خوب عمل نکردند.

حمله پانیک- تصویر ۵- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

درمان پانیک بدون دارو از طریق روش‌های زیر صورت می‌گیرد:

۱. آموزش روانی، ۲. خودنظارتگری، ۳. آموزش تکنیک‌هایی مانند بازآموزی تنفس، ۴. بازسازی شناختی و ۵. مواجهه‌سازی (هم مواجهه‌سازی بدنی و هم مواجهه‌سازی در موقعیت طبیعی).

۱. آموزش روانی در درمان بیماری پانیک اتک

در روش درمان پانیک از طریق آموزش روانی، درمانگر اطلاعاتی را برای کمک به تصحیح تصورات غلط مراجع درباره حمله وحشت‌زدگی و اضطراب و عادی کردن شرایط برای او ارائه می‌دهد و به او اجازه می‌دهد تا بداند درمان‌ پانیک مؤثر هستند. همچنین منطق فعالیت‌های درمانی متعاقب را ارایه می‌کند.

در جلسه اول درمان، درمانگر مطالب زیر را درباره حمله پانیک توضیح می‌دهد تا این حملات در ذهن فرد از حالت غیرقابل‌پیش‌بینی و غیرقابل‌کنترل خارج شود و تصورات نادرست فرد درباره‌ی نشانگان وحشت‌زدگی از جمله تصور دیوانه شدن از بین برود:

زمانی که اجداد ما در جنگل‌ها ساکن بودند، در معرض انواع بلایای طبیعی قرار داشتند. طبعاً اگر در شب با نگرانی از حمله شیر و پلنگ نمی‌خوابیدند، به چنان خواب عمیقی فرو می‌رفتند که حضور شیر یا پلنگ را متوجه نمی‌شدند و طعمه آنها می‌شدند. بنابراین، ما نوادگان اجدادی هستیم که نگران خطرات اطرافشان بودند و در حالت گوش بزنگی قرار داشتند.

کارکرد اضطراب

کارکرد اضطراب، حفظ بقای نسل است و هنگامی به‌کار می‌افتد که فرد احساس خطر می‌کند. حال این خطر می‌تواند واقعی یا تصور فرد باشد. در این زمان، اضطراب در بدن فرد به‌کار افتاده و او را برای جنگ یا گریز (یا فرار) آماده می‌کند. یعنی جایی‌که امکان حمله وجود دارد، حمله به عامل ترس و در غیراینصورت، فرار از عامل ترس صورت می‌گیرد. به‌منظور آماده کردن بدن برای جنگ یا گریز، تغییراتی در بدن انجام می‌شود. از جمله، افزایش انگیختگی دستگاه عصبی خودمختار که کنترل بسیاری از فرآیندهای بدنی ما مانند دستگاه قلبی- عروقی و معدی- رودی را بر عهده دارد. در هنگام اضطراب، جریان خون به‌سمت اندام‌های انتهایی بدن مانند دست‌ها، پاها و بازوها افزایش می‌یابد و از جریان خون به‌سمت سر و اندام‌های داخلی کاسته می‌شود. ضربان قلب و آهنگ تنفس سرعت می‌یابد و عمل هضم کندتر می‌شود.

این تغییرات باعث ایجاد نشانه‌هایی چون افزایش ضربان‌قلب، تنگی‌نفس، سرگیجه، گزگز انگشتان دست و پا، احساس ضعف و تهوع می‌شود. این علائم همگی به‌معنای آماده باش بدن برای مواجهه با یک عامل خطر می‌باشد و خود، فی‌نفسه، خطرناک نمی‌باشد. چه که به‌جهت حفظ و بقای فرد به‌کار افتاده است و نه آسیب رساندن به آن. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این سیستم حفاظت از بقای فرد، بیش از اندازه حساس شود. مانند دزدگیری که حساسیت آن بیش از اندازه است، در زمان‌های غیرضروری و غیرمفید به‌صدا درآید.

در حمله پانیک مشکل فرد حمله‌های وحشت و بیم مداوم از وقوع یک حمله دیگر در هر لحظه است. حدود ۳ درصد از افراد دچار حمله پانیک هستند.

مطالعه کنید:  حملات پانیک در شب

علت بروز اولین حمله پانیک چیست؟

فرض محققین آن است که استرس متراکم شده، علت بروز اولین حمله پانیک است. استرس متراکم می‌تواند عبارت از تعارضات زناشویی، مرگ یا بیماری نزدیکان، جراحی، بیماری‌های مهم، فشار محل‌کار یا تحصیل و… باشد. استرس تراکمی در افرادی که ترکیبی از آمادگی‌های ارثی، شخصیتی و شناختی برای اضطراب دارند و یا حمایت اجتماعی اندکی احساس می‌کنند، باعث می‌شود تا فرد به رخدادهای منفی و استرس‌زای زندگی بگونه‌ای واکنش نشان دهد که ممکن است در برابر تهدید فیزیکی حیوانات درنده یا مار نشان می‌دهد و در نتیجه دچار حمله شود.

در هنگام بروز حمله پانیک احساسات شدید بدنی (افزایش ضربان قلب، تهوع، سرگیجه، تنگی‌نفس و …) بروز می‌کند. به‌دلیل ناخوشایند بودن این احساسات بدنی کم‌کم بیم امکان وقوع حمله‌های دیگر آغاز می‌شود. از آن پس فرد نسبت به احساسات بدنی خود حساسیت بیش از حد پیدا می‌کند. و کوچکترین تغییری در ضربان قلب نحوه تنفس و … را دال بر شروع حمله می‌داند. تغییرات فیزیولوژیکی که گاه‌به‌گاه در بدن هرکسی بروزمی‌کند، برای فردی‌که دچار حمله وحشت زدگی شده، معنای شروع حمله را پیدامی‌کند. مثلاً احساس سرگیجه، ضربان قلب و تهوع که ممکن است در هر فردی بروز کند و پس از چند دقیقه رفع شود، در فردی که دچار حمله پانیک است، به‌جهت شرطی شدن، معنای شروع حمله را پیدا می‌کند.

عامل شناختی در حملات پانیک

دومین عامل در حملات پانیک عامل شناختی است. عامل شناحتی در قالب گفتگوهای درونی وارد عمل می‌شود: «وای اگر ضربان قلبم بالاتر برود چه؟اگر غش کنم آبرویم می‌رود. در میهمانی حتماً دچار حمله خواهم شد. اگر دچار حمله پانیک شوم آنها چه قضاوت بدی درباره من می‌کنند. دارم دیوانه می‌شوم.»

این افکار منفی باعث تشدید احساسات بدنی می‌شود. یعنی ضربان قلب را افزایش می‌دهد، سرگیجه را تشدید می‌کند و … . تشدید احساسات بدنی به‌نوبه‌ی خود باعث می‌شود افکار منفی فرد تقویت شود. همچنین او بر درستی باورش مبنی بر شروع حمله بیشتر یقین حاصل کند. و به‌خود می‌گوید پس درست فکر می‌کنم که دارم دچار حمله می‌شوم. درحالیکه این نشانگان به‌جهت چرخه منفی احساسات بدنی و افکار منفی است که در فرد شدت پیدا کرده است. در نهایت، برانگیختگی به‌حدی می‌رسد که گاهاً فرد دچار حمله می‌شود. هرچه تعداد این حملات بیشتر شود، فرد بیشتر شرطی‌شده و نسبت به تغییرات بدنی‌اش حساس‌تر می‌شود. او دیگر تغییرات بسیار اندک بدن خود را نیز متوجه شده و آن را نشانه شروع حمله فرض می‌کند.

پس از عوامل فیزیولوژیک و عامل شناختی، عامل سوم رفتاری است. پس از آنکه حمله پانیک اتفاق افتاد، فرد برای مقابله با خطر وقوع مجدد آن، دو راهکار را اتخاذ می‌کند. که هردو باعث تداوم بیشتر چرخه حمله پانیک در فرد می‌باشد: ۱. ایمنی‌جویی، ۲. اجتناب.

ایمنی‌جویی

در ایمنی‌جویی فرد سعی می‌کند با بکارگیری چیزهایی که احساس اطمینان به او می‌دهند، احساس خطر درونی‌اش را کاهش دهد. مثلاً هرجا می‌رود دوست و یا والدین خود را همراه می‌برد. در مورد هر مراجع باید تحقیق کرد که از چه عواملی به‌عنوان ایمنی‌جویی استفاده می‌کند. تا پس از شناسایی موارد آن، اندک‌اندک مراجع بدون آنها با خطر تصوری خود مواجه شود. در برخی موارد استفاده از داروهای آرام‌بخش نیز به‌عنوان موارد ایمنی‌جویی محسوب می‌شود. زیرا فرد تصور می‌کند این داروها هستند که اضطراب او را کم کرده‌اند. بنابراین لازم است مواجهه‌سازی‌ها پس از مدتی هنگام قطع دارو انجام شود تا فرد نسبت به‌خود احساس اطمینان پیدا کند.

اجتناب

در اجتناب فرد از حضور در مکان‌ها یا موقعیت‌هایی که معتقدست احتمال وقوع حمله پانیک زیاد است، اجتناب‌می‌کند. این امر باعث‌می‌شود هیچ‌وقت نفهمد این موقعیت‌ها خطرناک نیستند. بلکه فرضش تقویت‌می‌شود که اگر دچار حمله نشده، به‌خاطر آنست که از این موقعیت‌ها اجتناب‌کرده. مشکل آنست که اجتناب تنها در یک‌محدوده باقی‌نمی‌ماند و دایماً گسترش‌می‌یابد.

ابتدا فرد تنها می‌ترسد خارج از شهر دچار حمله شود. به‌خود می‌گوید برای آنکه دچار حمله نشود بهترست خیلی‌دور از شهر نشود. در صورتی‌که به‌فکرش عمل و اجتناب کند، گفتگوهای درونی تهدیدآمیزتر شده و اینبار به او می‌گوید ازکجا معلوم داخل‌شهر دچار حمله نشوی. پس‌از مدتی مجدداً گفتگوی درونی به‌او می‌گوید ازکجا معلوم در فاصله بیش از ۱ کیلومتر از خانه دچار حمله وحشت نشوی. درنهایت به‌مرحله‌ای می‌رسد که از خانه نمی‌تواند خارج‌شود. زیرا باور کرده اجتناب و ایمنی‌جویی‌اش بوده که باعث‌شده دچار حمله پانیک نشود.

آنچه به‌فرد برای درمان پانیک بدون دارو کمک می‌کند، مواجهه با موضوع اضطراب است.

پس از آنکه سه مؤلفه مهم ترس و اضطرابنشانه‌های فیزیکی، افکار (شناخت‌ها)، رفتار– و نیز چگونگی تعامل آنها در کمک به‌بقای اختلال وحشت‌زدگی آموزش داده‌‌شد، مراجعین تشویق می‌شوند نشانه‌های فیزیکی، افکار و رفتارهای مربوط به دوره اخیر وحشتشان را فهرست‌وار بنویسند و دریابند چگونه پاسخ‌هایشان ممکن‌است حمله‌های پانیک را طولانی یا تشدید کنند.

مثلاً زمانی‌که تینا متوجه‌می‌شود ضربان‌قلبش تند شده، این ترس بر او غلبه‌می‌کند که دچار حمله وحشت‌زدگی می‌شود و غش می‌کند. این فکر هشداردهنده منتهی‌به ضربان‌قلب تندتر و دیگر نشانه‌های فیزیکی اضطراب شد. که نهایتاً ترسش از داشتن حمله پانیک را بیشتر کرد. رفتارش (با عجله به‌خانه رفتن، جایی‌که امن است) این باورش که هرجای دیگر ناامن است را تقویت‌می‌کند. توضیح داده‌شد که هدف درمان، قطع این چرخه‌منفی توسط پرداختن به سه مؤلفه اصلی اضطرابست: تغییر خودگویی‌ها یا باورها، کنترل واکنش‌های فیزیولوژیکی و رویارویی با اشیاء، موقعیت‌ها و مکان‌هایی که ایجاد ترس می‌کنند.

۲.خودنظارتی در درمان بیماری پانیک اتک

در درمان پانیک از روش خودنظارتی به درمانجوها کمک می‌‌شود به‌جای آنکه به‌صورت ذهنی درباره واکنش احساسی خود قضاوت کنند، به‌عنوان ناظر بیرونی آن را مشاهده کنند. خودنظارتی می‌تواند اضطراب را کم کند، درک واکنش‌های احساسی را بالا ببرد و احساس کنترل را افزایش دهد. برای نمونه، ارزیابی ذهنی تینا «من احساس اضطراب می‌کنم، پس به‌هیچوجه نمی‌توانم به خرید بروم» می‌تواند به‌صورت عینی اینگونه توصیف ‌شود: «قلبم تندتر می‌زند. فکرم این است که اگر به مغازه بروم، دچار حمله وحشت (وحشت‌زدگی) خواهم شد و غش خواهم کرد». از درمانجویان خواسته می‌شود یک فرم نظارتی را برای یک حمله اخیر وحشت‌زدگی کامل کنند که شامل جزئیات زیر است: احساسات فیزیکی، افکار و واکنش‌های رفتاری، همینطور موقعیتی که در آن حمله رخ داد و درجه بیشینه ترس.

 جدول خودنظارتگری را مانند جدول نمونه برای درمان پانیک خود به‌مدت یکماه پر کنید:

احساسات فیزیکی افکار واکنش رفتاری موقعیت حمله میزان اضطراب
تپش قلب- تهوع- تنگی نفس اگر بیرون برم دچار حمله می‌شوم. آبرویم می‌رود. نمی‌توانم جلوی افتادنم را بگیرم و غش می‌کنم. در خانه می‌مانم. دوستانم از من می‌خواهند که پس از تولد بیرون برویم. ۹۰
تهوع- تپش قلب اگر غذا زیاد بخورم دچار حمله می‌شوم. احتمالاً استفراغ می‌کنم. غذا بسیار کمتر از حد سیری می‌خورم. سر میز غذا ۹۰

۳. آموزش تکنیک‌های آرام‌سازی در درمان پانیک

بازآموزی تنفس به‌عنوان یک مهارت انطباقی در توقف واکنش‌های بیش از حد فیزیولوژیکی در درمان پانیک معرفی می‌شود. مکانیسم‌هایی که به‌وسیله آنها بازآموزی تنفس موثر واقع می‌شود و میزان مؤثر بودن آن برای وحشت‌زدگی، همچنان تحت بررسی هستند. با وجود این، مهم است که درمانجوها از آن به‌عنوان وسیله‌ای برای اجتناب از احساسات منفی استفاده نکنند. به درمانجو، تنفس دیافراگمی آموزش داده می‌شود: تنفس از شکم به‌جای سینه. قرار است درمانجو با شمارش دَم (یک) و فکر کردن به کلمه‌ی «آرامش» هنگام بازدم، روی تنفسش تمرکز کند. درمانجو برای نخستین هفته تمرین‌، باید با میزان و سرعت نرمال نفس بکشد. بعد از سه تا پنج دقیقه تمرین در جلسه، تکلیف بازآموزی تنفس برای هفته آینده به مراجع محول می‌شود: ده دقیقه تمرین، دوبار در روز در یک مکان راحت و آرام. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بیابید)

تکنیک دیگر مورد استفاده در درمان پانیک آرمیدگی تدریجی عضلات است. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بخوانید).

حمله پانیک- تصویر ۶- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

۴. بازسازی شناختی در درمان پانیک اتک

بازسازی شناختی، فرایند جابجا کردن افکار مضطربانه خودکار یا خطاهای شناختی (توضیح کاملتر را می‌توانید در مقاله تحریفات شناختی بیابید) با افکار واقع‌گرایانه‌تر است. این امر شامل آموزش خطاهای شناختی معمول در مورد اضطراب (مانند: بیش‌برآورد خطر و فاجعه‌سازی) به درمانجو و نحوه شناسایی افکار مضطربانه خودکار خود می‌شود. سپس، به آنها آموزش داده می‌شود چگونه این افکار را به‌عنوان فرضیه تلقی کنند و برای تأیید یا رد آنها، شواهدی جمع کنند. در نهایت، آنها تشویق می‌شوند فرضیه‌های جایگزین ایجاد کنند و برای تأیید و رد آنها شواهدی جمع کنند.

به مراجع توضیح داده می‌شود اگرچه افکار مضطربانه می‌توانند «خودکار» باشند و خیلی سریع و بدون آگاهی کامل رخ‌دهند، ولکن می‌توانند بر احساسات و اَعمال اثر بگذارند. محتوای این افکار، خاص است و ممکن است در موقعیت‌ها و زمان‌های مختلف، متفاوت باشد. متعاقباً، شناسایی یا پیش‌بینی محتوای خاصی که در موقعیت‌های خاص، اضطراب ایجاد می‌کند، اهمیت دارد.

تکنیک «پیکان رو به پایین» برای شناسایی افکار خودکار

به‌مراجع آموزش داده می‌شود از تکنیک «پیکان رو به پایین» برای شناسایی این افکار خودکار استفاده‌کند. این تکنیک اینگونه عمل می‌کند: درمانجویان از خودشان می‌پرسند، مثلاً در یک موقعیت فرضی، از چه‌چیزی می‌ترسند. سپس، تشخیص‌می‌دهند اگر این ترس‌ها واقعی‌بودند، چه‌معنایی داشتند و چه اتفاقی می‌افتاد. آنگاه، معنای افکار لایه‌های زیرتر بررسی می‌شود و این فرایند ادامه می‌یابد تا فکر مرکزی خودکار مضطربانه شناسایی‌‌شود.

مثلاً تینا در فرم نظارتی‌اش اینگونه نوشت: هنگام رانندگی، وقتی ضربان قلبش تند شد، ترسید. بنابراین ماشین را کنار زد و مادرش جای او پشت فرمان نشست. برای پرده‌برداشتن از فکر خودکارش، درمانگر باید از او بپرسد اگر قلبش به تندزدن ادامه می‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد. درمانگر در جواب تینا که می‌گوید: «این وحشتناک است!» می‌تواند بپرسد که او تصور می‌کند چه اتفاقی می‌افتاد که از نظرش وحشتناک است. مجدداً درمانگر در جواب به تینا که می‌گوید: «قلبم تندتر می‌زد، شروع به لرزش می‌کردم و غش‌می‌کردم» می‌تواند بپرسد که از نظرش، اگر آن احساسات را واقعاً تجربه‌می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد.

درمانگر می‌تواند این پرسش‌ها را ادامه‌دهد تا به باور مرکزی اضطراب او برسد. این باور که اگر ماشین را کنار نمی‌زد، غش‌می‌کرد، تصادف می‌کرد و خود و مادرش را به کشتن می‌داد. توضیح داده می‌شود که شناسایی فکر خودکار، نخستین گام در بازسازی شناختی است. و باید به‌عنوان بخشی از تکلیف خودارزیابی این هفته تمرین شود.

سپس، به‌مراجعین آموزش می‌دهند به افکارشان نه به‌عنوان حقایق مسلم، بلکه به‌عنوان فرضیه بنگرند. از روش پرسش سقراطی برای کمک به آنها در جمع‌آوری شواهد برای تعیین یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، استفاده‌می‌شود. مثلاً تینا فکرمی‌کند احتمال ازدست‌دادن کنترل ماشین و تصادف‌ حین حمله وحشت نزدیک به ۱۰۰٪ است. از او سوال می‌شود آیا این اتفاق قبلاً هم افتاده. آیا مدرکی برای وقوع یا عدم‌وقوعش در دست دارد. پس از رسیدن به یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، در ایجاد افکار جایگزین به‌مراجع کمک‌می‌شود. برای تینا، فرضیه جایگزین ممکن است این باشد: من فقط در حال تجربه اضطراب هستم و هنگام تجربه افکار و احساسات بدنی مضطربانه، قادربه رانندگی هم هستم.

۵. مواجهه‌سازی در درمان پانیک اتک

قرارگیری مکرر در معرض احساسات ترس‌برانگیز بدنی (مواجهه‌سازی بدنی) و موقعیت‌های ترس‌برانگیز (مواجهه‌ در موقعیت‌های طبیعی) برای رد ارزیابی نادرست شناختی و خاموش‌سازی واکنش‌های هیجانی شرطی به این احساسات و موقعیت‌ها از جمله اصلی‌ترین روش‌های درمان پانیک محسوب می‌شود. استفاده از بازآموزی تنفس و بازسازی‌شناختی برای مواجهه با این احساسات و موقعیت‌ها، تجربه‌های تصحیحی در اختیار درمانجوها قرار می‌دهد. که با اجتناب یا فرار از این احساسات و موقعیت‌های ترس‌برانگیز، به‌دست نمی‌آیند.

الف. مواجهه‌سازی بر اساس برانگیختگی احساسات

در ابتدا مواجهه‌سازی فیزیکی انجام‌می‌شود تا باعث افزایش یادگیری درباره احساسات بدنی شود. به‌مراجعین گفته‌می‌شود احساسات فیزیکیشان که برانگیزاننده اضطراب هستند، تحریک می‌شوند. تا بیاموزند این احساسات مضر نیستند و می‌توان تحملشان کرد. شرطی‌شدن حس‌های بدنی را به‌یاد آنها می‌آورند و اینکه چگونه تغییرات جزئی در فیزیولوژی می‌تواند آغازگر افکار مضطربانه و برانگیختگی فیزیولوژیکی بیش از حد در آنها، به‌دلیل جفت‌شدن پیشین حس‌های بدنی با حمله وحشت‌زدگی شود.

حمله پانیک- تصویر ۷- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

به‌مراجعین یادآوری می‌شود اجتناب از تغییر در حالت فیزیکی یا اجتناب از فعالیت‌هایی‌که باعث تغییر در حالت فیزیکی می‌شوند (مانند اجتناب از دویدن به‌جهت آنکه ضربان‌قلب را بالا برده و تداعی‌کننده حمله وحشت می‌شود)، جلوی یادگیری اصلاحی را می‌گیرد. یادگیری مبنی بر این‌که نشانه‌های فیزیکی مضر نیستند و می‌توان تحملشان کرد. توضیح داده می‌شود که اجتناب، ترس را تداوم‌می‌بخشد. آنها با رویارویی با احساسات بدنی که ناراحت‌کننده‌اند، می‌آموزند دیگر از این احساسات نترسند.

درمانجویان به انجام فعالیت‌هایی (مثلاً بالا رفتن از پله، چرخش، به نفس‌نفس افتادن و غیره) هدایت‌می‌شوند تا حس‌های بدنی تجربه‌شده در حمله وحشت‌زدگی را مجدداً تجربه‌کنند. آنها باید پس از اولین‌بار که متوجه احساسات بدنیشان می‌شوند، ۳۰ ثانیه فعالیت را ادامه‌دهند. سپس، حس‌های بدنی که داشتند، میزان اضطراب‌شان و میزان شباهت این احساسات با احساسات بدنی حین تجربه حمله وحشت ثبت‌‌کنند. یک فعالیت با درجه متوسطی از ترس و اندکی شباهت با احساسات واقعی ناشی از حمله وحشت برای تمرین مواجهه‌سازی احساسات فیزیکی در درون جلسات به‌کار می‌رود و به‌عنوان تکلیف محول می‌شود (تا سه‌بار در روز تمرین شود).

به مراجعین آموزش داده می‌شود تمرین‌ها اینگونه کنترل ‌شوند: تحریک احساسات، ارزیابی میزان ترس، استفاده از بازآموزی تنفس و بازسازی شناختیِ مهارت‌های انطباقی. مراجعین باید به این پرسش‌ها در هر تمرین پاسخ دهند: آیا فاجعه‌‌ای‌که از آن می‌ترسیدند (مثلاً از دست دادن کنترل) اتفاق افتاد؟ آیا از ترسیدن جان سالم به‌در بردند؟ آیا ترس‌ آنها با تکرار، فروکش کرد؟

ب. مواجهه‌سازی در محیط طبیعی

پس از آن، توضیح داده می‌شود که نوع بعدی مواجهه‌سازی، مواجهه‌سازی در محیط طبیعی است: مواجهه‌سازی با مکان‌ها و موقعیت‌هایی که درمانجویان از آنها دوری می‌کنند یا با هراس واردشان می‌شوند. برای تکلیف، درمانجویان باید سلسله‌‌مراتبی از این موقعیت‌ها را با درجه‌بندی شدت ترس هر موقعیت، ترتیب دهند. سلسله‌مراتب رانندگی برای تینا (با نرخ‌های ترس در داخل پرانتز) ممکن است اینگونه باشد: نشستن در ماشین (۱). یک مایل رانندگی با حضور مادر در ماشین (۳). رانندگی به‌سمت فروشگاه محلی همراه مادر (۴). ۵ مایل رانندگی در بزرگراه همراه مادر (۷). رانندگی به‌سمت فروشگاه محلی به‌تنهایی (۸). ۵ مایل رانندگی در بزرگراه به‌تنهایی (۱۰).

جلسات بعدی به نشانه‌های ایمنی اختصاص دارد که شامل این موارد می‌شوند: افراد و اشیاء خاص که باعث می‌شوند فرد در برابر اضطراب، از دست دادن کنترل، جراحت فیزیکی یا خجالت، احساس امنیت کند. در مورد تینا، خانه‌اش، والدینش و اسپری تنفسی، همگی نشانه‌های ایمنی بودند. به مراجع توضیح داده شد که کنار گذاشتن نشانه‌های ایمنی، تأثیر یادگیری مواجهه‌سازی را بهبود می‌بخشد. مراجع هنگام رویارویی موقعیت‌ها همراه با نشانه‌های ایمنی، همچنان باور دارد موقعیت‌ها خطرناک هستند. ولکن جلوی خطر به‌واسطه نشانه‌های ایمنی گرفته می‌شود. کنار گذاشتن نشانه‌های ایمنی با سلسله‌‌مراتب مواجهه‌سازی مستقیم، ترکیب می‌شوند.

۶. درمان پانیک با دارو

ترکیب درمان دارویی پانیک با درمان شناختی رفتاری در کوتاه‌مدت به نتایج بهتری منجر می‌شود. ولکن در بلندمدت پس از قطع مصرف دارو می‌تواند به نتایج ضعیف‌تری از درمان شناختی رفتاری تنها منجر شود. اگر مراجع می‌تواند بدون استفاده از دارو تمرینات مواجهه‌سازی را انجام دهد، بهتر است مصرف دارو را قطع کند. اما اگر درمانگر تشخیص می‌دهد مراجع بدون دارو از درمان طفره می‌رود، درمان پانیک با دارو انجام می‌شود.

برای درمان پانیک با دارو ۳ دسته از داروها مورد استفاده قرار می‌گیرد:

داروهای ssri یا داروهای باز جذب سروتونین که از آنها به‌عنوان داروهای ضدافسردگی یاد می‌شود؛ مانند سرترالین- فلوکستین- پاروکستین.

داروهای باز جذب سروتونین و نوراپی‌نفرین که دسته دیگری از ضدافسردگی‌ها هستند؛ مانند ونلافاکسین.

داروهای بنزودیازپین و یا ضد اضطراب‌ها مانند کلونازپام و زاناکس.

خاتمه

تقریباً ۵٪ جمعیت، اثرات ناتوان‌کننده اختلال یا حمله وحشت زدگی را تجربه خواهند کرد؛ حالتی که اگر درمان نشود، نسبتاً مزمن خواهد شد. درمان‌های شناختی‌رفتاری برای درمان پانیک بسیار مؤثر هستند، اغلب درمانجویانی که تحت درمان CBT‌ برای درمان پانیک قرار می‌گیرند، نشانه‌های اختلال یا حمله وحشت زدگی و شرایط همراه‌ آنها بسیار کاهش می‌یابد و سلامت و شاخص‌های کیفی زندگی آنها پیشرفت می‌کند. این پیشرفت‌ها در انتهای درمان دوازده هفته‌ای مشاهده می‌شود و طی سال‌های بعد ادامه می‌یابد. با وجود این، این درمان‌ پانیک همیشه موفق نیست. تقریباً ۲۰٪ درمانجویان، درمان پانیک را زودهنگام رها می‌کنند و حدود ۲۵٪ از آنها که درمان پانیک را کامل کرده‌اند، پیشرفت معناداری نسبت به عملکرد پایه، نشان نخواهند داد.

نکته: برای درک بهتر اختلال پانیک توصیه می‌کنم مقاله اختلال پانیک را تحت کنترل درآورید را مطالعه کنید. درک شناختی هر چه بیشتر این اختلال، به درمان آن کمک می‌کند.

در صورتی‌که به‌دنبال دکتر روانشناس برای پانیک هستید، با شماره ۰۰۹۸۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ دکتر کامیار سنایی تماس حاصل فرمایید.

دکتر کامیار سنایی، روانشناس

منابع:

۱.هافمن، دیوید (۲۰۱۲). درمان شناختی‌رفتاری در بزرگسالان. ترجمه: دکتر کامیار سنایی. نشر ارجمند.

۲. بارلو، دیوید اچ و سرنی، ای جروم (۱۳۹۰). درمان روان‌شناختی وحشت. ترجمه: آناهیتا تاشک. مرکز نشر دانشگاهی.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۸ میانگین: ۴.۳]

۲۳۴ دیدگاه

  1. سلام وقت بخیر. من مواقعی که به اشتباهات کوچیکم فکر میکنم به شدت دچار اضطراب میشم مثلا وقتی سوالی از معلمم میپرسم که فکر میکنم نباید میپرسیدم و سوال مسخره ای بوده به شدت اضطراب میگیرم و حتی به نفس زدن میوفتم که نکنه سوالم مسخره باشه، نکنه آبروریزی شده باشه، چقد بد شد ای کاش نمیپرسیدم، بقیه چی فکر میکنن، چقد آبروم رفت و از این قبیل بعد خیلی حس شرمندگی و خجالت میکنم و همش خودمو سرزنش میکنم حتی تا حالا شده که به خاطرش به صورتم سیلی بزنم و اعصابم تا یه مدت خورد میشه تا اینکه فراموشش کنم. بیشتر هم این حالت ها زمانی هست که از نظر خودم اشتباهی کردم و به قول معروف ضایع شدم هرچند که اصلا این طور نبوده باشه و از نظر بقیه مثلا سوالم عادیه ولی من در ارتباط با دیگران اغلب دچار این ترس از آبروریزی هستم مثلا همین الان که این پیام رو مینویسم ممکنه بعدا خودمو سرزنش کنم که چرا فلان کلمه رو استفاده کردم و این در اون لحظه بهم اضطراب شدیدی میده. این حالت وسواس فکری هست یا حمله ی پانیک؟ ممنون میشم راهنمایی بفرمایید با سپاس فراوان.

  2. سلام آقای دکتر من چند ماهه که استرس و اینا دارم و یه مدت هم هست که احساس می کنم زنده نیستم یا اینکه اطافم رو خوب نمی فهمم یا بگم واقعی نیستم. برای همین توی نت دنبال این گشتم ببینم چه مشکلی می تونه باشه که با یه سایت رو به رو شدم که این حالت های من رو نوشته بود مسخ شخصیت. بعد چیزایی که باعث به وجود اومدنش می شد را دنبال کردم تا به سایت شما برخوردم. تقریبا بعضی از حالت هایی که توی این جا ذکر کردین رو من داشتم فیلم تون هم دیدم. و اینکه کامنت هارو هم خوندم و امیدوار شدم اگر مشکل من هم پانیک باشه درمان می شه. اما توی سایتی که درمورد مسخ شخصیت توضیح داده بود اسم یه چند تا بیماری دیگه هم نوشته بود مثل اسکیزوفرنی یا دوقطبی من رفتم در مورد اون بیماری ها مطالعه کردم الان وقتی که عصر ها این احساس زنده بودن و اینا به من دست می ده خیلی می ترسم که نکنه اون بیماری ها باشه و نکنه من هم اون طوری بشم. نمی دونم چی کار کنم دیگه از نظر بقیه کاملا عادی هستم و هیچ مشکلی ندارم ولی خودم می ترسم حتی وقتی توی جمع قرار می گیرم می ترسم که یه کاری انجام بدم فک کنن من دیوونه شدم. نمی دومم چرا این چیزا داره برام پیش میاد و نمی دونم باید چی کار کنم. من امسال باید بشینم بخونم برا سال دیگه که کنکور دارم آماده بشم زیاد هم خواب اینو می بینم که توی مدرسه هستم یا بهم می گن خیلی خنگ هستم و هیچی نمی شم. الان واقعا من دارم دیوونه می شم؟ واقعا من این بیماری های اسکیزوفرنی و اینا دارم؟ اصلا این مطلبی که من خوندم صحت داره؟ خیلی می ترسم.

    1. دکتر اعصاب و روان از طریق دارو به حل مشکل می پردازد و دکتر روانشناس از طریق شناخت درمانی. می توانید در ابتدا در صورتی که علائم شما شدید است دارو بگیرید و سپس نزد روانشناس بروید. زیرا درمان بدون دارو پانیک حدود ۱۰ جلسه زمان می برد

      1. من دوست ندارم دارو بگیرم به خاطر مشکلاتی که می تونه داشته باشه یا اینکه اعتیاد آور باشه. اگر فقط با ۱۰ جلسه مشکل حل بشه و دوباره این بیماری برنگرده خیلی خوبه. این بیماری کاملا درمان می شه پیش هر روانشناسی که برم؟

  3. سلام. ببخشید اینکه در پانیک احساس زنده بودن نمی کنم و شب ها و عصر ها احساس ضعف و بدن درد می کنم رو چی کار کنم؟
    اینم بدون دارو درمان میشه؟

    و اینکه یه روانشناس خوب بخوام برم باید چه ویژگی هایی داشته باشه؟
    و چه طوری اطرافیانم رو متقاعد کنم که حالم خوب نیست و منو یه روانشناس ببرن چون این نشانه هایی رو که دارم به مشکلات جسمی نسبت می دن در صورتی که خودم می دونم مشکل از کجاست نمی دونم چه طوری بهشون بگم و بهشون بفهمونم.

    1. وقت بخیر. همه این نشانه ها ناشی از اضطراب بسیار شدید در شما است. اضطراب نبز از فکر شروع می شود. وقتی فکر شما درمان شود همه نشانه ها از بین می رود. مقاله درمان پانیک بدون دارو را به خانواده بدهید تا مطالعه کنند.

      1. سلام آقای دکتر
        من تا دو ماه پیش پانیک داشتم ولی بعد از آخرین پنیک یه حالت غیرواقعی بودن محیط پشت سر هم برام به وجود میاد که واقعا اذیتم می‌کنه
        آیا نیاز هست دوباره پیش روانپزشک برم ؟

  4. سلام آقای دکتر من حدود سه ماه پیش چند شب استرس و اظطراب زیادی رو تجربه میکردم تا یه روز متوجه شدم هنگام رانندگی یه سرگیجه مبهمی منو اذیت میکنه این حالت تا چند روز ادامه داشت ولی به رانندگی ادامه میدادم تا اینکه یک روز وقتی پشت فرمون بودم حس وحشت بهم دست آب گلوم رو نمیتونستم قورت بدم و حس کردم در واقعیت نیستم سریع خودمو رسوندم خونه ولی از اون روز وحشت دارم میترسم برم پشت فرمون مخصوصا جاهای شلوغ چند بارم سعی کردم و رفتم باز حمله بهم دست داد چکار کنم خیلی افسردم کرده میترسم تنها حتی پیاده برم بیرون

  5. سلام!
    ببخشید این علائم هم جزو حملات پانیک هست؟
    من شب ها و عصر ها احساس بد و اضطراب و دلشوره و ترس دارم نمی دونم به چه دلیل هست بعضی وقتا تهوع هم می گیرم اگر کسی ناراحتم کنه یا دو نفر با هم دعوا کنن من احساس بدی بهم دست می ده و تپش قلب و تنگی نفس و از این حرفا دیگه این که من شبا احساس زنده بودن نمی کنم یعنی احساس می کنم که اطرافم غیر واقعی هست یا من دارم خواب می بینم البته وقتی استرس دارم این موضوع این طوری هست یا شب ها.
    دیگه اینکه جاهایی که قبلا رفتم و استرس گرفتم دوست ندارم برم مثلا چون از تابستون پارسال استرس و اینا گرفتم و اولش نمی دونستم برا چی هست و بعد فهمیدم حتی هوای گرم تابستون هم اذیتم می کنه مشکل اینه که نمی دونم استرسم برا چی هست. می ترسم دیونه بشم و اینا.
    می خواستم بدنم من چه مشکلی دارم؟ و آیا حل شدنی هست اگر که نخوام برم روانشناس و اینا؟

    1. باسلام
      احساس بی حالی و بی حوصلگی دارم و معمولا یکبار در هفته دچار حمله عصبی میشم و بصورت اینطوریه که تپش قلب و چشمام بشدت به نور حساس و همینطور مثل اینکه مستقیم به خورشید نگاه کردن و یا به چراغ اتومبیل نگاه کردن و یا بعضی وقتا بدتر مثل اینکه جوشکاری کرده باشی و اینا همه همراه با دلهره و اضطراب شدید

  6. سلام!
    من ۱۶ ساله هستم. من تقریبا یک ساله استرس و اضطراب دارم و حالت تهوع می گرفتم و اینا و فکر می کردم مشکل از معدم هست یه عالمه دکتر رفتیم و گفتن از هیچ نظری مشکل ندارم و فقط اینا همش به خاطر استرس هست. بعد من وقتی این طوری می شم احساس خفگی شدید می کنم و حالت تهوع می گیرم احساس خستگی و ضعف می کنم بعضی وقتا گرمم میشه. و تپش قلب می گیرم و بدترین این هست که احساس زنده بودن و یا واقعی بودن ندارم معمولا عصر و شب ها این طوری می شم. بعضی وقتا شدتش بیشتره نمی دونم چه کنم؟ فقط می دونم دوست ندارم به هیچچچچچ وجه برم روانشناس و یا روانپزشک و اینا یعنی در واقع بقیه دوست ندارن من برم و فک می کنن چیزیم نیست. اصلا خودمم هم مطمئن نیستم که پانیک دارم یه نه. چون دقیقا نمی دونم نسبت به چی استرس دارم. میشه بگین چه بکنم. و کجا برم. ما اصلا هیچکس تا حالا این طوری نشده برا همین می ترسم. واقعا نمی دونم چه کنم.
    لطفا کمکم کنین

      1. ببخشید من این فیلم رو دیدم. این که من مدام احساس زنده بودن نمی کنم و نمی دونم چی بگم بهش عدم درک واقعیت و اینکه می ترسم و فکر می کنم دارم دیوانه می شم یا کنترل خودم از دست می دم و احساس می کنم یه چیزی منو آزار میده مربوط به همین پانیک هست چون اینها بیشتر از علاعم دیگه تداوم داره و فقط گاهی بیشتر میشه.
        و سوال بعدی این که چرا از کسی یا چیزی ناراحت می شم احساس می کنم داره بهم حالت های پانیک دست می ده؟
        من از اینا می ترسم.

      2. سلام آقای دکتر
        من از ۲۱ اسفند سال قبل دچار پانیک شدم
        و تا دو هفته بعدش ادامه پیدا کرد که خیلی شدید شد و من مجبور به مراجعه به روانپزشک شدم و ایشون برایم سرترالین ۵۰
        کلرودیازپوکسید ۱۰ و پراپرانول ۲۰ نوشتند
        که یه هفته هم هست دارو ها رو قطع کردم ولی حس لامسه ام ضعیف تر شده
        و مسخ واقعیت هم برخی اوقات تجربه میکنم این ها از علائم پانیک هست چون هر وقت این هلائم درونم ظاهر میشه میترسم که بیماری دیگه ای داشته باشم.

        1. شما باید درمان شناختی رفتاری انجام بدهید.
          هرقدر اطلاعات خود را درباره پانیک و مکانیسم و دلیل شکل گیری ان بیشتر کنید احتمال وقوع ان کمتر می شود. زیرا درک می کنید حمله پانیک جهت محافظت از شما ایجاد می شود و نه آسیب زدن به شما.
          دارو را ناگهان قطع نکنید. حتما بتدریج اینکار را بکنید زیرا بدن عادت کرده و ممکن است اذیت شوید

  7. سلام اقای دکتر من مدت زیادی دچار حمله شدید پانیک بودم الان دیگه کاملا بی حس شدم
    ترس و استرسی ندارم از هیچی نه خوشم میاد
    نه بدم میاد نمی تونم ناراحت یا عصبی بشم
    نمی تونم بخندم یا گریه کنه بدترین یا بهترین اتفاق بی افته برام فرقی نداره من هیچ واکنشی نشون نمیدم
    هیچی برام لذت بخش نیست
    من دیگه هیچ کدوم از این ها رو ندارم میل.انگیزه.شور وشوق.اشتیاق.هیجان.
    حتی میل جنسی مو هم کامل از دست دادم
    مثل یه مرده می مونم
    هرچی در مورد پانیک تو گوگل سرچ کردم
    هیچ کسی به این صورت حمله پانیک و اتفاق های بعدش و تجربه نکرده بود
    فکر کنم اولین نفریم که اینجوری بعد پانیک خاموش شدم
    حالا راهی درمانی داره که دوباره بگردم
    به زندگی مثل گذشته زندگی کنم و ازش لذت ببرم
    یا هیچ درمانی نداره؟؟؟

      1. نه به هیچ وج دارو مصرف نمی کنم چه قبلا چه الان
        فقط بعد از این که دچار حمله پانیک شدم به جای این مثل بقیه برگردم به زندگی عادی خودم
        بعد اون حمله پانیک که تمام شد
        کاملا خاموش شدم مثل یه مرده
        می مونم فقط زیر خاک نیستم
        من حتی علائم افسردگی و هم
        بارها خوندم اما آسمان تا زمین
        با این حالتی که من دارم با هم فرق داره
        گوگل و زیر رو کردم
        همه جا سوالم و گفتم
        اما هیچ کسی بهم جوابی نداد
        همه مات و مهبوت موندن
        که من چمه
        آقای دکتر پس مشکل کجاست
        چه اتفاقی واسم افتاده
        که هیچ درمانی براش
        پیدا نمیشه

        1. شما برای مواجه نشدن با اضطرابهای خود کلا هر هیجانی را در خود خاموش کرده اید. هیجان خوب و بد. سعی کرده اید برای فرار از پانیک کلا حسهای خود را از بین ببرید. باید با حسهای خود مجدد ارتباط برقرار کنید. برای اینکار باید از رفتار شروع کنید. یعنی ببینید افراد پر احساس و هیجان چه رفتارهایی می کنند. انها را تکرار کنید. کم کم حس شما نیز بازخواهد گشت. بطور مثال تولد گرفتن برایخود- به مناظر زیبا رفتن و…احتمالا اوایل حسی بر نمی انگیزد در شما ولی این رفتار را ادامه دهید

  8. سلام جناب دکتر.من پانیک داشتم. یه مدت ونلافاکسین ۷۵ رو مصرف میکردم و دکتر دوزش رو به ۳۷.۵ تغییر دادو در آخر هم قطعش کرد و خوب شدم.حالا اشکالی نداره بعضی وقت ها که استرس اون دوران رو میگیرم یک عدد ۳۷.۵ یا کمتر بخورم؟.منظورم اینه که نیاز به شروع دوره جدید نداره؟
    مرسی از این همه محبت که جوابگو هستین.با سپاس.

      1. ممنون بابت راهنماییتون.
        حالا اگر هم بحث تلقین باشه،واینکه با همون یک قرص حال آدم خوب بشه،ازنظر شما عوارض نداره؟
        سپاسگزارم.

  9. سلام. من تیرماه امسال مادربزرگ و پدربزرگم رو بر اثر کرونا از دست دادم. چون هر دو رو خودم به ICU بردم، تصویر روزهای آخر که تنفس شون شکمی بود مدام توی ذهنم مونده بود. یک شب اواسط مرداد ماه نصفه شب با احساس خفگی و ترس شدید از مرگ و تنگی نفس بیدار شدم. احساس سنگینی و فشار عجیبی روی قفسه سینه ام داشتم. صبح به دکتر مراجعه کردم و نوار قلب و یک سری آزمایش هیچ چیزی رو نشون نداد. این حالات درد و سنگینی قفسه سینه و تنگی نفس هر از چند گاهی میرفت و میومد تا اینکه مهر و آبان به طور کلی خوب بودم. متاسفانه در آذرماه یکی از دوستان نزدیکم بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. دوباره همان حالات برگشت و شدیدتر شد. مدام در روز چندبار ناگهان تپش قلب شدید می گیرم. مدام به مرگ فکر میکنم. نمی توانم بر روی کارهایم تمرکز کنم. این حالات در طول این سه ماه ادامه داشت تا اینکه سه روز پیش ناگهان وسط جلسه کاری پشت کمرم سمت چپ بدن و ناگهان بازوی چپم و گردنم به شدت درد گرفت و احساس تنگی نفس شدید و درد قفسه سینه شروع شد. فورا از جلسه بیرون آمدم و به بیمارستان خودم رو رساندم. آزمایش های مختلف و CT ریه و اکوکاردیوگرافی و نوارقلب هیچ چیزی رو نشون نداد. متخصص قلب برای من ارجاع به روان پزشک نوشته. می خواستم ببینم آیا این حمله پانیک و اختلال اضطراب است یا اینکه کماکان احتمال حمله قلبی بودن آن وجود دارد؟ متاسفانه تکرار این حالات در من در حال زیادشدن است و همین الان که در حال نوشتن هستم احساس فشار در قفسه سینه و درد در بازو و گردن و گرفتگی کتف دارم. در تهران هستم. ممنون می شوم اگر به من کمک کنید. اصلا حال خوبی ندارم و میترسم که از خانه هم بیرون بروم. علت ترس من این است که گاهی اوقات منطقه درد دقیقا روی قلبم هست و اینکه بازوی راست من اصلا درد نمی گیرد. بلکه بازوی چپ و حتی انگشت حلقه من دچار درد می شود. اما آزمایش ها هیچ چیزی را نشان نمی دهد.

    1. ترس شما از احتمال بروز دوباره حمله نشانگر پانیک است. شما دچار پانیک اتک هستید که اسیب فیزیکی به شما نمی زند. با یک رواندرمانگر مشاوره کنید. درمان پانیک حدود ۱۰ جلسه زمان میبرد.

  10. سلام. من ترس و استرسم که باعث پانیک میشد حالا تبدیل به ترس و عصبانیت عجیب و شدیدی شده یعنی استرسم که میومد و مدتی میموند حالا همین تبدیل شده به یه عصبانیت عجیب
    نمیدونم چرا اینجوری شدم از شما مشاوره میخوام؟

    1. سلام. یکی از راههای درمان پانیک اتک یا حمله وجشت ایجاد احساس جدید در زمان بروز حمله است. باور بر ان است که در یک زمان دو احساس متصاد نمی تواند درون فرد وجود داشته باشد. خشم متضاد ترس است. یعنی بجای حس ترس باید حس خشم ایجاد کرد تا بهبود صورت پذیرد. شما به هر دلیل این تغییر خود بخود در شما اتفاق افتاده است. اجازه بدهید مدت زمانی با حس خشم سپری کنید تا سپس بتوانید حس خشم خود را نیز کنترل کنید.

    1. سلام، مقاله شمارو خواندم و پانیک رو درمان کردم، خوشبختانه پانیک سراغم دیگه نمیاد و این فقط بخاطر آشنایی با سایت شما بود و بسیار از شما سپاسگذارم، تنها مشکلی که بامن فعلا مونده فکر کردن به تنفسم هست و اینکه گاهی آگاهانه نفس میکشم و این من رو به شدت اذیت میکنه و میدونید که آگاهانه نفس کشیدن موجب سخت تر شدن تنفس میشود، تنها مشکل من اینه، از شما برای این مشکلم فقط کمک و راهنمایی میخواهم، ممنون میشم پاسخ بدهید

  11. سلام میگم من چند ماه حملات پانیک بهم دست میده از باشگاه بنسازس شروع شد که یه فشاری بهم اومد دیگه بعد از اوم هر موقع میرم باشگاه میگم الان قلبم ایست میکنه فکر میکنم میکنم تا تپش قلبم میره بالا کلا سیستم بدنم بهم میریزه

  12. سلام اقای دکتر من به دختر ۱۷ساله هستم حدود سه سال پیش دچار حمله پانیک شدم بعد از دوماه متوجه شدم که من بیماری پانیک دارم تا یه حدودی بهتر شدم اما تا یه زره احساساتم بهم میخورع دوباره حملات پانیک به سراغم میاد تقریبا در سال چهار بار دچار حملات پانیک میشم اما این حملانگت خیلی مهم نیس و مهم ترازاون اثرات بعد از پانیکه که تپش قلبو ترسو احساس.بی حسی درپاهام وبدتر ازاون کل بدنم حتی بعضی وقتا سرم داغ میکنه من نمیدونم بااین مشکل چجوری باید مبارزه کنم اصلا انگاری تموم شدنی نیس

    1. عزیزم همونطور که گفتید مشکل بدتر از خود حملات ترس از دوباره مورد حمله قرار گرفتن است و این ان چیزی است که شما را دچار ترس و بی حسی و… می کند. مقاله درمان پانیک را در سایت مطالعه کنید و نزد یک روانشناس بروید تا مشکل شما حل شود. باید بدانید که مشکل شما فیزیکی نیست و فقط ناشی از فکرهای غلط شما می باشد بنابراین براحتی می توانید با اگاهی بیشتر بر ان غلبه کنید

      1. باسلام
        دکتر ۴۲ساله هستم ۵سال است پانیک هستم و متاسفانه بعد از ۱۱ماه حمله و..متوجه شدم پانیکم.یعنی اخرین پزشک که رفتم روانپزشک بودش.
        تا وارد مطب شدم متوجه شد پانیک است وبنده خدا حال وروزم دید حدود ۲۰دقیقه باهام حرف زد و ….توجیه شدم نترسم حملات قطع میشه. منم چون ۱۱ماه حمله وعذاب کشیده بودم ودنبال درمان بی نهایت حرفهاش اثر گذار بود؛شاید باورش سخت باشه برای بیماران پانیکی ولی من همونجا داخل مطب حملاتم گذاشتم زمین وبعد از خروج از مطب با اولین حمله نترسیدم ودیگه حملات تا الان رفت که دیگه پیداش نشه.
        اما برام قرص نورتیپتلین نوشته بود همون شب اول خوردم بی قراری شدید وحال بسیار وخیم وناخوشایند بهم دست داد
        دیگر تا الان جرات نکردم سمت دارو بروم.
        میخواهم بگم من هیچ حمله ای ندارم وبسیار روی ذهنم کار کردم وهیچ ترسی هم ندارم اما دردهای عصبی هر ثانیه به جای از بدنم میزنه!! یا عصبی میشم حالت عجیبی بهم دست میده انگار مغزم گرم میشه وانرژی مخربی وجودم را میگیره؛ من که داخل برف هم میخوابیدم الان با اب سرد دست میشورم انگار میخواهد یخ بزند!و…؛
        دکتر الان بنظرتون چکار کنم واقعا از این حالات که تایپ کردم خسته شدم والبته اینم بگم درد و…برام عادی شده واهمیت نمیدم ولی این شرایط خسته وضعیفم کرده.
        خواهشن راهنمای کنید
        با تشکر

  13. سلام وقت شما به خیر من یه نوجوان ۱۵ ساله ام تقریبا دوساله این حملات رو تجربه میکنم رفتم روانشناس یه راهکارهایی بهم داد که بتونم بدون دارو بر پانیک غلبه کنم ولی متاسفانه بعضی وقتها خارج از کنترل میشه و روزم رو مختل میکنه … بنظرتون دارو مصرف کنم؟ واقعا تاثیری داره؟ میترسم دیر شده باشه چون از اطرافیانم شنیدم هرچقدر پانیک رو به حال خودش رها کنی و نری دنبال درمان , اونقدر تاثیر نداره چیکار کنم بنظرتون؟

    1. سلام. باید بدانید که هر قدر زودتر پانیک را درمان کنید راحت تر درمان می شود. اگر راهکارهای درمان را بکار بگیرید و تمرین کنید می توانید بر ان غلبه کنید. در غیر اینصورت می توانید از دارو استفاده کنید. مقاله درمان پانیک بدون دارو را در سایت مطالعه کنید و راهکارهای انرا انجام دهید.

  14. سلام آقای دکتر.من پانیک دارم و اینکه مشکل جدیدی پیدا کردم از این قرار که یک ماه پیش به دندانپزشک رفتم تا یکی از دندانهایم را عصب کشی کند. وقتی امپول بی حسی را زد من پانیک شدم.قرص آرامبخش گرفتم و انداختم اما هنگام عصبکشی قلبم محکم میکوبید.از روز بعد کم کم احساس میکردم که گلویم شبیه بغض گرفته میشه.کم کم این حالت دائمی شد و حالت فشردگی در گلو دارم اما نه سرفه ای نه چیزی.بعضی مواقع احساس میکنم چیزی میخورم میپرد گلویم و شروع به پنیک میشم.جالبه وقتی در جمع هستم و حواسم پرت است این حالت فشردگی گلو فراموش میشه اما بعدا دوباره سر باز میکنه.رفتم پیش دکار روانپزشک زاناک و فلووکسامین داد و دو هفته است استفاده میکنم.حساس وسواس رو در خودم میبینم و در این مدت فکر و ترس از خودکشی افتاده بود سرم و وقتی فهمیدم که این فقط یک فکر وسواسی هستش که میخواد اذیتم کنه یهو از سرم پرید.اما با وجود استفاده قرصها باز شبها ساعت چهار پنج از خواب بیدار میشم و دستهام گز گز و سوزن سوزن میشه و خیلی زود برطرف میشه.و اینکه میخواستم بدونم آیا قرص زاناکس رو که دکتر گفته نصفش رو صبح بندازم و نصفش رو شب، باعث اعتیاد نمیشه؟ چون من فقط نصف قرص رو شب میندازم.ممنون میشم راهنمایی کنید.

    1. سلام. هر از چندی باید دارو را عوض کنید. استفاده زیاد و طولانی مدت از زاناکس تاثیر خود را از دست خواهد داد.
      از نشانه هایی که گفتیذ بنظر شما ترس از مرگ پیدا کرده اید. با درمانگر مشاوره کنید. کتاب خیره به خورشید اثر اروین یالوم را مطالعه کنید.

      1. درسته.ولی چون من وسواس فکری دارم و تلقین پذیر هستم چون جاهایی خوندم که فرصها ممکنه اثر نکنن، دیگه برای من اثر نمیکنن انگار و هر شب ساعت چهار پنج بیدار میشم و دستهام سوزن سوزن میشه و تنگی نفس میگیرم.درضمن چون دوست آنچنانی هم ندارم بیشتر توی خونه هستم و همش احساس میکنم فشردگی گلو دارم.این اتفاق احساس فشردگی گلو بعد از عصبکشی یکی از دندونهام اتفاق افتاد و همش فکر میکنم نکنه مورد پزشکی باشه.اما وقتی سرگرم هستم اکثرا احساسش نمیکنم

  15. سلام من ۵ سال پیش حمله پنیک داشتم که با دارو درمانی دوره یکساله خوب خوب شدم ولی الان بعد از ۵ سال بهصورت خفیف بیماریم برگشته ایا باز درمان پذیر است

    1. سلام. بله حتما درمان‌پذیر است. مقاله درمان پانیک را در سایت مطالعه کنید. شما غیر از دارو به چند جلسه رواندرمانی هم نیاز دارید تا بتوانید راهکار غلبه کامل بر پانیک را دریابید

  16. با سلام ، من رفتم پزشک گفتن که بنده آریتمی فوق بطنی دارم و درمانش با ورزش شدیده و خوب میشه ، اما اضطراب هم روش کمی تاثیر داره ، کلرودیازپوکساید و تجویز کردن برای من میشه نظرتونو بدونم ؟

  17. سلام آقای دکتر . من زنی هستم ۳۵ ساله با دو بچه. از نوجوانی اضطراب داشتم از محیطهای باز، رفته رفته این حس در من بیشتر شد و الان چند ساله تنهایی نمیتونم از خونه بیرون برم حتما باید با یکی باشم . زندگیم مختل شده این مشکل و فقط خودم میدونم و تا جایی که تونستم مخفی نگه داشتم از همسرم و خونوادم. تا حالا چند بار تو شرایط بدی قرار گرفتم یعنی مجبور بودم بیرون از خونه تنها باشم و حمله بهم دست داده. حملات مثل اونایی که دوستان میگن نیس و واسه من فرق میکنه. وقتی کسی پیشم نباشه و مجبور بشم از یه محیط با فضای بازتر عبور کنم این حمله بهم دست میده. تو یه لحظه همه حس بدنم و از دست میدم و حتی نمیتونم یه قدم بردارم انگار یه لحظه همه جا تاریک میشه و روحم آروم از بدنم داره در میاد و تعادلم و از دست میدم و همه حس بدنم به ترتیب از سر شروع به کم شدن میکنه و به قسمتهای پایین بدنم میاد و از پا خارج میشه، تو اون لحظه هست که دیگه نمیتونم سر پا وایسم و چشمام جایی رو نمی بینه و میشینم زمین و تا یکی کمکم نیاد و بلندم نکنه نمیتونم بلند بشم و جایی رو هم نمی ببینم.
    این حالت چند بار بیرون از خونه واسم اتفاق افتاده و باعث شده دیگه نتونم تنهایی بیرون برم. چون هم میترسم دوباره سراغم بیاد و هم از مردم خجالت میکشم کسی تو این حال منو ببینه.
    تا حالا دکتری هم نرفتم چون میترسم همسرم بدونه. آخه به هر کی هم مشکلم و بگم فکر نکنم در کم کنن و مسخرم کنن. لطفا راهنمایی کنین چیکار کنم. خیلی درمانده شدم کاری نمیتونم بکنم خونه نشین شدم. تو نت همه مطالب و در مورد فوبیا گشتم مشکلات خیلیهارو خوندم ولی کسی مثل من نبوده. اوضاع من خیلی خرابه انگار . خواهش میکنم راهنماییم کنین.

    1. سلام. مشکل شما این است که انرا پنهان کرده اید و در نتیجه به مشاور مراجعه نکردید. پانیک درمان می شود. هر قدر بیشتر در خانه بمانید و با ترس خود مواجه نشوید شدید تر می شود. حتما و سریعا به یک درمانگر مراجعه کنید و خود ر بیش از این با پنهانکاری اذیت نکنید. این مشکلی است که تعداد زیادی از افراد به ان مبتلا هستند. کما اینکه نظرات سایر افراد را می توانید بخوانید تا دریابید چه بسیار مشکل شما را دارند.

      1. سلام ممنون از راهنماییتون چشم سعی میکنم بتونم برم دکتر ولی قبلش باید به همسرم بتونم مشکلم و بگم نمیدونم عکس العملش چی میشه در کم میکنه یا مسخره میکنه .
        تو تبریز دکتر خوب تو این زمینه اگه میشناسین لطفا بهم معرفی کنین.

      2. سلام اقای دکتر من کلا استرسی هستم وقتی کرونا اومد شدید میترسیدم بعد شوهرم هم مریض شد حمله پانیک بهش دست داد و من باز نگرانی و استرس کشیدم اون خوب شد بعد یک روز نصف شب من دچار گز گز دست و تپش قلب شدید و نگرانی شدم الان روزهاداحساس گر گرفتگی دارم و شب تو خواب دوباره اون حالت میسم نوار مغزی گرفتم سالم بود گفتن دچار استرس و حمله پانیک شدید خیلی نگرانم قرص تگرتول میخورم کی خوب میشم ؟

  18. سلام من بعضی روزها تپش قلب میگیرم و تنگی نفس و همش دلم میخواد خمیازه بکشم اما نمیشه واحساس خفگی و مرگ میکنم و بعضی اوقات سبکی سر دارم و دست و پاهام گز گز میشن و بیناییم هم کمی تار میشه بیشتر موقع آزمونها علت چیه و برای درمانش چه کنم

    1. سلام. علت ان اضطراب شدید ناشی از امتحان یا هر چیزی است که به شما استرس می دهد. ۱٫ نفس عمیق شکمی بکشید ۲٫ ورزش کنید ۳٫ مدیتیشن انجام بدید ۴٫ افکار غلط دارید که باید انها را با واقعیت تطبیق دهید.
      توضیح همه موارد فوق را در مقالات مرتبط با اضطراب در سایت می توانید پیدا کنید

        1. سلام. منظور از امتحان هر جایی و هر زمانی است که استرس دارید. البته پس از مدتی ترس از پانیک شدن خود موجب ترس و اضطراب در شما می شود. بنابراین در شروع پانیک استرس دخیل است ولکن در ادامه خود ترس از حمله دوباره باعث بروز پانیک می شود.

  19. ببخشید اینکه یهو ضربان قلب بالا میره مثلا تا ۱۶۰ تا پانیک هستش؟ مثلا وقتی نشستم یهو میره بالا
    نوار قلب رفتم گرفتم ده دقیقه بعدش می گن نرمال هست و فقط ضربان بالا هست ، به نظرتون مشکلم قلبیه، یا پانیکه؟

  20. سلام اقای دکتر من شبها همین که میخواهد خوابم ببره یک دفعه خیلی شدید میپرم ضربان قلبم هم خیلی زیاد بالا میره و بینیهام باز میشه به حدی ترسناک هست که فکر میکنم میخوام بمیرم قبلا هم این جور میشدم ولی ماهی یک بار میشدم الان چند وقته هر وقت میخواهم بخوابم این جوری میشم که میترسم بخوابم . حتی یک بار چنان شدید بود از خواب پریدم بوی عجیبی به مشامم خورد انگار مغزم سوخته بود ضربان قلبم هم شدید بالا و تنگی نفس هم دست میده به خدا کلافه شدم همش میترسم

  21. سلام من یه حال عجیبی دارم! اونم اینه که وقتی ضربانمو میگیرم هعی میره بالاتر میره تا میرسه ۱۲۰ حتی بالاتر . برا همین ضربان قلب موقع نوار همیشه بالاست ، اما نرماله می گن خود نوار ، اصلا بهش فکر کنم میره بالا ، بعد ازون عجیب تر اینکه اروم نفس بکشم میاد پایین تا میرسه مثلا ۵۵ نمی دونم چرا اینجوریه مگه نباید ضربان غیر ارادی باشه؟! یعنی بخاطر پانیکه؟! کاش ایران بودید

    1. سلام. عزیزم این خیلی طبیعی است که وقتی ضربان می گیرید و به ضربان توجه می کنید اضطراب داشته باشید و در نتیجه ضربانتون بالا بره. در افراد دیگر هم بالا پایین شدن ضربان را داریم ولکن از انجایی که توجهی به ان ندارند خودبخود پایین می اید. ولی شما چون حساسیت بیش از حدی بر ان دارید ضربانتان بیش از اندازه بالا می رود.

  22. آقای دکتر سنایی دو بینی سر درد فشار مری و معده و ضربان و تپش قلب قفل شدن عضلات فک و گز گز ستون فقرات چی اونم پانیکه؟!

  23. سلام خسته نباشید من ده سال قبل یه حمله بهم دست داد اینجور که قلب ریه معدم داشت میترکید تنگی نفس ضربان بسیار بالا التماس میکردم ببرنم بیمارستان اخیرا باز این جوری شدم جوری که بدنم بی حس می شه ، گاهی که میرم بیرون راه میرم ضربان قلبم خیلی میره بالا سرم گیج میره تنگی نفس دارم بدونم گز گز می کنه ، گاهی چشمام دو دو می زنه . سرم درد میاد فکم میگیره پشتم سوزن سوزن و بی حس می شه نوار قلب جز بالا بودن ضربان چیزی نشون نداد .به نظرتون من پانیک دارم ؟ و

      1. برای درمان باید چکار کنم؟! از همکاران شما در ایران فردی هست درمان دارویی نمیخوام ، چون مقاله خوندم که برعکس روان درمانی بدون دارو بیماری این ها سریعا بر میگرده؟!

  24. با سلام دکتر عزیز من واقعا دیگه دارم نا امید میشم از پزشک های دیگه براتون شرح حالم و می نویسم شاید بالاخره با جواب شما بتونم آروم شم . من حدودا ۵ سال قبل تو خواب احساس خفگی کردم ، فرداش هم تمام مدت حس می کردم دیگه نمیتونم غیر ارادی تنفس کنم و چند روز به سختی خوابم میبرد . تو خواب از حس خفگی بیدار می شدم . تا اینکه چند روز بعدش وقتی با خانواده توی ماشین بودیم یهو احساس کردم حالم بده ، تمام شکمم از داخل انگار تحت فشار بود قلبم به شدت می زد و انگار یکی با مشت قلب و معده ام و شکمم را فشار می داد پاهام داشت بی حس می شد همش به خانوادم می گفتم دارم میمیرم شدت تنگی نفس فشار قلب بیشتر می شد که یکدفعه هر دو دستم جمع شد به حالت مشت و باز نمیشد . رسیدیم بیمارستان اونجا دیگیه نوارو .. گرفتن . چیز خاصی تشخیص ندادن برگشتیم خونه تا چند روز نمی تونستم غذا قورت بدم انگار غذا نمیرفت پایین. کم کم بهتر شدم تا چند وقت پیش دوباره حس فشار از داخل شکم احساس ضربان قلب بالا فشار روی قلب هر دو دستم فلج و مشت شد جوری که خانوادم به سختی و با فشار بازشون می کردن . همش احساس میکردم قلبم میخواد وایسه ، الانم که دارم براتون می نویسم شکمم داره بی حس می شه پشت کتفم بی حس می شه ، من رفتم پزشک قلب نوار قلب سالم بود ، اما ایشون اصلا توجه به اون حالات من نداشت گفت باید تست بگیرم ببینم مشکل تپش قلبت کجاست اگه مشکل داشت درمان کنیم . چون ممکنه اریتمی باشه که هر چند سال یبار بهت حمله می ده، اما دلیل اون فلج شدن دستام ، اون فشار قلب و معده و خشک شدن دهن و احساس مردن و به من نگفتن احساس می کنم پانیک باشه . ممنون می شم راهنماییم کنید

    1. سلام. علامتهای شما نشانه حملات پانیک است. با یک مشاور روانشناس صحبت کنید. احتمال دارد تپش قلب داشته باشید ولکن تپش منجر به این علامتها نمی شود بلکه اینها نشانه اضطراب شدید شما و در نتیجه پانیک است

  25. سلام و عرض ادب. دو سه سال پیش زمانیکه دانشجو بودم دچار پانیک شدم و از آن موقع این مشکل رو دارم.دکترها قرص زاناکس و پرانول و فلوکسامین رو میدن و تا دو ماه استفاده میکنم و قطع میکنم.اما باز بعد یکی دو ماه این مشکل آرام آرام خودشو نشون میده.مشکلی که هست احساس ضعف در بیشتر موارد (مثل ضعف عمومی و سبکی سر) و با این ضعف، احساس سوت کشیدن در یک یا هر دو گوشم دارم.و اینکه وقتی یک سر و صدایی میشه انگار گوشهام خش خش میکنه.و وقتی یک اتفاقی مثل تصادف در خیابان یا دعوایی میبینم بدنم میلرزه و احساس تنگی نفس میکنم.ممنون میشم با توضیحاتتون کمکم کنید

    1. سلام. علامتهایی که گفتید نشانه اضطراب است. این اضطراب ناشی از افکار غلط شما است. شما تعبیر و تفسیر درستی از این نشانه ها تا ۱۵ جلسه زمان برای درمان نیاز دارید. و از انجا که انها را خیلی بد و ترسناک می دانید نسبت به انها حساس شده اید و در نتیجه دچار یک دور غلط شده اید. هر چه بترسید نشانه ها بیشتر می شود و هر چه نشانه ها بیشتر شود بیشتر می ترسید. دارو تنها نشانه ها را بهتر می کند. باید فکر خود را تصحیح کنید. هر قدر بیشتر درباره پانیک و اضطراب بدانید قدرت بیشتری می یابید و ترس شما کاهش می بابد. حتما با یک روانشناس جلسات مشاوره را شروع کنید. حدود ۱۲ تا ۱۵ جلسه برای درمان نیاز دارید.

  26. سلام آقای دکتر، چند سالی هست که مرتبا فکر میکنم دارم دیوانه میشم اونم به جهت حضور یک فرد هیپوتیروئیدیسم در اطرافم، همیشه فکر من مشغول اینه که اگر زمانی من یکی از کارهایی که او انجام میده رو انجام بدم، منم مثل او میشم. گهگاهی حالم بهتر میشه اما باز وقتی اونو میبینم باز این افکار حادتر میشن طوری که فکر میکنم توی جمع و یا توی خیابون همه دارن به من میخندن و این باعث عدم تمرکز من در همه چیز حتی درس خوندنم شده، واقعا نمیدونم چکار کنم.

    1. سلام. مواردی که گفتید نشانه اضطراب در شما است که باعث می شود افکار تکراری به ذهن شما خطور کند. هفته ای ۵ روز و به مدت ۵۰ دقیقه ورزشهای هوازی انجام دهید. مقاله درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنید.

  27. سلام آقای دکتر
    بابت مطالب بسیار کاربردی ازتون تشکر می کنم. از خدمتتون سوالی داشتم
    من حدودا ۲سال و نیم پیش دچار پانیک شدم و همون ماه اول سه بار حمله بهم دست داد ولی از اون موقع تا حالا هیچ حمله ای برام اتفاق نیفتاد فقط یه سری عوارض دارم که تا الان طول کشیده. اینکه هر فکر بدی به سراغم میاد باعث ترسم میشن و فکر میکنم قراره اتفاق بیفتن. مجبور میشم خودم رو با کاری مشغول بکنم تا از اون حالت بیرون بیام! دوباره وقتی کارم تموم میشه هموم فکرها و حالتها برمیگردن. در کل نمیتونم دست خالی بشینم و مجبور میشم به انجام کاری مشغول بشم و یا اینکه درنهایت میرم پیاده روی.
    امکانش هست در این مورد راهنمایی بفرمائید و اینکه چرا بیشتر از ۲ سال طول کشیده ؟

    1. سلام. وقتی فرد حمله پانیک را تجربه می کند از هر نشانه ای که پیش از حمله اتفاق افتاده است می ترسد. بطور مثال اگر پیش از حمله دچار ضربان قلب و یا تنگی نفس شده است پس هرگونه ضربان قلبی یاداور حمله پانیک می شود و گمان می کند دارد دچار حمله می شود. در حالی که ضربان قلب، تنگی نفس و…همگی در حالتهای دیگری نیز اتفاق می افتند و افراد بطور طبیعی دچار انها می شوند. ولی برای فردی که پانیک شده یاداور حملات است. بنابراین دچار اضطراب می شود. فردی که پانیک شده به بدن خود و تغییرات ان بسیار حساس می شود و این تغییرات برای او معنای حمله دارد در حالیکه این تغییرات بطور طبیعی در بدن همه افراد اتفاق می افتند و بدیگران انرا طبیعی دانسته و انرا نشانه چیزی نمی گیرند.

        1. سلام. حتما . یکی از بخشهای مهم درمان همین است. درک صحیح نسبت به دلیل وقوع این تغییرات و شناخت نسبت به اینکه این تغییرات هیچ خطری برای شما نداشته بلکه بجهت حفظ شما بکار می افتد می تواند به شما کمک شایانی بکند.

  28. آقای دکتر سلام. یک سال پاروکستین مصرف کردم که ای کاش نمیکردم یا بجای اون سیتالوپرام مصرف میکردم، الان شش ماه هست که من دیگر قرص پارکستین رو مصرف نمیکنم‌ اما میل جنسی من مانند قبل نیست و خیلی کم شده و اون میل جنسی که قبل مصرف قرص داشتم در من میشه گفت نابود شده. خواهشم از شما این است که بگویید من چه کار باید انجام دهم؟؟

    1. سلام. درمان پانیک از راه غیر دارویی انجام بدهید که توضیح ان در این مقاله امده است. در صورتی که درمان را شروع کنید اندک اندک می توانید دارو را کم کنید. ورزش هوازی هر روز بمدت ۴۵ دقیقه انجام دهید. اثر ان مانند داروی سیتالوپرام است. احتمال دیگر برای کم شدن میل جنسی در شما افکار زیاد و در نتیجه مشغولیت ذهتی شما است. در حالیکه ارتباط جنسی ارامش می طلبد. اضطراب میزان افکار منفی شما را افزایش داده است. راهکارهای درمان اضطراب را در سایت مطالعه بقرمایید

  29. سلام . خسته نباشید به خاطر مطلب مفیدتون. من ۳ ماهه دارو مصرف میکنم و هفته پیش دکتر داروهام رو عوض کرد و دوزشون رو بالا برد. منم دچار حمله های شدید پانیک میشدم . گفتن پرفنازین بخور. میخواستم ببینم پانیک در اثر عوارض دارو با این روشها قابل درمانه ؟ یا اگه نیست چکار میشه کرد براش . ضمن اینکه من دیگه داروهای جدید رو نمیخورم و قراره داروهام رو عوض کنم. با تشکر

    1. سلام. دارو به بهبود علائم پانیک کمک می کند ولی در نهایت برای درمان پانیک باید نزد روانشناس بروید تا پانیک درمان شود. افزایش اگاهی در این زمینه کمک شایانی به شما می کند زیرا پانیک ناشی از شناخت غلط فکر است. ۲ مقاله دیگر درباره پانیک را در سایت مطالعه کنید

  30. سلام پارسال بود که به سربازی اعزام شدم و دوره آموزشی دور از خونواده گذروندم عالی بود خوش گذشت ولی بعد از تقسیم شدن جای خیلی خیلی دوری افتادم که روز تقسیم وچندروز بعداز آن با خونوادم تلفنی صحبت میکردم مدام گریه میکردن و من ناراحت میشدم والبته جایی که قرار بود خدمت کنم با من نمیساخت و این باعث اذیت شدن من میشد خیلی کم میخوابیدم و ساعات مشخصی از روز تپش قلب شدید داشتم اشتهام خیلی بد بود و مدام به فکر از دست دادن خونوادم بودم حالا چونکه من از اونها دور بودم فکر میکردم جای دوری افتادم خدمت تموم نمیشه تو این دوسال قرار چه اتفاق های بدی بیوفته بعد از یک سال به استان خودم منتقل شدم ولی باز هم افکار منفی و تپش قلب ول کنم نبود فکر میکردم این علائم به خاطر دور بودن از خونوادم بود الانم چند روزی هست خدمتم تموم شده ولی کماکان این علائم تپش قلب پا درد شدید سر درد شدید دارم
    به روانشناس مراجعه کردم گفتن ناشی از استرس متراکم بوده
    دکتر نظر شما چی هست راه حل چیه باید چکار کنم

    1. سلام. نامگذاری برای مشکل کمکی به شما نمیکنه. چیزی که مشخص است وجود اضطراب مداوم در شماست. مقاله زیر را مطالعه کنید و راهکارهای انرا بکار بگیرید. حتما به شما کمک شایانی می کند.
      مقاله خطاهای شناختی را نیز بخوانید تا متوجه شوید چه فکرهای غلطی در ذهن دارید که باعث اضطراب در شما می شوند.

      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

      https://dr-sanaie.com/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9/

  31. سلام
    من چند روز پیش برای اولین بار حمله پانیک گذروندم
    و حس خفگی و بیحس شدن کل بدن میکردم.
    تا خود الان همش استرس دارم که نکنه از دوباره سراغم بیاد
    چون ناخودآگاه پاهام شروع به گز گز کردن میکنه ، دقیقا مثل همون موقع که پانیکم داشت شروع میشد .
    روشهای گفته شده رو انجام دادم ولی جواب نداد
    چیکار کنم خیلی نگرانم
    میترسم سره کلاس یا سره امتحان اینطوری بشم تو دانشگاه یا خوابگاه.

  32. سلام اقای دکتر. من پانیکم به لطف مطالب شما نود درصد درمان شد. ولی جدیدا مشکل عجیبی برای من بوجود اومده اونم اینکه از هرچیز و هرکس عصبی میشم و خشم عجیبی تو وجودم میاد. نسبت به اکثر ادما حساسیت پیدا کردم و وقتی این خشم عصبانیت میاد تو وجودم که با حس اضطراب و استرس قبلیم فرق داره همش ترس اینو دارم که الان سکته میکنم ازین حالت جدید و خشم عصبانیت. و باز دوباره من درگیر یک مریضی روحی جدید شدم. ممنون میشم راهنماییم کنید

    1. سلام. شما باید با یک روانشناس دلایل این تغییر حالت را بررسی کنید. ولی یک احتمال ان است که شما فردی هستید مهرطلب که سعی دارید کسی را ناراحت نکنید ولی از درون بسیار خشمگین. وقتی از دست کسی ناراحت می شدید از ترس انکه نکنه چیزی بگم و یا رفتاری نشان بدهم که باعث ناراحتی بشوم دچار وحشت و اضطراب می شدید که تبدیل به پانیک می شد. اکنون بنظر یاد گرفتید که خشم خود را بفهمید و متوجه شوید از دست دیگران ناراحت هستید. چیزی که قبلا انکار می کردید ولی در وجود شما بود. این یک مرحله رشد در شما است. ولی می توانید حال خشمهای خود را مدیریت کنید.

      1. ممنون از پاسختون. این حالت خشم و حرص و عصبانیت رو باید چطور مدیریت کنم؟ گاهی ساعتها در وجودم‌ میماند و من فکرمیکنم که دارم سکته میکنم

  33. سلام آقای دکتر خسته نبشین ممنون از اطلاعات مفیدتون
    من ۳۱سالمه و حدود ۱۰ماه هست ک استرس و ترس های بیخود دارم.یک شب از شدت دست درد و تنگی نفس و حالت تهوع بیدار شدم و حس کردم دارم سکته میکنم به درمانگاه مراجعه کردم و به دکتر قلب مراجعه کردم و بمن گفتن مشکلی ندارید و مشکل پانیک هست.اما از اون موقع به بعد میترسم تنهایی جایی برم و بزرگترین چیزی ک منو میترسونه ترس از رانندگی هست.همش فک میکنم ک در هنگام رانندگی حالم بد میشه.با اینکه چندین بار با این ترس مواجه شدم اما هنوز هروقت میخام برم بیرون از این مورد رنج میبرم.کلن طوری شدم که هرلحظه احساس مرگ میکنم و هرجایی که میرم حتمن باید بیمارستان نزدیک من باشه که اگه مشکلی برام پیش اومد خیالم راحت باشه.
    از طرف دیگر من قبلن خیلی شجاع و پرانرژی بودم اما الان کاملا دختری ناامید و ترسو شدم.حالا شوال من اینه ک مشکل من پانیک هست یا افسردگی؟ و واسه درمانش چه راهی رو بمن پیشنهاد میکنید؟چون واقعن این مشکل منو خسته کرده و طوری شده ک به خودم میگم مردن برام از تحمل اینچیزا راحت تره
    ممنون میشم اگه منو راهنمایی کنین

    1. سلام. مشکل شما پانیک است که بدلیل اینکه درمان نکردید همراه شده است با آگورافوبیا یا بیرون هراسی. حتما به یک مشاور متخصص در این زمینه مراجعه کنید زیرا هرقدر مشکل کهنه تر شود ترسهای شما به چیزهای جدیدی پیوند می خورد و از چیزهایی که قبلا نمی ترسیدید خواهید ترسید زیرا ذهن شما ظرطی می شود. بنابراین به یک روانشناس مجرب سریعتر مراجعه کنید.

      1. ممنون از پاسخدهی شما
        متاسفانه من پزشکی در این زمینه پیدا نکردم.ایا پزشکی در این زمینه در شهر شیراز میشناسین بمن معرفی کنید؟ممنون میشم راهنمایی فرمایید

        1. شما هم نیاز به روانپزشک دارید(که براحتی می توانید در شیراز بیابید زیرا داروهای شما مشخص است و پیچیدگی ندارد) و هم نیاز به روانشناس متخصص در پانیک که پیدا کردن روانشناس خوب متخصص کمی دشوار است. بهتر است از دوستان و اشنایان و کسانی که نزد روانشناس رفته اند جویا شوید. متاسفانه من کسی را در شیراز فعلا نمی شناسم

        2. ممنون و تشکر از جوابدهی شما
          من میخاستم ببینم حتمن باید برای این مشکل ارو مصرف کنم؟یا اینکه بدون مصرف دارو درمان میشم؟راستش من کلن با خوردن دارو مشکل دارم

        3. در صورتی که جلسات مشاوره را بمدت ۱۲ جلسه منظم شرکت کنید و تمرینها را انجام دهید در مورد شما نیازی به دارو نیست . در نهایت درمان پانیک در اکثر موارد درمان غیر دارویی است.

  34. سلام اقای دکتر پدرم۷۳سالشه ازچندسال پیش مبتلا به دوقطبی بوده با رهاکین وریسپریدون تاحدزیادی قابل کنترل بودازپنج ماه پیش حملات پانیکش شدت پیداکرده و تمام طول روز بدنش بی حسه و حتی نمیتونه راه بره انگار فلج شده وبشدت ترس از مرگ داره و بی قرار و وابسته به اطرافیان شده.رهاکین بهمراه وریسپریدون اثر نداره بهمراه الانزاپین اثر نداره هالوپریدول اثر نداره تمام داروها رو مصرف کرده اثر نداره دکتر میگه بدنش مقاوم شده.بنظرتون چه دارویی رو به دکترش پیشنهاد بدیم؟

    1. سلام عزیزم. من روانشناس هستم. شما باید با یک روانپزشک درباره داروها مشورت کنید. ورزش منظم می تواند بشدت به او کمک کند. بهتر است فعالیتهای هدفداری در زندگی برای خود ایجاد کند. هر قدر بیشتر بی هدف در طول روز وقت بگذراند احساسات بد او مضاعف می شود. از او بخواهید کارهایی را در خانه متعهد و متقبل شود. باید احساس مفید بودن بکند.

      1. تقریبا تمام روانپزشک های اسنان حتی بیمارستان روانپزشکی بردیمش اما هیچ دارویی تاثیر نداره متاسفانه.شما میتونید یه روانپزشک باتجربه و باسواد توی استان اصفهان بهم معرفی کنید؟حتی دیگه توانایی راه رفتن ونشستنم نداره تمام شبانه روز ناله میکنه و داد میزنه میترسه و کمک میخاد

  35. سلام باعرض تشکر از مقاله بسیار خوبتون.من تقریبا سه سال پیش نیمه شب در حالی از خواب پریدم که هر دو دستم کاملا فلج شده بودن اما دنبال علت نرفتم تا یکسال بعد که بعد از یه تنش بعد از بیدار شدن از خواب بعد از ظهر متوجه شدم که تمام بدنم فلج شده و اصلا قادر به نشستن هم نبودم و زبانم گرفته و مبهم بود در حالیکه هوشیار هوشیار بودم و با وجود ناتوانی در صحبت و حرکت ولی همه اتفاقات و واکنشهای اطرافم رو میفهمیدم.این حالت تقریبا یک ساعت طول کشید ولی بعد از ان دوباره ایجاد شد این بار حالت تیک در دستانم هم داشتم و ناخواسته دستم به زمین کوبیده میشد و هیچ اختیاری در حرکات اندامم نداشتم .دکتر برام سرترالین و گاپاپنتین شروع کرد .خوابم خیلی بده و شبها خوابم نمیبره به جاش صبحها میخوابم .بیداری شبانه ام تا ساعت ۴ ،۵ صبح پیش رفته.گاهی احساس لرزش دارم انگار که زلزله اومده اونقدر که حتی به لوستر نگاه میکنم که تکون میخوره یا نه.ترس از دست دادن پدرومادرم رو به شدت دارم با وجود اینکه دو فرزند دارم.راستش خیلی اذیتم اصلا دوست ندارم این حالت تو جمع برام رخ بده.در ضمن میگرن هم دارم .لطفا بگید داروهایی که مصرف میکنم موثرن؟و درمان دیگه ای مثل مراجعه به روانشناس هم لازمه یا نه.بازهم تشکر ببخشید که طولانی شد

    1. سلام. شما نفرمودید که تشخیص پزشک شما چی بود. من اطلاعی ندارم که مشکل شما فیزیولژیک است یا عامل روانشناختی نیز در آن دخیل است. اما چیزی که مسلم است ان است که شما اضطراب زیادی دارید. کاهش اضطراب به شما کمک زیادی می کند.

      1. با سلام مجدد و تشکر از پاسخگوییتون.دکتر میگه اضطراب شدید و شوک عصبی.ام آر آی و نوار مغزم نرمال بوده.یه سوال دیگه اینکه در پانیک فلج موقتی با گنگی زبان رخ میده ؟

  36. سلام روزتون بخیر
    مادر من در شب دچار حمله می شن، نمی دونم دقیقا پنیک هست یا نه
    به این صورت که یهو با فریاد از خواب پا می شن و گاهی اگر کسی اطراف نباشد خودشون رو می زنن چون حس می کنن خدای نکرده سکته کردند و بدنشون لمس شده و خودشون رو می زنن که از اون حالت لمس در بیان و ما باید بگیم خواب بوده و آب بدیم تا خوب شن و معمولا دستشون کرخت می شه یا حس کرختی داره(مثل زمانی که روی دستت می خوابی)
    از بعد مرگ خواهرشون هم این مساله شدت یافته
    در ضمن روز بعد هم اتفاق رو خیلی به یاد نمیارن
    من و مادرم هر دو مشکل بختک داریم من نمی دونم این همون بختک هست یا نه

    1. سلام. بله این موضوع زبطی به پانیک ندارد و در اصطلاح بختک است. بختک یعنی جسم بیدار می شود ولی مغز هنوز بیدار نیست و توان دادن فرمان به جشم را ندارد و فاصله زمانی بین این دو که پس از چند ثانیه خوب می شود را بختک گویند. اگر مائر درک کند که این موضوع اولا یسیار شایع و در ثانی بی خطر است وحشت نخواهند کرد.

  37. .مطالبتون عالی وملموس بود..واقعا بهترین راه برای درمان این بیماری،آگاهی درباره آن است..
    یک سوال داشتم از حضورتون..اینکه علت سرگیجه های عصبی جز نرسیدن خون به مغز چیست؟و اینکه راهی فیزیکی برای درمان این نوع سرگیجه هست یا خیر؟غیر از موارد روان درمانی که فرمودید..

    1. علت دیگری ندارد. دلیلش ان است که بدن خود را برای شرایط اضطراب آماده می کند و این شرایط نیازمند واکنش سریع است و واکنش سریع کمتر نیازمند تفکر و بیشتر نیازمند عکس العمل است بنابراین حجم بیشتر خون از مغز راهی دست ها و پاها می شود تا آماده واکنش شوند. این اتفاق را شما به حالت سرگیجه درک می کنید. مانند زمانی که ناگهان از تخت برمیخیزید و خون به مغز دیرتر میرسد و طبیعتا لحظه ای دچار سرگیجه می شوید.

      1. سلام دوستان. منم حمله پانیک دارم خیلی عذابم داده. چ شبا ک از ترس نخوابیدم. ۴سال قرص اسنترا و کلونازپام مصرف مکنم. دو جلسه رفتم هیپنوتیزم درمانی خیلی تاثیر گذاربود. یدونم تو شهرمون انرزی درمانی هستش پیش اون مخوام برم ببینم چجوریه. اگ کمکی از دستم بر بیاد خیلی دوست دارم کمکتون کنم ازاین مشکل خلاص بشین.

  38. سلام آقای دکتر لطفا کمکم کنید من واقعا از دست این پانیک کلافه شدم خستم کرد دیگه افسرده شدم امیدی برام نمونده نمیدونم چیکار کنم با اینکه هیچ استرسی ندارم همیشه هستش دیگه واقعا غیرقابل کنترل شده از اینکه این حس لعنتی همیشه هستش خسته شدم از اینکه من تنها کسیم داره که عذاب میکشه متنفرم لطفا کمکم کنید
    واقعا به کمک یکی نیاز دارم…..

    1. سلام. هر قدر اگاهی شما درباره پانیک بیشتر شود توان کنترل و مدیریت ان برای شما بیشتر می شود. مقاله درمان پانیک را در سایت مطالعه کنید. با یک درمانگر مشاوره کنید تا راههای غلبه بر پانیک را به شما آموزش بدهد.

  39. دکتر چرا حمله پانیک من انقدر طولانیه؟ مثلا خفگیم انگار دائمیه حتی یه لحظه هم قطع نمیشه مگه حمله پانیک نیم تا یک ساعت طول نمی کشه؟البته من یه دوره ی پر از استرس رو گذروندم یعنی تو این یه ماه خیلی استرس داشتم در ضمن من تنفسم از راه بینیم کوتاه میشه الان ساعت ۰۰:۴۲ دقیقه ست که من از ترس هنوز نخوابیدم میترسم نفسم بند بیاد

    1. سلام عزیزم. یک دلیل طولانی شدن پانیک شما این است که دچار دور باطل می شوید. یعنی بطور مثال فکرتان ابتدا به سمت نفستان می رود و احساس می کنید مشکل دارید. سپس می ترسید و در نتیجه ضربان قلبتان بالا می رود و واکنش فیزیکی نشان می دهید که در نتیجه آن تنفستان تنگ تر می شود. این موضوع باعث می شود فکرتان باز بیشتر درگیر شود و افکار غلط خفه شدن تشدید شده و باورتان مبنی بر اینکه پس درست فکر می کردم که دارم خفه می شوم تایید شود. این موضوع باز واکنشهای بیشتر فیزیووژیک شما را باعث می شود و این دور برای مدتی ادامه پیدا می کند.

  40. ته حلقم یه برامدگی به وجود اومده یه چیزایی عین تاول زده رفتم پیش دکتر گوش و حلق بینی بهم گفت عفونته انتی بیوتیک داد ولی خوب نشدم تازه بدتر هم شدم ممکنه این هم بخاطر استرس باشه؟

    1. سلام. اگر دکتر تشخیص عفونت داده است و آنتی بیوتیک تاثیری نداشته ممکن است نیاز به درمان بیشتر و با مدت زمان بیشتری داشته باشید. اضطراب در مجموع سیستم ایمنی فرد را ضعیف می کند و بنابراین و نیز می تواند بهبود را به تاخیر بیندازد.

  41. گرفتکی عضلات هم مربوط به پانیکه؟ اینکه عضلات گردن و قفسه سینم میگیره جای نگرانیه؟ اخه وقتی عضلات قفسه سینم و گردنم میگیره احساس میکنم هر لحضه ممکنه خفه بشم یا نفسم بند بیاد

    1. سلام. بله. اینها همگی تنها علائم اضطراب بالا در شما است. باید بدانید که اضطراب بدلیل حفظ و بقای بدن ایجاد می شود و نشانه ان است که روان احساس خطر کرده و با اضطراب سعی در حفظ جسم می کند بنابراین باید بدانید که اضطراب باعث خفگی در شما بهیچوجه نمی شود. تنها مدتی بطول می انجامد و تمام می شود.

    2. باسلام، از دوهفته قبل حملات پانیک در خواهرم شروع شده،۳۵ ساله و مجرد هستن.
      دکتر یک سری دارو تجویز کردن ،و قرص آلپروزولام که به جز مصرف روزانه گفتن هر وقت دچار حمله میشن مصرف کنن
      ولی هر روز تعداد حملات بیشتر میشه و مدت زمانش هم طولا نی تر
      الان هر روز حداقل ۳ مرتبه حمله دارن،دو هفتس که به سختی میتونه راه بره و کل زندگیش مختل شده
      لطفا لطفا لطفا راهنمایی کنین چیکار کنم ب اش واینکه توی تبریز کدوم دکتر رو پیشنهاد میکنین

      1. حتما سریعتر به یک دکتر روانشناس مراجعه کنند. حملات پانیک هر قدر زودتر درمان شود راحت تر درمان انجام می شود. مشکل در فکر ایشان است که تصور می کند پانیک خطرناک است. باید درباره پانیک بیشتر مطالعه کنند و بفهمند که هیچ خطری او را تهدید نمی کند. مقاله درمان پانیک را چندین بار بدقت بخوانندتا متوچه شوند خطر تنها در ذهن ایشان است

  42. سلام من حدود سه سال پیش بهم خفگی دست میداد عضلاتم میگرفت طوری که خیلی سخت نفس میکشیدم همه جور ازمایش رو دادم تست تنفس و…. از لحاظ جسمی کاملا سالم هستم الان حدود هشت ماهه که دوباره دچار این مشکل شدم احساس خفگی بهم دست میده قند خونم دائما میاد پایین بی حال هستم و دائما احساس خواب الودگی میکنم از همه بدتر گرفتگی عضلاتمه تو قسمت قفسه سینه گردن و کمرم خواهش میکنم کمکم کنین

  43. اگه یه دکتر توی ایران باشه که کارش خدمت به مردم هست نه کاسبی کردن و جیب اینو اونو پر پول کردن اون دکتر کامیار سنایی هست. اقای دکتر با مطلبتون که راجب پانیک بود تو این یک هفته که سه بار خواندمش توانستم حدود هفتاد درصد به پانیک خود غلبه کنم و بیشتر از نصفی از راه درمان را رفتم. فقط تنها مشکلم در حال حاضر اضطرابه هست دیگه ترسی از پانیک ندارم و فقط اضطرابی هست که میاد تو بدنم و ساعتها می ماند خیلی وقتا بی دلیل و خیلی وقتا با یک فکر بی مورد که خودم از پوچ بودن اون فکر و تهی بودنش اگاهم اما نمیدانم چرا این اضطراب در وجود من میشینه و تا ساعتها بیرون نمیره و گاهی خیلی شدید هم میشه.چه راه حلی بمن میدهید. باتشکر از شما اقای دکتر سنایی

    1. ممنون از محبت شما. در درجه اول باید بدانید که هرقدر اگاهی شما درباره بیماری تان بیشتر شود احتمال حمله و در نتیجه اضطراب کمتر می شود. هر چیز ناشناخته ای انسان را دچار ترس و اضطراب می کند. در هنگام حمله لازم است حقایق درباره پانیک را (مثال: قرار نیست اتفاقی برای من بیفتد- میاد و می رود- حمله پانیک برعکس انچه تصور می کنم بدن جهت حفظ و بقای من در قبال خطر تصوری انجام می دهد و…) در ذهن مرور کنیم.
      برای رهایی سریعتر از اضطراب باید تنفس شکمی انجام دهید ضمن انکه ورزش و سپس ریلکس کردن بدن کمک زیادی می کند. اگر منظم این کار را انجام دهید بدن یاد می گیرد که چگونه آرام شود. همانگونه که اکنون یاد کرفته است چگونه در حالت اضطراب باشد. بعبارتی شما باید ریلکس بودن را به بدن خود آموزش دهید. در اینباره به یک مقاله و یک فیلم در رابطه با درمان اضطراب در سایت مراجعه کنید.
      https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

      https://tamasha.com/v/n666l

      1. سلام اقایی دکتر من جوانی ۲۳ هستم سه سال پیش بر اثر کشیدن تریاک حالم خراب شد و پانیک ب من دست داد دیگ بعد یه مدت بهتر شدم ولی باز شبها موقعه خواب حمله بهم دست میدا د خفیف بود بعد تا همی برج هشت۹۹امسال شدید حمله بهم دست داد ک خیلی حالم خراب شد رفتم دکتر بهم قرص سیتالوپرام ۲۰دادن و الانزاپین۵ اینارو خوردم بهترم خدارو شکر الان سوالم اینه پانیک من کهنه شده و تا کی باید این قرص هارو مصرف کنم؟

  44. سلام. من جدیدا شروع به غذا خوردن که میکنم استرس شدیدی میگیرم ترسمم به این خاطر هست که نکنه خفه بشم یا غذا تو گلوم گیر کنه جری اضطراب میگیرم که از ترس اینکه باز پانیکم داره شروع میشه غذارو نصفه ول میکنم و پامیشم از سر سفره و شروع به راه رفتن میکنم. میترسم همینجوری پیش بره دیگه نتونم غذا بخورم. دکتر باید چیکار کنم؟؟

    1. این قضیه فقط بخاطر شرطی شدن شما است. مصداق فرد مار گزیده که از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. راه چاره مواجهه سازی است. باید با خود حرف بزنید و بگویید ترس من تنها به این خاطر است که چند بار در حین غذا خوردن دچار پانیک شده ام. هرقدر بیشتر از غذا خوردن فرار کنید و یا راههایی را اختیار کنید تا مطمئن کنید خودتان را که اتفاقی برایتان نمی افتد متاسفانه ترس شما افزایش می یابد زیرا مغز شما به این نتیجه می رسد که حتما ترسناک اسن که این راهکارهای فرار و اجتناب را من انتخاب می کنم. حتما با یک رواندرمانگر و یک روانپزشک صحبت کنید. مشکل شما قابل حل است. ولی اجازه ندهید زمان بگذرد زیرا ذهن شما با گذشت زمان بیشتر شرطی می شود.

  45. سلام من ۲ ساله گه درگیر پَنیک هستم … دکترم گفته که علتش میتونه مصرف حشیش یا فوت پدرت باشه که البته مصرف حشیش و گذاشتم کنار …تو این دو سال پنیک هر هفته یا بعد از چند ماه میومده سراغم … من حدود ۳ ماه بود که این حمله بهم دست نداده بود و فک می کردم که درمان شدم ولی الان باز اومده سراغم … من باهاش کنار اومدم این حمله رو به عنوان یه تلنگر میدونم …چون برادر بزرگ تر هم این مشکل و دو سال داشت آگاهی دارم نسبت بی این قضیه و بیشتر اوقات بلدم که از این باتلاق در بیام …حدس میزنم علت بازگشت حمله کم تحرکی تو خونه موندن و بیرون نرفتن و مصرف زیاد سیگار باشه …
    من احساس می کنم با فکر کردن زیاد به مسائل نادرست . گذشته تلخ این حمله بهم دست میده… و سوالم این است که ایا من می تونم بدون مصرف دارو این مشکل و حل کنم چون قبلا هم اینکار و کردم و خواستم بپرسم که چجوری میشه ذهن پریشونم ارام شه و فکر و خیال نکنم … من فقط با این روش که به پنیک وقت بدم که کارشو تو ۱۰ دقیقه انجام بده و تموم شه یا با این تفکر که کسی تاحالا از پنیک نمرده یا دیوونه نشده خودمو و این حمله رو کنترل می کنم ولی دنبال یه راه و روش درمان نسبت به گذشتم یا اتفاقاتی ک برام افتاده و نوع پنیک و حساس بودنم نسبت به مسائلی که باعث تشدید بیماریم میشع میگردم.. ممنون میشم کمک کنید با تشکر:)

    1. سلام. در درجه اول شما باید بر روی اضطراب خود کار کنید تا سطح اضطراب را کاهش دهید. مقاله درمان اضطراب را در لینک زیر مطالعه کنید.
      https://dr-sanaie.com/%db%b1%db%b0-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8/
      پانیک را می توان بدون دارو نیز درمان کرد که روشهای آن کاملا در این مقاله ذکر شده است. درمان پانیک لزومی به این ندارد که اتفاقات گذشته را تصحیح کنید. تنها کافی است که نوع نگاه خود را به گذشته تغییر دهید و متوجه شوید چه خطاهای شناختی در نگرش شما وجود دارد.(مقاله خطاهای شناختی را در سایت مطالعه کنید.)
      هر چقدر آگاهی شما نسبت به خود بیشتر شود تسلط بیشتری بر حالات خود پیدا می کنید و احتمال پانیک کمتر می شود.
      سبک بی تحرک و احتمالا بی هدف خود را نیز باید تغییر بدهید. دائما ورزش کنید. مشغول کاری شوید و یا مهارتی را فرا بگیرید. همه این موارئ بر کاهش اضطراب شما موثر است

  46. سلام من یک ماهی است دچار این مشکل شدم تپش قلب تنگی نفس وکرگرفتگی رفتم روانپزشک گفتند اضطراب ونشانه های پانیک است. دارو داده ایمی پرامین ۱۰ دوکسپین آلپرازولام ۰۵ ویک دارو برای برقراری پایه چون پاها هم خیلی بقرار شده بودن به نظر شما راه درمان دارویی همینه. غیر از درمان خود شخص وبیخیال شدن

    1. سلام. حتما به یک رواندرمانگر نیز مراجعه کنید تا درمان غیر دارویی را نیز انجام بدهید زیرا از انجایی که ابتدای بیماری است براحتی بیشتری می توانید بدون دارو بر ان غلبه کنید

        1. سلام وعرض ادب ممنون بابت پاسخگویی حالت دلشوره واضطراب دارم بی رمق میشم اشتها کلا به غذا ندارم غذا را می بینم حالت تهوع بهم دست میده بعضی مواقع یکی دوتا تپش قلب شدید همراه با داغ شدن قسمتی ازبدن حالت یت دست ها یا قفسه سینه بیشتر سر گردن اصلا نمیتونم از خونه برم بیرون بیحوصله وبی رمق هر دفعه احساس میکنم جایی از بدنم درد میکنه بیشتر طرف چپ قلبم که قلب گفت مشکلی نداری با اکو تست ورزش. بی قراری پاها موقع خواب واستراحت باید تکان بدهم پاهایم آیا این علایم پانیک است احالات پانیک است آیا داروهایی که دکتر داده درست است ایمی پرامین ۱۰ پکسولا آپودکسپین آلپرازولام ۰\۵ ضمنا متورال و آ س آ ۸۰ و قرص اترواستاتین برای جربی ویتامین ای ولیورگل هم برای فشار وچربه کبد هم میخورم. سن ۴۶ وزن ۸۵ لطفا راهنمایی بفرمایید در حال حاضر مشکلم همین اضطراب وافسردگی است که گفته پانیک است

        2. ایا در تمام مدت دچار این حالات هستید و یا اینکه تپش قلب و گرگرفتگی می اید و می رود؟ بعبارتی آِا دچار حمله می شوید و بعد رها می شوید و یا اینکه داءمی است حالاتاضطراب؟ ایا ترس از اینکه دوباره دچار این حالات بشوید دارید؟

        3. سلام ممنون حالت تپش قلب و گرگرفتگی بعضی مواقع می باشد دایمی نیست البته از زمان شروع درمان مثلا در طول بیست روزی که درمان شروع کردم یکی دوبار. بعضی مواقع به جای گرگرفتگی احساس سرما می کنم

        4. بنظر پانیک است. ولی نکته مهم ان است که خیلی نگران اسم مشکل نباشید. موضوع ان است که شما دچار اضطراب همراه با افکار غلط و منفی هستید که باید تصحیح شود.

  47. سلام. مطلبتون رو خوندم و به خوبی فهمیدم و درک کردم که به برای درمان باید چیکار کرد. دیشب دوستم میخواست بره به قم برای کاری بمن گفت میای من هم چون این مطلب رو خوندم بالاخره رفتم بعد از مدتی خارج از تهران. وقتی از شهر خارج شدیم باوجود اینکه تمام این مطلبتون و اون یکی مقالتون راجب پانیک رو خوندم اما در تمام مدت سفر استرس تمام وجود من رو گرفته بود و فقط تمام سعیم رو میکردم که پانیک من به مرحله تپش قلب و تنگی نفس نرسه. موقع برگشت دیگه حالم خیلی بدتر شده بود و سعی میکردم حرف نزنم که نفسم نگیرد و از حرف زدن اجتناب میکردم. دیگه نیم ساعت اخر عرق سرد کردم و دستام میلرزید و وقتی از ماشین پیاده شدم مثل مرده متحرک بودم.و از دیشب حالم به کلی بدتر از روزهای قبل شده و مدام استرس دارم. نمیدونم چرا باوجود خواندن مطلبتون و درک کردنش باز هم نتونستم به کنترل دربیاورم پانیک رو و تمام مدت استرس بامن بود. نمیدونم خلاص میشوم ازین بیماری یا نه

    1. سلام. خیلی عالیه که مواجهه سازی را شروع کردید. اما چند نکته: اولا قرار نیست شما تمام سعی خود را بکنید که حمله به شما دست ندهد زیرا هرقدر بیشتر اینکار بکنید استرس شما بیشتر میشه. باید بدانید که اگر حمله ای نیز اتفاق افتاد میاید و میرود و قرار است شما از بیرون نظاره گر آن باشید. و مقاومت در برابر آن نمی کنید. جلوی حمله را گرفتن یعنی اجتناب کردن از آن و این یعنی به ذهنتان پیام می دهید که حمله خیلی وحشتناک است در حالیکه پیامی که مواجهه سازی به ذهنتان باید بدهد آن است که حمله قابل تحمل است و انقدرها ترسناک نیست. شما دیروز مواجهه سازی کردید اما در حین مواجهه سازی باز اجتناب کردید. نکته بعد آنکه مواجهه سازی باید بتدریج شدتش اضافه شود . نکته اخر انکه مواجهه سازی حتما باید تداوم داشته باشد و حداقل هفته ای ۵ روز انجام شود تا بتدریج آثار آن نمودار شود.

      1. دکتر من نمیدانم چرا حتما باید یه نظر بدم تا جواب شمارو ببینم. من در مورد غذا خوردن هم نوشتم. ایا بااین همه اضطرابی که هنگام غذا خوردن بهم دست میده درست است که به غذا خوردن بااون اضطراب شدید ادامه بدم؟؟

  48. سلام ، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید .مامان من سابقه فسار خون دارن که کنترل شده است از لحاط قلبی هم مشکلی ندارن ، ایشون ۵۹ سالشونه …. از یک هفته پیش ایشون ناگهان دچار حمله به صورت زیر شدن ، تپش قلب شدید ،که همزمان با اون فشار و قند خونشون هم بالا میره …. احساس ضعف شدید هم میکردن که بلافاصله برای اینکه بهتر بشن چیزی میخوردن که این احساس لرز و برطرف کنه …. حالا میخوام بدونم ایشون هم دچار حمله پانیک شدن ،،،،? در طول این هفته چند بار این اتفاق افتاده و چند بارش در خواب بوده ….

  49. سلام آقای دکتر امیدوارم جوابم رو بدید. دوست من مبتلا به یک مشکلی است که دکتر هایی که در کشورش مراجعه کرده نتونستن به نتیجه برسند ولی بعضی از علائمش شبیه بیماری پانیک اتک هست. به گفته ی خودش وقتی حمله بهش دست میده اول از همه سرش شروع میشه به داغ شدن و شروع میکنه به عرق کردن ضربان قلبش بالا میره و نمی تونه نفس بکشه و بعدش حالت تهوع میگیره و استفراغ میکنه. در حین استفراغ ممکنه یک بوی خاصی مثل عطر به مشامش بخوره یا کسی لمسش کنه که استفراغش رو تشدید می کنه و همچنین فکر می کنه ارتباطش با دنیای واقعی قطع شده و در حال مردن هست. در اون لحظه حس می کنه بهترین کار خوابیدنه ولی وقتی می خوابه افکار منفی و غیر واقعی میان به ذهنش در حالی که اون لحظه نمی تونه تشخثص بده غیر واقعی هستن و باز هم با شدت بالا میاره. در مدت ۳ سال ۲۰ کیلو وزن کم می کنه. بوی عطر تشدیدش می کنه چون حساسیتش
    نسبت به بو بالا میره و خیلی قوی تر بو هارو حس میکنه. فکر میکنه بوی عطر مستقیم میره توی شکمش به جای ریه هاش . باعث میشه شدیدتر بالا بیاره. این حالت تهوع ها باعث به وجود اومدن مشکلات جسمی میشه چون در معدش چیزی بزای بالا آوردن وجود نداره. از ۵ سال پیش این مشکل رو داره ولی به مدت ۳ سال تجربش نکرده و فکر کرده رفع شده ولی الان به فاصله ی ۴ ماه دوبار تجربه کرده. به نظر شما به بیماری پانیک اتک مبتلاست؟خیلی ممنون از راهنماییتون.

    1. سلام. بله به احتمال زیاد مشکل پانیک اتک است. حساسیت زیاد به بو ناشی از شرطی شدن ایشان است. بدلیل انکه تچربه حمله شدید است هر چیزی که در زمان حمله تجربه کرده است می تواند در ذهن او شرطی سازی شود. احتمالا در بار اول یا یک نوبت از حمله در اطراف او بوی خاصی بوده است. ذهن تصور می کند این بو باعث تچربه شدید حمله شده است بنابراین نسبت به ان حساس می شود. هرقدر بیشتر بخواهد از بو اجتناب کند باور او قوی تر می شود و حساسیت او نیز بالا می رود.

  50. سلام من مدت هفت سال این بیماری لعنتی رو دارم بعد از درمان شدن یک دوره بعد از یک ونیم سال بعد یعنی اوایل امسال بازهم اضطراب برگشت بیماری رو گرفتم ولی حمله ای نداشتم تورو خدا راه ومراحل درمان این بیماری چیه تورو خدا راهنمایی کنید اگه ممکنه

    1. پس از اینکه درمان شدید همیشه باید مواجه سازی را انجام بدید و در برابر پانیک عقب ننشینید. ضمن آنکه ورزش منظم هوازی ۵ روز در هفته بمدت ۴۵ دقیقه فراگیری ریلکسیشن به شما کمک می کند. زیرا پس از درمان بازگشت پانیک معمولا بجهت یک دوره استرس و اضطرابی است که محتملا در زندگی شما پیش آمده است. باید اضطراب خود را با ورزش و ریلکسیشن کنترل کنید

  51. با سلام من ۲۱ سالمه و حدودا ده ماهه که دارم پانیکو تجربه میکنم و مشکلم تپش قلب شدیدمه که تا ۱۷۰ اینا میره صبحا. دکتر قلب بهم میگی مشکل از قلبت نیست. من پرکاری تیروئید هم دارم که کنترل شده و الان هم نرماله. یه دوره سه ماهه پیش روان پزشک رفتم ولی تاثیری نداشت الان هم آسنترا میخورم به دستور پزشک عمومی و دوباره پیش روان پزشک نرفتم. میترسم خیلی میترسم ایا پانیک من کهنه شده؟ من کل شبانه روز دارم باهاش دستو پنجه نرم میکنم دائما نبضمو چک میکنم خسته شدم.ایا خوب میشم

    1. سلام. خیر پانیک شما کهنه نشده است و براحتی با مراجعه به یک روانشناس با تجربه قابل درمان است. هر قدر آگاهی خود را درباره پانیک بیشتر کنید کمتر دچار آن می شوید و شدت آن نیز کمتر می شود. تا می توانید درباره آن از منابع معتبر آگاهی بدست بیاورید

  52. سلام من ۲سال پیش مبتلا به پنیک شدم و خوشبختانه تحت درمان بودم تا اینکه نشانه های بیماری کاملا برطرف شد. ولی متاسفانه حدودا دوهفته هست که بیماری دوباره عود کرده. خیلی ناراحت و نامیدم. همه تلاشهام برای درمان بی نتیجه موند. الان باید چکار کنم؟

    1. سلام. چرا گمان می کنید تلاشهاتون بی نتیجه بوده؟ ایا وقتی به سرماخوردگی دچار می شوید و پس از درمان بهبود می یابید و مجددا سال بعد دچار سرماخوردگی می شوید می توانید بگویید دفعه اول درمان من خوب نبود و یا ناکافی بود؟ بیماری روانی نیز بهمین ترتیب است. شما بار اول درمان شدید ولی احتمالا مجددا شرایط پر استرسی داشتید که دوباره دچار حمله شدید. پس لازم است مجددا درمان کنید. پس نگران نباشید.

  53. من چند سالیست تقریبا بعضی علائم پانیک مثل لرزش و تپش قلب و چندتا دیگه از علائمش رو هم دارم، ولی نمیدونم پانیک هست یا نه، امکانش هست من بتونم در این مورد صحبت کنم باهاتون و سوالاتمو بپرسم و علائمم رو بگم که بدونم مبتلا به پانیک هستم یا نه؟

  54. سلام
    من الان ۲ ماه هست که حالت های خوبی ندارم و خیلی نزدیک به مشخصه های شماست که در مقاله ذکر کردید
    الان ۲ ماه هستش که دچار ترس و اضطراب و دلهره ای هستتم که اصلا علتی هم براش نمیبینم و لی انقدر در کنترلش ضعیف و بی اراده هستم که احساس نا امیدی میکنم و فکر میکنم که حالم دیگه خوب نمیشه … هیچ انگیزه و انرژی ندارم و از همه چیز میترسم و گاهاْ دچار نفس تنگی میشم … تمام روز در فکر کنترلش هستم و شبها که میشه ترس تمام وجودم رو میگیره … بنظرتون قابل حل شدن هست؟ البته من ۴ سال پیش این حالت ها رو داشتم ولی کمتر شده بود یا اصلا خودشو بروز نمیداد ولی الان ۲ ماهه تشدید شده و حالم خوب نیست!!!!

  55. سلام
    من ٣سال هست درگیر اختلال پانیک هستم انقدر دکتر رفتم تا گفتن پانیک اتک دارم و الان سه سال درگیرم جدا بر اینکه خوب نشدم اضطرابهای بد هم به سراغم میاد تازه باعث شد بیکار هم بشم دوماهه دیگه بریدم منیکه از مرگ میترسیدم الان ارزوی مرگ دارم
    من کیش زندگی میکنم متاسفانه دکترها پروازی هستن الان باز یه دکتر دیگه می خوام برم
    دکتر عزیز میدونم دیگه فایده ایی نداره چون پانیک من کهنه شده

    1. سلام. به هیچوجه اینطور نیست که چون پانیک شما کهنه شده نمیشه کاری کردو اینکه بنده عرض می کنم بهتره کهنه نشه بدلیل اینه که در اوایل پانیک بسادگی و تنها با رعایت چند نکته قابل درمانه. اما وقتی کمی زمان بگذرد لازم است فرد تمرینهای بیشتری بکند. حتما علاوه بر روانپزشک به یک درمانگر و مشاور خوب در کیش مراجعه کنید. اگر کسی را نیافتید با منشی تماس بگیرید تا جلسات انلاین از طریق واتس اپ با شما داشته باشیم. پانیک نیاز به همت شما دارد. مطمئن باشید بهبود پیدا می کنید. نکته: اتفاقا افرادی که از بیماری پانیک خود به ستوه امده اند بدلیل انکه همکاری بیشتری با درمانگر می کنند احتمال خوب شدن انها بیشتر است. بعبارت دیگر احتمال خوب شدن در دو سر طیف بیشتر است. کسانی که در اوایل دوره پانیک هستند و کسانی که بشدت از ان رنج برده و زندگی شان مختل شده است. شاد باشید.

      1. سلام
        من دو هفته هست که وقتی یه جا می‌شینم ناگهانی ضربان قلبم بالا میره و دمای بدن هم زیاد میشه احساس لرز هم میکنم کنارش وقتی به اوج میرسه سرگیجه هم رخ میده.
        بعد من یه حالتی گرفتم که هیچی دیگه برام لذت قبل رو نداره نه میتونم بخندم مثل قبل نه میتونم گریه کنم نداشتن احساس ترس هم هست قبل از این وقایع من ماشین جلوم میومد دلهره می‌گرفتم ولی الان اونطوری نیست
        فقط به بار به پزشک عمومی مراجعه کردم اون هم آلپرازولام ۰.۵ نوشت که با خوردنش حمله ها میرفت ولی احساس گیجی همیشه داشتم به همین دلیل قطعش کردم میل جنسی هم کم شده
        به نظرتون چه بلایی داره سرم میاد؟

      1. سلام. پیش از آنکه قصد بخواب رفتن داشته باشید تنفسهای دیافراگمی را چندین بار انجام دهید. (لینک توضیح در انتها) تمامی افکار خود را بر روی کاغذ بنویسید و پاسخ صحیح آنها را نیز در مقابلش بنویسید. افکار منفی خود را پیدا کنید. احتمالا افکار پنهانی چون اگر پانیک بشوم و همه خواب باشند چی؟ اگر در خواب دچار وحشت بشوم چی؟ و…پاسخ آنها را در مقاله درمان پانیک می توانید پیدا کنید(لینک در انتها). باید بخود بگویید حملات پانیک بجهت بقای من است پس نمی تواند باعث اتفاق بدی برای من بشود. بخود بگویید در هنگام حمله خوب به بدن خود دقیق شوید گویی که از بیرون به خود نظاره می کنید . ببینید در بدن شما چه اتفاقاتی می افتد. بخود بگویید این یک حمله است. می اید و می رود. قرار نیست برای من اتفاقی بیفتد.
        https://dr-sanaie.com/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9/

        https://dr-sanaie.com/%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/

  56. سلام من حدود یک ساله که حملات پانیک رو تجربه میکنم البته اکثر مواقع خفیفه ولی شدید هم میشه ، مشکلی ندارم برای بیرون رفتن(از بیرون رفتم نمیترسم) حتما باید برم دنبال درمانش؟(دارو درمانی‌و….) چونکه میگید پانیک نباید کهنه بشه .واقعا مشکلی ایجاد میکنه؟؟؟؟

    1. سلام. بله. چه لزومی دارد که شما اضطراب و نگرانی را تحمل کنید، در حالیکه با چند راهکار ساده می توانید آن را درمان کنید. احتمال آن وجود دارد که وقوع مکرر آن در مکانهایی و یا انجام کارهایی باعث شود بواسطه قانون شرطی سازی از آن مکانها و یا رفتارها بترسید. توصیه می کنم حداقل روشهای توصیه شده برای درمان را در مقاله زیر بخوانید و عمل کنید. زیرا در صورتی که پانیک خفیف باشد خودتان می توانید بر ان فائق بیایید.
      https://dr-sanaie.com/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9/

  57. سلام دوستان بنده چندین سال درگیراین بیماری بودم چندین جارفتم چندین دکترومتخصص اعصاب وروان و…تابعدازگذشت چندسال کم وبیش بهترشدم ولی خوب نشدم.طی این چندسال اینقدفکرکردم تاراه حلی پیداکردم واولین باربرای خودم استفاده کردم …خوب که شدم هیچ باعث شده اعتمادبه نفسم امیدبه زندگی سرحالی سرشوقی به جرات بیشترازافرادمعمولی هم بشه وهیییییچ نیازی به دارو ودرمان ندارم.الان حدودچندساله که حتی گاهی اوقات پشیمونم که چرااون همه هزینه کردم اون همه ترس داشتم حالت خفگی داشتم حالت بیقراری تنگی خلق ….وفققققط تبدیل شده به خاطره برام.اینقداین راه جواب دادبرام که حاضرم مثلا یک شب به تنهایی دردل یه کوه بخوابم مثال که زدم یعنی باهرخطری …دوستان عزیزراه حل رادوست دارم بهتون بگم ولی این فضاکافی نیس وهرکسی دوست داشت میتونه به تلگرامم پیام بده تاکمکش کنم .هیچ انتظاری ازتون ندارم وچون خودم چندوقت زجر کشیدم دوست ندارم کسی دیگه هم ناراحت باشه وبیمارباشه.هرکسی ازدوستان مایل بودمیتونه امتحان کنه.انشالله ریشه کن کردن پانیک .یاعلی ایدی تلگرامم …..باتشکر اصلاح کردمایدی تلگرامم را.مرسی

  58. سلام پانیک وحملات اضطراب بیماری نیست تمام دوستان بنده چندین سال درگیراین بیماری بودم چندین جارفتم چندین دکترومتخصص اعصاب وروان و…تابعدازگذشت چندسال کم وبیش بهترشدم ولی خوب نشدم.طی این چندسال اینقدفکرکردم تاراه حلی پیداکردم واولین باربرای خودم استفاده کردم …خوب که شدم هیچ باعث شده اعتمادبه نفسم امیدبه زندگی سرحالی سرشوقی به جرات بیشترازافرادمعمولی هم بشه وهیییییچ نیازی به دارو ودرمان ندارم.الان حدودچندساله که حتی گاهی اوقات پشیمونم که چرااون همه هزینه کردم اون همه ترس داشتم حالت خفگی داشتم حالت بیقراری تنگی خلق ….وفققققط تبدیل شده به خاطره برام.اینقداین راه جواب دادبرام که حاضرم مثلا یک شب به تنهایی دردل یه کوه بخوابم مثال که زدم یعنی باهرخطری …دوستان عزیزراه حل رادوست دارم بهتون بگم ولی این فضاکافی نیس وهرکسی دوست داشت میتونه به تلگرامم پیام بده تاکمکش کنم .هیچ انتظاری ازتون ندارم وچون خودم چندوقت زجر کشیدم دوست ندارم کسی دیگه هم ناراحت باشه وبیمارباشه.هرکسی ازدوستان مایل بودمیتونه امتحان کنه.انشالله ریشه کن کردن پانیک .یاعلی ایدی تلگرامم….

  59. آقای دکتر من خیلی حالم بهتر شده ولی الان عروسی دوستم شهر دیگه اس.و خیلی برام مهمه که حضور داشته باشم‌.ولی اون ترس دور شدن مثل اینکه هنوز دارم.پزشک هم نرفتم و خودم با ورزش کردن و کار کردن پیشرفت کردم.نظر شما چی هست؟

    1. اگر وقت دارید حتما رفتن به شهر دیگر رو به مراحل کوتاه تر و راحت تری تقسیم کنید. بطور مثال در ابتدا سعی کنید به یک شهر نزدیک برای مدت کوتاهی سفر کنید. سپس کمی دورتر و با زمان بیشتر. دقت کنید هر مرحله ای که هدف گذاری می کنید باید نه انقدر ساده باشد که استرسی تحمل نکنید و نه آنکه انقدر سخت باشد که قادر به انجام نباشید. انجام این تمرینات شما را برای رویارویی با هر سفری آماده می کند.

  60. سلام آقای دکتر.من حدود دو سال پیش مواجهه شدم با این حالت.و چون نمیخواستم کسی فکر کنه که من مریض هستم پزشک نرفتم.تمام این حالات رو داشتم.ولی چون آدمی هستم که به راحتی تسلیم نمیشم شروع کردم به کار کردن و ورزش کردن.با اینکه اصلا نمیدونستم اسم این حالت یا بیماری چی هست.قبلا به میهمانی نمی رفتم چون می ترسیدم آبروریزی شود.فک میکردم فقط من هستم که این حالت را دارم.دنبال این بودم که بفهمم اسم این حالت چی هست.حتی در مورد حالتم می ترسیدم حرف بزنم در حالی که الان میتونم به راحتی حرف بزنم.با گذر زمان حالت پانیک من خیلی کم شد و فقط در مواردی به وجود آمد.و بعد از دو سال فهمیدم اسم این حالت پانیک است.تنها چیزی که الان باقی مانده ترس از دور شدن از خانواده و خانه تا فاصله دور است.که با خواندن این مقاله متوجه شدم این حالت همان حالت دفاعی بدن است که بدون وجود خطری و به خاطر افکار منفی ایجاد شده.من دارویی مصرف نکردم .میخواهم با تمام وجود با این حالت مبارزه کنم و این افکار مسخره را کنار بگذارم.ما هیچیمون نیست فقط فکرمون مارو به اشتباه میبره.دنیا کوتاهه و لذت ببرین از زندگی.این حالت تا الان کسی رو نکشته.

  61. سلام خواهش میکنم من الان دو ماه بیماری پانیک دارم بخدا خیلی داره اذیتم میکنه هر روز یه فکر میکنم نمی تونم اون ها رو به خانواده ام بگم چون ناراحت میشن خواهش میکنم مرا یه جوری یا هر پزشک خوبی باشه میرم خواهش میکنم مرو خوب کنین مغزم داره میترکه التماس میکنم

    1. سلام عزیزم. شما اگر تنها دو ماه است که حمله پانیک دارید خیلی راحت تر می توانید بر آن غلبه کنید. مهم آن است که نگذارید پانیک کهنه شود. مقاله درمان پانیک که لینکش را در پایین می گذارم مطالعه کنید. یک روانشناس خوب در شهرتان که با درمان پانیک آشنا است پیدا کنید. درمان پانیک ۱۰ جلسه زمان می برد.

      .https://dr-sanaie.com/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9/

  62. سلام من ۱۴ سالمه و تقریبا یه ساله این حملات رو تجربه میکنم . چیزی که بیشتر اذیتم میکنه تنگی نفسه که همیشه هستش و دنبالمه.اصلا ولم نمیکنه.خیلی اذیتم.دوست دارم برگردم به دوران قبل از پانیک .خیلی اون موقع ها شاد بودم اصلا به چیزی فکر نمیکردم .الآن شب و روزم فکرم اینه که چجوری باید اینو درمان کنم و یا نکنه اینکه نتونم درمانش کنم. و دوست ندارم از دارو استفاده کنم چون عوارض داره . آیا میشه بدون دارو کاملا درمانش کرد؟

    1. سلام عزیزم. تمرین تنفس شکمی به شما کمک زیادی می کنه. شما باید یاد بگیرید نفس های عمیق بکشید. نفس از شکم. در مقاله درمان اضطراب در سایت توضیح دادم. هر زمان احساس کردی احتمال حمله وجود داره دراز نشست برو و یا بدو. البته همه اینها در صورتی است که مشکلات فیزیولوژیکی مثل آسم و … نداشته باشی.

  63. سلام ،من‌ خانومم ومتاهل ،مجرد بودم که تو اوج جوونی پانیک گرفتم بیست یک سالم بود ،از جوونی فقط پانیک یادمه ،
    هشت ساله پانیک دارم هشت سال فقط دارو درمانی اولین بار یک شب بعداز نمایشگاه کتاب تهران به اصفهان دچار حمله شدم، به اشتباه پزشکان که فکرمیکردن عفونت معدس هرشب وروز بیمارستان بودم چون تهوع شدید ولرزبدن شدییید داشتم ۱۰ کیلو در عرض یکماه کم‌کردم ،دفع پروتین کلیه پیدا کردم اوضاعم داغون بود فقط مرگ جلو چشام بود ، تا یه دکتر که فرشته زندگی من بود یک شب تو بیمارستان به بابام گفت ببرش پیش روانپزشک اعصاب وروان ، رفتم ولی متاسفانه فقط دارو درمانی ،دکترم را عوض کردم بدتراز اون دوباره دارو درمانی تا اتفاقی با خانوم دکتر شیرزادی آشنا شدم که متخصص اعصاب وروان هستن دارو درمانی کردن ولی دوز ضعیف سیپرولکس ۱۰ نصف ظهرها و الانزاپین نیم ،یک چهارم شبها ،قبلا راناکس بمدت طولانی میخوردم که متاسفانه چون آرومم میکرد بهش وابسته شدم سعی کردم کمش کنم وقطعش کنم .بعدم معرفی شدم به روان درمان خانوم دکترمحمدی . الان نسبت به گذشته خیلی بهترم ولی پانیک واقعا درد خیلی بدیه هرچند وقت یکبار بدجور خود نمایی میکنه . من واقعا خسته شدم من واقعا درمانده شدم . مامانم خیلی پیرشد پا من روزگار سختی گذروندم.
    به همه کسانی که اول راه پانیک هستن پیشنهاد میکنم فقط روان درمانی کنن نزارن مثل من کهنه بشه که روان درمانی دیر جواب بده. الان خداوند را شاکرم که این مریضی را بمن داد چون
    فکرمیکنم شاید اگر پانیک نمی‌گرفتم بیماری صعب العلاج میگرفتم، ان شالله هیچ کسی این روزگار پانیک را تجربه نکنه.
    دوستان برای هم دعا کنیم تا زودتر خوب بشیم

  64. سلام آقای دکتر
    و سلام به همه ی کسانی که با یک بیماری که خود شخص بهش پر و بال میده
    برای اولین بار در محل کارم ( محل کارم جوری بود که از صبح تا عصر تنها بودم) مشغول بودم که یهو دیدم حالم داره یه جوری میشه و تمام چیزایی که هنگام پانیک میاد بهم دست داد …
    چشمتون روز بد نبینه، نمی دونستم چم شده یا داره چی میشه، به سختی نفس عمیق می کشیدم و مابقی چیزها که همه میدونن چی به سر آدم میاد .
    برگشتم خونه و با همسرم رفتم درمانگاه، به دکتر گفتم فکر میکنم من دچار حمله قلبی شدم (با ترس شدید در وجود خودم) ناگفته نمونه که خونه که اومدم دوباره همون جور شدم ولی خفیف تر ، یعنی سه مرتبه … تا قبل اینکه برم پیش دکتر .
    با ترس نشسته بودم پیش دکتر ولی بروی خودم نمی آوردم، دکتر خیلی عادی نبض و فشار و … من رو گرفت و راحت بهم گفت عصبی هستی؟
    با همین یک کلمه ی دکتر دیگه خودم فهمیدم که از کجا اب میخوره …
    شروع کردم درباره حالات عصبی جستجو کردن تا اینکه رسیدم به پانیک . دیدم آره خودشه .. من دچار همین حمله شدم، اون روز دور از جون فکر کردم دیگه تموم شدم … .
    حالا من به عنوان یه شخصی که پانیک رو تجربه کردم میخوام بگم چیکار کردم که نزاشتم بهم دست بده.
    من خودم نزاشتم دیگه اونجور بشم .
    من چون شناختمش و فهمیدم چرا و چطور پیش میاد جلوشو گرفتم .
    زیربنای این بیماری ترس هستش!! بله من توی یه اتاقی که برای اولین بار پانیک شدم میترسیدم که برم . اصلا مایل نبودم برم اونجا.
    ولی خب، غلبه بر ترس یکی از عوامل مهم بهبودی به شمار می رفت …
    یه روز به خودم گفتم فلانی نترس برو داخل همون اتاق قول میدم طوری نشه . خودمو راضی کردم به هر سختی که بود رفتم دوباره همونجا و برگشتم و به خودم ثابت کردم که این فقط یه فکر مسخره است ! این یه فکری هست که من دارم باهاش اذیت خودم میکنم .
    خلاصه پیشنهاد من، از چی و کجا میترسی؟ برو همونجا نترس، برو و به خودت نشون بده که طوری نمیشه و همش یه فکر مسخره بوده .
    سعی کنید ماوراء افکار خودتون رو حتما خالی کنید، یعنی هرچی توی فکر و سرت می گذره به یکی بگو، یه شخص مورد اعتماد پیدا کن هرچی هست بهش بگو، مورد اعتماد اگه نداری برو پیش مشاور .
    فقط خودت رو خالی کن. بگو نترس، هر چی هست توی سرت و به هرچی فکر میکنی بگو و تاثیر شگفت انگیزش رو ببین …

    از هر مکانی می ترسی برو . نترس. برو و ببین که هیچی نیست .

    ماوراء افکار خیلی مهم هستش. حتما حتما حتما اون رو خالی کنید تا رها بشید. تنها راه خالی شدن و رها شدن هم اینه که بازگو کنی و به زبان بیاریش، به یکی بگو …

    شدت و دفعات پانیک رابطه ی مستقیم داره با رمز و راز و افکاری که به تنهایی داری به دوش می کشی . خودت رو خالی کن و فریادش بزن بگو .. فقط با این راه حل می تونی نجات پیدا کنی همین!
    دوست من! این راه رو امتحان کن خواهش میکنم. بدون هزینه و راحت. فقط خودت به خودت کمک کن.
    من هم مثل شما هستم همدرد هستم، خیلی گشتم خیلی جستجو کردم و … .

    1. سلام. خیلی خیلی از اشتراک تجربه مفید و ارزنده تون سپاسگذارم. دقیق و بدرستی به راه درمان اشاره کردید. وقتی این تجربه از سوی شما که خود مبتلا بودید عنوان می شود مطمئنا بسیار تاثیر گذار خواهد بود. مطمئن هستم راههای ذکر شده توسط شما می تواند به افراد زیادی کمک کند. سپاس

  65. سلام من ۲۰ سالمه و به تازگی حملات پا نیک بهم دست داده و من اصلا اطلاعی از این بیماری نداشتم الان تومرحله ایم که فک میکنم میخوام بمیرم یه بی حسی مطلق بهم دست داده اصلا نمیتونم تمرکز کنم همش میخوام بزنم زیر گریه یه بچه ی کوچیکم دارم موندم چیکار کنم بخواطر استرسی که داشتم این اتفاق برام افتاد

    1. سلام عزیزم. اگر تازه برات اتفاق افتاده اصلا نگران نباش چون با مراجعه به رواندرمانگر می تونی به راحتی جلوش بگیری. پانیک تنها یک ترس خیلی خیلی زیاده. هیچ اتفاقی برات نمیفته. فقط ترس از اینکه نکنه اتفاقی برام بیفته فرد رو اذیت می کنه و میترسونه. و ترس از اینکه دوباره حمله تکرار بشه. حتما زودتر تا کهنه نشده مراجعه به رواندرمانگر بکن تا متوجه بشی که چیز خطرناکی نیست و فقط فکرهای خودته که داره اذیتت می کنه

      1. سلام من متاهلم ۲۷ سالمه یک هفته پیش خواب بد دیدم از خواب پریدم و دچار حمله شدم تا صبح بیدار بودم و میترسیدم ک بمیرم چند شب دوباره همین اتفاق افتاد و بعد چند روز بعد دچار حمله میشدم الانم خیلی حالم بده بغض بزرگی تو گلومه نمیتونم غذابخورم از گلوم پایین نمیره نمیتونم قورت بدم اشتهام ندارم دهنم خشکه فقط آب میخورم تو این چند روز مامان بابام دارن آ