اختلال دوقطبیدکتر روانشناس خوب

۱۰ راه درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

4/5 - (1 امتیاز)

درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

پیش از آنکه به روش‌های درمان دوقطبی بپردازیم، باید به این سوال پاسخ دهیم که آیا اختلال دوقطبی درمان دارد؟

ایا اختلال دو قطبی درمان دارد؟

آیا اختلال دو قطبی درمان دارد؟

آیا بیماری دوقطبی قابل درمان است ؟ این سوالی است که بسیاری از بیماران دوقطبی از روانپزشک و درمانگر خود می‌پرسند. بر اساس تحقیقات انجام شده، درمان اختلال دوقطبی با ترکیب درمان دارویی و درمان شناختی رفتاری، موثرتر از هر یک از آنها به تنهایی می‌باشد. در پاسخ به سوال آیا اختلال دوقطبی درمان دارد؟

باید گفت که این اختلال را می‌توان کنترل کرد و با تثبیت خلق و کاهش نشانگان، از عود آن جلوگیری نمود. بنابراین درمان قطعی دوقطبی در حال حاضر ممکن نیست و درمان دو قطبی عبارتست از کاهش نشانگان بیماری دو قطبی. به همین دلیل درمان دوقطبی شامل آموزش راه‌های جلوگیری از عود به بیمار می‌شود. اما این درمان را بهیچوجه نباید کم اهمیت دانست، زیرا به‌شدت به فرد بیمار و تثبیت خلق او کمک کرده و از آسیب‌های بیشتر جلوگیری می‌کند و در بسیاری از مواقع از آغاز و شکل‌گیری یک دوره بیماری جلوگیری می‌نماید.

درمان اختلال دوقطبی بدون دارو (درمان شناختی‌رفتاری)

درمان‌های روانی اجتماعی در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

بر اساس تحقیقات علمی تاثیردرمان شناختی رفتاری بر اختلال دوقطبی به اثبات رسیده است. در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو عناصر تعیین‌کننده‌ای وجود دارد که تقریباً تمامی دستورالعمل‌های متفاوت درمانی، بر روی تاثیرگذاری آنها اتفاق‌نظر دارند. از جمله:

۱) آموزش و آشنا کردن بیمار و اعضای خانواده با ویژگی‌ها و نیز دوره‌های اختلال دوقطبی. از جمله آموزش عوامل خطر و عوامل پیشگیری‌کننده‌ مانند نقش خواب و سبک زندگی منظم، مدیریت استرس و پایبندی به درمان؛

۲) آموزش ارتباط و حل مسأله با هدف کاهش استرس‌های خانوادگی و بیرونی؛

۳) درک مرور استراتژی‌هایی برای کشف زودهنگام تغییرات خلقی و دخالت‌های درمانی از جمله افزایش میزان دارو، افزایش حمایت و تعداد بیشتر جلسات درمانی؛

۴) کمک به بیمار جهت شناسایی افکار منفی و تلاش جهت تغییر آنها.

درمان اختلال دوقطبی- تصویر ۱- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

 

در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو هدف از آموزش، آشنا کردن بیمار و خانواده او با علائم و نشانه‌های اختلال دوقطبی و شناسایی علائم هشداردهنده عود است تا بیمار به چرخه معیوب بیماری (برای آشنایی با این چرخه به مقاله اختلال دوقطبی مراجعه کنید) دچار نشود.

بین حالت سالم و خلق بیمارگونه، چند روزی فاصله است. این دوره زمانی بسیار حساس است. در این دوره بیمار کم و بیش برخی از علائم و نشانه‌های بیماری را تجربه می‌کند. در صورتی که این علائم شناسایی شوند و فرد راهکارهای مقابله‌ای اتخاذ کند می‌تواند از بروز یک حمله جلوگیری کند. علائم هشداردهنده مواردی از قبیل:

سحرخیزی، بیداری شبانه، سرخوشی و شادی بیش از حد، بی‌حوصلگی و کسالت، انزوا، مراقبت نکردن از خود، خریدهای بدون فکر و افراطی، انجام کارهای پرریسک و برنامه‌ریزی برای هدف‌های بلندپروازانه می‌باشد.

 

درمان-اختلال-دوقطبی

 

در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو آموزش شیوه سالم زندگی به بیمار و خانواده او کمک می‌کند تا در چرخه معیوب این اختلال گرفتار نشود.

در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو موارد زیر در جلوگیری از عود بیماری راهگشا می‌باشند:

۱. رعایت الگوی منظم خواب و بیداری:

ساعت خواب تا جای ممکن باید بدون تغییر باشد. بیمار باید خواب کافی و منظم داشته باشد. ۸ ساعت خواب شبانه به‌طور معمول برای فرد الگوی مناسبی می‌باشد. بیماران دوقطبی به‌دلیل پرانرژی بودن و احساس بزرگ‌منشی ترجیح می‌دهند نخوابند و بر روی هدف‌هایی که در ذهن می‌پرورانند کار کنند. آنها ترجیح می‌دهند بسیاری از فعالیت‌های خود مانند اینترنت‌گردی، شرکت درمیهمانی‌ها، تماشای فیلم و … را در شب انجام دهند. این امر برای آنها مانند سم است و آنها را در چرخه معیوب اختلال دوقطبی می‌اندازد.

مشاغلی مانند پرستاری که مستلزم الگوی نامنظم خواب و بیداری و یا فشار و استرس زیاد می‌باشد برای این بیماران مناسب نمی‌باشد.

۲. اجتناب از مصرف محرک‌ها: 

نکته دیگری که در درمان اختلال دوقطبی باید مورد توجه قرار گیرد پرهیز از مواد غذایی تحریک کننده است. الکل، سیگار، نسکافه، قهوه، نوشابه همگی در چرخه خواب تداخل ایجاد می‌کنند و باعث تحریک مغز می‌گردند.

۳. فعالیت متوسط:

بیمار نباید فعالیت بیش از اندازه بر عهده بگیرد. فعالیت زیاد باعث هیجان و تحریک بیمار می‌شود. بیمار همواره باید طبق برنامه‌ریزی مشخص و حتی‌المقدور منظم و ثابتی کارهای خود را انجام دهد. از سویی دیگر در دوره افسردگی فرد باید از بی‌تحرکی اجتناب کند و طبق برنامه از پیش تعیین شده خود عمل کند. فرد نباید به بهانه بی‌انرژی بودن خود را رها کند.

مشاغلی که مستلزم رقابت با دیگران و صرف انرژی و تلاش زیاد می‌باشد برای این بیماران مناسب نمی‌باشد. مراقبت از کودک اگر چه شیرین است ولکن می‌تواند استرس زیادی را به بیمار تحمیل کند. لازم است در نگهداری کودک از سوی اطرافیان با بیمار همکاری لازم به‌عمل آید.

۴. اجتناب از تغییرات عمده در زندگی:

تا جای ممکن زندگی فرد باید روال ثابت و منظمی داشته باشد. فرد باید از هرگونه تغییر بی‌مورد اجتناب کند. حاملگی، ازدواج، ارتقاء شغلی، درگیری در روابط عاشقانه و … همگی باعث عود بیماری می‌شوند و فرد تا زمان بهبود نسبی بهتر است از هرگونه تغییر در روند زندگی پرهیز کند.

۵. مصرف منظم دارو:

اهمیت مصرف منظم دارو حتی در زمان‌هایی که بیمار احساس بهبودی دارد باید به بیمار گوشزد شود.

۶. اجتناب از تحریک بیش از اندازه:

یادآوری خاطرات منفی و شکست‌ها، احساس اجبار در انجام فعالیت‌های روزانه، سروصدا، گیر کردن در راه‌بندان، زندگی در محیط شلوغ، مشاجرات خانوادگی و یا مشاجره با اطرافیان، شروع پروژه‌های جدید، تماس‌های مکرر و زیاد با دیگران، روابط عاطفی بی‌ثبات و قبول مسئولیت‌های بیش از حد توان فرد، همگی در نقش عوامل استرس‌زا عمل می‌کنند.

 

راهکارهای دیگر در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

۷. ترسیم نمودار خلق:

ترسیم نمودار خلق به بیمار و خانواده او کمک می‌کند تا دریابد چه عواملی بر خلق و خوی بیمار تاثیر می‌گذارند. با ترسیم نمودار خلق بیمار در می‌یابد که فعالیت‌ها و رفتارهای متفاوت باعث ایجاد خلق متفاوت در او می‌شوند و او نوسان‌های خلق خود را به‌سرعت شناسایی می‌کند.

۴ خلق متفاوت به بیمار معرفی می‌شود: طبیعیافسرده: کسل و بی‌حوصله- سرخوش: شاد و پرانرژی- تحریک‌پذیر: انتقاد کننده و عصبانی.

از بیمار بخواهید هر خلق را به سه درجه خفیف(۱) متوسط(۲) و شدید(۳) تقسیم‌بندی کند. سپس عوامل استرس‌زا را به بیمار که می‌تواند بر خلق او تاثیر بگذارد به او معرفی کنید تا رابطه آن را با خلق خود دریابد.

جدول خلق را به‌صورت روزانه و هفتگی مانند دو جدول زیر بکشید.

درمان اختلال دوقطبی- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

درمان اختلال دو قطبی- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

 

۸. استفاده از فنون آرمیدگی:

برای توضیحات بیشتر به مقاله «۱۰ روش درمان اضطراب» مراجعه کنید.

۹. تنظیم قرارداد درمانی:

در درمان اختلال دوقطبی قرارداد درمانی به بیمار این فرصت را می‌دهد تا تصمیم بگیرد در هنگامی که بیمار است می‌خواهد چه کاری انجام دهد. طرح این برنامه در زمانی که بیمار خوب است این اجازه را به او می‌دهد تا مشخص کند چه استراتژی مدیریتی را برای مقابله با دوره‌های شدید بیماری اتخاذ کند. این فرایند شامل گزینش و آموزش یک سیستم حمایتی است که در قرارداد درمانی با بیمار مشارکت خواهند کرد. سیستم حمایتی ممکن است شامل دکتر، اعضای خانواده، همسر یا دیگر افراد مهم، دوستان و یا همکاران بیمار شود. این نکته مهم است که سیستم حمایتی بیمار بتواند اطلاعاتی درباره اختلال دوقطبی به‌دست بیاورد. آنها می‌توانند این مقاله را بخوانند و از همه مهمتر، درباره نشانگان خاص بیماری به بیمار گوش فرا دهند. همچنین بیمار می‌تواند از سیستم حمایتی خود دعوت کند تا در یکی از جلسات ملاقات بیمار با روان‌پزشک یا درمانگر شرکت کند.

قرارداد درمانی به شما این فرصت را می‌دهد تا تصمیم بگیرید هنگامی که بیمار هستید می‌خواهید چه کاری انجام دهید.

وجود یک سیستم حمایتی

برای اینکه سیستم حمایتی مشارکت کند، باید راه‌هایی را مشخص کنید تا آنها از آن طریق بتوانند در دوره‌های حاد به شما کمک کنند. همچنین ممکن است به سیستم حمایتی خود اجازه دهید در زمان‌هایی که علایم اولیه شیدایی را می‌بینند با تیم درمان شما تماس بگیرند.

بیمار می‌تواند به سیستم حمایتی آموزش دهد تا قدرت آنها افزایش یابد و بتوانند در مشکلات مشارکت کنند و همچنین دربارۀ واکنش‌ها و پاسخ‌هایی که دوست دارد آنها از خودشان نشان دهند با آنها صحبت کند. با برنامه‌ریزی پیشاپیش، هنگامی که بیمار به‌طور نسبی خوب است، می‌تواند حداکثر کنترل را اعمال کند. به این طریق، سیستم حمایتی به‌عنوان کارگزاران برنامه بیمار خواهند شد و نه افرادی که محدودیت بر روی بیمار اعمال می‌کنند.

با نگارش یک قرارداد درمانی، بیمار و اعضای خانواده او یک برنامه جهت عمل کردن در صورت بروز دوره‌های خلقی آتی خواهند داشت. قرارداد درمانی کمک می‌کند تا بیمار و اطرافیات او بتوانند برای آنچه در طول اختلال خلقی دوقطبی و درمان آن رخ می‌دهد برنامه‌ریزی، کنترل و مشارکت کنند. هنگامی‌که قرارداد درمانی امضاء شد، درمانگر، اعضای خانواده و سیستم حمایتی، کارگزاران برنامه بیمار می‌شوند و نه افرادی که تصمیمات شما را کنترل می‌کنند. این دیدگاه به بیمار اجازه می‌دهد تا پیشاپیش در دوره‌ای که آرام است برای دوره‌های طوفانی برنامه‌ریزی کرده و در آن مشارکت کند.

نمونه قرارداد

قرارداد درمانی: تیم حمایت کننده

نقش/ رابطه خویشاوندی نام اطلاعات تماس

روان‌پزشک…………………………….. تلفن:……………….
درمانگر……………………………….. تلفن………………..
……………………………………….. تلفن………………..

گام بعدی در توسعه قرارداد درمانی، تشخیص ابزاری است که به من در کنترل اختلال دوقطبی کمک می‌کند تا بتوانم به بهترین نحو اهداف زندگی خود را دنبال کنم. تعداد زیادی از این ابزارها در فصول گذشته شناسایی شدند. اکنون هدف من، مشخص نمودن ابزارهایی است که می‌خواهم از آنها استفاده کنم. جلوی هر یک از ابزارها و استراتژی‌های فهرست زیر را که قصد دارید در قرارداد درمانی خود از آنها استفاده کنید، تیک بزنید.

نظارت بر خلق خود به‌جهت مداخله درمانی زودهنگام

افکار افسرده……………………………………
نشانگان افسردگی………………………………
افکار هیپومانیک…………………………………
نشانگان هیپومانیک……………………………..
رفتارهای هیپومانیک……………………………

اقدام سریع هنگام دریافت نشانه‌های افسردگی یا شیدایی

تماس با شماره تلفن روان‌پزشک خود…………………..
تماس با شماره تلفن درمانگر خود……………………..
تماس با شماره تلفن فرد حامی…………………………
حفظ برنامه منظم خواب و فعالیت…………………….
حفظ برنامه منظم اتفاقات خوشایند……………………
ارزیابی افکار منفی یا بیش از حد مثبت خود…………………..
گفتگو با خانواده برای راه‌های مقابله…………………………..
محدود کردن استفاده از الکل و اجتناب از هرگونه مصرف مواد غیردارویی………………………..
موارد دیگر………………………………….

برداشتن قدم‌هایی جهت نگاه داشتن خلق در محدوده دلخواه

خوردن همه داروهایی که پزشک تجویز کرده است.
ملاقات منظم روان‌پزشک هر ……… ماه یک‌بار.
ملاقات منظم درمانگر هر …………ماه یک‌بار.
حفظ برنامه منظم خواب.

داشتن برنامه‌ای منظم که حداقل سه فعالیت ارزشمند را هر روز به‌جهت مقابله با استرس در خود دارد.

اجتناب از مصرف زیاده از حد الکل.
اجتناب از مصرف هرگونه مواد و داروهای غیرقانونی.
عدم استفاد از الکل در سی روز آتی.
عدم استفاده از مواد مفرح در سی روز آتی.
نظارت بر افکار و ارزیابی صحت و سقم آنها.
در میان گذاشتن اطلاعات خود با اعضا خانواده در رابطه با سبک‌های ارتباطی که منجر به کاهش استرس می‌گردد.
موارد دیگر ………………………………………………………………………………….

تماس با افراد ذیل در زمان داشتن افکار خودکشی

تماس با شماره تلفن روان‌پزشک ……………………………………………………….
تماس با شماره تلفن درمانگر …………………………………………………………..
تماس با شماره تلفن فرد حامی ………………………………………………………..
موارد دیگر ………………………………………………………………………………….

هر زمان احتمال ارتکاب خودکشی را در خود می‌بینم تا زمان دیدن شخصی دیگر از خودم محافظت کنم یا به اتاق فوریت‌های محلی برسم.

اگر در حال افسرده شدن هستم از تیم حمایت‌کننده خود می‌خواهم که:
با من درباره نشانگان من گفتگو کند (چه کسی………………)
برنامه‌هایی از رویدادهای خوشایند ایجاد کند (چه کسی………)
درباره راه‌های کاهش استرس بحث کند (چه کسی……………..)
اطمینان حاصل کند داروهایم را می‌خورم (چه کسی…………..)
در صورت عدم‌توانایی من با دکترم تماس بگیرد (چه کسی………)
موارد دیگر…………………………

اگر در حال مانیک شدن هستم از تیم حمایت کننده خود می‌خواهم که:
با من درباره نشانگانم گفتگو کند (چه کسی ………………………)
با من درباره کم کردن فعالیت‌هایم گفتگو کند (چه کسی …………………)
در صورتی که تحریک‌پذیر شده‌ام اجازه دهد تنها باشم (چه کسی …………………)
از بچه‌ها، حیوانات خانگی و چیزهای دیگر مراقبت کند (چه کسی …………………)
کار بانکی را از من بگیرد (چه کسی ……………………..)
سویچ ماشین را از من بگیرد (چه کسی ………………………)
من را به بیمارستان ببرد (چه کسی ……………………)
موارد دیگر ………………………………………………..

من درک می‌کنم که این قرارداد توسط من طراحی شده است تا نقش فعّال‌تری در روند درمان خود داشته باشم. هدف من آن است که حداکثر کنترل را از طریق برنامه‌ریزی برای تیم حمایت‌کننده جهت مراقبت از من داشته باشم. از این طریق، همه تصمیمات آتی مورد سنجش قرار می‌گیرد. این قرارداد تنها در صورتی تغییر می‌کند که دو هفته قبل به همه اعضای این قرارداد به‌صورت کتبی اعلان کرده باشم.

امضاهای افراد قرارداد

امضاء…………………………………. تاریخ ………..
امضاء ………………………………… تاریخ………….

نرخ خودکشی

در نهایت، خودکشی مسئله بسیار نگران‌کننده‌ای است که ارتباط بالایی با اختلال دوقطبی دارد. در مطالعه‌ای که توسط براون، بک، استیر و همکاران (براون و همکاران، ۲۰۰۰) صورت پذیرفت، مشخص شد میزان خودکشی در افراد دوقطبی چهار برابر بیشتر از متوسط بیماران روان‌پزشکی می‌باشد و بیماران دوقطبی، بالاترین میزان خطر را در انجام خودکشی موفقیت‌آمیز دارند. بیماران دوقطبی که اختلال مصرف مواد نیز دارند، نرخ بسیار بالاتری در خودکشی دارند به‌نوعی که آنها را در گروه همواره در خطر قرار می‌دهد (دالتون و همکاران، ۲۰۰۳). بر اساس تحقیقات انجام شده از نمونه‌های بیماران دوقطبی، نرخ شیوع اقدام به خودکشی در طول عمر یک فرد، رقم بسیار بالای ۳۰ درصد را نشان می‌دهد.

درمان اختلال دوقطبی- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

 

۱۰. یادگیری مهارت‌های حل مساله:

زمانی که خلق بیمار طبیعی است باید چگونگی مواجهه با مسائل را به بیمار آموزش داد تا در زمان بحران نیز بتواند از آن استفاده کند.

اولین تکنیک تاثیرگذار، به تعویق‌اندازی تصمیم است. تکنیک درنگ به بیمار کمک می‌کند تا فشار درونی‌اش برای اقدام کاهش یابد. فرد به‌خود می‌گوید فعلا تا ۴۸ ساعت آینده هیچ تصمیمی نمی‌گیرم. بعد از آن می‌توانم با کمک گرفتن و مشورت با سیستم حمایت خود تصمیم بگیرم. این امر به بیمار کمک می‌کند تا یاد بگیرد برای وصول به خواسته‌های خود می‌تواند صبوری کند. این درحالی است که بیمار دوقطبی بسیار تکانشی عمل می‌کند و بالاخص در هنگام حمله مانیک تصمیمات عجولانه و بدون فکر می‌گیرد.

در تکنیک کتاب سیاه بیمار تمام ایده‌ها و تصمیمات خود را که در دوره مانیا به‌ذهنش می‌رسد، بر روی کاغذ می‌نویسد و آن را به درمانگر و یا یکی از اعضای سیستم حمایتی خود نشان می‌دهد و تنها پس از گفتگو درباره جنبه‌ها مثبت و منفی آن تصمیم خود را به مرحله اجرا می‌گذارد.

در تکنیک اولویت‌بندی فعالیت‌ها از بیمار دوقطبی که اصرار دارد همه فعالیت‌های موردنظر خود را به‌طور همزمان انجام دهد خواسته می‌شود تا با کمک درمانگر و یا یکی از اعضای سیستم حمایتی خود فعالیت‌ها را در دو گروه فعالیت‌هایی که انجام آنها لازم است و فعالیت‌هایی که لذت‌بخش است ولی ضروری نیست، اولویت‌بندی کند. فرد ابتدا فهرست فعالیت‌های ضروری را انجام داده و سپس به گروه فعالیت‌های لذت‌بخش می‌پردازد.

در تکنیک آرامش‌بخشی به خود بیمار لیست فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی را که در آن احساس آرامش می‌کند شناسایی و فهرست می‌کند تا در هنگام بروز بحران از آنها استفاده کند. فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی- دوش آب گرم- گوش دادن به موسیقی ملایم- مطالعه کتاب و موقعیت‌هایی مانند اتاق خودم- منزل مادربزرگ و … .

در تکنیک مواجهه از بیمار خواسته می‌شود لیستی از کارها یا موقعیت‌هایی که از آنها اجتناب‌می‌کند را تهیه کند. اجتناب از موقعیت‌ها باعث تشدید دوره افسردگی در فرد می‌شود. انجام فعالیت‌هایی مانند ملاقات دوستان، شروع به فراگیری یا ادامه فراگیری یک مهارت و … می‌تواند احساس کفایت را در بیمار ایجاد کند و باعث تقویت مثبت او شود که تاثیر مثبتی بر دوره افسردگی می‌گذارد.

درمان دوقطبی با دارو

درمان اختلال دوقطبی به‌صورت سنتی، درمان دارویی بوده که به‌طور معمول با تجویز یک یا تعداد بیشتری از داروهای تثبیت‌خلق به تنهایی یا همراه با داروهای ضدروان‌پریشی اتیپیکال یا داروهای ضدافسردگی همراه است.

لیتیوم (نام تجاری اسکالیت، لیتود) به‌عنوان داروی تثبیت‌خلق جهت بهبود دوره‌های شیدایی و افسردگی و جلوگیری از خطر بازگشت دوره‌های خلقی به‌مدت ۳۰ سال در امریکا مورد استفاده قرار می‌گرفت.

ضد تشنج‌هایی مانند دیوالپروکس (نام تجاری دپاکوت)، کاربامازپین (نام تجاری تگرتول)، و لاموتروجین (نام تجاری لامیکتال) و تعدادی داروهای ضدروان‌پریشی مانند اریپی پرازول (جودن)، از دیگر عناصر تثبیت‌خلق و در بعضی مواقع ضدافسردگی.

مقاله مرتبط: بیماری اختلال دوقطبی

 

بسیاری مواقع جهت درمان دوقطبی با دارو از داروهای ضدافسردگی نیز استفاده می‌شود. در حالی‌که مطالعات جدید کارایی این دیدگاه را در درمان اختلال دوقطبی مورد چالش قرار داده است. از دیرباز این نگرانی وجود داشت که داروهای ضدافسردگی باعث تحریک یک دوره شیدایی در شخص می‌شود. گرچه خطر این امر در مورد داروهای ضدافسردگی انتخابی سروتوژنیک نسبت به داروهای ضدافسردگی نورادرنرژیک کمتر است (به‌عنوان مثال، سه حلقه‌ای‌ها).

بنزودیازپین‌ها به‌جهت تخفیف علائم هیپومانیا، مدیریت خواب و بیش‌فعالی و درمان اختلالات اضطرابی همراه مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، شواهد اندکی در تایید کارایی این دیدگاه به‌جهت مدیریت در ظهور و یا طول دوره‌ها و درمان اختلال دوقطبی موجود است.

 

مشکل مهم در درمان دارویی اختلال دوقطبی، پایبندی به درمان است.

 

جهت درمان دوقطبی با دارو باید به چند مانع پیش‌رو توجه کرد. مشکل مهم در درمان دارویی اختلال دوقطبی، پایبندی به درمان است.

اثرات جانبی استفاده از داروها

بخشی از دلایل این امر می‌تواند با اثرات جانبی استفاده از این داروها از جمله افزایش وزن و خطر دیابت، کندی شناختی و خواب آلودگی مرتبط باشد. این اثرات جانبی حداقل برای بعضی از داروهای ضدروان‌پریشی اتیپیکال و همچنین برای ضدتشنج‌ها و درمان به‌وسیله لیتیوم، شایع هستند. به‌علاوه، فارغ از اثرات جانبی این داروها که برای گروهی از بیماران چالش‌زا است، چشم‌انداز استفاده طولانی مدت از این داروها برای بیماران دلهره‌آور است.

بدون در نظر گرفتن دلایل عدم کنار آمدن بیمار با داروها، مشکل دیگر درمان دوقطبی با دارو آن است که تقریباً نیمی از نمونه‌های بیماران طی دو ماه پس از شروع استفاده از داروهای تثبیت‌خلق، مصرف آن را قطع می‌کنند. قطع مصرف دارو احتمال عود بیماری را به‌همراه دارد. علاوه بر آن، علی‌رغم پیشرفت‌هایی که در درمان دوقطبی با دارو صورت گرفته است، با وجود استعمال دارو بیماری همچنان مزمن و با عود دوره‌های خلقی باقی می‌ماند. این دلایل، اهمیت یافتن یک جایگزین به‌جای درمان دارویی دوقطبی، مانند درمان روانی‌اجتماعی، را برای درمان اختلال دوقطبی بیشتر می‌کند.

درمان دوقطبی با طب سنتی خیراندیش (داروی گیاهی بیماری دوقطبی)

در درمان دوقطبی با طب سنتی از داروهای گیاهی استفاده می‌شود. داروی گیاهی در درمان اختلال دوقطبی شامل مواردی می‌شود که به فرد آرامش می‌دهد. در مقاله‌ی درمان اضطراب تمامی این موارد به‌طور مشروح ذکر شده است.

برخی از درمان‌های سنتی دو قطبی ممکن است برای اختلال دوقطبی مفید باشند. با این حال مهم است که بدون مشورت با پزشک خود در ابتدا، از این درمان­‌ها استفاده نکنید. این درمان‌ها می‌توانند با داروهایی که دریافت می­‌کنید تداخل داشته باشند. گیاهان و مکمل‌های زیر ممکن است به تثبیت خلق و خو و تسکین علایم اختلال دوقطبی کمک کنند:

  • روغن ماهی. مطالعه‌­ای مربوط به سال ۲۰۱۳ نشان می‌دهد، افرادی که مقدار زیادی ماهی و روغن ماهی مصرف می‌کنند، از احتمال کمتری برای اینکه بیماری دو قطبی را توسعه دهند برخوردار می‌­باشند. شما می‌توانید ماهی بیشتری بخورید تا به طور طبیعی روغن آن را را به دست آورید، یا می‌توانید یک مکملی که به نسخه پزشک نیازی ندارد (OTC) مصرف نمایید.
  • رودیولا رُزا. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که این گیاه ممکن است یک درمان مفید برای افسردگی ملایم باشد. این گیاه می‌تواند به درمان علائم افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی کمک کند.
  • اس-ادنوزیل متیونین (SAMe). SAMe یک مکمل آمینو اسیدی است. این تحقیق نشان می‌دهد که این مکمل می‌تواند علائم افسردگی ماژور و سایر اختلالات خلقی را کاهش دهد.

همچنین بسیاری از مواد معدنی و ویتامین‌­ها نیز ممکن است علایم اختلال دوقطبی را کاهش دهند. همچنین منیزیم همانند لیتیوم عمل می‌کند. می‌توانید از مواد غذایی حاوی منیزیم مانند اسفناج- برگ چغندر- لوبیا و بادام هندی استفاده کنید.

برای کنترل دوقطبی بدون دارو باید از هرگونه مواد محرک مانند کافئین که در قهوه، نوشابه‌های گازدار، شکلات، کاکائو و چای یافت می‌شود اجتناب کرد. از مصرف الکل و نیکوتین نیز باید اجتناب کرد زیرا موجب افزایش اضطراب فرد در بلندمدت می‌شوند.

انواع درمان اختلال دوقطبی در یک نگاه

انواع درمان اختلال دوقطبی در یک نگاه

چندین درمان وجود دارند که به شما کمک می‌کند اختلال دوقطبی خود را مدیریت کنید. اینها شامل دارو، مشاوره و تغییر سبک زندگی هستند. برخی از درمان‌های طبیعی نیز ممکن است مفید باشند.

داروی درمان دوقطبی

داروهای توصیه شده ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • تثبیت‌کننده خلق و خو، مانند لیتیوم (لیتوبید)
  • داروهای ضدروان پریشی مانند الانزاپین (زیپرکسا)
  • داروهای ضد افسردگی-ضد روان پریشی، مانند فلوکستین-الانزاپین (سیمبیاکس)
  • بنزودیازپین­ها، یک نوع داروی ضد اضطراب مانند آلپرازولام، که ممکن است برای درمان کوتاه‌مدت مورد استفاده قرار گیرد.

روان‌درمانی

درمان­­‌های توصیه شده برای روان‌درمانی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

رفتار درمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی نوعی از گفتار درمانی است. شما و درمانگر درباره­‌ی روش‌های مدیریت اختلال دوقطبی خود صحبت می‌کنید. آنها به شما کمک خواهند کرد تا الگوهای فکری خود را درک نمایید. آنها همچنین می‌­توانند به شما در ایجاد استراتژی­‌های مقابله­‌ای مثبت کمک کنند.

آموزش روانشناختی

آموزش روانشناختی نوعی مشاوره است که به شما و عزیزانتان کمک می‌کند تا این اختلال را درک کنید. دانستن بیشتر در مورد اختلال دوقطبی به شما و دیگران در طول زندگیتان کمک می‌­نماید.

درمان‌ ریتم بین‌فردی و اجتماعی

درمان‌ ریتم بین‌فردی و اجتماعی (IPSRT) بر تنظیم عادات روزانه مانند خوابیدن، خوردن و ورزش کردن تمرکز می‌کند. ایجاد تعادل در این اصول روزمره می‌تواند به شما کمک کند تا که اختلال خود را مدیریت نمایید.

سایر گزینه‌های درمانی

سایر گزینه‌های درمانی ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • الکتروشـوک درمانـی (ECT)
  • داروهای خواب‌آور
  • مکمل‌ها
  • طب سوزنی

تغییرات سبک زندگی

همچنین برخی از مراحل ساده وجود دارند که شما می‌توانید در حال حاضر برای کمک به مدیریت اختلال دوقطبی خود از آنها استفاده کنید:

  • یک روال عادی برای خوردن و خوابیدن داشته باشید
  • یاد بگیرند تا نوسانات خلقی را تشخیص دهند
  • از یکی از دوستان یا خویشاوندان خود برای پشتیبانی از برنامه‌های درمانی‌تان درخواست کنید
  • با یک پزشک یا ارائه دهنده‌­ی مراقبت‌های بهداشتی دارای مجوز صحبت کنید

تغییرات دیگر در سبک زندگی نیز می‌تواند به تسکین علایم افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی کمک کند.

جدیدترین درمان دوقطبی

در درمان دوقطبی چندان نمی توان از جدیدترین روشهای درمان دوقطبی سخن به میان آورد اما می توان بیان نمود که تلاش‌های زیادی در جهت افزایش کارایی درمان دوقطبی انجام شده است تا مشکلات درمان‌های حال حاضر را از بین ببرد. بهترین درمان دوقطبی از نظر بیمار، درمانی است که اثرات جانبی بد ناشی از استفاده از دارو را نداشته باشد، منجر به اضافه وزن نشود و یا اثر متضاد مانند خستگی یا ناآرامی در طول روز نشود. تحقیقات جدید انجام شده در مرکز روانپزشکی لندن به نتایج امیدوار کننده‌ای از تولید دارویی که اثرات بد جانبی فوق‌الذکر را ندارد، رسیده است.

درمان قطعی اختلال دوقطبی

همانگونه که بیان شد ما نمی توانیم از درمان قطعی اختلال دوقطبی صحبت کنیم. ما تنها می توانیم نشانه های اختلال دوقطبی را کنترل کنیم. مهمترین نکته در درمان دوقطبی آن است که فرد به بیماری خود اذعان کند و بیماری خود را باور کند. در غیر اینصورت در جهت کنترل نشانه های بیماری خود با رواندرمانگر و خانواده همکاری نمی کنند.

اگر چه نمی توانیم از درمان قطعی اختلال دوقطبی صحبت کنیم ولکن کنترل نشانه های بیمار دوقطبی زندگی فرد را کاملا متحول می کند و بیمار می تواند به روال طبیعی زندگی بازگردد.

طول عمر بیماران دوقطبی

طول عمر بیماران دوقطبی از نظر فیزیولوژیکی تفاوتی با افراد عادی ندارد ولکن از آنجایی که بیماران دوقطبی در برخی موارد اقدام به خودکشی می کنند و در برخی موارد دست به کارهای ریسکی و خطرناک می زنند و همچنین احتمال اعتیاد به الکل و مواد و رفتارهای جنسی پرخطر در آنها بیشتر است نرخ امید به زندگی را در آنها می توان کمتر دانست.

درمان بیماری دو قطبی چقدر طول می کشد

با توجه به تفاوتهای روشهای درمانی اختلال دوقطبی مدت زمان درمان دوقطبی متفاوت می تواند باشد. اما اگر رویکرد شناختی رفتاری را که در بیشتر مراکز درمانی مورد توجه و استفاده درمانگران است مبنی قرار دهیم درمان دوقطبی یا بهتر بگوییم آموزش چگومگی کنترل آن بین 12 تا 20 جلسه متغییر است.

منابع:

 

۱. هافمن، دیوید و همکاران (۱۳۸۶). درمان شناختی رفتاری برای بزرگسالان. مترجم: دکتر کامیار سنایی. نشر ارجمند.
۲. قهاری، شهربانو (۱۳۹۲). سنجش و درمان اختلال دو قطبی. نشر قطره.

در صورتی‌که به‌دنبال دکتر روانشناس برای اختلال دوقطبی هستید، با شماره ۰۰۹۸۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ دکتر کامیار سنایی تماس حاصل فرمایید.

دکتر کامیار سنایی، روانشناس

نوشته های مشابه

‫243 نظرها

  1. با سلام و احترام خدمت شما
    پسرم ۱۹سال دارد سال ۹۸دو اتفاق برای خانواده افتاد یکی از اعضای خانواده در استخر جلوی چشمش نزدیک بود غرق شود و خوشبختانه نجات پیدا کرد و یک زایمان نا موفق هم برای من اتفاق افتاد پسرم بسیار حساس و عاطفی است .
    از کلاس هفتم تا ۱۲ در تیزهوشان درس خوانده.
    سال ۹۹ با حالت گریه شدید و احساس گناه به ما فهماند که حالش چقدر خراب است .
    ما هم به روانپزشک مراجعه کردیم و قرص رهاکین و۲۰ و ریسپریدون و فلوکسیتن مصرف کرد تا ۱سال و نیم و بعد به خاطر کبدش که گرید ۳ بود به شدت ناراحت شد و قرص‌ها را کم کم شهریور پارسال قطع کرد
    حدودا بهمن ماه پارسال خیلی حالش خراب بود دوباره به روانپزشک دیگری مراجعه کردیم دارو نوشت هر هفته تغییر می داد ولی بهبودی نمی دیدیم روان‌درمانی کمی بهتر شد دوباره هر روز راه می فتاد من و ببرید بستری کنید
    دیگه دکتر براش شوک نوشت
    اولش گفت خوبم دوباره از اینکه بعض موضوعات را فراموش کرده بود ،ما را سرزنش می کندقرص به هیچ وجه قبول نمی کند دکتر براش دپاکین ۵۰۰ نوشته نمی خورد .

    چند روز نماز و قرآن و خدا ،دوباره هر وقت حالش خرابه یک آهنگ بسیار بد صدا خارجی را با صدای صدای بلند گوش می کند لج می کند من دوتا فرزند دیگر دارم بخدا نمی دانم چکار کنم.

  2. سلام دکتر جان خوبی …..من مغازه دار هستم موقعی که مشتری جنس را پس میاره و مرجوع میکنه من بدنم میلرزه نمیتونم بهشون نه بگم …. مشکل من چیه دکتر جان

  3. سلام وقت بخیر
    یک پسر ۲۴ دارم ک مشکلاتی از سال دانشجویی شروع شد ک ما متاسفانه دیر متوجه شدیم و اینکه فکر میکرد همه جا دوربین هست ما رو زیر نظر گرفتن
    یا اینکه تاکید داشته پدرش یک زن دیگه ایی گرفته و حتی بچه هم داره
    و اسرار میکرد که جایی میروید تو غذا سم نریخته باشن و نخوریم
    یک دوره دو ساله این طوری بود بدون دوا و دارو خوب شد ک بهش میگفتیم چرا این حرفا رو میزدی میگفت دوست ندارم در موردش صحبت کنیم و خیلی خوب شده بودو دیگه هم تکرار نکرد
    البته کلا پسر مودب و ارام و باهوش در درس هستش این حرفهایی ک میزد در کمال ارامش ب ما میگفت تا این اواخر از مسافرت برگشتیم بخاطر یک سری دلجبازیهایی که با ما داشت یک مقدار وسایل خونه رو بدون اجازه ما بیرون داده
    و برای اینکارش هیچ جوابی ب ما نداد
    همیشه میگه من از حرفهای منفی و کارهای منفی خوشم نمیاد
    از این کارش واقعا ترسیدم و ب ابن نتیجه رسیدم بدون اینکه خودش رو ببریم با یک روان پزشک صحبت کردم که دکتر تشخیص سایکوز رو دادن
    ودو قرص دپاکین و الانزاپین تجویز کردن ک داخل ابمیوه میرریزم
    الان کلا خوابش خیلی زیاد شده
    در صمن پسرم کلا خیلی مودب و با اخلاق هستن اهل دعوا و سرو صدا هم نیستن
    اگه میشه لطفا بفرمایید نوع بیماری پسرم چیه؟
    چه کاری از دست ما بر میاد باید انجام بدیم تا دیر نشده
    ممنون از راهنمایی شما

  4. درود بر شما آقای دکتر
    من بر اثر استفاده از کراتین و کاهش وزن ۲۰ کیلیویی
    و جدا شدن از دوست دخترم که باعث رنجش شدم
    بهم شوک وارد شد و دچار توهمات شدم که حتی
    فاز امان زمان گرفتم ، قبل از اون کلا آدم با روحیه و شاد و در کل ارتباطات اجتماعی بالا دارم و مدیر فروش شرکت هستم.
    ولی بعد از این اتفاقات دست و پاهام شروع به تکون خوردن کرد و اول فکر میکردم توسط موجودی کنترل میشم و مثل اینکه جادو شده باشم ، الان ۵ ماه از اون موضوع میگذره و روحیم بهتره شده و به خودم میگم من چرا اون فازارو گرفته بودم برام عجیبو مسخرس !!! ولی خوابم بهم ریخته و شبا عرق میکنم و اینکه هنوز و پاهام حالت سفته و موقع راه رفتن منو جلو میبره، ولی وقتی سرمو بالا میگیرم این حالت کم میشه یا از بین میره
    نظرتون چیه ؟ ممنون میشم راهنمایی کنید

    1. در درجه اول چک کنید آیا بخاطر سو مصرف هیچ ماده خارجی بوده است یا خیر. زیرا بنظر این حالت شما موقت بوده است و احتمال زیاد ناشی از یک عامل خارجی است
      در ثانی اختلال دوقطبی را باید در نظر بگیرید.

  5. سلام دکتر قرص ریسپریدون ۲میخورم بی حالی و با کم انرژی خستم چکارکنم راه هست خوب بشم دوقطبی هستم

    1. دوست عزیز ، شبکه ای فیلم این سریالش خوبه پیشنهاد می‌کنم بحای ، حرف خودتونو راه بردن و‌ شادی درونی تنهایی با جمع و مورد کمک بشین ، و با این طلبكار بودن ها نارحتی کسی حل نمیشود ، من همه کارهامو درست مردم ‌الان امروز فهمیدم حرف و‌نق‌و‌غر‌می‌زنم برای حلوگیری ، میرم و شما رو با رقبایم تنها و محیط رو برای شادی و لذت بردن دیکران تا چنیدین روز خالی می کنم ، شما خودتونو برای بعدی معرفی می‌کنید و عکس می دین و‌ویدیو کال و حس عاطفی طرف هم ارضا می‌کنین ، شما خوبین عالی هستین برای. دیکران . باز

  6. سلام
    جناب دکتر من پسر هستم و ۱۸ سالمه ، یعنی امسال کنکوریم.
    من فکر میکردم وسواس فکری دارم ، چون یه مدت دائما شبهات مذهبی راجع به وجود خدا و پیغمبر و اینا به ذهنم میومد ، بعد که از دین فاصله گرفتم ، راجع به این بود که نکنه کسی بهم صدمه بزنه و …
    کتاب خودیاری وسواس شما رو مطالعه کردم و بهتر شدم.
    اما الآن که به رفتارام در حال حاضر و در گذشته نگاه میکنم ، میبینم تکانشگری زیادی داشتم ،یه سری علائم دارم که نمیدونم چطور توجیه میشن و آیا اختلالی دارم؟
    ۱) مثلا یهو برای کامل بودن کتابخونه ، ۱۰ تا کتاب میخریدم ، یا برا اینکه وسایلم کامل باشه ، پنهونی ۲۰ میلیون از حساب پدرم برداشتم و گوشی خریدم ، یا اینکه مثلا گهگاهی با برادرم که تنهاییم و کسی نیست ، جوگیر میشم و یه سری حرکات دیوونه وار در میارم.
    حتی گاهی هم که بقیه هستن این تکانش ها رو انجام میدم ، مثلا یهو یه نیشگون محکم ازش میگیرم.
    کوچیکتر هم که بودم ، با برادرم یه سری از این تکانشها رو داشتم ، مثلا یه سری کلمات بی معنی ، مثلا “موگ” ، “لوگ” و … رو دیوونه وار بهش میگفتم.
    وقتی تنها هم میشم ، گاهی حرفا و حرکات دیوانه وار و تکانشی انجام میدم تو خونه.

    ۲) گاهی هم که فشار درس زیاد میشه از درس ها نا امید میشم ، افسرده میشم ، بعد یه برنامه مینویسم و دوباره امیدوار ، بعد ممکنه به برنامه نرسم که کامل اجراش کنم ، بعد ناراحت میشم…

    ۳) ضمنا من از آدمای سرمایه دار متنفرم ، چون حس میکنم رفتار خودشیفته دارن ، توانایی اینو دارن به منشی و کارمندهای خانومشون تجاوز کنن ، از قشر بازیگر و فوتبالیست هم هم بیزارم و متنفر چون رفتاراشون متناقضه و بی خاصیتن…

    ۴) گاهی مثلا داشتم کتاب اسرار دلربایی رو میخوندم ، یهو از نویسنده‌ ش متنفر شدم و گفتم دخالت و توضیح این مسائل به گاتمن چه ربطی داره؟ ولیخوب خودم رو کنترل کردم و حس تنفرم از بین رفت.
    گاهی مثلا دارم یه فیلم میبینم ، بعد متنفر میشم از بازیگراش و محیطش.

    از یه طرفم من روابط اجتماعی و اینام کمه ، ولی مشکلی تو برقراری ارتباط ندارم.

    آقای دکتر خیلی نگرانم این دو قطبی نباشه؟ مرزی نباشه؟ این ۴ علائم ، بخصوص این تکانشگری و این حس تنفر رو میشه بفرمائید چطور توجیه میشن؟

    1. مواردی که فرمودید نشانه اضطراب شما است که گاهی بصورت وسواس فکری خود را نشان می دهد. تکانشهایی که گفتید امکان دارد تیک باشد. مقاله تیک را در سایت بخوانید تا ببینید ایا با شما تطبیق دارد

  7. سلام آقای دکتر
    بنده پسری ۲۲ ساله هستم و با پارتنر خودم این مشکل رو داریم
    میخواستم ببینم بهترین راه حل چیه و آیا به بهبود رابطمون کمکی میکنه، ایشون دچار بیماری دو قطبی هستند و وقتی عاشق من شدند ما این موضوع رو فهمیدیم چونکه یجورایی علایم این بیماری شدید تر شدند به طوری که ما یکسری از هم جدا شدیم و بعد از یک هفته باز رابطه رو شروع کردیم و باز بعد از یک هفته جدا شدیم تا به امروز ، گاهی با هم حرف میزنیم ، همدیگر رو میبینیم بیرون میریم و حتی ایشون میگن ما فقط پارتنر جنسی هم باشیم اما رابطه عاطفی ای این میان وجود ندارد چون پارتنرم تقریبا همیشه در حال مقاومت است اما خب همیشه در کنار این مقاومت میبینیم که باز من رو نگه میداره، بنده مقاله های زیادی در مورد عشق در بیماران دو قطبی خواندم و از تمامی جوانب اگاهم و با اینحال به هیچ وجه نمیخوام که رهاش کنم و به حال خودش بذارمش حتی ایشون منو فرشته نجات خودش صدا میکنه و همیشه معتقد به این بود که میخواد اینسری با این بیماری بجنگه و برای اخرین بار تمومش کنه و دیگه منو از دست نده، ایشون در حال مصرف داروهایی مثل لیتیم هستند، میخواستم ببینم بهترین کاری که من میتونم برای درست کردنه این شرایط کنم چیه دکتر، مدتی از جداییمون میگذره اما هنوز که هنوزه میگه دارم میجنگم دارم تلاش میکنم اما یک گاردی داره نسبت به من میگه منتظرم نموم انتظارمو نکش ولی خب باز با یسری حرفا منو نگه میداره و نمیذاره برم، بنده از دید خودم بی شک صبور ترین ادمی هستم که ممکنه شما تو زندگیتون ملاقات کنید و اماده ی راه حل های بلند مدت و طولانی نیز هستم، هم من خالصانه عاشقشم هم ایشون خالصانه عاشقمه اینو جفتمونم میدونیم حتی هرکسی که ایشونو میشناسه متعجب و شگفت زده میشه از حسی که به من داره پارتنرم و میگن بی سابقس ما تاحالا ندیدیم ایشنکلی باشه اما خب همونطور که گفتم شرایط الان عجیبه ، به عنوان همراه و حامی ایشون عاجزانه به دنبال بهترین راه حل هستم، انقدری که حتی حاضرم بعد از بهبود اگر نیاز بود ترکش کنم و بذارم با هرچیزی که میتواند و میخواهد زندگی بهتر و خوشحال تری داشته باشد
    به طور بسیار سریعی در حال تغییر از شیدایی به افسردگی هستش حتی بعضی روز ها ساعتی اتفاق میفته چند ساعت شیداست و چند ساعت افسرده، تغریبا همه اوغاتی را که با من میگذارند به گفته خودش در شیدایی و بهترین حالت است و زود دچار دوره افسردگی میشود، در دوره های افسردگی هم با گریه و غم شدید میگفت که نذار برم و هیچوقت ولم نکن و این خیلی برایم عجیب بود
    خلاصه دکتر سر شما رو درد نمیارم لطفا بهترین جواب رو به بنده بدید و اگر لازم به دیدار هستش بنده حاضرم با شما ملاقاتی داشته باشم زیرا که چندین و چند برابر این حرفایی که الان زدم اطلاعات و نکات راجب ایشون دارم که دونستنش به شما برای کمک به ما بسیار کمک میکنن
    با تشکر فراوان

    1. کاری از دست شما بر نمی آید. ایشان خود باید اراده درمان داشته باشند. نظم و چارچوب و روند زندگی یکنواخت مهمترین عامل ثبات خلق و خو است.
      شما نیز مقاله تله ایثار را در سایت مطالعه کنید. شما دچار ایثارگری هستید

  8. سلام آقای دکتر برادر م ۲۱ سالشه و حدود ۵ ساله که گرفتار این مشکل شده حدودا ۱۵ سالگی با سردرد از ناحیه گردن و پشت سر و پشت چشم ها شروع شد و هرچی مسکن می خورد قطع نمی شد و دوباره شروع می شد تا اینکه بعد از مدتی دچار لرزش بدن و دست ها و به طوری که در خواب بدنش بالا و پایین می رفت و در طول روز اضطراب شدید پیدا کرد و با گونه که احساس می کرد کسی کنارش هست و حالت توهم پیدا می کرد می گفت دارن می برنم یا یک چیزی داره زیر پوستم دستم راه میره و اذیتم میکنه و میرفت که پوست دستش را آسیب بزنه و الان به مدت ۳یا ۴ سال تحت درمان یک پزشک است خیلی که حالش خراب میشه بستریش میکنه و بعضی اوقات خوب بعضی اوقات حالش دست خودش نیست سریع میره دنبال چاقو که خودکشی کنه یا دوباره درد سر و درد پشت چشم هاش شروع میشه چکار کنم خانواده ام درگیر بد مشکلی شده الان فقط کنارش باید باشن دو سوال دارم ۱. آقای دکتر چکار کنیم که خوب بشه خسته شدیم دکتر. یزد بردیمش شیراز بردیمش و الان می خواستم ببرمش تهران مادرم هم به خاطرش مشکل اعصاب گرفته.

    1. دو راه حل دارد. 1. دارو که باید منظم استفاده کند. 2. باید یک زندگی با ثبات و بدون هیجان همانند آنچه که در مقاله توضیح داده شد برای خود ایجاد کند که دچار مانیا نشود. باید پیدا کند چه چیزهایی باعث هیجان او می شود تا از قبل خود را کنترل کند. با یک مشاور جلسات درمان را شروع کنید. بیجهت روانپزشک عوض نکنید زیرا داروها همه از یک خانواده هستند و تفاوتی با هم ندارند. یک روانشناس خوب در شهر خود پیدا کنید تا منظم نزد او برود. تعویض روانپزشک کمکی نمی کند

  9. سلام وقت بخیر
    بنده دختری هستم ۳۱
    تیپ شخصیتی درونگرایی شدید

    معمولا خسته و بی انرژی هستم به حدی که تمام اطرافیانم مطلع شدن
    ولی گاهی هم احساس انرژی مضاعفی دارم که خیلی کوتاه هست
    ارتباطات کمی دارم
    در دوران پریودی متوجه شدم حالات عصبی ترس غم و اندوه زیاد و خشم گریه های زیادی دارم
    طوری که دنیا روی سرم آوار میشه
    طوری که یه از چند روز قبلش من هم درد جسمی دارم و هم درد روحی ،خودش هم یک هفته است ومن تا چند روز بعدش هم باز این حالات رو کم و بیش دارم البته جسمی کمتر
    یعنی من مدت زیادی از ماه رو این حالات رو دارم
    دکتر تشخیص سندروم پیش از قائدگی دادن و بنا به یه سری اتفاقات شخصی گفتن که افسردگی دارم
    ولی من با توجه به تستهای آنلاین و مطالعاتم متوجه شدم که دچار اختلال دو قطبی از نوع متناوب رو دارم
    یه جورایی امکان کنترل کردن خودم رو در بحران‌ها ندارم
    با وجود تمام تلاش‌هایی که میکنم
    داروهای تجویزی‌ رو به دلیل معده درد نتونستم ادامه بدم
    ولی بی دلیل گریه و حالت غم و انزوا طلبی دارم که غیر قابل تحمله برام و طوری که نمیتونم تصمیماتی بگیرم و به زندگیم برسم و بقیه رو اذیت میشن
    روزهایی هم حالم فوقالعاده و سرشار از امید و انگیزه م
    چون این حالات متناوبه به دو قطبی بودنم مشکوک شدم و مطالعه کردم
    سوالم اینه با این تفاسیر من مراجعه کنم به دکتر

  10. مطالب بسیار برای من آموزنده بود بعد از،۵سال که پسرم دچار دوقطبی،وسایکوز شده واطلاعات که دکترها دادن برام کافی،نبودوالان خیلی،بهتر این مسائل رودرک میکنم
    تشکر زیاد بابت مطالبتون

      1. سلام آقای دکتر بیماری دوقطبی من 4 ماهه شروع شده و قبلش اصلا نمیدونستم و از جایی شروع شد که یهو فکر کردم دنیا به آخرش رسیده و احساس می‌کردم یار امام زمانم تا اینکه دو هفته بیمارستان روانی بستری شدم.
        الان روزانه 3 تا قرص لیتیم دکتر برام نوشته.
        میشه مثل قبل خوب بشم و دکتر قرص هام رو قطع کنه؟؟

  11. بازتاب: زندگی با همسر دوقطبی – ابزار صنعتی حسنی
  12. سلام و درود
    من 28 سالمه از 18 سالگی به خاطر یه سری مشکلات به روانپزشک مراجعه کردم و متوجه شدم که اختلال دو قطبی دارم انواع و اقسام دارو ها رو امتحان کردم کم و بیش نتیجه گرفتم بعضی اوقات هم نه
    الان مشکل اصلی من اینه که کلا حرف زیاد میزنم خیلی حرف میزنم خیلی خیلی خیلی
    همین حرف زدن زیادم باعث میشه مشکلات زیادی برام پیش بیاد همیشه هم خرابکاری بار میاد و درگیری
    من تاوان تصمیماتم رو همیشه دادم و میدم و کاملا گردن میگیرم که مشکل دارم
    ولی توروخدا یه دارویی بهم معرفی کنید که زیاد حرف نزنم اصلا یه کاری کنید که لال شم
    واقعا داره اذیتم میکنه
    شده جریان زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

      1. ممنون بابت پاسختون
        اما دکتر من بعضی وقتا فکر میکنم ارتباط بین مغز و زبانم قطع شده اصلا کنترلی روش ندارم
        هردفعه هم که پیش روانپزشک میرم فقط دپاکین 500 تجویز میکنه که روی حرف زدنم اصلا تاثیر نداره
        تصمیم گرفتم از دیشب تا حالا کلا حرف نزنم هرکی هرچیزی گفت تک کلمه ای و سطحی جوابشو بدم تمام انگار لالم

      2. سلام آقای دکتر
        من خواهرم ۲۵ سالشه و تقریبا یه ماهه دچار بیماری دوقطبی شده ..پیش روان پزشک بردمشون دارو داده …هم برای تنظیم خوابش هم برای خلق و خوش اما حالتهای دوقطبیش همونطوریه تغییری نکرده..دکتر بهمون گفته که تا آخر عمرش ممکنه حالش خوب نشه؟آیا واقعا درسته؟

  13. سلام عرض شد آقای دکتر من اختلالات دوقطبی دارم بماند که طی سالهای عمرم که آلان چهل سالمه چه زجرهایی روحی متحمل شدم من صرفن بخاطر اینکه دوزداروهام زیادروانپزشکم پیشنهادبستتری داد من باعقل سلیم رفتم حالا که ترخیص. شدم بخاطر چیزهایی که توی اون بیمارستان دیدم و شنیدم که حتی سال گذشته سه تادخترخانم خودکشی کردن ومن چهل توی اونجا یک دیوانه کامل آزمون ساختن افکار ترسناک وحی انتقام جویانه من نسبت به روانپزشکهاورییس بیمارستان ازذهنم بیرون نمیره خیلی دوست داشتم قدرت وجرات داشتم که همشونوازدم تیغ بگذرونیم شما بگیدبااین دگرگونی وحشتناک چه کنم لطفاراهنمایی کنید سپاس

    1. خیلی متاسفم بابت اذیتی که شدید.
      سعی کنید به فعالیتهای مفید خودتون مشغول کنید. ورزش کنید. روابط اجتماعی داشته باشید. با یک یا دو دوست احساسات خود را در میان بگذارید و حرف بزنید

  14. یعنی در کل فقط این نشانه ها رو دارم : سریع عصبی میشم و دلخور میشم اما اصلا اهل قهر نیستم خشمهام نسبت ب گذشته خیلی شدت داره مثلا سر اینکه نتونستم بموقع اماده شم برای عقد دخترخالم خیلی عصبی بودم و بهمه میگفتم بامن حرف نزنین تا دلتونو نشنکنم و گوشام پنبه گذاشتم تا صدای بقیه ک حتی باهم در مورد خودشون حرف میزدن منو عصبی نکنه و بعد یکی دو ساعت اروم شدم و اینکه کینه بدل میگیرم ولی طرفم لحنشو عوص کنه سریع یادم میره اینجور نیست که یکی هرچی هم توصیح بده بازم نطرم عوض نشه ینی با توضیحش میبینم اون حق داشته معذرت میخام و سعی بر تکرار نکردن رفتارم میکنم شبها دیر میخابیدم چون عادت کرده بودم صبحها لنگ طهر بیدار شم ولی اومدم تو حال پیش بقیه خابیدم تونستم زودتر بخابم زودتر بیدار شم تغییر اشتها ندارم تغییر میل جنسی ندارم سرخوشی و خوشی رو اصلا یادم نمیاد داشته باشم اما تحریک پذیر و زودرنجی گاهی میاد سراعم و اینکه کمی تمرکزم صعیف میشه ولی سریع حرف زدن و افکار سریع و هیجان شدید و اینارو ندارم بااینحال میترسم دو قطبی خفیف باشم ولی دکتر نتونسته باشه تشخیص بده و گفت خودبیماری و وسواس و اصطرابه

  15. سلام اقای دکتر عزیز.چهل و یک سالمه و مجردم.به دو قطبی بودنم شک داشتم با یه دکتر روانپزشک اولین بار یک ساعت حرف زدم گفتن وسواس شدید داری با اصطراب و خودبیماری انگاری.و دارو نوشتن ترسیدم مصرف کنم دوباره شک کردم نکنه چیزایی بوده و من نتونستم خوب توصیح بدم و دکتر متوجه نشده که دو قطبی ام و دوباره زنگ زدم بار دوم نیم ساعت حرف زدیم بازم همون تشخیص قبلی رو دادن و پرفنازین دو میلی نوشتن برام با دو تا داروی دیگه که اونا برای افسردگیم بودن من به پرفنازین شک کردم که نکنه من دو قطبی ام دکترم از من قایم میکنه ولی دکتر گفتن ک پرفنازین دو میلی تاثیری در دو قطبی نداره برای اصطرابت نوشتم بازم از ترس عوارصش نخودم تااینکه دیشب دوباره گفتم نکنه خوب توصیح ندادم احتمالا من دو قطبی نوع دو هستم دکتر تشخیص نداده بازم ده دقیقه دیشب حرف زدیم بازم تشخیص دفه اول را دادن گفتن وسواس و اصطراب و خودبیماری انگاری داری داروهاتو باید بخوری .خیالم راحت شد ولی امروز دوباره ی مطلب خوندم در مورد سیکلوتایمی یا دو قطبی نوع سه همون خفیف که همه جا نوشته انقد علایمش ناواصح و خفیف هست که اطرافیان بیمار و خود بیمار و خود دکتر هم نمیتونن متوجه شن فرد مبتلاست و بدون درمان ممکنه به نوع دو و یا یک تبدیل شه الان من میترسم نکنه من خفیفش رو دارم دکتر تشخیصش نداده لطفا راهنمایی ام کنید ینی ممکنه دکتر با اینقد صحبت کردن متوجه نشده باشن؟

    1. شما کاملا مشخص است که وسواس دارید. اما هیچ دکتری نمی تواند شما را قانع کند زیرا برای مدت کوتاهی صحبتهای دکتر ارام می کند شما را ولی س از مدتی دوباره فکر وسواسی بالا می اید.
      کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از فروشگاه سایت تهیه و مطالعه کنید.
      هرقدر بیشتر دنبال اطمینان باشید شکهای شما بیشتر می شود

      1. متاسفانه بله وسواس دارم و هربار بعد اینکه دکتر گفته دوقطبی نیستی خیالم راحت شده ولی یه نکته جدید بذهنم رسیده و گفتم نکنه اینو نگفتم اگه دکترم اینو بشنوه دیگه میگه دو قطبی داری و اونوقته ک زندگیم نابود شده ولی اگه به دکتر نگم و دوقطبی باشم که بدتر میشم و تا حد جنون و بستری پیش میرم و اونوقت همه ازم فرار میکنن اسمم از بین زندگان حذف خاهد شد پس بهتره حداقل زودتر به دکتر بگم تا تشخیص بده و بدتر نشم از طرفی هم از تشخیص دوقطبی بشدت میترسم خدا خودش کمکم کنه ممنونم از شما اقای دکتر عزیز.عیدتون مبارک ❤

      2. سلام و درود.
        بیمار پسر عموی بنده هست۲۴ ساله ایشون خب زندگی سختی داشتن و در روستا بودن بعد هم که به شهرستان اومدند مدت زیادی رو در خونه بسر میبرده و کم و بیش کار میکرد و اغلب توی خونه پا تلویزیون و کارای روزمره بوده و مشکل اصلیش تنبلی و راحت طلبی بیش از حد بوده و بعد از مدتی بشدت وسواس داشته چه نظافتی و چ از حیوانات و کلا وسواسی شدید. توی این دوران هم رویاپردازی خیلی زیاد با شخصیت های قهرمان ساخته ذهن خودش که موفقیت هاشون رو هر روز پیگیری میکرده باهم تایم میگذروندن و میگه انقدر واقعی بود که از قهرمانی اونها بغض میکرد و گاهی و اسم گداشته بود روشون. اما خب خیلی وقته ک دیگ اون حالات رو نداره شاید چند سالی و میدونه ک رویا بوده. و خب موارد زیادی هم پیش می امد که با خواهر و اعصای خانواده بلخره درگیری های لفظی و فیزیکی که هنه داشتن و البته ایشون بخاطر غرور جوانی این نوارد خب بیشتر داشت اینارو.

        و خواهران بیمار یکی پزشک و دیگری در حال تحصیل کم کم دیگ خسته شدند از این راحت طلبی و … کم کم همه دید دیوانه بودن و از دست رفتن این فرد رو داشتن و تا یه تنش کوچیکی پیش میومد زنگ میزدن به بیمارستان فارابی اصفهان مخصوص بیماران روانی و میومدن میبردنش. و دیگه این بچه بشدت میترسه و هی نگرانه ک بیان ببرنش. چندین بار رفت ک کار بکنه ینی خودش خیلی دوس داره ولی بعد از مدتی یا کاره رو نمیپسنده یا خودش بیقراری میکنه یا دوام نمیاره و …

        یه مدتی کلا در مورد چیستی خداوند و چرایی سوال هایی داشت و بعد از مدتی تقریبا یکی دو سالی هست که عاقید مذهبیش سفت و سخت شده و مثل خواهراش مذهبی شده تقریبا. یه روز چون مجبورش کردن بره کار کنه توی مسیر اتوبوس پیاده میشه و توی جاده اقدام به خود کشی میکنه خون هم میره اما نمیمیره و برمیگرده و کلا فرد شدیدا احساساتی هم هست و میگه خواهرام بنای اینکه نگران باشن میگن تو برای اینکه نظر ما رو جلب کنی خودکشی کردی و ذره ای احساس ندارد خواهرانم.

        و رفتند کارهاشو کردند که برای همیشه بفرستند بهزیستی و مراکز درمانی و با گزارشاتی ک دادند دارو های اسکیزوفرنی رو برای این شخص نوشتند و خواستا نامه بستری دائم این شخص رو بگیرند.

        درصورتی که مجدد به متخصص بردم و گفتند این موارد به دو قطبی میخورد ن اسکیزو.

        آقای دکتر برای همین قضیه سعی کردم کمکش کنم و اخیرا ک خواست بره برای کار میگه استرس میگم از سرعت اتوبوس و نمیتونه یبار هم برگشت وسط مسیر و کلا دیگ کنسل کردم رفتن رو.

        دارو های قبلیش ک برای تشخیص اشتباه اسکیزو بود و برخیش بی پریدن و اسپیریدن و …

        دارو هایی ک یه متخصص دیگه نوشته دپاکین رسپریدن

        و چون یهویی دارو های قبلی رو قطع کردیم و این جدیدا با دز پایین رو دادیم امروز شدیدا احساس بیقراری داشت و دست هاش رو میخاروند میگفت دلم میخاد خودکشی کنم تا از این حس اضطراب و بیقراری شدید خلاص بشم.

        یه مشاوره انلاین گرفتم گفت نباید یهو قط میکردین و دز اسپیریدن رو بیارد روی ۳ و بی پریدن هم فعلا مصرف کن کنار بقیه.

        آقای دکتر خواهش میکنم از شما که نطر خودتون رو بفرمایید

        1. نظر من دوقطبی است. متاسفانه رفتارهای بد اطرافیان حال ایشان را بدتر می کند. از طرفی ایشان بنظر ترس شدیدی از طرد شدن دارند و نیازمند ان هستند که شخصی به او اطمینان بدهید که از او حمایت می کند و او را ترک و طرد نمی کند و او را دوست دارد.
          اگر در توان شماست در کنار او باشید و با رفتار به او اطمینان بدهید که مراقب او هستید.
          اضطراب شذید او واقعی است. خودکشی او واقعی است حتی اگر برای جلب توجه نیز بوده باشد بیانگر نیاز شدید او به درک شدن و مورد مجبت قرار گرفتن است.
          اگر سوال دیگری دارید در خدمت هستم

        2. ممنونم از پاسخ شما جناب دکتر
          خدمتتون عارضم که این مدت ک آوردیمش پیش خودمون و همزمان شد با قطع قرص و دارو های قبلی و شروع قرص های جدید الان شدیدا احساس بیقراری میکنه و حالت بدی داره و میگه دلم میخاد خودکشی کنم که فقط راحت بشم از این حالت بیقراری چون هیچکاری آرومم نمیکنه نه راه رفتن ن فیلم دیدن توی این مواقع و میترسم از جهنمی شدنم وگرنه خودکشی میکردم.

          این حالت خودکشی رو بیشر همین مواقع بیقراری داره فقط حالا نمیدونم بخاطر تداخل داروییه یا چیز دیگه ای.

          ضمن اینکه اقای دکتر الان بیشتر همون افسرده است و حالت شیدایی توی این فرد نمیبینم حتی ماه ب ماه مدت هاست ک توی این حالته کلا و ایا باز هم میتوان گفت دو قطبی؟؟؟

          افسردگی رو که قطعا دارند ایشون. و اینکه همه جوره حمایتش میکنیم و اینو هم بهش گفتیم اما میگه ببرم خونه خودمون نمیخوام سربار کسی باشم و هی میگه شرمنده و منتظره تا اون خواهرش بره و میگه بعد اون منو ببرین خونه یکم بهتر بشم اونجا راحت ترم و …

        3. اکنون در فاز افسردگی است. ولی فاز شیدایی نیز خود را نشان می دهد.
          داروها را حتما باید بتدریج کم می کردید. اگر بتدریج نبوده حتما با دکترش صحبت کنید که داروهای قبلی را ناگهان کنار نگذارند.

  16. سلام آقای دکتر عزیز
    مقاله بسیار خوبی بود. من 43 سال سن دارم و حدود 10 سال پیش دچار بیماری هایپومانیا شدم و تحت درمان روان پزشک قرار گرفتم. در این دوره حدود یک سال افسردگی من طول کشید. بعد از آن حالم خوب بود تا چهار سال بعد دوباره این بیماری برگشت ولی این بار دوره افسردگی پنج ماه بطول انجامید. بعد از دو سال و نیم بار دیگر این بیماری سراغم آمده است. هم اکنون داروهای کاربازپین مصرف می کنم. حدود سه ماه و نیم است که در دوره افسردگی هستم و تا حدودی حالم خوب است اما به شدت نگران تکرار بیماری هستم.زیرا هر بار که می آید دو ماه حد اقل دوران نیمه شیدایی و 5 ماه افسردگی کشنده را تحمل می کنم. لطفا راهنمایی بفرمایید چه کنم؟

    1. آگاهی نسبت به نشانه های تغییر خلق به شما کمک می کند پیش از هجوم ان نسبت به ان اگاه شده و رفتارهایی مانند انچه در مقاله امده است بکار گیرید تا جلوی انرا بگیرید. برای خلق افسرده می توانید مقاله درمان افسردگی بدون دارو را مطالعه کنید

  17. سلام آقای دکتر من به مدت چهار سال در محلی کار می کردم در دوسال آخر گیم بازی می کردم وگاهی اوقات شب ها تا 3 و 4 صبح بیدار بودم ودر روز برای کار خواب آلوده بودم بطوریکه در چهار ماه آخر که همزمان با دوران آغاز کرونا بود از کار خود متنفر و خسته شدم وبی حسی شدیدی نسبت به کار خود داشتم و توان ادامه آن را نداشتم بنا به تشخیص روانپزشک رهاکین 200 و پردنیزولون به مدت یک سال ونیم به صورت پیوسته مصرف کردم و کار خود را رها کردم داروها اجازه ی بیدار ماندن بخاطر فشار خستگی زیادی که داشت به من در شب را نمی داد و در این مدت یک سال و نیم ساعت خواب به حالت عادی از 9 یا 12 شب تا 6 صبح برگشت دارو ها را شب مصرف می کردم وبخاطر فشار خستگی به خواب می رفتم بطوریکه چشم هایم به شدت سنگین می شد برای همین بعد از این مدت سرخود ابتدا پردنیزولون را قطع کردم و بعد رهاکین . مادرم فشار زیادی برای مصرف دارو به من می آورد و از عوارض مصرف نکردن می ترساند برای همین بطور پراکنده فقط رهاکین را مصرف می کردم ولی دوباره قطع کردم در مدتی که قطع کردم احساس فشار خواب از بین رفت ولی دیگر به ساعت خوابم پایبند بودم بعد از مدت احساس تلخی در بعضی از غذا یا نوشیدنی هایی که در خانه مصرف می کردم احساس کردم و متوجه شدم که بصورتی دارو به خورد من می دهند ولی خودشان می گویند همچین کاری نمی کنیم به هر حال من قبول دارم که اختلال دوقطبی دارم ولی چون از خانواده ام شخصی نیز اختلال دو قطبی دارد و رهاکین 500 مصرف می کند دکتر گفته است احتمالا من هم دوقطبی هستم اما فشار خستگی که به همراه دارد متنفرم برای مثال در طول روز در بعد از ظهر احساس خستگی زیادی دارم در حال حاضر دانشجو هستم در بعضی از اوقات که می خواهم کار های درسی خود را انجام دهم اکثرا بعدازظهر احساس خستگی شدیدی دارم همچنین ضعف عضلانی شدیدی پیدا کرده ام و شاید کار سنگین را به مدت یک ساعت بیشتر نتوانم انجام دهم . در بعضی اوقات نیز افکار خودکشی دارم. بعد از قطع دارو با دکتر نیز ارتباطی بر قرار نکرده ام. آقای دکتر یا داروی دیگری هست که فشار خستگی کمتری به همراه داشته باشد؟ چون دیگر از تلخی غذا ها و یا نوشیدنی ها خسته شده ام. با تشکر

    1. دارو را باید بتدریج کاهش بدهید. در غیر اینصورت علامتها باز می گردد
      برای اینکه وابستگی شما به دارو کمتر شود راهکارهایی که در مقاله امده است را انجام بدهید تا خانواده نیز بتدریج اعتماد بیشتری به ثبات خلق در شما پیدا کنند.
      سعی کنید هرچه بیشتر با نشانه ها و علائم خود اشنا شوید تا پیش از شدید شدن انها را کنترل کنید

      1. آقای دکتر خانواده ی ما همگی زود رنج و زود جوش هستیم. الان برای مدت چهار ماه است که سر یک مشاجره با دو فرد اصلی خانواده (پدر 60 سال و مادر 52 سال) به مدت چهار ماه هست که قطع ارتباط کرده ایم همدیگر را می بینیم ولی حرفی نمی زنیم الان من تنها با فرد سوم خانواده (خواهرم) ارتباط دارم و همچنین این چهار ماه تقریبا آسوده بودم و مشاجره ای نداشتم چون ارتباطی نداشتم. وهمچنین فعلا علاقه ای به برقراری ارتباط با افراد خانواده (پدر و مادر) ندارم. سپاس گذار می شوم اگر دارویی معرفی کنید که حداقل همزمان با رهاکین مصرف کنم تا از فشار خوابی که به من می آید کم شود. و داروی رهاکین به صورت قرص مصرف کنم و دیگر در داخل نوشیدنی و غذا ها که مزه تلخی دارند مصرف نکنم.

  18. از جوابتون ممنونم اقای دکتر.حدود یک ماه و نیم پیش خواهرم از یه دوستش تعریف میکرد و میگفت این دوستم خیلی بوجود جن معتقده و انقد از ترسش تلقین کرده که واقعا چیزایی رو چند بار دیده …..آقای دکتر منم اونلحظه پیش خودم گفتم من ک تا حالا توهم دیداری و شنوایی نداشتم میترسم تلقین کنم چیزایی ببینم و بشنوم و بعد دیگه بترسم که پس بله من دو قطبی رو حتما دارم و دقیقا ی ده روز بعد ادلین بار کسی با صدای پدرم یواش یبار صدام کرد تا حدی که فکرکردم واقعیه و گفتم بله پدر ک دیدم نه ایشون خابه و صدا واقعی نبود .اونلحطه ک صدا رو میشنوم اصلا با واقعیت فرقی نداره فقط وقتی میبینم کسی جز من نشنیده میفهمم واقعی نبوده و میترسم ینی پس بااین شرایط من دو قطبی نیستم؟ دو صدای اول رو با فاصله دو سه روز شنیدم و صدای سوم ک دیشب بود رو بعد دو هفته از اون دو صدای قبلی شنیدم

  19. اقای دکتر من چهل و یک سالمه و مجردم.همونم ک بالا نوشتم تا حالا سه بار صداهایی شنیدم که فهمیدم واقعی نبودن….بار اول پدرم خاب بود با صدای پدرم اروم اسممو یبار صدا زدن و منم گفتم بله پدر ک دیدم خابه فهمیدم واقعی نبوده….بار دوم شب تازه میخاستیم بخابیم تلفن خونمون یه نیم زنگ خورد پرسیدم شما هم شنیدین مامانم گفت نه تلفن زنگ نخورده…بار سومم امشب نصف شب بیدار شدم سر جام بودم ک در قابلمه افتاد از دست یکی تو دلم گفتم کدوم بیفکره نصف شب رفته اشپزخونه همونلحطه رفتم دیدم کسی نیست و همه خابن همه جا تاریک و اینبار خیلی ترسیدم…..دفه پیش ب پدرم گفته بودم تو صبح صدام کردی؟گفت نه دید میترسم گفت عیب نداره چند باری هم منو صدا زدن دیدم کسی نیست و هیچوقت هم دیونه نشدم ….آقای دکتر من خیلی میترسم مشکل من چی میتونه باشه؟

  20. سلام آقای دکتر عزیز.من یبار علایمم رو گفتم و شما فرمودین وسواس و اضطراب دارین و اصلا دو قطبی ندارین….آقای دکتر در عرض یک ماه من سه بار صداهایی شنیدم که واقعا وجود نداشتن یبار با صدای پدرم اسممو یواش صدام کردن دیدم پدرم خابه و صدام نمیکنه.یبار تازه میخاستیم بخابیم و شب بود تلفن خونمون ی ثانیه زنگ زد قط شد منم گفتم اینوقت شب کیه ک یه دقت کردم دیدم هیشکی عکس العمل نشون نمیده پرسیدم از اهل خونه گفتن اصلا تلفنی زنگ نخورده…امشبم خابیدم بعد خابم پرید سجام دراز کشیده بودم که صدا شنیدم در قایلمه افتاد رو موزاییکای اشپزخونه تو دلم گفتم کدوم ادم بیفکری هست نصف شب رفته اشپزخونه ک یهو به خودم گفتم پاشم ببینم اخه همه خابن همه جا تاریک ک بلند شدم سریع همون لحظه اسپزخونه رفتم دیدم هیشکی نیست و اون صدا واقعیت نداشت….آقای دکتر خیلی میترسم من مبتلا به دو قطبی هستم یا یه بیماری روانی دیگه؟اونروز با پدرم صحبت میکردم میگفت نترس منم ی جای خلوت بودم ک فلانی صدام کرد برگشتم دیدم کسی نیست و من تو باغ تنهای تنهام و این اتفاق برام چندین بار تکرار شده تو مشگل روانی پیدا نکردی….ولی من خیلی میترسم لطفا کمکم کنید

        1. در این سن احتمال بیماری های خطرناک روانی منتفی است. اما احتمال دوقطبی هنوز وجود دارد. اگر خودتان بر درست نبودن و غیر منطقی بودن این تصاویر و یا صداها اذعان دارید مشانه دوقطبی نیست. اما در عین حال چک کنید ایا این تصورات با افزایش اضطراب شما بیشتر می شود یا خیر. می تواند تنها افکاری باشد که می توانید به انها اهمیت ندهید

  21. سلام و وقت بخیر.آقای دکتر بنده حوصله هیچ کاری رو ندارم،بیخودی واسه هرکاری تنبلی می کنم،تمرکزم خیلی کمه،حالتی مثل مه مغزی خیلی دارم،زود عصبانی میشم،تو بین جمع خیلی احساس درماندگی میکنم و همیشه استرس اینو دارم که یه وقت اشتباهی نکنم که مسخره ام کنن،از تماس چشمی با بقیه(حتی اعضای خانواده)بطور ناخودآگاه پرهیز میکنم،اما اونجایی که اصولاً باید یه استرسی داشته باشم بیخیال میشم و چند دقیقه بعد از اون از خودم ناراحت میشم که چرا اینقدر بیخیال بودم.مثلا تو بعضی مواقع خطرناک یا دردسرساز برا خودم یا خانوادم.همچنین کنترل چندانی رو افکار جنسی ندارم و دچار اعتیاد به پورن هستم که خیلی برام مشکل ایجاد می‌کنه.لطفا راهنماییم کنین.

    1. مقاله درمان کنالگرایی را در سایت مطالعه کنید. همچنین کتاب پورنوگرافی لذت ممنوعه را از فروشگاه سایت تهیه کنید زیرا بنظر می رسد حداقل بخشی از مشکلات شما ناشی از تشدید اضطراب شما بواسطه تماشای پورنوگرافی است. بعبارت دیگر این اضطراب شما است که شما را بسمت پورن کشانده و پورن بنوبه خود مشکل شما را تشدید کرده است.
      روزی یکساعت ورزش کنید. مقاله درمان اضطراب را در سایت بخوانید. زیرا مشکل اصلی شما اضطراب است که منجر به ایجاد سایر مشکلات شده است

  22. سلام من ی دختر ۱۶ سالم ک حس میکنم اعلائم دو قطبی دارم البته دایی و پسر داییم هم نشونه هایی دارن و اعلائمم اینجوریه ک بعضی وقتا خیلی تحریک پذیر و زود رنج میشم و شروع میکنم ب تند حرف زدن با صدای بلند ک واقعا اگه دست بزارن رو نقطه ضعفام یهو قاطی میکنم با بچه هام رابطه خیلی خوبی ندارم ینی یا باهاشون بازی میکنم و یهووو خسته میشم و دوس ندارم اصلا سمتم بیان چون دیگ عصبیم میکنه من خیلییی اجتماعیم ولی گاهی فقط میخوام تنها باشم و با خودم حرف بزنم من میدونم ک نشونه هاش مربوط ب اختلال دو قطبیم ولی میخوام بدونم تمرین های رفتاری هست ک من کم کم درستش کنم؟ ممکنه اصلا برای سنم باشه و مشکلی نباشه؟

    1. مواردی که گفتید هیچکدام دلیل دوقطبی بودن شما نیست. کمی بر روی خویشتنداری خود کار کتید. انتظار نداشته باشید دنیا بر طبق میل و خواسته شما پیش برود. مقاله مدیریت خشم را در سایت بخوانید.

    2. سلام.چهل و یک سالمه دختر مجرد هستم.از بچگی ترس از بیماری داشتم ولی شدت نداشت.توی سی و چهار سالگی چون خیلی میدیدم فلانی فوت کرد علت سکته …دیگه ترسیدم و نکران مامانم ک دیابت و فشار و چربی داره شدم تو خابش کنترلش میکردم ک نفس میکشه یا ن.نگران پدرم بودم.نگران خودم ک مبادا هیجانات باعث سکته من بشن .وسواس فکری و عملی هم از هفت سالگیم دارم مثلا روی خطوط موزاییک پا نمیذارم نوشته تابلوهارو میخونم و …..از بچگی یادمه عصبی و تحریک پذیرم اوایل اصلا کینه بدل نمیگرفتم ولی بعدها رفته رفته کینه بدل گرفتم ک چرا فلانی منو دعوت میکرد خونشون ب این علت ک دلمون برات تنگه ولی از من برای گردگیری خونشون استفاده میکرد و الان قدر منم نمیدونن و دلم میخاد کاش میتونستم اینارو تو خونمون کلفت کنم که تلافی کرده باشم و ….زود عصبی میشم بجای پیدا کردن راه حل با صدای بلند جواب میدم و سه ساله گاهی ی علایمی مثل مه مغزی دارم مثلا ماهی یبار یا بعضا س چهار ماه یبار.هیچوقت خلق من تغییر نکرده ک مثلا یه دوره خیلی خیلی شاد باشم و یه دوره خیلی خیلی افسرده.اما از سی و چهار سالگی ب بعد اکثر روزها افسرده ام چون بیکارم بیردن هم ی ماه یبار بیست روز یبار میرم تو اتاقم تنها میخابم و اکثر روز رو اتاقم تنهام و درس میخونم برای ازمون وکالت.یوقتایی میگم کار من تموم شده ن ازدواج کردم و نه شاغل شدم همه هم میگن موندی خونه پدر مادر همیشه زنده نیستن بدبخت میشی زود ازدواج کن با اولین خاستگارت حتی اگه ازش خوشت نیاد گاهی صبح ک از خاب بیدار میشم میگم کاش میمیردم ولی از مرگ هم میترسم اینکه جدی بخام ی راه خودکشی پیدا کنم هیچوقت اینکارو نکردم و ایمانم بخدا صعیف شده بود ک رفتم دنبال مطالب و سخنرانی مذهبی ایمانم ک قوی تر شد روحیه ام بهتر تر شد و اینکه یکی بامن حرف میزنه و نصیحت میکنه تمام کینه ای از اشناها ک بدی بهم کردن یادم میره همون لحظه .ینی حرف دیگران روم اثر میذاره و من حال روحیم بهتر میشه ولی چون خونه هستم بیرون نمیرم بیکارم یکی دوروز بعد دوباره افسرده میشم ولی هیچوقت حرکات بشدت تندتر از معمول خودم نکردم هیچوقت تا حدی فعالیت نکردم که با وجود فعالیت زیاد خسته نشم.آیا من دو قطبی خفیف مبتلا هستم؟چون خوندم دو قطبی خفیف اگه تشخیص و درمان نشه تبدیل ب دوقطببی شدید خاهد شد.ممنون میشم کمکم کنید

      1. شما دچار دوقطبی نیستید. شما تله رها شدگی دارید. مقاله مربوط به انرا در سایت مطالعه کنید. شما یک اضطراب کلی دارید که به ترس از از دست دادن دیگران و نیز وسواس فکری شما دامن می زند.
        روابط اجتماعی خود را گسترش دهید. در روحیه شما تاثیر زیادی دارد. ورزش کنید منظما.
        سبک زندگی خود را فعال ترکنید. هدفهایی در زندگی ایجاد کنید و آنها زا با جدیت پیگیری کنید. متوجه هستم که در ابتدا سخت است برای شما ولی بتدریج امکان پذیر تر می شود برای شما. در ابتدای مسیر شاید مشاوره با یک دکتر روانشناس مسیر را برای شما هموار تر کند.
        شما می توانید به خود و روحیه خود کمک کنید.

        1. از شما آقای دکتر عزیز یدنیا ممنونم که با مهربونی جواب تک تک رو لطف میفرمایید و مارو از نگرانی درمیارید.الهی همیشه تو زندگیتون موفق و سلامت و شاد باشید.عیدتون هم مبارک آقای دکتر گل

      2. سلام
        شما هم مثل من احساس ناامیدی و شکست میکنید کاملا شما رو درک میکنم اگه خواستید با من تماس بگیرید چون همدرد هستیم.

    3. ببخشید من ۱۷ سالمه
      حتی نمیدونم چی بگم انگار کلمات برای توضیح دادن خیلی کوچیک و ناتوانن
      من چندسال اخیر حدود۲ سال
      دچار افسردگی بودم حتی مطمئن نیستم افسردیگ بوده یا نه
      خستگی و انزوا طلبی بی قراری عاطفی
      و تحریک پذیری عاطفی
      من سعی کردم از پسش بربیام از ادمای اطرافم فاصله گرفتم و رو خودم وقت گزاشتم ولی هرچقدر بیشتر با خودم زمان گذروندم این مشکلات شدت گرفتن
      اعتماد بنفسی که داشتم از بین رفته و اون بی اعتنایی همه تبدیل به اظطراب و استرس شده
      مدام گریه میکردم و سعی کردم خانوادم رو بابت چندین سال سرزنش کنم یا بهتر مادرم و پدرم
      من یه برادر بزرگتر دارم با فاصله سنی ۱۳ سال که خیلی تحت فشار قرار گرفته حتی بیشتر از من
      پدرم مادرم رو کتک میزده زمانی که برادرم کوچیکتر بوده و برادرم توی اون فضا بزرگ شده و بعد اون چندین سال با یه شکست عشقی مواجه میشه و به دوست رو میاره و از طریق اونها به راه های دیگه ای کشیده میشه و یکی از نزدیکترین دوستاش خودکشی میکنه و خودش هم قرار بوده با اون خودکشی کنه ولی بخاطر دوست دخترش نمیکنه اون خانم الان با ما زندگی میکنه هنوز عقد نکردن ولی مادر و پدرم زنده بودن برادرم رو از چشم اون میبینن و خودشون رو مدیون میبینن من با اون خانم مشکل دارم چون من رو اذیت میکنه گرچه پدرم بعد از تولد من خلق و خوش رو تغییر داد اما منم از این صحنه ها کم ندیدم بارها مادرم رو کتک زده و بعد از اون طی این چند وقت که این دختر خانم من رو اذیت میکردن من حق حرف زدن نداشتم چون برادرم جفت منو مادرم رو کتک میزنه و وسایل خونرو میشکونه مادر من مدام به شکل افراطی کلمات رو تکرار میکنه که کی باید چیکار کنه درحالی که خودش کاری نمیکنه
      مدام اسممو داد میزنه که چیکار کنم من اونقدر داغونم حتی نمیتونم یه عضله رو تکون بدم
      وقتی برادرم وسایلو میشکونه مدام خودشو به بیچارگی میزنه و من مجبورم همچی رو تحمل کنم هی بگم برو اونور بشین برو اونور حرف نزن برو اونور ولی حرفمو گوش نمیده
      بارها شده با برادرم دست به یقه شدم و یبار موهامو تو تمام راهروی خونه کشیده و کسی چیزی نگفته همه گفتن که درک کنم چون اون بزرگتره من درک کنم من باید بقیرو کمک کنم من مشکلم من کافی نیستم من چندین سال با افسردگی دست و پنجه نرم کردم و الان بشکل عجیبی شیدایی های بی دلیل ازم سر میزنه و میخندم و گاهی اوقات برای تخلیه انرژی عجیبی که یهویی داخلم جمع میشه میدوام و ثانیه دیگه غم و اظطراب و خلق خوی عصبی میگیرم و میل دارم خودمو کتک بزنم و بارها بخاطر اینکه مادرم از حرف زدن دست برداره خودم رو کتک زدم که ساکت شه به صداها حساس شدم فوری گریه میکنم فوری شکسته میشم یمدت بمیاری های روده پیدا کردم و مدام غذاهارو پس میدادم و چندین بار دکتر رفتم دکتر برام لوکستا تجویز کرد که من بعدا متوجه شدم دارو برای کاهش اظطراب بوده که نگرانم کرد
      فقط میخام بدونم من به دوقطبی مبتلام؟ یا هرچیزی که الان دچارشم که دوست ندارم اسم یه بیماری روانی باشه
      من میتونم خوب شم؟ میتونم مثل همسن و سالام بدور از دغدغه های الانم باشم یروزی؟

      1. متاسفم از شرایطی که در اون هستید. بهتره تلاش کنید تا کار و شغلی پیدا کنید تا زودتر از اون فضا دور بشید و زندگی مستقلی پیدا کنید.
        بجهت شرایط خانواده من نظر قطعی نمی توانم بدهم که ایا دچار دوقطبی هستید یا نه. زیرا ممکن است جال شما بخاطر شرایط محیطی ایجاد شده باشد و یک محیط ارام باعث شود حالتهای خلقی شما عوض شود.
        اما در حال حاضر مسلما دچار اضطراب هستید. مقاله درمان اضطراب را در سایت مطالعه کنید.
        ورزش منظم انجام بدهید.

  23. سلام دکتر جان ،ممنون از وقتی که برای پاسخ گویی به مشکلات مردم میگذارید
    پسری ۲۶ ساله دارم که مشکوک به دو قطبی است، البته خودش چند سال پیش اشاره به این موضوع کرد ولی هرگز راضی به دیدن روانشناس و مصرف دارو نشد ، اعتقاد به هیچ دارویی ندارد. چون ضرر داروی شیمیایی را بدتر از فایده اش میداند.
    البته شروع این جریان از وقتی بود که مبتلا به بیماری سیستم ایمنی بدن به نام اسکلرودرما شد و برای اون هم دارویی مصرف نکرد، حدود شش سال طول کشید که با رژیم غذایی اون بیماری رو کنترل کرده.
    با خانواده تقریبا قطع رابطه کرده ، بیشتر افسردگی و ناامیدی توش می دیدیم، ، زیاد متوجه شیدایی نشدم..
    خواهر و برادر بزرگش اصرار دارن که اون باید دارو مصرف کنه، ولی خودش زیر بار نمیره، میگه یک سری مشکل دارم که خودم باید حل کنم ،به همین دلیل نمیخواد با اونا روبرو بشه .
    سوال من اینه که ایشون ممکنه تصمیم های غلط یا خطرناک بگیره توی زندگیش، من به چه روشی باید اونو قانع کنم که از مشاور کمک بگیره. ممنون از محبتتون

    1. ما مطمئن نیستیم که ایشان دچار دوقطبی هستند. شما نیز نشانه ای ذکر نکردید که بیانگر دوقطبی او باشد. بنظر بیشتر خوی افسردگی دارد.
      در صورت دوقطبی ممکن است کارهای خطرناک در فاز شیدایی بکند.

      1. سلام آقای دکتر. خانوم هستم ۲۶ ساله و یک دختر ۱۳ ماهه دارم.
        من ۷ سال هست ک متوجه بیماری دو قطبیم شدم،
        پزشکم برام اولش دپاکین تجویز کردن اما چون حالت تهوع میگرفتم با لیتیم کربنات بحالت هر ۱۲ ساعت ادامه دادم. تا اینکه ازدواج کردم و ب همسرم گفته بودم مشکلمو اما جدی نمیگیره و حتی منو دکتر نمیبره بتونم قرص بگیرم، دارم روانی میشم، مسگه اسم رو خودت نذار و کلی دمنوش آرامبخش اعصاب برام میگیره میاره، من الان تو شیردهی هستم ب مادرم گفتم یواشکی برام لیتیم خریده اما بخاطر عوارضش روی شیرم فعلا نخوردم، حالم خوب نیست دختر ۱۳ ماهمو میزنم وقتی عصبیم میکنه یا دائم سرش داد و بیداد میکنم، از اینکه روح و روان بچمو نابود کنم بیشتر گریم میگیره و اعصابم بدتر خورد میشه دلم میخواد بمیرم، از این طرفم کی میخواد بچمو نگه داره آخه؟
        ترو قرآن بگید چیکار کنم؟
        آها اینم بگم آسنترا خوردم سرخود و اونم تاثیر زیادی روم نداشت شایدم چون منظم نخوردم.
        من علائمم نسبت ب دوران مجردیم خیلی بیشتر شده اگه قبلا مثلا ۷ تا علامت داشتم الان تمام علائمشو دارم و دلم میخواد خوب شم با قرص یا با هرچی.

        1. وقتتون بخیر. داروی دپاکین با لیتیم کربنات که به شما ساخته را استفاده کنید. داروی آسنترا برای درمان دوقطبی نیست.
          مواردی که در مقاله 10 راه درمان دوقطبی گفته شده است را انجام بدهید. کمک زیادی به شما می کند. شما از طریق این تمرینات یاد می گیرید چگونه خود را کنترل کنید.
          بیجهت برچسب مادر بد را بخود نزنید. بجای تمرکز بر کارهایی مانند داد زدن به انجام کارهای مثبت روی فرزند خود فکر کنید. لحظاتی که حالتان خراب می شود و کار غلطی میکنید را فراموش کنید تا دچتر چرخه غلط نشوید

      2. سلام. پسر 14 ساله دارم.
        در سن 9 سالگی داخل مدرسه دچار اضطراب و بیقراری شدید شد و بردیمش دکتر. دارو فلوکستین دادن. همزمان تشخیص ای دی اچ دی هم دادن. ولی چون اضطراب و تحریک پذیر میشد دارو ریتالین رو قطع کردیم.
        من و پدرشون سه ساله جدا شدیم.
        پدربزرگ پدری فرزندم دچار اختلال دوقطبی بودن.
        از طرفی خودم و پدرم و بقیه اعضای خانواده پدریم و عمه ها و عموها و … ای دی اچ دی داریم و اکثرمون ریتالین و ویاس مصرف میکنیم.

        امسال دوبار از مدرسه پسرم تماس گرفت و گفتن
        حالش بد شده. تپش قلب و سرگیجه و کمی تنگی نفس میگیره.
        کلا ادم فعال و پرانرژی نیست. شادی و شوخی و گستاخی و بیخابی شیدایی رو هیچ وقت ندیدم.
        این اضطراب و اینکه گاهی یهو حال روحیش افت میکنه دلیلش چی میتونه باشه.
        تمرکزش خیلی پایینه. داروی ای دی اچ دی هم بهش نمیتونم بدم چون سریع تحریک پذیر میشه.

        1. بدلیل ژنتیکی که دارد هر استرس و فشار کوچکی می تواند حال او را بد کند. حالاتی که گفتید می تواند نشانه حمله پانیک باشد. با یک روانشناس جلساتی را برای او بگیری تا یاد بگیرید چگونه هیجانات خود را مدیریت کند

  24. سلام دکتر… ببخشید من یه دخترم که دو ساله با پسری هستم که مشکل دو قطبی داره.. من تا الان همین لحظه که دارم مینویسم براتون تموم تلاشمو کردم تا باهاش سازگاری داشته باشم کمک حالش باشم واقعااا میگم انقدر خواستم حالش رو خوب کنم ولی متاسفانه واقعا هر چی میگذره دارم از پا میوفتم و هر چی تلاش میکنم به چیزی نمیرسم… همه جوره خواستم درکش کنم بد دهنی کردنش رو بیخیال بشم یا گیر هایی که بهم میده که اصلا ارزش گفتگوو نداره و و …. خودتون در جریان هستین که ممکنه چیا گذرونده باشم‌..‌ میشه خواهش کنم کمکم کنید؟ من خیلی دوسش دارم و نمیخوام از دستش بدم… مشکل بیماری که داره باعث داره میشه رابطمون تموم بشه و دیگع نتونیم ادامه بدیم…‌ چون غیر این واقعاا هیچ مشکلی نداریمم جز خلع و خوی اون که یهو عوض میشه و من سعی میکنم ارومش کنم..‌ بعضی اوقات میشه بعضی اوقات نمیشه… دارو رو بهش گفتم مصرف کن ولی متاسفانه میگه مصرف کردم اثری نداشته…هر ماه یا دو ماه ی بار میره پیش روانشناس ولی من تاثیر زیادی روش نمیبینم…میشه خواهش کنم راه حلی برای من..‌ و اون برام بنویسید خیلی نیاز دارم خواهش میکنم 🙂 بهم بگین من چیکا کنم. یا اون برای خودش چیکار کنه…. مطالبتون رو بالا خوندم همشون برام اشنا بود و انجام دادم تا حدودی براش… لطفا راهنماییم کنید مممنونم.

    1. برای درمان اختلال دوقطبی خود باید دارو را منظم فعلا بخورد. شما کاری نمی توانید انجام بدهید در صورتی که خودش نخواهد و نفهمد که این تغییراتش چقدر به اطرافیان اسیب می زند

      1. سلام اقای دکتر
        خواهرم مجرده یه سالی بوداکثراتنهامیرفت تواتاقش نمیاومدتوجمع تواین یه سال توبه کرده بودحتی عروسی هم نمیرفت کارش شده بودنمازسروقت قران خوندن هرروزوفقط نگاه کردن به ملاهه وشیخ هایی که فک کنم دینشون هم افراطی ماندونستیم افسرده هست ولی خودکشی کردبعدش فهمیدیم توذهنش یه چیزهایی هست کهواقعیت نداره وماحق نداریم حرفهاشوباورنکنیم دکترگفت افسردگی شدیدداره دوقطبی هست خودش هم قبول نداره میگه من افسرده نیستم امروزاولین جلسه دکترش بودحتی داروهارونمیخوره. توروخدابگین چیکارکنیم باخودش مادرم پدرم وماخواهربرداراش داریم میسوزیم توروخدابگین خواهرم درمان میشه؟

    2. آقای دکتر عزیز اینو یادم رفت بگم من از بچگی حالت عصبی داشتم کسی اذیتم میکرد داد میزدم چون روش حل کردن مشکل رو بلد نبودم بزرگتر ک شدم مثلا یادمه چهارده سالم بود قوری رو زدم شکستم و یبار ک از دست خاهرم بشدت عصبی شده بودم بشقاب رو کوبیدم بدیوار البته اونم همش منو تحریک میکرد .ولی چن سال پیش انقد عصبیم کرد ک واقعا از ته دلم میخاستم سرشو ببرم و بعد سر بریدشو بچرخونم پرت کنم دیوار .این فکر تو عمرم فقط یبار اومد سراغم و خیلی ناراحتم ک مبادا دوباره تکرار بشه و زندگیم تموم شه.ولی هنوز ک گاهی از دستش عصبی میشم دلم میخاد حمله کنم سمتش و مثلا موهاشو بکشم و ی لگد محکم بزنم بهش ک دلم خنک شه.واقعا نگران خودم هستم و نمیدونم مشکلم دو قطبی هست یا نه.و استرس هم خیلی دارم ی مشکل ک پیش میاد درمونده میشم سالهاست ک اینجورم مثلا یبار ترسیدم عکسمو پخش کنن اخه عکس فرستاده بودم ب ی اقایی و ایشون تهدید ب پخش میکرد ینی تو زندگیم خیلی استرس داشتم از ناسازگاری پدر مادرم تا زورگویی خاهرم که تا همین الانم ادامه داره.اونروز ک برام خاستگار اومد از ترس اینکه من نپسندمش ولی اون منو پسند کنه و خونوادم دعوام کن که باید ازدواج کنی باهاش و من توان جروبحث باهاشون رو نداشتم نشستم گریه کردم و چون ترس از بیماری و مرگ دارم استرسم بیشتر شد و فکرمیکردم ک ممکنه این استرس سکته ام بده و طوریم شه.

  25. بازتاب: درمان اختلال دو قطبی
  26. سلام دکتر من با پارتنرم یکسری مشکلات مالی داریم که این امکان برامون وجود نداره که فعلا ازدواج کنیم. و با هم به این تفاهم رسیدیم که الان شرایط ازدواج ما به احاظ مالی فراهم نیست. این موضوع رو هم به خونواده ها گفتیم. و اونا با فرض اینکه این رابطه تموم شده به قضیه نگاه میکنن. حالا در حالات عادی که فکرم مشغول اون دغدغه ها و مشکلات بینمون نیست که مثل همه باهم خیلی عادی صحبت میکنیم. اما وقتی اختلاف نظری پیدا میکنیم رو یه سری مسائل من عصبی میشم و وقتی یاد اون مسائل موجود قبل هم میفتم بیشتر جبهه میگیرم و بی پرده تر نظرم رو اعلام میکنم.. حالا اون حال عادی وقتی در مقابل این پرخاشگری قرار میگیره ایا میشه گفت که ردپایی از اختلال دوقطبی وجود داره؟
    ممنون

  27. سلام دکتر . ایا تمام داروهای درمان اختلال دو قطبی با داروهای افسردگی مشترکه؟

    1. سلام دکتر خانمم اختلال دو قطبی داره ایا دختر 5سالم که خیلی پر انرژی و عصبانی و جدیدا در خواب یعنی وقتی خوابه پرخاشگری میکنی و مشت و پا به زمین میزنه.چند در صد احتمال داره از مادرش به ارث برده باشه و ایا این بیماری رو داره

      1. آقا محمد لطفا تلقین نکنین .من بیمار نیستم ولی پسر من این علائمی که شما گفتین رو داره .اون تکانشهایی که در خواب داره به خاطر هیجاناتی که در طول روز به خاطر بازی یا هرچیز دیگری تجربه کرده است و تو این سن بچه از انرژی بسیار بالایی برخوردار هستند .ولی در کل سعی کنین که محیط زندگی دخترتون آرام و کم تنش باشه و همه جوره از حمایت عاطفی شما و مادرش برخوردار باشه .یک آدمی که هیچ سابقه بیماری روحی در خانواده نداشته هم اگر در محیط نارارام و با کمبود محبت بزرگ بشه مطمئنا مشکلات روحی و روانی پیدا خواهد کرد

  28. سلام در واقع راهکارهایی که برای درمان اختلال دوقطبی عنوان کردید، یه جورایی کنترل عود کردن یک سری خلق و خوهاست
    ممنون

    1. سلام اقای دکتر خواهر من اختلال دوقطبی داره .
      اصلا همکاری نمیکنه برای خودش دعوا درست میکنه تو هرکاری دخالت میکنه
      پرخاشگر میشه البته نه همیشه
      نباید خیلی چیزا رو بهش گفت
      حسادت داره و….
      من چند ماهی است ازدواج کردم خانواده م میخواهند خواهرم را به یک مرکز نگهداری تحویل دهند ولی من مخالفم .ایا اگه خواهرم پیش خودم بیارم در زندگی دچار مشکل میشم خیلی ناراحتم ….

      1. زندگی شما در ابتدای راه است و هنوز ریشه های خود را محکم نکرده است. بهتر است مدتی از ازدوا شما بگذرد تا کمی رابطه شما استجکام بیابد . در غیر اینصورت رابطه شما نیز متزلزل می شود. مسلما بهتر است قبل از تحویل او راههای دیگری مانند دارو بررسی شود. می توانید در مایعات ایشان دارو را حل کنید.

        1. ممنون از پاسخگویی
          اقای دکتر دارو مصرف میکنه خودش پذیرفته که مریضه و…
          خانواده م اصرار دارند به مرکز نگهداری تحویلش بدن .خیلی من افسرده و ناراحتم
          بعضی وقتا با خودم میگم‌کاش ازدواج نمیکردم

  29. سلام درمان بدون داروی اختلال دوقطبی زودتر جواب میده یا درمان بدون داروی دوقطبی؟
    مرسی

    1. در درمان اختلال دوقطبی در صورت شدید بودن بیماری حتما از دارو استفاده می شود تا فرد بتواند به شرایطی برسد که توان مدیریت خود را داشته باشد. سپس درمان غیر دارویی اختلال دوقطبی انجام می شود

  30. سلام دکتر میشه گفت اختلال دو قطبی ریز مجموعه افسردگیه یا برعکسه یا ارتباطی نمیشه ایجاد کرد؟

  31. سلام آقای دکتر.
    در رابطه با فردی که اختلال دو قطبی داره سوالی داشتم.
    آیا امکان دارد که افراد با اختلال دوقطبی در حالت‌های استرس و عصبانیت یا فشار کاری فراموشی کوتاهی بگیرند و وقتی حالشان دوباره خوب شد به یاد نیارن که قبلا چه کاری انجام دادند؟یا کسی که بهشون پیام میده رو نشناسن؟

    1. در صورتی که اختلال دو قطبی شدید باشد و به توهم دچار شوند بله. ولی این حالت در انها کاملا مشخص است و شما نیز متوجه هذیان و گفتگوهای پریشان در انها می شوید. در غیر اینصورت خیر

  32. درود بر شما آقای دکتر
    که با انتشار مطالب روشنگرانه به درک حقیقی انسانها از مشکلاتشون کمک میکنید
    در کشور ما روانشناسی که با زندگی و آرامش انسانها بستگی دارد مورد بازیچه و سواستفاده قرار گرفته است و خیلی‌ها با خوندن چند کتاب یا گرفتن مدرک لیسانس و فوق لیسانس اراده میکنن که روانشناس هستن و بدنبال پول و موقعیتی هستن ، بنظر شما چگونه میشود کسانی را که واقعاً به کمک در زمینه روانی و عصبی نیاز دارن رو آگاه کرد که برای حل مشکلاتشان به چه اشخاصی و مکان‌هایی رجوع بکنند

    1. خوشحالیم که مقاله درمان اختلال دوقطبی مورد توجه قرار گرفت و ممنون از حسن نظر شما.
      روانشناسی نیز مانند هر تخصص و مهارت دیگری قابل سواستفاده است. شاید مطمئن ترین طریق شناخت و تجربه فردی می باشد. حتی تعداد کتابهای نوشته ده نیز نمی تواند گویا مهارت باشد زیرا ممکن است فردی دانش کافی نیز داشته باشد ولکن از توانایی ارتباط بهره ای نبرده باشد. بهتر است روانشناسانی که به تجربه شخصی ایشان را مفید یافته اید به دیگران معرفی کنید.

  33. اقای دکتر ایا عامل اصلی به وجود اورنده اختلال دو قطبی مشخص شده؟ منظورم اینه که اولین کیسی که این اختلال در اون شناسایی شده است،

  34. گفتید یکی از راهکارهای درمانی اختلال دوقطبی الکتروشک درمانیه؛ ایا ضرری برای بیمار نداره؟ کجا باید انجام بشه؟

  35. سلام اقای دکتر همسر من چار اختلال دو قطبیه . ما در این موارد با هم صحبت میکنیم و خودشم اینو پذیرفته اما ساس شده و من هر کاری حتی وقتی که ربطی به اون نداره انجام میدم فک میکنم دارم ترحم میکنم و ناراحت میشه . چکار باید کنم؟

  36. اقای دکتر میشه لطفا فیلمی رو معرفی کنید که در اون یک شخص با اختلال دوقطبی وجود داشته باشه؟ که خصوصیات و ویژگی های این افراد بیشتر قابل فهمباشن؟

  37. سلام ممنون از مطالبی که به اشتراک گذاشتید. مفاهیم کاملی از اختلالات مختلف مثل همین اختلال دو قطبی، اضطراب، استرس، افسردگی و.. گذاشتید. عالیه

  38. اقای دکتر میشه گفت تغییر سبک زندگی اولین قدم برای درمان اختلال دوقطبی و بسیاری از بیماری ها و اختلالات هست؟

  39. اقای دکتر وجود هر یک از این علائم اختلال دو قطبی، منوط به ابتلا به این اختلال که نیست؟! برخی از این احساسات تو درجه های ضعیفتر ممکنه برای هر کسی وجود داشته باشه. برای اینکه این اشتباه که ایا احساسات معمولی که داریم با احساسات ناشی از اختلال دو قطبی اشتباه گرفته نشه، چه میزانی رو باید درنظر گرفت؟ ایا وجود همین احساسات ولو کم، نشانه هایی از اختلال هست و نیازه که روش های درمانی اختلال دو قطبی شروع بشه؟

    1. همه افراد در طول زندگی دچار تغییر خلق می شوند و هر تغییر خلقی نشانه اختلال دوقطبی نمی باشد. باید نشانه های دیگر را نیز برای تشخیص اختلال دوقطبی در نظر گرفت

  40. افکار بلند پروازانه ای که بهش اشاره کردید ایا به عنوان یک دلیل قطعی اختلال دو قطبی میشه ازش نام برد؟

  41. سلام وقت بخیر. مقاله ای هست که تعریف کامل اختلال دو قطبی رو نوشته باشید؟

  42. سلام خسته نباشید. اقای دکتر علائم اختلال دوقطبی به منظور شروع درمان دوقطبی، مطرح کردید، نشانه های قابل اتکا و کافی ای هستند؟

  43. سلام آقای دکتر پدر من مبتلا به بیماری دو قطبی هست و از حدود ۸ سال پیش تحت درمان با داروی لامتروژین بود ولی خودش نمیدونه که به این اختلال مبتلاست و فک میکنه که این دارو برای وقتایی که حالت افسردگی بهش دست میده اخیرا حالت مانیاش بروز کرده خیلی پر حرف شده خرید های زیاد انجام میده و برای کارهای غیر ضروری هر روز میره بیرون و وقتی که ما بهش میگیم نرو یا خرید بسه ناراحت و عصبی میشه و ما با دکترش صحبت کردیم و لاموتروژین رو قطع کرد به جاش دپاکین ۵۰۰ داد به دکترش چون از فامیل هست اعتماد داره و وقتی دارو رو عوض کرد بدون مقاومت شروع کرد به خوردن میخواستم ببینم چقدر طول میکشه تا اثر کنه و چه کاری از دست ما بر میاد که براش انجام بدیم تا از این دوره بگذره چون فشار خیلی زیادی روی ماست ممنون