خانه » روانشناسی اختلالات » اختلال دوقطبی » ۱۰ راه درمان اختلال دوقطبی بدون دارو
درمان اختلال دوقطبی

۱۰ راه درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

Author : Dr. Kamyar Sanaie

درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

پیش از آنکه به روشهای درمان دوقطبی بپردازیم باید به این سوال پاسخ بدهیم که آیا اختلال دوقطبی درمان دارد؟

آیا اختلال دو قطبی درمان دارد

این سوالی است که بسیاری از بیماران دوقطبی از روانپزشک و درمانگر خود می پرسند. بر اساس تحقیقات انجام شده درمان اختلال دوقطبی با ترکیب درمان دارویی و درمان شناختی رفتاری موثر تر از هر یک از آنها به تنهایی می باشد. در پاسخ به سوال آیا اختلال دوقطبی درمان دارد باید گفت که این اختلال را می توان کنترل کرد و با تثبیت خلق و کاهش نشانگان از عود آن جلوگیری کرد. بنابراین درمان قطعی دوقطبی در حال حاضر ممکن نیست و درمان دو قطبی عبارت از کاهش نشانگان بیماری دو قطبی می باشد. به همین دلیل درمان دوقطبی شامل آموزش راههای جلوگیری از عود به بیمار می شود. اما این درمان را بهیچوجه نباید کم اهمیت دانست زیرا بشدت به فرد بیمار و تثبیت خلق او کمک کرده و از آسیب های بیشتر جلوگیری می کند و در بسیاری از مواقع از آغاز و شکل گیری یک دوره بیماری جلوگیری می کند.

درمان اختلال دوقطبی بدون دارو (درمان شناختی‌رفتاری)

درمان‌های روانی اجتماعی در درمان اختلال دوقطبی

بر اساس تحقیقات علمی تاثیردرمان شناختی رفتاری بر اختلال دوقطبی به اثبات رسیده است. در درمان اختلال دوقطبی عناصر تعیین‌کننده‌ای وجود دارد که تقریباً تمامی دستورالعمل‌های متفاوت درمانی، بر روی تاثیرگذاری آنها اتفاق‌نظر دارند. از جمله:

۱) آموزش و آشنا کردن بیمار و اعضای خانواده با ویژگی‌ها و نیز دوره‌های اختلال دوقطبی. از جمله آموزش عوامل خطر و عوامل پیشگیری‌کننده‌ مانند نقش خواب و سبک زندگی منظم، مدیریت استرس و پایبندی به درمان؛

۲) آموزش ارتباط و حل مسأله با هدف کاهش استرس‌های خانوادگی و بیرونی؛

۳) درک مرور استراتژی‌هایی برای کشف زودهنگام تغییرات خلقی و دخالت‌های درمانی از جمله افزایش میزان دارو، افزایش حمایت و تعداد بیشتر جلسات درمانی؛

۴) کمک به بیمار جهت شناسایی افکار منفی و تلاش جهت تغییر آنها.

در درمان اختلال دوقطبی هدف از آموزش، آشنا کردن بیمار و خانواده او با علائم و نشانه‌های اختلال دوقطبی و شناسایی علائم هشداردهنده عود است تا بیمار به چرخه معیوب بیماری (برای آشنایی با این چرخه به مقاله اختلال دوقطبی مراجعه کنید) دچار نشود.

بین حالت سالم و خلق بیمارگونه، چند روزی فاصله است. این دوره زمانی بسیار حساس است. در این دوره بیمار کم و بیش برخی از علائم و نشانه‌های بیماری را تجربه می‌کند. در صورتی که این علائم شناسایی شوند و فرد راهکارهای مقابله‌ای اتخاذ کند می‌تواند از بروز یک حمله جلوگیری کند. علائم هشداردهنده مواردی از قبیل:

سحرخیزی، بیداری شبانه، سرخوشی و شادی بیش از حد، بی‌حوصلگی و کسالت، انزوا، مراقبت نکردن از خود، خریدهای بدون فکر و افراطی، انجام کارهای پرریسک و برنامه‌ریزی برای هدف‌های بلندپروازانه می‌باشد.

در درمان اختلال دوقطبی آموزش شیوه سالم زندگی به بیمار و خانواده او کمک می‌کند تا در چرخه معیوب این اختلال گرفتار نشود. در درمان اختلال دوقطبی موارد زیر در جلوگیری از عود بیماری راهگشا می‌باشند:

۱. رعایت الگوی منظم خواب و بیداری: ساعت خواب تا جای ممکن باید بدون تغییر باشد. بیمار باید خواب کافی و منظم داشته باشد. ۸ ساعت خواب شبانه به‌طور معمول برای فرد الگوی مناسبی می‌باشد. بیماران دوقطبی به‌دلیل پرانرژی بودن و احساس بزرگ‌منشی ترجیح می‌دهند نخوابند و بر روی هدف‌هایی که در ذهن می‌پرورانند کار کنند. آنها ترجیح می‌دهند بسیاری از فعالیت‌های خود مانند اینترنت‌گردی، شرکت درمیهمانی‌ها، تماشای فیلم و … را در شب انجام دهند. این امر برای آنها مانند سم است و آنها را در چرخه معیوب اختلال دوقطبی می‌اندازد.

مشاغلی مانند پرستاری که مستلزم الگوی نامنظم خواب و بیداری و یا فشار و استرس زیاد می‌باشد برای این بیماران مناسب نمی‌باشد.

۲. اجتناب از مصرف محرک‌ها: نکته دیگری که در درمان اختلال دوقطبی باید مورد توجه قرار گیرد پرهیز از مواد غذایی تحریک کننده است. الکل، سیگار، نسکافه، قهوه، نوشابه همگی در چرخه خواب تداخل ایجاد می‌کنند و باعث تحریک مغز می‌گردند.

۳. فعالیت متوسط: بیمار نباید فعالیت بیش از اندازه بر عهده بگیرد. فعالیت زیاد باعث هیجان و تحریک بیمار می‌شود. بیمار همواره باید طبق برنامه‌ریزی مشخص و حتی‌المقدور منظم و ثابتی کارهای خود را انجام دهد. از سویی دیگر در دوره افسردگی فرد باید از بی‌تحرکی اجتناب کند و طبق برنامه از پیش تعیین شده خود عمل کند. فرد نباید به بهانه بی‌انرژی بودن خود را رها کند.

مشاغلی که مستلزم رقابت با دیگران و صرف انرژی و تلاش زیاد می‌باشد برای این بیماران مناسب نمی‌باشد. مراقبت از کودک اگر چه شیرین است ولکن می‌تواند استرس زیادی را به بیمار تحمیل کند. لازم است در نگهداری کودک از سوی اطرافیان با بیمار همکاری لازم به‌عمل آید.

۴. اجتناب از تغییرات عمده در زندگی: تا جای ممکن زندگی فرد باید روال ثابت و منظمی داشته باشد. فرد باید از هرگونه تغییر بی‌مورد اجتناب کند. حاملگی، ازدواج، ارتقاء شغلی، درگیری در روابط عاشقانه و … همگی باعث عود بیماری می‌شوند و فرد تا زمان بهبود نسبی بهتر است از هرگونه تغییر در روند زندگی پرهیز کند.

۵. مصرف منظم دارو: اهمیت مصرف منظم دارو حتی در زمان‌هایی که بیمار احساس بهبودی دارد باید به بیمار گوشزد شود.

۶. اجتناب از تحریک بیش از اندازه: یادآوری خاطرات منفی و شکست‌ها، احساس اجبار در انجام فعالیت‌های روزانه، سروصدا، گیر کردن در راه‌بندان، زندگی در محیط شلوغ، مشاجرات خانوادگی و یا مشاجره با اطرافیان، شروع پروژه‌های جدید، تماس‌های مکرر و زیاد با دیگران، روابط عاطفی بی‌ثبات و قبول مسئولیت‌های بیش از حد توان فرد، همگی در نقش عوامل استرس‌زا عمل می‌کنند.

راهکارهای دیگر در درمان اختلال دوقطبی بدون دارو

۷. ترسیم نمودار خلق: ترسیم نمودار خلق به بیمار و خانواده او کمک می‌کند تا دریابد چه عواملی بر خلق و خوی بیمار تاثیر می‌گذارند. با ترسیم نمودار خلق بیمار در می‌یابد که فعالیت‌ها و رفتارهای متفاوت باعث ایجاد خلق متفاوت در او می‌شوند و او نوسان‌های خلق خود را به‌سرعت شناسایی می‌کند.

۴ خلق متفاوت به بیمار معرفی می‌شود: طبیعیافسرده: کسل و بی‌حوصله- سرخوش: شاد و پرانرژی- تحریک‌پذیر: انتقاد کننده و عصبانی.

از بیمار بخواهید هر خلق را به سه درجه خفیف(۱) متوسط(۲) و شدید(۳) تقسیم‌بندی کند. سپس عوامل استرس‌زا را به بیمار که می‌تواند بر خلق او تاثیر بگذارد به او معرفی کنید تا رابطه آن را با خلق خود دریابد.

جدول خلق را به‌صورت روزانه و هفتگی مانند دو جدول زیر بکشید.

شنبه یکشنبه دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه
صبح افسرده (۱) تحریک‌پذیر (۲) افسرده (۳) عادی (۰) سرخوش (۳) عادی (۰) عادی (۰)
غروب افسرده (۱) سرخوش (۲) سرخوش (۲) افسرده (۱) عادی (۰) عادی (۰) افسرده (۲)

 

شنبه یکشنبه دوشنبه سه‌شنبه چهارشنبه پنجشنبه جمعه
صبح غروب صبح غروب صبح غروب صبح غروب صبح غروب صبح غروب صبح غروب
علایم و نشانه‌ها
شدت خلق از ۱ تا ۳
ساعتی که خوابیدم
ساعتی که بیدار شدم
دارویی که مصرف کردم
استرس‌هایی که تجربه کردم

 

۸. استفاده از فنون آرمیدگی: برای توضیحات بیشتر به مقاله «۱۰ روش درمان اضطراب» مراجعه کنید.

۹. تنظیم قرارداد درمانی:

در درمان اختلال دوقطبی قرارداد درمانی به بیمار این فرصت را می‌دهد تا تصمیم بگیرد در هنگامی که بیمار است می‌خواهد چه کاری انجام دهد. طرح این برنامه در زمانی که بیمار خوب است این اجازه را به او می‌دهد تا مشخص کند چه استراتژی مدیریتی را برای مقابله با دوره‌های شدید بیماری اتخاذ کند. این فرایند شامل گزینش و آموزش یک سیستم حمایتی است که در قرارداد درمانی با بیمار مشارکت خواهند کرد. سیستم حمایتی ممکن است شامل دکتر، اعضای خانواده، همسر یا دیگر افراد مهم، دوستان و یا همکاران بیمار شود. این نکته مهم است که سیستم حمایتی بیمار بتواند اطلاعاتی درباره اختلال دوقطبی به‌دست بیاورد. آنها می‌توانند این مقاله را بخوانند و از همه مهمتر، درباره نشانگان خاص بیماری به بیمار گوش فرا دهند. همچنین بیمار می‌تواند از سیستم حمایتی خود دعوت کند تا در یکی از جلسات ملاقات بیمار با روان‌پزشک یا درمانگر شرکت کند.

قرارداد درمانی به شما این فرصت را می‌دهد تا تصمیم بگیرید هنگامی که بیمار هستید می‌خواهید چه کاری انجام دهید.

برای اینکه سیستم حمایتی مشارکت کند، باید راه‌هایی را مشخص کنید تا آنها از آن طریق بتوانند در دوره‌های حاد به شما کمک کنند. همچنین ممکن است به سیستم حمایتی خود اجازه دهید در زمان‌هایی که علایم اولیه شیدایی را می‌بینند با تیم درمان شما تماس بگیرند.

بیمار می‌تواند به سیستم حمایتی آموزش دهد تا قدرت آنها افزایش یابد و بتوانند در مشکلات مشارکت کنند و همچنین دربارۀ واکنش‌ها و پاسخ‌هایی که دوست دارد آنها از خودشان نشان دهند با آنها صحبت کند. با برنامه‌ریزی پیشاپیش، هنگامی که بیمار به‌طور نسبی خوب است، می‌تواند حداکثر کنترل را اعمال کند. به این طریق، سیستم حمایتی به‌عنوان کارگزاران برنامه بیمار خواهند شد و نه افرادی که محدودیت بر روی بیمار اعمال می‌کنند.

با نگارش یک قرارداد درمانی، بیمار و اعضای خانواده او یک برنامه جهت عمل کردن در صورت بروز دوره‌های خلقی آتی خواهند داشت. قرارداد درمانی کمک می‌کند تا بیمار و اطرافیات او بتوانند برای آنچه در طول اختلال خلقی دوقطبی و درمان آن رخ می‌دهد برنامه‌ریزی، کنترل و مشارکت کنند. هنگامی‌که قرارداد درمانی امضاء شد، درمانگر، اعضای خانواده و سیستم حمایتی، کارگزاران برنامه بیمار می‌شوند و نه افرادی که تصمیمات شما را کنترل می‌کنند. این دیدگاه به بیمار اجازه می‌دهد تا پیشاپیش در دوره‌ای که آرام است برای دوره‌های طوفانی برنامه‌ریزی کرده و در آن مشارکت کند.

نمونه قرارداد

قرارداد درمانی: تیم حمایت کننده

نقش/ رابطه خویشاوندی نام اطلاعات تماس

روان‌پزشک…………………………….. تلفن:……………….
درمانگر……………………………….. تلفن………………..
……………………………………….. تلفن………………..

گام بعدی در توسعه قرارداد درمانی، تشخیص ابزاری است که به من در کنترل اختلال دوقطبی کمک می‌کند تا بتوانم به بهترین نحو اهداف زندگی خود را دنبال کنم. تعداد زیادی از این ابزارها در فصول گذشته شناسایی شدند. اکنون هدف من، مشخص نمودن ابزارهایی است که می‌خواهم از آنها استفاده کنم. جلوی هر یک از ابزارها و استراتژی‌های فهرست زیر را که قصد دارید در قرارداد درمانی خود از آنها استفاده کنید، تیک بزنید.

نظارت بر خلق خود به‌جهت مداخله درمانی زودهنگام

افکار افسرده……………………………………
نشانگان افسردگی………………………………
افکار هیپومانیک…………………………………
نشانگان هیپومانیک……………………………..
رفتارهای هیپومانیک……………………………

اقدام سریع هنگام دریافت نشانه‌های افسردگی یا شیدایی

تماس با شماره تلفن روان‌پزشک خود…………………..
تماس با شماره تلفن درمانگر خود……………………..
تماس با شماره تلفن فرد حامی…………………………
حفظ برنامه منظم خواب و فعالیت…………………….
حفظ برنامه منظم اتفاقات خوشایند……………………
ارزیابی افکار منفی یا بیش از حد مثبت خود…………………..
گفتگو با خانواده برای راه‌های مقابله…………………………..
محدود کردن استفاده از الکل و اجتناب از هرگونه مصرف مواد غیردارویی………………………..
موارد دیگر………………………………….

برداشتن قدم‌هایی جهت نگاه داشتن خلق در محدوده دلخواه
خوردن همه داروهایی که پزشک تجویز کرده است.
ملاقات منظم روان‌پزشک هر ……… ماه یک‌بار.
ملاقات منظم درمانگر هر …………ماه یک‌بار.
حفظ برنامه منظم خواب.

داشتن برنامه‌ای منظم که حداقل سه فعالیت ارزشمند را هر روز به‌جهت مقابله با استرس در خود دارد.

اجتناب از مصرف زیاده از حد الکل.
اجتناب از مصرف هرگونه مواد و داروهای غیرقانونی.
عدم استفاد از الکل در سی روز آتی.
عدم استفاده از مواد مفرح در سی روز آتی.
نظارت بر افکار و ارزیابی صحت و سقم آنها.
در میان گذاشتن اطلاعات خود با اعضا خانواده در رابطه با سبک‌های ارتباطی که منجر به کاهش استرس می‌گردد.
موارد دیگر ………………………………………………………………………………….

تماس با افراد ذیل در زمان داشتن افکار خودکشی
تماس با شماره تلفن روان‌پزشک ……………………………………………………….
تماس با شماره تلفن درمانگر …………………………………………………………..
تماس با شماره تلفن فرد حامی ………………………………………………………..
موارد دیگر ………………………………………………………………………………….

هر زمان احتمال ارتکاب خودکشی را در خود می‌بینم تا زمان دیدن شخصی دیگر از خودم محافظت کنم یا به اتاق فوریت‌های محلی برسم.

اگر در حال افسرده شدن هستم از تیم حمایت‌کننده خود می‌خواهم که:
با من درباره نشانگان من گفتگو کند (چه کسی………………)
برنامه‌هایی از رویدادهای خوشایند ایجاد کند (چه کسی………)
درباره راه‌های کاهش استرس بحث کند (چه کسی……………..)
اطمینان حاصل کند داروهایم را می‌خورم (چه کسی…………..)
در صورت عدم‌توانایی من با دکترم تماس بگیرد (چه کسی………)
موارد دیگر…………………………

اگر در حال مانیک شدن هستم از تیم حمایت کننده خود می‌خواهم که:
با من درباره نشانگانم گفتگو کند (چه کسی ………………………)
با من درباره کم کردن فعالیت‌هایم گفتگو کند (چه کسی …………………)
در صورتی که تحریک‌پذیر شده‌ام اجازه دهد تنها باشم (چه کسی …………………)
از بچه‌ها، حیوانات خانگی و چیزهای دیگر مراقبت کند (چه کسی …………………)
کار بانکی را از من بگیرد (چه کسی ……………………..)
سویچ ماشین را از من بگیرد (چه کسی ………………………)
من را به بیمارستان ببرد (چه کسی ……………………)
موارد دیگر ………………………………………………..

من درک می‌کنم که این قرارداد توسط من طراحی شده است تا نقش فعّال‌تری در روند درمان خود داشته باشم. هدف من آن است که حداکثر کنترل را از طریق برنامه‌ریزی برای تیم حمایت‌کننده جهت مراقبت از من داشته باشم. از این طریق، همه تصمیمات آتی مورد سنجش قرار می‌گیرد. این قرارداد تنها در صورتی تغییر می‌کند که دو هفته قبل به همه اعضای این قرارداد به‌صورت کتبی اعلان کرده باشم.

امضاهای افراد قرارداد

امضاء…………………………………. تاریخ ………..
امضاء ………………………………… تاریخ………….

در نهایت، خودکشی مسئله بسیار نگران‌کننده‌ای است که ارتباط بالایی با اختلال دوقطبی دارد. در مطالعه‌ای که توسط براون، بک، استیر و همکاران (براون و همکاران، ۲۰۰۰) صورت پذیرفت، مشخص شد میزان خودکشی در افراد دوقطبی چهار برابر بیشتر از متوسط بیماران روان‌پزشکی می‌باشد و بیماران دوقطبی، بالاترین میزان خطر را در انجام خودکشی موفقیت‌آمیز دارند. بیماران دوقطبی که اختلال مصرف مواد نیز دارند، نرخ بسیار بالاتری در خودکشی دارند به‌نوعی که آنها را در گروه همواره در خطر قرار می‌دهد (دالتون و همکاران، ۲۰۰۳). بر اساس تحقیقات انجام شده از نمونه‌های بیماران دوقطبی، نرخ شیوع اقدام به خودکشی در طول عمر یک فرد، رقم بسیار بالای ۳۰ درصد را نشان می‌دهد.

۱۰. یادگیری مهارت‌های حل مساله: در زمانی که خلق بیمار طبیعی است باید چگونگی مواجهه با مسائل را به بیمار آموزش داد تا در زمان بحران نیز بتواند از آن استفاده کند.

اولین تکنیک تاثیرگذار، به تعویق‌اندازی تصمیم است. تکنیک درنگ به بیمار کمک می‌کند تا فشار درونی‌اش برای اقدام کاهش یابد. فرد به‌خود می‌گوید فعلا تا ۴۸ ساعت آینده هیچ تصمیمی نمی‌گیرم. بعد از آن می‌توانم با کمک گرفتن و مشورت با سیستم حمایت خود تصمیم بگیرم. این امر به بیمار کمک می‌کند تا یاد بگیرد برای وصول به خواسته‌های خود می‌تواند صبوری کند. این درحالی است که بیمار دوقطبی بسیار تکانشی عمل می‌کند و بالاخص در هنگام حمله مانیک تصمیمات عجولانه و بدون فکر می‌گیرد.

در تکنیک کتاب سیاه بیمار تمام ایده‌ها و تصمیمات خود را که در دوره مانیا به‌ذهنش می‌رسد، بر روی کاغذ می‌نویسد و آن را به درمانگر و یا یکی از اعضای سیستم حمایتی خود نشان می‌دهد و تنها پس از گفتگو درباره جنبه‌ها مثبت و منفی آن تصمیم خود را به مرحله اجرا می‌گذارد.

در تکنیک اولویت‌بندی فعالیت‌ها از بیمار دوقطبی که اصرار دارد همه فعالیت‌های موردنظر خود را به‌طور همزمان انجام دهد خواسته می‌شود تا با کمک درمانگر و یا یکی از اعضای سیستم حمایتی خود فعالیت‌ها را در دو گروه فعالیت‌هایی که انجام آنها لازم است و فعالیت‌هایی که لذت‌بخش است ولی ضروری نیست، اولویت‌بندی کند. فرد ابتدا فهرست فعالیت‌های ضروری را انجام داده و سپس به گروه فعالیت‌های لذت‌بخش می‌پردازد.

در تکنیک آرامش‌بخشی به خود بیمار لیست فعالیت‌ها و موقعیت‌هایی را که در آن احساس آرامش می‌کند شناسایی و فهرست می‌کند تا در هنگام بروز بحران از آنها استفاده کند. فعالیت‌هایی مانند پیاده‌روی- دوش آب گرم- گوش دادن به موسیقی ملایم- مطالعه کتاب و موقعیت‌هایی مانند اتاق خودم- منزل مادربزرگ و … .

در تکنیک مواجهه از بیمار خواسته می‌شود لیستی از کارها و یا موقعیت‌هایی که از آنها اجتناب می‌کند را تهیه کند. اجتناب از موقعیت‌ها باعث تشدید دوره افسردگی در فرد می‌شود. انجام فعالیت‌هایی مانند ملاقات دوستان، شروع به فراگیری و یا ادامه فراگیری یک مهارت و … می‌تواند احساس کفایت را در بیمار ایجاد کند و باعث تقویت مثبت او شود که تاثیر مثبتی بر دوره افسردگی می‌گذارد.

درمان دوقطبی با دارو

درمان اختلال دوقطبی به‌صورت سنتی، درمان دارویی بوده که به‌طور معمول با تجویز یک یا تعداد بیشتری از داروهای تثبیت‌خلق به تنهایی یا همراه با داروهای ضدروان‌پریشی اتیپیکال یا داروهای ضدافسردگی همراه است.

لیتیوم (نام تجاری اسکالیت، لیتود) به‌عنوان داروی تثبیت‌خلق جهت بهبود دوره‌های شیدایی و افسردگی و جلوگیری از خطر بازگشت دوره‌های خلقی به‌مدت ۳۰ سال در امریکا مورد استفاده قرار می‌گرفت. ضد تشنج‌هایی مانند دیوالپروکس (نام تجاری دپاکوت)، کاربامازپین (نام تجاری تگرتول)، و لاموتروجین (نام تجاری لامیکتال) و تعدادی داروهای ضدروان‌پریشی مانند اریپی پرازول (جودن)، از دیگر عناصر تثبیت‌خلق و در بعضی مواقع ضدافسردگی.

مقاله مرتبط: اختلال دوقطبی

بسیاری مواقع جهت درمان دوقطبی با دارو از داروهای ضدافسردگی نیز استفاده می شود. در حالی‌که مطالعات جدید کارایی این دیدگاه را در درمان اختلال دوقطبی مورد چالش قرار داده است. از دیرباز این نگرانی وجود داشت که داروهای ضدافسردگی باعث تحریک یک دوره شیدایی در شخص می‌شود. گرچه خطر این امر در مورد داروهای ضدافسردگی انتخابی سروتوژنیک نسبت به داروهای ضدافسردگی نورادرنرژیک کمتر است (به‌عنوان مثال، سه حلقه‌ای‌ها).

بنزودیازپین‌ها به‌جهت تخفیف علائم هیپومانیا، مدیریت خواب و بیش‌فعالی و درمان اختلالات اضطرابی همراه مورد استفاده قرار می‌گیرند. با این حال، شواهد اندکی در تایید کارایی این دیدگاه به‌جهت مدیریت در ظهور و یا طول دوره‌ها و درمان اختلال دوقطبی موجود است.

جهت درمان دوقطبی با دارو باید به نچند مانع پیش رو توجه کرد. مشکل مهم در درمان دارویی اختلال دوقطبی، پایبندی به درمان است. بخشی از دلایل این امر می‌تواند با اثرات جانبی استفاده از این داروها از جمله افزایش وزن و خطر دیابت، کندی شناختی و خواب آلودگی مرتبط باشد. این اثرات جانبی حداقل برای بعضی از داروهای ضدروان‌پریشی اتیپیکال و همچنین برای ضدتشنج‌ها و درمان به‌وسیله لیتیوم، شایع هستند. به‌علاوه، فارغ از اثرات جانبی این داروها که برای گروهی از بیماران چالش‌زا است، چشم‌انداز استفاده طولانی مدت از این داروها برای بیماران دلهره‌آور است. بدون در نظر گرفتن دلایل عدم کنار آمدن بیمار با داروها، مشکل دیگر درمان دوقطبی با دارو آن است که تقریباً نیمی از نمونه‌های بیماران طی دو ماه پس از شروع استفاده از داروهای تثبیت‌خلق ، مصرف آن را قطع می‌کنند. قطع مصرف دارو احتمال عود بیماری را به‌همراه دارد. علاوه بر آن، علی‌رغم پیشرفت‌هایی که در درمان دوقطبی با دارو صورت گرفته است، با وجود استعمال دارو بیماری همچنان مزمن و با عود دوره‌های خلقی باقی می‌ماند. این دلایل، اهمیت یافتن یک جایگزین به‌جای درمان دارویی دوقطبی، مانند درمان روانی‌اجتماعی، را برای درمان اختلال دوقطبی بیشتر می‌کند.

درمان دوقطبی با طب سنتی (داروی گیاهی بیماری دوقطبی)

در درمان دوقطبی با طب سنتی از داروهای گیاهی استفاده می شود. داروی گیاهی در درمان اختلال دوقطبی شامل مواردی می‌شود که به فرد آرامش می‌دهد. در مقاله‌ی درمان اضطراب تمامی این موارد به‌طور مشروح ذکر شده است.

برخی از درمان های سنتی دو قطبی ممکن است برای اختلال دوقطبی مفید باشند. با این حال مهم است که بدون مشورت با پزشک خود در ابتدا، از این درمان­‌ها استفاده نکنید. این درمان‌ها می‌توانند با داروهایی که دریافت می­‌کنید تداخل داشته باشند. گیاهان و مکمل‌های زیر ممکن است به تثبیت خلق و خو و تسکین علایم اختلال دوقطبی کمک کنند:

  • روغن ماهی. مطالعه­ای مربوط به سال ۲۰۱۳ نشان می‌دهد، افرادی که مقدار زیادی ماهی و روغن ماهی مصرف می‌کنند، از احتمال کمتری برای اینکه بیماری دو قطبی را توسعه دهند برخوردار می‌­باشند. شما می‌توانید ماهی بیشتری بخورید تا به طور طبیعی روغن آن را را به دست آورید، یا می‌توانید یک مکملی که به نسخه پزشک نیازی ندارد (OTC) مصرف نمایید.
  • رودیولا رُزا. این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که این گیاه ممکن است یک درمان مفید برای افسردگی ملایم باشد. این گیاه می‌تواند به درمان علائم افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی کمک کند.
  • اس-ادنوزیل متیونین (SAMe). SAMe یک مکمل آمینو اسیدی است. این تحقیق نشان می‌دهد که این مکمل می‌تواند علائم افسردگی ماژور و سایر اختلالات خلقی را کاهش دهد.

همچنین بسیاری از مواد معدنی و ویتامین‌­ها نیز ممکن است علایم اختلال دوقطبی را کاهش دهند. همچنین منیزیم همانند لیتیوم عمل می‌کند. می‌توانید از مواد غذایی حاوی منیزیم مانند اسفناج- برگ چغندر- لوبیا و بادام هندی استفاده کنید.

برای کنترل دوقطبی بدون دارو باید از هرگونه مواد محرک همانند کافئین که در قهوه، نوشابه‌های گازدار، شکلات، کاکائو و چای یافت می شود اجتناب کرد. از مصرف الکل و نیکوتین نیز باید اجتناب کرد زیرا موجب افزایش اضطزاب در فرد در بلند مدت می شوند.

 

انواع درمان اختلال دوقطبی در یک نگاه

چندین درمان وجود دارند که به شما کمک می‌کند اختلال دوقطبی خود را مدیریت کنید. اینها شامل دارو، مشاوره و تغییر سبک زندگی هستند. برخی از درمان‌های طبیعی نیز ممکن است مفید باشند.

داروی درمان دوقطبی

داروهای توصیه شده ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • تثبیت‌کننده خلق و خو، مانند لیتیوم (لیتوبید)
  • داروهای ضدروان پریشی مانند الانزاپین (زیپرکسا)
  • داروهای ضد افسردگی-ضد روان پریشی، مانند فلوکستین-الانزاپین (سیمبیاکس)
  • بنزودیازپین­ها، یک نوع داروی ضد اضطراب مانند آلپرازولام، که ممکن است برای درمان کوتاه‌مدت مورد استفاده قرار گیرد.

روان‌درمانی

درمان­­‌های توصیه شده برای روان‌درمانی ممکن است شامل موارد زیر باشد:

رفتار درمانی شناختی

رفتار درمانی شناختی نوعی از گفتار درمانی است. شما و درمانگر درباره­‌ی روش‌های مدیریت اختلال دوقطبی خود صحبت می‌کنید. آن‌ها به شما کمک خواهند کرد تا الگوهای فکری خود را درک نمایید. آنها همچنین می‌­توانند به شما در ایجاد استراتژی­‌های مقابله­‌ای مثبت کمک کنند.

آموزش روانشناختی

آموزش روانشناختی نوعی مشاوره است که به شما و عزیزانتان کمک می‌کند تا این اختلال را درک کنید. دانستن بیشتر در مورد اختلال دوقطبی به شما و دیگران در طول زندگیتان کمک می‌­نماید.

درمان‌ ریتم بین‌فردی و اجتماعی

درمان‌ ریتم بین‌فردی و اجتماعی (IPSRT) بر تنظیم عادات روزانه مانند خوابیدن، خوردن و ورزش کردن تمرکز می‌کند. ایجاد تعادل در این اصول روزمره می‌تواند به شما کمک کند تا که اختلال خود را مدیریت نمایید.

سایر گزینه‌های درمانی

سایر گزینه‌های درمانی ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  • الکتروشـوک درمانـی (ECT)
  • داروهای خواب‌آور
  • مکمل‌ها
  • طب سوزنی

تغییرات سبک زندگی

همچنین برخی از مراحل ساده وجود دارند که شما می‌توانید در حال حاضر برای کمک به مدیریت اختلال دوقطبی خود از آنها استفاده کنید:

  • یک روال عادی برای خوردن و خوابیدن داشته باشید
  • یاد بگیرند تا نوسانات خلقی را تشخیص دهند
  • از یکی از دوستان یا خویشاوندان خود برای پشتیبانی از برنامه‌های درمانی‌تان درخواست کنید
  • با یک پزشک یا ارائه دهنده‌­ی مراقبت‌های بهداشتی دارای مجوز صحبت کنید

تغییرات دیگر در سبک زندگی نیز می‌تواند به تسکین علایم افسردگی ناشی از اختلال دوقطبی کمک کند.

جدیدترین درمان دوقطبی

تلاشهای زیادی در جهت افزایش کارایی درمان دوقطبی انجام شده است تا مشکلات درمانهای حال حاضر را از بین ببرد. بهترین درمان دوقطبی از نظر بیمار درمانی است که اثرات جانبی بد ناشی از استفاده از دارو را نداشته باشد، منجر به اضافه وزن نشود و یا اثر متضاد مانند خستگی یا ناآرامی در طول روز نشود. تحقیقات جدید انجام شده در مرکز روانپزشکی لندن به نتایج امیدوار کننده ای از تولید دارویی که اثرات بد جانبی فوق الذکر را ندارد رسیده است.

منابع:

۱. هافمن، دیوید و همکاران (۱۳۸۶). درمان شناختی رفتاری برای بزرگسالان. مترجم: دکتر کامیار سنایی. نشر ارجمند.
۲. قهاری، شهربانو (۱۳۹۲). سنجش و درمان اختلال دو قطبی. نشر قطره.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، بهمن ۹۶.

۸۴ نظر

  1. سلام من ۱۷ سالمه و الان که دارم درباره این بیماری تحقیق میکنم فهمیدم این بیماری رو دارم و حتی تستشم دادم و تست بهم گفت نوع شدید بیماری رو دارم گاهی وقتا به حدی پر انرژی میشم که حس میکنم میتونم هرکاری رو انجام بدم گاهی وقتا امیدمو از دست میدم بی دلیل گریه میکنم بی دلیل میخندم تصمیم های غلط میگیرم تمرکز ندارم و … من الان چیکار کنم؟؟به خانوادم باید بگم؟؟؟؟

    • کامیار سنایی

      سلام عزیزم. بله حتما خانواده رو در جریان بگذارید تا با مراجعه به روانپزشک تشخیص دو قطبی در شما ۱۰۰ درصد درست باشد. درمان اختلال دوقطبی بدون دارو و با دارو هر دو ممکن است. ببینید شدت مشکل شما چقدر است. زیرا اکثر افراد فکر می کنند نشانه های مشکلات روانی ذکر شده در یک مقاله را دارند در حالی که باید توسط روانشناس یا روانپزشک تشخیص داده شود

  2. سلام و درود
    آقای دکتر من ۲۸ سالمه و ۴ ساله اختلال دو قطبی دارم.چندین بار طی دوره های مختلف تحت نظر روانپزشک بودم اما بدلیل رعایت نکردن مصرف منظم دارو و همینطور سبک اشتباه زندگی هر بار ب بن بست رسیدم و چندین بار خودکشی نافرجام داشتم طوری ک
    دو بار کارم ب کما کشید .و از بهمن ۹۷ دارو را ترک کردم چون می‌ترسیدم دوباره دست ب خودکشی بزنم.چون وقتی قرض میخورم افکار خودکشی تقویت میشه .الان دو تا سوال دارم که ممنون میشم جواب بدید:
    اول اینکه آیا اختلال قطبی درمان میشه؟
    و اینکه دوست دارم ازدواج کنم اما میترسم نتونم خوشبخت بشم با این وضعیت روحی ک دارم
    چندین بار هم تحت نظر روانشناس بودم اما اینم مثل دارو نتونست منو درست کنه.
    اعتراف میکنم چندین بار همه تلاشم را کردم اما این احساسات افسردگی و شیدایی تو دوره های مختلف دست از سرم بزنمیداشت
    متشکرم از مطالب اموزندتون بهمن هستم از اهواز

    • کامیار سنایی

      سلام اقای بهمن. دو قطبی قابل کنترل است. همه ما بالا و پایین در خلقیات خود داریم ولی در عین حال دارای ناظری هستیم در درون خود که ما را کنترل می کند. شما باید با انجام تمرین این ناظر را در خود تقویت کنید. ضمن اینکه پیش از آنکه به تغییر خلق دچار شوید باید از نشانه های آن اگاه شوید و در نتیجه متوجه شوید که ایا کم خوابی دارم؟ غذا نخوردم؟ در محیط پر هیجان رفت و امد داشته ام و…؟ باید محیط ارامی برای خود ایجاد کنید. قبل از تغییر خلق می توانید خود را کنترل کنید و اجازه ندهید شدید شود ولی زمانی که خلق شما تغییر کرد دیگر نمی توانید براختی خودنظارتگری داشته باشد

  3. سلام اقای دکتر، خیلی ممنون که انقدر خوب پاسخگو هستید
    من دختر ۱۸ ساله هستم، وقتی که ر۱۱ سالله‌م بوده بردن که بدونم دارم چه کار اشتباهی میکنم کاری انجام دادم که بعد از اون مدت تو این چهار پنج سال اخیر هر چند وقت یه بار ب خودکشی فکر میکنم، یه مدت قبل تر هم هر شب گریه میکردم….الان هم کنکوری هستم و وضع درسیم هم خوبه خداروشکر ولی هر چند روز یک بار با پدر و مادرم بحثم میشه و بعدش دوباره مثل قبل میشم…یه لحظه امیدوارم به اینده و یه لحظه‌ی دیگه دوباره فکر خودکشی میزنه به سرم…،چند بار هم با یه سری چیزا مثل اتود و چیزای دیگه سعی کردم رگم رو بزنم ولی نتیجه‌ش فقط شد یه رد روی ساعدم! ترس اصلیم هم اینه ک رازم برملا بشه و ابروی خودم و خانواده‌م بره….الان هم بیشتر از همیشه دارم ب اون اتفاق فکر میکنم و هعی میاد جلو چشمم و اصلا چند وقته نمیتونم درس بخونم….به روانپزشک و این ها هم فعلا نمیتونم مراجعه کنم….حتا اگه در اینده بشه هم روم نمیشه بهشون توضیح بدم ک ناخواسته چه اتفاقی برام افتاده…لطفا تا جایی ک میتونید کمکم کنید، خدا خیرتون بده

    • کامیار سنایی

      عزیزم همه ادمها در زندگیشون کارهایی کردن که نمیتونن به دیگران بگن. احتمالا موضوع شما هم جنسی است. نگران نباشید این قابل درکه. ضمن اینکه این اتفاق برای بسیاری از بچه ها متاسفانه در کودکیشون می افته و مهم اینه که شما خودت رو مقصر ندونی. چون تقصیر شما نبوده. پس بدون که فقط تو این راز رو نداری. خیلیهای این اتفاق افتاده براشون ولی چون به خانواده گفتن و اونها حمایت کردن فهمیدن که موضوع بزرگی نیست

  4. سلام و درود
    ممنون از مطالب و توضیحاتتون
    میخوام تجربه ای رو با شما و دوستان دیگه به اشتراک بزارم البته من شکر خدا این بیماری رو نداشته و ندارم ولی یک بار در یک کارگاه توحید و خود شناسی شرکت کردم که خیلی فوق العاده بود و افراد مختلفی با بیماری های مختلف در کارگاه شرکت میکردند و وقتی با ریشه بیماری آشنا میشدند و کارهای گفته شده رو انجام میدادند در عرض چند روز تا چند هفته بدون هیچ دارویی شفا رو تجربه میکردند.
    یکی از این بیماریها که کاملا درمان شد اختلال دوقطبی بود به صورتی که انقدر حیرت انگیز بود که خود روانشناسش و روانشناسان و بیماران دوقطبی دیگر هم بعد از دیدن این بهبودی در کارگاه این آقای دکتر شرکت کردند و نتایج فوق العاده بودند ،بیماران دو قطبی به راحتی و به سرعت بهبود میافتند و به زندگی زیبا برمیگشتن.
    من سمیرا دهستانی هستم و مدیر عامل یک شرکت برنامه نویسیم و عاشقانه دوست دارم تا افراد بیشتری با رسیدن به آگاهی درمان بشن اسم این آقا ، دکتر سید مصطفی زارعی هست که سایتی هم به اسم mostafazarei دات کام دارن. امیدوارم بتوانم به سهم خودم آگاهی رسان باشم.

    • کامیار سنایی

      ممنون. البته باید دقت بیشتری درباره مواردی که ادعای درمانهای معجزه آسا دارند داشت زیرا با روح علم سازگاری چندانی ندارند.

  5. سلام جناب دکتر. میخواستم بدونم کپسول گاباپنتین تریاک و مورفین داره؟

  6. سلام اقای دکتر خسته نباشید و ممنون بخاطر پاسخگویی به سوالات مردم.
    دسترسی به دکتر ندارم… میخواستم بدونم برای وسواس فکری روزی چند تا فلوگزیتین برای بزرگسالان باید مصرف بشه؟

  7. سلام
    من آدم مسخره ای هستم. تازه ینی حدودا شیش ماهی بیشتر نیست فهمیدم دو قطبیم البته علائمش شدید نبودن بخاطر همین شاید کسی احتمال نمی داد ولی وقتی تحت پی گیری قرار دادم گفتن دو قطبیه.
    حالم از خودم بهم می خوره واقعا می گم.
    نمی تونم یه کاری و مثل آدم انجام بدم
    غرق احساسات و رویا پردازیامم
    حرکات سریع دست بدنم که دیگران و ذله می کنه
    مثل احمقا گاهی سر چیزای الکی عصبانی می شم اصلا معروفم به جوشی ولی بعدش مثل … پشیمون می شم
    یه مدت حالم خوبه توپم یه مدت مثل جنازه یه مدتم معمولی
    بعضی اوقات نگفته هر کاری می کنم بعضی اوقات جهنم رفتن از کاری انجام دادن راحت تره
    این چیزا خیلی توی زندگیم تاثیرای بد گذاشته خیلی بد
    گاهی به ذهنم میاد خودم و بکشم
    واقعا درموندم واقعا
    چکار باید بکنم؟ آیا به دکترم اعتماد بکنم و دارو و ادامه بدم؟؟؟
    اصلا میشه این بیماری و درمان کرد؟؟ (تو اعماق وجودمه)

    • کامیار سنایی

      سلام. دارو به شما کمک می کند ولی همینکه شما پذیرفته اید دچار تغییر خلق هستید به شما کمک می کند تا از طریق روشهای غیر دارویی حالات خود را پیشبینی و کنترل کنید. باید متوجه شوید چه شرایطی خلق شما را تغییر می دهد و چگونه خلق خود را کنترل کنید. در مقاله توضیحات بیشتری موجود است. ضمن آنکه می توانید با یک متخصص جلسات مشاوره داشته باشید. آگاهی خود را در این زمینه افزایش دهید.

  8. سلام دکتر برادر من بیماری دو قطبی داره و حدود ۱۲ سال پیش به شدت مواد مصرف می‌کرد حدود ۳۵ سالشه به خواست خودش ترک کرد و مصرف قرص برای بیماری دو قطبی داره و متادون حدود ۸ سال هیچ مشکلی نداشته و کار می‌کرد متاسفانه یهو بهم ریخت و سری رو برده به مواد و توهوم مواد داره به همه شک داره و پرخاشگر و اصلن زیر بار دکتر رفتن و درمان نیست میخوام یه راهنمایی کنید چاره چیه الان مرسی

    • کامیار سنایی

      سلام. اگر راضی به دارو نمی شود حتما ایشان را بستری کنید. مواد باعث تشدید دوقطبی و در نتیجه توهم در ایشان می شود. در صورت عدم رضایت به اجبار ایشان را بستری کنید.

  9. سلام. واسه وسواس فکری و افسردگی رفتم دکتر دکتر بهم قرص لتیوم، بایوپیپرازول، بی پریدین، پرانول و فلووکسامین داده که معمولا واسه اختلال دو قطبی هستن. یعنی من اختلال دو قطبی دارم؟

    • کامیار سنایی

      سلام. این موضوع رو باید از دکترتون بپرسید که تشخیصش درباره شما چی بوده. این حق شماست که از نوع مشکل و تشخیص دکتر آگاه بشید.

  10. با سلام
    من۱۶سالمه و یه چن وقتی بود که داشتم خوش گذرانی میکردم. در اون دوره ای که داشتم خودمو خیلی بزرگ میدیدم .ولی یه اتفاقی برام افتاد که اعتماد به نفسمو خیلی کم کرد .هرچقدرم خواستم حالمو خوب کنم با کارایی که میکردم نشد.بعد سه چهار ماه که مدام به خاطر همون اتفاق ناراحت بودم متوجه شدم که یه دو سه ساعتی شدیدا سرخوشم و یه مدت طولانیم افسرده .احساس میکنم تو درک مسائل ساده ی زندگیم مشکل دارم چیکا میتونم بکنم ؟

    • کامیار سنایی

      عزیزم سوال شما خیلی کلیه و موضوعات مبهم و کلی از خودت گفتی و در نتیجه نمیشه اظهار نظری درباره شما کرد. اینهایی که گفتید دلیل دوقطبی بودن نیست

  11. محمد ۳۰ ساله ام از ۱۸ سالگی درمانمو شروع کردم . بیشتر در فاز مانیک بودم ولی دپریشن هم تجربه کردم نوسانات سریع دارم لحظه ای .حالم تغییر میکنه . حملات پانیک هم داشتم . اول باید بگم از اینکه اینطوریم اصلا ناراحت نیستم و فکر میکنم این بیماری بسیار جذاب هست و ماها همه چیز را عمیقتر درک میکنیم . به نظرم اگر شخصی این بیماری را داره کاملا در موردش مطالعه کنه و حتی در مورد خودش هم اگاهیش را بالا ببره و در تسلط خودش قرار بده . مهندسی مکانیک خوندم ۷ سال طول کشید اما خوندم ارشد هوافضا قبول شدم . صیح هم امتحان دارم . شغل تراشکاری دارم از ۱۸ سالگی بسیار کار کردم .وضع مالی تقریبا خوبی دارم (نسبت به شرایط اولیه که هیچی نداشتم ) ۳ سال پیش با یک انتخاب فوق العاده ازدواج کردم بسیار خوشحالیم هر دو . البته مشکلات هم داشتیم اما حل کردیم . اینقدر بد نگید از این بیماری بابا بخدا اعتماد به نفس بیماران را کم نکنید . ادمهای بزرگی این اختلال را داشتن پس ماها هم میتونیم خوب زندگی کنیم پیشرفت کنیم . سعی کنید ادمهای خوب را دور خودتون جمع کنید دوستای خوب همسر خوب و… ا‌ونجاس که متوجه میشید یه سرو گردن از عام جامعه بالاتر هم هستید .

    • سلام. خیلی خوشحالم که حال شما خوب است. شما خوشبختانه تغییرات خلقی تان را در کنترل خود گرفته اید و از ان بنحو احسن استفاده می کنید. در اینصورت با شما موافقم که درک بیشتری می توانید داشته باشید. ولکن اگر کنترل در دست فرد نباشد مسلما او را دچار مشکلات عدیده می کند.

  12. سلام برادر من دو قطبی هست و ما تهران هستیم ۱۸ سالشه و دوساله که دکتر میبریم دکتر اول بهش ترانکوپین و الانزاپبین میداد و دکتر دیگر لیترام ۳۰۰ بیمارستان هم که بستری شد بهش لیتیومید ۳۰۰ میدادن و هزار تا دکتر رفتیم و بیمارستانم بستری شده و فایده نداره. بی خوابی پر حرفی و دری وری گویی پرخاش و تهاجمی میشه و همش ازار و اذیت نمیدونم چیکارکنم دو ماهه درست نخوابیدم.

    • سلام. در زمانی که دچار هیجان نیست به یک رواندرمانگر مراجعه کنند تا روشهایی را که می تواند از بروز دوره مانیا جلوگیری کند را یاد بگیرد. او باید با نشانه های شروع مانیا اشنا شود و خود پیش از انکه به مرحله بحران برسد باید مواردی مانند میزان خواب- استرسورها و…را کنترل کند. همچنین طبق تعهد نامه ای که با رضایت خود او امضا شده در این مواقع مواردی مانند کارت بانکی و …را به فرد امین می سپارد.

  13. من۱۹ سالمه.حدود یک سال پیش یه اتفاق بدی توی زندگیم افتاد که بعداز اون اتفاق من حتی خودکشی کردم و حالم خیلی بد بود.حالم که یکم بهتر شد بعداز یه مدت من دچار یه اختلالاتی شدم.یه لحظه امیدوارم یه لحظه نا امید.یه لحظه خوشحالم یه لحظه غمگین.یه روز میشینم فکرای خیلی ناراحت کننده میکنم هم راجب گذشته هم راجب آینده و یه لحظه بعدش تمام بدی هارو میذارم کنارو به آینده امیدوار میشم.رفتارای دیگه هم هست که واقعا منو خیلی اذیت میکنن.واقعا خسته شدم از این وضعیتی که یه لحظا خوش بینم یه لحظه بد بین

    • اگر این حالتها بعد از اتفاق شدید بد گذشته اغاز شده است لزوما می تواند پانیک نباشد. اتفاق را توضیح دهید

  14. من عشقم دوقطبیه نوع ۲ داره باید چیکار کنم؟

    • در صورتی که دو قطبی شدید باشد بهتر است تفکر بیشتری کنید. زندگی با فرد دو قطبی بسیار دشوار است

  15. بردیا ۳۵ ساله از تهران

    با سلام
    فقط یک خبر بسیار بد دارم.
    شرمنده که اطلاع میدم ولی بایستی اینو بدونید که کسانی که از بیماری دوقطبیت رنج ویا حال می‌برند….
    هرگز در سن بالا نتنها بهتر بلکه بشدت درگیرتر خواهند بود.
    تحربه داشتن پدر و برادر که هردو به شدت مبتلا هستن و لیتیم ۳۰۰ میخورن و نتنها ایشان بلکه خواهر بزرگترم ، دچار نوعی دوقطبیت هست که من در شناخت نوع ایشان متعجب و متفکرم…
    فقط منه بدبخت بین این خانواده به حمدلله مشکل ندارم که اونم خالی از رنج و مشقت نیست.
    به امید روزی که هیچ کس یا این نوع بیماری رو نداشته باشه و یا درکناره این شخص قرار نگیره.(کسی ناراحت نشه. چون خیلیا درک نمیکنن که چه بلاییست)

    • کامیار سنایی

      ممنون که تجربه خود را به اشتراک گذاشتید

    • جناب برای همه تزویج یکسان نکن مگه هر کسی که سرطان مبتلا می شه بدخیمه یا اینکه شش ماه دیگر قراره بمیره اصلا حرف شما کارشناسانه و قابل قبول نبود و نیست بروید یک فکری به حال بیماری بد خیمه خانواده تون بکنید و برای توده ی عظیم مردم یک نسخه نپیچید عزیز جان

  16. سلام.من دختر هستم ۲۲سالمه. امسال پنجمین سالی بود کنکور دادم و فشار عصبی شدیدی رو تحمل کردم.چون هم تو کنکور شکست خوردم هر سال و هم دوسال پیش عشقم ولم کرد و من دوسااله احساس میکنم دیییونه شدم.یه هفته شاد شادم یه هفته افسرده ترینم و همه رو اذیت میکنم.بیس روز عشقمو فراموش میکنم و به آینده امیدوار میشم.دوباره برمیگردم سمتش و پشت سر هم بهش پیام میدم و از اینکه تو گذشته دلمو شکست صتا پیام پشت هم میدم بعدش گریه میکنم چرا اینکارو کردمو اصلا کنترلی روی رفتارم ندارم با اینکه دیگه بعش احساسی ندارم و اونم منو تنها گذاشته دو هفته خوبم یه هفته بهش مدام پیام میدم و اون رو هم اذیت میکنم.اصلا نمیتونم تصمیم بگیرم یه روز میگم میرم دانشگاه دو روز بعد میگم من هیچی نمیشم.تو رو خدا چیکار کنم.از وقتی عشقم رفت و با حرفاش دلم میشکست اینطور شدم.قبلش اینقدر حالم خوب بود که الگو همه بودم.وقتی بهش پیام میدم و نردم میکنه هزاربرابر بدتر میشم

    • کامیار سنایی

      سلام عزیزم. خیلی خوشحالم که خودت متوجه حالت هستی و قبول داری که خلقت بالا و پایین میشه. این مهمترین عامل در کنترل تغییرات خلق است. شما هم می توانید دارو مصرف کنید و هم اینکه با راهکارهایی که در مقاله گفتم تغییرات خودت را کنترل کنی. نباید خودت رو در معرض اخبار و اطلاعات در رابطه با دوست قبلی ات قرار بدهی. هر گونه ارتباطی از جمله فیسبوک اینستا و…را قطع کن. چون به تو استرس وارد میکند و یاداوری گذشته می شود که باعث خشم تو و تحریک تو می شود. مقاله زیر را در این زمینه مطالعه کنید.
      https://dr-sanaie.com/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C/

  17. سلام.من دختری سی و شش ساله هستم مجرد کارشناس مترجمی زبان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دوم از هیجده سالگی تحت درمان بودم ولی تحت نظر روانشناس نبودم.حدود سه بار عود بیماری داشتم البته باید بگم شرایط محیطی ناآرومی داشتم بهرحال با تلاش خودم تا حدزیادی با اختلالم کنار اومدم.من بخاطر فشارعصبی بستری هم شدم البته در مدتهای کوتاه. دوبار خودم قرص قطع کردم و بارآخردکتر اولم تشخیص داد که دارو قطع میشه.که پزشک رو تغییر دادم.الان که مقاله شمارو خوندم بعضی علایم رو دیدم که بمن کمک کرد تشخیص بدم کجا خودم باید مراقب خودم وهیجاناتم باشم.الان دوسالی هستش که مستقلم و از محیط تشنج ب دور حتی مسوولیت مادر مریضمم ب عهده منه.داروی قبلی من لیتیوم بود که تشخیص دادن به کلیه ام داره آسیب میزنه وگاهی الانزاپین گاهی کلونازپام و پرفنازین البته تو این هیجده سال بیشتر لیتیوم با دوز کم.تو شروع بیماری باتشخیص سریع شوک گرفتم.تیروئید من مدام چک می شد الان چندسالی هستش که با آزمایش ژنیک متوجه شدم کم کاری تیروئید هاشیماتو هم دارم.که تحت نظر متخصص هستم.خواستم بدونم آیا مشکل تیروئید که دیر تشخیص داده شد مرتبطه به اختلال دوقطبی یا نه؟واینکه من خوندم این بیماری بعد از بالارفتن سن بهبود پیدا میکنه درسته یا نه؟امیدوارم این بیماری درمانش کشف بشه وآرزوی بعدی منم این هستش که بقبه مارو درک کنن و مسوولین به وضعیت بیمارستانها رسیدگی کنن وروشهای قرون وسطی رو بزارن کنار مثل بستن بیمار.انداختن تو اتاق ایزوله.شاید نظر من رو تایید نکنید ونزارید تو سایتتون ولی بنظرم نگهداری معتادها آدمهای با مشکلات شدید روانی و ادمایی که مشکل کمتری دارن همه در ی مکان منطقی نیست.ممنون می شم سوالاتمو رو جواب بدین.

    • کامیار سنایی

      سلام. بیماری دوقطبی موضوعی ازثی است و کمتر به موردی مانند تیروید ارتباط دارد ولکن مشکل تیروئید می تواند مانند سایر استرسور ها عمل کند. اکثر بیماری های روانی از جمله دوقطبی با افزایش سن قابل کنترل تر می شود.
      انتقاد شما در نحوه رسیدگی به مشکلات روانی کاملا درست است و شاید پیشرفت و گذر زمان این مشکل را حل کند. کتاب جذاب تاریخ جنون نوشته میشل فوکو به همین مورد اشاره دارد. البته این کتاب ما را به آینده امیدوار می کند.

  18. سلام،لطفا در استان گلستان و مازندران برای افسردگی شدید (مانیا ، دو قطبی) پزشکی متعهد و دلسوز معرفی فرمایید. با سپاس.

    • کامیار سنایی

      سلام. شما می توانید به مراکز معتبر برای این امر مراجعه کنید. متاسفانه بنده کسی را نمی شناسم

  19. سلام ۲۲سالمه حدود دوساله پیش اتفاق بدی دررابطه با درسم افتاد و لحظات بدی گذروندم درصورتی که عاشق درس خوندنم واز ان موقع تا الان کنترلی روی احساساتم ندارم
    ممکنه از ی نفر خوشم بیاد اما بی دلیل بد از چند روز حتی نخاهم صدایش را بشنوم
    خیلی میخابم واگه نظمش بهم بریزه کل روز عصبی ام وسردرد.ولی بعضی شبا تا صبح خابم نمیبره و اونروزو با سردرد میگذرونم….در طول روز هم ساعاتی ناراحت و دپرس و لحظاتی بد رقص و اواز و پر انرژی ام . گاهی هم بی دلیل به گریه میفتم و گاهی پرخاشگری لحظه ای دارم
    صداهایی میشنوم ک دیگران نمیشنوند و وقتی میگویم مسخره ام میکنند
    به از دست دادن عزیزانم فکر میکنم و به گریه میفتم و با خودم میگم اگه یروزی از دست بدمشون خودمو میکشم
    نمیدونم چگونه ثبات احساساتمو بدست بیارم کمک کنید

    • کامیار سنایی

      سلام عزیزم. حتما به یک روانپزشک مراجعه کنید تا به شما دارو بدهند. پس از آن به یک درمانگر جهت یادگیری کنترل خلق مراجعه کنید.

  20. سلام اقای دکتر من نمیدونم چمه تقریبا یک سال میشه اینجوریم و امکان رفتن به روانپزشک رو ندارم
    همش به فکر خودکشی هستم وخوشحالیم خیلی شدیده و ناراحتیمم خیلی شدیده مثلا پنج دقیقه به شدت خوشحال و پنج دقیقه دیگه بشدت ناراحتم و بدون دلیل هستش و کلا این چرخه تو ۲۴ ساعت ادامه پیدا میکنه. توی جمع رو دوست ندارم
    مثلا جوریم وقتی تنها هستم خیلی خیلی ناراحتم و وقتی میرم تو جمع خیلی ناراحتر کلا نه خوشحالیم عادیه نه ناراحتی ام. هر دو حالت متوسط نمیشناسه هر دو حالت شدید هستنش دیگه زندگی غیر ممکن شده برام چیکار کنم البته علایم های دیگه م دارم مثل کم خوابی در حد چهار ساعت و…..

    • کامیار سنایی

      سلام. شما نشانه هاتون را کامل نفرمودید و در حدی که فرمودید شاید بتوان احتمال دوقطبی را در نظر گرفت. سایر علائم دوقطبی را مطالعه کنید و با خود چک کنید. در صورتی که همخوان بود حتما به روانپزشک مراجعه بفرمایید. راه دیگر، مراجعه به روانشناس جهت درمان غیر دارویی است.

  21. من یک بیمار اسکیزوفرنی ۳۱ ساله پسر هستم که تمامی علایم دوقطبی رو هم تجربه کردم. خدا رو شکر با دارو زندگیم تقریبآ آرومه. در حال حاضر تنها راه درمان من تلقینه. چون بیماری روانی دارم و چون دارو مصرف میکنم نمیتونم از فایلهای صوتی هیپنوتیزم که دربردارنده امواج مغزی است استفاده کنم چونکه بعد از چند بار بیماری و خصوصا افسردگی را تشدید میکند. اما با فکر ساده هم میشه تلقین کرد. کمی انضباط و اراده میخواد. کاش دوستان و تیمی شامل دکترها همکاری میکردند و یک تیم تشکیل میدادند تا هر روز همدیگه رو ملاقات کنیم و با هم در تماس بودیم و انگیزه میدادند تا برنامه تلقین رو به طور منظم ادامه بدم. تلقین راههای مختلفی داره مثلا میشه از روش کتاب “درمانگر نادیده” اثر گری کریگ کمک گرفت. این کتاب رایگانه و به صورت pdf در اینترنت موجوده. من افسردگی ماژور دارم و ارادم تا حالا ضعیف بوده. اما بهانه تراشی ممنوع. داروهای ضدافسردگی هم کمکم میکنند. فقط به همیاری نیاز دارم. من متاسفانه هیچ دوستی ندارم و کلا تو اجتماع راحت نیستم. مگه اینکه این افراد دوستای صمیمی من باشن. با خانما راحتترم و خیلی بهم روحیه میدن، اگه خشک و بداخلاق نباشن.

  22. با سلام و عرض خسته نباشید
    خواهشا راهنماییم کنید و خواهشاسعی کنید با حوصله جوابمو بدین که بتونم استفاده کنم
    من مادرم ۵۶ سال داره سال ۹۳ یک عمل جراحی سخت تحت عنوام تومور کاروتید داشت که تو تهران انجام شد خوشبختانه عمل موفقیت امیز بود بعد از چند روز که اوردیمش خونه کم کم دچار حواس پرتی شد و کم کم حرف زدنش از حالت عادی خارج شد و به جای رسید که کسی رو نمیشناخت در واقع پرخاشگر هم شد و خواب هم اصلا نداشت تا حالا تو زندگیش اینجوری نشده بود و ما هم اینجور ندید بودیمش فکر می کردیم از عوارض عمل بعد از یک مدت خوب میشه ولی روز به روز بد تر شد این پروسه ۲ هفته طول کشید تا این که بردیمش پیش دکتر متخصص عصاب روان شکر خدا با مصرف یه دو تا ارامبخش و یکسری قرص های مخصوص بیماری دو قطبی به حالت اول برگشت و نزدیک یک ماه قرص مصرف کرد کاملا عادی شد تا این که در سال ۹۷ بعد گذشت ۳ یا ۴ سال یک حالت پرحرفی و افسردگی بهش دوباره دست داد که همون روز اول بردیمش پیش دکترش و با یه ارام بخش و یک روز بستری در بیمارستان نگذاشتیم علائم بیماری عود کنه (در واقع ترسیدیم مثل دفعه قبل شه و اصلا مطمئن نبودیم اینجوری میشه ولی بردیمش سریع دکتر) و با دیدن همون علائم روز اول تحت درمان قرارش دادیم
    بعد از بستری شدن دوباره داروهاشو شروع کردیم (داروهای درمان دو قطبی) خلاصه شش ماه دارو مصرف کرد بعد با توصیه پزشکش بعد شش ماه داروها به مرور کم و قطع شد البته نمیدونم واقعا تشخیص دکترش درسته با توجه به این شرایطی که براتون بازگو کردم ایا واقعا مادرم بیماری دو قطبی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!
    آیا طی این ۵ سال که مادرم بار اول وحشتناک دچار کم حافظه گی، حواس پرتی، عدم شناخت اطرافیان و پرت حرف زدن شد و تا جای پیش رفت که کسی رو نمی شناخت و دقیقا چند روز بعد عملش بود ایا می توان گفت با توجه به این که قبلا اصلا نه سابقه داشته نه کسی داخل خانواده این بیماری رو داشته ایا واقعا بیماری دو قطبی داره؟؟؟؟؟؟؟؟
    الان همش استرس داریم که نکنه دوباره این اتقاق تکرار شه!! این تمام شرایط مادرم طی این ۵ سال بود لطفا راهنمایم کنید؟

    • کامیار سنایی

      سلام. بله همه می تواند از علائم مانیا باشد. ضمن انکه ایشان به دارو جواب داده است.

  23. سلام
    حدودا ۸ سال است که متوجه اختلال دو قطبی در خود شده ام و خیلی منظم داروهای خود را مصرف کرده ام.
    در سال ششم بنا به تشخیص دکترم دوز دارو پایین آورده شد تا آهسته آهسته دارو قطع شود ولی متاسفانه بیماری من دوباره عود کرد و من که فکر میکردم روزی خوردن داروی لیتیم به پایان هواهد رسید اکنون فهمیدم که این بیماران با توجه به علم پزشکی کنونی باید تا پایان عمر دارو مصرف کنند…
    فکر میکنم که پزشکم به اندازه کافی با تجربه نیست و از این باب عذاب زیادی را بر من تحمیل کرد
    از شما تقاضا دارم که یه روانپزشک ترجیحا آقا که در امر کنترل این بیماری حاذق و با تجربه باشند در تهران به من معرفی کنید…
    از این که صحبتهای من توجه کردید تشکر میکنم
    در ضمن خیلی تلاش کردم که از دکتر همایون وقت بگیرم ولی ایشان مریض جدید قبول نمیکنند…

    • کامیار سنایی

      سلام. با تلگرام یا واتس اپ ۰۹۰۳۴۷۳۳۰۰۹ تماس بگیرید تا شماره روانپزشک با توجه به محل سکونت شما داده شود

  24. سلام اقای دکتر. ۶ ساله با اقایی در ارتباطم و بسیار عاشق همیم اما الان متوجه شدم که همچین بیماری داره . به مشاوری ک صحبت کرده گفته باید از من جدا شه . امکان جدا شدن اصن برام محاله چون شدیدا دوستش دارم و تصور یه ساعت دوریش محاله. خیلی تنهاست و خانواده ش خبر از بیماریش نداره . من چطور میتونم کمکش ک زودتری خوب شه . و بتونیم زودتری کنار هم زندگی کنیم

    • کامیار سنایی

      سلام. من اطلاعی از شدت بیماری ایشان ندارم و از اینکه چقدر در زمانهای مختلف در کنار ایشان بوده اید و در جریان حالات ایشان هستید نمی دانم. ایشان باید دارو مصرف کند و در کنار آن با یک رواندرمانگر کار کند تا بتواند خودش بر حال خود مسلط شده انرا کنترل کند.
      شما درباره خود مقاله زیر را مطالعه کنید تا دلایل علاقمندی خود را به او بدانید
      https://dr-sanaie.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%B1/

  25. سلام آقای دکتر
    مادر من ۷۵ ساله است حدودا سی ساله به بیماری دوقطبی و وسواس مبتلا می باشد . لیتیوم مصرف میکند ولیکن اثری ندارد . در سال ۹۷ دو بار بستری شده است. واین سری ۱۴ روز کلا نمیخوابه اگر هم با قرص خواب چند ساعت بخوابه از خواب میپره . ممنون میشم کمک کنید بفرمایین به چه دکتری باید مراجعه کنم. محل سکوت ما استان خوزستان می باشد و تهران میتونم بیارمش مشکلی نیست.

    • کامیار سنایی

      سلام. برای افرادی که دچار دوقطبی هستند و لیتیوم اثری بر آنها ندارد می توان داروهای دیگری را استفاده کرد. یک روانپزشک دیگر برای مادر پیدا کنید و حالات او را توضیح دهید تا داروی مناسب دریافت کنید.

  26. سلام اقای دکتر من سه سال دارم زجر میکشم داروهای زیادی هم خوردم ولی الان کمتر از سه سال پیش یه چیزی اومد به فکرم من کیم چیم کجام به دستام نگاه میکنم ابا برای منه بی انگیزی بی هدف واحساس پوچی میکنم چون حمله هم دارم تشخیص بیماری پانیک و افسردگی ودو قطبی را دادن ایا دارویی برای درمان قطعی این بیماری یا بهتر بگم دو قطبی هست من متولد هفتادم از سرترالین شروع کردم تا اپرلپت و دپاکین وهزار نوع قرص های دیگه

    • کامیار سنایی

      سلام. با توجه به سن و سال شما سوالهای ذهنی تون کاملا طبیعی است اما وقتی با احساس افسردگی ترکیب میشه شاید بجای آنکه باعث رشد و هدف مندی در شما بشه باعث شک و بی انگیزگی بشود. باید حتما در کنار یک روانشناس خوب و با موضوعات سوالات فلسفی خود را مطرح و درباره آن گفتگو کنید. سوالات ذهنی شما اتفاقا می تواند به شما انگیزه حرکت و هدفمندی بدهد. سعی نکنید از سوالات ذهنی خود فرار کنید. آنها هدف زندگی به شما می دهند.

  27. سلام.متولد ۵۹هستم.خواستگاری دارم بیمار دو قطبی هست.اروم هست .ایام عید به دلیل کار زیاد و کم خوابی و نخوردن قرص منتقل میشه به بیمارستان..امروز وقتی پدرایشان رو دیدم اصلا بهم توجه نکرد و مخالف این وصلته. تحمل این صحنه برای من درد اور بود که وقتی پسرش منو به پدرش معرفی کرد به حرف پسرش توجه نکرد ناراحت شدم اما خودم زدم بیخیالی..ولی تا حدودی با مادرش کنار میام.اقا پسر سه تا دارو میخوره از جمله لیتوم و…منم پسره رو دوست دارم پسر هم منو خیلی دوست داره و میگه تو درکم میکنی و نگرانمی.اما نگران اینده ام هستم و مخالف پدر با این ازدواج ….میشه دقیق منو راهنمایی کنید ممنون میشم

    • کامیار سنایی

      عزیزم مهم تر از اینکه پدر او با شما موافقت نداره، مشکل دو قطبی او باید برای شما مهم باشد. اینکه او من را دوست دارد و من او را دوست دارم قضیه ای نیست که بتواند شما را به ازدواج با او مطمئن کند. حتما پیش یک رواندرمانگر بروید تا شدت مشکل ایشان بررسی شود. هر چند وقت دچار این حالت می شوند و چگونه مشکل بروز می کند باید مورد بررسی قرار گیرد.

  28. سلام خسته نباشید
    دخترم۱۹ ساشه پشت کنکوری بوده سال سوم معدل بالای ۱۹ ولی سال چهارم افت شدیدی داشت معدلش ب ۱۷ رسید خیلی درس میخوند اصلا حاضر نبود ب کسی یا چیزی غیر از درس فکر کنه خلاصه تو کنکور رتبش خیلی بد شد و امسال برعکس سالهای قبل اصلا درس نمیخونه همش میگه برم بیرون و دوست داره بریم مهمانی ومهمان بیاد ولی تو جمع بادیگران ارتباط برقرا نمیکنه میگه دیگه دوست ندارم درس بخونم تست درسی رو اصلا نمیتونه بزنه میگه یادم رفته بعضی وقتها فکر میکنه و میخنده پیش روانپزشک بردم ریتالین و رسپریدون دادن وقتی میخورد تپش قلبش زیاد میشد قطعش کرد
    اصلا تمرکز فکری نداره
    خواهشمندم من را راهنمایی و کمک کنید

  29. مطالب سایت تون خیلی کامل و مفید است..
    ممنون از وقت و انرژی ای که میزارین

  30. سلام آقای دکتر من ۲۶ سالمه و دو قطبی دارم تا حالا یک بار دکتر مو عوض کردم وسواسم هم دارم دکتر جدیدم هم دکتر خوبی با هاش مشورت کردم گفتم آیا برای درمان وسواسم می تونم هیپنوتیزم انجام بدم بهم می گه هیپنوتیزم برات خوب نیست حالتو بد می کنه ولی من خودم خیلی دوست دارم هیپنوتیزم بشم نظر شما چیه آیا هیپنوتیزم چون که دو قطبی دارم برام بده؟

    • کامیار سنایی

      سلام جانم. هیپنوتتیزم پدیده عجیب و غریبی نیست که تا بحال برای شما اتفاق نیفتاده باشه. وقتی محو تماشای تلویزیون هستی در واقع هیپنوتیزم تلویزیون شده ای. خودت میتونی خود هیپنوتیزمی رو یاد بگیری. اما توصیه من برای شما آن است که اگر دوقطبی دارید لزومی به این کار نیست. هیچ تاثیری بر بهبود وسواس و دوقطبی در شما ندارد. به عبارت بهتر برای وسواس راهکارهای موثر دیگری وجود دارد که می توانید با کمک یک رواندرمانگر و نه روانپزشک از آنها بهره ببرید.

  31. سلام، من دانشجو پزشکی ام و سال پنجم ، چیزی ک منو نگران کرده اینه ک اکثر کارام رو نیمه کاره ول میکنم مثلا تابستونا چیزای جدید یاد میگرفتم ولی دیگه پیگیر نمی شدم والانم ک دانشگاه وقت کنم میرم کلاس غیر درسی و وقتی سرم شلوغ میشه ول می کنم ،کلا ادم شوخی هستم و زیاد مسائلو جدی نمی گیرم و بعضی وقتها حوصله هیچ کسیو ندارم ، نمی دونم مسائل درسی باعث میشه من بعضی وقتها کم بیارم و نوسان داشته باشم یا اینکه ب خاطر درسامه؟ ولی هیچ وقت ب خودکشی فکر نکردم یا اینکه نمیخام از پزشکی انصراف بدم ، یا بد دهن نیستم ، ب نظر شما دوقبی ام

  32. سلام آقای دکتر بسیار متشکر از مطالب کاملتون امیدوارم نتیجه این قدم بشر انسان دوستانه تون به شما برگرده.
    همسر من ۴۰ ساله هست و حدودا ۲۰ سال هست که دچار دوقطبی هست برای درمان پیش یک رواندرمانگر خوب توی شیراز می خوایم بریم اگر پزشکی می شناسین که بتونه به ما کمک کنه لطفا معرفی کنید این مسئله روی زندگی مون تاثیر زیادی گذاشته من دوست دارم کمک کنم تا شوهرم بتونه زندگی عادی داشته باشه.
    پیروز باشید.

    • کامیار سنایی

      سلام. شما برای دارو می توانید پیش روانپزشک بروید. داروهای دو قطبی کاملا مشخص است و هر روانپزشکی براحتی می تواند به شما کمک کند. اما شما باید یک رواندرمانگر (رواننشاس) خوب در شیراز پیدا کنید. متاسفانه من در شیراز کسی رو نمی شناسم.

  33. سلام
    خواهر من اختلال دوقطبی داره و متاسفانه به هیچ عنوان قبول نداره که بیماره و به شدت ما رو با رفتارهای پرخاشگزانه اش آزار میده ،حتی به پدر و مادرم فحاشی میکنه.
    تنها راهی که برامون باقی گذاشته بستری کردنه که ما هم خیلی نگرانیم بابت این موضوع
    آیا راه دیگه ای هم هست؟
    اصلا نمیشه باهاش صحبت کرد و واکنش نشون میده و از هیچکس حرف شنوی نداره

    • کامیار سنایی

      سلام. مهم ترین شرط در بهبود دو قطبی، پذیرش بیماری و همکاری در جهت کنترل حالات خلقی خود است. شما به عنوان خانواده باید محیط با ثبات – بدون تنش بوجود آورید. (چه تنش منفی و چه مثبت. حتی میهمانی های شلوغ برای فرد تنش زا است). فرد باید یک روتین ثابت داشته باشد. ساعت خواب و بیداری و غذای معین، فعالیتهای در حد متوسط و بدون فشار و … ولی در نهایت اگر فرد همچنان همکاری نمی کند چاره ای جز بستری کردن برای مدت کوتاه نمی باشد. اما باید بدانید بستری شدن درمان فرد نیست و تنها او را آماده می کند تا با درمانگر جهت کنترل خلق و هیجانات خود همکاری کند.

  34. WaQan mamnoOn aZ matalebe khoObetoOn

  35. سلام .من دختری ۳۲ ساله هستم. دوسال پیش حمله شدید شیدایی به من دست داد. با نعره های بی اختیار من در نیمه شب تمام همسایه ها بیدار شدند. فکر میکردم بزرگترین و برترین مخلوق خدا هستم و توهمات بسیار زیادی ذهنم رو زنجیر کرده بود فکر میکردم مامورم شیطان رو بکشم و خیلی چیزهای دیگه که باعث شد از شدت فشار ، سه روزه ۶ کیلو لاغر شم بعد از اون افسردگی شدید گرفتم دوسال این حال طول کشید و من مرتب دارو مصرف کردم و میکنم بعد از دوسال الان مدت ۸ ماهه حالم بسیار خوبه تنها دلیل حال خوشم خداونده که بعد از درماندگی من به دادم رسید. این که چجوری بماند . هر کس معجزه خاص خودش رو تجربه میکنه.فقط اونه که میتونم مارو از محبت و توجهش سیراب کنه. اگر دست از کمک خواستن از او برندارید ، به شما که مثل من درگیر بیماری هستید مژده میدم نجات پیدا خواهید کرد.چون خدا دستگیر به آخر خط رسیده هاست.

  36. مسعود حرفاني

    سلام اقای دکتر
    خواهری دارم ۴٢ ساله ٣ تا بچه داره بعضی اوقات میگه شما بچه های من نیستید برادر های من نیستید مادر من نیستید خیلی خیلی معتقد اهل نماز روزه است مثل این میمونه که دیگه قرق شده تو قران دین یه بار سابقه رفتن از خونه داشت بعد از ٣ روز تو قم تو حرم پیداش کردیم به یه بنده خدایی گفته من باید خانوادم و بکشم که رفتم مشهد دنبال من نیان دیگه
    اقای دکتر از شما راهنمایی میخوام یا کسی معرفی کنید تو تهران کرج یا هر شهر دیگه ای

  37. سلام اقای دکتر من ۲۶ سال و دانشجو ام از بچگی این حالات دو قطبی داشتم ولی درمان و مصرف منظم دارو رو یک ساله که دارم اجراش می کنم دارو هام دپاکین و ریسپریدون و فلوکستینه خدا رو شکر ـخوبم الان من بیست واحد برای پاس کردنم ولی هرچی سعی میکنم که بشینم درس بخونم نمیشه ی نیرویی منو از سر جام بلند میکنه چی کار کنم ؟

    • شما احتمال زیاد دارای کمالگرایی نیز هستید و استانداردهای بالایی برای خودنون دارید. این موضوع ربطی به دو قطبی شما نداره. مقاله کمالگرایی را در سایت مطالعه کنید.

  38. سلام آقای دکتر متاسفانه برادر من در سن ۱۶سالگی به مدت ۱سال در خانه ماند و حتی به تلویزیون نگاه نمی کرد می ترسید گریه میکرد بعد از یک سال دیگر آرام و قرار نداشت به طور مثال گوشی را ۳میلیون میخرید و ۱میلیون می فروخت خودشو بزرگ می دونست الان ۲۴سالشه باز یک ماهه بیرون نمیره و رفتارهاش طبیعییه فقط دوس نداره غریبه ها رو ببینه بیرون به زور میبریم دکتر بردیم گفت بیماری دو قطبی داره به هیچ عنوان هم اهل سیگار و مواد مخدر نیست خواهشها کمکمون کنید

    • خیلی متاسفم از انچه فرمودید. عزیزم چه کمکی از دست بنده بر میاد؟

      • سلام دوست دخترم به بیماریه دوقطبی دچاره و من سعی دارم کمکش کنم. فکر میکنم خیلی شدید نباشه بیماریش ولی به تراپیست مراجعه میکنه و دارو مصرف میکنه. بهونه گیری ها و عصبانیتاشو درک میکنم ارومش میکنم و سعی میکنم بهش اعتماد به نفس بدم و خوشحالش کنم. میخواستم بدونم چه کار های دیگه ای برا کمک کردن بهش باید انجام بدم ریزه کاریا و هرچی که باید بدونم برا کمک کردن بهش. ممنون میشم بهم اطلاعات بیشتری بدین

        • کامیار سنایی

          سلام. باید شرایط محیطی کم استرسی داشته باشه. گشنگی تشنگی زیاد تعداد زیاد ارتباطات و جمع های شلوغ خواب کم و روابط پر تنش همگی باعث شروع دوره می شود. در دوره هایی که ایشان دچار عصبانیت و پرخاش ی شوند باید اطرافیان متوجه باشند که این حالت او موقتی بوده و در صورتی که با ارامش برخورد کنند زودتر تمام می شود. ایشان نیز باید یاد بگیرند چطور در این مواقع خود را ارام کنند.

  39. حمید رضا عالی

    سلام آقای دکتر گرامی
    بنده پسری دارم ۲۲ ساله که تمام ویژگیهای دو قطبی را که ذکر کردید دارد.
    حدودا پنج سال است که از روانگردانهای سنگین استفادهومیکند و حدودا یکساله که مواد مخدر هم استفاده میکنه.
    سه ماه میش به خواست خودش رفت به کمپ ولی یکماه پیش لغزش کرد و الان مصرفش بیشتر شده.
    راهکارهایی را که داده اید، رعایت نمیکند و اعتقادی بهوپاک ماندن و راهکارهای پزشکان ندارد.
    من و مادرش مستاصل شده ایم.
    اگر ممکنه تلفن و آدرس مطب را بفرمائید.
    با تشکر

    • سلام. ابتدا باید دو قطبی در او درمان شود در غیر اینصورت ترک کردن فایده نداشته و مجدد فرد بر می گردد. مطب بنده در استانبول است.

    • سلام اقای دکتر خواهر من الان حدود ۷ ساله بیماری دوقطبی داره تو این ۷ سال ۳ بار بستری شده و هر دفعه حالش از دفعه قبل بدتر میشه چون داروهاشپ سر خود نمیخوره الانم بیمارستانه دکترا گفتن atcباید انجام‌بدن واسش سر درگم هستیم ک انجام بدن یا نه رضایت بدیم یا نه ترو قران جوابمو سریع بدی فردا صبح میخوان انجام بدن واسش

      • کامیار سنایی

        عزیزم این چیزی نیست که به سرعت و با اطلاعات اندک بشود پاسخ داد. باید شرح حال کامل بیمار در دسترس باشد.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*