پرسش‌های شما

پاسخ به سوالات شما با موضوع وسواس افکار جنسی

امتیاز

پاسخ به سوالات شما

موضوع: وسواس افکار جنسی

در این ویدیو، دکتر کامیار سنایی به یکی از سوالات کاربران با موضوع وسواس افکار جنسی پاسخ داده‌اند. شما می‌توانید سوالات خود را از طریق سایت دکتر سنایی به آدرس dr-sanaie.com یا از طریق اینستاگرام ایشان به آی.دی kamyarsanai مطرح نمایید تا در اسرع وقت به آن پاسخ داده شود.

متن سوال مطرح شده را می‌توانید در زیر نیز بخوانید:

سلام جناب دکتر، وقت بخیر.

من حدود ۵ سال پیش چند باری با شخصی رابطه جنسی داشتم. اما متوجه اشتباهم شدم و دیگه اون رابطه رو قطع کردم. در تمام این مدت ۵ سال، مدام فکر می‌کنم که اون شخص در منزل من یا محیط کارم یا هر جایی که هستم حضور داره و با من ارتباط جنسی برقرار می‌کنه. و وقتی این فکر توی ذهنم میاد، اون قدر وسواسم بالا میره که باید خودم رو بشورم، لباس‌هامو بشورم. و نمی‌تونم تشخیص بدم که آیا واقعا این اتفاق افتاده و اون به من تعرض کرده. و بزرگترین ترس من این هست که اگر اقدام به بارداری کنم، بچه‌ای که به دنیا میارم، بچه‌ی همسرم نباشه و از اون شخص باشه.

خواهشمندم راهنمایی بفرمایید.

از شما دعوت می‌نماییم پاسخ دکتر سنایی به سوال فوق را از طریق فیلم زیر ببینید و بشنوید.

 

 

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره وسواس افکار جنسی به کتاب خودیاری برای درمان وسواس رجوع کنید.

 

کلیک کنید

کتاب خودیاری برای درمان وسواس- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

دکتر کامیار سنایی

روانشناس، مشاور، هیپنوتراپ و عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی. خوشحالم که به یاری امکانات نوین تکنولوژی، می‌توانم با هموطنانم ارتباط برقرار نمایم. امکان دریافت سوالات شما در این سایت وجود دارد. تلاش خود را به‌کار می‌گیرم تا در زمان کوتاه و به صورت مقتضی، پاسخ آنها را ارایه نمایم. امیدوارم اطلاعات موجود در این سایت مورد استفاده شما واقع گردد. از نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما صمیمانه استقبال می‌نمایم.

نوشته های مشابه

‫221 نظرها

  1. سلام و عرض ادب دکتر
    لطفا در رابطه با مسعله ای که میگم کمکم کنید❤️تشکر میکنم
    بنده پسری نوجوان هستم که از بچگی وسواس های عملی و فکری مختلفی رو تجربه کردم و تونستم حالا یا تمومش کنم یا کمش کنم و جا داره از شما هم تشکر کنم بابت مقاله هاتون ❤️

    اقای دکتر اینم بگم من از بچگی به پاهای خانم ها حس جنسی داشتم! که متاسفانه با دیدن ویدئو های مربوط بهش خود ارضایی میکنم و حتی به دیدن فیلم های ارباب و برده هم شروع کردم bdsm ! که از این موضوع شرمنده و ناراحت هستم! البته اینم بگم من رابطه جنسی هم دوست دارم ولی نه به اندازه فوت فتیش!

    آقای دکتر موضوعی که ناراحتم میکنه اینه! من چند روز پیش داشتم یه داستان فوت فتیش در نوع ارباب برده میخوندم! که اصلا درباره فوت فتیش میخواستم باشه ولی یهو ناگهان که تهه داستان نوشته بود ارباب (زن) به برده (مرد) با آلت تناسلی مصنوعی دخول کرد
    این باعث وحشت من شد! چون من اول از این موضوع خوشم اومد حتی الانم نمیدونم خوشم میاد یا نه فقط دنبال یه راهی هستمه بهم ثابت بشه بدم بیاد! من کلا بسیار بدم میاد و دوست ندارم اینطوری باشم!
    بعد از اون اتفاق توی ذهنم یه مرد یا بیشتر یک زن با آلت تناسلی مصنوعی همش توی ذهنم میاد و دارن به یکی تجاوز میکنن و منم خوشم میاد ولی بعدش ناراحتی شدیدی میگیرم چون نمیخوام اینطوری باشم یا به من برسن!
    آقای دکتر از اونجایی که وحشت عجیبی از این ماجرا دارم و علاقه ای به این موضوع ندارم پس برای چی خوشم اومده؟
    و اینکه آیا اینم وسواس هست؟
    خواهش میکنم کمکم کنید
    خدا شمارو نگه داره ❤️

    1. اینها افکار وسواسی است. هر زمان این افکار آمد به خود بگویید اینها وسواس فکری است و هیچ معنایی ندارد.
      فیلم پورن هم تلاش کنید نبینید. کتاب پورنوگرافی لذت ممنوعه و کتاب خودیاری درمان وسواس را مطالعه کنید

      1. چشم دکتر جان حتما کتاب هارو تهیه میکنم!
        ببخشید میخواستم یه چیز دیگت هم بگم!

        من به روانشاس مراجعه کردم و دقیقا همین حرفایی که به شما زدمو به اونم زدم، ولی متأسفانه به نظرم روانشناس آدم ماهری نبود! ایشون ترس تو دل من انداخت که شاید مفعول بشی واقعا! آقای دکتر از شدت فکر کردن دارم دیوونه میشم، به خدا وقتی خودمو درحال رابطه با مرد و مفعول بودن تصور می‌کنم حالم بد میشه و همش در حال چک کردن احساساتم هستم، حتی معذرت میخوام این فکر میاد توی ذهنم که نکنه دوست داشته باشم چیزی تو مقعدم بکنم ! و همش دنبال یه راهی هستم که احساس کنم اینطوری نیستم! و آقای دکتر فکری که بیشتر از هر چیزی اذیتم میکنه یه زن بود بهم با دیلدو دخول میکنه و من خوشم میاد ولی بعدشم احساس ناراحتی شدیدی میگیرم نسبت به این فکر و دنبال یه راهی هستم خوشم نیاد
        ببخشید طولانی شد نظرتون وسواس چیه؟
        و اینکه راهی هست که انحراف جنسیم (فوت فتیش و ارباب برده) رو خوب کنم؟

        1. دکتر جان عرض ادب مجدد
          ببخشید از مزاحمت دوباره

          این پاسخم به این حرفتون است که گفتین (((((همین که این فکرها اذیتتون می کنه یعنی وسواس دارید. فردی که انحراف جنسی داره از این فکرها احساس بد نمی کند.)))))

          منظور شما اینه که این فکر که یک نفر به من دخول میکنه (این فکر اذیتم میکنه واقعا دوست ندارم اینطوری باشم) وسواس هست درسته؟و این جزو انحراف جنسی حساب نمیشه و همش افکار وسواسی هست

          ولی من در حین حال یه مسعله جدا از این قضیهه که هست متاسفانه علاقه به پای خانم ها دارم و بعضی وقتا میل بردگی این انحراف جنسی محسوب میشه درسته؟

        2. بله وسواس است.
          آیا از میل بردگی اذیت می شوید؟ آیا این فکرها مرتب به ذهن شما می آید و شما سعی در سرکوب ان می کنید. آن هم وسواس است. اما اگر مشکلی ندارید م تواند نشانه کمبود عزت نفس شما باشد.
          با یک درمانگر با تجربه مشاوره کنید

  2. سلام وقت بخیر آقای دکترمن یه دختر27ساله هستم که 3ساله درگیروسواس فکری افکار جنسی ام که یه مدت حالم بهترشده بود،تا اینکه اتفاقی برام افتادآقای دکتر من از اول وقتی خواستم عقدکنم عاشق همسرم نبودم خیلی حالم بدبود که خواستم باهاش ازدواج کنم بخاطر اینکه دلم برای همسرم می‌سوخت بخاطر اینکه بهش جواب رد میدادم حالش بد میشد من نمی‌دونستم تحمل کنم اما تو این سه سال عاشقش نشدم ولی تا یه حدی دوسش داشتم اما ته دلم راضی نبودم و همیشه از خدا میخواستم اگه عاشقش نمیشم اگه فایده نداره جدابشیم و اینکه آقای دکترابراز علاقشم معمولیه اونجوری ک من میخواستم نیست خیییییلی عاشقانه ک من حس خیلی خوب بگیرم نبوده ولی همیشه ازخیانت میترسیدم میگفتم من هیچوقت خیانت نمیکنم بهش تا اینکه تکلیفم تا قبل اینکه بریم زیریه سقف مشخص بشه
    بعدآقای دکتریکماه پیش یه پسر رو دیدم ازش خوشم اومد ونگاهش کردم اونم اومد دنبالم و بهم گفت ازت خوشم اومده شمارتو میشه داشته باشم ک من گفتم نه نمیشه چون نمیخواستم خیانت کنم ب همسرم ولی اون پسر تو دلم موند نگاهش چهرش رفتارش ولی استرس می‌گرفتم میگفتم دارم بهش فکر میکنم این خیانته و هروز اون پسر رو می‌دیدم و هی حس دوست داشتن بهم دست میداد حس اینکه عاشقش شدم ولی میگفتم نه نباید خیانت کنم و وقتی به این فکر میکردم ک عاشقش شدم خیییییلی استرس می‌گرفتم حالم بدمیشدولی از یه طرفم یه دردی تو وجودمه ک دوسش دارم ولی حالم بده خیلی همش فکر خیانته و اینکه همش هی دلم میخواد برم نگاش کنم اما از طرفیم گریه میکنم میگم خیانته و همش دلم میخواست باهاش حرف بزنم اما از طرفیم حالم بد میشد تا اینکه یه شب صداش زدم برام یه کاری انجام بده ک انجام داد و اومد شمارشو داد رفت منم یجوری شدم هم خوشحال هم استرس هم ناراحت دیگه گفتم بذار بهش پیام بدم برا کاری ک کرد ازش تشکر کنم و هم اینکه ببینم چی میگه دوست داشتم حرفاشو بفمم بعد اینکه تشکر کردم ازش
    شروع کرد به پیام دادن که خیلی دوست دارم عاشقتم وابراز علاقه شدید ک من خیلی یجوری شدم عاشقش شدم اما از طرفیم حالم خیلی بد بود گفتم من نباید خیانت کنم و فقط درجواب حرفاش گفتم من عقد کردم و از نظر روحی هم حالم خوب نیست پس نمیخام بذار بشه روحیم این ابراز علاقه هارو هم نکن بعد گفت مگه مشکلت چیه براش زندگیمو گفتم ک عشق نبوده و همیشه از خدا خواستم کمکم کنه یا جدابشیم ازهم یاعاشقش بشم زندگیمو براش گفتم و گفتم ک نمیخوام خیانت کنم پس بهم پیام نده وابراز علاقه نکن چون من احساسی شدم با کارات با حرفات و الان بخاطر اینکه احساساتم ک بهت پیداکردم به شدت عذاب وجدان دارم نمیخام دیگه چیزی بگی تا ببینم تکلیف زندگیم چی میشه،ولی دوباره وقتی میدیدمش قلب تند میزد حس خوب همراه با استرس ک بعدش سریع حالم بد میشد میگفتم وای خدایا من به شوهرم خیانت کردم ک بهش پیام دادم و اون ابراز علاقه کرد ومنم عاشقش شدم و خیلی گریه کردم خیلی افسرده شدم از خودم بدم میادشدید اما مستقیم به پسره نگفتم ک من عاشقتم دوست دارم بهش ابراز علاقه نکردم تو دل خودم نگه داشتم ولی دیدم خیلی ابراز علاقه می‌کنه شدیددددد منم گفتم اینارو میگی من احساسی شدم نگو خواهشن من نمیخام ب همسرم خیانت کنم منتظرم خدا هرجور ک صلاح میدونه درسش کنه برام بدون خیانت بعد دیدم هرمز برام آهنگ می‌فرستاد میومد روبه روی مغازم برام گیتار میزد میخوند ک من درد می‌کشیدم گریه میکردم میگفتم خدایا چرا اینجوری شد من عاشقش شدم ودارم ب همسرم خیانت میکنم هم دوست داشتم باهاش حرف بزنم هم دوست نداشتم میگفتم نه من شوهر دارم و نباید خیانت کنم تا اینکه یه شب یه تلنگر به سرم خورد گفتم بذار ببینم چجور پسریه اگه بده دیگه ازش بدم بیاد دیگه راحت بشم برم حتی بهش فکرم نکنم تا اینکه از زندگیش پرسیدم و فهمیدم قبل با دختری رابطه داشته و خیلی عاشقش بوده وقتی اینارو شنیدم حالم خیلی بد شد و یه حرفایی زد از خودش ک شوکه شدم گفت میرم پارتی می‌گفت خیلی عاشق نامزدم بودم اما بهم خیانت کرد من آسیب دیدم و یه حرفایی زد ک انگار آدم نرمالی نبود ازش ترسیدم حالم بدشد خیلی گریه کردم گفتم وای خدایا من عاشقش این آدم شدم ولی نمیخواستم باهاش باشم تا تکلیف زندگیم معلوم بشه و اگر جداشدم برم با این شخص ولی یهو فهمیدم ک خوب نیست و خیلی درد کشیدم گفتم تو که اینجور آدمی بودی چرا اومدی ب من ابراز علاقه کردی و خیلی افسرده شدم بلاکش کردم ولی الان دارم خیلی دردمیکشم چون بهش علاقه پیدا کردم ولی فهمیدم آدم نرمالی نیست خیلی درد میکشم از طرفیم خیلی درد میکشم میگم من خیانت کردم ب همسرم و عذاب وجدان شدید دارم همش گریه میکنم اما آقای دکتر من ب اون پسر ابراز علاقه نکردم و نخواستم ک باهاش دوست باشم فقط باهاش درحد یه هفته حرف زدم ک من از زندگیم گفتم و گفتم میخام تکلیفم روشن بشه و اون ابراز علاقه میکرد اما من حرف عاشقانه نمیزدم با خودم گفتم ببینم خدا برام چی میخواد اگه صلاحه با همسرم باشم ک زندگی پر از عشق داشته باشم امااااا اگه صلاح نیست زندگی عاشقانه ندارم با همسرم پس ازهم جدابشیم و وقتی فکر اون پسر میومد سراغم استرس می‌گرفتم میگفتم نه نه نباید بهش فکر کنم از عمد ب خودم میگفتم ن من به اون پسراحساسی ندارم میگفتم نه من به همسرم احساس دارم والان ارتباطی با اون پسر ندارم اما دارم به شدددددت زجر میکشم میگم من به همسرم خیانت کردم چون عاشق یکی دیگه شدم چون با یکی حرف زدم الان میخام با توجه به حرفایی ک گفتم بهم بگید من واقعا به همسرم خیانت کردم؟
    اما خودم همش با خودم میگم منکه احساسمو سرکوب کردم ب اون پسر نگفتم ک عاشقت شدم و درحد عادی از زندگی خودم براش گفتم و اون ازعشقی ک ب من داشت گفت و الان همش با خودم میگم خیانت کردم میگم اینکه عاشق اون پسر شدم اما تو دل خودم نگه داشتم و بعد ک متوجه شدم آدم نرمالی نیست و درد کشیدم این خیانته به همسرم میگم همینه درد کشیدم درد عشق وبعدم درد اینکه فهمیدم آدم درستی نیست همین درد خیانته ب همسرم واینکه وقتی هم پیام میداد اون پسر من یه حس تحریک می‌گرفتم ک انگار دوست داشتم اما همراه با استرس وحال خیلی بد والان به شدت ناراحتم می‌خوام بهم بگید من خیانت کردم به همسرم من دختر کثیفی هستم؟اینکه عاشق اون شخص شدم اما تو دلم نگه داشتم این خیانته ازتون خواهش میکنم حقیقتو بگید هرررر چند تلخ اما میخام فقط بدونم خیانت بوده یا نه؟نمیخام‌چیزی بگید که من فقط آروم بشم میخام حقیقتو بگید هر چند بیشتر درد بکشم تو روخدا زود جوابم رو بدید ممنونم واینم بگم آقای دکتر یه حس تحریک هم بهش دارم ک هم دوست داشتم هم ترس استرس وعذاب وجدان

    1. اولا بدلیل لینکه شما دچار وسواس فکری از نوع خیانت هستید پاسخ من تنها مدت کوتاهی شما را آرام می کند ولی مجددا فکرهای وساسی بر می گردد. اگر سوالات دیگران را نیز بخوانید متوجه می شوید افراد مثل شما با این وسواسهای خیانت زیاد هستند. باید وسواس فکری خود را درمان کنید. این فکرها ربطی به بد بودن و کثیفی شما ندارد.
      نکته مهمی که باید بدانید آن است که احساس دست فرد نیست ولی رفتار دست فرد است. اینکه از شخصی خوشتان بیاید طبیعی است و نباید خود را ناراحت کنید ولی رفتار دست شما است. یعنی شماره دادن و حرف زدن و…دست شما است.
      در حال حاضر بدلیل اینکه مدتی با او گفتگو کردید مدت زمانی طول می کشد تا از فکر شما خارج شود. نگران نباشید. اگر هیچگونه ارتباطی با او برقرار نکنید بتدریج کمرنگ می شود.
      نکته مهم: عشق حقیقی چیزی نیست که یکباره ایجاد شود. نگران فقدان عشق در ازدواج خود نباشید. زیرا عشق واقعی بتدریج و پس از فداکاذی و شناخت طرفین حاصل می شود. عشق یک شبه و آنی ناشی از هورمون است که دوام ندارد

      1. سلام و عرض ادب خدمت شماممنون بابت پاسخگوییتون،آقای دکتر من تو اون مدت کوتاهی ک با اون شخص ارتباط داشتم یعنی فقط از شرایط زندگیم گفتم وایشون ابراز علاقه میکرد اما من نه وگفتم می‌خوام تکلیف زندگیم روشن بشه و به من پیام وزنگ نزن اما به بهانه ای دوباره پیام میداد ومن معمولی گاهی با خنده جواب میدادم اما نه بهش قولی میدادم نه ابراز علاقه یه شب دیدم داره تماس میگیره جواب دادم وگفتم دیگه بامن تماس نگیره یهو دیدم حرفای به شدت تحریک کننده زد ک من خیلی استرس گرفتم و هم به شدت استرس وحال بد وهم خودم هم تحریک میشدم وگفتم ساکت شو حرفای زشت نزن تا مثل آدم باهات حرف بزنم که دیگه دست از سر من بر داری اما اون منم با این حرفا عصبی میکرد و دیدم ساکت نمیشه تلفن رو قطع کردم و حالم خیلی بد بود اصلن دوست نداشتم حرفاشو و از خودم به شدددددت متنفرشدم افسرده شدم حس کثیفی دارم چون اون حرفا رو زد اسم بدن منو آورد من حالم خیلی بدشد و تحریک هم شدم خیلی ناراحتم آقای دکتر اینها نشانه خیانته؟من خیانت کردم که با این آقا حرف زدم و تو این مدت پیام دادم اما حرف عاشقانه نزدم از زندگیم گفتم و یکسری حرف اما اون حرف عاشقانه میزد من چیزی نمیگفتم یا میگفتم ازاین حرفا نزن و اصلن پیام نده حالا آقای دکتر این مدتی ک باهاش ارتباط داشتم ایشون شماره داد و من باهاش حرف زدم اینها خیانته من خیانت کردم؟ حتی بهش گفتم فکر کن من خواهرتم و اگه کمکی لازم داشتید شاید بتونم کمک کنم اما خیلی الان عذاب میکشم آقای دکتر حقیقتو بگید نه چیزی که فقط آروم بشم این ارتباط که باهم داشتیم این حرفا و حرفای تحریک کننده اون آقا که من باشنیدنش استرس می‌گرفتم ازخودم حالم بهم میخورد اینها یعنی اینکه من خیانت کردم به نامزدم؟این ارتباط یعنی خیانت بوده؟

        1. خیانت معانی مختلفی دارد. یک کعنای آن عبارت است از آنکه هر چیزی که از طرف مقابل پنهان کنید خیانت است. مثلا می دانید نامزدتان اگر بفهمد لباس خریدید ناراحت می شود و بنابراین از او پنهان می کنید این خیانت است. بنابراین معنای خیانت فقط موضوع جنسی نیست. هر موضوعی می تواند خیانت محسوب شود.
          رفتار شما در این مورد ناشی از ناآگاهی شما بوده است. شما گمان کردید می توانید با آن پسر یک دوستی ساده داشته باشید. در حالیکه او در فضای دیگری بود. مهم این است که در حال حاضر این ارتباط را تمام کرده اید.

      2. سلام به شما جناب دکتر خواهش میکنم کمک کنید من یک هفته هست به افکار جنسی مبتلا شدم که واقعا ازار دهنده و برام شرم اوره وحشتناکه برام هی فکر میکنم همجنس گرا هستم حتی از اینم گذشته فک میکنم نکنه من ترنس باشم حتی هی فکر میکنم حتی کسی‌ بهم میگه اقا هی دوباره به این موضوع فکر میکنم واقعا دیگه زندگی رو برام تلخ کرده این چند روز واقعا احساس شرم میکنم برام وحشتناک فکر‌ کردنش بسیار‌ ناراحتم خواهش کمک‌ و راهنمایی باید چیکار کنم

        1. با افکار خود نجنگید. هر زمان به ذهن شما آمد با خنده به آنها بگویید : اووووو سرو کله تان پیدا شد. شما وسواس هستید و هیج معنایی ندارید. خودتان آمدید خودتان هم می روید. من کاری به شما ندارم.
          باید بدانید فکر دست شما نیست و نمی توانید با آنها مقابله کنید. این فکرها هیچ معنایی ندارند و فقط وسواس هستند. بمعنای اینکه شما تمایل به این فکرها دارید نمی باشد

      3. سلام اقای دکتر بنده17سالم هست یه افکار هست به شدت آزارم میده دقت زیاد دارم رو رفتار بقیه مثل حرکاتشون مثل دست زدن به بینی پیشانی یا گونه یا هر حرکتی… برام غیر قابل درکه و این باعث میشه من تحریک بشم و بدنم یه طوری بشه که اگه ادامه بدم به افکارم شاید منی ازم خارج شه و بگین چطور وقتی کسی که خودش داره یه حرکتی برای خودش میکنه و من فکر میکنم که اون قصد داره منو تحریک کنه یا بدنمو دون دون کنه؟ من خیلی ناراحتم در صورتی که نمیخام این اتفاق بیوفته و من به شدت مخالف این هستم که یه نفر بخاد منیشو بیاره و این عقیده منه لطفا توضیح بدین

      4. سلام اقای دکتر من ازدواج کردم و هی فکر برادر شوهرم میاد تو ذهنم بهم میگه دوسداری باهاش رابطه حنسی برقرار کنی و من میگم نه هی میگه اگه شوهرت واقعا وجود نداشت چی و من شک کردم که دوسدارم یا نه حس میکنم دوسدارم و هرچی فکر میکنم که خودمو قانع کنم اینجوری نیست نمیشه وسواس فکری هم دارم ولی تو این مورد خودمو خیلی گناهکارمیدونم ایا این خیانته یا همون وسواسع

        1. شما دجار وسواس فکری هستید. هر زمان این افکار آمد به خود بگویید باز فکرهای وسواسی آمذه ولی من می دانم بی معنی است و فقط فکر است. اصلا تلاش نکنید این فکرها را با زور از ذهن دور کنید زیرا بیشتر می شود. به این افکار بخندید زیرا هیج معنایی ندارد

  3. سلام وقت بخیر آقای دکترمن یه دختر27ساله هستم که 3ساله درگیروسواس فکری افکار جنسی ام که یه مدت حالم بهترشده بود،تا اینکه اتفاقی برام افتادآقای دکتر من از اول وقتی خواستم عقدکنم عاشق همسرم نبودم خیلی حالم بدبود که خواستم باهاش ازدواج کنم بخاطر اینکه دلم برای همسرم می‌سوخت بخاطر اینکه بهش جواب رد میدادم حالش بد میشد من نمی‌دونستم تحمل کنم اما تو این سه سال عاشقش نشدم ولی تا یه حدی دوسش داشتم اما ته دلم راضی نبودم و همیشه از خدا میخواستم اگه عاشقش نمیشم اگه فایده نداره جدابشیم و اینکه آقای دکترابراز علاقشم معمولیه اونجوری ک من میخواستم نیست خیییییلی عاشقانه ک من حس خیلی خوب بگیرم نبوده ولی همیشه ازخیانت میترسیدم میگفتم من هیچوقت خیانت نمیکنم بهش تا اینکه تکلیفم تا قبل اینکه بریم زیریه سقف مشخص بشه
    بعدآقای دکتریکماه پیش یه پسر رو دیدم ازش خوشم اومد ونگاهش کردم اونم اومد دنبالم و بهم گفت ازت خوشم اومده شمارتو میشه داشته باشم ک من گفتم نه نمیشه چون نمیخواستم خیانت کنم ب همسرم ولی اون پسر تو دلم موند نگاهش چهرش رفتارش ولی استرس می‌گرفتم میگفتم دارم بهش فکر میکنم این خیانته و هروز اون پسر رو می‌دیدم و هی حس دوست داشتن بهم دست میداد حس اینکه عاشقش شدم ولی میگفتم نه نباید خیانت کنم و وقتی به این فکر میکردم ک عاشقش شدم خیییییلی استرس می‌گرفتم حالم بدمیشدولی از یه طرفم یه دردی تو وجودمه ک دوسش دارم ولی حالم بده خیلی همش فکر خیانته و اینکه همش هی دلم میخواد برم نگاش کنم اما از طرفیم گریه میکنم میگم خیانته و همش دلم میخواست باهاش حرف بزنم اما از طرفیم حالم بد میشد تا اینکه یه شب صداش زدم برام یه کاری انجام بده ک انجام داد و اومد شمارشو داد رفت منم یجوری شدم هم خوشحال هم استرس هم ناراحت دیگه گفتم بذار بهش پیام بدم برا کاری ک کرد ازش تشکر کنم و هم اینکه ببینم چی میگه دوست داشتم حرفاشو بفمم بعد اینکه تشکر کردم ازش
    شروع کرد به پیام دادن که خیلی دوست دارم عاشقتم وابراز علاقه شدید ک من خیلی یجوری شدم عاشقش شدم اما از طرفیم حالم خیلی بد بود گفتم من نباید خیانت کنم و فقط درجواب حرفاش گفتم من عقد کردم و از نظر روحی هم حالم خوب نیست پس نمیخام بذار بشه روحیم این ابراز علاقه هارو هم نکن بعد گفت مگه مشکلت چیه براش زندگیمو گفتم ک عشق نبوده و همیشه از خدا خواستم کمکم کنه یا جدابشیم ازهم یاعاشقش بشم زندگیمو براش گفتم و گفتم ک نمیخوام خیانت کنم پس بهم پیام نده وابراز علاقه نکن چون من احساسی شدم با کارات با حرفات و الان بخاطر اینکه احساساتم ک بهت پیداکردم به شدت عذاب وجدان دارم نمیخام دیگه چیزی بگی تا ببینم تکلیف زندگیم چی میشه،ولی دوباره وقتی میدیدمش قلب تند میزد حس خوب همراه با استرس ک بعدش سریع حالم بد میشد میگفتم وای خدایا من به شوهرم خیانت کردم ک بهش پیام دادم و اون ابراز علاقه کرد ومنم عاشقش شدم و خیلی گریه کردم خیلی افسرده شدم از خودم بدم میادشدید اما مستقیم به پسره نگفتم ک من عاشقتم دوست دارم بهش ابراز علاقه نکردم تو دل خودم نگه داشتم ولی دیدم خیلی ابراز علاقه می‌کنه شدیددددد منم گفتم اینارو میگی من احساسی شدم نگو خواهشن من نمیخام ب همسرم خیانت کنم منتظرم خدا هرجور ک صلاح میدونه درسش کنه برام بدون خیانت بعد دیدم هرمز برام آهنگ می‌فرستاد میومد روبه روی مغازم برام گیتار میزد میخوند ک من درد می‌کشیدم گریه میکردم میگفتم خدایا چرا اینجوری شد من عاشقش شدم ودارم ب همسرم خیانت میکنم هم دوست داشتم باهاش حرف بزنم هم دوست نداشتم میگفتم نه من شوهر دارم و نباید خیانت کنم تا اینکه یه شب یه تلنگر به سرم خورد گفتم بذار ببینم چجور پسریه اگه بده دیگه ازش بدم بیاد دیگه راحت بشم برم حتی بهش فکرم نکنم تا اینکه از زندگیش پرسیدم و فهمیدم قبل با دختری رابطه داشته و خیلی عاشقش بوده وقتی اینارو شنیدم حالم خیلی بد شد و یه حرفایی زد از خودش ک شوکه شدم گفت میرم پارتی می‌گفت خیلی عاشق نامزدم بودم اما بهم خیانت کرد من آسیب دیدم و یه حرفایی زد ک انگار آدم نرمالی نبود ازش ترسیدم حالم بدشد خیلی گریه کردم گفتم وای خدایا من عاشقش این آدم شدم ولی نمیخواستم باهاش باشم تا تکلیف زندگیم معلوم بشه و اگر جداشدم برم با این شخص ولی یهو فهمیدم ک خوب نیست و خیلی درد کشیدم گفتم تو که اینجور آدمی بودی چرا اومدی ب من ابراز علاقه کردی و خیلی افسرده شدم بلاکش کردم ولی الان دارم خیلی دردمیکشم چون بهش علاقه پیدا کردم ولی فهمیدم آدم نرمالی نیست خیلی درد میکشم از طرفیم خیلی درد میکشم میگم من خیانت کردم ب همسرم و عذاب وجدان شدید دارم همش گریه میکنم اما آقای دکتر من ب اون پسر ابراز علاقه نکردم و نخواستم ک باهاش دوست باشم فقط باهاش درحد یه هفته حرف زدم ک من از زندگیم گفتم و گفتم میخام تکلیفم روشن بشه و اون ابراز علاقه میکرد اما من حرف عاشقانه نمیزدم با خودم گفتم ببینم خدا برام چی میخواد اگه صلاحه با همسرم باشم ک زندگی پر از عشق داشته باشم امااااا اگه صلاح نیست زندگی عاشقانه ندارم با همسرم پس ازهم جدابشیم و وقتی فکر اون پسر میومد سراغم استرس می‌گرفتم میگفتم نه نه نباید بهش فکر کنم از عمد ب خودم میگفتم ن من به اون پسراحساسی ندارم میگفتم نه من به همسرم احساس دارم والان ارتباطی با اون پسر ندارم اما دارم به شدددددت زجر میکشم میگم من به همسرم خیانت کردم چون عاشق یکی دیگه شدم چون با یکی حرف زدم الان میخام با توجه به حرفایی ک گفتم بهم بگید من واقعا به همسرم خیانت کردم؟
    اما خودم همش با خودم میگم منکه احساسمو سرکوب کردم ب اون پسر نگفتم ک عاشقت شدم و درحد عادی از زندگی خودم براش گفتم و اون ازعشقی ک ب من داشت گفت و الان همش با خودم میگم خیانت کردم میگم اینکه عاشق اون پسر شدم اما تو دل خودم نگه داشتم و بعد ک متوجه شدم آدم نرمالی نیست و درد کشیدم این خیانته به همسرم میگم همینه درد کشیدم درد عشق وبعدم درد اینکه فهمیدم آدم درستی نیست همین درد خیانته ب همسرم واینکه وقتی هم پیام میداد اون پسر من یه حس تحریک می‌گرفتم ک انگار دوست داشتم اما همراه با استرس وحال خیلی بد والان به شدت ناراحتم می‌خوام بهم بگید من خیانت کردم به همسرم من دختر کثیفی هستم؟اینکه عاشق اون شخص شدم اما تو دلم نگه داشتم این خیانته ازتون خواهش میکنم حقیقتو بگید هرررر چند تلخ اما میخام فقط بدونم خیانت بوده یا نه؟نمیخام‌چیزی بگید که من فقط آروم بشم میخام حقیقتو بگید هر چند بیشتر درد بکشم تو روخدا زود جوابم رو بدید ممنونم

  4. سلام ببخشید چیزهایی در ذهنم به وجود می آید که واقعیت نداردبعد از چند روز احساس میکنم که واقعیت دارند برای همین از رفتن به اجتماع میترسم فکر میکنم چیزی که ذهنم ساخته واقعیت دارد.نمیفهمم دیگر چه چیزی واقعیت دارد یا ساخته ذهنمه ؟شک دارم به رفتار خودم به اینکه نکنه کار اشتباهی انجام دادم و متوجه نشدم.مثلا پسر بچه ای تو فامیل میبینم میگم نکنه از کنارم رد شد یا چون بغلش کردم بوسش کردم نکنه کار زشتی اتفاق افتاد و خبر نداشتم
    باردارم میگم نکنه بچه ام از همسرم نباشه و بدون اینکه خودم بدونم با کسی رابطه داشتم
    یا مثلا چون ی پسر بچه تو فامیل دیدم مثلا برادرزاده ام که دوسش دارم ۲ سال و نیم داره میگم نکنه چون اونو بغل کردم بوسیدم اتفاق بدی واسم افتاده و بچه از اونه، خیلی ببخشید بابت این پیامم ولی ذهنم همش این افکار میاد.
    این افکار تازه اومده ذهنم،نمیتونم برم پیش روانپزشک چون شوهرم میفهمه خواهش میکنم سوالمو ثبت کنید و کمکم کنید.

  5. سلام آقای دکتر ، من یه پسر ۱۸ ساله ام یه مشکلی دارم و اونم اینه که هز وقت با یه فرد بزرگسال حرف میزنم و باهاش ارتباط گفتاری برقرار میکنم ، بعدش فکر های بد به ذهنم میاد خودم میدونم که باور ندارم و اتفاق نیوفتاده ولی این فکر ها که اصلا واقعیت ندارند بیخیال من نمی شوند .
    فکر اینکه طرف به من تعرض با تجاوز کرده و من خبر ندارم و نفهمیدم و این ها طرف از من سو استفاده جنسی کرده و نکنه من ندونستم اینا چه علائمی ام آقای دکتر من دارم ؟!

  6. سلام وقت بخیر ممنون میشم راهنماییم کنید خیلی ببخشیدبابت این سوالم
    بنده مدتی هست یک جور افکاری به ذهنم میاد احساس میکنم بدون اینکه خودم خبر داشته باشم با شخصی رابطه داشتم و میترسم بچه ای هم که به دنیا میارم از شوهرم نباشه یا مثلا احساس میکنم با پسر بچه ای رابطه داشتم اینا فقط تو ذهنم میاد اونقد تو ذهنم میاد دارم دیوونه میشم کم کم باورم میشه
    به نظر شما چنین چیزی هست کسی از پسر بچه باردار بشه؟شاید سوالم خوب نباشه و زشت و خنده دار باشه ولی ب خدا ذهنمو درگیر کرده دارم دیوونه میشم ممنون میشم کمکم کنید.واسه بارداری اقدام کردم ولی همش این چرت و پرتا میاد ذهنم.اصلا آرامش ندارم.هر چی هم تو خواب میبینم فک میکنم اتفاق افتاده مثلا خواب رابطه جنسی و یا تصورات رابطه جنسی با محارم احساس میکنم افکارم و خوابایی که دیدم واقعیت دارن میترسم بچه ای که به دنیا میاد از شوهرم نباشه همش شک و وسواس فکری دارم نمیتونم به یقین برسم..ممنون میشم کامل راهنماییم کنید.با تشکر.

    1. شما وسواس فکری دارید و باید بجهت درمان اقدام کنید. اطمینان دادن من به اینکه نگران نباشید این اتفاق نیفتاده و…تنها چند روزی حال شما را بهتر می کند و دوباره افکار هجوم می آورد.
      دلیما بخود یادآوری کنید که اینها فکر وسواسی است و واقعیت ندارد.
      حتما با یک درمانگر وسواس مشاوره کنید

      1. پس یعنی شما میفرمایید که اینها فقط ساخته و پرداخته ذهن وسواسی من هستش و وجود خارجی و واقعیت نداره منم میخوام بدونم با چه روشی میتونم یقیین پیدا کنم که اینا فقط فکر هستن و واقعیت ندارن؟به جز مراجعه به درمانگر.

  7. سلام آقای دکتر وقت بخیر ، من یه مشکلی دارم و اونم اینه که به پورت اعتیاد پیدا کردم ، به این صورت که یک هفته میبینم چند ماه ترک میکنم باز دوباره شروع میشه ، و از طرفی بیشتر پورن های خردسال نگاه میکنم و از این جهت خیلی عذاب وجدان دارم ، هی ترک میکنم و هی دوباره شروع میکنم ، و از همه اینا مهم تر من به جنس مؤنث به عنوان ابزار جنسی نگاه میکنم و وقتی با اونها برخورد میکنم اونارو تصورات جنسی میکنم ( بر قراری رابطه با اونها و . . . ) میشه کمکم کنید دقیقا باید چیکار کنم ، واقعا از این شرایط راضی نیستم

  8. سلام وقت بخیر من چند سال اعتیاد به پورن داشتم و الان سه ماهه پورن و خود ارضایی رو ترک کزدم اگه بخوام خودارضایی انجام بدم بدون پورن ضرر نداره؟

  9. سلام آقای دکتر من همون پسر ۱۸ ساله ام لطفا به سوالم جواب بدید خیلی ذهنم درگیره من همونم که گفته بودم با یه زن رابطه داشتم

      1. سلام آقای دکتر یکی با ایمیل من در اینجا کامنت گذاشته نه فقط اینجا در سایت دکتر کاظمی هم نظر داده لطفا اگر امکان داره پاک کنید چون اعلان آنها در گوشی من ارسال میشه

  10. سلام آقای سنایی خسته نباشید من یه سوالی داشتم که واقعا خیییلییی نگران شدم سوالم طولانیه فقط جواب بدید و همش مدام ترس دارم و میدونم یکم سوالم زشته ولی واقعا با خودم گفتم بزار یه جواب واقعی از یکی که بتونه کمکم کنه بپرسم
    من یه پسر ۱۸ ساله هستم که عید امسال با دوستم اومدم شمال
    بعد به پیشنهاد پسر خاله دوستم گفت بریم خونه فحشا یا همون ج..ده خونه منم هیچ تمایلی به این کار نداشتم ولی بالخره بدون اینکه ذوقی داشته باشم رفتم
    بعد پسر خاله دوستم کاندوم گرفت و قرص تاخیری هم گرفت ولی من بدبخت یادم رفت از کاندوم استفاده کنم
    الان یه ترسم از اینه که نکنه مریض بشم ازش
    و ترس دیگه اینکه نمیدونم چرا من آخه منی رو تو واژن دختره ریختم میترسم از من حامله بشه
    و یه ترس دیگه اینکه آخر کار دختره گفت آدرستو بده بچه هاتو برات بیارم نمیدونم جدی گفت یا به شوخی چون خندید
    و وقتی بعدش به دوستم گفتم که از کاندوم استفاده نکردم
    اونم ترسید و گفت خاک تو سرت چرا ؟؟؟ منم از ترس آلتم رو به دیوار اونجا مالیدم دوستم گفت دیوار اینجا که کثیف تره مریضیش راحت تر انتقال پیدا میکنه اینو که گفت ترسم چند صد برابر شد
    الان همش کلا استرس دارم پسر خاله دوستم گفت نترس من خودم اینجا تا حالا خیلی اومدم و بدون کاندوم و منی رو به واژنشون انتقال دادم و هیچ اتفاقی نیوفتاده
    و دوست خودم هم الان میگه هیچ اتفاقی نمیوفته ترسی که داری کلا الکیه
    به دوستم میگم بریم یه آزمایش بدم ولی دوستم و پسر خالش فقط غش میکنن از خنده
    میگن اونا قرص میخورن که حامله نشن
    بعدم پسر خاله دوستم میگه من خودم تا حالا ۴ بار بدون کاندوم اومده ام اینجا
    الان منم چون اینجا مهمونم نمیتونم برم آزمایش بدم
    و اون دختره هم که دیگه نمیتونم ببینمش که ازش بپرسم
    کلا دیوونه شدم از ترس که نکنه چیزی بشه
    آخه من اصلا اهل این حرفا نبودم اصلا مال این کار نبودم که بخوام با نامحرم زنا کنم اون هم کسی که تو خونه فحشا باشه
    اصلا حالم داره از خودم بهم میخوره
    همش ترس دارم همش استرس دارم
    من قبلا یه خود ارضایی ساده که انجام می‌دادم احساس گناه میکردم از خدا میترسیدم و توبه میکردم
    ولی الان واقعا نمیدونم چی تو خودم دیدم که این کار کثیف رو انجام دادم
    حالم داره از خودم بهم میخوره
    وسواس شدیدی گرفتم ولی نمیتونم اینجا برم حمام چون اینجا مهمون هستم و نمیشه
    فقط با دوستم میتونم در میون بزارم اونم تا میشنوه همش میگه بابا تو دهن مارو سرویس کردی چند بار بگم چیزی نمیشه اصلا چه غلطی کردم آوردمت شمال
    آنقدر استرس داشتم به دایی دوستم گفتم
    داییش با دوستم دعوا کرد گفت کجا بردی بچرو اینو که گفت من از استرس داشتم میمردم بعد
    به داییش گفتم که مگه قراره چیزی بشه که دعواش کردی ؟ مگه قراره مریضی بگیرم یا دختره حامله بشه خدایی نکرده
    گفت نه بابا بحث اون نیست اصلا چون واقعا کار خیلی زشتی کرد بردت اونجا سر همین من باهاش دعوا کردم
    ولی احساس میکنم از دروغ اینو گفت که من استرس نگیرم
    الان اصلا نمیتونم با دوستم حرف بزنم میگه دیوونه ای
    چرا به داییم گفتی اسگل
    الان من از این میترسم که چرا داییش فهمید از این میترسم که داییش به بقیه برسونه آبرومون بره
    حالا این یه طرف
    یه طرف هم اینکه من خاک بر سر چرا کاندوم ننداختم آخه
    کلا دیوونه شدم میترسم ایدز بگیرم اینو که به پسرخاله دوستم میگم میخنده میگه من چند بار رفتم هیچیم نشده اونم بدون کاندوم
    و دایی دوستم هم میگه شما واقعا خیلی کار زشتی کردید که رفتید بچه هم که نیستید بخوام سیلی بزنمتون یا با کمر بند بیفتم به جونتون
    شما خودتون نباید برید دنبال این کثافت کاری ها بعد به من گفت
    حالاهم که رفتید این دوتا کاندوم انداختن تو دیوونه چرا ننداختی؟؟؟ اینو که میگه کلا از ترس و استرس سرگیجه میگیرم
    پسر خاله دوستم میگه فردا میبرمت جلو همون دختره ازش بپرس خیالت راحت شه ولی من حالم از دختره بهم میخوره قیافش میاد تو ذهنم استرس میگیرم
    الان من که ۱۸ سالمه اون فک کنم ۲۴ یا ۲۵ ۲۶ بود
    حالم ازش بهم میخوره وقتی اونجا بودم همش خودشو می‌مالید بهم (ببخشید که اینو میگم ) همش دختره ازم لب می‌گرفت همش میاد تو ذهنم که دهنش به کجاها که نخورده ،، ‍♂️‍♂️
    بعد با همون بدن و دهنش چسبیده بود به من
    من هیچ تمایلی ندارم به اینکارا و تمایلم فقط و فقط به دختری هست که قرار باشه باهاش ازدواج کنم
    نه با کسی که تو این خونه های لعنتی باشه
    و یک چیز دیگه که من هم فقط نصف اون قرص رو خوردم
    و هیچ تاثیری نداشت یعنی نه از تمایلم کم شد نه زیاد شد
    فقط بعد از اون سکس لعنتی حالت تهوع داشتم یکم
    دوستم گفت اون قرص دو تا قسمته یه قسمت منفی داره یه مثبت و وقتی نصفش کرد من نمیدونم کدومش رو خوردم ولی گفتم اینم بگم شاید چیزی بدونید ازش فقط در این جهت که با اون قرصِ مریض نشم یوقت چون تاحالا نخورده بودم از اون قرصهای لعنتی
    با خودم میگم اومدم سفر یا اومدم دنبال زنا‍♂️ بخدا دایی دوستم که فهمید خیلی خجالت کشید و اصلا نمیخواد با دوستم حرف بزنه
    الان فقط اگه خیالم راحت باشه که نه من مریض بشم و نه اون حامله بشه اوکی میشم

    البته این هم بگم من که ۱۸ سالمه و دانشجو هستم
    قشنگ یادمه که کلاس دوم بودم وسواس فکری و عملی داشتم
    و الان تو این سن به وحشتناک ترین حالت خودش رسیده وسواس فکریم
    حالا فکرشو بکنید تو این شرایط بد وسواس فکری این اتفاق نجس افتاد

    من چند تا کامنت پایین تر چند ماه پیش درباره وسواس فکری ازتون پرسیدم گفتید که سرکوب نکنم و واقعا تونستم بفهمم که اونا همشون فکر هستن و ربطی به هم جنس گرایی ندارن
    و خیالم راحت شده بود

    ولی الان این کثافت افتاده بهم آقای دکتر به نظر شما دختره حامله میشه؟
    یا من مریضی میگیرم ؟؟

    لطفا جوابی ندید که فقط آروم بشم ترجیح میدم حقیقت رو بفهمم

    اینم بگم که من تو عمرم تا حالا با کسی رابطه جنسی نداشتم و این اولیش بود

    1. کسانی که اینکار را بصورت حرفه انجام میدن همگی قرص میخورن تا حامله نشوند. ولی برای اینکه ایا بیماری گرفته اید یا نه با وجود انکه احتمالش کم است ولکن بهتر است آزمایش بدهید. ولکن پس از آزمایش اگر باز هم این فکرهال بذهن تان رسید بخود بگویید این فکرها بخاطر وسواس من است و به انها توجهی نمی کنم

      1. سلام آقای دکتر به مسئول سایت اطلاع بدین‌ تمام کامنت های من رو پاک کنه من چند ماه پیش هم کامنت گذاشته بودم و گفتم پاک کنید ولی نشد ممنون میشم کامنت هام رو پاک کنید چون هروقت میخونمشون بدتر استرس میگیرم الان تمام وسواس فکری هام از بین رفته فقط همین مونده اینم پاک بشه دیگه مطمئنم این افکار دیگه نمیان

  11. سلام آقای دکتر من همون پسر 18ساله هستم نمیدونم چرا با دیدن فیلم پورن زن مرد تحریک نمیشم میترسم نکنه همجنسگرا باشم وقتی فیلم پورن همجنسگرا میبینم تحریک میشم خودارضایی هم میکنم قبلاً اینجوری نبودم من نمیخوام همجنسگرا باشم همجنسگرا زن هم میبینم تحریک میشم من نمیخوام همجنسگرا باشم یعنی همه اینا واسواس هستش میترسم من می‌خوام با جنس مخالف ازدواج کنم تشکیل خانواده بدم ولی برای اینکه با فیلم پورن تحریک نشدم میتریم نکنه تو رابطه جنسیم با شریک زندگیم تحریک نشدم میتریم من می‌خوام با زن زندگی کنم یعنی فکر کردن به اینا باعث میش من به زن هیچ حسی نداشاه باشم کمک کنید لطفاً احساس میکنم به زن هیچ حسی ندارم قبلاً اینجوری نبودم من همجنسگرا نمیخوام باشم من زن می‌خوام ولی میترسم احساسی صورت نگیرد

      1. سلام آقای دکتر من همون پسر 18ساله هستم یک سوالی که دارم اینکه که یک فرد همجنسگرا توی محل کارم ا بود و رفته همش ازش ترس داشتم میترسیدم ازش همش فکر میکردم من حس داره برای همینه که میترسم نکنه همجنسگرا بشم و اینکه همش تو فکر اون هستم میترسم نکنه بهش حس داشته باشم دوست ندارم همجنسگرا باشم دوست زن ببرم

      2. سلام آقای دکتر من همون پسر18ساله هستم میخواستم بدن مقعد مرد هم میتواند تحریک شود احساس میکنم ببخشید همش احساس میکنم دوست دارم یکی بهم تجاوز کنه همش میترسم دوست ندارم اینجوری باشم میتریم دوست دارم زن ببرم آنقدر تو فکر همجنسگرا بی بودم دیگه چیز های دیگه هم به ذهنم میرسه انگار واقعا دوست دارم ولی نمیخوام اینجوری لطفاً جواب منو بدید خوشم نمیاد احتمال داره برای این باشه که دارم زیاد بهش فکر میکنم باشه

  12. سلام آقای دکتر.خواهش میکنم سوالمو جواب بدید خیلی فکرم درگیره.من همش فکرم درگیر مسایل جنسی یه و همش به این فکر میکنم که بتونم با تعداد بیشتری رابطه داشته باشم.در حال حاضر با 2 3 نفر رابطه دارم ولی باز که بع یه مورد جدید میخورم میرم سراغ اون و فکرم خسته شده از این سراب بی پایان علتش چیه و چه کنم؟ ممنون میشم پاسخ بدید

      1. آقای دکتر من یه مشکل شدید دارم که حتی با دیدن عکس زنان که مثلا داخل فروشگاه هست فکر خودارضایی میاد تو ذهنم و مثلا اگر مقاومت کنم و دین کارو انجام ندم از ذهنم بیرون نمیره
        مثلا همین امروز در فروشگاه بودیم که یک مغازه لباس زیر بود که داشتم نگاه میکردم که چشمم افتاد به یه عکسی که چون از فاصله ی دور داشتم نگاه میکردم چشمم به لباس زیر خانومه افتاد و چون فاصله داشتم متاسفانه به شک وسواسی افتاد که شاید زنه لخت باشه و من رو زن لخت حساسم وقتی حتی یک لحظه چشمم بیوفته مجبورم که خودارضایی کنم و برای همین چون از دور بود شک افتادم که زنه لخت هست یه تیکه از بدنش یا نه چون که لباس زیر سیاه بود و دو تیکه کرمی بود و من از دور تشخیص ندادم که مدل لباس هست یا نه برای همین به شک افتادم متاسفانه زشت هم بود وارد مغازه شم و از نزدیک ببینم چون اگر از نزدیک میدیدم و فقط لباس زیر بود ایراد نداشت ولی چون از دور دیدم و شک کردم که اون دو تیکه از کرمی های روی لباس زیر مدل لباس هست یا بدن خانوم برای همین شک افتادم و الان خیلی آشفته هستم و نمیدونم چیکار کنم و احساس میکنم اگر اون کارو انجام ندم از یادم نمیره و حتما باید انجام بدم چیکار کنم تروخدا کمکم کنید

        1. تمرین شما ان است که وقتی این عکسها را می بینید خودارضایی نکنید . اگرچه اضطراب می گیرید و مدتی فکر شما درگیر است ولی بالاخره از ذهن خارج می شود. هرقدر تمرین را بیشتر انجام دهید ذهن شما زودتر می فهمد که می تواند عکس ببینید ولی خودارضایی نکند اما از ذهنش خارج شود. دفعات اول تمرین مسلما سخت است ولی باید خود را به کاری سرگرم کنید تا زمان بگذرد

      2. پس یعنی من تمرین کنم که خودارضایی نکنم و فکر می‌کنید طی چه مدت درمان میشم و دیگه با عکس به فکر خودارضایی نمیرم و اینکه مثلا من از عمد نمیرم عکس ببینم مثلا شانسی اتفاق میوفته و در ذهن من میمونه مثلا یه نمونه در اینستا هستم و دارم کامنت میخونم که یکدفعه مثلا پروفایل یکنفر خیلی بد است و این ذهن منو درگیر میکنه و وسواسی میکنه و به فکر خودارضایی میوفتم
        فقط میخوام درمان شم
        شب عید هم ذهنم درگیر است

        1. ازومی ندارد فرار کنید از وقایع زندگی. اتفاقا مهم ان است که وقتی با موردی روبرو شدید خودارضایی نکنید. مواجه شدن با تصاویر و عکسها برای شما مانند فرصت تمرین است

      3. بعد اینکه یه چیز دیگه آقای دکتر من هر دفعه که خودارضایی میکنم با خودم میگم آخرین بار هستش اما باز وقتی یه صحنه ای چشمم میوفته تکرار میشه واقعا دیگه دارم دیوونه میشم حتی دارم با خودم میگم چون امشب عیده خودارضایی کنم که سال جدیده عادی شروع کنم اما ما میخوایم بریم مسافرت و اولا خانه ی مادر بزرگم نمیخوام خودارضایی کنم و اینکه اگر بخوام جلوگیری کنم نباید هی تکرار کنم و اینکه هی نگم آخرین بار هستش ولی الان هم باز چشمم افتاده به یه پروفایل بد و ذهنم درگیر هست و فکر خودارضایی افتاده به وجودم

        1. اراده برای انکه این اخرین بار است بسیار غلط است. به خود بگویید من می خواهم تعداد انرا کم کنم. نگویید اصلا نباید اینکار را بکنم. بگویید من قصدم آن است که تا جای ممکن دفعات بیشتری بر روی آن کنترل داشته باشم

      4. ببخشید هی آقای دکتر پیام میدم اما مشکل من این هستش که با خودم میگم وقتی عکسو دیدم از موقعیت استفاده کنم و خودارضایی کنم و اگر خودارضایی نکنم فکر پاک نمیشه برای همین هستش و بعدش که تموم بشه میگم آخرین بار و یکدفعه چشمم میوفته به یه چیز دیگه

      5. سلام اقای دکتر من همون پسر18ساله هستم من خودارضایی هم میکنم من هنوز میترسم همجنسگرا باشم وقتی قبلاً فیلم پورن زن میدیدم تحریک میشدم ولی الان فیلم میبینم تحریک نمیشم میترسم فیلم کی مرد می‌بینم کم تحریک میشم شاید واقعا تحریک بشم اگه همجنسگرا بشم وی من میترسم لطفاً کمکم کنید چرا قبلاً با فیلم پورن زن تحریک میشدم ولی الان البته فیلم همجنسگرا زن هم منو تحریک می‌کنه لطفاً پاسخ بدید نکنه همجنسگرا بشم شاید دلیلش خودارضایی باشه

      6. اقای دکتر سلام، وقتتون بخیر
        ببخشید من همون پسر 15 ساله هستم اگه یادتون باشه که همش میترسیدم که نکنه یه وقت ترنس. یه سوال داشتم ازتون. فقط بزارید من داستانو به صورت خلاصه بهتون یبار دیگه توضیح بدم

        اقای دکتر من یه شب یه ویدئو دیدم که میگفت پسرایی که به فکر رابطه جنسی… و فیلم پور.. نیستن ،پسر واقعی نیستن از اون موقع ( حدود 7 ماه پیش) این فکر اومده به ذهنم که نکنه من یه وقت ترنس باشم. واقعا هنوزم تا الان نمیدونم و وقتی بهش فکر میکنم ناراحتی کل وجود منو میگیره و وقتی مطمعن میشم که. پسر هستم خیالم راحت میشه.
        حالا سوال من اینجا هستش من قبل اینکه اینتوری بشم یا حتی بعضی وقتا،مثلا با خودم فکر میکنم اگه دخترم بودم باحال بودا و یه هیجانی میده از فکر دختر ولی سریعا حالم بعدش بد میشه که این فکرو کردم و دوباره میاد توی ذهنم که نکنه من ترنسم؟ اقای دکتر من اوایل وسواسم که اینتوری شدم 24 ساعته تو گوشی بودن و درباره ترنس تحقیق میکردم و هیچکدوم از نشونه های ترنس رو نداشتم حتی قبل اینکه اینتوری بشم به کار های مردونه علاقه زیادی داشتم علاقه زیادی داشتم ریش و سیبیل داشته باشم، صدام کلفت باشه و…. حتی الان و وقتی که مطمعن میشم که پسرم خیالم راحت میشه و خوشحال میشگ
        آقای دکتر به نظرتون این نشانه چیه؟ ممنون میشم نظرتون رو بگید
        اینم بگم که من حدود 2.3 ماه هست که خیلی بهتر شدم یعنی این فکرا خیلی کمتر به ذهنم میاد ازتون تشکر میکنم به خاطر مقاله ها و راهکار های شما بود ولی بازم با این حرفا وقتی این موضوع ببه ذهنم میاد خیلی میترسم
        ممنون میشم جواب بدین

        1. همه اینها نشانه وسواس فکری شما است. بهیچوجه درباره ترنس و موارد مشابه سرچ نکنید و سعی نکنید خودتان را مطمئن کنید.
          همینکه از بنده سوال می کنید نیز برای شما خوب نیست. نباید از دیگران بپرسید. فقط به خود بگویید من میداتم وسواس فکری دارم و این فکرهل بخاطر وسواس فکری من است

  13. سلام
    من میخواستم قبل از این ها این موضوع رو بگم ولی میترسیدم جوابی که میدید به عنوان اعلان بیاد و کسی اون رو ببینه
    من یه پسر ۱۷ ساله هستم و تقریباً ۹ ماه پیش ۳ بار
    یه خودارضایی غیر عادی انجام دادم بعدش دیگه اصلاً اون کار رو انجام ندادم و به شدّت پشیمون شدم و تا حدود ۶ یا ۷ ماه یه جور حس بد داشتم شبا خوابم نمیبرد مدام فکرش میومد تو سرم اعتماد به نفسم رو پایین آورده بود به طوری که دیگه زیاد توی جمع نمی رفتم توی این مدت یه سری افکار ناخوشایند یا بهتره بگم حال به هم زن میومد توی سرم که واقعاً خیلی برام آزار دهنده بود انقدر آزارم میداد که واسه فرار از این افکار هی خودارضایی می کردم
    قبلاً فاصله خودارضایی هام ۴ یا ۵ روز بود ولی الان هر روز یا شایدم روزی ۲ بار فقط اینو بگم که تموم شدنی نیست
    اما توی چند ماه اخیر افکارم فرق کرد هی میگفتم نکنه من دارم با این افکار تحریک میشم یا نکنه من همجنسگرا هستم که آخرش این افکار به جایی رسید که الان واقعاً احساس میکنم دارم با این افکار تحریک میشم
    توی یک ماه اخیر شدیدا تحریک میشم تمرکزم رو ازم گرفته نمیتونم درست درس بخونم و از همه بدتر بازم اون خودارضایی غیر عادی رو دوباره انجام دادم چون اصلا تا حالا انقدر تحریک نشده بودم
    گیج شده م بعضی وقتا احساس میکنم همش فکره بعضی وقت ها احساس میکنم واقعیه همش همش تو ذهنم خودم رو در حال مفعول شدن میبینم
    وقتی توی جمعی هستم یا توی مدرسه هستم اصلاً این افکار رو ندارم ولی تو خونه مدام
    لطفاً راهنمایی کنید
    و اینکه می خواستم بپرسم آیا هیپنوتیزم تاثیر داره یا نه؟

    1. همه مواردی که گفتید نشانه وسواس فکری است و ارتباطی به همجنسگرایی و یا زنای محارم ندارد.
      هر زمان این افکار امد تلاش نکنید سرکوبش کنید زیرا فکر است و هر قدر بیشتر جلویش را بگیرید شدیدتر می شود. فقط به خود بگویید این افکار واقعی نیست و هیچ معنایی ندارد و دلیل بر تمایل من نیست

      1. آقای دکتر خسته نباشید گفتید که هروقت این افکار اومد تو ذهنمون بگیم وسواس است و به ما ربطی نداره ، این درست
        ولی هروقت این رو میگم فقط برای ۵۰ ثانیه منو آروم میکنه بعدش دوباره استرس هام شروع میشه

  14. سلام آقای دکتر من پسری هستم که که یه چند سال فکر میکنم ترنس هستم و استرس میگیرم از این که ترنس باشم
    ولی اگه فکر کنم میخوام تغیر جنسیت بدم یهو احساس خوشحالی یا ا ارامش میکنم ولی بعدش از این که احساس خوشحالی کردم ناراحت میشم و مقاومت میکنم که نه ترنس نیستم خواستم بدونم دلیلش چیه آیا من ترنسم

  15. سلام وقت بخیر آقای دکتر
    یه سوال داشتم خواستم بدونم افراد ترنس از این که بهشون بگن رفتارشون مثل جنس مخالف هست ناراحت میشن یا خیر مثلا کسی که از نظر فیزیکی مرد هست ولی روح روانش مثل جنس مخالف هست از آیت که بهش بگن رفتارش مثل جنس مخالف هست یا همان زنانه است خوشحال میشه یا خیر
    تشکر

    1. معمولا نگرانی از این بابت ندارد. مثل مردی که وقتی بهش بگوییم خیلی رفتارهای مردانه داری ممکن است خوشش بیاید و یا آنرا یک ضعف حساب کند. این منوط به دیدگاه فرد است. در مورد ترنس ها هم بهمین شکل است.

      1. سلام آقای دکتر من همون پسر ۱۸ساله هستم من فقط ترسم از ژنتیک خودم هستش خیلی میترسم نمیخوام مشکل داشته باشه فقط همین همش میگم نکنه ژنتیک من مشکل داشته باشه و قابل درمان نباشه آخه تو وی یک سایت خونده بودم اگه ژنتیک فرد مشکل داشته باشه باید برد تعغیر جنسیت بده من نمیخوام تعغیر جنسیت بدم من نمیخوام همجنسگرا باشم نوشته شده اونایی که همجنسگرا هستن زن. دارن مشکل ژنتیکی باشه تعغیر جنسیت میدن من از این میترسم

  16. سلام آقای دکتر من خودم از نظر فیزیکی مرد هستم و دوس دارم با جنس مخالف رابطه داشته باشم ولی بعضی وقتا تا یه مرد میبینم میاد تو ذهنم که باهام رابطه برقرار کنه یعنی بهم تجاوز کنه اون موقع که این فکر میاد دچار هیجان و خوشحالی شدم ولی بعدش خیلی ناراحت شدم و فکر کنم استرس هم گرفتم که اینطور شدم
    و یه چیز دیگه مثلا اگه یکی بهم بگه این رفتارت مثل دختره خیلی ناراحتومیشم که رفتارم مثل جنس مخالف باشه آیا به نظر شما من ترنسم

      1. آقای دکتر من وقتی یه دختر میبنم مثلا میخوام دوسش داشته باشم باهاش ازدواج کنم یه حسی جلوم رو میگیره ازش خوشم میاد ولی از این که بخوام عاشقش بشم یه حسی جلوم رو میگیره ناراحت میشم

        1. سلام جناب دکتردختری ۱۸ساله هستم که حدود شش هفت ماه پیش وسواس نجس و پاکی گرفتم و نتوانستم باهاش مبارزه کنم و مدام فکرم درگیر نماز و نجس و پاکی بود و با توجه به اینکه پشت کنکوری هم هستم نتوانستم درسم رو بخوانم و الان خیلی این افکار بیشتر شده تا حدی که من خودم را دررابطه جنسی با یکی از پسران اقوام که دوستش دادم تصور می‌کنم تا جایی که سوالات خیلی بیخودی در مورد اینکه نکنه از ایشون باردار شده باشم یا کلا در حال رابطه میدانم و نمی‌توانم باور کنم همه اینها زاییده ذهن من هست و باورشون کردم و حتی سوالات مربوط به مسئله جنسی با ایشون را هم از دفتر مراجع میپرسم
          این افکار داره من رو دیوانه میکنه نمیتونم درسم بخوانم خواهش میکنم راهنمایی کنین

        2. همه رفتارهایی که ناشی از فکر وسواسی است را بر روی کاغذ بنویسید و تلاش کنید انجام ندهید یا زمان و شدت انرا کم کنید. مثلا دست شستن و…درباره فکر رابطه جنسی نیز به خود یاداوری کنید اینها همه نشانه فکر وسواسی است و واقعیت ندارد. بهیچوجه از دفتر مراجع سوال نکنید زیرا باعث می شود فکر کنید فکرتان واقعیت دارد.
          کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از سایت تهیه و مطالعه کنید

      2. سلام آقای دکتر من همون پسر ۱۸ساله هستم میخواستم به آدم های مشکل دارن بگم که اینا همه نشانه واسواسی هستن که ما داریم ما همجنسگرا نیستم اگر هم بودیم باید باهاش بجنگیم تا ازبین بره ما همجنسگرا نیستم اینا همش فکر خیال هستش اگه بودیم از بچگی بودیم نه اینکه الان در این سن به فکر ما رسیده که هستیم یا نه یا نکنه ژنتیک ما مشکل داشته باشه یا ما این گونه نیستم ما آنقدر فیلم پورن دیدیم که فکر مون شده چیز های جنسی همش تو فکر رابطه هستیم آنقدر دیدم فکر ما هم تغییر کرده یعنی گرایش ماهم رفته تو جنس موافق پس این فکر ها بیشتر باعث میشه بیشتر به سمت اینا بریم من چند روز بهش فکر نکردم دیگه به مرد هیچ حسی نداشتم شما هم همین فکر رو نکنید هیچی نیست به خدا اونایی که هم هستن یکم با خودشون فکر کنم که ابن کار ها آخر عاقبت نداره کن بهتون قول میدم میشه درمانی کرد البته اگه خودتون بخواین میشه لطفاً به حرف های من گوش کنید

  17. سلام آقای دکتر من یک جوان 24ساله هستم و حدود ۶ یا ۷ سال هست که دچار وسواس فکری-عملی (ocd)شده‌ام و طی این ۷ سال فکر میکنم هر روز حالم بده تر شده و هر روز پسرفت میکنم.با اینکه داروهای قوی مصرف میکنم و دکترم هم دکتر خیلی خوبی هستند ولی همش فکر میکنم چون آدم خیلی ضعیفی هستم نمی توانم خودم را درمان کنم حتی با وجود رفتن پیش ۴ تا روانشناس و روانکاو و روانپزشک.امیوارم فهمیده باشید که مشکلم چیه و خواهش می کنم حتما جوابمو بدین چون تا حالا چند بار قصد داشتم خودکشی کنم،و منو راهنمایی کنید.خیلی ممنون از وقتی که برامون می‌دارید.

    1. شما فکر را با واقعیت و تمایل یکی می دانید. فکر فقط فکر است و در ذهن همه ممکن است بیاید ولی دیگران چون اهمیتی نمی دهند تکرار نمی شود. ولی شما چون با فکر جنسی مقابله کرده و می خواهید از ذهنتان خارج کنید قوی تر بر می گردد. به خود بگویید این فکرها نشانه مشکل در کودیت نوکلیوس مغز من است و وسواس است. نشانه تمایل من نیست.
      کتاب خودیاری برای درمان وسواس را از سایت تهیه و مطالعه کنید

  18. سلام آقای دکتر وقت بخیر یه سوال داشتم خواستم بدونم افراد ترنس از لحاظ رابطه جنسی چگونه هستن مثلا مثلا مردی که از لحاظ اندام جنسی مرد هست ولی روح روان دخترانه داره دوست داره از لحاظ رابطه جنسی با مرد رابطه داشته باشد یا زن و همه شان یه جور رابطه دوس دارن یا خیر

    1. اینکه من خود را زن می دانم یا مرد ارتباطی به تمایل جنسی ندارد. یعنی فردی می تواند از نظر فیزیکی مرد باشد ولی هویت زنانه داشته باشد و از نظر خلق و خو زن باشد. چنین شخصی می تواند هم به مرد و هم به زن یا هردو تمایل داشته باشد

  19. سلام اقای دکتر من یه پسر25ساله هستم یدونه سگ نر دارم چن روز قبل وسواس شدم باهاش رابطه کردم الانم خیلی میبینم اشتباه کردم چون کاندوم نداشتم اقای دکتر الان من باید چیکار بکنم

      1. سلام آقای دکتر اینم بگم وقتی یکی منو دست میزد یک جوری میشدم این حس هام طعبیه چون برای اینه تو فکر بودم همش یک جوری میشدم وگ نه نباشم اینجوری نمیشم فکر کنم اینا طعبیی هستش نه

  20. سلام خسته نباشید فکر میکردم تنها کسی هستم که نسبت به چیزایی که بدم میاد وسواس دارم ولی الان دیدم که خیلی ها مثل من هستن بنده تا همین چند وقت پیش دنبال بلند ترین ساختمون و برج میگشتم که خودکشی کنم
    چون واقعا به طوری افکار منفی خودم رو توصیف می‌کردند که داشت واقعا باورم میشد من همون انسانم
    ولی الان که ویدئوی شما و نظرات رو خوندم تا حدودی داره باورم میشه که همه ی اون افکار مزاحم پوچ و باطلند
    الان فقط یه سوال دارم خیلی ها که اینجا هستند وسواسی هاشون از سن ۱۸ تا ۲۲ به وحشتناک ترین حالت خودش رسیده این یعنی وسواسی های فکری به سن ربطی داره
    ؟؟؟

    بعد اینکه اگر نسبت به افکار منفی( حالا هر نوعی که باشه )
    اگه ترس یا استرس بگیریم این یعنی اون ها افکار منفی هستند یا واقعیت؟

    1. وسواس ارتباطی به سن ندارد ولی معمولا فردی که حالات اضطرابی دارد در نوجوانی و جوانی خودش را نشان می دهد.
      کسی که وسواس جنسی دارد با فکرهای خود راحت نیست

      1. سلام آقای دکتر من همون پسر۱۸ساله هستم از شما ممنونم ه کمکم کردید بله اینا همه نشانه های واسواس هستند من چند روز به این موضوع فکر نکردم دیگه وقتی به من دست می‌زند یک پسر هیچ حسیی بهش نداشتم منظورم این بود وقتی یکی بهم دست می‌زند چون تو فکر همجنسگرا بودم یک جوری میشدم بدنم دون دون میشد من خودم از همجنسگرا بدم میاد آخه وقتی ژگزوج های همجنسگرا بچه به دنیا میارن اون بچه بگه پدرم کی بود یا مادرم چه جوابی برای دارن که بگن حالا حرف درست هستش چون من واقعاً همجنسگرا نیستم وون میدونم بعد ها عواقب بدی داره من فقط ترس دارم چون زیاد فکر میکنم اینجوری میشم او حس ها بهم رخ میده از شما خیلی ممنون که کمکم کردید که این فکر ها رو نکنم

      2. این افکار نشانه وسواس است. هر قدر بیشتر بخواهید با این افکار سروکله بزنید و خود را قانع کنید که اینگونه نیست و تمایل ندارید این افکار بیشتر می شود. با افکار کستی نگیرید و بی توجه شوید تا این افکار رها کند شما را

      3. سلام آقای دکتر من همون پسر ۱۸ساله هستم میخواستم به آدم های مشکل دارن بگم که اینا همه نشانه واسواسی هستن که ما داریم ما همجنسگرا نیستم اگر هم بودیم باید باهاش بجنگیم تا ازبین بره ما همجنسگرا نیستم اینا همش فکر خیال هستش اگه بودیم از بچگی بودیم نه اینکه الان در این سن به فکر ما رسیده که هستیم یا نه یا نکنه ژنتیک ما مشکل داشته باشه یا ما این گونه نیستم ما آنقدر فیلم پورن دیدیم که فکر مون شده چیز های جنسی همش تو فکر رابطه هستیم آنقدر دیدم فکر ما هم تغییر کرده یعنی گرایش ماهم رفته تو جنس موافق پس این فکر ها بیشتر باعث میشه بیشتر به سمت اینا بریم من چند روز بهش فکر نکردم دیگه به مرد هیچ حسی نداشتم شما هم همین فکر رو نکنید هیچی نیست به خدا اونایی که هم هستن یکم با خودشون فکر کنم که ابن کار ها آخر عاقبت نداره کن بهتون قول میدم میشه درمانی کرد البته اگه خودتون بخواین اینم از حرف های من با احترم

  21. سلام آقای دکتر من همون پسر18ساله هستم وقتی من به مرد ها فکر میکنم یا فیلم همجنسگرا میبینم تحریک میشم قبل از اینکه فیلم پورن ببینم به مرد ها هیچ حسی نداشتم الان تازگی وقتی به مرد ها فکر میکنم تحریک میشم یا فیلم پورن مرد با مرد میبینم تحریک میشم نکنه دوجنسگرا با همجنسگرا بشم من دوست دارم دگرجنسگرا باشم وقتی به اندام مرد ها فکر میکنم تحریک میشم آیا اینا به خاطر فیلم پورن هستش که اینحوری شدم یا یک چیز دیگه لطفاً کمکم کنید من نمیخوام همجنسگرا بشم دوست ندارم همش ترس دارم وقتی تو فکرم هستش همش ترس دارم نکنه یک موقع با همجنس خودم رابطه داشته باشم

    1. من ۴۶ سالمه دقیقا مثل تو .متاهل هم هستم.
      به حدی رسدم که فانتزیم نفرسوم شده.
      به خاطر ان خیلی خود ارضایی کرده ام.که تو این سر از لحاظ روحی و روانی استرس افسردگی فراموشکاری زیادی شده ام و از این بابت ضررهای زیادی متوجه شده ام.
      اگه راه درمانی هم بود منو راهنمائی کنید.و توصیه میکنم ذهنتو خراب نکن و به فکر درمان درست و حسابی برای این افکار باش

      1. سلام خیلی ممنون که من را راهنمایی کردین من فقط ترس از این موضوع داشتم نمی‌خواستم چون اینجوری باشم خیلی ممنونم درمان رو من باید خودم بکنم یعنی باید خود خودم رو درمان بکنم چون همجنسگرایی باعث میشه که انسان راه اشتباه رو بره و زندگی آدم رو نابود می‌کنه خیلی ممنون از راهنمایی تون راستی این پیام ها رو چونه میشه پاک کرد کن فقط واسواسی فکری داشتم

  22. این سوال آقای دکتر سلام آقای دکتر من همون پسر 18ساله هستم جواب منو داده بودید ترس از این دارم که نکنه ژنتیک من مشکل داشته باشه که باعث بشه همجنسگرا باشم از این ترس دارم نکنه همجنسگرا یا دوجنسگرا باشم آیا اینا به خاطر واسواس فکری هستش یا واقعاً هستم نمیخوام اینجوری باشم یا این حس ها طبیعی هستش گاهی زیاد فکر میکنم اینجوری میشم

    1. فردی که از لحاظ ژنتیکی همجنسگرا باشد نگران این موضوع نیست. مثل زنی که نگران زن بودن خود نباشد. مرد نگران مرد بودن خود نیست. شما که نگران هستید نشانه وسواس فکری است

      1. سلام آقای دکتر لطفاً به این سوال من پاسخ دهید من همون پسر ۱۸ساله هستم نگران این هستم که وقتی فیلم پورن کی میبینم تحریک میشم این نشانه طعبیی هستش لطفاً جواب بدید

      2. سلام من همون پسر۱۸ساله هستم منظورم اینه که وقتی فیلم پورن گی میبینم تحریک میشم این طعبیی هستش زیاد به این فیلم علاقه ندارم منظورم اینکه تحریک میشم طعبیی هستش

      3. سلام آقای دکتر من همون پسر18ساله هستم وقتی من به مرد ها فکر میکنم یا فیلم همجنسگرا میبینم تحریک میشم قبل از اینکه فیلم پورن ببینم به مرد ها هیچ حسی نداشتم الان تازگی وقتی به مرد ها فکر میکنم تحریک میشم یا فیلم پورن مرد با مرد میبینم تحریک میشم نکنه دوجنسگرا با همجنسگرا بشم من دوست دارم دگرجنسگرا باشم وقتی به اندام مرد ها فکر میکنم تحریک میشم آیا اینا به خاطر فیلم پورن هستش که اینحوری شدم یا یک چیز دیگه لطفاً کمکم کنید من نمیخوام همجنسگرا بشم دوست ندارم همش ترس دارم وقتی تو فکرم هستش همش ترس دارم نکنه یک موقع با همجنس خودم رابطه داشته باشم

      4. ولی من می‌خوام پیام های من پاک بشه آخه من دیه مشکلی ندارم فقط پیام های من پاک بشه من دیگه مشکلی ندارم من دیگه درباره موضوع همجنسگرا فکر نمیکینم

      5. سلام آقای دکتر من همون پسر۱۸ساله هستم این آخرین سوال منه میخواستم بهتون بگم وقتی یک به من دست میزنه یک حس برام ایجاد میشه میخواستم بدونم این حس ها طعبیه دست به من میزنم یک حس بهم دست بدنم دون دون میشه این حس ها طعبیه یک جوری میشم

  23. سلام آقای دکتر من همون پسر 18ساله هستم جواب منو داده بودید ترس از این دارم که نکنه ژنتیک من مشکل داشته باشه که باعث بشه همجنسگرا باشم از این ترس دارم

  24. آقای دکتر من همون پسر ۲۲ ساله هستم که بهتون درباره ترنس گفتم گفتین به کار های زنانه انجام میدین
    من انجام نداده ام ولی وقتی بهشون فکر میکنم مثلا لباس زنانه بپوشم احساس میکنم راحتم ولی بعدش که فکر میکنم اینکارو کنم ترنس هستم استرس میگیرم ناراحت میشم همش دنبال اینم که خیال خودمو راحت کنم که ترنس نیستم من چند سال عاشق یه دختر بودم بعد از این که شکست عشقی خوردم اینطور شدم
    درباره رابطه جنسی هم دوس دارم با دختر ها رابطه داشته باشم ولی از بچگی هر وقت یه پسر خوشگل و زیبا میدیدم ازش خوشم میومد دوس داشتم باهاش رفیق باشم درباره دختر ها هم همین جوری هستم ولی همون طور که بالا گفتم دوس دارم با دختر ها رابطه جنسی داشته باشم
    همون طور هم که قبلا بهتون گفتم وقتی میگم مرد هستم بدون اینکه خودم بخوام ناراحت میشم یا یه چیزی جلوم رو میگیره
    برای مثال چند ماه پیش یهو اومد تو ذهنم که در گذشته از دختر ها خوشم میومد یا نه همش استرس گرفتم که نکنه خوشم نیاد ولی وقتی فکر کردم دیدم از دختر ها هم خوشم میاد یهو خیالم راحت شد ولی همون طوری که بهتون گفتم وقتی میخوام بگم مرد هستم یه چیزی جلوم رو میگیره انگار ناراحت میشم بگم مرد هستم آقای دکتر همین الانم خودم دوس دارم از یه دختر خوشم بیاد ولی انگار نمیتونم

    آقای دکتر ببخشین طولانی شد دستم به دامنت توروخدا کمکم کن

      1. آقای دکتر دلیلش چیه وقتی فکر میکنم دخترم بدون این که خودم بخوام احساس خوشحالی دارم و استرس شدید ترنس بودن رو دارم چرا اینجوریم آیا اینا علایم وسواسه

      2. سلام آقای دکتر خوب هستید من همون پسر ۱۸ساله هستم میخواستم بدونم من دیشب خواب همجنسگرا دیدم خیلی میترسم نکنه همجنسگرا بشم میخواستم بدونم اینا به خاطر واسواسی فکری هستش یا چیز دیگه من خیلی میترسم نمیخوام اینجوری باشم نمیخوام همجنسگرا بشم ترس دارم ولی میدونم اینا همش یه خاطر زیاد فکر کردنش هستش

    1. سلام دوست عزيز . اره منم اینجوری بودم بعضی وقتا این تو ذهنم میومد که نکنه من دوست داشته باشم زن باشم یا نکنه از جنسیتم ناراضی باشم این فکرا تموم شد و اللان احساسات و فکر های دیگه اومده سراغم و خیلی بهترم دوست عزیز اگه تازه اینتوری شدی مثلا 1.2 سال هست و تا قبل این درباره این موضوع ها اصلا فکر نمیکردی و رفتار های پسرونه انجام میدادی و راضی بودی از جنسیتت یعنی پسر هستی. و فشار این افکار یا استرسی که سر این فکر اا داشتی باعث شده که باور کنی و روی این موضوع ها حساس شدی و نوشتید که همش میخواهید مطمعین شوید که ترنس نیستین افراد ترنس دقیقا برعکس اینو انجام میدن یعنی خودشون رو ترنس معرفی میکنن و از این که ترنس هستن وحشتی ندارن.به نظرم به احتمال زیادوسواس فکری داری دوست عزیز ولی برای اطمینال بیشتر و درمان حتما به یک روانپزشک یا روانشناس برو

      1. سلام ممنون که جواب دادی
        امیدوارم هر چه زود تر سلامتیت رو به دست بیاری
        منم وقتی به جنسیتم فکر میکردم که راضیم یهو بدون این که بخواب ناراحت میشم بعد استرس میگیرم ببخشین دوباره این سوالو ازت میپرسم احساس کردم اینو متوجه نشدی تو جوابت اینو ندیدم فقط گفتی که نکنه دوست داشته باشی زن باشی
        بازم ببخشین که ازت میپرسم
        وقتی به جنسیتی فکر میکردی مثلا وقتی میگفتی مرد هستی احساس ناراحتی میکردی یعنی بدون این که بخوای ناراحت میشدی ؟
        تشکر

      2. اقای دکتر شما هم اگه اینو خوندین تورخدا جوابمو بدین دارم دیونه میشم دوست عزیز ببخشین این ادامه سوال قبلیمه توروخدا ببخشین دوبار بهت پیام دادم تو پیام بالایی یادت هست گفتی اگه درگذشته رفتار های پسرونه داشتی حتما پسری وقتی گفتی پسری دوباره همون احساس ناراحتی رو کردم خواستم بدونم تا حالا این اتفاق برات افتاده خواهش میکنم جواب مو دروغ نگو واقعیت رو بگو آخه چون همش فکر میکنم وقتی اینو بهم گفتی باید احساس خوشحالی کنم چرا احساس ناراحتی کردم

      3. سلام دوست عزیز خواهش میکنم جواب بده یعنی تو مثل من مثلا وقتی فکر میکردی میخوای دختر شی احساس خوشحالی میکردی دارم از ترس میمیرم تورو خدا راستشو بهم بگو

        1. سلام دوست عزیز ببخشید دیر جواب دادم. من شانسی چند بار اومد توی ذهنم اگه دختر بودم چجوری بودش خوب بود یا بد بود ولی کلا علاقه ای به دختر بودن ندارم ولی علاقه ای به دختر بودن ندارم کلا. درباره سوالت هم بگم وقتی خودمو دختر تصور میکنم بهم یه هیجانی میده یعنی باحاله که برای گرایش جنسی ام هست چون من علاقه ای ندارم دختر باشم و اندام جنسی زنونه داشته باشم. من 3 ماه اینتوری شدم اره وقتی یکی بهم میگفت پسر استرس میگرفتم که یه وقت نکنه من پسر نباشم الانم میشم ولی خیلی کمتر شده و وقتی مطمعن میشم که پسر هستم مثلا رفتار های گزشتمو چک میکنم، یا… کلا هر چیزی که بهم اطمینال میده پسر هستم خوشحال م میکنه.
          ببین دوست من 1 سوال میپرسم از خودت بپرس قبل اینکه اینتوری بشی درباره جنسیتت مطمعن بودی؟ یعنی مطمعن بودی که پسر هستی؟ و رفتارر های پسرونه انجام میدادی؟ دوست عزیزی اگه میخوای آیدی تلگرامتو بده یا کلا هر چیزه دیگه ای درباره این موضوع با هم حرف بزنیم.

        2. سلام دوست عزیز این شماره مه لطفا هر وقت تونستی پیام بده یا زنگ
          بزن راستی تلگرام ندارم اگه زحمتی نیست همینجوری پیام بده

  25. سلام آقای دکتر من پسری ۲۲ ساله هستم که الان دوسه سالی هست که فکر میکنم ترنس هستم وقتی به این هم فکر میکنم بسیار دچار استرس میشم مثلا وقتی همین رو دارم مینویسم همش ترس اینو دارم که نکنه ترنس باشم و بگین ترنس هستین
    یه چیزی که خیلی آزارم میده اینه که یه جا خوندم که افراد وسواس ترنس از جنسیت خود ناراضی یا احساس ناراحتی یا پریشانی ندارن ولی من وقتی به این فکر میکنم که مرد هستم بدون این که خودم بخوام احساس ناراحتی میکنم و بعد هم وقتی با خودم میگم وقتی این احساس رو دارم حتما ترنسم بعد استرس میگیرم یا وقتی حرف میزنم وقتی به حرف زدنم فکر میکنم که مردانه هست باز دچار ناراحتی میشم یا به اسمم هم همین‌جوری هستم
    ولی وقتی به این فکر میکنم که دختر شم هیچ احساس بدی ندارم ولی اگه فکر کنم ترنس هستم بسیار دچار استرس میشم
    آقای دکتر اون دوتا پیام دیگه هم مال خودمه راستش کامل نبود خواستم پیام رو کامل کنم
    دستم به دامن‌تون کمکم کنین دارم دیونه میشم !!

    1. مواردی که گفتید نشانه وسواس است. قرار نیست به هر فکری حساس بشید. در وسواس فرد به یک یا چند فکر حساس می شود. زیرا ان افکار را باور کرده است. شما فکر دختر شدن را باور ندارید پس ناراحت نمی شوید. ولی ترنس شدن را محتمل می دانید پس ناراحت می شوید

      1. آقای دکتر همین که دباره ترنس فکر میکنم یا استرس میگیرم یا ناراحتی شدید میگیرم خواستم بدونم ترنس ها از این که ترنس باشن استرس دارن یا خیر ؟

        1. سلام دوست عزیز. منم دقیقا مشکلت رو دارم میتونی کامنت منو چند تا پایین تر ببینی و واقعا درکت میکنم تمام چیز هایی که میگی منم تجربه کردم.
          من درکت میکنم این وسواس یکی از بدترین وسواس هاست و شکست دادنش سخته ولی چیزه که معلومه اینه که این افکار هیچ ارتباطی به جنسیت واقعیت نداره خیالت راحت این احساسات و فکر ها ساخته ذهن خودت هست و واقعی نیست و همه این وسواس ها هم از جایی شروع میشه که روی این موضوع حساس میشی مثلا من یه ویدئو دیدم 3 ماه پیش انقد روی این موضوع حساس شدم و ترسیدم که نکنه من ترنس باشم، نان باینری. باشم رفت تو ذهنم و هی تکرار شد حتی تا جایی رسید که باورم شد انقد ناراحت و مظطرب بودم که حتی میخواستم خودکشی کنم هنوزم خوب نیستم ولی دارم باهاش میجنگم اسم این وسواس خودشناسی هستش مقاله تو اینترنت هستش میتونی ببینی رله درمانشم اینه که با افکارت مواجه و پیشگیری از ترس هستش یعنس با ترست روبرو بشی و رفتار های اطمینال بخش نکنی غیر از این میتونی به روانپزشک هم بری تا اونم با دارو کمکت کنه یا روانشناس روان درمانی کنه من این دو تا راه رو امتحان کردم خوب نیستم هنوزم ولی خیلی بهتر شدم نسبت به قبل امیدوارم تونسته باشم کمکت کنم
          از اقای دکتر هم تشکر میکنم که جواب مارو میدن و مارو راهنمایی میکنن یا علی

      2. سلام آقای دکتر من 18سالمه من همیشه دوست داشتم با جنس مخالف ازدواج کنم الان تازگی ها تو فکر همجنسگرایی هستم که نکنه همجنسگرا باشم ترس زیادی اره دارم نمیخوام اینجوری باشم چون می‌دونم خداوند هر جنسی رو برای جنس مخالف آفریده یادم میاد توی سن 14یا15 دقیق یادم نمیاد یک اتفاق خاصی برام افتاد یکی از بچه ها وقتی داشت وسایلشو جمع میکرد یکی از اندامش به بدنم خورد که تحریک و یک حسی بهش پیدا کردم ولی اون موقع نمی‌دونستم همجنسگرایی چی هستش میخوام بدونم این اتفاق طعبیی هستش یا این اتفاق ممکنه برای هرکسی بیوفته نمیخوام اینجوری باشم نکنه همجنسگرا باشم نمیخوام اینجوری باشم

      3. سلام خسته نباشین من به فیلم پورن عادت کردم، و باعث شده بیشتر فیلمایی نکاه کنم که همجنسگرایی و لز هستن آیا این از عوارض پورن هست؟

  26. سلام آقای دکتر دستم به دامن‌زدن کمکم کنین من پسری ۲۲ ساله هستم الان دوساله که فکر میکنم ترنسم وقتی هم این فکر رو میکنم خیلی استرس میگیرم ولی یهدچیزی که هیلی آزارم میده آينه که وقتی فکر میکنم یا به خودم میگم مرد هستم احساس ناراحتی میکنم بعدش فکر میکنم حتما وقتی ناراحت شدم ترنس هستم باز آشفته و ناراحت میشم
    تو رو خدا کمکم کنین آقای دکتر

  27. سلام آقای دکتر التماستون میکنم کمکم کنین من پسری ۲۲ ساله هستم که الان دوساله فکر میکنم ترنس هستم وقتی هم این فکر رو میکنم خیلی استرس میگیرم بعدش هم وقتی یکی بهم میگه آقا یهو یه حس ناراحتی و پریشانی بهم دست میده یا وقتی میگم مرد هستم یهو ناراحت میشم بدون این که خودم بخوام مثلا وقتی میگم مرد هستم یهو ناراحت میشم بعدش هم فکر میکنم حتما ترنس هستم که ناراحت شدم بعد استرس میگیرم

    1. اینها نشانه وسواس فکری در شما است. هر قدر بیشتر از ترسهای خود فرار کنید این افکار بیشتر می شود. یعمی ببینید چگونه از ترسها فرار می کنید ان کارها را نکنید. مثلا باید درباره خصوصیات مردانه و زنانه با دیگران گفتگو کنید…

      1. آقای دکتر همین که میخوام بگم مرد هستم به چیزی تو درونم جلوم رو میگیره اگه بگم هم ناراحت میشم این ناراحتی هم تا چند دقیقه مثلا یه ۱۰دیقه ای شاید بیشتر هم ادامه داشته باشه

        1. آقای دکتر تا حالا انجام نداده ام من تا چند سال عاشق یه دختر هم بودم مثلا همین الان هم از لحاظ رابطه جنسی دوس دارم با جنس مخالف باشم آقای دکتر همین الان که اینو گفتین استرسی کل درونم رو گرفت که نکنه ترنس باشم ولی آقای دکتر پسر زیبا میبنم ازش خوشم میاد به یه روانشناس گفتم گفت همه اینجوری هستن

  28. دکتر جان دستم به دامنت کمکم کن و یک جواب کامل بده، زندگیم سیاه شده هر سایتی میرم هم جوابش نیست.

    سلام اقای دکتر من چند سال پیش یک خواب دیدم که با مادرم رابطه جنسی دارم و وقتی بیدار شدم عذاب وجدان داشتم که نکنه همچین ادم کثیفی هستم و این مسئله خیلی من اذیت میکرد و من چند بار دیگه این خواب رو دیدم. البته اینم بگم من از بچگی وسواس فکری عملی و بیش فعالی داشتم. الان یکی دو سال هست این فکر اومده تو ذهنم که نکنه به مادرم حس جنسی دارم اصلا رابطم با مادرم کلا بد شده مثلا بوسم میکنه احساس میکنم این حسی که صورتش به صورتم خورد جنسی ممکنه تحریک بشم و فاصله میگیرم و خودمم شک دارم که نکنه این حس جنسی باشه یا فقط بخاطر وسواسه و همچنین بار ها فکر های رابطه جنسی با مادرم از ذهنم خطور کرده و نعوظ کردم و حالمو بد کرده که نکنه همچین حسی دارم و عذاب وجدان بدتر شده و وقتی به مادرم نگاه میکنم فکر های جنسی میاد و گاهی اوقات به نعوظ میرسم و با خودم میگم تو لابد همچین حسی داری که به نعوظ میرسی بعد خودمو قانع میکنم که بخاطر وسواسه ولی بازم اروم نمیشم و میگم ادم سالم نباید نغوظ کنه تو همین شرایطی. یعنی زندگیم تباه شده بعضی وقتا به خودکشی فکرم میکنم میگم تموم کنم این عذابو و اینم بگم که من تقریبا 16 سال دارم و تقریبا از سن 11 سالگی خود ارضایی کردم و از 9 سالگی پورن دیدم و چندین بار پورن با محارم رو دیدم و تعجب کردم همچین چیزی تو اینترنت هست و الان تمایل زیادی به پورن محارم دارم معمولا مادر و پسر و با خودم میگم این تمایل تو به این ویدیو ها یعنی خودت هم در واقعیت تمایل داری برای همین با فکر های جنسی مادرت نعوظ میکنی و زندگیم نابود شده نمیدونم مریض جنسی و رواینم یا وسواسه و بعضی وقتا که میگم بیخیال این فکرا میشمو میگم بزار بیاد به مرور زمان خودش کم میشه با خودم میگم نکنه این بیخیال شدنه باعث بشه من یک ادم بیغرت بشم که واقعا همیچین حسی داره واسه همین بازم تو ذهنم با این فکرا میجنگم، و جوری شده که وقتی فکر های جنسی راجع مادرم میاد من یک حس عجیبی احساس میکنم و نمیدونم این حس، حس جنسی است یا یک حس مریض و بخاطر وسواسم که باعث شده من انقدر به این مسائل فکر کنم که همچین حسی در من به وجود بیاد. و گاهی اوقات فکر میکنم این فکر بیشتر تحریک کنندست نسبت به فکر رابطه جنسی با دختر های دیگه(یعنی دو به شکم کنه نکنه رابطه با محارم برام تحریک کننده تر باشه از رابطه با یک شخص دیگه. یعنی خودمم نمیدونم دقیق و دیوونه شدم). یعنی جوری شده که خود بدبختمم نمیدونم چیه و هی با خودم میگم نکنه ادم بیغرتی باشم یا بشم. و سوال اینه ایا این وسواس جنسیه؟ و این نعوظ ها بخاطر وسواس جنسیه؟ چون به محض اینکه همچین فکر هایی میاد یک حس عجیب در الت تناسلیم حس میکنم و هی با خودم میگم نمیخوام نعوظ کنم که بازم نعوظ میکنم دست خودم نیست و این حس عجیب هم مثل یک تکانه یا یک نوازشه. و سوال بعدیم اینه که چرا تمایل به پورن محارم دارم ایا این نشان دهنده اینه که من همچین حسی به محارم خودم دارم؟ چون خیلیا رو دیدم که به پورن محارم نگاه میکنند. و اینکه چجوری این مرض و بدبختی رو درمان کنم؟
    دکتر جان دستم به دامنت کمکم کن و یک جواب کامل بده، زندگیم سیاه شده هر سایتی هم میرم جوابش نیست.
    و هی سرچ میکنم که ایا نعوظ میتواند بخاطر مشکلات روانی باشد(چون میترسم نکنه این نعوظ من واقعا از تحریک جنسی باشه و ادم کثیفی باشم)
    و الان هن یک حس عجیب غریبی دارم وقتی به مادرم فکر میکنم نمیدونم این حس جنسیه یا بخاطر سواسه که چونکه این همه به این مسائل فکر کردم مغزم همچین حس بدی داره.
    و فقط کافیه یک جایی حرف از رابطه با محارم باشه درجا نعوظ میکنم درحالی تحریک جنسی صورت نگرفته ( البته خودم شک دارم که صورت گرفته یا نه) و مغزم نسبت به این مسایل یک جوری شده.
    دکتر جان لطفا جواب بده ببخشید زیاد نوشتم.

    1. شما دچار وسواس فکری هستید. در ضمن ذهن شما شرطی شده است. سعی نکنید از مادر فرار کنید. بالعکس سعی کنید به مادر نزدیک شوید تا متوجه شود ذهنتان که اتفاقی نمی افتد.
      تماشای پورنوگرافی را ترک کنید زیرا به مغز شما اسیب می زند

  29. سلام آقای دکتر من ۱۶ سالمه و قبلاً پورن می‌دیدم از اسفند ماه ترک کردم اما آقای دکتر بعضی وقت ها تو یوتیوب یا گوگل چیز های تحریک آمیز میبینم و میل جنسی بنده نیز زیاده بخاطر کم کردنش این کارو میکنم بعد از آن شب ها استرس میگیرم یا وسواس فکری میاد سراغم که تو پورن دیدی و… میخواستم بپرسم اینا نشانه چی است.

    1. تماشای صحنه های تحریک کننده میل جنسی را کم نمی کند. بلکه شدت می دهد.
      بهتر است بجای سرزنش خود از تماشا کردن تمرکز خود را بر روزهایی که تماشا نکردید قرار دهید و خود را تشویق کنید. از این طریق زودتر و بهتر از این چرخه خارج می شوید

  30. سلام آقای دکتر وقت بخیر.
    1ماه هست وسواس جنسی دارم. 2 روز هست که با توجه به تمرین های شما دارم تمرین مواجه سازی رو انجام میدم و افکار منفی ام رو روی کاغذ مینویسیم.ببخشید من افکارم رو روی کاغذ مینویسم اظطراب میگیرمو ناراحت میشم و میترسم این افکارم منفی ام به واقعیت تبدیل بشه آیا واقعا اینتوری میشه؟
    بعد ببخشید آیا من برای خو گیری این کارو انجام بدم دیگه به این‌چیزها فکر نمی‌کنم؟ به روانشناس هم دو بار مراجعه کردم ایشون هم گفتن باید با افکارت باید مواجه بشی ولی من بازم استرس دارم که نکنه واقعیت داشته باشه یا به واقعیت تبدیل بشه افکارم واقعا وحشتناک هست لطفا کمکم کنید

      1. اینا چه راهکارهای غیر علمیه که پیشنهاد می دید اتفاقا به جای مواجه کردن فرد بیمار فکری باید به ایشون پرت کردن حواس با مشغول شدن در مسیر فکری دیگه ای ایشون رو از تفکرات دور باطل زدن روی موضوع فاسد بازداری کنید نه اینکه باردار دوباره همون افکار فاسد کنید جناب دکتر کامیار

  31. اقای دکتر بنظرتون درسته من این فکر وسواس جنسی رو با مادرم به اشتراک بزارم ایا در مورد من فکر بد نمیکنن اخه تو خودم ریختم همشونو این فکرارو که فکر میکنم به محارم حس دارم ولی ندارم در واقع و خودارضایی کردم اولین بار تازه یک بار انجام دادم با پیشنهاد دوستان نا باب بعد خودم رو با لحافم پاک کردم بعد خودارضایی و به جاهایی دست زدم و الان فکر میکنم مامانم یا خواهرم به لحافم دست زدند یا جاهایی که من دست زدم یا لحافم رو استفاده کنن نکنه اسپرم بهشون انتقال پیدا کنه و حامله بشن خداییییی نکرده اینا همش تو فکرمه و فکر میکنم همجنسگرام با اینکه هیچ علائمی از همجنسگرا بودن ندارم نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنید

  32. سلام اقای دکتر من ۱۵ سالم هست و فکری که دارم اینه که همجنسگرا باشم یا وقتی خودارضایی میکنم خودم روبا پتو و لحافم پاک میکنم و فکرم اینه که نکنه من بعد خودارضایی دست به جایی بزنم بعدش مامانم یا خواهرم به اونجا دست بزنن و باردار بشن خدایی نکرده و من هیچ علائمی ندارم که نشانه همجنسگرا بودن باشه بیشتر فکرم در مورد خودارضاییه که نکنه مادر یا خواهرم به جایی که من بعد خودارضایی دست زدم یا به پتوی من دست بزنند اسپرم روی دستشون بره و با دست زدنشون به واژنشون باردار بشن این فکر ازارم میده چیکار کنم ایا اینا درسته این فکرا پیش روانشناس رفتم ولی بخاطر سنم روم نمیشه بهش بگم چیکارر کنم

      1. بعضی مواقع فکر میکنم به محارم حس دارم ولی ندارم باز این فکرا میاد تو سرم اینا وسواسیه؟

  33. سلام آقای داکتر وقتی افکار جنسی هجوم میاره آلت م کم کم نعوض میگیره خودمم نمیخواهمش ولی دست خودم نیست مجبور میشم از آنجا بیرون شوم باز کمی فکرم تغییر میکنه و وقتی خود ارضایی میکنم برای نیم ساعت راحت میشم ولی بعد از نیم ساعت بازهم آن افکار بالایم هجوم میارن دارم دیوانه میشم لطفا کمکم کنید

    1. اگر خود را با عکس و فیلم تحریک نمی کنید و افکار خودش می اید شما دچار وسواس شده اید.
      راه درمان بی توجهی به افکار است. سعی نکنید با افکار مقابله کنید بلکه وقتی افکار امد به خود بگویید این افکار خودش می اید و خودش می رود. اصلا مهم نیست. سعی نکنید افکار را بزور از ذهن خارج کنید زیرا بیشتر می شود با این کار

  34. سلام اقای دکتر خسته نباشین ،اگه میشه به حرف های من توجه کنین و منو راهنمایی کنید
    بنده پسری 15 ساله هستم وسواس عملی زیادی دارم به عنوان مثال بنده اوایل کرونا هر وقت از بیرون برمیگشتم 1 ساعت دستامو میشستم، موقع خواب 10 بار درو چک میکنم ،من حتی بعضی مواقع که خانواده ام میرن بیرون استرس میگیرم که یه وقت نکنه اتفاقی براشون بیفته و ….
    من از بچگی وسواس داشتتم سر چیز های مختلف این وسواس ها یا بعد یک مدت تموم میشد یا از شدتش کم میشد .

    الان یه چند وقتی هست فکر های ناراحت کننده عجیبی به ذهنم میاد که بعضیاشون رو بگم خندتون میگیره و ذهنم انقد به اونا فکر میکنه که استرس و اضطراب منو میگیره انگار دنیا رو سرم خراب میشه هی تلاش میکنم فک نکنم ولی بازم میاد تو ذهنم و آزارم میده با اینکه من میدونن این فکر ها پوچ هستند و هیچ واقعیتی ندارن.
    به عنوان مثال بنده 1 هفته اس استرس تِرَنس بودن رو دارم با اینکه میدونم نیستم و هچکدام از این ویژگی هارو ندارم ولی واقعا دلیل این استرس و ترس چیست من که هیچکدوم از ویژگی های افراد ترنس رو ندارم هی به این موضوع فکر میکنم ازارم میده با این که از ته دل میدونم نیستم حتی بعضی وقتا انقد فک میکنم باورم میشه ولی خودم از ته دل میدونم نیستم. بنده یک هفته هست دارم هر روز از سر ترس و استرس درباره این افراد تحقیق میکنم.
    پیش روانشناس هم رفتم و بهشون درباره این موضوع گفتم ایشون بهم داروی فلوکستین دادن و گفتن 2 هفته بخور تا ببینم وضعیتت چجوری میشه .

    اینم بگم بنده اعتیادی به پورن ندارم و هیچ حسی برام نمیاد که برم فیلم پورن ببینم،البته من با دیدن این صحنه ها ارضا میشم ولی حسی ندارم که برم ببینم، من اختلال فتیش دارم و با اون خودارضایی میکردم این فکر استرس تِرَنس بودنم از اینجا شروع شد که من حسی برام نمیومد که برم فیلم ببینم و گفتم چرا بر خلاف هم سن و سالام این حسه نمیاد منظورم از این حسه اون غریضه هست که مارو به سایت پورن میبره ولی حسی ندارم ولی بازم میگم که ارضا میشم
    الان اقای دکتر من ترنسم یا فقط وسواس فکری دارم؟ اگه وسواس فکری دارم ایا با دارو هایی مثل فلوکستین درست میشه و من از این وضع دربیام پیشنهاد شما چیه ممنون میشمدجوابمو بدین؟

      1. سلام اقای دکتر ممنون از جوابتون. این پیامم ادامه همین صحبت قبلیم هست. بنده در این دو هفته روی خودم کار کردم تقریبا داشتم خوب میشدم و میشه گفت یادم رفته بود ، تا اینکه 5.6 روز هست دوباره این افکار به ذهنم میاد ولی هی تعغیر میکنه. همه چیز هم از 3 هفته پیش شروع شد که من یه ویدئو به صورت اتفاقی دیدم که میگفت پسرایی که به فکر پورن و رابطه جنسی نیستن پسر واقعی نیستن. من با اینا ارضا میشم ولی به این چیزا فکر نمیکنم. از اون موقع چیز های مختلفی توی ذهنم میاد اولش میترسیدم که من هورمون کم داشته باشم. بعد‌ش که با تراجنسی آشنا شدم گفتم نکنه من تِرَنس باشم. با غیر باینری آشنا شدم گفتم نکنه من غیر باینری باشم. الان هم توی این 5.6 روز که دوباره این افکار به سرم برگشته اینتوری شدم که سر هر چیز کوچیکی که مردونست استرس میگیرم که منم این ویژگی هارو دارم یا نه . مثلا همسن و سال هام رو میبینم خودم رو با اونا مقایسه میکنم که ببینم منم مثل اونا هستم و استرس شدیدی میگیرم. الان هم استرس اینو دارم که نکنه من مثل ترنس ها از جنسیتم بدم بیاد ( در حالی که من با جنسیتم مشکلی ندارم). به این فکر میکنم که ایا ااز جنسیتم راضی هستم یا نه ولی استرس میگیرم نمیتونم به این سوال جواب بدم.اینم بگم که قبل این 3 هفته من هیچکدام از این مشکلات رو نداشتم حتی به ذهنم هم نمیومد. من ثبات خلقی زیادی هم ندارم وقتی دورم شلوغه و پیش دوستانم هستم حالم خوب هست و از شدت این افکار کم میشه ولی وقتی که تنها هستم حالم خیلی بد هست که متاسفانه من بیشتر مواقع کل روز در خانه هستم.اقای دکتر الان من مشکلم چیه ایا من مشکل هویت جنسیتی دارم یا اینا فقط وسواس هست این سوال رو قبلا هم پرسیده بودم ولی استرس و اضطراب بالا منو مجبور کرد دوباره پیام بدم ممنون میشم جواب بدین

        1. وقتی شخصی وسواس فکری دارد هیچ مقدار از اطمینان دادن دیگران کمکی به او نمی کند و فقط در کوتاه مدت ارام می شود. این اطمینان دادن در بلند مدت به ضرر فرد است. بنابراین من پاسخ شما را نمی دهم

        2. سلام دکتر خسته نباشین ببخشید بنده بازم بهتون پیام دادم. این افکار به ذهنم میاد باید بهشون یجورایی پاسخ بدم و بعد از اون میرم در اینترنت درباره این افراد تحقیق میکنم و میبینم که ویژگی هاشون رو ندارم یکم از استرسم کم میشه 1) آیا این کارو کنار بزارم آخه استرسم کم میشه ولی بعد چند وقت دوباره با شدت بیشتری برمیگرده. 2)ببخشید روانپزشک به من گفته باید با ترسم روبرو بشم یعنی چجوری بنویسم و گوش بدم؟ 3)یه سوال دیگه هم داشتم آیا هویت جنسیتی از کودکی شکل میگیره دیگه؟ یکی افراد ترنس این زمینه رو از کودکی داشتن و تراجنسیتی بودن یعنی یک نفر یک دفعه ای اینتوری نمیشه اخه من سر یک ویدئو اینتوری شدم و سالم بودم تازه هیچکدام از ویژگی هاشون رو هم ندارم ممنون از شما

        3. سلام دوست عزیز آیا شما وقتی به جنسیتتان فکر میکنین احساس ناراحتی میکنین یا به اسمتان یا وقتی بخواین بگین پسر هستین یه چیزی جلوتون رو بگیره من این جوری هستم آیا شما هم این جوری هستین

        4. سلام دوست عزیز تو رو خدا جواب بده تو گفتی سر هر چیز مردونه ای استرس میگیری منم استرس دارم ولی آیا وقتی به این فکر میکنی که از جنسیتت راضی هستی یا نه غیر از استرس آیا ناراحت میشی ؟تورو خدا جواب منو بده دارم دیونه میشم

    1. سلام دوست عزیز منم مثل شما هستم فکر میکنم ترنس هستم همیشه با خودم فکر میکنم آیا کسی هست مثل من که بتونم باهاش درددل کنم که خوب بشم این شماره منه اگه خواستی هر وقت که فرصت داشتی زنگ ب ن یا پیام بده تا با هم درددل کنیم شاید کمکی بهمون شد ۰۹۱۷
      اگه هم نخواستی فقط این جواب رو بهم بده نمیدونم دختری یاپسر ولی آیا وقتی درباره مرد بودنت یا دختر بودنت فکر میکنی مثل من بدون این که بخوای ناراحت یا پریشون میشی یا خیر
      یا وقتی به اسمت فکر میکنی بدون این که خودت بخوای ناراحت میشی
      ممنون اگه جواب بدی
      آقای دکتر اگه شما هم این پیام رو خوندین لطفا بگین که اینا علایم وسواس هست یا خیر

        1. آقای دکتر فکر کنم اشتباه متوجه شدین من خیلی کم به همجنسگرا بودن فکر میکنم فقط بعضی فکرا مثل این که مرد هستم بدون اینکه بخوام احساس بدی پیدا میکنم یا وقتی به اسمم فکر میکنم احساس بدی بهم دست میده یه چیزی هم که خیلی منو می‌ترسونه اینه که وقتی فکر میکنم دختر هستم احساس بدی که پیدا نمیکنم هیچ یه احساس خوشحالی هم بدون این که بخوام تو وجودم شکل میگیره دارم دیونه میشم آقای دکتر توروخدا کمکم کنین

  35. سلام آقای دکتر من ۱۶ سالمه قبلاً پورن می‌دیدم الان ۴ ماه ندیدم تازه گی ها تو یوتیوب کلیب های تحریک کننده چشمام می افته یا میبینم ولی توش هیچ آمیزشی رخ نمیده یا برهنه نیستند میخواستم بپرسم اینا پورن محسوب میشوند چون من بعد دیدن هی وسواس میگیرم نکنه پورن باشه من خبر نداشته باشم یا نکنه مضر باشه اینا ممنون میشم جواب سوال بنده را دهید.

      1. سلام ،وقت بخیر آقای دکتر من مردی هستم بسیار انتقام جو و در برخی موارد خشن پدر مادرم انسان های آرومی هستن،انتقام گرفتن برام وسواسی شده چیکار کنم
        انسان موفقی هستم ولی انتقام برام آزار دهندس اگر انتقام نگیرم ؟

        1. مقاله تله بی اعتمادی را در سایت بخوانید ببینید نشانه های ان با شما تطبیق دارد؟
          اگر دارد کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید را بخوانید

    1. بله اقای دکتر درست میگین من به جای اینکه دنبال تایید از دیگران باشم باید رو خودم کار کنم تا این افکار از ذهنم بره. این ناراحتی ها همش به خاطر حساسیت بیش از حد من روی این موضوع ها هست و اینا همش فکر هستن و کنترلشون هم دست من نیست. اگه واقعا این مشکلو داشتم یه شبه که ظاهر نمیشد یا مثلا اخلاق جنس مخالفو داشتم. امیدوارم با کمک کتاب و مقاله شما بتونم راحت شم

  36. سلام آقای دکتر خسته نباشید ، من ۱۶سالمه یک سوال داشتم من قبلاً پورن می‌دیدم اما الان ۵ ماه ترک کردم بعد بعد ترک مطالب یا جوک های که به این مربوط باشه را می‌خواندم اونم الان دارم ترک میکنم سوال من اینه من هر نوشته ای که اصلا نیمه بد هم باشه چشمم بخوره فکر میکنم الان پورن دیدم یا بازم برگشتم به اول یا هی فکر های چرت و پرت الان من وسواس فکری دارم الان مغز من کاملا خوب شده یا الان کاملا ترک کردم ممنون میشم جواب سوال بنده را دهید با سپاس.

  37. سلام آقای دکتر وقتتون بخیر خانومی ۲۸ ساله هستم که ۷ سال پیش که تازه عقد کرده بودم و روی فامیل همسرم دقیق بودم تو جمع ها برای شناخت بیشتر برای همسرم سوتفاهمی پیش اومده بود و ازم پرسید تو چرا آقای فلانی رو زیاد توجه میکنی بهش در صورتی که من نسبت به همه ی خانوادشون همین رفتار رو داشتم ولی چون این آقا دامادشون بود همسرم حساس شده بود از همون موقع همیشه چهره ی این آقا تو ذهنم نقش میبست و همش اذیت میشدم و هر موقع میخواستم به همسرم فکر کنم چهره ی این اقا تو ذهنم نقش میبست و این حس رو بهم القا میکرد که همسرم رو دوست ندارم و بهش خیانت میکنم واین افکار من رو به جنون رسونده بود تا حدی که گریه میکردم و موهامو میکشیدم و کم مونده بود سرمو به دیوار بکوبم که با مادرم در جریان گذاشتم و به روانشناس و روانپزشک مراجعه کردم و با مصرف دارو خداروشکر خوب شدم ولی مشکل دیگه من این هست که الان تقریبا ۴ سالی هست که درگیر وسواس فکری جنسی شدید شدم که اگه گذری هم چشمم به یک آقا پیر یا جوون زشت یا زیبا بیافته تحریک جنسی میشم و در مورد تمام آقا ها اینجوری شدم از نگاه کردن به مردان واهمه دارم و حس یه خیانت کار بهم دست میده کلا از خودم بیزار شدم و حالم بهم میخوره بعضی موقع ها دوست دارم خودم رو بکشم چون حس کثیف بودن بهم دست میده همش افکار خیانت به همسرم تو ذهنم نقش میبنده در حالی که همسرم واقعا از همه لحاظ عالیه خودم رو در حد زنان خیابانی میبینم ولی اصلا دوست ندارم این افکار رو و واقعا آزاردهنده هستن با هیچکس هم نمیتونم در میون بزارم الان دو ماهه باردار شدم و حساستر شدم به این قضیه و جای بد قضیه این هست که حتی نسبت به محارم خودم هم حساس شدم که این دیگه واقعا خارج از توانمه و مثل خوره مغزم رو میخوره و دعا میکنم کاش قوای جنسیم رو از دست بدم شاید راحت زندگی کنم و میترسم با این افکار که تو بارداری دارم خدای نکرده بچم دچار مشکلاتی مثل ترنس و همجنس بازی بشه حالم واقعا بده لطفا راهنمایی کنید

    1. این افکار نشانه وسواس فکری در شما است. هر قدر بیشتر بخواهید با این افکار مبارزه کنید قوی تر می شود. هر زمان این افکار امدند به خود بگویید من می دانم اینها وسواس فکری هستند و هیچ معنایی ندارند. وسواس هم دست من نیست.
      این افکار نشانه کثیفی و خیانت و همجنس بازی و…نیست. فقط نشانه یک مشکل در مغز من است. پس اصلا بهایی به این افکار نمی دهم.

  38. سلام آغای دکتر من وقتی افکار جنسی هجوم میاره یکباره شاش م میگیره این به چی دلیله
    من هم نمیخواهم این افکار داشته باشم ولی بازم هجوم میارن

  39. سلام وقت بخیر، قبل از ازدواج از کجا بفهمیم که همسر آینده مان با کسی قبلا سکس نداشته و زندگی سالمی داشته است؟من میخواهم ازدواج کنم اما از آنجایی که میبینم خیانت و فساد اخلاقی انقدر زیاد شده است میترسم با کسی رابطه داشته باشم و اجاز