اختلال شخصیت وسواسیاختلالات وسواسروابط عاطفی

عشق وسواسی

تفاوت بین عشق سالم و عشق وسواسی

عشق وسواسی: مرحله‌ی شیفتگی عشق رمانتیک، معمولاً در ماه­‌های ابتدایی یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی سالم اتفاق می‌افتد. این مرحله می‌تواند شامل افکار مداوم در مورد هدف عشق و تمایل به صرف تمامی لحظات با شخص موردنظر باشد. یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی سالم معمولاً با گذشت زمان تکامل می‌یابد. بطوریکه دیگر شامل احساساتی تقریباً همانند نیاز شدید به طرف مقابل و شور و شوق شیفتگی نخواهد بود. عشق سالم می‌تواند در طول سال‌ها به بلوغ برسد. تا تعهد، دوستی و احترامی مستحکم به شخصی دیگر، به‌عنوان یک فرد و نیازهای موردنظر او را در برگیرد. روابط سالم به‌هر دوفرد اجازه می‌دهد احساس نمایند که دوست داشته می­‌شوند، به آن‌ها اهمیت داده می‌شود و مورد احترام قرار می‌گیرند. همچنین در عین حال به آنها اجازه می‌دهد فردیت خود را حفظ کنند و زندگی حرفه‌ای، فعالیت‌های تفریحی، و دوستی‌های بیرون از رابطه­ عاشقانه‌شان را دنبال نمایند.

متاسفانه عشق برای قرن­‌ها در ادبیات و همچنین توسط رسانه­‌ها، از زمانی‌که این رسانه‌ها موجودیت یافتند،‌ جنبه‌ه­ای آرمانی و رویاگونه پیدا کردند. از خودکشی متقابل رومئو و ژولیت تا بسیاری از فیلم عاشقانه­‌ی اخیر، هنگامی‌که صحنه‌ی نمایش به پایان می­‌رسد، به‌جای داشتن عواقب ویرانگر چنین رفتارهایی، وسواس داشتن در مورد عشق یک فرد اغلب به‌عنوان امری مورد درک مخاطب قرار می­‌گیرد که گویی آرزویش را دارد.

عشق وسواسی- تصویر ۱- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

تفاوت بین عشق سالم و عشق وسواسی چیست؟

تفاوت بین عشق سالم و عشق‌وسواسی این است که در حالت دوم، احساسات شیفتگی به حد افراط می‌رسند. همچنین به مرحله‌­ای پای می­‌گذارند که در آن به وضعیتی وسواسی تبدیل ‌می­‌شوند. عشق و حسادت وسواسی که حالتی وهمی هستند، نشانه­‌ای از مشکلات سلامت روانی می‌باشند. و نشانه‌ای است که در حدود یک دهم درصد از بزرگسالان رخ می‌دهند. افرادی که از حسادت وهمی رنج می‌برند، اغلب تجربیاتی جزئی مانند سلام کردن یک همکار به همسر یا شریک عشقی خود یا نگاه کردن به یک عابر پیاده را به‌عنوان دلیل قطعی اینکه عشقشان به آن‌ها بی‌وفایی می‌کند تفسیر می­‌نمایند. مشخص شده‌ است که مردان الکلی، نسبت به ایجاد و توسعه حسادت وهمی آسیب‌پذیر هستند.

زنان بیشتر تمایل دارند نسبت به افرادی که آن‌ها را می‌شناسند، عشق وسواسی داشته باشند تا نسبت به یک غریبه. موضوعات عشق برای زنانی که دارای عشق وسواسی می­‌باشند، اغلب افرادی هستند که در زندگی آنها نقش کمک­‌کننده داشته‌اند. در مواردی غیرمعمول که عشق وسواسی شامل خشونت است، به‌نظر می‌رسد مردان و زنان به‌یک میزان مرتکب چنین خشونتی می‌شوند. عوامل خطر برای ایجاد و توسعه­‌ی عشق وسواسی شامل فقدان یک کار تمام‌وقت و نیز داشتن اعضای خانواده­‌ای است که مشکلات روانی دارند، به خصوص بیماری با اختلال وهمی.

عشق وسواسی- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

علایم عشق وسواسی چه می‌باشند؟

گذشته از حسادت وهمی، عشق وسواسی می‌تواند با داشتن ویژگی‌های اعتیادآور، از یک رابطه عاشقانه سالم متمایز شود. برای مثال، فردی‌که از این نوع عشق رنج می‌برد، تمایل دارد اوقات بسیار زیادی را با عشق خود سپری کند. به‌گونه‌ای که بیش از حد به رفتارش فکر کرده و در رفتارهایی ورود می‌کنند که باعث می‌شوند تا حد زیادی با عشق خود در ارتباط باشند. آن‌ها ممکن است میزان مشارکت در فعالیت‌های تفریحی یا دیگر روابط اجتماعی را محدود کنند. حتی تا درجه­‌ای که آنها را از کار و فعالیت عاجز سازد. فردی با عشق وسواسی، ممکن است در تلاش برای نگه‌داشتن عشق خود در کنارش، ابزارهای کنترل روانی یا دیگر اشکال کنترلی را به‌کار گیرد.

مطالعه کنید:  وسواس شست و شو چیست؟

مثال‌هایی از این کنترل، شامل نظارت بر پول یا غذا و در موارد شدید، مخفیانه تحت‌نظر داشتن یا استفاده از خشونت می‌باشد. فردی که در خصوص عشق خود دچار وسواس می‌­باشد، ممکن است به ترتیب وابسته و هم‌وابسته (نوعی رفتار بیمارگونه که در آن فرد به نیازهای خود توجهی ندارد و نیازهای دیگری را اولویت قرار می‌دهد و به او خدمت می‌کند که موجب وابستگی طرف می‌شود) به یکدیگر باشند. کسی که دارای عشق وسواسی می‌­باشد، ممکن است طوری رفتار کند که انگار به طرف مقابلش معتاد شده است. فردی‌که گرفتار این نوع عشق است، ممکن است در تعیین حدود و مرزهای مشخص در رفتارهای وسواسی مشکل داشته باشد.

عشق وسواسی- تصویر ۳- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

علت عشق وسواسی چیست؟

فرایندی که متخصصین سلامت روان در ارزیابی عشق وسواسی به‌کار می‌گیرند شامل ارزیابی شخص برای اطمینان از آن است که اختلالات روانی که ممکن است فرد همراه با عشق وسواسی داشته باشد، بررسی شوند و در صورت وجود، درمان شوند. نمونه‌هایی از این اختلالات عبارتند از: اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی، اختلال وهمی، اختلال وسواس فکری و عملی، اختلال شخصیت یا سندرم مغزی ارگانیک (به‌علت شرایط پزشکی). علائم هشدار دهنده مبنی بر آنکه شخصی از عشق وسواسی رنج می‌برد، شامل موارد زیر می‌باشد:

  •  عزت‌نفس پایین/ نیاز بیش از حد به قوت قلب و اطمینان‌طلبی.
  • گفتگوی وسواس‌گونه درباره‌ی طرفی که برای فرد مورد علاقه.
  • تماس‌های تلفنی مکرر و یا ارسال پیام‌های زیاد برای فرد مورد علاقه.
  • توجه شدید نامطلوب به فرد مورد علاقه.
  • تمایل به داشتن احساسات بسیار خوب یا بد (اما نه متعادل) در مورد یک فرد.
  • میل به تمرکز محض بر جنبه‌های مثبت یا منفی فردی که دوستش دارند.
  • مشکل تمرکز بر روی کار، تفریح و سرگرمی، اجتماعی شدن یا دیگر جنبه‌های زندگی خارج از موضوع علاقه و عشق.
  • تلاش برای نظارت و یا در غیر این صورت کنترل فعالیت‌ها و زندگی فرد مورد علاقه.
  • شادی بیش از حد تا سر حد آسودگی، در هنگامی که قادر به تماس با فرد مورد علاقه‌شان هستند.

درمان عشق وسواسی به چه طریقی است؟

درمان عشق وسواسی اغلب شامل روان‌درمانی برای فرد مبتلا و طرف مقابل او می‌باشد؛ به‌خصوص اگر دو فرد در حال حاضر با یکدیگر در رابطه باشند. مشاوره در درمان این نوع عشق کمک‌کننده است و می‌تواند شامل کمک به هردو فرد برای تجسم رابطه‌شان به‌طور صحیح و همچنین استفاده از تأییدات و دیگر تکنیک‌ها برای افزایش عزت‌نفس آنها باشد. در صورت لزوم، هرگونه از بیماران روحی و روانی باید تحت درمان دارویی نیز قرار گیرند. اگر فرد مبتلا به این نوع عشق رفتارهایی تهدیدآمیز یا خطرناک از خود نشان دهد، مداخلات قانونی مانند مشارکت پلیس و اجرای برخی ضوابط بازدارنده و برنامه‌های امنیتی ممکن است ضروری باشد.

شما می‌توانید برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص درمان وسواس، کتاب «خودیاری برای درمان وسواس فکری- عملی به زبان ساده» نوشته‌ی دکتر کامیار سنایی را از فروشگاه سایت به‌صورت اینترنتی خریداری نمایید.

منبع:

 psychologytoday.com

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۳ میانگین: ۴.۷]

نوشته های مشابه

۲ دیدگاه

  1. من یک دخترم
    چند سال پیش (۱۰ سال پیش) به یکی ته دل خودم علاقه داشتم.
    بعد از سه سال (۷ سال پیش) با هم رابطه داشتیم (البته نه رابطه آنچنانی)
    ولی خب از صبح تا شب با هم چت میکردیم و از همه چی حرف میزدیم و یکبار هم با هم بیرون رفتیم. ولی هیچ وقت بهم نگفته بودیم که بهم علاقه داریم. تا آخرش من خسته شدم و گفتم. از اون به بعد فرد موردنظر شروع به مسخره کردن من کرد. من هم متاسفانه کنترلم رو از دست دادم. مریض شدم. یک سال ارشدم بیشتر طول کشید.
    استادا بهم رحم کردند چون دوران لیسانسم دانشجوی معدل اول دانشکده بودم. به هر حال به زور کمیسیون پزشکی و … درسم رو تموم کردم.
    الان اصلا ۴ ساله اون آدم رو ندیدم (ایران نیست)
    ولی راستش هرکسی که بهم اظهار علاقه میکنه و میخواد رابطه ای رو باهام شروع کنه من یاد اون میفتم و گریه ام میگیره.
    تو چند ماه گذشته چندین بار این اتفاق افتاده. اصلا نمیتونم با کسی از جنس مخالف ارتباط بگیرم. دعوتم میکنند بیرون. باهاشون میرم ولی لال میمونم. خسته شون میکنم. میگن چرا اصلا واست مهم نیستیم و …
    من برمیگردم خونه گریه ام میگیره. هرچقدر پیش اون آدم حرف زیاد داشتم پیش اینا کم دارم.
    میدونم اسمش عشق نیست. چون اونموقع هم رفتم دکتر تشخیص OCD داد. الانم سرترالین، ونلافاکسین و کلردیاپوزوکساید مصرف میکنم. ولی واقعا خسته شدم. نه تنها از ازدواج بلکه از پیشرفت تحصیلی هم موندم بخاطر هیچ و پوچ

    1. رابطه گذشته شما باعث نگرانی شما در اینده شده است. باید تشخیص داد ان رابطه چه معنایی برای شما داشت. ایا اجساس بی ارزشی کردید. ایا احساس دوست نداشتنی بودن کردید و یا…رابطه های جدید همان ترس را در شما بیدار می کند. احتمالا والدین انتقادگری نیز داشته اید. می ترسید در رابطه اگر حرفی بزنید اشتباهی بکنید و منجر به تمسخر شود. هر چه زودتر با یک دکتر روانشناس مشاوره کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا