آگورافوبیا- سایت تخصصی روانشناسی

درمان آگورافوبیا چیست

Author : Dr. Kamyar Sanaie

آگورافوبیا چیست؟

آگورافوبیا یا گذرهراسی یکی از انواع اختلالات اضطرابی است که فرد از شرایط و مکان‌هایی که ممکن است باعث ایجاد پانیک در او شوند و یا در وی احساس به دام افتادن، شرمساری و درماندگی ایجاد کند، می‌ترسد و اجتناب می‌کند.

در این حالت، فرد از یک موقعیت واقعی و یا تصوری مانند حمل و نقل عمومی، بودن در فضاهای باز و یا بسته، در صف ماندن و یا در جمعیت بودن می‌ترسد. در موارد حاد، فرد تنها در خانه خود احساس امنیت می‌کند. اضطراب با این فکر که اگر اضطراب من شدید شود راهی برای فرار و یا کمک گرفتن ندارم، ایجاد می‌شود.

اکثراً آگورافوبیا یا گذرهراسی بعد از یک یا دو حمله پانیک ایجاد می‌شود و پس از آن فرد همواره نگران آن است که بار دیگر دچار حمله نشود، بنابراین از مکان‌ها و شرایطی که تصور می‌کند ممکن است دچار حمله شود، اجتناب می‌کند. گروه کوچکتری از افراد مبتلا ممکن است به آگورافوبیا بدون حملات پانیک دچار شوند. در این افراد، ترس ممکن است از وقایع اضطراب‌زای کوچکتری مانند بیماری، تصادف و حتی یک تنبیه و انتقاد به‌وجود بیاید.

متخصصین باور دارند که ریشه آگورافوبیا یا گذرهراسی، ترس و حساس شدن نسبت به نشانه‌های فیزیکی و روانی اضطراب و ترس از دست دادن کنترل و در نتیجه خجالت زده شدن می‌باشد.

به‌عبارت دیگر، فرد مبتلا به آگورافوبیا (گذر هراسی) به نشانه‌هایی مانند ضربان قلب، لرزش دست و سرگیجه در خود حساس می‌شود و کوچکترین میزان تغییر در هر یک از آنها که می‌تواند کاملاً عادی باشد، برای او نشانه از دست دادن کنترل و در نتیجه خجالت زده شدن تعبیر می‌شود.

افراد مبتلا به آگورافوبیا (گذر هراسی) معمولاً از مکان‌های عمومی و شلوغ و تجمعات اهتراز می‌کنند و احساس امنیت نمی‌کنند. برای آنکه به یک مکان عمومی بروند، ترجیح می‌دهند با یک دوست و یا یک فامیل و آشنا به آنجا بروند. آنها در درجه اول ترجیح می‌دهند خانه را ترک نکنند.

نکته بسیار مم درباره آگورافوبیا (گذر هراسی) آن است که شدت این مشکل به‌تدریج و با گذشت زمان افزایش پیدا می‌کند و بیمار هرچه سریعتر به‌جهت درمان اقدام کند، آسان‌تر و با دشواری کمتری بر آن غلبه می‌کند. در طول زمان، فرد محیط‌های بیشتری را در ذهن خود ناامن احساس می‌کند و بنابراین شعاع حرکتی او کوچکتر و کوچکتر می‌شود، به‌نحوی که تنها در خانه خود و گاهاً تنها در اتاق خود احساس امنیت می‌کند.

آگورافوبیا (گذر هراسی) به‌شدت شما را در کار، روابط اجتماعی و کارها و فعالیت‌های روزمره زندگی محدود می‌کند و توانایی‌هایتان را از شما می‌گیرد. آنها از ملاقات و معاشرت با دوستان و بستگان خود محروم می‌شوند، نمی‌توانند در جشن‌ها و میهمانی‌ها و وقایع مهم شرکت کنند. در طول زمان، آنها به‌شدت به دیگران وابسته می‌شوند.

نشانه‌های آگورافوبیا عبارت است از ترس از:

در خانه تنها ماندن؛

شلوغی و ماندن در صف؛

فضاهای بسته مانند سینما، آسانسور و یا فروشگاه‌های کوچک؛

فضاهای باز مانند پل‌ها یا محوطه پارکینگ؛

حمل و نقل عمومی مانند اتوبوس، هواپیما یا قطار؛

از دست دادن کنترل در مکان‌های عمومی؛

قرار گرفتن در مکان‌هایی که فرار کردن و یا کمک گرفتن از دیگران دشوار باشد.

 دلایل آگورافوبیا

دلایل حقیقی آگورافوبیا هنوز مشخص نمی‌باشد، اما حضور و وجود عواملی احتمال بروز آگروفوبیا را افزایش می‌دهد؛ از جمله شرایط سلامتی و ژنتیک، خلق و خوی اضطرابی، یادگیری و روش تعلیم و تربیت و استرس‌های محیطی، افسردگی، سایر اختلالات اضطرابی مانند پانیک، وسواس، فوبیا و اختلال اضطراب منتشر، تاریخچه سوءاستفاده جنسی و سوء مصرف مواد و وجود فردی در خانواده که دچار آگروفوبیا می‌باشد و افرادی که در برابر اضطراب، واکنش اجتنابی از خود نشان می‌دهند، همگی در ایجاد آگروفوبیا می‌تواند نقش داشته باشد.

آگورافوبیا به‌طور معمول در اواخر نوجوانی و یا اوایل بزرگسالی (۱۸ تا ۳۵ سالگی) شروع می‌شود. اگرچه در کودکی نیز احتمال دارد به‌وجود بیاید. احتمال آگورافوبیا در زنان دو برابر بیشتر از مردان می‌باشد.

آگورافوبیا با اختلالات دیگری چون افسردگی، سوء مصرف مواد و الکل و اختلالات اضطرابی دیگر و نیز اختلالات شخصیتی همپوشانی دارند.

درمان آگورافوبیا (بیرون هراسی)

روش‌های زیر برای درمان آگورافوبیا به‌کار می‌روند:

۱. آموزش روانی

درمان شناختی رفتاری یکی از موثرترین روش‌ها برای درمان اختلالات اضطرابی و از جمله درمان آگورافوبیا می‌باشد. هدف از درمان شناختی رفتاری آموزش مهارت‌هایی به فرد می‌باشد تا بتواند بهتر اضطراب را تحمل کند و با نگرانی‌های خود به چالش برخیزد و به این ترتیب به‌تدریج وارد فعالیت‌هایی شود که به‌خاطر اضطراب از آنها اجتناب می‌کرده است.

در درمان شناختی تاکید بر آن است که هر چقدر بیمار اطلاعات بیشتری درباره مشکل خود و نحوه ایجاد و تداوم اضطراب پیدا کند، تسلط بیشتری بر بیماری خود خواهد یافت. موارد زیر به بیمار کمک شایانی می‌کند:

زمانی که اجداد ما در جنگل‌ها ساکن بودند، در معرض انواع بلایای طبیعی قرار داشتند. طبعاً اگر در شب با نگرانی از حمله شیر و پلنگ نمی‌خوابیدند، به چنان خواب عمیقی فرو می‌رفتند که حضور شیر و یا پلنگ را متوجه نمی‌شدند و طعمه آنها می‌شدند. بنابراین، ما نوادگان اجدادی هستیم که نگران خطرات اطراف خود بودند و در حالت گوش بزنگی قرار داشتند.

کارکرد اضطراب، حفظ بقای نسل است و هنگامی به‌کار می‌افتد که فرد احساس خطر می‌کند. حال این خطر می‌تواند واقعی و یا آنکه تصور فرد باشد. در این زمان، اضطراب در بدن فرد به‌کار افتاده و او را برای جنگ یا گریز (یا فرار) آماده می‌کند. یعنی در جایی که امکان حمله وجود دارد، حمله به عامل ترس و در غیراینصورت، فرار از عامل ترس صورت می‌گیرد. به‌منظور آماده کردن بدن برای جنگ یا گریز، تغییراتی در بدن انجام می‌شود؛ از جمله، افزایش انگیختگی دستگاه عصبی خودمختار که کنترل بسیاری از فرآیندهای بدنی ما مانند دستگاه قلبی- عروقی و معدی- رودی را بر عهده دارد.

در هنگام اضطراب، جریان خون به‌سمت اندام‌های انتهایی بدن مانند دست‌ها، پاها و بازوها افزایش می‌یابد و از جریان خون به‌سمت سر و اندام‌های داخلی کاسته می‌شود. ضربان قلب و آهنگ تنفس سرعت می‌یابد و عمل هضم کندتر می‌شود. این تغییرات باعث ایجاد نشانه‌هایی چون افزایش ضربان قلب، تنگی نفس، سرگیجه، گزگز انگشتان دست و پا، احساس ضعف و احساس تهوع می‌شود. این علائم همگی به‌معنای آماده باش بدن برای مواجهه با یک عامل خطر می‌باشد و خود، فی‌نفسه، خطرناک نمی‌باشد؛ چه که به‌جهت حفظ و بقای فرد به‌کار افتاده است و نه آسیب رساندن به آن.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این سیستم حفاظت از بقای فرد، بیش از اندازه حساس شود و مانند دزدگیری که حساسیت آن بیش از اندازه است، در زمان‌های غیرضروری و غیرمفید به‌صدا درآید.

عامل فیزیولوژیک که در بالا توضیح داده شد، در کنار عامل شناختی می‌تواند بیماری آگروفوبیا را تشدید کند. اگر فرد دچار خطای شناختی باشد، میزان خطر را بیشتر از حد واقعی می‌بیند، نتایج آن را فاجعه‌بار می‌داند، و تصور می‌کند توان مقابله و مواجهه با موضوع اضطراب خود را ندارد. راهکاری که فرد دچار آگروفوبیا برای مقابله با خطر ذهنی و تصوری خود انتخاب می‌کند، فرار است. او با در خانه ماندن و یا محدود کردن فضای حرکتی خود، به‌دنبال امنیت و ایمنی است. غافل از آنکه هر چقدر بیشتر از اضطراب‌های تصوری خود فرار کند، اضطراب بزرگتر شده و امنیت بیشتری از فرد طلب می‌کند؛ زیرا به باورهای غلط خود مبنی بر خطرناک بودن شرایط و موقعیت‌های بیرون از خانه در ذهن خود بیشتر اعتماد می‌کند.

بنابراین دلیل آنکه فرار از اضطراب بیماری فرد را شدیدتر می‌کند آن است که افکار اتوماتیک و یا خطاهای شناختی را در او تشدید می کند. زمانی که فرد افکار اتوماتیک دارد فاجعه‌سازی می‌کند و بدترین سناریوهای ممکن را در ذهن خود می سازد. ذهن فرد دچار نتیجه‌گیری شتابزده می‌شود و بدون هیچگونه دلیل و مدرکی ذهن خوانی و پیشگویی می‌کند. برای خطر احتمال بیش از اندازه قائل می شود و….

بنابراین افرادی که دچار آگورافوبیا هستند بدلیل اضطراب خود دنیا را واقعی نمی بینند بلکه به‌خاطر خطاهای شناختی که دارند دنیا را کج و معوج و پس از عبور از عینک خطاهای شناختی می بینند. بطور مثال آنها فکر می کنند که:

اگر بیرون بروند و دچار اضطراب و حمله شوند و کسی آنها را ببیند، تا ابد آنها در ذهن دیگری حقیر می‌شوند (احتمال بیش از حد و ذهن‌خوانی).

ممکن است بیفتند و یا تعادل خود را از دست بدهند و آبروریزی شود که غیرقابل جبران باشد (احتمال بیش از حد، فاجعه‌سازی).

در صورت بروز اضطراب کاری از دست آنها بر نمی‌آید (درشت‌بینی و ریزبینی).

من نباید هیچ نقصی داشته باشم و یا کسی نباید بداند من مشکلی دارم (باید اندیشی).

اگر دیوانه شوم چه؟ (فاجعه‌سازی).

اگر دچار حمله شوم، دیگران چه قضاوتی درباره من می‌کنند (ذهن‌خوانی).

با کمک درمانگر، فرد به افکار غلط خود پی می‌برد و دنیا را واقعی‌تر و آنگونه که هست می‌بیند و نه آنگونه که خطاهای شناختی و افکار اتوماتیک به او دیکته می‌کند.

عامل دیگر در آگورافوبیا عامل رفتاری است. پس از آنکه فرد دچار حمله پانیک شد (در مواردی که آگروفوبیا همراه با پانیک است) و یا به‌واسطه موقعیتی مانند تصادف و تنبیه دچار اضطراب بدون حمله پانیک شد؛ برای مقابله با خطر وقوع مجدد آن، دو راهکار را اتخاذ می‌کند که هردو باعث تداوم بیشتر بیماری آگورافوبیا می‌باشد: ۱. ایمنی‌جویی، ۲. اجتناب.

در ایمنی‌جویی فرد سعی می‌کند تا با به‌کارگیری چیزهایی که احساس اطمینان به او می‌دهند، احساس خطر درونی خود را کاهش دهد. به‌طور مثال، هر جا می‌رود دوست و یا والدین خود را همراه می‌برد.

در مورد هر مراجع باید تحقیق کرد که از چه عواملی به‌عنوان ایمنی‌جویی استفاده می‌کند تا پس از شناسایی موارد آن، اندک‌اندک مراجع بدون آنها با خطر تصوری خود مواجه شود. در برخی موارد استفاده از داروهای آرام‌بخش نیز به‌عنوان موارد ایمنی‌جویی محسوب می‌شود، زیرا فرد تصور می‌کند این داروها هستند که اضطراب او را کم کرده‌اند و بنابراین لازم است مواجهه‌سازی‌ها پس از مدتی در هنگام قطع دارو انجام شود تا فرد نسبت به‌خود احساس اطمینان پیدا کند.

در اجتناب، فرد از حضور در مکان‌ها یا موقعیت‌هایی که معتقد است احتمال وقوع حمله پانیک و یا اضطراب در او زیاد است اجتناب می‌کند. این امر باعث می‌شود فرد هیچ وقت نفهمد که این موقعیت‌ها خطرناک نیستند، بلکه با اجتناب فرض او تقویت می‌شود که اگر دچار حمله نشده است به‌خاطر آن است که از این موقعیت‌ها اجتناب کرده است.

مشکل آن است که اجتناب تنها در یک محدوده باقی نمی‌ماند و دایماً گسترش پیدا می‌کند. در ابتدا فرد تنها می‌ترسد خارج از شهر دچار حمله شود و به خود می‌گوید برای آنکه دچار حمله و یا اضطراب نشود، بهتر است خیلی دور از شهر نشود. ولی در صورتی که به فکر خود عمل کرده و اجتناب کند، گفتگوهای درونی تهدیدآمیزتر شده و اینبار به او می‌گوید از کجا معلوم که داخل شهر نیز دچار حمله و یا اضطراب نشوی. پس از مدتی مجدداً گفتگوی درونی به او می‌گوید از کجا معلوم که در فاصله بیش از ۱ کیلومتر از خانه دچار حمله وحشت‌زدگی نشوی. و در نهایت به مرحله‌ای می‌رسد که فرد از خانه نمی‌تواند خارج شود، زیرا فرد باور پیدا کرده است که اجتناب و ایمنی‌جویی او بوده که باعث شده است او دچار حمله پانیک نشود.

۲. درمان شناختی آگورافوبیا

بازسازی شناختی، فرایند جابجا کردن افکار مضطربانه خودکار یا خطاهای شناختی (توضیح کاملتر را می‌توانید در مقاله تحریفات شناختی بیابید) با افکار واقع‌گرایانه‌تر است. این امر شامل آموزش خطاهای شناختی معمول در مورد اضطراب (بیش‌برآورد خطر و فاجعه‌سازی) به درمانجو و نحوه شناسایی افکار مضطربانه خودکار خود می‌شود. سپس، به آنها آموزش داده می‌شود چگونه این افکار را به‌عنوان فرضیه تلقی کنند و برای تأیید یا رد آنها، شواهدی جمع کنند. در نهایت، آنها تشویق می‌شوند فرضیه‌های جایگزین ایجاد کنند و برای تأیید و رد آنها شواهدی جمع کنند.

به مراجع توضیح داده می‌شود اگرچه افکار مضطربانه می‌توانند «خودکار» باشند و خیلی سریع و بدون آگاهی کامل رخ‌دهند، ولکن می‌توانند بر احساسات و اَعمال اثر بگذارند. محتوای این افکار، خاص است و ممکن است در موقعیت‌ها و زمان‌های مختلف، متفاوت باشد. متعاقباً، شناسایی یا پیش‌بینی محتوای خاصی که در موقعیت‌های خاص، اضطراب ایجاد می‌کند، اهمیت دارد.

به مراجع آموزش داده می‌شود از تکنیک «پیکان رو به پایین» برای شناسایی این افکار خودکار خاص، استفاده کند. این تکنیک اینگونه عمل می‌کند: درمانجویان از خودشان می‌پرسند، مثلاً در یک موقعیت فرضی، از چه چیزی می‌ترسند و سپس، تشخیص می‌دهند اگر این ترس‌ها واقعی بودند، چه معنایی داشتند و چه اتفاقی می‌افتاد. آنگاه، معنای افکار لایه‌های زیرتر بررسی می‌شود و این فرایند ادامه پیدا می‌کند تا فکر مرکزی خودکار مضطربانه شناسایی ‌شود. برای مثال، تینا در فرم نظارتی خود اینگونه نوشت که هنگام رانندگی، وقتی ضربان قلبش تند شد، ترسید؛ بنابراین ماشین را کنار زد و مادرش جای او پشت فرمان نشست. برای پرده برداشتن از فکر خودکار او، درمانگر باید از او بپرسد اگر قلبش به تندزدن ادامه می‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد. درمانگر در جواب تینا که می‌گوید: «این وحشتناک است!» می‌تواند بپرسد که او تصور می‌کند چه اتفاقی می‌افتاد که از نظر او وحشتناک است. مجدداً درمانگر در جواب به تینا که می‌گوید: «قلبم تندتر می‌زد، من شروع به لرزش می‌کردم و غش می‌کردم» می‌تواند بپرسد که از نظر او، اگر آن احساسات را واقعاً تجربه می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد. درمانگر می‌تواند این پرسش‌ها را ادامه دهد تا به باور مرکزی اضطراب او برسد، این باور که اگر ماشین را کنار نمی‌زد، غش می‌کرد، ماشین تصادف می‌کرد و خود و مادرش را به کشتن می‌داد. این توضیح داده می‌شود که شناسایی فکر خودکار، نخستین گام در بازسازی شناختی است و باید به‌عنوان بخشی از تکلیف خودارزیابی این هفته تمرین شود.

سپس، به مراجعین آموزش می‌دهند به افکارشان نه به‌عنوان حقایق مسلم، بلکه به‌عنوان فرضیه نگاه کنند. از روش پرسش سقراطی برای کمک به آنها در جمع‌آوری شواهد برای تعیین یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، استفاده می‌شود. برای مثال، تینا فکر می‌کند احتمال از دست دادن کنترل ماشین و تصادف‌کردن حین حمله وحشت‌زدگی نزدیک به ۱۰۰٪ است. از او سوال می‌شود آیا این اتفاق قبلاً هم افتاده است و آیا مدرکی برای وقوع یا عدم‌وقوع آن در دست دارد. پس از رسیدن به یک احتمال واقع‌بینانه‌تر، در ایجاد افکار جایگزین به مراجع کمک می‌شود. برای تینا، یک فرضیه جایگزین ممکن است این باشد: من فقط در حال تجربه اضطراب هستم و هنگام تجربه افکار و احساسات بدنی مضطربانه، قادر به رانندگی هم هستم.

۳. درمان رفتاری آگورافوبیا از طریق مواجهه‌سازی

مواجه شدن با آنچه فرد از آن می‌ترسد، بهترین راه درمان آگورافوبیا می‌باشد. قرارگیری مکرر در معرض احساسات ترس‌برانگیز بدنی (مواجهه‌سازی بدنی) و موقعیت‌های ترس‌برانگیز (مواجهه‌ در موقعیت‌های طبیعی) برای رد ارزیابی نادرست شناختی و خاموش‌سازی واکنش‌های هیجانی شرطی به این احساسات و موقعیت‌ها از جمله اصلی‌ترین روش‌های درمان آگورافوبیا همراه با پانیک و یا بدون پانیک می‌باشد.

فرد به‌همراه درمانگر جدول سلسله مراتب خطر را ایجاد می‌کنند تا در مواجهه‌سازی از آن استفاده کند. میزان مواجهه‌سازی باید به‌میزانی باشد که فرد توان انجام آن را داشته باشد، ولکن نباید به‌گونه‌ای باشد که هیچ اضطرابی را در فرد ایجاد نکند. فرد در موقعیت خطر آنقدر می‌ماند تا اضطراب او کاهش بیابد. هر مرحله چندین بار انجام می‌شود تا فرد نسبت به آن مرحله احساس راحتی کند. آنگاه مواجهه‌سازی مرحله بعدی را شروع می‌کند.

جدول سلسله مراتب خطر:

نوع فعالیت میزان خطر برآورد شده در ذهن از ۰ تا ۱۰
همراه با دوست خود به پارکینگ رفتن ۵
به تنهایی به پارکینگ رفتن ۶
به کوچه رفتن به‌همراه یکی از دوستان ۷
۵۰۰ متر دور شدن از خانه ۸
به‌همراه خانواده به یک جشن عروسی رفتن ۹
به یک فروشگاه شلوغ رفتن به تنهایی ۱۰

 

۴. تکنیک‌های ریلکسیشن

بازآموزی تنفس به‌عنوان یک مهارت انطباقی در توقف واکنش‌های بیش از حد فیزیولوژیکی در درمان پانیک معرفی می‌شود. مکانیسم‌هایی که به‌وسیله آنها بازآموزی تنفس موثر واقع می‌شود و میزان مؤثر بودن آن برای وحشت‌زدگی، همچنان تحت بررسی هستند. با وجود این، مهم است که درمانجوها از آن به‌عنوان وسیله‌ای برای اجتناب از احساسات منفی استفاده نکنند. به درمانجو، تنفس دیافراگمی آموزش داده می‌شود: تنفس از شکم به‌جای سینه. قرار است درمانجو با شمارش دَم (یک) و فکر کردن به کلمه‌ی «آرامش» هنگام بازدم، روی تنفس‌ خود تمرکز کند. درمانجو برای نخستین هفته تمرین‌، باید با میزان و سرعت نرمال نفس بکشد. بعد از سه تا پنج دقیقه تمرین در جلسه، تکلیف بازآموزی تنفس برای هفته آینده به مراجع محول می‌شود: ده دقیقه تمرین، دوبار در روز در یک مکان راحت و آرام. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بیابید)

تکنیک دیگر مورد استفاده در درمان پانیک، آرمیدگی تدریجی عضلات است. (توضیح کامل‌تر را می‌توانید در مقاله اضطراب بیابید).

۵. درمان دارویی آگورافوبیا

داروهای SSRI و یا SNRI برای درمان دارویی آگورافوبیا مورد استفاده قرار می‌گیرند. ضد افسردگی‌ها مانند فلوکستین و سرترالین که بر روی هورمون سروتونین موثر هستند، به‌طور معمول موثرتر از ضد اضطراب‌ها عمل می‌کنند.

داروهای ضد افسردگی چند هفته زمان می‌برد تا تاثیر بگذارند. ممکن است روانپزشک معالج مجبور شود داروی شما را چند بار تغییر دهد تا موثرترین دارو را که اثرات جانبی کمتری نیز داشته باشد، برای شما بیابد. روانپزشک چه در زمان شروع و چه قطع دارو باید قانون تدریج را رعایت کند.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، آبان ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

پشتیبانی شده توسط تیم مسترگروپ دات آی آر