روابط زناشویی

چطور عشق زندگی خود را به رابطه برگردونم

5 قدم آسان برای جلب مجدد عشق زندگی تان

این پنج مرحله به هیچ‌وجه تضمین نمی‌کند عشق زندگی خود را دوباره پس بگیرید، اما گام‌هایی هستند که در گذشته تجربه شده‌اند و برای جلب مجدد محبت افراد مورد علاقه به کار گرفته شده‌اند. رشد به زمان نیاز دارد، اما داشتن دانش بیشتر در مورد چگونگی ارتباط با همسر می‌تواند به شما در روابط آینده کمک کند.

این پنج قدم عبارتند از:

  • به شریک زندگی خود فضا دهید
  • تصویر خود را در ذهنش بهبود ببخشید
  • دوباره به علایق مشترک خود بازگردید
  • برای تغییر تلاش کنید
  • صبر را همراه با پشتکار تمرین کنید

این مراحل به گونه‌ای طراحی شده‌اند که نه تنها شخصی را که از دست داده‌اید بازگردانند، بلکه همچنین به شما کمک می‌کنند درک کنید رابطه شما برای شما مناسب است یا نه!

در بخش زیر، این پنج مرحله آورده شده است. هریک از این مراحل می‌تواند به شما در جلب مجدد شریک زندگیتان کمک کند.

عشق زندگی- تصویر ۱- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

مرحله 1: چرا باید به عشق زندگی خود فضا دهید

وقتی در رابطه هستید، «فضا» می‌تواند یکی از بدترین کلمات شنیده شده باشد. اما فضا دادن اولین قدم در برگرداندن کسی است که دوستش دارید. اگر دیگر با آن شخص رابطه ندارید، پس احتمالاً با او در تماس نیستید. فقط یک قدم جلوتر بروید و وقت بگذارید تا از آن شخص جدا شوید.

دادن فضا به خودتان و شریک زندگیتان در خدمت اهداف مختلفی است.

  • این فضا به شما فرصت می‌دهد نگاهی به رابطه بیندازید و از همه چیزهای بدی که باعث از هم پاشیدن شدن آن شده، آگاه شوید.
  • دادن فضا به شما زمان می‌دهد تا ببینید آیا می‌توانید از پس این مشکلات برآیید یا خیر.
  • به شریک زندگیتان فرصت دهید تا از ابتدا همه چیزهایی را که باعث شده در مورد شما دوست داشته باشد را از دست بدهد.
خرید اینترنتی کتاب اسرار دلربایی

کلیک نمایید

مرحله 2: چرا باید تصویر خود را در روابطتان بهبود ببخشید

آسان است تصور کنید که فضا دادن به شخص کار سختی نخواهد بود، اما واقعیت این است که فضا دادن به افراد معمولاً دشوار است. جدا بودن می‌تواند به شدت استرس‌زا باشد و باعث اضطراب شود. بهبود تصویر شما کمک می‌کند تا این استرس و اضطراب به سمت خروجی‌های مثبت‌تری هدایت شود.

کارهایی که می‌توانید برای بهبود خود و احساس خوشبختی انجام دهید:

  • ورزش کردن که باعث ترشح آندورفین می‌شود
  • کمی آفتاب بگیرید
  • خوب بخندید!

انجام این فعالیت‌ها می‌تواند باعث ایجاد نگرش مثبت‌تری به زندگی شود. شما می‌خواهید فرد بهتری باشید زیرا حتی اگر شخصی که سعی در بازگشت آن دارید با فردی کاملا متفاوت و قوی روبرو شود و از تلاشتان برای بهتر دیده شدن و احساس بهتر داشتن آگاه شود، شکایتی نخواهد کرد.

عشق زندگی- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

دلایل اصلی شکست روابط

مشکل در رابطه: مسائل مربوط به اعتماد

منجر به: حسادت، کنترل، سخت‌گیری بی‌دلیل، خیانت عاطفی.

مشکل در رابطه: انتظارات مختلف

منجر به: تفاوت در اولویت‌ها و دور شدن از مسیر یکدیگر.

مشکل در رابطه: مشکلات سازگاری

منجر به: از دست دادن صمیمیت.

مشکل در رابطه: حرکت در زندگی با سرعت‌های مختلف

منجر به: محافل حرفه‌ای و اجتماعی که زوج‌ها در آنها حضور پیدا می‌کنند، شروع به تغییر می‌کنند و به زودی زوجین نیز از هم جدا می‌شوند.

مشکل در رابطه: خودشیفتگی

منجر به: نیاز عمیق به تحسین باعث از بین رفتن هر رابطه مساوی می‌شود.

مشکل در رابطه: مسائل ارتباطی

منجر به: قضاوت منفی، انتقاد یا کنایه در مورد ارزش فرد.

مشکل در رابطه: سوءاستفاده رابطه‌ای

منجر به: خودشیفتگی پاتولوژیک. شخصیت منفعل-پرخاشگر. کنترل و تسلط بیش از حد. همه اینها منجر به افسردگی، PTSD، اضطراب و … می‌شود.

مشکل در رابطه: سوءاستفاده از عادت زندگی

منجر به: اعتیاد به موادمخدر. اعتیاد به الکل یا اعتیاد به قمار یا اعتیاد جنسی. همه اینها باعث می‌شود که یک شریک زندگی هرگز کافی نباشد.

مشکل در رابطه: دلزدگی

منجر به: بی‌حوصلگی که می‌تواند به کینه‌ورزی منجر شود.

مشکل در رابطه: مسائل مربوط به پول

منجر به: مسائل مربوط به پول با موضوعات سبک زندگی گره می‌خورد. اگر سبک زندگی کاملاً متفاوتی می‌خواهید، ممکن است رابطه از بین برود.

عشق زندگی- تصویر ۳- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

مرحله 3: با اتصال مجدد به علایق مشترک، رابطه خود را پربارتر کنید

مرحله سه گامی نیست که به راحتی برداشته شود. شما به فرد فضا داده‌اید و خود را به عنوان یک شریک مطلوب‌تر نشان داده‌اید. اما اکنون باید با این احتمال روبرو شوید که فرد از رابطه فاصله گرفته است. به همین دلیل است که قدم سوم، قدم بزرگی است و شما باید خود را برای آن آماده کنید و سعی کنید دوباره به رابطه وصل شوید.

چه مدت باید منتظر بمانم تا دوباره با عشق زندگیم ارتباط برقرار کنم؟

نمی‌توانید یک بازه زمانی برای مدت صبر خود قرار دهید. اما حداقل یک ماه زمان لازم است تا افراد در تنهایی به خود بازگردند و بتوانند در شخصیت خود تغییراتی اعمال کنند. وصل مجدد هرگز نباید شامل عبارت «من خیلی دلم برایت تنگ شده» باشد. این نه تنها باعث نابودی تمام مراحل یک و دو می‌شود، بلکه می‌تواند فرد را در حالت دفاعی قرار دهد. توصیه می‌شود با سوالی بی‌طرف شروع کنید: «حالت چطور است؟» این لحظه‌ای است که پاسخ فرد یا شما را برای شروعی مجدد متوقف می‌کند یا لحظه‌ای است که می‌فهمید هنوز رابطه پایان نیافته است. اگر خوش‌شانس باشید و طرف مقابلتان آنقدر که فکر می‌کرد بدون شما خوشحال نبوده است، سرانجام در مورد چگونگی بهبود روابط خود صحبت خواهید کرد.

راه‌های برقراری ارتباط مجدد با شریک زندگی

چه چیزهایی را امتحان کنید و چرا؟

تجربیات جدید: امتحان کردن چیزهای جدید با یکدیگر به شما کمک می‌کند که از اول عاشق شوید.

به دنبال ایجاد حس شوخ طبعی باشید: در مطالعات انجام شده روی زوج‌هایی که ازدواج‌های شاد و طولانی دارند، تقریباً همه نیاز به شوخ‌طبعی را ذکر کردند.

دورنما داشته باشید: هیچ یک از شما کامل نیستید. اگر چیزهای کوچک را مرتبا نادیده بگیرید، بالاخره جایی در آینده سر بر خواهند آورد و شما را (آگاهانه یا ناآگاهانه) اذیت می‌کنند.

تشویق: وقتی وارد رابطه می‌شوید، نمی‌توانید انتظار کمال داشته باشید. هردوی شما در بعضی مواقع به تشویق نیاز خواهید داشت. تشویق به ما یادآوری می‌کند قدرتی که عشق برای غلبه بر ترس دارد، چقدر قوی است.

مرحله 4: تلاش کنید تا رابطه‌تان را بهبود ببخشید

کمال کلمه‌ای است که مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد و کاملاً درک نشده است. این طور نیست که شما همیشه می‌توانید کامل باشید، اما می‌توانید سعی کنید بهترین نسخه از خود باشید. هرچند به یاد داشته باشید که کمال‌گرایی همیشه خوب نیست. شما نمی‌خواهید خود را فرسوده کنید. شما باید تلاش خود را برای ادامه رابطه انجام دهید، چرا که بدون تلاش هیچ پاداشی وجود ندارد. اما این تلاش نباید مانند انجام یک کار تکراری باشد و اگر احساس تکرار و بیهودگی به وجود آمد، باید به رابطه نگاه کنید و بدانید که در پشت این صبر و پایداری به دنبال چه چیزی هستید.

مرحله ۵: صبر و استقامت را تمرین کنید تا عشق‌تان را پس بگیرید

صبر رمز بازگشت عشق زندگی شماست. چرا؟ به یاد داشته باشید، هیچ‌چیز هرگز آسان و سریع به‌دست نمی‌آید. صرف‌نظر از این موضوع، عشق ورزیدن به پشتکار نیاز دارد و نباید در این راه تسلیم شوید. شما باید به این شخص ثابت کنید که چقدر برایتان ارزشمند است و در وهله اول جدا شدن از آنها اشتباه بود. هیچ رابطه‌ای در یک روز یا حتی یک هفته بهبود نمی‌یابد. بهبودی رابطه شما ممکن است حتی تا یک سال طول بکشد. اما، اگر مایل هستید این راه را طی کنید، ممکن است دوست داشته باشید خودتان تعیین کنید که جاده به کجا منتهی می‌شود.

منبع:

https://pairedlife.com/breakups/How-To-WIn-Back-the-Love-of-Your-Life-In-Five-Easy-Steps

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 3]

دکتر کامیار سنایی

روانشناس، مشاور، هیپنوتراپ و عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی. خوشحالم که به یاری امکانات نوین تکنولوژی، می‌توانم با هموطنانم ارتباط برقرار نمایم. امکان دریافت سوالات شما در این سایت وجود دارد. تلاش خود را به‌کار می‌گیرم تا در زمان کوتاه و به صورت مقتضی، پاسخ آنها را ارایه نمایم. امیدوارم اطلاعات موجود در این سایت مورد استفاده شما واقع گردد. از نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما صمیمانه استقبال می‌نمایم.

نوشته های مشابه

‫9 نظرها

  1. سلام دکتر
    من همونی هستم که گفتم با دوست پسرم که خیلی هم رو دوست داشتیم ، جدا شدیم بخاطر ترس از خانواده ها.
    بعدش اصلا باورم نمیشد وفکر میکردم من را فراموش کرده
    بعد پریشب پیام داد برام.
    و گفت بیا باهم باشیم و میخام ببینمت. و در حد چند دقیقه هم که ببینمت کافیه.
    بعدش منم واقعا خوشحال شدم و باهاش چت کردم.
    اما واقعا میترسم واقعا…چون خانواده هامون باهم خوبن، خود پسرع با اینکه بابام باهاش دعوا کرد، باز با بابام صحبت میکنه…بابام بهش گفته بوده افرین که دانشگاه میری و…

    بعد من میترسم باز بفهمن و از دستش بدم باز….
    و خیلی دلم میخاد باهم نباشیم ولی مثل همالا باز همو بخواییم
    ببینید دکتر اون پسر با این که امسال دانشگاه رفت اونم دانشگاه ازاد، کلی دخترم دیده، اما باز میگه منو میخاد
    منم اونو.
    ب نظرتون بش بگم نباشیم؟
    یا بد میشه؟

    1. سلام.
      دکتر سنایی من و دوست پسرم رابطه خوبی داشتیم البته من بیشتر عاشق بودم ۱۶سالم بود
      ک پدر مادرم اصلا اجازه ندادن ادامه بدیم و با پسره دعوا کردن.
      و اون به غرورش خیلی برخورد و از من متنفر شد و ولم کرد.
      دکتر من چجوری با این موضوع کنار بیام که دو تا ادم باعث شدن به رویاهام نرسم
      و زندگیم نابود بشه؟
      من بیش از حد حالم بده بارها به خودکشی فکر کردم و اصلا هیچ انگیزه ای ندارم و اصلا نمیتونم درس بخونم و از خانوادم متنفر شدم و دائم احساس میکنم اونا ظلمی حتی بیشتر از قتل در حقم کردن.
      و خود دوست پسرم بهم گفت چون میدونم بابات اخرش یه دعوا راه میندازه نمیخوام باهات باشم….
      الانم خب اگر دختری پیدا بشه که پدر مادرش راضی باشن صد در صد میره با اون.
      اخه چرا من باید انقد بدبخت بشم فقط بخاطر خانواده ای که درکم نکردن و تمام خوشی هامو ازم گرفتن؟
      من فقط و فقط اونو دوست داشتم و خواهم داشت و دیگه با هیچکس نمیتونم وارد رابطه بشم یا ازدواج کنم….
      و کلی آرزو داشتم کلی دلم میخواست احساساتمو بروز بدم و نشد و محدودم کردن….
      یکبارم بهش پیام دادم گفت پیام نده هیچوقت…..
      تنها کاری ک میتونم بکنم اینه ک خانوادم برن بهش بگن ما کاری باهاتون نداریم و بیا با دختر ما حالش بده درستع؟؟؟
      یا نباید اینکارو انجام بدم؟
      چکار کنم…
      همش احساس میکنم اگر خانوادم باهاش صحبت کنن قبول میکنه…اما از طرفی هم جرعت این کارو ندارم و خانوادم اینکارو نمیکنن.
      البته بهم گفت کلا حوصله عشق و عاشقی ندارم و نمیخوام باکسی باشم و خیلی فقیر بود و نمیخواست بدون شرایط ازدواج کنه….
      حالا بگید کار درست چیه باید خانوادم باهاش صحبت کنن یا هیچ کاری نکنم و زندگی کنم؟
      ولی اگه اون رفت با یکی دیگه چی؟؟
      همیشه نگران این موضوع ام.

  2. سلام دکتر وقتتون بخیر
    من و دوست پسرم باهم قرار گذاشتیم که باهم نباشیم تا خانواده هامون نفهمن ..چون اگه میفهمیدن سرمون رو بالای دار میبردن و دعوا میکردن و باعث میشد دور شیم از هم.
    بعدش من از اول شروع دوستیمون، خودم بهش پیام دادم و شروع کردم و بهش گفتم دوستش دارم
    و خیلی عاشقشم و بهش گفتم که بدون اون می میرم و درواقع فهمید چقدر عاشقشم.
    بعدش متاسفانه وقتی دیگه قرار شد باهم نباشیم، من یهو یه فکری اومد تو سرم که تو خیلی خودتو کوچیک کردی جلوش و چقد آویزون بودی و باید مغرور بشی براش.
    و برای همین یه استوری گذاشتم که خیلی بیخود بود و اون ازش میفهمید که برا من بی اهمیته.
    بعدش هم استوری هاش رو اصلا نگاه نکردم
    و موقع تولدش هیچ کاری نکردم…
    بعد هی پروفایل غمیگین میزاشت و همش می اومد استوری های منو میدید ولی من جوری بودم که بش بفمونم برام بی اهمیتی.
    خیلی عوضی بودم….
    وقتی استوری هاشو نمیدیدم ، هایدم کرد…
    بعد دوباره استوری هاشو باز کرد و من باز ندیدم
    و هی بهم فرصت داد…
    بعد تازه خودشم همش استوری هامو میدید و…

    بعد الان چند روزه دیگه اصلا استوری هامو نمی بینه…
    حس میکنم سرد شده…حس میکنم از چشمش افتادم دیگه ….هیچ وقت خودمو نمیبخشم و خیلی خودم هم از خودم ناراحتم.
    به نظرتون چیکار کنم دوباره بفهمه برام مهمه؟
    و الان اون ازم ناراحته.
    من چجوری درست کنم همه چیو؟
    مثلا استوری عاشقانه یا یجوری که بفمه برام مهمه بزارم؟ یا نشون بدم ناراحتم؟
    یا مثلا استوری هاش رو لایک کنم خوبه؟
    اخه چون اصلا نمیتونیم پیام و اینا بدیم،..وگرنه براش پیام میدادم…

    1. سلام دکتر
      من و دوست پسرم عاشق همدیگه بودیم و واقعا عشقمون واقعی بود. در مقایسه با بقیه رل زدن ها و دوستی های چرت و پرت امروزی، ما واقعا هدفمون ازدواج بود.
      خانواده هامونم همو میشناختن و خیلی خوب هستن خانواده های دوتامون.
      بعد به خاطر اینکه ابرو ریزی نشه ازهم جدا شدیم(قبلا هم گفتم تو سوال هام)
      بعد الان میبینم تمام رفیقام دوست پسر دارن، چت میکنن، و خوشن.
      من خیلی ناراحتم که شمارشو رو گوشیم میبینم ولی چت نمیکنیم، دلم میخواد باهاش حرف بزنم،خیلی حالم بده.
      به نظرتون دوباره بهش پیام بدم؟اصلا درسته باز باهم باشیم؟

      1. سلام
        اقای دکتر من و دوست پسرم بعد از اینکه خانواده هامون دعوامون کردن و پدرم باهاش دعوا کرد. بازهم سمت هم میرفتیم هم اون سمت من اومد هم من و عاشق هم بودیم
        اما اخرین دوره ای که باهم بودیم
        من سر چیزهای کوچک و بی اعتمادی هام بهش
        چندین بار باهاش قهر کردم .
        مدتی بعد بهم گفت من سال بعد از این شهر میرم و نمیخام تو وابسته من باشی زیاد که دوتامون رنج بکشیم برای همین باهات سردم . چون ازش پرسیدم.
        بعد من یک ماه باهاش قهر کردم
        اما اون اصلا حرف جدایی رو نزد و میتونستم فریبش بدم با رفتار خوب
        ولی باهاش قهر کردم.
        بعد از اون یک ماه خودم بهش پیام دادم و دیدم خیلی از دستم ناراحته و کاملا میخواست جدا بشیم.
        من ازش خواستم حضوری ببینمش و وقتی دیدمش
        گفت نمیخام باهم باشیم اما اگه یروزی خواستم ازدواج کنم میام باهات ازدواج میکنم
        و کلا آنفالوم کرد و هیچ وقت از زمستان پارسال تا الان چت نداشتیم و تمام…..
        دکتر من فقط یک سوال دارم
        دلیل جدایی ما ایا رفتار های بد من بود؟؟؟
        ایا بخاطر مدام قهر کردن و بحث های من با او بود و میتونستم خیلی خوب ترباهاش رفتار کنم؟؟؟
        ایا من اشتباه کردم؟
        یا بخاطر دعوای پدرم با اون؟
        یا بخاطر دعوای خانوادش باهاش؟
        دکتر فقط میخوام بدونم دلیل جدا شدنش چی بود….

        1. انسانها بالاخص مردها تمایل دارند با افراد زیادی آشنا شوند. جتی اگر دعوا نمی شد و رفتار بدی نمی کردی و…..باز هم پس از مدتی به احتمال بسیار زیاد دلیلی یا بهانه ای برای تمام کردن رابطه پیدا می شد.
          باید افراد درست در زمان درست و مکان درست در کنار هم قرار گیرند تا رابطه دائمی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا