پرسش‌های شما

پاسخ به سوالات شما با موضوع وسواس فکری

سوال شما با موضوع وسواس فکری

در این ویدیو، دکتر کامیار سنایی به یکی از سوالات کاربران با موضوع وسواس فکری پاسخ داده‌اند. شما می‌توانید سوالات خود را از طریق سایت دکتر سنایی به آدرس dr-sanaie.com یا از طریق اینستاگرام ایشان به آی.دی kamyarsanai مطرح نمایید تا در اسرع وقت به آن پاسخ داده شود.

متن سوال وسواس فکری را می‌توانید در زیر نیز بخوانید:

متن سوال

من ۳۲ سال دارم و متاهل هستم. حدود ۱۹ یا ۲۰ ساله بودم که از شهرستان برای عمل جراحی برادرم به تهران اومدم که همراهش باشم. شب که عمل برادرم تموم شد و آوردنش داخل اتاق، داشتم میوه می‌خوردم و یک چاقو دستم بود که یکدفعه این فکر به ذهنم اومد که نکنه چاقو رو بزنم به شکم برادرم! بعدش چاقو رو پرت کردم و خوابیدم. فقط همون یکبار بود تا چند سال بعد که در کنار برادر خواهرهام بودم، این فکر به ذهنم اومد که نرم یک چاقو بردارم و به خواهر برادرهام آسیب بزنم.

دیگه این فکر به سراغم نیومد تا اینکه سال ۹۴ مادرم رو از دست دادم. و دوباره فکر آسیب‌زدن به نزدیکان به‌ذهنم اومد که نکنه به‌خاطر غم از دست‌دادن مادرم، با چاقو به نزدیکانم صدمه‌بزنم. تمام چاقوها رو پنهان کردم. ترسیدم به کسی هم بگم، چون فکر کردم میگن دیوانه شده. دیگه این افکار به ذهنم نیومدن تا سال ۹۶ که دوباره این افکار به من هجوم آوردن که ممکنه به شوهرم آسیبی برسونم و با خودم گفتم این فکر هم به زودی میره، اما این بار مثل دفعه‌های قبل نبود و شب و روز فکرهای وحشتناک داشتم. اضطراب شدید می‌گرفتم و با خودم می‌گفتم الان میرم یک چاقو می‌گیرم و به شوهرم آسیب می‌رسونم. اول همه‌ی چاقوهای بزرگ رو از دسترس خارج کردم، اما بازم طاقت نیاوردم و همه چاقوها رو مخفی کردم.

پیش روانپزشک رفتم و تشخیص وسواس دادند و گفتند خوب میشه. الان بعد از مصرف دارو اضطرابم خیلی کمتر شده اما از چاقو خیلی می‌ترسم و حتی بچه‌های کوچک که می‌بینم با خودم می‌گم بکنه بهشون آسیب بزنم یا عابر پیاده که از کنارم رد میشه فکر می‌کنم الان بهش آسیب می‌زنم. ضمناً کارم شده گریه و سرزش خودم که چرا چند سال پیش که بیمارستان همراه برادرم بودم، این فکر به ذهنم اومد. لطفا کمکم کنید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 10 میانگین: 3.4]

نوشته های مشابه

20 دیدگاه

  1. سلام آقای دکتر.سنایی
    پسر 8 ساله ای دارم که مرتب درمورد همه چیز و همه کس میپرسه، هر وقت با دوستام یا شوهرم داریم حرف میزنیم ،سریع پیداش میشه و گوش میده و بعدش پشت سرهم میپرسه چی گفتین؟به کی گفتین؟ وقتی در حال دیدن یه فیلم هستیم در مورد هر صحنه چندتا سوال می پرسه که بازیگر چی گفت؟منظورش چی بود؟و…خیلی اذیت کننده هستش و فکر می کنم وسواس فکری داره،و در کل در مورد موضوعاتی میپرسه که هیچ نیازی برای دونستنش نیست.

  2. سلام اقای دکتر بزگوار… دکتر جان من وسواس فکری نسبتا شدید دارم، از مهر تا الان یعنی حدود 2ماه دکتر برام اسنترا نوشت…اوایل پنجاه میخوردم ولی یه ماهه دوز 200 اسننرا و نیم میلی هالوپیردول میخورم….دکترجان متاسفانه تغیر خاصی نکردم،، یسری روزا و ساعتای محدود ذهنم اروم و وسواس فکریم کم میشه ولی باز برمیگرده شدید تر…دکتر چیکار کنم من ؟ خوب نمیشم؟ برم مجدد پیش دکترم و به ایشون بگم یا زوده هنوز؟

      1. بله چشم دکتر حتماا تهیه میکنم..بله درست میگین این تمرینا خیلی خیلی مهمن..من خودم تمرینات تمرکز رو انجام میدم خیلی تمرکزم بهتر میشه…دکتر فقط اینکه این کتابی که فرمودین برای وسواس فکری هست یا عملی؟و اینکه واقعا تمریناشو انجام بدیم.خوب میشیم؟

  3. سلام اقای دکتر من بیستو یک سالمه و هرچند وقت یه بار حس میکنم باید اشیا رو لمس کنم اونم بطور قرینه اگه گوشه راست یه وسیله رو لمس کردم حتما باید چپشم به همون میزان لمس کنم یا نوشته ای نوشتم حس میکنم یه کلمه ای رو باید پاک کنم و از اول بنویسم ، همچنین هرازگاهی یه افکاری میاد سراغم که روزها بهش فکر میکنم مثلا میگم نکنه یکی باهام خصومت داشته باشه عکسامو تو‌فضای مجازی پخش کنه و رابطمو بهم بزنه یا نکنه این حرفو بزنم بعدا برام دردسر بشه رو کوچکترین چیزا گیر دارم گاهی حتی این افراد نزدیک ترینام‌ باشن اعتماد ندارم ولی گاهی پیش میاد نه همیشه. ممنون میشم راهنماییم‌کنید

    1. وسواس نشانه اضطراب است. باید اضطراب خود را کم کنید.
      هر چیزی که فکر وسواسی به شما می گوید نباید بهیچوجه انجام دهید. مثلا فکر وسواسی می گوید اشیا را قرینه کن. عر قدر بیشتر گوش بدهید وسواس شدید تر می شود و هر قدر مقاوت کنید فکر وسواسی شما را رها می کند

  4. سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    آقای دکتر مامان من الان ۲۰ ساله که وسواس فکری عملی داره و دائم فکر میکنه همه چی نجس است ایشون هر چند وقت یک‌بار کارهای جدیدی انجام میده و وسواسش عمیق تر میشه نه تنها بهبود پیدا نمیکنه بلکه بدتر میشه به طرزی که الان چند سال است بدون حضور کسی نمیتونه بره دستشویی؛ یعنی حتما باید یکی بیاد جلوی در دستشویی وایسته و به ایشون بگه خوبه خوبه.دستشویی هاشون معمولا یک ساعت طول میکشه و حموم هم ۴/۵ ساعت طول میکشه . کلافه شدیم آقای دکتر .به نظرتون درمان میشه ؟ قرص باید مصرف کنه؟

    1. دارو می تواند مصرف کند. اما دلیل شدید شدن وسواس ایشان قبول کردن فرمانهایی است که وسواس به ایشان می گوید. ضمن انکه همکاری شما با ایشان نیز وسواس او را تشدید می کند. راه درمان وسواس در او مواجه سازی است. یعنی باید با اضطرابهای خود و آنچه از ان می ترسد مواجه شود نه آنکه به حرفهای اضطراب گوش کند. برای درک بهتر موضوع می توانید کتاب خود درمانی وسواس را از سایت تهیه کنید.

  5. سلام اقای دکتر چندین تا اختلال رو وقتی مقالهاشون میخونم احساس میکنم دچارشون هستم و خیلی گیج شدم در باره وسواسی فکری من اینجوریم که هر کاری باعث موفقیتم میشه یا کلا کار درستیه که باید انجام به ذهنم میاد که نمیشه و یه سری نگرانی هم در باره بعضی از مسائل دارم که زیاد منطقی نیستن یا در این حد نگرانی ندارن من تو ذهنم میاد بعد از بقیه سوال میکنم انتظار دارم که اونا بهم توضیح بدن که اون فکر نگران کننده من اتفاق نمیوفته که من احساس ارامش کنم یا خودم تو ذهن خودم دائم به خودم در حال توضیح دادن هستم و یه موضوح که شاید زیاد نگرانکننده نیست از جوانب مختلف به خودم دارم توضیح میدم البته تا حدودی هم میتونم این افکار کنترل کنم معمولا زمانی که درگیر فعالیتی در طول رور هستم این افکار بیشتر هست بخاطر همین فک میکنم بخاطر تنبلی هستش لطفا راهنمایی کنید

    1. این مواردی که گفتید نشانه وسواس فکری در شما است که دلیلش اضطراب زیاده شما می باشد. هر کاری که اضطراب را در شما کاهش بدهد وسواس فکری را نیز در شما کاهش می دهد. منظما ورزش کنید. به خود اجازه اشتباه کردن بدهید. انتظار نداشته باشید هر کاری را به بهترین نحو انجام بدهید. بخود بگویید اشتباه قسمتی از مسیر است.

      1. سلام مجدد ممنونم از پاسخ گوییتون من چون انتظار نداشتم به سوالم پاسخ داده بشه مشکلم رو کامل نگفتم به همین دلیل این فکر تو ذهنم هست که توصیه های شما نمیتونه برای من درست باشه یا کامل نیست میتونست کاملتر باشه من مشکل اضطراب اجتماعی هم دارم به سمت دارو درمانی رفتم دارو های مختلفی امتحان کردم روانپزشک های مختلفی هم رفتم تا بلخره تصمیم گرفتم یک جا ثابت برم الان پنج ماه رهاکین 500و الانزاپین میخورم و الان دوباره تو دهنم هست این دارو ها واقعا ایا دارو های مناسب من هستن یا و تصمیماتی تو ذهنم دارم روانشناس هم یه مدت یه جا میرفتم اونجا هم گذاشتم کنار رفتم یه جای دیگه اونجا هم الان مدتی به دلایل نرفتم الان تو فکرم هست که یه جاهای دیگه برم احساس میکنم مشکلم تنلی هم شاید باشه بنظر اصل مشکل من چی میتونه باشه چه مسیریو باید در پیش بگیرم
        تشکر از شما

        1. پایه مشکل شما اضطراب است که گاهی بصورت وسواس فکری خود را نشان می دهد و گاهی اضطراب احتماعی. مقاله درمان کمالگرایی را در سایت مطالعه کنید بببینید ایا با ویژگیهای شما مطابق است یا خیر

  6. با عرض سلام و ادب خدمت شما
    ببخشید یک سوال از خدمت شما داشتم من متولد 70 هستم و قصد ازدواج با پسری که متولد 68 است دارم کمتر از یک ماه است که با هم آشنا شدیم و من تهران زندگی میکنم و آقا در کرمان هستن و تنها راه ارتباط ما فضای مجازی است.پسر خوب و با ادبی به نظر می آید ولی دیشب متوجه شدم که یک فرشته روی دست خود تتو کرده و یک فرشته بزرگ که ار آرنج تا مچ دست هست.میخواستم ببینم به نظر شما چه کار کنم واقعا میشه گفت این آقا واقعا مشکل روانی دارن یا نه؟؟؟؟

      1. سلام اقای دکتر من دو ماهه مشکل خواب پیدا کردم هی فکر میکنم خوابم نمیبره در صورتی که میخوابم میدونمم همش فکره الکیه ولی یه وقتایی شب استرس میاد سراغم از فکر کردن به این موضوع الان کمی کم شده ولی از ذهنم میخوام بیارمش بیرون میشه آیا ؟؟

        1. به خود بگویید نهایتا خوابم نبرد. چه اتفاقی می افتد .؟ هیچ اتفاقی. گاهی طبیعی است که انسان خوابش نبرد. پس نباید نگران خواب نرفتن باشم. چون اتفاق عجیبی نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا