درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

اکت چیست؟

Author : Dr. Kamyar Sanaie

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد  (ACT)


درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمانی رفتاری است که ریشه در تحقیق بر روی زبان و شناخت دارد. مدل نظری کاربردی ناشی از این تحقیق، هم آسیب‌شناسی‌های روانی و هم ناخشنودی‌های مردم عادی را به فرایندهای زبانی عام نسبت می‌دهد. هدف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد عبارت است از کاهش اجتناب از احساسات و فکرهای نامطلوب به‌جهت افزایش انعطاف‌پذیری روانی- توانایی لمس کامل لحظه اکنون به عنوان یک انسان و مدیریت رفتار به سویی که منتج به یک ارزش شود.


درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد شش فرایند مرتبط با توجه‌ آگاهی و تغییرات رفتاری را نشانه می‌گیرد:
۱- تماس با لحظه اکنون
۲- پذیرش
۳- گسلش شناختی (مشاهده کردن افکار و نه باور جزء به جزء آن)
۴- خود به‌عنوان چارچوب (در نظر گرفتن خود به‌عنوان ناظر بر افکار و ایده‌ها)
۵- ارزش‌ها (آنچه به زندگی فرد معنا می‌بخشد).
۶- عمل متعهدانه.


از آنجایی که فرایندهای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT جنبه عام دارند، این درمان تنها مختص به شرایطی خاص و یا گروه محدودی از مردم نمی‌شود. در عوض درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT درمانگران را آموزش می‌دهد به‌صورت کاربردی این تئوری را درک کنند تا با انعطاف بیشتری از این مدل استفاده کنند و از تکنیک‌های موجود در جای مناسب بهره ببرند و یا آنکه خود تکنیک‌هایی را بر اساس نیاز خلق کنند. (محققین در این زمینه پروتکل‌هایی را تهیه کردند که برای تحقیق امری ضروری است و برای درمانگران تازه‌کار، راهگشا است). تکنیک ها شامل استفاده از استعارات و طیف وسیعی از تمرینات تجربی
توجّه‌آگاهی، پالایش ارزش‌ها و مداخلات رفتاری استاندارد هستند.


مثالی که در ادامه می‌آید بخشی از درمان به روش ACT است که بسیاری از فرایندهای درمان در آن توضیح داده شده است. روزیتا دارای اضطراب مزمن است. در اوایل درمان، او احساس حضور عاطفی در کنار خانواده خود را به‌عنوان ارزشی که بیش از هر چیز دیگری برای او مهم است، تشخیص داد و صرف بیشتر وقت با فرزندش پابلو را به عنوان یک عمل متعهدانه در رابطه با این ارزش در نظر آورد. با این وجود، وقتی از وی تقاضا شد صحنه بازی با فرزندش را در ذهن تصور کند، آشکارا دچار لرز شد.


درمانگر: آیا مایلید تصور کردن را ادامه بدهید. (فرایند پذیرش)
رزیتا: بله
درمانگر: بسیار خوب، تلاش کنید آنچه را که تجربه می‌کنید تغییر نداده و تقلیل نبخشید. به خودتان اجازه دهید حس خود را احساس کرده و به فکر خود بدون هیچگونه مقاومتی فکر کنید. {آگاهی به لحظه اکنون و فرایند پذیرش} (لحظاتی مکث). متوجه چه چیزی می‌شوی؟
درمانگر مراجع را تشویق می‌کند بدون هرگونه قضاوتی تجربیات لحظه به لحظه و متغیر خود را به‌دقت مشاهده کند. او از مراجع می‌خواهد احساسات بدنی، هیجانات و شناخت‌های خود را کشف و توصیف کند و سپس از آن تجربیات خارج شود یا آنها را تغییر دهد. درمانگر ادامه می‌دهد:
درمانگر: شناخت‌هایت در این باره چه می‌گوید؟ (فرایند گسلش شناختی)
رزیتا: این احمقانه است. نباید از ریلکس کردن احساس اضطراب کنم، چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، باید بیشتر تلاش کنی، این خیلی مهمه.
درمانگر: پس ذهن تو تلاش داره کمک کنه زندگی شادتری داشته باشی و در کل آنچه می‌گوید منطقی به‌نظر می‌رسد. درسته؟ ( فرایند گسلش شناختی)
رزیتا: بله
درمانگر: با این حال اجاز بده ببینیم تجربه تو صرف وقت بیشتر با پابلو را مفید می‌داند؟ (گسلش شناختی و فرایندهای ارزشی)
رزیتا: من آنقدر درگیر خلاص شدن از افکار و احساسات اضطراب‌زا هستم که حتی اگر با پابلو باشم، در واقع با او نیستم.
درمانگر: ام، مساله مهمیه. بنابراین با وجود اینکه ذهنت این کار را مفید می‌داند ولی در عمل کمکی نمی‌کند و شاید حتی کار را خراب‌تر می‌کند (فرایند گسلش‌شناختی). می‌خوای این رو آزمایش کنی و کمی بیشتر دربارش بفهمی؟ (فرایند عمل متعهدانه)
رزیتا: بله
درمانگر: از چه طرقی قصد داری این کار را بکنی؟ (فرایند عمل متعهدانه)
رزیتا: من دوست دارم با پابلو بازی کنم و ببینم آیا می‌توانم اجازه دهم حس‌هایم در من حضور داشته باشند و من تلاش برای خلاص شدن از آنها را نداشته باشم. همچنین می‌خواهم ببینم آیا با وجود این احساسات می‌توانم در کنار پابلو باشم.
درمانگر: از نظر عاطفی؟
رزیتا: بله، از نظر عاطفی.


لازم به‌ذکر است که این مداخله درمانی گرچه شامل مواجهه عامدانه با افکار و احساسات اجتنابی است، لیکن هدف از آن کاهش نشانگان بیماری نمی‌باشد، بلکه منظور از آن افزایش پذیرش چنین تجربیاتی در خدمت انجام فعالیتی است که برای فرد بسیار مهم است.

انتقادهای وارد بر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

متأسفانه در طول چند دهه گذشته بیش از صدها نفر ادعا کردند که درمان‌هایی بدیع و موثر ایجاد و شکل داده‌اند. بسیاری از این ادعاها یا غلط است یا آنکه حداقل می‌توان گفت اثبات نشده است. وقتی چنین ادعاهایی عنوان می‌شود مسأله مهمی که باید پرسید آن است که این درمان برای چه گروهی از مردم موثر است و اینکه آیا این درمان واقعاً بدیع است. آیا به طرز قابل فهمی از فرایندها و مکانیسم متفاوتی نسبت به درمان‌های تجربی موجود استفاده می‌کند؟
در راستای نگرانی ذکر شده در رابطه با عدم اثبات ادعای بدیع بودن، بعضی از محققین درمان ACT را زیر سوال برده‌اند. از یک سو، ارک و کراسک بیان کردند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهدACT  و شناخت‌درمانی سنتی در ظاهر با یکدیگر متفاوت هستند. برای مثال، هدف درمان شناختی کاهش نشانگان بیماری است درحالی‌که هدف درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT زندگانی ارزشمند است و به نشانگان توجهی ندارد. این هدف‌های متفاوت به‌طور آشکاری باعث ایجاد مداخلات درمانی متفاوتی می‌شوند.
در شناخت‌درمانی سنتی، مداخله درمانی ابتدایی عبارت است از بازسازی محتوای شناختی نامطلوب. همچنین در این روش ریلکسیشن و تکنیک‌های تنفس جهت کاهش نشانگان بیماری به مراجعان آموزش داده می‌شود. در نقطه مقابل آن، مداخلات درمانی در درمان ACT شامل گسلش از محتوای شناخت بدون هرگونه تلاشی در جهت تغییر محتوای آن و همچنین پذیرش احساسات نامطلوب است.
از سوی دیگر، ارک و کراسک مشکوک شدند که بعضی از فرایندهای اساسی همانند مواجهه، کاهش اجتناب از افکار و احساسات و گسلش شناختی در هر دو نوع درمان مشترک هستند. آنها پیشنهاد کردند تحقیقات مشترک بیشتری بر روی هردو نوع درمان لازم است تا مشخص شود کدام یک از فرایندها مشترک هستند و کدام یک مشترک نیستند. مولفین، برخی سوالات تحقیقی عمیق و جدی را برای کمک به روشن نمودن این اختلافات و شباهت‌ها پیشنهاد کردند.
همچنین، هافمن و اسموندسن تعدادی اختلاف بین درمان شناختی سنتی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT را تایید کردند، لیکن از نظر آنها این دو روش بیش از آنکه مختلف باشند، به یکدیگر شباهت دارند. از نظر آنها درمان شناختی‌رفتاری از استراتژی‌های تنظیم هیجانات مانند آموزش مراجع جهت ارزیابی مجدد علامات درونی و بیرونی هیجانات رخ داده استفاده می‌کند و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهدACT  بر استراتژی‌های متمرکز بر نتیجه همانند منع کردن از سرکوب فکر استفاده می‌کند. با این حال، این محققین تأکید دارند هر دو روش به تنظیم مناسب هیجانات مراجع کمک می‌کنند. آنها همچنین بیان کردند که هر دو روش از مداخلات رفتاری استفاده می‌کند و مشکل محور هستند. از دیدگاه هافمن و اسموندسن، استراتژی‌های این دو نوع درمان با یکدیگر سازگار هستند و معتقدند احتمالاً هر کدام دارای مزایایی نسبت به یکدیگر در شرایط معین می‌باشند.
هافمن در مقاله‌ای جداگانه پیشنهاد می‌کند که مداخلات درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد مختص به تئوری و فلسفه ACT نیستند. برای توضیح این فرض، وی بر همانندی‌های بین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT و درمان کل‌نگر شرقی به نام موریتا تراپی تأکید می‌کند.
هایس اذعان داشت بسیاری از تکنیک‌های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT با درمان شناختی‌رفتاری و سایر درمان‌ها همپوشانی دارد. با این حال، این تکنیک‌ها مبتنی بر یک فلسفه معین و یک تئوری قابل آزمایش بنا شده‌اند که در خلال یک سری از تحقیقات بنیادی راستی آزمایی شدند. این امر نشانگر تعهد به مدل رشد علمی در مداخلات بالینی است. برای مثال، مداخله درمانی گسلش شناختی بر اساس تئوری بنیادی شناخت و زبان ACT و تئوری چهارچوب ارتباط زبانی شکل گرفته است. همچنین یافته‌های تعداد محدودی مطالعه در زمینه مقایسه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT با درمان شناختی‌رفتاری سنتی بیان نمودند که فرایند تغییر در این دو روش متفاوت است. با این حساب درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ACT ممکن است تبدیل به مداخلات درمانی بدیعی شود. به‌واسطه تعهد ACT به روش علمی، در طول زمان بایستی بتواند به سوالاتی در زمینه بدیع و موثر بودن، در قیاس با سایر درمان‌ها، پاسخ‌های قانع کننده‌ای داشته باشد.
از دیدگاه ما، گفتگو و بحث بین طرفداران روش شناختی‌رفتاری سنتی و ACT در حال رسیدن به نتایج مفیدی است. امیدواریم این امر منتج به برانگیختن انرژی، علاقه و بینش گردد و همچنین سوالات تحقیق مهمی را در هر دو زمینه به ذهن متبادر نماید.

خلاصه‌ای از ادبیات تحقیقی  ACT

اگرچه تعداد تحقیقات درباره درمان ACT به‌شدت در حال افزایش است لیکن در مجموع تعداد اندکی تحقیق در این زمینه موجود است. به‌همین دلیل چیزهای بسیاری از این درمان ناشناخته مانده است. با این وجود، در مجموع تحقیقات با روش‌های متفاوتACT  را دیدگاهی نویدبخش که برای افراد متفاوت موثر بوده است، در نظر می‌گیرند. این تحقیقات شدت اثر ACT را بر روی رفتار و کیفیت زندگی فارغ از تأثیر آن بر کاهش نشانگان بالا ارزیابی کرده‌اند. برای مثال، در مطالعات بر روی دردهای مزمن، اغلب تفاوتی بین ACT و شرایط کنترل در زمینه میزان درد وجود نداشت ولکن بیماران ACTکارایی بیشتر و ناتوانی کمتری از خود نشان می‌دادند. همچنین، بیماران گروه کنترل با علائم روان‌پریشی میزان کاهش بیشتری در علائم روان‌پریشانه نسبت به بیماران ACT از خود نشان دادند، با این حال بیماران ACT به‌میزان کمتری مجدداً در بیمارستان بستری شدند.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، اسفند ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*