اختلال وسواس فکری و عملیاختلالات وسواسسایر موارد

بیماریOCD

بیماریOCD  چیست؟

هر آنچه که باید در مورد اختلال وسواس فکری عملی بدانید. اگر فکر می‌کنید که اختلال وسواس فکری عملی یا بیماریOCD فقط شامل شستن بیش از حد دست‌ها می‌شود، دوباره به آن فکر کنید.

همه ما اضطراب را تجربه می‌کنیم، احساس ترسی که اتفاقاً پاسخ طبیعی بدن شما به استرس است. این احساس ممکن است در شرایط مختلف، از جمله تصمیم مهمی گرفتن، یک آزمون در آینده یا ملاقات با یک شخص جدید ایجاد شود.

اگر فردی با یک اختلال اضطرابی مانند OCD زندگی می‌کند، این احساسات از بین نمی‌روند و اغلب به علائمی تبدیل می‌شوند که در صورت عدم درمان، می‌تواند در روابط، عملکرد شغلی، تکالیف مدرسه و حتی عملکرد اولیه فرد اختلال ایجاد کند.

خوشبختانه تشخیص بیماریOCD نباید پتانسیل فرد را محدود کند. بسیاری از افراد با موفقیت بیماریOCD خود را مدیریت می‌کنند و زندگی عادی و موفقی را پیش می‌برند.

اگر شما یا یکی از عزیزانتان مبتلا به بیماریOCD تشخیص داده شده‌اید، بدانید که امید وجود دارد.

OCD چیست

بیماریOCD  چیست؟

در تعریف دقیق بیماریOCD می‌توان گفت اختلال وسواس فکری عملی (OCD)، اختلالی است که شامل افکار مزاحم ناخواسته و به دنبال آن احساس اضطراب، عدم اطمینان و حتی پانیک گاه به گاه است. این وضعیت باعث می‌شود که فرد در چرخه‌ای از وسواس‌ها و اجبارها گیر کند که بر نحوه تفکر و رفتار او تأثیر می‌گذارد.

بیماریOCD چیزی بیش از یک فکر یا رفتار وسواسی گاه به گاه است. افراد مبتلا به بیماریOCD معمولاً به صورت روزانه با وسواس، اجبار یا هر دوی آن‌ها درگیر هستند. اگر به این مسائل رسیدگی نشود، آن‌ها بر بسیاری از جنبه‌های زندگی شخصی و حرفه‌ای افراد تأثیر می‌گذارند.

درک وسواس‌های OCD

جهت درک بهتر اینکه بیماریOCD  چیست، ابتدا باید به وسواس‌های آن بپردازیم؛ وسواس‌ها در واقع افکار تکراری، مزاحم و ناخواسته می‌باشند که کنترل آن‌ها دشوار است. این افکار باعث ایجاد پریشانی می‌شوند، اضطراب ایجاد می‌کنند و معمولاً بر یک یا چند موضوع ریشه‌ای خاص متمرکز می‌شوند.

به عنوان مثال، فردی که مبتلا به OCD است، ممکن است افکار مزاحم در مورد میکروب‌ها و عفونت‌ها داشته باشد که باعث نگرانی او در مورد ابتلا به یک بیماری می‌شود.

این افکار و اجبارها مختل کننده و آزار دهنده هستند. حتی اگر فرد مبتلا به OCD متوجه شود که این فکر معنایی ندارد، باز هم ترس، شک و سایر احساسات منفی ایجاد را می‌کند. وسواس‌ها وقت‌گیر هستند و انجام فعالیت‌های مهم روزانه را برای فرد مشکل می‌کنند.

نمونه‌های زیادی از وسواس وجود دارد که ممکن است افراد مبتلا به OCD را تحت تأثیر قرار دهد.

آلودگی

شاید شخصی از تماس با چنین مواردی بترسد؛ مایعات بدن مانند ادرار یا مدفوع، میکروب‌ها یا بیماری‌ها مانند ایدز، یا آلاینده‌های محیطی، مانند آزبست، تشعشع یا مواد شیمیایی خانگی.

از دست دادن کنترل

افراد دیگر ممکن است از آسیب رساندن ناگهانی به خود یا شخص دیگری، گفتن کلمات زشت یا توهین به کسی یا دزدی اشیاء ترس داشته باشند.

صدمه

آسیب رساندن به خود یا دیگران می‌تواند شامل ترس از ایجاد مسئولیت در مورد اتفاق وحشتناکی مانند آتش‌سوزی یا آسیب رساندن به دیگران به دلیل عدم احتیاط کافی باشد، مانند ترس از اینکه شخص با گذاشتن یک شیء روی زمین، باعث شود که فردی دیگر زمین بخورد.

وسواس‌های مرتبط با کمال‌گرایی

گرایش‌های کمال‌گرایی می‌تواند شامل تمرکز بر دقیق کردن یا برابر کردن چیزها در تمام مدت، نیاز به یادآوری یا دانستن چیزهای خاص و ترس از دست دادن چیزها باشد. این تمایلات معمولاً از تلاش برای کاهش اضطراب یا پریشانی مرتبط با عدم اطمینان یا یک نتیجه خاص ترسناک ناشی می‌شوند؛ نه صرفاً به این دلیل که افراد کمال‌گرا می‌خواهند همه چیز عالی باشد.

افکار جنسی ناخواسته

برخی از افراد افکار یا تصورات جنسی مزاحم، تکانه‌های متمرکز بر دیگران، افکار وسواسی در مورد گرایش جنسی، وسواس‌های جنسی غیرطبیعی متمرکز بر محارم یا کودکان و وسواس‌های متمرکز بر رفتار جنسی پرخاشگرانه مانند تجاوز را تجربه می‌کنند.

وسواس‌های مذهبی

این وسواس‌ها اغلب حول محور ترس از توهین به خدا، توهین به مقدسات یا وسواس اخلاقی هستند. این نوع فرعی می‌تواند بر ایمان یا تشخیص جهت اخلاقی فرد تمرکز کند.

وسواس‌های دیگر

وسواس‌های اضافی شامل نگرانی‌ها در مورد ابتلا به یک بیماری جسمی یا مریضی مانند سرطان یا بیماری آلزایمر است؛ همچنین باورهای خرافاتی در مورد اعداد خوش شانس، اعداد بد شانس، رنگ‌های خاص و موارد دیگر.

درک اجبارهای بیماریOCD

اجبارها، افکار یا رفتارهای تکراری هستند که فرد برای خنثی کردن وسواس و ناراحتی ناشی از آن‌ها انجام می‌دهد. اجبارها معمولاً سفت و سخت هستند و برای خنثی کردن پریشانی یا جلوگیری از یک نتیجه ترسناک طراحی شده‌اند.

این رفتارها ممکن است برای یک فرد خارجی عجیب یا غیر ضروری باشند، اما برای فردی که آن‌ها را انجام می‌دهد، آسودگی خاطر موقتی از ناراحتی ایجاد می‌کند.

به عنوان مثال، در مورد کسی که افکار مزاحمی در مورد میکروب‌ها دارد، اجبار ممکن است شامل شستن مکرر دست‌ها باشد. شاید این اجبارها باعث شود که فرد روی جزئیات خاصی تمرکز کند و در عین حال ناخواسته از دیگران غافل شود.

علیرغم اینکه افراد مبتلا به بیماریOCD احتمالاً می‌دانند که درگیر شدن در یک اجبار، تنها به طور موقت استرس ناشی از وسواس را تسکین می‌دهد، آن‌ها هنوز از این اجبارها برای مقابله استفاده می‌کنند. اجبارها نیز مانند وسواس‌ها، زمان زیادی را می‌گیرند و در فعالیت‌های روزانه اختلال ایجاد می‌کنند.

نمونه‌های زیادی از رفتارهای اجباری وجود دارد.

چک کردن

این اقدامات می‌تواند شامل مرتب اطمینان حاصل کردن از عدم آسیب رساندن به خود یا شخص دیگری، بررسی اشتباهات، بررسی قفل‌ها یا لوازم خانگی یا بررسی نقاط خاصی از بدن برای علائم بیماری باشد.

تکرار کردن

شخصی ممکن است چیزهایی را بازنویسی کند یا فعالیت‌های خاصی را تکرار کند، مانند چند بار ورود و خروج از در یا انجام حرکات تکراری بدن.

شستشو و نظافت

این رفتارها شامل استفاده از اقدامات شدید برای جلوگیری از تماس با آلاینده‌ها، تمیز کردن بیش از حد اشیاء در خانه، داشتن روال‌های خاص و (یا) شدید برای شستشوی دست‌ها یا انجام نظافت شخصی بیش از حد مانند مسواک زدن یا حمام کردن باشد.

اجبارهای ذهنی

عملکرد تکراری ذهنی می‌تواند شامل چنین مواردی باشد: مرور ذهنی وقایع گذشته، مرور روش‌ها یا رویدادها به طور مکرر در جهت تلاش برای اطمینان از اینکه چیزی اتفاق نیفتاده است، اجبار ذهنی دعا، انجام ندادن یا کنسل کردن، مانند جایگزین کردن کلمات بد با کلمات خوب، تفکر یک تصویر خنثی کننده و تکرار کردن وظایف به تعداد دفعات خاص تا زمانی که «احساس درستی بدهد».

سایر اجبارها

افراد مبتلا به OCD ممکن است اجبارهای دیگری را تجربه کنند، مانند اجتناب از چیزهایی که باعث ایجاد وسواس می‌شود، مرتب کردن مجدد چیزها یا به ترتیب قرار دادن مکرر آن‌ها، گفتن، درخواست یا اعتراف به دیگران جهت کسب اطمینان.

OCDمی‌تواند برای یک کودک یا نوجوان مخرب باشد، اما برای کسانی که مراقبت‌های روانپزشکی مناسبی دریافت می‌کنند، امید وجود دارد.

چگونه بفهمم که بیماریOCD دارم یا نه؟

هر فردی که وسواس یا اجبار را تجربه می‌کند، OCD  ندارد. به طور کلی، افراد مبتلا به  OCDبه چنین مواردی می‌پردازند:

  • هر روز حداقل یک ساعت را صرف رسیدگی به وسواس‌ها یا اجبارها می‌کنند.
  • اختلالاتی در زندگی روزمره و (یا) روابط خود به دلیل وسواس و اجبار تجربه می‌کنند.
  • نمی‌توانند افکار یا رفتارهای خود را کنترل کنند، حتی زمانی که آن‌ها بر زندگی روزمره‌شان تأثیر منفی می‌گذارند.
  • هنگام انجام یک اجبار، رهایی از اضطراب را تجربه می‌کنند، اما از فعالیت لذتی نمی‌برند.

علائم OCD ممکن است همیشه یکسان باقی نماند. این علائم  برای برخی افراد، بسته به سطح استرس یا عوامل دیگر، می‌توانند نوسان داشته باشند. افراد دیگر ممکن است با افزایش سن بهتر یا بدتر شوند.

برخی از افراد مبتلا به بیماریOCD از الکل یا سایر داروها یا مواد مخدر برای خوددرمانی و کاهش علائمشان استفاده می‌کنند.

همه رفتارهای تکراری اجبار محسوب نمی‌شوند. برای تعیین اینکه آیا یک رفتار واقعاً اجباری است، به هدف و زمینه آن فکر کنید.

به عنوان مثال، مسواک زدن دندان‌ها و شستن صورت (به صورت بیش از حد و وقت‌گیر) قبل از خواب، هر دو فعالیت‌های تکراری هستند، اما اگر به صورت بیش از حد و در جهت کاهش ناراحتی یا یک فکر مزاحم ناخواسته انجام نشوند، اجبار محسوب نمی‌شوند. به همین ترتیب، اگر در کتابخانه کار می‌کنید و هر روز هشت ساعت وقت صرف مرتب‌سازی کتاب‌ها کنید، این رفتار اجبار محسوب نمی‌شود بلکه بخشی از وظیفه کاری شما می‌باشد.

برای اینکه یک رفتار به عنوان اجبار شناخته شود، باید با تمایل فرد برای فرار از احساس ترس یا اضطراب هدایت شود. در بیشتر موارد، فرد ترجیح می‌دهد که این کارها را انجام ندهد، اما احساس می‌کند که چاره‌ای ندارد.

بیشتر بزرگسالانی که OCD دارند متوجه می‌شوند که افکار یا رفتارهای آن‌ها غیرطبیعی است. با این حال، کودکان و حتی برخی از بزرگسالان ممکن است از این مشکل آگاه نباشند. در چنین مواردی، شاید دوستان یا اعضای خانواده مجبور به مداخله شوند تا فرد بتواند به دنبال کمک باشد.

آیا این ترس، عدم اطمینان یا وحشت است؟ به عبارت دیگر، اضطراب می‌تواند پیچیده باشد

ترس و اضطراب احساسات مشابهی هستند، اما دقیقاً یکسان نیستند. در حالی که ترس بر روی چیزی تمرکز می‌کند که در حال حاضر اتفاق می‌افتد، اضطراب بر چیزی تمرکز می‌کند که ممکن است در آینده اتفاق بیفتد. بر اساس DSM-5 (استاندارد تشخیص روانپزشکی)، «ترس واکنش احساسی به تهدید واقعی زودهنگام یا درک شده است، در حالی که اضطراب پیش‌بینی تهدید در آینده است.»

شما همچنین می‌توانید از عبارت اضطراب برای توصیف یک احساس مزمن نگرانی استفاده کنید که بر روی هیچ تهدید یا مشکل خاصی تمرکز نمی‌کند. به عنوان مثال، شاید در صورت مشاهده مار، احساس ترس کوتاه مدتی را تجربه کنید. در عین حال، شاید نیمه‌شب با اضطراب به قدری شدید از خواب بیدار شوید که حتی اگر هیچ دلیل یا تهدید مشخصی در آن زمان با شما روبرو نباشد، نتوانید دوباره بخوابید.

عدم اطمینان نقش مهمی در اختلالات اضطرابی، به ویژه بیماریOCD دارد. عدم اطمینان، احساس ندانستن این است که چه اتفاقی خواهد افتاد یا نتیجه یک موقعیت چه خواهد بود.  OCDبر میل به قطعیت متمرکز است.

این احساس می‌تواند برای افرادی که مستعد اضطراب هستند، بسیار ناراحت کننده باشد. شک و عدم اطمینان در مرکز بیماریOCD قرار دارد. افرادی که بیماریOCD دارند برای تحمل هر سطحی از عدم اطمینان درگیر هستند و برای اجتناب از آن و به دست آوردن مجدد حس کنترل، تمام تلاش خود را می‌کنند.

پانیک یک حالت احساسی متفاوت است که بیشتر با اختلال پانیک یا هراس مرتبط است. پانیک به بهترین وجه به عنوان یک احساس غیرقابل کنترل اضطراب یا وحشت توصیف می‌شود که اغلب منجر به یک رفتار غیرعادی می‌شود. در بسیاری از موارد، احساس هراس با علائم فیزیکی مانند تعریق یا ضربان بالای قلب همراه است.

بیماری OCD چگونه درمان می‌شود؟

مانند هر فرد مبتلا به OCD، هر مورد منحصر به فرد است و نیازهای خاصی دارد.

برای تعیین اینکه آیا شما OCD دارید یا خیر، یک متخصص سلامت روان چندین عامل را در نظر می‌گیرد. ابتدا، پزشک از شما خواهد پرسید که آیا شما هر یک از وسواس‌ها و اجبارهای رایج مرتبط با OCD را تجربه می‌کنید. پزشک همچنین می‌خواهد بداند که آیا وسواس یا اجبار شما بر نحوه عملکرد روزانه‌تان تأثیر منفی می‌گذارد.

سایر عواملی که پزشکتان در نظر خواهد گرفت، عبارتند از سایر شرایط روانی که ممکن است داشته باشید، سابقه خانوادگی شما، و هر گونه مشکل محیطی، اجتماعی یا جسمی که ممکن است در اضطراب شما تأثیر داشته باشد.

همکاری با یک متخصص OCD یا فردی که به خوبی با علائم و نشانه‌های OCD آشنایی دارد، برای به دست آوردن یک تشخیص مناسب بسیار مهم است. پس از دریافت تشخیص OCD، بسیار مهم است که یک تیم مراقبتی داشته باشید تا بتواند به ایجاد یک برنامه درمانی مناسب برای شما و OCD شما کمک کند، چه از طریق گفتار/رفتار درمانی، دارو یا ترکیبی از درمان‌ها.

رفتار درمانی

رفتاردرمانی شامل یک رابطه انفرادی بین بیمار و درمانگر است. مؤثرترین رویکرد مورد استفاده برای درمان اختلالات اضطرابی و OCD، درمان شناختی رفتاری یا CBT است. هدف CBT این است که به بیمار کمک کند وقتی ترس یا اضطراب را تجربه می‌کند، فکر و رفتار متفاوتی داشته باشد. CBT همچنین مهارت‌های اجتماعی را آموزش می‌دهد. بسته به تشخیص، پزشک ممکن است نوع خاصی از CBT را توصیه کند.

رویارویی و جلوگیری از پاسخ

بسیاری از بیماران از نوع خاصی از روش درمانی CBT که به عنوان رویارویی و جلوگیری از پاسخ یا ERP شناخته می‌شود، بهره می‌برند. این روش اغلب به عنوان رویکرد رفتار درمانی استاندارد طلایی برای OCD شناخته می‌شود.

این درمان، که به خوبی توسط تحقیقات پشتیبانی می‌شود، شامل قرار دادن بیمار در معرض محرک‌هایی است که باعث اضطراب او می‌شود و سپس، به او آموزش می‌دهیم که دیگر با فعالیت‌های تکراری یا اجبارها به این مواجهه پاسخ ندهند. یک برنامه درمانی خاص برای هر فرد ایجاد می‌شود. روش درمانی ERP باید با متخصص OCD استفاده شود.

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

روش درمانی ACT به افراد کمک می‌کند تا ناراحتی ناشی از وسواس‌های خود را بهتر تحمل کرده و بپذیرند. این یک جایگزین بسیار مفید برای کسانی است که در امتحان ERP مردد هستند. بسته به بیمار، ACT می‌تواند یک درمان مفید برای استفاده در کنار ERP باشد.

دارو

جهت کمک به تسکین علائم OCD می‌توان از چندین داروی مختلف استفاده کرد. دارو معمولاً توسط یک پزشک یا روانپزشک تجویز می‌شود. نمونه‌هایی از داروهایی که ممکن است برای درمان OCD استفاده شوند شامل بتابلاکرها، داروهای ضدافسردگی و داروهای ضداضطراب هستند.

گروه‌های حمایتی

بسیاری از افرادی که OCD یا سایر اختلالات اضطرابی دارند، متوجه شدند که پیوستن به یک گروه حمایتی یا گروه خودیاری می‌تواند مفید باشد. این گروه‌ها ممکن است به صورت حضوری یا آنلاین ملاقات کنند. هدف گروه‌های حمایتی این است که بیماران را با سایر افرادی که دارای اختلال مشابه هستند، پیوند دهند تا بتوانند حمایت متقابل داشته باشند و به یکدیگر در مقابله کمک کنند.

مدیریت استرس

تحقیقات نشان می‌دهد که تکنیک‌های خودمراقبتی و آرام‌سازی به افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی مانند OCD کمک می‌کند تا علائم کمتری را تجربه کنند.

نمونه‌هایی از تکنیک‌های مدیریت استرس عبارتند از ورزش منظم، یوگا، مدیتیشن و تنفس عمیق. خواب کافی، تمرکز بر تغذیه و محدود کردن مصرف الکل و کافئین نیز توصیه می‌شود.

OCD قابل درمان است، امید خود را از دست ندهید!

بسیاری از درمان‌های مؤثر برای مدیریت OCD تأثیر دارند. در حالی که هیچ برنامه درمانی یکسانی برای افراد مبتلا به OCD وجود ندارد، گزینه‌های زیادی هستند که به شما و تیم مراقبتی‌تان کمکد می‌کنند تا یک برنامه فردی ایجاد کنید که به شما کمک کند بدون دخالت علائمی که دارید، زندگی شاد و موفقی داشته باشید.

در حالی که OCD یک بیماری مزمن است، قابل کنترل هم است و جای خجالت یا ترسی ندارد. با پزشک مراقبت‌های اولیه خود یا یک مرکز سلامت روان محلی تماس بگیرید تا مراقبت‌های مورد نیاز خود را بیابید. هر چه زودتر به دنبال مراقبت باشید، زودتر می‌توانید احساس کنید که وزن علائم شما سبک می‌شود.

علل بیماری OCD و عوامل خطر

تحقیقات نشان می‌دهد که تفاوت در مغز و ژنتیک ممکن است در OCD نقش داشته باشد. در حالی که علت دقیق OCD هنوز ناشناخته است، محققان چندین عامل خطر احتمالی را شناسایی کرده‌اند که می‌توانند در احتمال بالاتر تشخیص نقش داشته باشند.

تفاوت در ساختار مغز و شیمی

بر اساس مطالعات، OCD شامل مشکلات ارتباطی بین قسمت جلویی مغز و ساختارهای عمیق‌تر مغز است. این ساختارهای مغز از یک پیام‌رسان شیمیایی به نام سروتونین استفاده می‌کنند. تفاوت در سطح سروتونین ممکن است در OCD تأثیر داشته باشد. در برخی افراد، مدارهای مغزی درگیر در OCD، از طریق دارویی که بر سطح سروتونین تأثیر می‌گذارد یا درمان شناختی رفتاری (CBT) طبیعی‌تر می‌شود.

ژنتیک

OCD تمایل دارد در خانواده‌ها ایجاد شود، بنابراین ژن‌های خاص ممکن است فرد را بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال قرار دهند.

تروما

برخی از آسیب‌های جسمی یا عاطفی ممکن است باعث شروع OCD شود.

برخی از مطالعات نشان می‌دهد که یک بیماری یا حتی استرس‌های معمولی زندگی می‌تواند فعالیت ژن‌های مرتبط با علائم OCD را تحریک کند. در حالی که افکار ناخواسته و مزاحم اغلب با تروما و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رخ می‌دهند و می‌توانند شبیه OCD به نظر برسند، تروما بر روی افکار مزاحم بر اساس رویداد آسیب‌زای گذشته تمرکز می‌کند و OCD معمولاً بر نااطمینانی‌های مربوط به آینده و تلاش برای کاهش آن‌ها تمرکز می‌کند.

 

OCD به ندرت به تنهایی عمل می‌کند

بسیاری از افراد مبتلا به OCD همچنین دارای یک بیماری روانی دیگر هستند. برخی از اختلالاتی که اغلب همراه با OCD ایجاد می‌شوند عبارتند از:

  • اختلال پانیک
  • اختلال اضطراب اجتماعی
  • اختلال اضطراب فراگیر
  • انواع فوبیا
  • اختلالات خلقی، مانند افسردگی
  • اختلال شخصیت وسواسی جبری
  • اختلالات تیک که ممکن است باعث ایجاد تیک صوتی یا حرکتی شود. تیک‌های صوتی که شامل صداهای خرخر کردن، بو کردن و صاف کردن گلو می‌شود؛ تیک‌های حرکتی که حرکات تکراری قسمت‌های خاصی از بدن مانند چشم‌ها، شانه‌ها، سر یا صورت است.
  • اختلال خودزشت‌انگاری
  • تریکوتیلومانیا یا اختلال کندن مو از پوست سر، ابروها یا سایر قسمت‌های بدن
  • درماتیلومینیا یا اختلال پوست کنی که شامل کندن مکرر پوست است.

 

منبع:

https://www.mcleanhospital.org/essential/ocd

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 0 میانگین: 0]

دکتر کامیار سنایی

روانشناس، مشاور، هیپنوتراپ و عضو انجمن هیپنوتیزم بالینی. خوشحالم که به یاری امکانات نوین تکنولوژی، می‌توانم با هموطنانم ارتباط برقرار نمایم. امکان دریافت سوالات شما در این سایت وجود دارد. تلاش خود را به‌کار می‌گیرم تا در زمان کوتاه و به صورت مقتضی، پاسخ آنها را ارایه نمایم. امیدوارم اطلاعات موجود در این سایت مورد استفاده شما واقع گردد. از نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما صمیمانه استقبال می‌نمایم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا