روابط عاطفیروانشناسی رابطه

کارهایی که بعد از کات کردن باید انجام دهید

چه کارهایی بعد از کات کردن باید انجام دهید؟

تنها شدن آن هم بعد از مدت‌ها بودن در رابطه می‌تواند برای هر کسی سخت باشد. بسته به اینکه رابطه چگونه تمام شده باشد، شما ممکن است یک یا چند احساس را تجربه کنید. احساساتی مانند غم، اندوه، مورد خیانت قرار گرفتن، تنهایی، خشم و … . برای غلبه بر این احساسات، ممکن است وسوسه شوید تا خود را در رابطه جدیدی قرار دهید و قبل از اینکه به اوضاع‌تان سروسامان دهید، آسیب‌های روحی و روانی بیشتری را تجربه کنید.

داشتن یک رابطه‌ی عاطفی به ما حس امنیت می‌دهد. شما به حضور فرد دیگری به طور کامل عادت می‌کنید، حتی اگر زمان‌هایی همه چیز مطابق میل و خواسته‌تان پیش نرود. حتی مواردی مانند خوابیدن به تنهایی بعد از جدایی برای برخی افراد چالش‌برانگیز خواهد بود. برای پر کردن این تنهایی، ممکن است قبل از کسب آمادگی عاطفی، خود را در یک رابطه‌ی جدید و آسیب‌زا قرار دهید.

باور کنید یا نه، تنها بودن برای مدتی و آن هم پس از اتمام یک رابطه‌ی طولانی مزایای خود را دارد. کار راحتی است که بر روی جنبه‌های بد تنهایی تمرکز کنید و تمام نکات مثبتش را نادیده بگیرید، اما نکات زیادی مانند تجربه‌ی مجدد احساس آزادی کامل یکی از چندین جنبه‌ی مثبت این نوع تنهایی است. می‌توانید به جای اینکه همیشه به فکر تصمیمات و تغییرات خود و پارتنرتان باشید، تنها بر روی تغییرات خودتان تمرکز کنید. می‌توانید زمان بیشتری با دوستان یا خانواده خود بگذرانید و سرگرمی جدیدی برای خود انتخاب کنید. همچنین وقتی خواهید داشت تا زخم‌های حاصل از رابطه‌تان را بهبود ببخشید.

کات کردن- تصویر ۱- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

۱- بعد از کات کردن روی سایر روابطتان تمرکز کنید

حالا که شما مجردید، زمان مناسبی است که بر سایر روابط غیرعاطفی خود سرمایه‌گذاری کنید. این روابط می‌توانند روابط دوستی، فامیلی و حتی شامل حیوان خانگی شما شوند. زمانی که برای مدتی در رابطه‌ای قرار دارید، طبیعی است که روابط دیگر را نادیده می‌گیرید، زیرا بیشتر زمان شما با پارتنرتان می‌گذرد. بهتر است که زمان بگذارید و با افرادی که مدتهاست ندیده‌اید تماس برقرار کنید. این موضوع نه تنها فرصتی به شما می‌دهد تا در صورت نیاز با کسی صحبت کنید، بلکه ممکن است به شما در گذر از رابطه‌ی قبلیتان کمک کند و بتوانید از زندگیتان لذت بیشتری ببرید. پرورش دادن دوستی و نه روابط رمانتیک و عاطفی می‌تواند به شما کمک کند تا دریابید دوست داشتنی هستید و می‌توانید خارج از یک رابطه‌ی خاص هم شاد باشید.

خرید اینترنتی پی.دی.اف کتاب اسرار دلربایی

کلیک نمایید

لازم است دوباره بیان شود که این ابراز دوستی لزوماً نیازی نیست به انسان‌های دیگر باشد و حتی می‌تواند به یک حیوان خانگی چنین حسی داده شود. حیوانات خانگی به شما کمک می‌کنند تا احساس تنهایی کمتری داشته باشید. آنها شما را بدون قید و شرط دوست خواهند داشت. مراقبت از یک حیوان، غذا دادن به او، بیرون بردنشان و نوازششان می‌تواند در زمان‌هایی که احساسات منفی را تجربه می‌کنید، کمک کند تا این لحظات را زودتر پشت سر گذارید. اگر ایده‌ی تمرکز روی روابط برای بعد از کات کردن چه در مورد انسان‌ها و چه در مورد حیوانات انجام شود، کمک می‌کند تا محبت را در جایگاهی خارج از روابط عاطفی تجربه کنید.

مقاله مرتبط: ۹ قدم برای بهبودی بعد از پایان رابطه عاطفی

۲- بعد از کات کردن رابطه سعی کنید مثبت‌گرا باشید

مهم‌ترین قسمت مجرد ماندن بعد از دوران طولانی یک رابطه، داشتن تفکر مثبت است. بعد از جدایی، این امر به هیچ وجه آسان نیست. ممکن است بارها در مورد اینکه چرا همه چیز به پایان رسید فکر کنید و بارها به این فکر کنید که چگونه می‌توانستید اوضاع را عوض کنید و یا با نگرانی با این موضوع روبرو شوید که دیگر نمی‌توانید شخص دیگری را برای بودن در کنارش و در ادامه‌ی مسیر زندگیتان پیدا کنید. این پاسخ‌ها کاملاً طبیعی هستند و احساسات شما ارزشمند و مهم‌اند. اما مهم است که متوجه این مطلب باشید که این احساسات منفی برای مواجهه با موقعیتتان کمکی نخواهند کرد.

اگر شما تمام مدت در خانه بمانید و با خودتان در مورد وضعیت رابطه‌تان بجنگید، مجرد بودن خوشایند نخواهد بود! ممکن است سخت باشد اما در این موقعیت یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، تغییر وضعیت تفکرتان است. یکی از راه‌های این تغییر نگرش، تاکید بر نکات مثبتی است که در زمان‌هایی که مورد هجوم افکار منفی قرار می‌گیرید، با یادآوری آنها می‌توانید خود را آرام کنید. عبارات مثبتی که تکرار آنها به شما کمک خواهند کرد. عباراتی مانند: «زمانش که برسد من فرد مناسبی را برای خود پیدا خواهم کرد» و یا «من لیاقت شاد بودن را دارم». اگر گفتن عبارات مثبت راه مناسبی برای شما نیست و نمی‌توانید با آن ارتباط برقرار کنید، آهنگی پیدا کنید که در مواقع ناراحتی شما را شاد کند و یا کاری که به شما یاری دهد تا خلقتان را از حالت منفی به مثبت تبدیل کنید.

۳- بعد از کات کردن خودتان را مشغول نگه دارید

زمانی که اجازه می‌دهید برنامه‌های روزانه‌تان خالی شود، احساس تنهایی را به درون خود راه داده‌اید و اشتیاق همنشینی با دیگران را از خود گرفته‌اید. کلید دوری از این مشکل این است که خود را مشغول نگه دارید تا زمانی برای بی‌حوصلگی و احساس تنهایی نداشته باشید. این موضوع همچنین کمک می‌کند تا احساسات مثبتی را تجربه کنید. ماندن در خانه و داشتن افکار تکراری یکی از چیزهایی است که شما را از افکار مثبت دور می‌کند. راه‌های زیادی وجود دارد که خود را سرگرم نگه دارید. در زیر ایده‌هایی را مطرح می‌کنیم که می‌توانند نقطه‌ی شروع مناسبی برای کارهایی باشند که می‌توان بعد از کات کردن انجام داد:

  • عضویت در یک باشگاه
  • پیاده‌روی
  • تماس با دوستان و آشنایان
  • پیدا کردن یک سرگرمی مانند مطالعه یا بازی‌های کامپیوتری
  • تجربه‌ی یک کار جدید مانند کلاس آشپزی
  • انجام کارهای داوطلبانه
  • برنامه‌ریزی برای گردش آخر هفته

کات کردن- تصویر ۲- سایت تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی

وقتی کارهایی را پیدا می‌کنید که حس خوبی به شما می‌دهند، مشغول نگه داشتن خود و آرام کردن ذهنتان راحت‌تر است. برای ادامه‌ی این تکنیک، راه‌های جدیدی را بیابید که شما را مشغول نگه دارند تا خود را درمانده‌ی کارهای گذشته و تکراری‌تان نبینید.

۴- به زور وارد یک رابطه‌ی جدید نشوید

گاهی که مجردید و سعی دارید تا از احساس پوچی دوری کنید، به جای اینکه زمانی برای استراحت و تجدید نیرو به خود دهید، شروع به تنظیم قرار ملاقات‌های جدید و یا دوستیابی از طریق شبکه‌های اجتماعی و یا دوستانتان می‌کنید. این موضوع به این معنی نیست که صرف ملاقات با آدم‌های جدید می‌تواند بد باشد. فقط مراقب باشید و از خود بپرسید آیا واقعاً این همان چیزی است که می‌خواهید؟ اگر واقعاً به دنبال رابطه‌ای جدید هستید، از خود بپرسید آیا این همان فرد مناسب است برای من؟ آیا این فرد مرا خوشحال می‌کند؟

مجبور کردن خودتان به ورود به رابطه‌ی جدید، به‌صرف اینکه چون وقتی در رابطه‌اید احساس بهتری دارید، نمی‌تواند به‌شما کمک‌کند. بیشتر مردم نام این حالت را بازگشت می‌گذارند و معتقدند افراد در این شرایط دوام نمی‌آورند. اگر می‌خواهید درمان شوید و در آینده وارد رابطه‌ی مفیدتری از قبل شوید، به خودتان زمان دهید تا بتوانید خودتان را مجدداً دوست داشته باشید. به مرور زمان خودتان متوجه می‌شوید که برای شروع یک رابطه‌ی جدید آماده شده‌اید.

۵- بعد از جدایی، کارهایتان را خودتان انجام دهید

زمانی که در یک رابطه‌ی بلندمدت هستید، عادت می‌کنید کارهایتان را به صورت مشترک و با مشارکت هم انجام دهید. یکی از کارهای جالبی که بعد از کات کردن می‌توانید انجام دهید، لذت تجربه‌ی کارها به تنهاییست. البته که همه‌ی افراد نمی‌توانند چنین کاری را به راحتی انجام دهند. به عنوان مثال به تنهایی بیرون بروند و به تنهایی تفریح کنند. اما به یاد تفکر مثبت باشید و بدانید الان زمان مناسبی است برای شروع.

برای اقدام این مرحله از کارهای ساده شروع کنید. به تنهایی به فروشگاه بروید و برای خود خرید کنید. چنین فعالیتی شما را مشغول نگاه می‌دارد و باعث می‌شود زمان راحت‌تر بگذرد. با چنین تمرینی می‌توانید سعی کنید تا در لحظه‌ی حال به سر برید. برای خود بنویسید که خرید کردن چیزهای مورد علاقه مانند وسایل منزل و مواد آشپزی چه احساسی به شما می‌دهند. بیرون‌رفتن به‌تنهایی برای رفتن به باشگاه، به کافه برای خواندن کتاب یا کلاس، باعث تقویت حس استقلال در شما می‌شود. و متوجه می‌شوید برای کسب شادی و لذت از زندگی، به رابطه نیاز ندارید.

اتمام یک رابطه همیشه در ابتدا چالش‌برانگیز است. اما پس از مدتی زمان و تمرین متوجه می‌شوید که می‌توانید بر اساس علائق و سبک زندگی خودتان زندگی کنید. بهترین راه برای مجرد ماندن تا زمانی‌که مشکلات حاصل از رابطه‌ی قبلیتان را بهبود ببخشید، شاید به‌نوعی کمی خودخواهی است. روی خود کار کنید و بر روی انجام کارهایی که دوست دارید تمرکز کنید و با کسانی که دوست دارید وقت بگذرانید.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 33 میانگین: 4]

نوشته های مشابه

102 دیدگاه

  1. سلام وقت بخیر
    من ۷ ماه با یه آقا پسری بودم واقعا خوب بودم واسش همه جوره
    ایشون به من گف یه مدت مثل دوست باشیم باهم قبول کردم
    چند روز پیش فهمیدم وارد رابطه جدیدی شده و اون فرد رو انکار کرد اول
    ایجنجوری خیانتی در کار نبوده من با ایشون بد صحبت کردم و از اینستا ریمو و آنفالو کردم ایشونو ‌.دوست ایشون به من درخواست داد از اینستا خیلی سریع
    ممکن هست ایشون برگرده طرف من ؟و چیکار کنم

  2. سلام دکتر
    من سه سال و چند ماه توی رابطه بودم با آدمی که واقعاخوب بودهیچ بدی ازش ندیدم. متعهد ومهربونو با احساس بود و در کل همه چی .
    اما از من خواسته هایی داشت که من جزو خط قرمزام بود نمیتونستم انجام بدم . براش توضیح دادم اما درک نمیکرد.چند بارتا مرز جدایی رفت و من خودم باز درستش کردم. ولی ایندفه دیگ تلاشی نکردم. چون گفت خسته شده.
    و منم دیگ ادامه ندادم .
    بنظرتون باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟
    واقعا نبودش برام سخته اصلا نمیتونم بخوابم و مریض شدم.

    1. مطمئنا انجام خواسته هایی که خط قرمز شما بود دلیل و تضمین ماندن ایشان نبود. بالعکس در بسیاری مواقع و بنظر در مورد شما ماندن ایشان تا امروز بدلیل ان بود که هنوز به خواسته خود نرسیده بود و معمولا پس از وصول بسرعت سرد می شوند
      شما باید بر اساس اصول ارزشی خود حرکت کنید و نه اینکه بر اساس نظرات انسانها
      تماسی با ایشان نگیرید . این دوره را تحمل کنید

  3. سلام خواهش میکنم جوابمو بدین
    ۲۱ سالمه ، ۸ ماه با پسری به شکل مجازی رل بودیم چن ماه اول هر روز دو سه ساعت صحبت میکردیم بعد که دانشگاهش شروع شد خیلی مشغول درس شد و یا میگفت بیرون کار داره یا مهمون داشتن یا مریض بود حال نداشت صحبت کنه نیم ساعت یا کمتر میومد منم گله میکردم که برام وقت نمیزاره همیشه جواب میداد من دوستت دارم ولی شرایط زندگیم اینطوریه ،
    من مدام پیشش شکایت میکردم و اون میگفت دوست ندارم اذیت شی من میخوام باهات باشم ولی خیلی کار دارم اگه گزینه خوبی پیدا شد برو باهاش.
    چن روز پیش بازم گفت کل روز نیست(این اتفاق بارها افتاد قبلا) کلافه شدم و گفتم بهتره جدا شیم اونم گفت ای بابا حق داری منم دوست ندارم زوری بمونی و ازین حرفا..
    نمیدونم کار اشتباهی کردم با شرایطش کنار نیومدم و خواستم جدا شم؟
    بارها گفت دوسم داره و بخاطر من حرف زدن با دخترای دیگه رو کنار گذاشته بود.. منم خیلی دوسش دارمو از لحاظ روحی وابستش شدم
    چن بارم قبلا که باهام کم حرف میزد بهش میگفتم طاقت ندارمو جدا شیم اونم قبول میکرد بعداز یه مدت دلتنگی بهم فشار میاورد و برمیگشتم بهش پیام میدادم اونم قبول میکرد با هم باشیم ولی خیلی کم پیش میومد اون بیاد دنبالم میگفت تو کات کردی من نمیتونستم بیام دنبالت و اگه خودش حرف جدایی میزد میخواس بیاد دنبالم.
    با وجود اینها به نظرتون بازم برگردم باهاش؟
    خیلی دلم براش تنگ میشه و عادت کردم و نبودش واقعا سخته برام

  4. سلام دکتر من چند وقته سرنخ زندگی از دستم در رفته
    نمیتونم درست تصمیم بگیرم بیخیال شدم نه میتونم برم سر کار کلا بیخیال شدم شب تصمیم میگیرم صبح پشیمون میشم انگار یه چیزی منو ففل کرده الان چهل سالمه نه زنی نه زندگیه نه کاری نمیدونم چیکار کنم

  5. سلام من یکسال با دختری رابطه داشتم هردو ۱۸ ساله هستیم.خیلی بیرون میرفتیم باهم خیلی جاهای شهر خاطره داریم خیلی همو میخاستیم شبانه روز در تماس بودیم ۶ ماه پیش یبار کات کردیم بعد یکماه برگشت و دوباره شروع کردیم تا این اواخر که دعوامون شد کات کردیم و بعد اومد گفت تا خاستگاری دور بمونیم من با حالت التماسی بهش پیام میدادم که برگرده و بمونه و اون بعدش گفت دیگه نمیخامت
    اینم بگم خیلی بحث داشتیم ولی حرف رفتن نمیزد
    هیچوقت الان ۲ هفتس رفته هیچ پیامی هم نداده ما خیلی وابسته بودیم بدون من نمیتونست نمیدونم چیشد اصن که یهو رفت.
    چیکار کنم بهش پیام بدم دیگه یا یه مدت تنهاش بزارم ؟بدجور داغونم کرده

    1. پیام بدهید که اگر قصد برگشت ندارد و مطمئن است شما دنبال زندگی خود بروید. اگر پاسخ نداد یا منفی بود پاسخ او دیگر خود را از فکر او رها کرده به زندگی خویش و احساسات خود طبق مقاله بالا سرو سامان بدهید

      1. خیلی از دستم عصبیه و فکر میکنه من انتخاب اشتباهش بودم. چیکار کنم یه مدت بزارم تنها باشه یا پیام بدم بهش نمیدونم چی بهش بگم که درست بشه

  6. سلام اقای دکتر من ۱۸ ساله هستم و تا همسن چند وقت پیش با پسری وارد رابطه عاطفی نشده بودم
    سه ماه پیش پسری ۱۸ ساله به من پیشنهاد رابطه عاشقانه داد که قبول کردم و اول احساس میکردم خیلی بهم شبیه هستیم
    اما بعد متوجه شدم که چون تک فرزند هستش خیلی تنهاس و با مادرش ارتباط خوبی نداره در کل دچار کمبود محبت بود و اینو خودش میگفت
    از من درخواست کرد بریم بیرون تا همدیگرو ببینیم اما خب هردو مشغول مطالعه برای کنکور بودیم من بهش علاقه داشتم اما نمیتونستم برای بیرون رفتن از درس های خودم عقب بیوفتم البته سعی میکرد تحمل کنه دوری رو ولی مشکل اصلی از اینجا شروع شد
    که با دختری قبل از اشنایی من دوست بود و خواهر صداش میکرد
    وقتی من وارد زندگیش شدم اون دختر هم بود
    من چند بار ازش غیر مستقیم مطرح کردم که از این شرایط راضی نیستم که تغییری نداد تا اینکه مستقیم باهاش صحبت کردم
    اما اون به جای اینکه حرف منو درک کنه فکر کرد که به من به اون به اصطلاح خواهرش حسودی میکنم
    اما من واقعا برای اینده خودش دلسوزی کردم
    چون هسچ خانمی دوست نداره با پسری در رابطه باشه که با چند دهتر دیکه همزمان دوست و خواهر و این چیزاس
    درکل من باهاش رابطه رو تموم کردم چون عقلم میگفت
    اما الان اون اسرار داره که برگردم و میترسم قلبم یکار کنه که برگردم
    به نظر شما چکار کنم؟ یعنی با این مسئله کنار بیام که با اون دختر دوست باشه یا کلا برم؟؟

  7. سلام آقای دکتر وقت بخیر.من شش ماه با ی اقایی تو رابطع بودم .دو هفته قبل گفت دلم برات تنگ شده گفت کی میای ببینمت؟گفتم بعد کنکور گف دیره.(ما مجازی با هم بودیم وهمو از نزدیک ندیدیم)گفتم خب تو بیا گفت مادرت دعوتم کنه میام منم نمیتونسم ب مادرم بگم ب ی پسر بگه بیاد خونمون ب عمم گفتم اینکارو بکنه عمم بهش زنگ زد و دعوتش کرد رلم شبش پیام داد کفت مادرت چقدر باشخصیت هس دعوتم کرد خونتون منم گفنم خبر میدم بهتون.بعد ک اینو گفت من هصبی شدم گفتم چرا منو مسخره کردی و گفتی اگر مادرت بگه حتما میام؟بعد دیدم سین نمیزنه کلی چرت و پرت گفتم بهش انلاین سد و بلاکم کرد فرداش انبلاکم کرد (همیشه اینجور وقتا که میپرم سرش بلاکم میکنه)تلگرام فقط بخاطر من ان میشد ولی اون روز همش ان بود رو اکانت تلگرام من هم بود.دیدم زیاد انه و ایدی هم کذاشته بود برای تلگرامس فهمیدم با دختر حرف میزنه من هم ی اکانت پسر درست کردم با اکانت پسر به خودم پیام دادم چون رو اکانتم بود و دایم چکم میکرد.پیام ک دادم رو اکانتم ان شد و اکانت پسر رو بلاک کرد اما باز دیدم رفته رو اکانت خودش و انه من اکانت پسری که مال خودم بود انبللک کردم و رلم دید ک انبلاکش کردم منو دوباره بلاک کرد الان تقریبا ی هفته و چند روزه ک بلاکم
    به نظر شما چی کار کنم؟یعنی تموم کرده باهام؟

    1. دکتر‌واقعا دارم داغون میشم.نه غرورم اجازه میده باهاش برم حرف بزنم و نه اینکه دارم نابود میشم.خیلی بی تابی میکنم و دلتنگش هستم سابقه نداشت انقدر بلاک نگهم داره.(هنوزم رو اکانت تلگرامم هست و ان میشه رو اکانتم)
      دکتر خواهش میکنم راهی بگین که آرومم کنه

        1. من فقط این برام سوال هست که چرا حتی بعد دعوت نیومد؟
          چرا هنوز بلاک نگهم داشته؟
          چرا چکم میکنه؟
          جواب اینا پیدا کنم دیگه کامل فراموشم میشه

        2. اولا باید بدانید هیچ جوابی ذهن شما را ارام نمی کند و فقط درگیری ذهنی بیشتری پیدا می کنید. ضمن اینکه از ابتدا قرار نبود بیاید و فکر نمی کرد شما به مادر بگویید.

        3. سلام دکتر من دو سالی با یک پسر رابطه داشتم و علاقه بین ما بود و برای من هم کارهایی کردن حتی اسم بنده رو هم روز تولدم روی بدنشون تتو کردند و خانوادش هم منو میشناختن اما دکتر جان میگفت زن عموهاش دیدن و به خواهرش گفتن که فلانی رو دیدیم با دختره و اون کیه خواهرش هم گفته نمیدونم اما بلافاصله به حرف خواهرش گوش داد و اسم من رو از روی بیوگرافی و پست هاش برداشت سر همین موضوع خیلی ناراحت شدم و تموم کردم آیا کار من درست بوده یا خیر؟؟؟

  8. سلام وقتتون بخیر ،من یک هفته با اقایی اشنا شدم راه دور ،ایشون پیشنهاد دادن و خیلی ابراز علاقه کردن،ولی گفتن شماره همو نداشته باشیم وقتی برگشتن ایران شماره منو میگیرن که صحبت کنیم ،یک استوری گذاشت اول اسم منو گذاشت چون من استوری گذاشتم اول اسمشو ننوشتم میگه شما با تمام پسرا فالورات در ارتباطی ،و رفته بود کامنت ۱سال پیش منو دراورده بود که چرا برای فلان شخص قلب گذاشتی و منو انفالو کرد من رفتم تقاضا کردم خواهش کردم که فرصت بدیم بهم این یک بهونه الکیه اما فقط گفت نه نمیخوام برو با همونا ،میدونم خیلی اشتباه کردم التماس گونه بهش پیام دادم اما میخوام ببینم که کارم راجع به اینکه استوریش نکردم اشتباه بوده و اون حق داشته ناراحت شه؟ایا دیگه پیام بهش ندم؟

  9. سلام
    من یه ماهی هست که رل زدم بعد به رلم میگم دوس ندارم دخترارو دنبال کنی به حرفمم گوش داد ولی یه دونه از دخترارو هنوزم دنبالش میکرد بهش گفتم اونم دیگه دنبال نکن ولی حرف گوش نداد یه بار اعصبانی شدم باهاش کات کردم وقتی که اون روز با هم کات کردیم از سر اعصبانیت گفت من با اون دختری که دنبالش میکنم حرف هم میزنم یعنی نابود شدم دو روز بعد دیدم باز بهم پیام داده که برگردم منم گفتم یا به حرفم گوش میدی یا دیگه ن من ن تو دوستش پی وی منو پیدا کرده بود و قسم خورد بهم گفت که رلم چهار تا به جز من رل داره نابود شدم ولی خودمون یه جوری حلش کردیم
    ولی منم خیلی دوست داره یه بارم ازم خواستگاری کرد بهش گفتم باید وایستی من یکمم بزرگتر بشم چون کمی سنم کمه گفت باشه اشکالی نداره
    الآن نمیدونم باید چیکار کنم هنوزم پایه حرفم بمونم یا دیگه دوسم نداره و اون دختررو دوس داره و من باید دیگه ولش کنم؟
    ولی با اون حال احساس میکنم هنوزم دوسم داره و عاشقمه

  10. سلام من از مهر 1400 توی ی بازی آنلاین ..
    با ی پسری رل زدم و ما روز ب روز بیشتر عاشق هم میشدیم البته اونو شک دارم ولی من خیلی عاشقشم …
    اما .. اون عاشق دوستش بود .. ینی هم منو میخواست هم اونو:’) بعد چن وق دیدم خیلی آدم بدی شده هر دفعه هم مخواستم کات کنم اون منو خر میکرد و میگفت عاشقتم و فلان و من برمیگشتم اما دوستم گفت این آدم بدیه و دختر بازه . و با اون دوستش رابطه داره ،و داره آدم لاشی عی میشه
    منم ب حرف بهترین دوستم گوش دادم و ..
    دیشب کات کردم ..
    همه جا بلاکش کردم خیلی ناراحتم ..
    هر کارم میکنم نمیتونم فراموشش کنم
    همش خاطرات میاد جلوم و منو آزار میده نمتونم درس بخونم فکرم پیش اونه
    من خیلی عاشقشم….

      1. بازم بخشیدمش ..
        اما ..
        مث قبل دوسش ندارم ؟
        ینی دیگه اعتماد ندارم بهش ، بهم میگه دوستت دارم ..
        امروز هم پیام داد و من سرد رفتار کردم نوشت انگار ن انگار ک رلیم ..

  11. سلام
    رل من چند روزی هست که باهام کات کرده هر چقدر هم بهش پیام میدم جوابمو نمیده فقط میگه خدافظ انگار اصلا دوست نداره با من باشه با من حرف بزنه
    هر روز کارم شده گریه
    بهش میگم خب چرا اینطوری میکنی من کاری نکردم که،هر کاری که از دستم بر میاد میکنم که برگرده ولی هیچ فایده ای نداره
    یه بارم بهش گفتم دوسم نداری گفت ن
    خیلی دوسش دارم چیکار کنم برگرده؟
    آیا بازم بهش پیام بدم یا ن؟
    بازم امیدی برای برگشتش هست؟

  12. سلام وقتتون بخیر من یه دختر 26 ساله هستم که در تمام این 26 سال همیشه هر رابطه ای داشتم به تموم شدن ختم شده و حتی روابط ازدواجیم به تازگی رابطه ای کوتاه مدت داشتم که برای ازدواج بود و خانواده ها باهم اشنا شده بودن اما دیشب متوجه شدم اون آقا وضعیت مالی که مدنظر منه ندارن و برای همین تمومش کردم البته خیلی همو دوست داشتیم حتی در این مدت کوتاه اگه بحثی هم داشتیم خیلی کوتاه میومدیم و همه چیز خوب بود اما شرایط ما یکی نبود از دیشب که تموم کردیم امروز منو آنفالو کرده یکم فکرم درگیرشه و نمیدونم چی کار کنم که فراموش کنم اینقدر که خوب بود این پسر ممنون میشم کمکم کنید

    1. اگر فکر می کنید مناسب شما نبود هرگونه ارتباط را با ایشان قطع کنید. شما از طرفی او را می خواهید از طرفی نمی خواهید. این تردید و دودلی شما را اذیت می کند. هیچ فردی کامل نیست. هر کس در موضوعی بهتر و در موضوع دیگری بدتر است. شما نمی توانید ویژگی های انسانها را گزینشی بخواهید. اگر وضعیت مالی برای شما اولویت دارد پس ایشان گزینه مناسب شما نیست. معیارهای خود را پیدا کرده و شناخت پیدا کنید نسبت به انها. با خود و معیارهای خود روراست باشبد

  13. سلام من یک دختر 18 ساله هستم…از همان بچگی به شدت کنجکاو بودم و دوست داشتم همیشه چیزهای مختلفی رو تجربه کنم…برای همین از همان 6 سالگی دنبال پیداکردن معنی عشق بودم…خانواده ما چهار نفره است و من فقط یک خواهر بزرگ تر داشتم و هیچ پسری مثل برادر در زندگی نداشتم و همیشه پسرها در ذهنم مجهول مانده بودند…از همان سن کودکی به خود تلقین کردم که به پسرخاله ام علاقه دارم و این احساس با رسیدن به نوجوانی به واقیت تبدیل شده بود تا اینکه یک روز متوجه شدم که پسرخاله ام به خواهرم علاقه دارد و به او اعتراف کرده است و خواهرم رد کرده است…درآن زمان بسیار قلبم شکست اما برخلاف تصورم خیلی زود فراموش کردم…اما قلبم چون از کودکی به عاشق بودن عادت کرده بود و هنوز معنی عشق دوطرفه را کشف نکرده بودم،در 16 سالگی وارد فضای مجازی و با یک پسر آشنا شدم…از محاسن این پسر هرچه بگویم کم است…بسیار مهربان و صادق بود…چند ماه به عنوان دوست باهم صحبت میکردیم اما به مرور عاشق هم شدیم و بهم اعتراف کرد…از اونجایی که من بسیار مذهبی هم بودم در دل قصد قبول نکردن داشتم اما به علت علاقه شدید و میل به تجربه مقاومت نکردم و قبول کردم…خیلی باهم خوب بودیم و سریع پیش رفتیم تا اینکه ماه 4 خانواده فهمیدند و طعنه و دعواهای شدیدی را بهم متحمل کردن و مجبور به جدایی کردن…یک ماه بیشتر طول نکشید که باز پیداش کردم و رابطمون رو ادامه دادیم اما پنهانی و پررر از استرس تا اینکه دوسال باهم بودیم و توی این دوسال چندبار دیگه خانواده فهمیدن و هربار با هزاران استرس رابطه رو ادامه دادم…استرس فهمیدم دیگران،کنکور و آینده من را خیلی میترساند و باعث کم آوردن من میشد و دلسرد میشدم اما پسرچون خانواده اش مشکلی نداشتن بدون هیچ اضطرابی پیش من بود و روز به روز بیشتر عاشق و دلباخته من میشد و من هم عاشق و تشویق به ادامه میشدم تا اینکه حس کردم دیگر نمیتوانم و به ناگاه گفتم کات کنیم و بلکش کردم و پسر شوکه بود و نابود شد…الان احساسات دگرگونی دارم…تقصیرخودم بود که بهش نگفته بودم دارم زجر میکشم چقدر البته هربار هم بهش گفته بودم من رو به آینده ای روشن و ازدواج و تموم شدن سختی ها تشویق میکرد و تمام آینده اش را بامن میدید…وقتی بهش فکرمیکنم که چه برگ گلی را ازدست دادم قلبم تکه تکه میشود اما از طرف دیگر واقعا داشتم در رابطه و از استرس دیگران و فشار کنکور زجر میکشیدم و دیگر نمیتوانستم ادامه دهم…به نظر شما کار درستی کردم؟…

    1. بهتر است به آینده فکر کنید. همه ما مجاز به اشتباه کردن و یا بنحو احسن انجام ندادن کارها هستیم. شاید بهتر بود با توضیح شرایط رابطه را تمام می کردید تا او هم دلیل رفتار شما را بداند.

  14. با سلام. من۲۳ سالمه نزدیک شیش ماهه با یه آقای ۲۷ هستم و همشهری هستیم توی این شیش ماه خانواده آقا کاملا مطلع شدن خانواده من پدرم و برادرم خبر ندارن ولی گاهی بحث جلو اومدن رو گفتم گفتن باید جلو تر پیش برم و اوضاع کارم بهتر بشه شیش ماهه ک نمایشگاه دارن و منم تو این کار خیلی کنارش بودم و حتی کمکش میکردم (توی همه شرایط کنارش بودم). قبلا ضربه زیاد خوردم و حتی آدمای توی گذشتم تو این رابطه سروکلشون پیدا شد اما موفق نشدن بهم بزنن ولی من ماه شیشم پسورد اینستا شو گرفتم و چتای قبلی ک قبلا دوسدختر داشت هنوز پاک نکرده بود و چتای خیلی مناسبی هم نبودن شامل عکس و .. اما همه قبل از آشنا شدن با من بودن اواخر رابطه, من با دوستم هم اشناش کردم یبار مسیر یجوری بود که اول دنبال دوستم رفت بعد دنبال من اومد شبش متوجه یه ارتباط عجیبی بین دوستم و دوست پسرم شدم و قهر کردیم فرداش آشتی کردیم و من ساده گذشتم اما دوستم بهم پیام داد و گفت دوست پسرت ب من دست زد در حالی که فقط دوستمو نیشگون گرفت و بعداً خودش متوجه شد نباید این شوخی رو با دوستم میکرد و وقتی چتای قبل دیدم فهمیدم ایشون اصن نمیتونسته تک پر باشه اما من همیشه اینجوری بودم… اواخر هم متوجه ارتباطش با یکی از دخترای فامیل شدم اما گفت هیچی بینمون نیس و اون خانم طلاق گرفته و دور هستیم و گفت کارم یجوریه ک مشتری خانم هم دارم من بیخیالی گذشتم تا این اواخر ک تو اینستا دیدم درباره درس به یه خانم پیام داده و ازش پرسیدم گفت راجب درس بود و دلیل منطقی خودشو آورد آقای دکتر کمکم کنید من دوست ندارم شکاک باشم یا گیر بدم اما این ارتباطاتش با خانمهای دیگه داره منو اذیت می‌کنه میترسم دو روز دیگ همینا عمیق تر بشه و به راحتی با خانم دیگ ارتباط برقرار کنه گفتم تا نزدیکه کات کنم و امروز هم کات کردم اما همش دلیلای خودشو میاره حتی وقتی پیش همیم ب راحتی ب دوستاش دروغ میگه و من فهمیدم دروغ گفتن خیلی براش راحته بدونه شک کوچیک ولی من میترسم چون من با تنها مردی ک حرف میزنم ایشونه منو راهنمایی کنید چکار کنم کات کردن به صلاحه یا نه..؟

  15. سلام
    من حدود یک و نیم ماه با دختری رابطه عاطفی و احساسی داشتم. آشنایی مون از اینستاگرام شروع شد و بعد به واتساپ رسید. از یه شهر هستیم و هر دو 19 ساله هستیم و مشغول کنکور… یک بار هم حضوری همدیگر رو دیدیم و در مورد شرایطمون صحبت کردیم. ولی به لحاظ فیزیکی ارتباطمون همون قرار حضوری بود که حتی همدیگر رو لمس نکردیم. و قرار گذاشته بودیم اگه یه طرف نتونست رابطه رو ادامه بده منطقی کات کنیم. من احساس کردم این صحبت کردن ما روی کنکورمون تاثیر بد بزاره و بعد از صحبت کردن با ایشون منطقی کات کردیم. ولی یه بار ایشون گفتن من از تو توقع رل زدن ندارم فقط میخوام دوست باشیم چون تنهام. این جمله خیلی فکرم رو مشغول کرده و نمیدونم باید چیکار کنم. همین صحبت کردن ساده رو ادامه بدم یا کلا با ایشون قطع ارتباط کنم؟؟؟ البته من و ایشون کمی سلایق مختلف هم داشتیم.. ممنون میشم راهنمایی کنید که چیکار کنم
    بعد از کنکور به رابطه قبلیم برگردم یا چون با ایشون کمی سلایق مختلف دارم فراموششون کنم؟؟؟

      1. سلام خسته نباشید ببخشید من یکساله بایه پسردرارتباط بودم ۱سال ازم کوچیک بودهمه چی خیلی خوب پیش می‌رفت مامانش هم خبرداشت قراربودمنوببینه ولی ۲ ماهه خیلی سرد شده و اصلا تامن پیام ندم پیام نمیده پیشش رفتنی هم گریه میکنه میگ دوست دارم ولی خیلی سرد شدبعدشم بهم گف گفتی حرف بزنیم حرف میزنم گفتی ببینمت گفتم بیا دیگ چیکارکنم چیکارکنم خوشحال بشی منم کات کردم بنظرتون چیکارکنم

  16. سلام من۲۰سالمه و دانشجو هستم و به مدت ۲ماه و نیم با پسری ۲۱ ساله که ایشونم دانشجو بودن رل بودم.البته هم کلاسی نیستیم و ایشون ۳ترم از من بالاتر هستن.من قبل از رل زدن روش کراش بودم و خیلی دوسش داشتم چون رفتارش با بقیه کاملا متفاوت بود و از مغرور بودنش خوشم میومد. اینکه بیشتر دخترا روش کراش بودند و اون بهشون کم محلی میکرد خوشم میومد. از لحاظ مالی هم کاملا مستقل بود.حتی در کنار درسش سرکارم میرفت.خانوادشم تحصیل کرده هستند و در کل من مشکلی ندیدم ازشون.فرزند اول خانواده بودن ۲فرزند کوچیکتر از خودشونم تو خانوادشون بود.ما اولین قرارو گذاشتیم.من به خودم قول داده بودم اگه خوشش اومد که هیچی ولی اگه خوشش نیومد ولش میکنم.شب برگشتم خوابگاه دیدم پیام داد و گفت دلم تنگ شد. گفت من فکرشو نمیکردم تسخیر یه دختر بشم تو چیکار کردی من بخوامت.خلاصه متوجه شدم همه چی اوکیه و رابطه شروع شد. وقتی رل بودیم متوجه شدم درکنار همه ویژگی های خوبش عصبیه و زود قهر میکنه.من عاشقش شده بودم و باهاش کنار میومدم.تا اینکه یهویی بلاکم کرد. من با یه اکانت دیگه پیام دادم و علتشو خواستم ازش ولی جواب نداد و بلاک کرد ۳روز گذشت و هی پیگیری میکردم تا اینکه جواب داد و گفت باید کات کنیم.گفتم چراا گفت چون من سنم حساسه و برای رابطه عاطفی زوده و میخوام برای ارشد شروع کنم و به هدفام برسم.گفتم خب چه اشکالی داره ما ۶ سال رل باشیم و بعد از اینکه هردو مستقل شدیم ازدواج میکنیم.گفت نه ذهنم درگیر میشه.من دوسش داشتم و با التماس نگهش داشتم قرار شد ۶سال زنگ نزنم و پیام ندم و مزاحمش نشم تا خودش اینکارو کنه هروقت فرصت کرد.روز بعدش من به طور اتفاقی با یکی از دخترای هم کلاسیش صحبت کردم و دختره در مورد رلم پرسید داشت زیر زبونمو میکشید که متوجه بشه ما رلیم یا نه.رلم بهم گفته بود که از این رابطه نباید کسی مطلع شه چون ممکنه به نتیجه نرسه و برامون بدشه منم قول داده بودم نگم به کسی.ولی تو پیاما سوتی دادم و دختره اسکرین شات گرفته بود و برای رلم فرستاده بود و رلم تا فهمید به من زنگ زد و دادو بیداد کرد و گفت کات چون خط قرمزمو زیر پا گذاشتی.بازم التماس کردم ولی توجه نکرد و گفت نمیخواااام و همه چی تموم شد.من هنوز دوسش دارم و حالم بده به نظرتون چیکار کنم؟

  17. سلام من یه دختر ۲۳ سالم و از ۱۶ سالگی با یه پسر همسن خودم توی رابطه بودم ۳ سال کاملا مجازی بود و با اینکه توی یه شهر و نزدیک هم بودیم همدیگه رو نمیدیدیم، این موضوع از طرف دوتامون بود و راحتتر بودیم و حواسمون به درسمون بود، با اینکه دانشگاهمونم دوتا شهر متفاوت افتاد رابطمون حفظ شد، وقتی برمیگشتیم شهرستان همو میدیدیم و الانم که هردو شهرستانیم رابطمون کاملتر شد، هنوز حریما حفظ میشه و با اینکه هم سنمون میطلبه هم خودمون دوس داریم ولی رابطه فیزیکیمون از دست همو گرفتن فراتر نرفته، کات کردن زیاد داشتیم توی این ۶ سال و طولانی ترینش ۴ ماه بوده؛ دلیلشم همون دوری و همو ندیدن بوده؛ الان که به اینجا رسیدیم وقتی منطقی فکر میکنیم میبینیم که با هم تفاوت داریم و نمیتونیم همو خوشحال نگه داریم در حال حاضر و چشممون به آیندست، ولی این جدایی خیلی سخته، اون میتونه تحمل کنه ولی من خیلی خیلی وابسته ترم و هی میرم سمتش که رابطمونو درستش کنم؛ همیشه من پا پیش میذارم برای حل کردن اختلافامون، الان نمیدونم که باید بیخیال بشم، سختی رو تحمل کنم و بگذرم یا اینکه تلاش کنم این اختلافم حل بشه و بازم رابطمونو نگه دارم!؟
    هیچوقت ازش خیانت ندیدم ولی خودم سعی کردم برم سمت کسه دیگه وقتی کات بودیم و نتونستم تحمل کنم آدم دیگه ای رو، اذیت میشم وقتی درک نمیشم و تفاوت دارم با کس دیگه، در حالی که کنار این آدم خیلی خوشحال ترم و راحت ترم و خوده واقعیمم

  18. با سلام
    من با خانومی ۲رسال دوست بودم و اول همچی خوب پیش میرفت تا این که من از لحاظ کاری سرم شلوغ شد و کم تر توجه به رفتار اتفی میکردم و ایشون به یک باره کات کرد و رفت وارد یک رابطه دیگه الان باید چه کنم قعر اشتی هم زیاد داشتیم که من پا پیش میزاشتم برا آشتی

  19. سلام استاد
    من یه پسر بیست ساله هستم و مدتی حدودا 4 ماه با یه دختر ک تقریبا همسن خودمه رابطه عاطفی داشتم قبلشم ی سال آشنا بودیم و ایشون به من پیشنهاد باهم بودن داد (غیر مستقیم البته)
    ما با هم تو چت خیلی راحت بودیم و حرفای زن و شوهری میزدیم حتما متوجهید منظورم چیه
    خلاصه قرار بود چن وقت بعد همدیگه رو ببینیم و بعد از انجام کارام بریم خواستگاری
    همه چی خوب بود تا اینکه اتفاقی بابام رفت تو واتساپم و پیامای اونجوری رو دید و فکر کرد اون دختر خوبی نیست و ب من گفت ک باهاش کات کنم ‌. من با این که با این قضیه مخالف بودم و دنبال راهی بودم تا قضیه رو حل کنم اما تا موضوعو به طرف گفتم گفت دیگه نمیخواد باهام باشه و میخواد کات کنه منم گفتم باشه چون خیلی مغرورم و دوس ندارم بابت چیزی اصرار کنم .
    حالا واقعا نمی دونم چ کار کنم
    قبلا چن بار قهر کرده و بود من رفته بودم دنبالش آشتی کرده بودیم ولی الان چون ی کم فرق داره مرددم
    نمی دونم اینم ی جور قهره یا واقعا تصمیم قلبیش بوده چون اینو صراحتا گفت
    ممنون میشم کمک کنین

      1. به نظر شما چطور میشه خانواده رو راضی کرد
        راستش خانواده من کمی مذهبی هستن با چیزایی ک دیدن شاید هیچوقت به اون دختر ذهنیت مثبتی پیدا نکنن

    1. سلام من با یکی وارد رابطه شدم ۲ بار همدیگه رو دیدیم من چون محدودم از طرف خانواده و نمیتونم زیاد بیرون برم باهم دیگ دعوا و قهر و آشتی‌ زیاد داشتیم ،خیلی میگف بیا ببینمت و منم میگفتم ی موقعیت خوب ک خانواده گیر ندن میام ولی اصن واسش مهم نبود حرف من و بخاطر همین کات کردیم الان من چص شدم بنظرتون چ گوهی بخورم غصه و بخورم و گریه کنم یا خوشحال باشم ک کات کردم؟

      1. رابطه شما با دعوا و مشاجره زیاد بود. ایشان هم این موضوع را درک نمی کرد که شما محدودیت دارید. ارتباط مجدددوباره همان مشکلات را خواهد داشت. بهتر است گریه های خود را بکنید و تمام کنید رابطه را

  20. سلام وقتتون بخیر به مدت نه ماه با پسری درارتباط بودم که دانشجوی پزشکی بودن ایشون 19 سال و من 18 سال دارم من کنکور داشتم،همسایه هم بودیم،ایشون همون اول رابطه قید کرد که براش مهمه من ساله بعد رتبه خوبی بیارم و اگه دانشجو نشم نمیتونیم باهم باشیم،چون من میرم تهران و درسمم طولانیه و دوست دارم توام دانشجو باشی،منم قبول کردم،منتهی درس خوندن و رابطه باهم دیگه اصلااا امکان پذیر نبود چون من همش ذهنم درگیر بود،درس کم میخوندم،ما رابطه جنسی هم داشتیم هفته ای حداقل یک بار و حداکثر 4 بار،تا اینکه عید شد و من واقعا یه تصمیم خیلی جدی گرفتم که بخونم اون تایم باقی رو،منتهی از عید ایشون با چندتا دختر و گروه های مختلط وارد شد و با دخترا لاس میزد منم از این بابت خیلی ناراحت بود و هروز دعوا و گریه،سرد شده بود تا زنگ و پیام نمیدادم سراغمو نمیگرفت منم ناراحت میشدم میگفت به خاطره خودت که درس داری مزاحم نمیشم،من گفتم از اون دخترا که دوستای دوره خودمم هستن دور باش،گفتن دوستن و زشته ولی قول میدم روزه کنکورت از همه گروه اینا لف بدم،تا اینکه بعده کنکورم یعنی دوروز بعدش گفتم خب لف بده،ایشونم گفت نمیتونه و کات کرد باهام،ما بعده یه هفته از کات یه ماه ونیم دوسته معمولی بودیم دوست که چی بگم فقط دوستت دارم نمیگفتیم بهم،تا اینکه من دوستیو تموم کردم گفتم نمیتونم باهات فقط دوست باشم،بعده اون دوباره یه ماه خودم هی بهش پیام میدادم و بهونه میاوردم حرف بزنم چون دلم تنگ میشد براش،من 15 سالگی دوسش داشتم،اونم سردددد بود،تا اینکه الان فهمیدم با یکی از همون دخترا که دوسته دورمه و پزشکی یه شهره دیگه میخونه رابطه دارن حدودا سه ماهه،الان نمیدونم چیکار کنم،حالم بده،لطفا کمکم کنید

    1. هر چه زودتر هرگونه ارتباطی را با او کات کنید. این رابطه به هیچ سرانجامی نمی رسد. هیچ گونه خبری از او نگیرید. اگر او پس از مدتی خبر گرفت و اظهار تمایل کرد هیچ پاسخی ندهید. زیرا دوباره به همین نقطه کنونی می رسید.

  21. سلام جناب دکتر،بنده ۳۲سال دارم،استاد راهنمای من باهام دوست بود،اوایل رابطه ۵بار همدیگر رو دیدیم اما بعدها دیگر دیدن میسر نشد،و تلفنی و مجازی دوستی مان را ادامه دادیم،۳ماه قبل از کات ایشون کم محلی میکرد،دیگر خسته شده بودم یک روز با اصرار پرسیدم چرا مثل قبل نیست گفت نمیتوانم ادامه دهم شاید بخواهم به زودی ازدواج کنم،و من خیلی ناراحت شدم که در این مدت ۳ماه اخیر حرفی نزد و هربار که من با محبت سراغش رو میگرفتم طفره میرفت،از او خواستم حتی شده تلفنی و خیلی عادی رابطه حفظ شود تا من دفاع کنم ولی او قبول نکرد و الان که واقعا عجله دارم برای اتمام درس خودم،هر بار با ایشون تماس تلفنی دارم احساساتی میشم و اشکم سرازیر میشه،از طرفی هم خودم گیر افتادم درسم نیمه کاره مونده،لطفا راهنماییم کنید، با تشکر فراوان

  22. سلام آقای دکتر سنایی .من 70 سال دارم ده سال است با خانم مطلقه دارای دو فرزند رابطه داشتم با یکی دو بار رفت و برگشت . اکنون این رابطه با خواست او و توافق ناخواسته قطع شده و از آن 7 ماه میگذره اما من نتونستم فراموشش کنم و بشدت اذیت میشم . بعد از 7 ماه با پیام من و ظاهرا عذاب وجدان او و اینکه هردو میدونیم این رابطه برگشت نداره و قلبا هم تمایلی به برگشت نداریم روزانه برای هم پیام میدیم ولی این عذاب دائم بامنه . مقاله 9 قدم برای بهبودی شما را خواندم و ویس را هم شنیدم عالی بود و تقریبا اونچه میسر بود تو این 6 ماهه هم رعایت کردم اما نشد . آیا این ارتباط پیامی تاثیر مثبت برای قبول ترک داره یانه ممنون میشم راهنمائی فرمانید. با تشکر

    1. وقتتون بخیر. متاسفانه هرگونه ارتباطی بزمانی که یکی یا هر دو طرف به هر دلیلی امکان رابطه بذایش مهیا نیست منجر به اذیت بیشتر خواهد شد. شما باید بدنبال فعالیتها و معاشرتهای دیگری با دیگران و دوستان خود باشید. ارتباط پیامکی باعث می شود بیشتر اذیت شوید. باید زمانی را با درد و رنج از دست دادن کنار بیایید و هیچگونه پیامی و خبری از هم نگیرید. بهبودی پس از این دوران حاصل می شود.
      البته بنظر می رسد شما همچنان تصور می کنید می توانید این رابطه را برگردانید. بهتر است تکلیف را در ذهنتان یا در واقعیت با ایشان مشخص کنید. اگر نمی شود دست بردارید

  23. سلام من با یه خانمی اشنا شدم که از خودم ۸ سال بزرگتره
    بچه داره و یه ازدواج ناموفق داشته
    روز اول آشنایی بهم گفت نمیتونه وارد رابطه عمیق بشه با من و فقط در حد یه دوستی ساده میتونه باشه
    بعد از چند وقت وقتی فهمید بهش حس پیدا کردم تموم کرد رابطه رو ،بعد دوباره به اجبار من برگشت یه دو هفته ای باز باهم بودیم بهش گفتم از حسم همه چی رو براش توضیح دادم قبول کرد که باشه ،منتها رفتارش خیلی سرد بود باهم نه اس میداد نه زنگ میزد
    فقط وقتایی که بیرون بود یا میخواست بره بیرون میگفت بیا دنبالم
    یه روز اول صبح برگشت گفت دارم ازدواج میکنم یه دفه ای بدون هیچ مقدمه ای تموم کرد رابطه رو گفت دو هفته ای میخواد با اون شخص اشنا بشه اگه مناسبش بود ازدواج کنه
    بعد من رو هم بلاک نکرده به نظرتون برمیگرده منتظرش باشم؟
    یا امکان برگشتش صفره؟
    خیلی ذهنم درگیره ممنون میشم راهنماییم کنین

  24. اینم بگم دو دل شدم هم دوسش دارم هم میترسم سر اون شماره …نمیدونم اگ عصبی شه چقد ممکنه بد شه از ی طرفیم میگ دوست دارم و عصبی بودم اشتبا کردم …
    شما راهنمایی کنید

  25. سلام .ببخشید من سر ی دوراهی موندم .من با یه پسری به صورت مجازی اشنا شدم که فقط در حد مجازی بود .هر دو 18 ساله ایم و خب خیلی اصرار داشت بریم بیرون ولی من اول ترسیدم بعدشم خونوادم خیلی فرق داره ینی اینجوری نیس این چیزا خیلی رواج داشته باشه سال کنکورمم هس راستش گفتم هی رد کنم /خلاصه گفت باشه ولی خب خودش هم قبلا خیلی رل زده هم ب گفته خودش رابطه جنسی و کلا همچی داشته با رلای قبلی /خیلی شوخ طبعه و شوخی میکنه خیلیم بعضی وقتا بیش از حد بحث ب شوخیای اونجوری میکشه و خب سر ی جریانی من ی سوتی دادم کد ملی دادم بهش بعد رفت تو سایت کانون ایران شماره مامان بابا و همچیم در اورد اولش یکم بحث شد گفتم حساسم هی با خانواده و سر اینا حرف نزن گفت باشه ولی گذشت و دیشب بحثمون شد سر اینکه یکی اومد پیوی اینستا یه پسری بعد میخواست مخ منو بزنه منم مدام ردش کردم و گفتم برو و بای بعد گفتم نکنه رفیق رلمه رفتم شات دادم بهش اونم یهو عصبی شد گفت فک نمیکردم اینجور دختری باشی و کلی بحث کردیم ک اقا به خدا من ک شات دادم واست هیچی نگفتم بهش همش ردش کردم اونم بحث و دعوا و همش میگفت اره برو بقیشم تور کن بهتر از من تهشم یهو گفت سوپرایز برات دارم فردا .میخوام ب بابات بگم منم کلی ترسیدم گفتم نکن اینکارو تا جایی ک اشکم در اومد حالم بد شد بعد گفت نمیدونستم اینجوری میشی گریه نکن و این حرفا دیگ تکرار نشه چون ببینم باز دیگ ازت نمیگذرم منم گفتم حسم بت تموم شد نمیخوامت و گفت وای نمیدونستم و ببخشید و نمیخواستم ناراحت شی و ب نظرت خودت حقت نبود زیاده روی کردم و حسابی پشیمون /منم گفتم دیگ حسی بت ندارم سر این چیز مسخره داشتی منو میکشتی …خلاصه الان نمیدونم همش میگ بهم زمان بده قول میدم درستش کنم اشتباه کردم عصبی بودم یه مدت استراحت کن حتی ولی باهام بمون دوست دارم /الان چکار کنم ؟؟؟

    1. این فرد احتمال دارد در آینده مشکلات بیشتری برای شما درست کند. فردی مظنون است که به همه چیز شک می کند. با توجه به خانواده ای که دارید بنظرم رابطه را با این پسر تمام کنید. او خود هرگونه رابطه ای داشته و تعریف نیز می کند ولی از کوچکترین موضوع شما نمی گذرد. چنین فردی احتمالا مشکل ساز میشود هر قدر جلو بروید

    2. سلام وقت بخیر
      من از یه دختر خیلی خوشم میاد خیلی خیلی شاید بیش از حد ولی اون به من حسی نداره و مدام میگه تو مفله داداشه منی من یه کار اشتباهی انجام دادم و اون کلا از همه جا من رو بلاک کرد حتی دیگه نمیاد ببینمش و باهاش صحبت کنم میگه کلا دیگه حسی بهت ندارم حتی یکی از دوستام هم باهاش ۲ ساعت چت کرد ولی گفت من دوسش ندارم دیگ چیکار کنم نمیتونم از دستش بدم دختر ایده ال منه ولی از طرفی هم اون به من حسی نداره و من نمیتونم ترکش کنملطفا راهنماییم کنید

  26. سلام و وقت بخیر لطفا بهم کمک کنید و راهنماییم کنید سپاس گذارم
    بنده با یک خانم به مدت طولانی یعنی نزدیک ۶ سال در رابطه بودیم خیلی مهم دوست داشتیم و عاشق هم بودیم با اینکه خیلی از اخلاقیاتمون بهم نمیخورد ولی واقعا عاشق هم بودیم الان نزدیک به چهار ماه با هم کات کردیم متاسفانه با خبر دم که میخواد ازدواج کنه از همون اول ک کات کردیم شرایط خیلی بدی و گذروندم و حدود ۹ کیلو از گوشت تنم آب شد به صورتیکه هر کی منو میبینه فک می‌کنه معتاد شدم غذا نمیخورم و فقط با آب زندم ایشون من و از همه جا بلاک کرده و هیچ جوابی نامیده حالم اصلا مساعد نیست و به مرز جنون رسیدم نمیتونم زندگی بدون اونو تصور کنم تو رو خدا کمک کنید اصلا اوضاع من خیلی داغونه

      1. سلام من دوسال و نیم با یه پسر است شدم مریضه و نمیتونه هیچوقت ازدواج کنه هر سری قرار میزاریم بازور میاد میگه وقتی مال من نیستی چرا بیام وقتی اخرش نرسیدن باشه، من یبارم رفتم خونشون پسره خیلی پاک بود و منم بهش اعتماد دارم و بغلش کردم هنوز تو سرم میزنه که چرا اومدی خونه ام چطور ننرسیدی هرچیم میگم من شناخت کافی داشتم اومدم ازت مطمئن بودم اومدم اما بازم سرزنشم می‌کنه و باعث میشه از خودم بدم بیاد چرا رفتم خونه اش، روشم بهم باز شده گفتم به دیدنم نیای میام مغازه ات گفت غلط می‌کنی سر بددهنیش از دیروز کات کردم اما خیلی ناراحت و بیقرارم جلوی چشمه، دارم عذاب میکشم چطور فراموشش کنم راهنمایی کنید ؟

        1. متاسفانه ریضی جسمی او باعث شده از لحاظ روحی نیز بد دهن و بداخلاق باشد. بهتر است رابطه را تمام کنید. زیرا او نسبت به شما بدبین نیز می باشد. هرگونه ازتباطی را با او کات کنید

  27. سلام وقتتون بخیر من دوماهی میشه که از یک رابطه جدی خارج شدم و حس میکنم از شرایط روحی خیلی بهم ریختم دائما با استرس و اضطراب و تپش قلب از خواب بیدار میشم،دائما حس بدی همراهمه انگار قلبم خالیه و مغزم در مورد قبول کردن خیلی مسائل مقاومت میکنه با این که میدونه درسته واقعا تحمل این شرایط برام سخته راه حل شما چیه؟

    1. اینکه بعد از کات کردن حال شما بد است امری طبیعی است و نباید انتظار دیگری داشته باشید. ولی مهم ان است که کارها و رفتارهای بعدر از کات کردن و قطع رابطه نکنید که این دوران طولانی شود. مقاله 9 قدم برای بهبودی بعد از قطع رابطه عاطفی را در سایت مطالعه کنید و عمل کنید.

      1. سلام خوبین
        من کات کردم و حالم اصلا خوب نیس
        اولا اوکی بودم ولی بعد ک میبینم هیز بازی درمیاره و به هرکی میگه فلانی خوشگله و.. حالم بد میشه ممکنه رل بزنه اونموقه بدترم میشم اشتهام خیلی کم شده از ناراحتی خوابم نمیبره و..
        میدونم طبیعیه ولی میخام خوب شم و فکر نکنم اصلا بهش با اینکه جلو چشممه
        دیر یا زود هرچی
        میشه بنظرتون ؟

    2. سلام من 21 سالمه و از ۱۸ سالگی با یه دختری که قبلا همسایه مامان بزرگمینا بود رل بودم. . .بخوام از خصوصیات خودم بگم یکم غیرتیم و دوی ندارم شریک عاطفیم با پسری حرف‌ بزنه یا حتی دوست اجتماعی رو به هیچ وجه قبول نمیکنم…همه چی اوکی شد حتی اون همه پسرارو تو اینستا آنفالو کرد منم دخترارپ آنفالو کردم…بعد از ۳ سال که رفت دانشگاه کم کم با هم دانشگاهیاش گروهی میرفتن بیرون که هم دختر بود هم پسر و منم از این قضیه ناراحت میشدم و میگفتم فقط با دخترا برو که اونم میگفت ن پسرا پسرای خوبین و فلان. . . الان ۵.۶ ماهه که دیگه حرف نمیزنیم بحث خیلی شدیدی هم بینمون رخ نداد. . .تو این ۵.۶ ماه هر روز میرم از جلوی درشون رد میشم؛تو خیابون هرکی شبیهشرو ک میبینم ضربان قبلم میره بالا ؛هرجایی که رد میشم یاد خاطره هامون میافتم که باهم اونجا بودیم . . .خیلی دوسش دارم و میخوام ببینم چیکار باید بکنم . . .دوس ندارم از احساساتم پیش کسی حرف بزنم حتی تو این چند ماه میخواستم ببینم میتونم فراموشش کنم و کس بهتری رو پیدا کنم ولی با معیار هایی که دارم میبینم همچنان اون بهترین مورده برام. . .چند ماه قبل از اینکه حرف‌نزنیم هم یبار جدا شدیم ولی من یه کادوی ست خریدم رفتم جلو و ۱ ماهیی اوکی بودیم که اینجوری شد…چیکار باید کرد؟

      1. وقتی او به دانشگاه رفت فضای فکری اش مسلما عوض می شود. اگر شما می توانید با فضای فکری جدید او خود را تطبیق بدهید اقدام کنید در غیر اینصورت اگر برگردد دوباره رابطه تمام می شود

  28. سلام من ۲۵سالمه با اقایی که استاد دانشگاه هستند به مدت ۷-۸ ماه به صورت تلفنی و مجازی در ارتباط بودم قصدشون ازدواجه، بعد از ۷ ماه اومدن ایران که که برای اولین بار ببینیم همدیکه رو، دو روز موندن و بعد رفتن، الان میگه شرایطم جوریه که اصلا بیشتر از یک ماه الی۲ ماه نمیتونم ایران بمون و تو این مدت عقد کنیم و بریم، یکم اختلاف فرهنگی هم داریم چون ایشون ترک تبریز هستن و من نه. پیشنهادتون چیه اقای دکتر؟

    1. وقت بخیر. اینگونه ازدواجها معمولا نتایج خوبی ندارند. شما بهتر است ایشان را در شرایط زندگی واقعی مشاهده کنید و آشنا شوید. در غیر اینصورت در بیشتر موارد شکه خواهید شد.

      1. بیشتر از دو‌ماه نمیتونه که بمونه،
        قرار بود تو این مدت مشاوره برای تست هم بریم، نمیدونم چکار کنم اقای دکتر؟، موقعیت خوبم رو از دست بدم یا کمی ریسک پذیر باشم!

        1. مشخص نیست موقعیت خوبی است یا نه. ظاهر قضیه خوب بنظر می رسد. سکونت در خارج از کشور بنظر انقدرها هم ارزش ندارد که کل زندگی را برای ان ریسک کنید. ایشان می توانند صبوری کنند تا شما سفری تفریحی به محل سکونت او داشته باشید و در محیط او اطلاعات بهتری کسب می کنید

  29. سلام من حدود ۷ ماه با خانومی اشنا شدم که متاهل بود تو این ۷ ماه هیچ وقت مشکلی برایمان پیش نیومد تا اینکه من اشتباه کردم و گفتم که یکی از اشناهایمان در محل زندگی شما زندگی میکند واین باعث شد که طرف با من کات کند هرچه به او دلگرمی دادم که نترسد ولی انگار ترسید از ابرو ریزی والان با اصرار ازم خواسته یک ماه بهش فرصت بدم تا بقول خودش اوضاع بهتر بشه حالا شما کمکم کنید که ایا میخواد وقت بخرد که از همدیگر سرد بشویم یا نه واقعا نیاز به فرصت دارد

  30. با سلام . من با یه آقایی از همکارانم 2 سال و نیم ارتباط عاطفی عمیقی داشتیم . به طوریکه من واقعا عاشقش شدم . اما خوب الان بعد از گذشت این همه وقت تازه متوجه بعضی مسایل شدم که به هیچ وقت قابل تحمل نیست برام و دارم کات می کنم باهاش . با توجه به این که اصلا از علاقه م کم نشده ولی به خاطرنبودن ایده آل هام دارم باهاش کات می کنم . البته ایشون به ظاهر مخالفه ولی من دیگه نمی تونم ادامه بدم . اما به خاطر همکار بودنمون شرایط برام خیلی سخته . به نظرتون کارمو تغییر بدم ؟ شرایط تغییر کار برام فراهمه . ولی می دونم که اونجوریم دلتنگی خیلی اذیتم می کنه . تروخدا کمکم کنید توی تصمیم گیری

  31. سلام
    پارتنرم بعد یه مدت اومد بهم گفت منو نمیخواد
    من چند بار سعی کردم جلوش رو بگیرم که کات نکنه
    ولی فایده نداشت و آخر سر کات کردیم
    گفتیم بعد کات کردن تو رابطه دوستی عادی میمونیم
    من تغییری نکردم اما اون الکی خودشو گرفت و سرد شد
    وقتی میخواستم باهاش حرف بزنم هم میگفت حرفی باهام نداره
    منم دیگه بهش پیام ندادم
    و یهو دیدم خودش پیام داد و میگفت هربلایی تو رابطه هات سرت بیاد حقته
    من جوابشو ندادم ولی الان واقعا نمیدونم چجوری بابد برخورد کنم با این قضیه

    1. سلام من مجردم باخانومی حدود ۶ ماه اشنا شدم نمیدونم چرایهو باهام کات کرد الانم بعد از اصرار بهم گفته ۱ ماه بهم فرصت بده تا فکر کنم الانم حالم خیلی خیلی بده چه کار کنم ترسم از اینه نکنم داره وقت میخره تا کلا نسبت بهم سرد بشه

  32. سلام
    مدت یک سال و نیم با خانمی در رابطه بودم و به تازگی این رابطه با وجود مخالفت من از طرف ایشون تموم شد و برای اینکه احترام متقابل حفظ بشه من هم با تمام شدن رابطه به صورت مسالمت آمیز موافقت کردم
    در مدت این یک سال و نیم چند بار تو موقعیت های مختلف بهمدیگه کادوهایی هدیه دادیم ولی من هنوز از هدیه هاش استفاده نکردم. با توجه به اینکه برای راحت تر کنار اومدن با جدایی بهتره از این کادوها خلاص بشم توصیه میفرمایید که هدایا رو به خودش پس بدم یا جور دیگه ازشون خلاص بشم که جلوی چشمم نباشه و اگه به خودش پس بدم کار درستیه؟ بهترین توصیه در مورد هدیه ها بعد از کات کردن چیه
    ناگفته نمونه هنوزم مثل روزای اول دوسش دارم و دارم دوران سخت بعد از کات کردن رو میگذرونم

    1. پس دادن کادو به خود ایشان حال شما را بدتر می کند زیرا ارتباط جدیدی در ذهن شما شکل می گیرد . بهتر است بنوعی از انها خلاص شوید که ارتباطی با او پیدا نکند.

      1. سلام من بعد از ۱۲ سال دارم از یک رابطه عاطفی عمیق خارج میشم. دلایلم زیاد هست اما میترسم که نتونم تحمل کنم. و دقیقا نمیدونم باید چکار کنم؟ همین که دیگه زنگ و پیامی نزنیم یعنی تموم شدن؟؟
        جدایی به هر شکلش که باشه به آدم حس خواستنی نبودن و خواسته نشدن میده با این خشم چه کنیم؟

        1. 12 سال رابطه عاطفی مسلما موضوعی نیست که انتظار داشته باشید بدون هیچگونه هیجانی انرا فراموش کنید. غم، اضطراب و ترس و حتی حس گناه احساسات شایعی در اینباره هستند. باید به خود زمان بدهید و احساسات خود را بپذیرید. ولکن نباید دست به رفتارهایی بزنید که این دوره را طولانی تر می کند.
          حس خواسته نشدن نیز احساسی جهانی است که البته شدت و ضعف در افراد دارد. مقاله تله رهایی را در سایت مطالعه کنید.

      2. سلام
        تورو خدا جواب من رو بدید.
        دارم دیوونه میشم
        دو ماهه با یه پسری داخل اینستا گرام آشنا شدم که همشهری خودمه یکبار همدیگه رو دیدیم و رابطه فیزیکی درحد گرفتن دست هم داشتیم ایشون تو این دو ماه و نیم هیچگونه حرفی از سکس نزدندایشون تو شهر ما کیوته و خاطر خواه زیاد داره و خودش میاد برام تعریف میکنه که یه دختره تو خیابون بهم چشمک زد شمارشو گرفتم بهش پیام ‌‌‌‌دادم و بلاکش کردم …..کلن راحته هرچی بشه میاد میگه بهم. من و این آقا حدود یک ماهه هرشب باهم دعوا میکنیم قهر میکنیم کات میکنیم ولی در عین حال بهم پیام میدیم تا دیروز ک من آبروش رو بردم و دعوا کردیم و برای دفعه اول بیست و چهار ساعته بهم پیام ندادیم و من ب شخصه دلتنگش هستم بنظر شما این آقا من رو دوستداره؟ ما باید چیکار کنیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا