خانه » روانشناسی » دکتر روانشناس » روانشناسی مهاجرت و مشکلات فرد مهاجر چیست؟
روانشناسی مهاجرت

روانشناسی مهاجرت و مشکلات فرد مهاجر چیست؟

Author : Dr. Kamyar Sanaie

روانشناسی مهاجرت عبارت است از شناخت ویژگی‌ها و دلایل افراد مهاجر. پیش از پاسخ به روانشناسی مهاجرت در افراد مهاجر، باید روانشناسی مهاجرت را از دید تاریخی نیز بررسی کرد.

چرا انسان‌ها مهاجرت می‌کنند؟ آیا مهاجرت پدیده‌ای جدید است و یا آنکه گذشتگان نیز مهاجرت می‌کردند؟ با رجوع به تاریخ می‌بینیم که انسان‌ها هر کجا به مشکلی بر می‌خوردند، مهاجرت می‌کردند. گروهی از انسان‌ها نیز به امید یافتن سرزمین‌های حاصلخیزتر و بهتر مهاجرت می‌کردند. اکنون نیز انسان‌ها مهاجرت می‌کنند، ولکن این مهاجرت اندکی تفاوت دارد.

انسان‌ها اکنون نیز در کشورهای دچار جنگ، ناامنی و قحطی مهاجرت می‌کنند، ولکن مهاجرت امروزه دلایل دیگری نیز دارد:

الف) عوامل آموزشی: دانشجویی که برای ادامه تحصیل سفر می‌کند.

ب) عوامل اقتصادی: هنگامی که افراد به دلیل تنگناهای اقتصادی و بدشدن شرایط مالی و اقتصادی خود مجبور به مهاجرت می‌شوند.

ج) عوامل اجتماعی: بهم ریختن ساختار جامعه.

د) عوامل جمعیت‌شناختی: ناهمگنی مناطق و نرخ افزایش طبیعی جمعیت، اساس این نوع مهاجرت است.

ه) عوامل اقلیمی:  خهمانند مشکلات آب و هوایی در خوزستان و سیستان.

برطبق آمارهای سازمان ملل، از هر ۱۰۰ نفر در جهان ۳ نفر مهاجراند، یعنی در کشوری زندگی می‌کنند که در آنجا به‌دنیا نیامده‌اند.

یک تفاوت اساسی که مهاجرت در عصر کنونی با گذشته دارد آن است که در دوران باستان، یک قوم و قبیله همگی باهم مهاجرت می‌کردند. هیچوقت ممکن نبود که یک خانواده به‌تنهایی مهاجرت کند. حیات فرد در تعلق به قبیله بود. بزرگترین تهدید برای فرد، جدایی از قبیله و گروه بود. بزرگترین تنبیه برای فرد آن بود که او را از تعلق داشتن به یک گروه طرد کنند. چون فرد به‌تنهایی توان محافظت از خطرات طبیعی را نداشت و در صورت جدایی از گروه، مرده محسوب می‌شد. اما انسان اکنون این توان را دارد که از گروهی که به آن تعلق دارد، جدا شود و در محیط دیگری زندگی کند. این جدایی از گروه، فرد را دچار اضطراب جدایی (separation anxiety)  می‌کند. حیات انسان برای نسل‌ها تنها با عضویت به یک گروه ممکن بود. و فردی که از گروه طرد می‌شد، شانسی برای بقا نداشت. به همین جهت ترس از تنهایی و طرد شدن و یا عدم عضویت در گروه، انسان را دچار اضطراب و افسردگی می‌کند. فرد مهاجر از گروه خود کنده است، ولکن هنوز احساس تعلق به گروه جدید و یا کشور مبدا نیز پیدا نکرده است. دلیل اصلی افسردگی در مهاجران، از دست دادن عزیزان و دوستان است. افرادی در خانواده که تمایل چندانی به مهاجرت نداشتند و به‌خاطر شرایط و خواسته سایر اعضا اقدام به مهاجرت کرده‌اند، مسلماً احساس غم و ازدست دادن بیشتری دارند. احساس تنهایی مهمترین فاکتور روانشناسی مهاجرت می‌باشد.

مساله دوم، مواجهه با شرایط جدید در مهاجرت است. شما اگر کاری را هر روز به‌صورت عادت انجام دهید، استرسی را تحمل نمی‌کنید. رانندگی کردن در ابتدا استرس‌زاست، ولکن زمانی که به عادت تبدیل شد استرسی ندارید. ولکن اگر قرار باشد در کشوری که فرمان ماشین، عکس کشور شما است رانندگی کنید؛ مجدداً دچار استرس خواهید شد. مهاجرت عبارت است از مواجه شدن ناگهانی با پدیده‌های بسیار جدید و گاهاً غیرمنتظره که میزان تطابق انسان را به چالش می‌کشد.

سومین فاکتور روانشناسی مهاجرت چالش بین آزادی و امنیت در انسان است. آزادی و امنیت دو سر یک بردار هستند. هر چه انسان بیشتر به‌دنبال آزادی باشد، امنیت کمتری احساس می‌کند. آزادی با خود قدرت انتخاب به‌همراه دارد و قدرت انتخاب بیشتر، مسئولیت و بالتبع اضطراب بیشتری به‌همراه می‌آورد. فردی که نگهبان یک کارخانه است و وظیفه‌اش تنها باز و بسته کردن در است، اگرچه قدرت زیادی همانند مدیر کارخانه ندارد، ولکن مانند مدیر احساس تنش و اضطراب نیز ندارد. مدیر همواره در استرس و تنش انتخاب‌های خود است.

انسان بنا به نظر اریک فروم از آزادی گریزان است. زیرا آزادی مساوی با مسئولیت است و انسان از مسئولیت گریزان است. بنا بر این تعریف، فردی که مهاجرت می‌کند اگر در جهت فرار از مسئولیت مهاجرت کند (مانند کسی که بعد از جدایی از همسر مهاجرت می‌کند)، سرنوشتش متفاوت با فردی است که با هدف رشد و مبارزه با شرایط مهاجرت می‌کند. چنین فردی در هر جای دیگری نیز موفق خواهد بود. به‌عبارت دیگر، فردی که به‌دلیل به‌دست آوردن امنیت مهاجرت می‌کند، سختتر با شرایط کنار می‌آید تا فردی که به‌جهت آزادی و پذیرفتن مسئولیت‌های بیشتر مهاجرت می‌کند.

در قیاس بین سطح هوش مهاجران و افراد دیگر در کشور مبدا دیده شده است که مهاجران از بهره هوشی بالاتری برخوردارند. به علاوه مهاجران افرادی جسورتر با حس جاه‌طلبی قویتری می‌باشند (این البته یک مقایسه بسیار کلی است و لزوماً بدین معنا نیست که شهروندانی که دست به مهاجرت نمیزنند، کمتر جسوراند یا استعداد کمتری دارند). حس بالای مبارزه‌طلبی و توان بالاتر تحمل سختی‌ها از موارد دیگری است که می‌توان درباره مهاجران ذکر کرد.

بنابراین در روانشناسی مهاجرت،  فرد مهاجر با سه مساله اساسی دست به گریبان است:

– اضطراب ناشی از جدایی از گروهی که به آن تعلق دارد.

– استرس ناشی از مواجهه با شرایط جدید.

– قرار گرفتن در چالش آزادی در برابر امنیت.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، تیر ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

روانشناس در نروژ- دکتر روانشناس کامیار سنایی

روانشناس در نروژ

پیدا کردن یک روانشناس در نروژ برای ایرانیان با توجه به ویژگی‌های خاص این کشور و تفاوت فرهنگی، احتمالاً اندکی دشوار است. تفاوت‌های فرهنگی بین ...