خانه » روانشناسی » درمان روان‌شناختی » شناخت درمانی » عزت نفس » راه های درمان کمبود عزت نفس
درمان کمبود عزت نفس

راه های درمان کمبود عزت نفس

Author : Dr. Kamyar Sanaie

۲ روش درمان کمبود عزت نفس

تغییر دادن اندیشه‌های ریشه‌دار کار بسیار سختی است. برخی از افراد که دچار کمبود عزت نفس هستند، با وجود نشانه‌های موفقیت همچنان احساس بدی نسبت به خود دارند.

این مورد «سندرم فیکر یا جعل» نام دارد. افرادی که دچار این سندرم می‌باشند فکر می‌کنند که اگر چه همه در مورد آنها به خوبی فکر می‌کنند و خودشان هم می‌دانند که اهداف خاص خود را به درستی به انجام رسانده‌اند، اما خیلی زود از آنها خواسته خواهد شد کاری فراتر از توانایی‌هایشان را انجام دهند. به همین دلیل، جهان پس از آن خواهد دید که آنها تا آن زمان جعل می‌کرده‌اند (در واقع آنها آن چیزی نبوده‌اند که مردم جهان در موردشان تصور می‌کردند). مردی با چنین ویژگی‌هایی که یک پیشگام در زمینه‌ی علمی مختص به خود بود، در حالی از اروپا به وطن خود بازگشت که یک لوح تقدیر که نشان از موفقیت او در کسب جایزه‌ای بین‌المللی بود را به همراه داشت. وقتی او جایزه را به پدرش نشان داد، پدرش با ناراحتی سرش را تکان داد. پدرش گفت: «با مغزی که تو داری، می‌توانستی یک پزشک همانند برادرت باشی.» تجربه او نشان می‌دهد که گاهی اوقات این تاثیرات دوران کودکی تا بزرگسالی ادامه می‌یابد.

برای درمان کمبود عزت نفس ، روان‌درمانی مهترین کارایی را دارد، اگر چه پروسه‌ی درمانی معمولاً تا یک سال به طول می‌انجامد. وقتی شخصی را برای درمان کمبود عزت نفس به یک درمانگر ارجاع می‌دهم، به جای آن که نسبت به مدارک حرفه‌ای آن شخص کنجکاو باشم، بیشتر علاقه‌مند هستم که بدانم آیا درمانگر یک شخص معقول و دلسوز است یا خیر. یک روانشناس یا کارمند اجتماعی می‌تواند به اندازه‌ی یک روانپزشک مؤثر – و یا حتی مؤثرتر- باشد. موفقیت درمان کمبود عزت نفس بستگی به ماهیت پیوستگی و تعهد درمانی دارد. گام‌های درمان کمبود عزت نفس عبارتند از:

۱. اولین اقدام در درمان کمبود عزت نفس این است که درمانگر به سراغ خطاهای شناختی در دیدگاه و جنبه‌های فکری بیمار برود. اگر شخصی فکر می‌کند که عموم مردم او را دوست ندارند و یا از او خوششان نمی‌آید، این دیدگاه باید به عنوان پیشداوری تلقی شود. اگر کسی فکر می‌کند که افرادی از جنس مخالف احتمالاً از او سوءاستفاده می‌کنند، او را تحت استثمار خویش درمی‌آورند و یا نسبت به او سنگدل هستند، این امر نیز باید در زمره‌ی پیش‌داوری قرار گیرد. سپس، در آن شرایط خاص، بیمار باید یاد بگیرد که از خود بپرسد آیا این یکی از آن زمان‌هایی است که چنین احساسی واقعاً باید تصدیق ‌شود و واقعیت دارد و یا صرفا به دلیل پیش‌داوری به وجود آمده است.

این امر مانند نگاه کردن به طیفی از یک مجموعه‌ای رنگی است. اگر عینک قهوه‌ای بر چشم داشته باشید، همه چیز به ظاهر قهوه‌ای رنگ به‌نظر می‌رسد. اگر چیزی به نظر آبی رنگ باشد، به این ادراک می‌توان اعتماد کرد، اما وقتی همه چیز قهوه‌ای به نظر برسد چطور؟ و وقتی بدانید عینک قهوه‌ای بر چشم شماست و چیزی را قهوه‌ای ببینید چطور؟ آیا به قهوه‌ای بودن آن چیز اعتماد می‌کنید؟ استفاده کننده از این عینک باید در تصمیم‌گیری در مورد این که آیا واقعاً اشیایی که می‌بیند قهوه‌ای هستند یا خیر، دقت داشته باشد. زنی که همیشه در خصوص صداقت مردان شک داشته و آنها را ریاکار می‌داند، باید تلاش خاصی را انجام دهد تا تصمیم بگیرد که آیا واقعاً مردی که آن زن در جستجوی او می‌باشد، ریاکار است و یا آنکه به‌واسطه عینک چشم او است که همه مردان و از جمله آن مرد، ریاکار به‌نظر می‌رسند. این استدلالی است برای تردید در قضاوت.

این استدلالی برای شک کردن در تصورات و گمان‌های اولیه است. ما ممکن است همچنان موارد بدبینانه را ببینیم. هرچند که این یک عمل ناخواسته و غیرعمدی از سوی ما باشد، اما ما باید یاد بگیریم که این اعوجاج‌ها را در خود پیدا کرده و به آنها آگاه باشیم تا بتوانیم آنها را تصحیح کنیم.

افرادی وجود دارند که با تجربه‌ای معکوس رشد می‌کنند. آنها این ایده‌ی ثابت را در وجود خود دارند که قادر به انجام هر کاری هستند. به طور کلی، مثبت بودن منجر به موفقیت می‌شود، اما اگر خیلی خوش‌بین باشیم، ممکن است با مشکل روبرو شویم.

در حالت ایده آل، به عنوان افراد بزرگسال، ما باید بتوانیم خودمان و جهان واقعی را ببینیم. هدف درمان این است که این بصیرت و درایت را تسهیل کند. هر یک از فرض‌های اشتباه بیمار باید به صورت جداگانه به چالش کشیده شود. اگر فردی عزت نفس پایینی دارد و تصور می‌کند که قادر به انجام کار خاصی نیست، این فرض او باید به چالش کشیده شود. اگر همان فرد فکر می‌کند که در نگاه جنس مخالف جذابیت ندارد، این طرز فکر باید به درستی و به صورت قانع کننده مورد بررسی قرار گیرد. این امکان وجود دارد که فردی با عزت نفس پایین، روحیه گرفته و پیشرفت کند و بتواند با خوش‌بینی بیشتری به جهان نگاه کند. درمان باید با جزئیات خاصی سروکار داشته باشد.

۲. هدف دوم از درمان کمبود عزت نفس تشویق بیمار به انجام رفتارهایی است که احتمالاً در آن موفق می‌شوند، با وجود اینکه در مورد آنها هنوز شک و تردید دارند. به عنوان مثال، اگر موردی در خصوص یک زن، همانند کسی که در بالا توضیح داده شد وجود داشته باشد، با انجام این اقدامات می‌تواند متقاعد شود که مرد بعدی، یک شانس واقعی برای او خواهد بود و در نتیجه تجربه‌ی او در خصوص مردان تغییر خواهد کرد. دیر یا زود، به میزانی بیشتر یا کمتر، انتظارات او تغییر خواهد کرد. اگر برخی از مردان به شکلی حقیقی و بدون تردید به او توجه داشته باشند، نظر او به طور خود به‌خودی تغییر خواهد کرد. بیماران باید تشویق شوند که کار درست را انجام دهند. گاهی اوقات آنها باید لبخند بزنند، حتی اگر احساسی برای لبخند زدن در آنها وجود نداشته باشد. گاهی اوقات آنها باید تظاهر کنند که دوستانه و مهربان می‌باشند، حتی اگر واقعاً این احساس را نداشته باشند. اما متاسفانه، آنها به دو دلیل در انجام این اقدامات مقاومت می‌کنند: آنها احساس نمی‌کنند که قادر به متفاوت بودن می‌باشند و همچنین انجام کارهای درست تقریباً در بیشتر مواقع، به معنی انجام کاری است که باعث ناراحتی آنها خواهد شد.

خوشبختانه، حتی تغییرات کوچک می‌تواند اثرات بزرگی در درمان کمبود عزت نفس برجای بگذارد. زنی که یاد می‌گیرد با مردان بدون غرولند برخورد کند، در نهایت با کسی ملاقات می‌کند که دلسوز و قابل اعتماد است. مردی که تظاهر می‌کند بلند پرواز است، به شکل بهتر و مناسب‌تری در شغل خود مورد احترام قرار گرفته و ارتقا می‌یابد. کمک‌هایی مانند جدی گرفته شدن افرادی که به‌طور مداوم احساس دلسردی می‌کنند، باعث می‌شود تا آنها در مورد خودشان به احساس بهتری دست یابند.

من در مورد چند کلمه‌ی نصیحت‌آمیز و مشاوره‌ به آن زن جوانی که روحیه‌ی خود را از دست داده و در بالا در مورد آن صحبت شد، فکر کرده‌ام تا جملاتی را به او ارائه دهم. دو چیز به ذهن می‌آید:

به هیچ وجه نباید کسی را مجبور به انجام کاری کنید. به‌طور خاص، واکنش افراد را هنگامی که پشت تلفن با آنها صحبت می‌کنید، مورد قضاوت قرار ندهید. شما زمانی که چهره‌ی کسی را نمی‌بینید، تمایل به تفکر به بدترین حالات ممکن را دارید. در این حالت، به احتمال زیاد شما در درک واکنش آن فرد دچار اشتباه می‌شوید.

هنگامی که با کسی ملاقات می‌کنید و یا به یک مصاحبه شغلی می‌روید، هرگز درباره‌ی خودتان بد نگویید. اگر شما (زن) به کسی که با او (مرد) در ارتباط هستید بگویید که سزاوار و یا شایسته‌ی او نمی‌باشید، او ممکن است در ابتدا فریب بخورد، زیرا گمان می‌کند که با یک شخصیت فوق‌العاده فروتن برخورد دارد. اگر شما آن کلمات را دوباره و دوباره بگویید، دیگر آزاردهنده خواهد شد. جالب آن است که حال، شما قضاوت او را مورد اعتراض قرار می‌دهید. در حالی که مقصر خود شما بودید و این شما بودید که این فکر را در او به‌وجود آوردید.

این امر محتمل است که افراد دارای عزت نفس پایین، تأثیرات دوران کودکی خود را بروز می‌دهند. هر چه باشد، جهان پر از افرادی است که والدین آنها نیستند (حمایتی مانند خانواده برای آنها وجود ندارد).

منبع:

https://www.psychologytoday.com/

https://psychcentral.com/

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر کامیار سنایی، مرداد ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

x

حتما ببینید

استعداد- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

جنگ استعدادها و جنگ بر سر استعدادها

جَنگ استعدادها و جَنگ بر سر استعدادها! مقدمه دو پدیده جنگ استعدادها (Talents War) و جنگ برای استعدادها (War for Talents) پدیده‌هایی جدید هستند که ...