اختلال وسواس فکری و عملی

درمان وسواس کودکان چگونه است؟

درمان وسواس کودکان و نوجوانان

همه آنچه که باید در مورد درمان وسواس کودکان و نوجوانان بدانید

به والدین و معلمان توصیه می‌کنیم مطلب زیر را با دقت مطالعه کنند، چون وسواس در کودکان و نوجوانان می‌تواند برایشان مشابه یک هیولا باشد!

در حالی که روی پروژه‌ای با هم کار می‌کنید، دوستتان را مشاهده می‌کنید که وسایل کارش را به شکلی بسیار مرتب جمع می‌کند. همینطور همه قلم‌هایش را به ترتیب رنگ‌بندی شده و رو به یک جهت مرتب کرده است. از او می‌پرسید چطور اینقدر با نظم کارش را انجام می‌دهد؟ و او پاسخ می‌دهد: این فقط یک نوع وسواس من است!

وسواس در حالی که اغلب به عنوان یک وضعیت مرتبط با نظافت در نظر گرفته می‌شود، اما در واقعیت بسیار گسترده‌تر از آن است.

خصوصا کودکان هم می‌توانند تحت‌تاثیر وسواس قرار بگیرند. شروع علائم می‌تواند در هر زمان، گاهی اوقات در سه سالگی شروع شود.

والدین و معلمان باید عوامل پرخطر را بدانند تا مطمئن شوند که کودکان و نوجوانانی که در معرض خطر ابتلا به وسواس قرار دارند، بیشتر مورد توجه قرار گیرند.

وسواس هنگامی که به درستی درمان شود، قابل کنترل است. اگر به آن توجه نشود، می‌تواند منجر به مشکلات جدی در کیفیت زندگی شود، نه تنها برای کودک بلکه برای تمامی اعضای خانواده.

اختلال وسواس فکری عملی (OCD) چیست؟

اختلال وسواس فکری عملی، با الگویی از افکار، ترس‌ها، تصاویر یا احساسات ناخواسته و مزاحم که منجر به احساس پریشانی می‌شود و رفتارهای تکراری با هدف از بین بردن آن ناراحتی، شناخته می‌شود. معمولاً به این افکار ناخواسته وسواس می‌گویند. و رفتارها و اعمال ناخواسته و تکراری را اجبار می‌نامند.

در طول زندگی، اکثر مردم هر چند وقت یکبار افکار ناخواسته‌ای را تجربه می‌کنند. اگر فرد مبتلا به اختلال وسواس نباشد، این افکار ناخواسته باعث ناراحتی زیادی نمی‌شود زیرا برایش معنی‌دار تفسیر نمی‌شود. ویژگی بارز اختلال وسواس فکری عملی این است که وسواس و اجبار منجر به تأثیر منفی بالینی بر زندگی کودک و نوجوان می‌گردد.

به عنوان مثال، افکار ناخواسته ممکن است آنقدر بد باشند که کودکان در خوابیدن در شب دچار مشکل شوند. رفتارهای تکراری ممکن است آنقدر شدید و مانع کننده باشد که کودک برای خروج از خانه برای رفتن به مدرسه، باشگاه یا مشارکت در کارهای روزمره خود دچار مشکل شود.

خبر خوب این است که تحقیقات زیادی در مورد اختلال وسواس فکری عملی انجام شده است و گزینه‌های درمانی موثری در دسترس است. مشابه سایر اختلالات سلامت روان، هرچه زودتر این بیماری تشخیص داده شود، سریعتر قابل کنترل و درمان است.

وسواس‌ها: آنها چه هستند؟

وسواس، همانطور که به OCD مربوط می‌شود، ترس‌هایی است که کودکان، نوجوانان و سایر افراد نمی‌توانند به آن فکر نکنند. افراد مبتلا به OCD معمولاً آگاه هستند که یک چیزی درست کار نمی‌کند و اغلب می‌دانند که افکار آنها طبیعی نیستند.

این افکار می‌توانند آنها را مضطرب کنند و با وجود تمام تلاش‌هایشان، به نظر نمی‌رسد که در فکر نکردن به آنها، موفق باشند.

برخی از رایج‌ترین نمونه‌های وسواس عبارتند از:

  • ترس از اینکه می‌میرند یا مریض می‌شوند، صرف‌نظر از کاری که انجام می‌دهند.
  • نگرانی از این که یکی از عزیزانشان در نهایت بیمار شود و بمیرد.
  • نگران در مورد این که از قانون سرپیچی کرده‌اند و مستحق مجازات شدید برای آن هستند.
  • ترس از لمس وسایل به دلیل کثیف بودن آنها.
  • وسواس در مورد اطمینان از قرار گرفتن هر شی به شیوه‌ای منظم.
  • نگرانی بابت این که اگر کاری با نظم خاصی انجام نشود، منجر به نتیجه بدی می‌شود.

حقیقت این است که هر کس گاه به گاه افکار ناخواسته‌ای دارد. تفاوت بین افکار ناخواسته گاه به گاه و OCD در این است که در OCD، کودکان نمی‌توانند به این افکار فکر نکنند و ممکن است توسط آنها فلج شوند. اغلب، این وسواس‌ها آنقدر بد و شدید هستند که بچه‌ها نمی‌توانند به چیز دیگری فکر کنند.

اجبارها: آنها چه هستند؟

برای اینکه کودک مبتلا به OCD باشد، باید هم وسواس داشته باشد و هم اجبار.

اجبارها رفتارها یا اعمال ذهنی هستند که معمولاً ماهیتی تکراری و سفت و سخت دارند. این اجبارها اغلب به شکل مناسک هستند و برای مقابله با استرس یا جلوگیری از پیامدهای ترسناک توسط فرد طراحی شده‌اند. کودکان مبتلا به OCD مجبورند این رفتارها را بارها و بارها به ترتیب خاصی انجام دهند. اگر این کار را نکنند، وسواس‌ها غلبه می‌کنند و نگران هستند که نتیجه منفی به دنبال داشته باشد. این رفتارها ممکن است شامل ایمنی‌جویی، نظافت و نظم دادن باشد. آنها باید «درست» انجام شوند وگرنه بچه‌ها مجبور می‌شوند از نو شروع کنند.

به یک معنا، این رفتارها آیینی هستند که منبع قدرت را برای کودکان فراهم می‌کنند. آنها احساس می‌کنند اگر این رفتارهای تکراری را به روشی خاص انجام دهند، می‌توانند اتفاقات بعدی را کنترل کنند.

برخی از رایج‌ترین نمونه‌های اجبار در کودکان عبارتند از:

  • هر بار باید وسایل را به روش خاصی بشویند یا تمیز کنند.
  • عبارتی را بارها و بارها تکرار کنند تا احساس خوبی پیدا کنند.
  • باید تکالیفشان را چندین بار به روشی خاص، پاک‌نویسی یا بازخوانی کنند.
  • تکرار یک کلمه یا عبارت خاص بسیار بیشتر از آنچه که لازم است تا آن کلمه یا عبارت به درستی گفته شود.
  • تکالیف را چندین بار بررسی می‌کنند تا مطمئن شوند که به درستی انجام شده است.
  • چندین بار چراغ اتاقشان را بررسی می‌کنند تا قبل از خروج از خانه، از خاموش بودن آن مطمئن شوند.
  • مواظبند که هر لقمه را در هر طرف دهان به همان تعداد بجوند.
  • برای اجتناب از اعداد بدشانس، همه چیزها و اشیاء را با اعدادی که به نظرشان خوب هستند، مشخص می‌کنند.

توجه به این نکته ضروری است که اجبارها اغلب ناشی از رفتارهای سازگارانه است. به عنوان مثال، خوب است بچه‌ها تکالیف خود را دوبار بررسی کنند تا از انجام صحیح آنها مطمئن شوند. اما از طرفی، اگر کودکان تکالیف خود را ده‌ها بار به خاطر کامل و بی‌نقص بودن تکالیفشان بررسی کنند، این امر از نظر بالینی نه تنها بر زندگی آنها بلکه بر زندگی اعضای خانواده نیز تأثیر منفی می‌گذارد.

چگونه OCD را در کودکان تشخیص دهیم؟

برای افرادی مانند والدین، ​​معلمان و مربیان ورزشی مهم است که بتوانند علائم بالقوه OCD در کودکان را تشخیص دهند. هرچه زودتر بتوانید در شروع یک چالش سلامت روان مداخله کنید، شانس آنها برای نتیجه موفقیت‌آمیز بیشتر خواهد بود.

بسیاری از آداب طبیعی وجود دارد که به OCD نسبت داده نمی‌شود، مانند مراسم قبل از خواب. با این حال، اگر آیینی شروع به تأثیر بر نحوه عملکرد کودک کند، می‌تواند به تشخیص بیش از یک روال عادی بودن کمک کند و بنابراین نشانه‌ای از OCD باشد.

OCD اغلب به آرامی با گذشت زمان تشدید می‌شود. با شروع تدریجی علائم، همراه با تمایل طبیعی والدین برای محافظت از کودکشان، ممکن است برای بزرگسالان تشخیص علائم OCD در کودکان دشوار باشد. شاید تشخیص تاثیر OCD بر کیفیت زندگی کودکان و اطرافیان آنها آسان‌تر باشد.

در اینجا چندین نکته قابل توجه آورده شده است که ممکن است نشانه‌های وسواس باشد. اما موارد زیر همیشه علائم وسواس نیستند. برخی مواقع ممکن است نمونه‌هایی از رفتارهایی باشد که نشان می‌دهد کودک در رنج است و به کمک یک متخصص ماهر نیاز دارد.

۱- مشق شب

کودکان مبتلا به وسواس ممکن است زمان زیادی را به تکمیل تکالیف خود اختصاص دهند. این مورد ممکن است شامل کودکانی باشد که مجبورند یک خط را بارها و بارها بخوانند، مجبور باشند هر عدد را برای یک مسئله ریاضی چندین بار بنویسند و پاک کنند، یا تکالیف خانه را به طور مکرر بررسی کنند تا جایی که تمام شدن آن زمان زیادی ببرد.

۲- خروج از خانه

کودکان مبتلا به OCD ممکن است هنگام خروج از خانه، سرعت خانواده را کاهش دهند. به عنوان مثال، کودک هنگام آماده شدن، ممکن است تمام در و پنجره و چراغ را بررسی کند تا مطمئن شود که در موقعیت یا وضعیت «مناسب» قبل از ترک خانه قرار دارد. آنها ممکن است قبل از اتمام این روال، عصبانی شوند. این رفتار اغلب باعث می‌شود که خانواده به تاخیر بیفتند یا دیر کنند.

۳- شستن دست

شستشوی مکرر دست یکی از معروف‌ترین اجبارها در اختلال وسواس فکری عملی است. شستن دست‌ها ممکن است ناشی از وسواس‌های مربوط به میکروب‌ها، احساس تنفر یا سایر انواع آلودگی مانند «احساسات بد» یا ترس از ایجاد استرس مزمن، اضطراب یا نگرانی باشد. اگر OCD به شستشوی دست وصل باشد، ممکن است نشانه‌هایی از ترک‌خوردگی یا زخم را روی پوست کودکتان مشاهده کنید. اگر بچه‌ها ده‌ها بار در روز دست‌های خود را می‌شویند، صابون پوست را خشک می‌کند و منجر به ایجاد زخم، ترک‌خوردگی و خونریزی می‌شود.

مطالعه کنید:  وسواس شست و شو چیست؟

۴- مواد مخدر یا الکل

گاهی اوقات هنگامی که کودکان برای مدیریت بیماری‌شان تلاش می‌کنند، ممکن است به عنوان یک مکانیسم مقابله به مواد روی آورند. اگر یک نوجوان با چالش‌های روانی روبرو است، ممکن است از نظر اجتماعی احساس انزوا، درک نشدن یا آشفتگی کند. این امر گاهی اوقات منجر به سوء مصرف مواد می‌شود.

۵- عادات خواب

OCD اغلب زمان خواب را مختل می‌کند. کودکان مبتلا به OCD معمولا قبل از اینکه بخوابند باید یک روال بسیار خاص را طی کنند. همچنین اگر افکار مزاحم یا نگرانی‌هایی داشته باشند که در شب شدیدتر است، به سختی می‌توانند به خواب بروند. اگر این روال به هر دلیلی مختل شود، آنها باید کل روال را از نو شروع کنند. برای کودک مبتلا به OCD غیرمعمول نیست که روال خواب را ۳۰ دقیقه، یک ساعت یا حتی بیشتر طولانی کند. این امر کودکان را از خواب خوب و کافی محروم می‌کند، که بر عملکرد مدرسه، رشد عاطفی و روابط با همسالان و اعضای خانواده‌اش تأثیر می‌گذارد. اگر خواب به طور مداوم مختل شود، می‌تواند تأثیر درمان‌های وسواس، از جمله CBT را نیز منفی کند.

علت وسواس در کودک چیست؟

مشابه سایر اختلالات سلامت روان، هیچگاه دلیل واحدی برای ایجاد OCD در کودک وجود ندارد. لیست شامل عوامل خطری است که البته هنوز کامل نیست، اما نگاهی اجمالی به آنچه می‌تواند منجر به OCD شود، ارائه می‌دهد.

۱-سابقه خانوادگی، ژنتیک و محیط

OCD موروثی است. این بدان معناست که اگر فردی در خانواده شما دارای این بیماری باشد، احتمال اینکه کودک نیز آن را داشته باشد بیشتر است. الگوی خانوادگی OCD یک مولفه‌ی ژنتیکی را نشان می‌دهد، اگرچه در حال حاضر هیچ ژن خاصی وجود ندارد که مشخص شود مربوط به OCD است.

توجه به این نکته نیز مهم است که محیط هم نقش دارد. وسواس و اجبار را می‌توان با گذشت زمان آموخت. اگر کودکان به تماشای اعضای خانواده و دیگران که مبتلا به OCD هستند بپردازند، ممکن است به آن الگوهای رفتاری نیز پایبند شوند. در نتیجه، مواجهه با محیط هم می‌تواند در توسعه OCD نقش داشته باشد.

۲- رویدادهای استرس‌زا

رویدادهای استرس‌زا می‌تواند یک عامل خطر برای کودکان مبتلا به OCD باشد که ممکن است دارای آسیب‌پذیری‌های جدی باشند. کودکانی که تروما را تجربه می‌کنند، ممکن است دچار PTSD شوند که ممکن است با OCD اشتباه گرفته شود.

در حالی که افکار ناخواسته و مزاحم اغلب با تروما و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رخ می‌دهند و می‌توانند شبیه OCD باشند، اما تروما بر افکار مزاحم بر اساس رویداد آسیب‌زای گذشته تمرکز می‌کند و OCD معمولاً بر عدم قطعیت‌های آینده و تلاش برای کاهش آنها متمرکز است.

OCD قابل درمان و کنترل است، پس امیدوار باشید!

روش‌های زیادی برای مدیریت موثر بیماری وسواس کودکان وجود دارد.

اگرچه افرادی که مبتلا به OCD تشخیص داده می‌شوند همیشه باید با برخی علائم مواجه شوند، اما روش‌های بسیار موثری برای کنترل وسواس‌ها و اجبارها وجود دارد. درمان می‌تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی شود، حتی اگر علائم باز هم به صورت جزئی وجود داشته باشند که باید به طور منظم مدیریت شوند. با گذشت زمان و با درمان موثر، وسواس کودکان دیگر هیچ تاثیر بدی بر کیفیت زندگی آنها نخواهد گذاشت.

وقتی صحبت از درمان کودک مبتلا به OCD می‌شود، مهم است که به طور جامع به این موضوع توجه کنیم. وقتی همه جنبه‌های OCD به طور مناسب مورد بررسی قرار گیرد، کودکان بهترین شانس را برای بهبودی معنی‌دار خواهند داشت.

اجزای متعددی در درمان هر کودک مبتلا به OCD نقش دارند. مانند منحصر به فرد بودن هر کودک. هر تشخیص OCD به شیوه خاص خود به درمان‌های مختلف پاسخ می‌دهد و در نتیجه، ممکن است نیاز به درمان‌های متناسب با فرد باشد تا ببیند چه روشی بهتر عمل می‌کند.

درمان وسواس کودکان

درمان شناختی رفتاری که معمولا با CBT شناخته می‌شود، یک روش درمانی موثر برای افراد مبتلا به وسواس است. این درمان و سایر روش‌های مشابه آن به بیماران کمک می‌کند تا ارتباط بین رفتارها و افکار را متوجه شوند.

یکی از مهمترین اجزای CBT درمان مواجهه‌سازی و پیشگیری از پاسخ نامیده می‌شود. هدف از این نوع درمان این است که کودکان را به تدریج در معرض یک شیء یا وسواس ترسناکشان قرار دهیم.

به عنوان مثال، کودکی که از میکروب می‌ترسد ممکن است در معرض خاک قرار گیرد. سپس، کودک با راهنمایی یک درمانگر خوب، می‌آموزد که در برابر تمایل به انجام رفتارهای اجباری، مقاومت کند.

از آنجا که وسواس همه اعضای خانواده را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، والدین و خواهران و برادرها باید بیاموزند که چگونه از کودکان به بهترین نحو حمایت کنند. روش‌های درمانی مبتنی بر خانواده بسیار موفق بوده است. همچنین، رویکردهای درمانی تحت هدایت والدین برای کودکانی که تمایلی به درمان ندارند، وجود دارد. والدین یاد می‌گیرند که چگونه مهارت‌های مقابله‌ای را به فرزند خود بیاموزند.

اگرچه این نوع درمان زمان می‌برد، اما نشان داده شده است که کیفیت زندگی را در کودکان مبتلا به وسواس بسیار بهبود می‌بخشد.

دارودرمانی در درمان وسواس کودکان

برخی داروهای روانپزشکی می‌توانند به کودکان در کنترل وسواس‌ها و اجبارهای همراه با OCD کمک کنند. اگر دسترسی به درمان رفتاری دشوار است یا به نظر می‌رسد تاثیر خفیفی داشته باشد، بنابراین یک مهار کننده بازجذب سروتونین (SRI) و یک کلاس خاص از داروهای ضد افسردگی، ممکن است برای افزودن به برنامه مراقبت از کودک مفید باشد.

برخی از رایج‌ترین داروهای ضدافسردگی که ممکن است در کودکانی که به OCD تشخیص داده شده‌اند، استفاده شوند عبارتند از:

  • آنافرانیل (کلومیپرامین) در کودکان ده سال یا بالاتر استفاده می‌شود.
  • فلووکسامین در کودکان هشت سال به بالا استفاده می‌شود.
  • پروزاک (فلوکستین) در کودکان هفت ساله یا بزرگتر استفاده می‌شود.
  • Zoloft (سرترالین) در کودکان شش سال به بالا استفاده می‌شود.

در صورت تجویز دارو، والدین باید با روانپزشک در مورد همه احتمالات عوارض‌جانبی و مزایای هر دارو به‌طور عمیق صحبت‌کنند.

همه داروهای روانپزشکی عوارض جانبی دارند. والدین باید عوارض جانبی احتمالی و احتمال بروز این عوارض جانبی را بشناسند. همچنین نحوه آشکارسازی آنها را بدانند و اینکه چه‌زمانی باید در مورد قطع احتمالی دارو با روانپزشک خود تماس بگیرند.

بسیاری از کودکانی که تحت درمان وسواس کودکان قرار می‌گیرند، ممکن است بتوانند با آموختن مهارت‌های مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارو را کنار بگذارند و به طور منظم فقط از همان مهارت‌ها استفاده کنند.

در نظر داشته باشید که بروز وسواس برای هر فرد، متفاوت است. برای برخی از جوانان و خانواده‌های آنها، هفته‌ای یکبار مراجعه به روان‌درمانگر کافی نیست. اگر چنین است، ممکن است گرفتن مشاوره از روانپزشک برای دریافت دارو مفید باشد.

اگر فرزندم وسواس داشته باشد، من چه باید بکنم؟

والدین، ​​سرپرستان و اعضای خانواده باید هوشیار باشند و بفهمند که درخواست کمک از طرف فرزندشان اشکالی ندارد. همچنین، کودکان و نوجوانان باید بدانند که در صورتی که احساس ناراحتی می‌کنند، کمک گرفتن کاملاً خوب و طبیعی است.

توجه به این نکته ضروری است که کودکان مبتلا به OCD آسیب نمی‌رسانند، خطرناک هم نیستند، یا آسیب جبران‌ناپذیری نمی‌رسانند. وقتی با کودکان مبتلا به OCD با همدلی و درک برخورد می‌شود، راحت‌تر می‌توانند مشکلات خود را بیان کنند.

اگر فکر می‌کنید کودکی را می‌شناسید که با OCD دست و پنجه نرم کند، اولین قدم این است که نترسید. در حالی که این اختلال ممکن است فلج کننده باشد، اما راه‌های زیادی برای دریافت کمک وجود دارد که متناسب با نیاز هر کودک است. جستجوی کمک – و درمان – می‌تواند ابزارهایی را در اختیار کودک و خانواده او قرار دهد تا احساس قدرت و کنترل سلامت روانی خود را دوباره در دست بگیرند.

منبع:

https://www.mcleanhospital.org/essential/everything-you-need-know-about-ocd-kids-and-teens

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۱ میانگین: ۵]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا