روانشناسی

چرا حسادت میکنیم؟ روانشناسی حسادت

روانشناسی حسادت

چرا حسادت می‌کنید و چگونه می‌توانید با آن به روشی سالم کنار بیایید؟

حسادت یکی از آن احساسات «بی‌خطر» است که در وهله‌ی اول، احساسی ناخوشایند یا نادرست به نظر می‌رسد. متأسفانه، این حس انزجار یا شرم که ما از حسادت احساس می‌کنیم، دقیقاً همان چیزی است که حسادت را به یک احساس دشوار برای مدیریت مؤثر تبدیل می‌کند.

در این مقاله، قصد دارم شما را با روانشناسی حسادت آشنا کنم. و راه‌های مفیدتری را برای فکر کردن در مورد اینکه حسادت چیست و واقعاً چگونه کار می‌کند، به‌شما نشان دهم.

حسادت دقیقا چیست؟

تعریف استاندارد فرهنگ لغت از حسادت چیزی شبیه به این است:

احساس رنجش به دلیل موفقیت یا محسنات دیگری.

این یک تعریف خوب است، اما فکر می‌کنم برخی نکات روان‌شناختی در آن بیان نشده است.

۱- کلمه‌ی رنجش، کلمه خوبی نیست.

رنجش به حسادت نزدیک است اما فکر می‌کنم حسادت واقعا یک احساس متمایز با دیگر احساسات است. یکی از دلایلم این است که رنجش معمولاً در نتیجه یک ظلم اتفاق می‌افتد و به این ترتیب به خانواده‌ی عواطف خشم نزدیک‌تر است.

و در حالی که قطعاً مقداری از این عنصر خشم در حسادت وجود دارد، تجربه من این است که وقتی واقعاً در مورد آن فکر می‌کنید، حسادت ارتباط نزدیکی با غم و اندوه و ترس دارد؛ یعنی پاسخی به یک فقدان یا عدم کفایت درک‌شده یا تهدید شده است.

۲- بیشتر به شما مربوط می‌شود تا آنها.

این تعریف استاندارد از حسادت باعث می‌شود به‌نظر برسد که همه‌چیز مربوط به آن چیزی است که طرف مقابل دارد. اما من فکر می‌کنم حسادت یک احساس خیلی متمرکز بر درون است؛ گویی موفقیت یا ارزش شخص دیگری یادآور یک بی‌کفایتی یا ترس در درون ما است.

۳- حسادت فقط یک احساس نیست.

در بخش بعدی بیشتر در مورد این موضوع صحبت خواهیم کرد، اما یکی از بزرگترین مشکلات اکثر تعاریف حسادت و طرز فکر اکثر ما در مورد روانشناسی حسادت این است که صرفاً به عنوان یک احساس در نظر گرفته شده است.

اما من فکر می‌کنم حسادت خیلی بیشتر از یک احساس است. به طور خاص، حسادت معمولاً شامل هر دو الگوی تفکر و رفتار است که بااهمیت هستند.

از آنجایی که آخرین نکته برای نحوه مدیریت واقعی حسادت بسیار مهم است، بیایید نگاهی دقیق‌تر به تمایز بین احساس حسادت در مقابل حسادت کردن و روانشناسی حسادت داشته باشیم.

احساس حسادت در مقابل رفتار حسادت‌آمیز

برای بسیاری از ما، زمان حسادت کردنمان خیلی واضح است:

  • وقتی دوست پسرمان را در حال چت با یک جنس مخالف می‌بینیم.
  • وقتی بهترین دوستتان ارتقای بزرگی را به دست آورده است (مثلا افزایش حقوق).
  • وقتی متوجه می‌شوید فردی که روی تردمیل کناری شما در باشگاه است، چقدر تناسب اندام دارد و بدنش عضلانی است.

چیزی‌که کمتر بدیهی است و درباره‌اش صحبت می‌شود، این است که بعد از آن احساس اولیه حسادت چه اتفاقی می‌افتد.

ما تقریباً همیشه بلافاصله پس از احساس حسادت، رفتار حسادت‌آمیز می‌کنیم.

البته، این رفتار از روی حسادت ما، معمولاً نامحسوس است و اغلب برای افراد دیگر قابل مشاهده نیست. و تمایل به دو شکل دارد:

تفکر حسادت‌آمیز

رفتار حسادت‌آمیز

تفکر حسادت‌آمیز در روانشناسی حسادت

تفکر حسادت‌آمیز همان کاری است که ذهن شما معمولاً پس از احساس حسادت انجام می‌دهد:

  • شما شروع به این فکر می‌کنید که دوست پسر شما ممکن است مخفیانه با فرد دیگری رابطه داشته باشد. زیرا او بی‌خبر از شما این کار را انجام می‌دهد و بنابراین می‌خواهد از رابطه با شما خارج شود.
  • شما شروع به گذراندن سناریوهایی در ذهن خود می کنید که چرا واقعاً به اندازه دوستتان شایسته ترفیع نیستید.
  • شما به‌خودتان می‌گویید اگر جوان و مجرد بودید و واقعاً زمان برای ورزش منظم داشتید، مثل فرد کناری‌تان خوش‌اندام بودید.

به عبارت دیگر، تفکر حسودانه داستانی است که وقتی احساس حسادت می‌کنید برای خودتان تعریف می‌کنید.

این مهم است زیرا یکی از چیزهایی که حسادت ما را شدیدتر و طولانی‌تر می‌کند، داستانی است که درباره آن و در نتیجه برای خودمان تعریف می‌کنیم.

به عبارت دیگر، افرادی که تمایل بیشتری به نگرانی و نشخوار فکری دارند، احتمال اینکه حسادت خود را به نمایش بگذارند بسیار بیشتر است (البته فقط در ذهن خود).

از سوی دیگر، حسادت، رفتاری است که ما از نظر فیزیکی در پاسخ به احساس حسادت انجام می‌دهیم:

  • شما خودتان شروع به معاشقه با کسی در مهمانی می‌کنید تا توجه دوست پسرتان را جلب کنید یا «او را وادار به توجه و اعتراف کنید».
  • هر زمان که موضوع کار یا شغلتان مطرح می‌شود، به روشی منفعلانه و تهاجمی با دوست خود ارتباط برقرار می‌کنید.
  • شما ورزش‌کردن را متوقف می‌کنید زیرا بودن در کنار افرادی که تناسب‌اندام دارند، باعث ایجاد احساسات دردناک در شما می‌شود.

رفتار حسادت‌آمیز کاری است که شما در پاسخ به احساس حسادت انجام می‌دهید – آگاهانه یا غیر آگاهانه.

آگاهی بیشتر از رفتار حسادت‌آمیز ما بسیار مهم است، زیرا می‌تواند به راحتی منجر به خودتخریبی و سایر الگوهای مخرب شود.

قبل از اینکه به چند نکته و راهکار برای مقابله سالم با حسادت‌مان بپردازیم، باید کمی در مورد اینکه حسادت از کجا می‌آید صحبت کنیم. زیرا اگر عملکرد حسادت یا آنچه را که می‌خواهد انجام دهد، درک نکنید، نمی‌توانید به‌روشی سالم به حسادت پاسخ‌دهید.

چه چیزی باعث حسادت می‌شود؟

اگر می‌خواهید بفهمید حسادت در واقع چگونه کار می‌کند، و چگونه با آن به طور مؤثر برخورد کنید، باید یک مفهوم مهم را درک کنید:

حسادت یک واکنش طبیعی به ازدست دادن یا ضرر واقعی یا تهدید شده است.

۱- حسادت یک واکنش طبیعی است.

بسیار مهم است که حسادت را یک احساس طبیعی بدانید و نه چیزی ذاتا بد یا معیوب. درست همانطور که احساس ترس در هنگام تهدید یا عصبانیت در هنگام ارتکاب بی‌عدالتی طبیعی است، طبیعی است که گاهی اوقات نیز حسادت کنیم.

در حالی که حسادت به معنای یک چیز نرمال، طبیعی است؛ همچنین از این جهت طبیعی است که مفید است – یا حداقل تلاش می‌کند که باشد. درست همانطور که هدایت صحیح خشم راهی مفید برای اصلاح بی‌عدالتی است، حسادت نیز می‌تواند مفید باشد.

۲- مربوط به ازدست دادن یا ضرر واقعی یا تهدید شده است.

وقتی چیز خوب یا ارزشمندی را می‌بینیم که دیگری دارد و تمرکز ما روی خود آن چیز و آن شخص دیگر است، واکنش ما بیشتر شبیه تحسین، تعجب و غیره است. حسادت زمانی به وجود می‌آید که ما شروع به مقایسه داشته‌های دیگران با کمبودهای خودمان می‌کنیم. بنابراین در یک سطح اساسی، حسادت در واقع به چیزی است که احساس می‌کنیم آن را نداریم اما باید داشته‌باشیم.

مثال:

اگر در حال حاضر، مدیر ارشد در شرکتی که کار می‌کنید هستید و می‌بینید که یک کارآموز سطح پایین، اولین ترفیع خود را دریافت می‌کند، بعید است که به او حسادت کنید. زیرا آنچه او به دست آورده است، چیزی است که شما از قبل کسب کرده بودید. شما چیزی را از دست نمی‌دهید یا ترفیع او یادآور کمبودی که دارید نمی‌شود. البته، برای مثال، هنوز ممکن است احساس خطر کنید، اما این چیز دیگری است.

حسادت همیشه مستلزم مقایسه است. و معمولا هم در مورد چیزهایی است که برایشان ارزش قایل هستید، اما آنها را ندارید یا از نداشتنشان می‌ترسید.

نکته‌ی بسیار مهم در روانشناسی حسادت:

حسادت یک واکنش بسیار قابل درک به این موضوع است که شما چیزی ارزشمند را ندارید (یا در خطر ازدست دادن چیزی هستید).

بنابراین، از این منظر، حسادت فقط یک «احساس منفی» نیست که باید سعی کنید از شر آن خلاص شوید. این یک احساس ارزشمند است که به شما یادآوری می‌کند چه چیزی واقعا برای شما مهم است و خطر بالقوه ازدست دادن یا نداشتن آن را دارید.

البته، مانند هر احساس دیگری، پیامی که در آن وجود دارد لزوماً یک چیز نیست.

مثلا:

ممکن است در رابطه عاشقانه خود کاملاً ایمن باشید و زمانی که شریک زندگی‌تان کاری را انجام می‌دهد که به نظر شما عشوه‌گرانه به نظر می‌رسد، کمی حسادت کنید. این موج کوچک حسادت ممکن‌است نتیجه تفسیر نادرست شما از آنچه در حال وقوع است باشد. در این صورت لزوماً مفید نیست.

نکته مهمتر این است:

حسادت همیشه ناخوشایند خواهد بود. اما اگر از آن به عنوان راهی برای در نظر گرفتن ارزش‌های خود استفاده کنید، می‌تواند سازنده باشد تا مخرب.

حسادت می‌تواند آنچه را که واقعاً برایتان ارزش است، به شما یادآوری کند و به شما انگیزه دهد تا به سمت آن حرکت کنید، به آن برسید یا اگر چیزی است که قبلاً به دستش آورده‌اید، آن را برای همیشه حفظ کنید.

 

منبع:

https://nickwignall.com/jealousy/jea..

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 4 میانگین: 4.5]

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا