خانه » روانشناسی » درمان روان‌شناختی » روانکاوی » تفاوت روانکاوی با روانشناسی
روانکاوی

تفاوت روانکاوی با روانشناسی

Author : Dr. Amin Hosseini

روانکاو کیست و روانکاوی چیست؟

خیلی‌ها این سوال را از من می‌پرسند که فرق روانکاو و روانشناس چیست؟ و ما چه زمانی باید به روانکاو و یا چه زمانی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟

باید به این مطلب اشاره کنم که این سوال که چه بیماری‌هایی را روانکاو درمان می‌کند و چه بیماری‌هایی را روانشناس، در واقع سوال درستی نیست. به این علت که هردوی این افراد یعنی هم روانکاو و هم روانشناس، توانایی مداخله‌ی درمانی در تمامی بیماری‌ها و اختلالات حوزه‌ی علم روان و حوزه‌ی آموزشی‌ای که سپری کرده‌اند را دارند. بلکه در واقع تفاوت بین روانکاو و روانشناس در تفاوت بین بیماری‌ها نیست، بلکه در رویکرد درمانی‌ست. در واقع رویکرد درمانی روانکاوان با رویکرد درمانی روانشناسان با یکدیگر متفاوت است، اما در انتها هردوی آنها هدفشان درمان و بهبودی اختلال یا نابسامانی موجود در روح و روان فرد است.

اجازه دهید با این مثال منظور خود را واضح‌تر بیان کنم:

فرض کنید شما می‌خواهید از شهری به شهر دیگری بروید. یکی از خودروها از مسیر A می‌رود، و یکی دیگر از خودروها از مسیر B. اما در نهایت هردوی این دو خودرو به شهر موردنظر شما می‌رسند. فقط مسیری که برای رسیدن به این شهر انتخاب کرده‌اند، متفاوت است. در واقع در رویکرد روانشناسی، عموما هدف، ترمیم اختلال یا نابسامانی مربوط در فرد از طریق روش‌هایی مانند شناخت درمانی و یا روش‌های دیگر می‌باشد. اما در رویکرد روانکاوی، روشی که استفاده می‌شود از روش ایجاد آگاهی در سطح ناخودآگاه و کم کردن فشارهای موجود در ناخودآگاه فرد است. در واقع روانکاو و روانشناس، دو مسیر مختلف برای درمان را استفاده می‌کنند. به عنوان مثال اگر فردی دارای اختلال اضطراب، پانیک و یا افسردگی باشد، عموم روانشناسان دلیل این اختلال را در یک تفکر شناختی غلط می‌دانند و در حین درمان و یا در حین کمک به بهبودی فرد، سعی می‌کنند تفکرات غلط شناختی فرد را تغییر دهند و با تغییر تفکرات بنیادین فرد، در نهایت رفتار و احساس فرد را تغییر داده و سرانجام اختلال مربوطه را حل کنند. اما روانکاوان عموما در مواجهه با یک بیمار یا مراجعی که دارای همین اختلالات نامبرده باشد، دلیل بروز این مطلب را به علت استفاده‌ی بیش از حد از مکانیزم‌های دفاعی و یا فشار در ناخودآگاه و یا تثبیت و سرکوب نیازهای اولیه می‌دانند که البته همانند روانشناسان که شاخه‌های تفکری مختلفی از قبیل رفتاردرمانی، شناخت درمانی و … در آنها وجود دارد، در روانکاوان هم رویکردهای مختلف درمانی و سبک‌های مختلف درمانی وجود دارد، مانند رویکرد فرویدی، نئوفرویدی، و یا روانکاوهای عصر جدید. اما به صورت خلاصه، تفاوتی که در بین روانکاوان و روانشناسان وجود دارد، در نوع درمان و سیستم مورداستفاده برای حل معضل است.

حال اگر این سوال برای شما پیش بیاید که «من باید به روانکاو مراجعه کنم یا روانشناس؟، جواب این سوال به اینصورت خواهد بود که بستگی به علاقه، سطح درآمد و انتخاب شخصی شما دارد. بسیاری از مراجعین دوست دارند که از طریق رفتاردرمانی یا از طریق رویکردهای دیگر موجود در روانشناسی، مشکلات خود را حل کنند و در نقطه‌ی مقابل، بسیاری دیگر نیز علاقه‌مند به کاویده شدن و تحلیل ناخودآگاه خود هستند. در نتیجه انتخاب نحوه‌ی درمان، کاملا مربوط به خود مراجع می‌باشد و شما نمی‌توانید بگویید این دسته از اختلالات یا این دسته از بیماری‌ها باید به روانشناس و یا باید به روانکاو مراجعه کنند. حتی این مطلب را در مقطع کودکان هم نمی‌توان گفت، زیرا همانطور که در روانشناسی کودک، شاخه‌های مختلفی برای درمان اختلالات کودکان از قبیل بازی درمانی یا شیوه‌های دیگر وجود دارد، به همان اندازه هم روش‌های درمانی متعددی برای همان اختلال‌ها در روانکاوی وجود دارد و بسیاری از رویکردهای درمانی برای کودکان نیز وجود دارد که سرلوحه‌ی تفکرات‌شان از چارچوب روانکاوی می‌گذرد.

اما سوال دیگری که می‌تواند مطرح شود این است که چرا تعداد کسانی که کار روانکاوی می‌کنند از تعداد کسانی که کار روانشناسی می‌کنند، کمتر است. علت اینکه تعداد روانکاوان کمتر از روانشناسان است را می‌توانیم به دو بخش تقسیم نماییم:

۱-دلایل اقتصادی

۲-دلایل اجرایی

در دلایل اقتصادی، این نکته بسیار قابل ذکر است که به علت پرهزینه بودن جلسات روانکاوی، بسیاری از مراجعین علاقه دارند که به روانشناسان مراجعه کنند. چون هزینه‌ی جلسات در آنجا کمتر می‌باشد در نتیجه میل به شرکت در جلسات روانشناسی بیشتر است. از طرفی در بسیاری از کشورهای پیشرفته که روانشناسی دارای بیمه‌ی درمانی است، روانکاوی شامل بیمه‌ی درمانی نمی‌شود. به عنوان مثال در اروپا، آمریکا و انگلستان، روانشناسی شناختی شامل بیمه شده و کسانی که دارای اختلالات روحی، روانی و یا هر نوع کمکی از جانب روانشناسان می‌باشند، با مراجعه به روانشناسان می‌توانند هزینه‌های متحمل شده را از سمت بیمه جبران کنند. اما به علت اینکه روانکاوی بسیار گرانتر است، دولت در کشورهای غربی و حتی پیشرفته تمایلی به پرداخت جلسات روانکاوی ندارد؛ در نتیجه میزان شرکت در جلسات روانشناسی، بیشتر از جلسات روانکاوی می‌شود و به همین علت متخصصین روانشناس به علت اینکه مراجعات بیشتری دارند، تمایل بیشتری نیز در بین رواندرمانگرها وجود دارد که به سمت روانشناسی بروند و این رشته را مطالعه کنند. اما روانکاوی به علت هزینه‌دار بودن باعث می‌شود تا بسیاری از افراد از مطالعه و تبدیل شدن به یک دکتر روانکاو بپرهیزند.

عامل بعدی که باعث می‌شود مراجعین روانشناسی بیشتر باشد این است که در روانشناسی، دکتر روانشناس نیازی به این ندارد که خودش مورد درمان قرار بگیرد، اما در روانکاوی، دکتر یا روانکاو قبل از آغاز روانکاوی باید خودش در تمامی جلسات روانکاوی شرکت کرده باشد و کاملا مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته باشد و نهایتا روانکاوی شده باشد. به همین علت باید پروسه‌ی طولانی‌تری را برای طی کردن سپری نماید. در نتیجه به واسطه‌ی دلایل گفته شده، شاید وجود دکترها و متخصصین روانشناس در جامعه بیشتر از حضور دکترهای روانکاو باشد و شاید شما اگر در شهر خود بیرون بروید، تابلوهای دکتر روانشناس و متخصص روانشناس را بیشتر از دکتر و متخصص روانکاو ببینید، چون همانطور که گفته شد، هم هزینه‌های روانکاوی بیشتر، گرانتر و بالاتر است و هم پروسه‌ی تبدیل شدن به یک متخصص روانکاو پیچیده‌تر، سختتر و طاقت‌فرساتر است.

اما در نهایت  بایداین مطلب را ذکر کنم که تمامی مطالب گفته شده دلیل بر بهتر بودن روانکاوان و یا بهتر بودن روانشناسان نیست. بلکه انتخاب رویکرد درمانی کاملا وابسته به نگاه و سلیقه‌ی مراجع است. در واقع می‌توانم این مثال را بزنم که شما در یک بیماری مانند سرماخوردگی، علاقه به خوردن شربت یا قرص را دارید؛ در واقع هیچکدام از این دوتا نمی‌توانند مزیتی بر دیگری داشته باشند و فقط نحوه‌ی بهبودی در انتخاب بین شربت یا قرص متفاوت است.

در انتها باید به این نکته نیز بپردازم که بسیاری از انسان‌ها فکر می‌کنند که روانکاوی پروسه‌ی طولانی‌مدت‌تری از روانشناسی است و اگر به عنوان مثال دارای افسردگی یا یک اختلال دیگری از این دست باشند، و اگر به روانشناس مراجعه کنند مثلا در ۱۰ تا ۲۰ جلسه درمان می‌شوند، اما اگر به روانکاو مراجعه کنند باید جلسات بیشتری مثل ۵۰، ۶۰ و یا باید سال‌های بیشتری را به روانکاو مراجعه کنند. این تفکر، تفکر درستی نیست؛ به واسطه‌ی اینکه همانطور که قبلا اشاره کردم، همانگونه که در روانشناسی مکتب‌ها و رویکردهای مختلف درمانی وجود دارد، در روانکاوی هم مکتب‌ها و رویکردهای مختلف درمانی وجود دارد و همانطور که در روانشناسی مکتب‌هایی مبنی بر درمان طولانی مدت وجود دارد، در روانکاوی هم مکتب‌هایی مبنی بر درمان کوتاه‌مدت وجود دارد. در نتیجه در هر دو شیوه، هم روش‌های درمانی کوتاه‌مدت و هم روش‌های درمانی بلندمدت موجود است. به عنوان مثال در روانکاوی، روانکاوی‌های پویشی کوتاه‌مدت و یا روانکاوی‌های دیگری از این قبیل هم وجود دارد که در جلسات کمتر، سعی بر درمان فرد می‌کنند. همانطور که در روانشناسی هم جلسات طولانی‌مدت تعریف شده و در واقع درمان سریع و یا درمان بر پایه‌ی کوتاهتر بودن زمان، مقوله‌ای نیست که مربوط به روانشناسی یا روانکاوی باشد؛ بلکه این دغدغه‌ی بشری است که با گذر زمان، سرعت درمان بیشتر شود و در واقع هرچه از تاریخ و هرچه از پیدایش علم پزشکی و روانشناسی و بقیه علوم می‌گذرد، هدف بشر دسترسی سریعتر و آسانتر به درمان و یا بهبودی بوده و سرعت بیشتر و رسیدن به درمان موفق‌تر و با کیفیت بالاتر و صرف هزینه‌ی کمتر، امریست که مربوط به دیدگاه بشری است نه رشته‌ی درمانی و در نتیجه در تمامی رشته‌های درمانی، چه در درمان‌های اعصاب و روان و روانشناسی و چه در درمان‌های پزشکی، سرعت بخشیدن به درمان، پایین آوردن هزینه و افزایش کیفیت درمان، همواره هدف محققین و دانشمندان بوده است و این امر هیچ ربطی به انتخاب رویکرد درمانی ندارد. به همین علت است که در هر دو رویکرد درمانی، چه روانکاوی و چه روانشناسی، سبک‌های مختلف درمانی و سیستم‌های متفاوتی وجود دارد که از سیستم‌های سریع و فشرده تا سیستم‌های مبتنی بر زمان و طولانی‌مدت‌تر است. در نتیجه، در پایان این نکته حایز اهمیت است که هدف هردوی اینها، یعنی روانکاوی و روانشناسی، کمک و بهبود بخشیدن به شرایط روحی و روانی مراجع می‌باشد و هیچکدام به دیگری مقدم نیست.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر امین حسینی، تیر ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

پشتیبانی شده توسط تیم مسترگروپ دات آی آر
x

حتما ببینید

رابطه مادرزن و داماد

روانکاوی مادرزن و داماد

روانکاوی رابطه‌ مادرزن و داماد رابطه مادرزن و داماد در همه‌ی فرهنگ‌ها و کشورها یکی از دستاوردهای مهم برای ساختن جک، لطیفه، فیلم، داستان و ...