درمان وسواس
عنوان بلوک
غلبه بر وسواس فکری و عملی
سوالی که در ذهن اکثر افراد وسواسی وجود دارد آن است که:
چکار کنم وسواس فکری نداشته باشم؟
چگونه وسواس فکری را ترک کنیم؟
برای وسواس فکری باید چکار کرد؟
آیا وسواس فکری درمان قطعی دارد؟
آیا وسواس فکری عملی درمان قطعی دارد؟
تیم تخصصی روانشناسی دکتر کامیار سنایی برای درک بهتر محتوا، پادکست مربوط به درمان وسواس فکری و عملی را برای شما تهیه کرده است:
برای غلبه بر اختلال وسواس فکری و عملی خفیف تا متوسط، درمان شناختی رفتاری و بهویژه مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) و برای اختلال وسواس متوسط تا شدید، ترکیب دارو درمانی و مواجهه و جلوگیری از پاسخ (EPR) توصیه میشود که در ادامه بهطور مشروح توضیح میدهیم.
ولی پیش از مطالعه درمان وسواس فکری عملی توصیه میکنم برای شناخت بیشتر وسواس فکری خود، مقاله اختلال وسواس فکری عملی را مطالعه کنید تا بهتر بتوانید راههای غلبه بر وسواس فکری عملی را درک کرده و در نتیجه به خود کمک کنید.
درمان شناختی رفتاری وسواس فکری عملی
اکثر افراد مبتلا به وسواس فکری و عملی نشانههای وسواس خود را از دیگران پنهان میکنند. دلایل پنهانکاری را میتوان بهطور خلاصه در این ترس دانست که ممکن است دیگران فرد وسواسی را آنگونه که خودشان او را در نظر میگیرند، در نظر آورند (بهعبارتی «دیوانه، بد یا خطرناک») و از بیمار دوری کنند. لازم است ارتباط درمانی قوی با بیمار برقرار شود تا او نشانههای خود را روشن بیان کند. زیرا این امر در تعیین هدفهای درمان و در نتیجه درمان بسیار موثر است.
لازم است بیمار درک کند که افکارش بیاهمیت هستند و در درمان تأکید بر آنها نیست. آنچه مهم است معنایی است که فرد به افکار خود میدهد. بهطور مثال، فردی که فکر وسواسی آزار جنسی یک کودک را دارد؛ بهدلیل این افکار، خود را انسان پلید و بدی میداند (حتماً انسان بدی هستم که این افکار بهذهنم میآید) و این در حالی است که او کنترلی بر فکر خود ندارد.
اهمیت معنا دادن به افکار در افراد وسواسی
معناییکه فرد وسواسی برای فکرش قائل است، تمرکزش را بر فکر وسواسی بیشتر کرده و این افکار بیشتر بهذهنش میآیند. بیمار باید درک کند بر افکارش کنترلی ندارد و مسئول افکارش نیست و تنها بر رفتار خود کنترل دارد و از طریق کنترل رفتار، افکار مزاحم و ناخواسته نیز تغییر میکنند.
مهم است که بیمار درک کند افکار مزاحم بهذهن اکثر افراد خطور میکند، ولی در بیمار وسواسی بهدلیل اهمیت و معناییکه برای افکارش قائل است، این افکار بهطور مداوم بهذهنش بازمیگردند. هرچقدر فرد بیشتر تلاش کند افکارش را سرکوب کند، این افکار بیشتر بهذهن میآید. (تمرین: تلاش کنید تصویر یک فیل صورتی را از ذهنتان دور کنید. تمام تلاشتان را کنید تا تصویر فیل صورتی را از ذهن بیرون کنید. میبینید که تلاش بیشتر باعث میشود تصویر فیل صورتی در ذهنتان بماند.)
ضمناً بیمار باید بداند افراد وسواسی دیگری هستند که افکار وسواسی از نوع دیگری در ذهن دارند. این امر کمک میکند تا بیمار درک کند تنها ارزیابی افکار است که آنها را ازهم متمایز میکند. مثلاً فردیکه افکار وسواسی کودکآزاری دارد، وقتی متوجه شود افراد دیگری افکار مزاحم و ناخواسته درباره زیر گرفتن دیگران، تصاویر خشونتبار یا مستهجن، توهین بهمقدسات و … دارند (درحالیکه خود، این افکار مزاحم را ندارد) درک میکند که آنچه افکار مزاحم را از هم متمایز میکند، نحوه ارزیابیشان است.
ارزیابی یک فرد وسواسی، با اضطراب یا دیگر احساسات منفی و تلاش برای کنترل یا خنثیکردن افکار مزاحم تداعی میشود. درحالیکه یک ارزیابی با بار خنثی با اضطراب کمتر و تلاش کمتر برای کنترل تداعی میگردد. هدف به اشتراکگذاری افکار دیگران با بیمار، عادیکردن وجود مزاحمتهای فکری ناخواسته و اهمیت ارزیابیهای خنثی است. در نمودار زیر اهمیت ارزیابی را در دو مورد نگرانی میبینیم.
نمودار اهمیت ارزیابی در دو مورد نگرانی
همانطور که پِردون و کلارک و همکاران گفتهاند، فراوانی افکار و تصاویر در پی تلاش برای کنترلشان، بیشتر میشود. شما با تلاش برای فکر نکردن به افکار ناخواسته، سهواً توجّه بیشتری به افکارتان میکنید که باعث میشود این افکار بیشتر به خاطر شما بیاید. در حالیکه فردی که به وسواس فکری عملی دچار است میزان فراوانی بیشتر افکار جنسی خود را مدرکی میداند که نشان میدهد در حال تبدیل شدن به یک فرد خطرناک است و بنابراین بیشتر باید مواظب افکارش باشد.




















