درمان افسردگی- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

درمان افسردگی

Author : Dr. Amin Hosseini

درمان افسردگی بر اساس چه روش‌هایی صورت می‌پذیرد؟

افسردگی یکی از بیماری‌هایی است که امروزه به صورت یک چالش همگانی در تمامی کشورها به وجود آمده است، به‌طوریکه در امریکا حدوداً ۷ درصد از جامعه هر سال تشخیص افسردگی می‌گیرند. طبق آماری که وزارت بهداشت امریکا ارایه داده است، زن‌ها دو تا سه برابر بیشتر احتمال ابتلا به افسردگی را دارا می‌باشند. اما اگر سوال ما این باشد که افسردگی به چه علت به‌وجود می‌آید، هنوز اتفاق نظری در دانشمندان وجود ندارد و روانشناسان و بزرگان علم روانشناسی هنوز با هم اتفاق نظری در این رابطه ندارند. اما اگر بخواهیم به صورت اجمالی دلایل ایجاد افسردگی را بررسی کنیم، عموما دانشمندان دلایل افسردگی را در حوزه‌های محیطی و یا ژنتیک می‌دانند. البته بعضی از بیماری‌ها و یا اتفاقات دیگر که در طول حیات رخ می‌دهد نیز می‌توانند باعث افسردگی شوند.

یک فرد افسرده همیشه فردی که غمگین است، نیست. ما بسیاری از خبرها را می‌شنویم که به عنوان مثال یک هنرپیشه‌ی فیلم‌های طنز یا یک خواننده هم دچار افسردگی است، اما شاید به ندرت در این افراد غم و ناراحتی را ببینیم. در واقع حضور غم، تنها یکی از فاکتورهایی است که از آن می‌توان نتیجه گرفت فرد دچار افسردگی است.

مساله‌ی دیگر این است که اتفاقاتی که در ذهن یک فرد افسرده می‌افتد، از قبیل غم، احساسات بی‌ارزشی، تفکرات منفی مانند میل به خودکشی و …، همگی باید در یک بازه‌ی شش ماهه در فرد وجود داشته باشند. یعنی اگر شما برای یک روز یا دو روز احساس غم و ناراحتی دارید (به عنوان مثال شخصی را از دست داده‌اید، از کارتان اخراج شده‌اید و یا اتفاقاتی از این قبیل) برای شما تشخیص افسردگی داده نمی‌شود. در نتیجه مهمترین فاکتور برای تشخیص بیماری افسردگی آن است که اتفاقات یا علایم باید در یک بازه‌ی زمانی شش ماهه در شما وجود داشته باشند.

درمان افسردگی- سایت روانشناسی دکتر کامیار سنایی

اما مساله‌ی مهمتر از تشخیص آن است که درمان افسردگی چیست؟

در حال حاضر دو شاخه‌ی عمده برای درمان افسردگی وجود دارد. یکی از این شاخه‌ها، شاخه‌ی دارودرمانی است که از انواع مختلف داروها از قبیل ضدافسردگی‌ها و یا دسته‌بندی‌های دیگر استفاد می‌کنند تا بتوانند افسردگی را کنترل کنند. شاخه‌ی دیگر، روان‌درمانی می‌باشد.

روان‌درمانی شاخه‌های مختلفی دارد و می‌تواند از شناخت درمانی تا روانکاوی و درمان‌های دیالکتیکی متغیر باشد. اما به صورت مجموع، امروزه تحقیقات نشان داده است که بهترین راه برای کمک به یک فرد افسرده، استفاده از روان‌درمانی و دارودرمانی به صورت همزمان می‌باشد. یعنی بهتر است که فرد علی‌رغم آنکه تحت دارودرمانی قرار می‌گیرد (لازم به ذکر است که گرفتن دارو در افسردگی نیازمند تشخیص یک متخصص است چون تمام درجات و طبقات بیماری افسردگی نیازی به دریافت دارو ندارند، اما اگر شما در طبقه‌ای از بیماری افسردگی قرار داشته باشید که نیازمند دریافت دارو باشید) در کنار دارودرمانی، وارد پروسه‌ی روان‌درمانی نیز شود.

حال سوالی که مطرح می‌شود این است که در پروسه‌ی روان‌درمانی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یک فرد چه مراحلی را در فرایند روان‌درمانی طی می‌کند که حتی بدون نیاز به دارو، می‌تواند درمان شود؟

مراحلی که در پروسه‌ی روان‌درمانی طی می‌شود، بسیار وابسته به روش درمانی است که متخصص یا روانشناس مربوطه استفاده می‌کند. عموما برای درمان افسردگی در روانشناسی، یکی از مشهورترین شیوه‌ها، درمان شناختی و یکی دیگر از شیوه‌های مرسوم، روانکاوی است. در واقع این دو شاخه، بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در شاخه‌ی اول یعنی درمان شناختی، متخصص روانشناس عموما سعی در شناسایی و تغییر افکار درونی یا احساسات و افکاری که در پس رفتار فرد شکل گرفته است، دارد. در واقع در رفتار درمانی شناختی، هدف متخصص، تغییر افکار درونی و خطاهای شناختی فرد است. در این درمان، متخصصین تصور می‌کنند که باورهای بنیادین باعث ایجاد افسردگی می‌شود. یعنی فرد یکسری خطاهای شناختی دارد که با کمک به حل این خطاهای شناختی، افسردگی درمان خواهد شد. برای این کار، فرد نیازمند آن است که زیر نظر یک متخصص، باورهای بنیادینش تغییر پیدا کنند.

اما در دسته‌ی دیگر یعنی روانکاوی، روند درمان متفاوت است. در روانکاوی، عموما متخصصین روانکاو معتقدند که افسردگی، یک خشم فرو خورده شده است. یعنی معتقد هستند که خشمی در ناخودآگاه فرد وجود دارد که به علت عدم توانایی در بروز این خشم، افسردگی به وجود آمده است. در واقع روانکاوان اعتقاد دارند که عدم توانایی برای ابراز خشم، مساوی است با افسردگی. یعنی اگر انسان بتواند خشم خود را ابراز و به بیرون پرتاب کند، در حالت بسیار شدید منجر به پرخاشگری خواهد شد؛ اما اگر نتواند این خشم را به بیرون انتقال دهد و آن را در درون خود نگه دارد، منجر به افسردگی خواهد گردید. بنابراین در پروسه‌ی روانکاوی، هدف روانکاو بیرون آوردن این خشم درون است و همچنین انتقال چنین خشم درونی از ناخودآگاه به سطح خودآگاه؛ که اگر این اتفاق بیفتد، افسردگی درمان خواهد شد.

به‌طور خلاصه،

۱-دلایل علمی افسردگی هنوز به‌طور کامل نشان‌دهنده‌ی علت واقعی ایجاد این ماجرا نیست.

۲- دانشمندان تصور می‌کنند که افسردگی می‌تواند ریشه‌های ژنتیکی یا ریشه‌های محیطی داشته باشد.

۳- درمان افسردگی به دو شاخه‌ی دارودرمانی و روان‌درمانی تقسیم می‌شود.

۴- در روان‌درمانی، در حال حاضر دو رویکرد غالب وجود دارد: رویکرد شناختی و رویکرد روانکاوانه.

۵- در رویکرد روان‌درمانی که شناخت درمانی را سرلوحه‌ی خود قرار داه است، هدف، کمک کردن برای شناخت باورهای بنیادین و تغییر تفکرات و خطاهای شناختی است.

۶- در رویکرد روانکاوی، هدف، ابراز خشم از ناخودآگاه به حیطه‌ی خودآگاهی است.

در انتها به خاطر داشته باشید که افسردگی به هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌تنهایی و به خودی خود از بین برود. اگر شما علایم و نشانه‌های افسردگی را در خود می‌بینید، مسلما نیازمند دریافت کمک از یک متخصص حرفه‌ای هستید؛ زیرا با صبر و گذران روزها، امکان بدتر شدن افسردگی وجود دارد اما به هیچ‌وجه افسردگی بهبود پیدا نخواهد کرد.

اشتراک گذاری

نویسنده : دکتر امین حسینی، بهمن ۹۷.

درباره مدیریت سایت

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

پشتیبانی شده توسط تیم مسترگروپ دات آی آر
x

حتما ببینید

عوارض جانبی مصرف داروهای ضد افسردگی

عوارض جانبی مصرف داروهای ضد افسردگی

عوارض جانبی مصرف داروهای ضد افسردگی چیست؟ داروهای ضد افسردگی می‌توانند فرد را از بسیاری علائم افسردگی رهایی بخشند. اما عوارض جانبی نیز اغلب بخشی ...